خطبه جمعه، 24 آبان ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: امام علم و بازاندیشی / شناخت دیگران ضروری است / آیا دین غیر از محبت است؟ / آیا دین غیر از محبت است؟

مطالب مهم خطبه دوم: نباید جنگ شود / آیا از این حرکت سوء استفاده خواهد شد؟ / مسئولیت سخن / افزایش نرخ ارزها و بحران نقدینگی / غزه؛ ایستادگی قهرمانانه.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

18 ربیع الاول 1441 هـ برابر با 24 آبان 1398 هـ و 15/11/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: امام علم و بازاندیشی / شناخت دیگران ضروری است / آیا دین غیر از محبت است؟ / آیا دین غیر از محبت است؟

مطالب مهم خطبه دوم: نباید جنگ شود / آیا از این حرکت سوء استفاده خواهد شد؟ / مسئولیت سخن / افزایش نرخ ارزها و بحران نقدینگی / غزه؛ ایستادگی قهرمانانه.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنکمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَکمْ تَطْهِيراً» صدق الله العظيم.

هفدهم ماه ربیع الاول سالروز میلاد ششمین امام اهل بیت(ع) امام جعفر بن محمد صادق(ع) بود. امامی که مانند همه ائمه اهل بیت(ع) به عبادت، خوش اخلاقی، تواضع، بسیاری صدقه و مردم دوستی معروف بود.

 

امام علم و بازاندیشی

اما برجستگی این امام در نقل بسیار اخبار و روایات در عرصه‌های گوناگونی دینی و غیردینی از ایشان است. شیخ مفید درباره آن حضرت گفته‌اند: «و به آن اندازه مردم از علوم آن حضرت نقل کرده‏اند که سخنانش توشه راه کاروانيان و مسافران و نامش در هر شهر و ديار زبانزد مردمان گشته و از هيچ يک از علمای اين خاندان به آن اندازه که از آن حضرت حديث نقل شده از ديگرى نقل نکرده‏اند و هيچ يک از اهل آثار و ناقلان اخبار بدان اندازه که از آن حضرت بهره بردند از ديگران بهره‏گيرى نکردند و آن گونه که از ابی‌عبدالله صادق(ع) نقل کرده‌اند، از دیگران نقل نکردند.» او در تمام سخنان خود چیزهایی را می‌فرمود که پیامبر خدا(ص) بیان داشته بود. از این رو احادیث آن حضرت اجتهاد یا نظر شخصیشان نبود. از این رو می‌فرمود: «حدیث من، حدیث پدرم و حدیث پدرم حدیث جدم... و حدیث جدم حدیث امیرالمؤمنین و حدیث امیرالمؤمنین حدیث رسول خداست و حدیث رسول خدا، فرمایش خداوند عزوجل است.»

بسیاری از علمای بلاد و مذاهب اسلامی نزد امام صادق(ع) شاگردی کردند. حسن بن وشاء از یاران امام رضا(ع) به آنان اشاره داشته می‌گوید: «روزی وارد مسجد کوفه شدم و دیدم که نه صد شیخ (عالم دینی) همگی می‌گفتند: جعفر بن محمد صادق به من چنین فرمود.»

این ویژگی به امکانات خاص ایشان برنمی‌گردد که برای سایر ائمه اهل بیت(ع) فراهم نبود. بلکه ناشی از شرایط سیاسی دوره زندگی ایشان است. این شرایط زمینه را برای امام صادق(ع) فراهم کرد تا ذخیره علمی گسترده خود را آشکار نماید. چون امام(ع) از درگیری میان اموی‌ها و عباسی‌ها استفاده نمود. در آن زمان حکومت اموی در حال افول و دولت عباسی در حال صعود بود. این درگیری باعث گردید که هر دوی آن‌ها از امام صادق(ع) غافل بمانند.

ویژگی دیگر امام، توجه و ارتباط با سایر مذاهب اسلامی است. به رغم این که می‌دانست او برحق و نظرات دیگران اشتباه است، نسبت به آن‌ها برخورد بسته نداشت.

