خطبه جمعه، 15 آذر ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: رنج‌های امام از ناحیه حکومت عباسی / مقابله با انحرافات / تحکیم رابطه میان مؤمنان / پایبندی به ارزش‌ها.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان؛ آیا راه حلی وجود دارد؟ / آن چه از حرکت مردمی انتظار می‌رود / خطری که مؤسسات حمایتی را تهدید می‌کند / حرص و آز تجار / وحدت فلسطینی باید تقویت شود / هرج و مرج عراق.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

9 ربیع الثانی 1441 هـ برابر با 15 آذر 1398 هـ و ٦/١٢/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: رنج‌های امام از ناحیه حکومت عباسی / مقابله با انحرافات / تحکیم رابطه میان مؤمنان / پایبندی به ارزش‌ها.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان؛ آیا راه حلی وجود دارد؟ / آن چه از حرکت مردمی انتظار می‌رود / خطری که مؤسسات حمایتی را تهدید می‌کند / حرص و آز تجار / وحدت فلسطینی باید تقویت شود / هرج و مرج عراق.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ» صدق الله العظيم.

هستم ربیع الثانی سالروز ولادت مبارک یازدهمین امام اهل بیت(ع) امام حسن عسکری(ع) است. به خاطر شهری که در آن می‌زیست و عسکر نام داشت، به عسکری ملقب گردید. در آن زمان عسکر محل تجمع ارتش خلافت عباسی بود و امروز سامرا نامیده می‌شود.

 

رنج‌های امام از ناحیه حکومت عباسی

امام عسکری در شهر مدینه به دنیا آمد ولی فقط دو سال در آن زندگی کرد و بعد از آن به سامرا مرکز خلافت عباسی منتقل گردید. چون متوکل عباسی پدرش امام هادی(ع) را مجبور کرد که در سامرا اقامت نماید. هدف این بود که فعالیت‌های امام هادی را محدود کند و جلوی ارتباط ایشان را با شیعیان بگیرد. امام عسکری به مدت بیست سال با پدرش در سامرا زیست و در بیست و دو سالگی عهده‌دار امر امامت گردید و شش سال نیز امامت آن حضرت طول کشید.

امام عسکری در دوره امامت کوتاه خود، مانند پدر گرامی خود که در سامرا به خاطر حصر، تنگنا و سخت‌گیری رنج‌های فراوانی دید، دردها و رنج‌های فراوانی را تحمل کرد و در این مدت چند بار در زندان‌های بنی‌عباس زندانی گردید.

امام عسکری در پیامی که برای راهنمایی شیعیان خود فرستاد، به بخشی از این دردها و رنج‌ها اشاره نموده است: «ألا لا يسلّمنّ عليّ أحد، ولا يشير إليّ بيده، ولا يومئ، فإنّكم لا تؤمنون على أنفسكم؛ مراقب باشید احدى از شما بر من سلام نکند و با دستش مرا نشان ندهد و اشاره هم نکند که در غیر این صورت جانش در خطر خواهد بود.»

این امر نشان دهنده اوج ترس و نگرانی خلفای عباسی از آن امام است که از نظر علم، عبادت، اخلاق نیکو، تواضع و کرم به چنان جایگاهی رسیده بود که به منزلگه دل‌های مردم تبدیل گردیده بود.

دو روایت زیر به همین جایگاه اشاره می‌نماید:

روایت اول – فرزند وزیر خلیفه عباسی از او پرسید که چرا به امام عسکری این قدر احترام می‌گذارد. او اظهار داشت: «او امام شیعیان حسن بن علی الهادی معروف به ابن الرضا است... فرزندم بدان اگر خلافت از بنی‌عباس سلب شود به جهت فضل، پاک‌دامنی، بخشندگی، خویشتن‌داری، زهد، عبادت و اخلاق نیکش، در میان بنی‌هاشم غیر از او هیچ کس شایستگی خلافت را ندارد.»