بهترین بیان برای این ویژگی ممتاز، دیدار تأثیرگذار ایشان با ابوحنیفه پیشوای مذهب حنفی است. منصور خلیفه عباسی نزد او آمد و اظهار داشت: مردم شیفته جعفر بن محمد شده‌اند؛ بنابراین دشوارترین پرسش‌ها را برای او مهیا کن تا او را به تنگنا اندازند و ناتوانی‌اش را نشان دهند. چون منصور از رشد جایگاه علمی و حضور فعال امام صادق(ع) در جامعه نگران بود.

اگر منصفانه قضاوت کنیم، ابوحنیفه کوشید که به خاطر احترام به استاد خود، از این امر سرپیچی کند. چون از دشواری این وضعیت به خوبی اطلاع داشت؛ زیرا او همان کسی است که وقتی از او می‌پرسیدند: فقیه‌ترین مردم کیست؟ می‌گفت: جعفر بن محمد. ولی منصور آن قدر اصرار کرد که قبول کرد.

منصور جمعی از علمای بزرگ را گرد آورد تا شاهد این مناظره باشند. زمان موعود فرارسید، ابوحنیفه سؤال‌های خود را مطرح کرد. البته اینجا فرصت کافی برای جزئیات این سؤالات نیست. ابوحنیفه سؤالات را یکی پس از دیگری مطرح می‌کرد و امام صادق(ع) نیز پاسخ می‌داد: در این مسئله اهل عراق (علمای عراق که به اهل نظر معروف بودند) چنین می‌گویند و اهل مدینه (اهل حدیث) چنین می‌گویند و ما (اهل بیت) نیز چنین می‌گوییم. در نهایت چهل سؤال مطرح گردید [و امام پاسخ داد.]

در اینجا بود که ابوحنیفه سخن مشهور خود را بیان داشت: «أعلم النّاس أعلمهم باختلاف الناس؛ داناترین مردم، داناترین آن‌ها به اختلاف مردم است.»

با این بیان او به برجستگی، دانش عمیق و گسترده و توجه بی‌سابقه آن حضرت به آرای دیگران اعتراف کرد. به گونه‌ای که امام قادر بود با دقت، منطق و احترام کامل، نظرات دیگران را بیان نماید. گویا خودشان دارند نظراتشان را بیان می‌کنند.

این روش فقط مخصوص امام صادق(ع) نیست. بلکه آن حضرت شاگردان خود را نیز به رعایت این روش ملزم می‌نمود. ابان بن تغلب که از شاگردان خاص امام صادق(ع) بود نقل می‌نماید که امام به او دستور داد تا وقتی می‌خواهد فتوا دهد، از آرای سایر مذاهب نیز باید اطلاع داشته باشد و نباید به بیان نظر مذهب اهل بیت(ع) بسنده کند. بلکه برای پرسشگران، در نهایت احترام نظرات مذاهب دیگر را نیز بیان نماید.

در این باره نقل شده است که امام با یکی از شاگردان خود به نام مسلم بن معاذ هروی برخورد کرد و به او فرمود: «به من خبر رسیده است که در مسجد می‌نشینی و برای مردم فتوا می‌دهی؟ عرض کرد: آری. فرمود: چگونه برای مردمی که نظرات و مذاهب گوناگونی دارند، فتوا می‌دهی؟ گفت: فردی که نزد من می‌آید، اگر بدانم که بر مذهب شماست از فرمایشات شما برای او فتوا می‌دهم و اگر فردی نزد من بیاید که مذهب او را ندانم، نظر پیشوایان مذاهب دیگر را برای او بیان می‌دارم و در این میان نظرات شما را نیز وارد می‌نمایم. در اینجا سیمای سرور ما امام صادق(ع) نورانی شد و فرمود: احسنت! احسنت! من چنین می‌کنم.»