پسر وزیر می‌گوید: «بعد از سخن پدرم، مشتاق شدم با مقام این امام بیشتر آشنا شوم. از این به سراغ فرماندهان، نویسندگان، قضات، فقها و سایر مردم رفتم. از کسی درباره آن حضرت سؤال نکردم، مگر این که آن حضرت را در نهایت عظمت و تکریم و تعاریف زیبا یافتم. همه او را بر خانواده و استادانشان مقدم می‌دانستند. از این رو نزدم عظمت و شأن فزون‌تری یافت. چون دوست و دشمن او را ندیدم، مگر این که درباره او به نیکی سخن می‌گفت و او را می‌ستود.»

روایت دوم – وقتی عباسی‌ها نزد صالح بن وصیف که او را مأمور زندان امام عسکری کردند آمدند و به او گفتند: بر او سختگیری کن و آسان نگیر. چون دیده بودند که او در زندان با امام عسکری مدارا می‌نماید، در پاسخ آنان گفت: «با او چه کنم؟ دو نفر از شرورترین افراد را بر او گماردم، ولی آنان در عبادت و نماز به مراتب والا رسیدند.»

 

مقابله با انحرافات

به رغم این همه رنج و فشار، امام از هر فرصتی برای عمل به وظیفه خود در زمینه راهنمایی، آموزش، تربیت و مقابله با انحرافات فکری و اعتقادی و بدفهمی قرآن استفاده می‌کرد. برای این کار آن حضرت به شبکه‌ای از وکلا که به اقصا نقاط سرزمین‌های اسلامی اعزام نموده بود و آن‌ها رابط میان امام و مردم بودند، تکیه داشت. آن‌ها سؤال‌های مردم را برای امام و پاسخ‌ها و راهنمایی‌های امام را برای مردم می‌بردند.

امروز به برخی از پاسخ‌های آن حضرت به شبهات شبهه افکنان و توجه ایشان به جامعه اسلامی اشاره خواهیم نمود.

مورد اول – امام حسن عسکری(ع) اطلاع یافت که اسحاق کندی فیلسوف عراقی به نوشتن کتابی درباره تناقضات قرآن اقدام کرده است. روزی به جمعی از شاگردان اسحاق که به دیدارشان آمده بودند، فرمود: «آیا در میان شما مردی رشید وجود ندارد تا او را از این کار درباره قرآن بازدارد؟» یکی از آن‌ها عرض کرد: ما توان گفتگو و اعتراض به او را نداریم؛ چون او در شمار فلاسفه است. امام به او فرمود: «آیا آن چه را بگویم به استاد خودت می‌رسانی؟» عرض کرد: آری. فرمود: «نزد او برو و با او به گرمی و محبّت رفتار نما و سعی کن با او انس و الفت پیدا کنی(به قلب او وارد شو تا بتوانی به عقل او راه‌یابی و در او تأثیر بگذاری) هنگامی که کاملاً انس و آشنایی به عمل آمد، به او بگو: سؤالی برای من پیش آمده است و او نیز از تو خواهد خواست که سؤال خود را مطرح کنی. آن گاه به او بگو: آیا ممکن است گوینده قرآن از گفتار خود، معنایی غیر از آنچه شما حدس می‌زنید اراده کرده باشد؟ او در پاسخ خواهد گفت: بلی، ممکن است. چون مردی است که اگر بشنود، می‌فهمد (ببینید که به رغم چیزهایی که این فیلسوف درباره قرآن گفته است، چقدر به او احترام می‌گذارد و ویژگی‌های مثبت او را انکار نمی‌کند) چون چنین پاسخی داد، به او بگو: شما چه می‌دانید، شاید گوینده قرآن معانى دیگرى غیر از آنچه شما حدس می‌زنید، اراده کرده باشد و شما الفاظ او را در غیر معناى خود به کار برده‌اید؟»

او نزد کندی رفت و طبق دستور امام با او به نرمی رفتار نمود تا آن که سؤال را برای او مطرح نمود. کندی به او گفت: سؤال خود را تکرار کن. شاگرد نیز سؤال را تکرار نمود. کندی تأملی کرد و دانست چیزی را که او تناقض در نظر گرفته است، وجه دیگری نیز دارد. از این رو گفت: تو را قسم می‌دهم که بگویی این نظر را از کجا آورده‌ای؟ شاگرد اظهار داشت: ابومحمد حسن عسکری چنین دستوری به او داده است. کندی گفت: الآن راست گفتی. چنین استدلالی جز از این خانه خارج نمی‌شود. سپس آتشی خواست و تمام آن چه را تألیف کرده بود سوزاند.