 

شناخت دیگران ضروری است

این بازاندیشی امام صادق(ع) درست همان چیزی است که ما به آن نیاز داریم. اگر چنین اتفاقی بیفتد، همگرایی میان مسلمانان ایجاد می‌شود و دغدغه‌ها و نگرانی‌هایی که نسبت به همدیگر دارند و ناشی از نادانی و جهالت هستند، برطرف می‌شوند و جلوی استفاده جویان را می‌گیرد و نمی‌گذارد که آنان فرصت مناسبی برای عمیق کردن اختلافات و کاشتن بذر نفاق در میان مسلمانان پیدا کنند.

روشن شده است که یکی از مهم‌ترین عوامل بروز تنش میان پیروان مذاهب اسلامی و لغزیدن به دام فتنه‌ها، نادانی، بدفهمی و عدم شناخت نسبت به حقیقت مذاهب دیگر است. علت این است که رویکرد متقابل وجود ندارد. متأسفانه این وضعیت فقط در میان مردم عادی وجود ندارد، بلکه حتی در میان علمای مذاهب نیز دیده می‌شود. همه نسبت به همدیگر احساس منفی و موضع دشمنی دارند. این احساس منفی حاصل شنیدن یا نقل خبرهای غیردقیق یا دیدن فیلم سخنرانی فلان خطیب است که افکار شاذی دارد که حتی مورد پذیرش مذهب خود او نیز نیست. او خود را به زحمت نمی‌اندازد تا جستجو و سؤال کند و از درستی احساسات و موضع‌گیری‌های خود مطمئن گردد. گویا احساسات و قضاوت‌های او نباید هیچ قید و بندی داشته باشند و او در ازای سوء ظن‌ها و قضاوت‌های نادرست خود در مورد دیگران یا وارد کردن زیان‌های عمده به وحدت، همبستگی و قدرت امت اسلامی، مخدوش کردن شهرت یک مذهب نزد پیروان مذاهب دیگر یا بسیج یک مذهب علیه مذاهب دیگر مسئولیتی ندارد.

اگر اتهام زنی‌های بدون دلیل مردم عادی توجیه شرعی نداشته باشد، علما چه وضعیتی خواهند داشت که مسئول هستند بی‌دلیل حرفی نزنند. بلکه باید برای با دقت و از روی اطمینان سخن بگویند. کافی است که نیم‌نگاهی به جامعه اسلامی داشته باشیم تا ببینیم علمای فلان مذهب چه نگاه‌های مخدوش و زشتی علیه فلان مذهب دیگر دارند. چرا که هنوز هم در دوره ارتباطات، برخی می‌گویند که شیعیان به خاطر سجده بر خاک، سنگ را می‌پرستند یا این که در برابر ائمه سجده می‌نماید یا این که قائل به تحریف قرآن هستند یا این که سنت پیامبر خدا را قبول ندارند. هم چنین هستند کسانی که می‌گویند تمام سنی‌ها، ناصبی و دشمن اهل بیت(ع) هستند و چیزهای دیگری از این قبیل. اینان نمی‌دانند که خداوند متعال می‌فرماید: «وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَک بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کلُّ أُولَئِک کانَ عَنْهُ مَسْئُولا».

ما در زمانی که تنش‌های مذهبی در حال تشدید است و برخی سعی دارند از این اختلافات در راستای درگیری‌های سیاسی و امنیتی استفاده کنند، شدیداً به عمیق کردن رویکرد متقابل و بازاندیشی نیاز داریم که از ویژگی‌های مدرسه امام صادق(ع) است. مدرسه امام صادق(ع) گوناگونی فقهی، اعتقادی و اندیشه جامعه اسلامی آن روز را در خود جای داده بود. جای تعجب نبود فردی که ملتزم به خط اهل بیت(ع) نیست، بدون مشکل، به این مدرسه بیاید و بدون این که تحریفی بشنود، از سرچشمه‌های دانش آن بنوشد و با واقعیت‌ها و حقایق مذهب آن آشنا شود. چون بسیاری از علمای مذاهب وقتی می‌خواهند پیروان خود را با مذاهب دیگر آشنا کنند، دست به تحریف واقعیت‌ها و حقایق مذاهب دیگر می‌زنند.

ما به احیای این ارزش نیاز داریم تا در دانشگاه‌ها، مدارس، مساجد و مراکز دینی ما وجود داشته باشد. در این صورت بسیاری از عوامل تنش و واکنش که حاصل مخدوش سازی، بدفهمی و نادانی نسبت به واقعیت‌های دیگران است، از میان خواهند رفت.

 

آیا دین غیر از محبت است؟

این رویکرد امام به جامعه و مذاهب اسلامی منحصر نبود بلکه پیروان ادیان دیگر و حتی بی‌دینان را نیز شامل می‌شد. امام با آنان می‌نشست و با محبت با آن‌ها گفتگو می‌کرد. کار به جایی رسید که ابن مقفع از برجستگان زندیق‌ها درباره آن حضرت گفت: «هیچ یک از آنان سزاوار نام انسانیت نیست، مگر آن شیخ که نشسته است.» منظور او امام صادق(ع) بود.

امام صادق(ع) تأکید می‌نماید رویکرد به دیگران به معنای کمرنگ شدن وابستگی‌های دینی و مذهبی یا سیاسی نیست. بلکه ارتباط آمیخته با آن چیزی است که خداوند فرموده است: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِک» و فرموده است: «فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُک عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ». چون پیامبر خدا حتی برای کافران و سرانجام دردناکی که در انتظارشان بود نیز ناراحت بود. امام صادق(ع) نیز در پاسخ به فردی که از ایشان درباره دین سؤال کرده بود، فرمود: «وهل الدّين إلّا الحبّ؛ و آیا دین غیر از محبت است؟»

از خداوند می‌خواهیم ما را از ملتزمان به سیره و پیروان آن امام در گفتار، رفتار و عمل قرار دهد. و آخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمين.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که خداوند به پیامبر و همراهانش سفارش کرده است. فرموده است: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَٰلِک مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ کزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْکفَّارَ وَعَدَ الَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا».

بنابراین ویژگی حضرت محمد(ص) و یاران او این است: در برابر کافرانی که می‌خواهند منطق خود را بر آنان تحمیل کنند، آنان را از دین خود خارج کنند، ذلیلشان نمایند یا آنان را به بردگی بکشانند، قوی و سخت گیرند. ولی در میان خودشان مهربان‌اند، اهل مدارا هستند و از خطاهای همدیگر چشم پوشی می‌کنند؛ اما در برابر خدایشان، در حال رکوع و سجود هستند، هدفشان در زندگی کسب رضایت اوست و بعد از کسب رضایت خداوند در پی رضایت کس دیگری نیستند.

فليتک تحلو والحياة مريرة

وليتک ترضى والأنام غضابُ

وليت الّذي بيني وبينک عامر

وبيني وبين العالمين خرابُ

کاش تو شیرین باشی و زندگی تلخ. کاش تو راضی باشی و مردم ناراحت. کاش میان من و تو آباد باشد و میان مردم و جهانیان خراب.

از این رو آثار ایمان را می‌توان در سیما، لبخند، برخورد و مردم داریشان دید. خداوند مثال وحدت و همبستگی‌شان را در تورات و انجیل آورده است. ما امروز نیاز داریم که این تصویر را نشان دهیم تا از پیروان واقعی روش پیامبر خدا شویم. در این صورت قوی‌تر خواهیم شد و در برابر چالش‌ها از قدرت بیشتری برخوردار خواهیم گردید.

 

نباید جنگ شود

 از لبنان آغاز می‌کنیم که به خاطر تداوم اختلاف نظرها پیرامون شکل و ماهیت دولت، جریان‌های سیاسی تاکنون موفق به تشکیل دولت که خواسته لبنانی‌هاست نشده‌اند. آن هم در شرایطی که دغدغه‌ها درباره کمرنگ و بی‌محتوا شدن خواسته‌های مردم رو به افزایش است. در برابر این دغدغه که هدف تجمعات خیابانی و مردمی این است دولتی تشکیل شود که از جریان‌های سیاسی نمایندگی ننماید. این خواسته در راستای فشارهای خارجی هدفمند برای دور کردن برخی طرف‌های سیاسی یا طرح خواسته‌ها و موضع‌گیری‌های تنش آفرینی است که می‌تواند کشور را به سمت ناامنی یا خلأ ببرد.