مورد دوم- مربوط به تفسیر حروف مقطعه قرآن است. اقوال در این باره متعارض بودند. بعضی آن را رمز و برخی دیگر آن را اشاره به بعضی حوادث و رویدادها در گذشته و آینده دانستند. ولی امام عسکری(ع) راه درست را نشان داد و فرمود: «قریش و یهود، قرآن را دروغ پنداشته و گفتند: جادویی آشکار است که از خود بافته است. پس خداوند فرمود: «الم* ذَلِک الْکتَابُ لاَ رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ»؛ یعنی ای محمد! این کتابی که بر تو نازل کردیم، همان حروف مقطعه‌ای است که الف و لام و میم از آنهاست. به زبان شما و به حرف شماست. اگر راست می‌گویید، مانند آن را بیاورید و از دیگر گواهانتان هم مدد بگیرید.» سپس بیان فرمود که آنان هرگز توان آن را ندارند: «قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا».

مورد سوم – برخی شبهه افکنان در ذهن مسلمانان شبهه افکنی می‌کردند که شما در نماز خود می‌گویید: «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ». آیا شما الآن درراه راست قرار ندارید؟ پس این دعا به چه معناست؟ یا این که شما از راه راست منحرف هستید و دعا می‌کنید که خداوند شما را به راه راست هدایت نماید؟

امام حسن عسکری(ع) با تفسیر این کلام الهی در سوره فاتحه، قاطعانه به فتنه افروزی آنان جواب داد و فرمود: «إنَّ معناه هو أَدِمْ لَنَا تَوفِيقَک الَّذي بِهِ أطَعْنَاک فِي مَاضِي أيَّامِنا، حَتَّى نُطِيعَک کذَلِک فِي مُسْتَقبَلِ أعْمَالِنَا؛ معنای این دعا این است: آن توفيقى را که عطايمان کردى تا در ايّام گذشته عمرِ خود طاعتت کنيم بر ما ادامه بده تا در ايّام مانده عمر خود نيز طاعتت کنيم.»

 

تحکیم رابطه میان مؤمنان

در کنار همه این‌ها، امام عسکری نسبت به تحکیم و تقویت رابطه برادری میان مؤمنان داخل جامعه اسلامی توجه داشت و از مردم می‌خواست که مؤمن خیرخواه مؤمن باشد و حقوق او را رعایت نماید.

در حدیث از آن حضرت وارد شده است: «خَصْلَتَانِ لَيْسَ فَوْقَهُمَا شَيْ‏ءٌ؛ الْإِيمَانُ بِاللهِ، وَنَفْعُ الْإِخْوَانِ؛ دو خصلت هستند كه هيچ كردار خوبى برتر از آن‌ها نيست؛ ايمان به خدا و نفع رساندن به برادران.»

در حدیث دیگری فرمود: «أعرفُ النّاسِ بحقوقِ إخوانِهِ وأشدُّهم قضاءً لها، أعظمُهم عندَ الله شأناً؛ داناترین مردم به حقوق برادران و کوشاترین آن‌ها برای رعایت این حقوق، بالاترین جایگاه را نزد خداوند دارند.»

در توضیح نوع این حقوق و الزامات آن فرمود: «لِلمُؤمِنِ عَلَى المُؤمِنِ سَبعَةُ حُقُوقٍ واجِبَةٍ مِنَ‏ اللّه‏ عَزَّ وَ جَلَّ والله سائله عمَّا صنع فيها: ألإجلالُ لَهُ فى عَيبِهِ وَ الوَدُّ لَهُ فى صَدرِهِ، وَ المُواساةُ لَهُ فى مالِهِ، وأن يحبّ له ما يحبّ لنفسه، وَ أنْ يَحرُمَ غَيبَتَهُ، وَ أنْ يَعُودُهُ فى مَرَضِهِ وَ أنْ يُشَيِّعَ جَنازَتَهُ، وَ أنْ لايَقُولَ فيهِ بَعدَ مَوتِهِ إلاّ خَيراً؛ مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد که از سوی خداوند عزوجل بر او واجب شده است و خداوند از او سؤال می‌کند که درباره آن‌ها چه کرده است: احترام به او در هنگام حضورش و دوست داشتن قلبی‌اش و شریک کردن او در مالش و این که هر چه را برای خود دوست دارد برای او دوست بدارد و غیبت او را حرام بداند و در بیماری‌اش از او عیادت نماید و جنازه‌اش را تشییع کند و بعد از مرگش درباره او جز خوبی نگوید.»