همه این‌ها در شرایطی مطرح می‌شود که وضعیت اقتصادی بی ثبات و متزلزل است و به خاطر حوادث مکرر در خیابان‌های اکثر مناطق لبنان وضعیت امنیتی رو به شکنندگی گذارده است که یادآور دوره جنگ‌های داخلی است.

همه این‌ها در حالی روی می‌دهد که به جز برخی دیدارهای تحقیقاتی یا برخی درخواست‌های هشدار دهنده مبنی تأثیر وضعیت جاری بر اوضاع اقتصادی کشور، دنیا به لبنان پشت کرده است. سپس از لبنانی‌ها می‌خواهند که مسئولیت‌پذیر باشند. همه این‌ها حاکی از این است که لبنان بیرون از اولویت‌های دنیا قرار دارد یا این که دنیا به مسائل دیگری مشغول است یا این که حرکت آن به تغییراتی بستگی دارد که باید رخ دهند تا در وقت مناسب از آن‌ها برای تأمین اهداف خاص خود استفاده کنند.

در برابر این وضعیت از جریان‌های سیاسی می‌خواهیم که کاملاً به مسئولیت‌های خود عمل کنند و آن اصلاح فسادهاست. نباید به هیچ وجه از این مسئولیت‌ها فرار کنند. باید خیلی سریع دولت تشکیل دهند. این کار باعث رهایی کشور از بحران‌هایی می‌شود که اقتصاد، امنیت و سیاست آن را مورد تهدید قرار می‌دهد و خواسته‌های مردمی را که به خیابان‌ها ریختند و صادقانه دردها و رنج‌های خود را فریاد زدند، برآورده می‌نماید و همه دغدغه‌های موجود را در نظر می‌گیرد. تا مدلی که پیشنهاد می‌شود، واقعی بوده و قابلیت اجرایی داشته باشد.

بدون شک برای لبنانی‌ها روشن شده است که اگر وضعیت کنونی مدیریت کشور ادامه یابد و خواسته‌های مشروع مردم تأمین نشود، آینده‌ای برای کشور وجود ندارد و دست روی دست گذاشتن کنونی خطرات بسیاری برای امنیت و ثبات کشور در پی دارد.

همگان باید حساسیت این مرحله را درک کنند و به مسئولیت خود برای نجات کشور از جهنمی که در آن گرفتار شده است عمل نمایند. نباید با حرکت‌های مردمی خیابانی، بازی سیاسی طایفه‌ای و مذهبی صورت گیرد. چون ممکن است به بروز فتنه‌ای بینجامد که این ساختار را روی سر همه خراب کند. گمان نمی‌کنم که این امر به سود همه باشد. هر گونه بازی سیاسی با این حرکت، زمینه را برای قدرت‌های منطقه‌ای و بین المللی فراهم می‌نماید که وارد بدنه این کشور شوند و آن را به اختلال بکشانند. چون خارجی‌ها انجمن‌های خیریه نیستند بلکه حساب‌ها و طرح‌های خاص خود را دارند. در این صورت آزادی کشور از بین خواهد رفت. همان آزادی که برای آن خون‌ها داده شد و فداکاری‌ها صورت گرفت. خواسته‌های برحق مردم و هدفی که به خاطر آن به خیابان‌ها ریختند، نیز از بین خواهد رفت.

 

آیا از این حرکت سوء استفاده خواهد شد؟

در حالی که درخواست می‌کنیم اهداف و شعارهای بزرگ این حرکت حفظ شود، لازم است این حرکت از توسل به تمام ابزارهایی که باعث زیان دیدن منافع شهروندان می‌شود، خصوصاً بستن خیابان‌ها که شاید ساخته و پرداخته جریان‌های سیاسی هستند. این‌ها می‌خواهند از این حرکت در راستای تأمین منافع گروهی و شخصی خود استفاده نمایند، حتی اگر این اقدامات به تزلزل امنیت و از بین رفتن روحیه ارتش و نیروهای امنیتی که سوپاپ امنیت کشور هستند، بینجامد.

بار دیگر درخواست می‌کنیم که در تظاهرات از ابزارهای متمدنانه استفاده شود و مراکز و نشانه‌های فساد افشا شوند تا این حرکت به مشکل تبدیل نشده و از آن برای ایجاد تنش در کشور و متزلزل کردن وحدت ملی استفاده نگردد. این‌ها مسئولیت مشترک بین مردم و دولت هستند و برای اجرای آن باید همه با هم همکاری داشته باشند.

 

مسئولیت سخن

در اینجا باید از جان باختن یک فرد اظهار تأسف کنیم. نمی‌خواستیم که او در این موقعیت جان خود را از دست بدهد. اگر رفتار حکیمانه مقامات مسئول نبود، نزدیک بود این حوادث به بروز فتنه بینجامد. همه ما امیدواریم که این رفتار حکیمانه ادامه داشته باشد تا چنین مسائلی رخ ندهد. از این رو بار دیگر درخواست می‌کنیم که به پیامد بستن راه‌ها بیندیشند. باید بدانند که بدتر از این‌ها ممکن است روی دهد.

در عین حال از کسانی که بر مردم احاطه دارند، آن‌هایی که در مصادر مسئولیت قرار دارند، می‌خواهیم که خیلی جدی به حساسیت این برهه توجه داشته باشند. باید در نظر بگیرند کسانی هستند که از حرف‌ها برای دامن زدن به فتنه و شعله‌ور کردن خیابان‌ها سوء استفاده می‌نمایند. از این رو به ایشان عرض می‌کنیم: باید کم حرف زد و بسیار عمل کرد. اگر حرفی هم زده می‌شود باید آن گونه باشد که عرض کردیم و خداوند نیز بدان اشاره کرده است: «وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ کانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا» شایعات و شیطان‌هایی که سعی در ایجاد نزاع و درگیری دارند و می‌خواهند که این فتنه دوباره سر بلند کند، بسیار هستند.

 

افزایش نرخ ارزها و بحران نقدینگی

با توجه به وضعیت بحران اقتصادی، از دولت (مستعفی) می‌خواهیم با تشدید نظارت بر بازارها به مسئولیت خود در کاهش بهای کالاهای ضروری عمل کند. این بحران آرامش را از لبنانی‌ها گرفته و بر درد و رنجشان افزوده است.

باز هم در همین زمینه، باید بر ضرورت چاره اندیشی برای بحران نقدینگی شهروندان تأکید کنیم. آن‌ها باید بتوانند به اموال خود دسترسی داشته باشند و به تأمین نیازها و خواسته‌های خود بپردازند و بازار را به جریان بیندازند. با توجه به نگرانی‌هایی که از بابت دارایی‌هایشان دارند، این کار آن‌ها را آرام می‌نماید. دولت وظیفه دارد که عامل نگرانی را برطرف نماید و به دادن وعده‌های غیرعملی بسنده ننماید.

 

غزه؛ ایستادگی قهرمانانه

در خاتمه با توجه به تداوم تجاوز به نوار غزه که دشمن با ترور شهید ابوعطا آتش آن را شعله‌ور کرد و به شهید و مجروح شدن ده‌ها نفر انجامید، ایستادگی، مقاومت و پاسخ قهرمانانه این مردم را می‌ستاییم. به رغم این که امکاناتشان به پای امکانات دشمن نمی‌رسد، اما این ایستادگی بار دیگر قدرت، حضور و توانایی مقاومت را در متزلزل کردن دشمن در پستوی خانه‌اش مورد تأکید قرار داد.