امام عسکری نسبت به همه چیزهایی که به این رابطه آسیب می‌زند، هشدار می‌دهد و می‌فرماید که نباید در برابر دید دیگران، مؤمنی را مورد انتقاد داد یا نصیحت کرد. بلکه این کار باید مخفیانه صورت گیرد و اگر می‌خواهد از او در برابر مردم سخن بگوید، نیکی‌هایش را بگوید و از بدی‌هایش چشم پوشی کند. از این رو فرمود: «مَن وَعَظَ أخاهُ سِرّا فَقَد زانَهُ و مَن وَعَظَهُ عَلانِيَةً فَقَد شانَهُ؛‌ هر كه برادرش را در خلوت پند دهد، او را آراسته است و هر كس برادرش را در جمع پند دهد، او را سرشكسته كرده است.»

در حدیث دیگری فرموده است: «خَيرُ إخوانِكَ مَن نَسِىَ ذَنبَكَ و ذَكَرَ إحسانَكَ إلَيهِ؛ بهترين برادر تو كسى است كه خطايت را فراموش كند و احسان تو را به خود، به ياد آورد.»

 

پایبندی به ارزش‌ها

عزیزان! اگر به این امام وفادار هستیم، نباید به نشان دادن محبت و ولاء بسنده کنیم، بلکه باید به همه ارزش‌ها و مفاهیمی که آن حضرت به خاطر آن‌ها، رنج کشید و فداکاری کرد پایبند باشیم. از این رو در سالروز ولادت ایشان عرض می‌کنیم: سلام بر تو روزی که به دنیا آمدی و روزی که به جوار رحمت پروردگارت پر کشیدی و روزی زنده برانگیخته شوی.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی وصیت می‌نمایم که امام حسن عسکری(ع) ما را به آن توصیه کرده است. به یکی از یاران خود فرمود: «اوصیک... بتقوى اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِیتاءِ الزَّکاةِ فانّه لا تقبل الصّلاة من مانع الزّکاة و اوصیک بمغفرة الذّنب و کظم الغیظ و صلة الرّحم و مواساة الاخوان و السّعى فی حوائجهم فی العسر و الیسر و الحلم و التّفقّه فی الدّین و التّثبّت فی الامر و التّعاهد للقرآن و حسن الخلق و الامر بالمعروف و النّهى عن المنکر، فانّ اللَّه عزّ و جلّ قال: لا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَّاسِ و اجتناب الفواحش کلّها و علیک بصلاة اللّیل فانّ النّبىّ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم اوصى علیّا علیه السّلام فقال: یا علىّ علیک بصلاة اللّیل علیک بصلاة اللّیل علیک بصلاة اللّیل و من استخفّ بصلاة اللّیل فلیس منّا، فاعمل بوصیّتى و أمر شیعتى حتّى یعملوا علیه؛ تو را به رعایت تقوى و برپا داشتن نماز و اداى زکات وصیّت مى‏کنم، زیرا کسى که زکات نپردازد، نمازش قبول نخواهد شد؛ و نیز تو را سفارش مى‏کنم به بخشش گناه دیگران و خویشتن‏دارى به هنگام خشم و غضب، ارتباط با خویشاوندان، تعاون و همکارى با برادران دینى و کوشش در رفع نیازهاى آن‌ها در تنگدستى و گشاده‏دستى، بردبارى و کسب آگاهى و معرفت در دین. در کارها ثابت قدم و با قرآن هم‏پیمان باش، اخلاق خود را نیکو گردان و دیگران را به کارهاى شایسته امر کن و از پلیدى‏ها باز دار، زیرا خداوند فرموده است: «لا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَیْنَ النَّاسِ» [و به‌طور کلی] تو را سفارش مى‏کنم به خوددارى از تمام معاصى و گناهان. نماز شب را ترک مکن، زیرا پیامبر اکرم(ص) در وصیّت خود به علىّ علیه السّلام، سه مرتبه فرمود: «بر نماز شب مواظبت نما و [آگاه باش‏] هر کس نسبت به نماز شب بى‏اعتنا باشد، از ما نیست» پس اى علىّ بن الحسین، تو خود به سفارش‌های من عمل کن و شیعیان مرا نیز دستور ده تا عمل کنند.»

این وصیت امام حسن عسکری(ع) به ماست. از ما می‌خواهد که این وصیت روش رفتار شیعیانش باشد و وفاداری ما به آن حضرت به میزان عمل به این وصیت بستگی دارد. با این کار به ایشان وفادار خواهیم بود و از توان بیشتر برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم گردید.

 

لبنان؛ آیا راه حلی وجود دارد؟

از لبنان آغاز می‌کنیم که در آن لبنانی‌ها همچنان در انتظار راه حل‌هایی هستند که آنان را از این وضعیت ناگوار نجات دهد. چرا که درد و رنج آن‌ها به جنبه‌های سیاسی و دغدغه‌های امنیتی محدود نمانده بلکه به عرصه‌های اقتصادی، معیشتی و حیاتی نیز کشیده شده است. ما بازتاب این وضعیت را در سقوط ارزش لیره لبنانی، بالا رفتن بهای کالاهای ضروری و خفت و خواری مردمی می‌بینیم که در برابر بانک‌ها صف‌ کشیده‌اند تا بتوانند به پولی که حقشان است دست یابند. آن هم در شرایطی که تعدادی از شرکت‌ها، مؤسسات و مدارس بسته شده‌اند و نتیجه آن این شده است که تعداد دیگری از مردم کار خود را از دست بدهند.

وضعیت به بدترین حال خود رسیده است. چرا که خودکشی‌های ناشی از بیکار شدن یا نداشتن قوت روزانه افزایش یافته است. البته ما این اقدام را قبول نداریم و شدیداً رد می‌کنیم. آخرین پدیده‌ای که شاهدش بودیم سیل‌های ناشی از بارش باران بود که به خیابان‌ها و خانه یورش آورد و حرکت ماشین‌ها را تعطیل نمود و این بار راه‌های اصلی را مسدود کرد و باعث گیر کردن مردم در راه‌ها گردید. این پدیده نشان می‌دهد که زیرساخت‌ها چقدر دچار مشکل هستند و دولت نتوانسته است به مسئولیت خود در پیشگیری از پیامدهای ناشی از سیل‌های احتمالی عمل نماید.

این وضعیت دشوار با همه آثار مخرب آن برای دولت و مردم، ایجاب می‌کند که همه جریان‌های سیاسی همکاری کنند. مسئولیتشان این است که از حساب‌های خاص خود و پاس گاری توپ میان خود و کسانی که در خیابان‌ها حضور دارند، دست بردارند. بعد از این اتفاقات، لازم است که مردم خواسته‌های خود را واقع بینانه مطرح کنند. چون این برهه، مرحله هم‌افزایی توان‌ها برای رهایی از فروپاشی است که اگر اتفاق بیفتد همه آسیب خواهند دید و کسانی در پی آن هستند که خیرخواه این کشور نیستند.

 

آن چه از حرکت مردمی انتظار می‌رود

ما خواست افکار عمومی مبنی بر نفی وضع سیاسی که کشور را به این جا رسانده است، به خوبی درک می‌کنیم. ولی این امر به تلاش مداوم نیاز دارد. چون ‌این وضعیت سیاسی و نمادهای آن ریشه‌دار است و نیل به این هدف، زمان می‌برد.

ما عقیده داریم که این برهه، مرحله متوقف کردن خونریزی کشور است. ولی این به معنای غفلت از پیگیری تلاش برای رسیدن به راه حل‌های ریشه‌ای نیست. راه حل‌هایی که باعث می‌شوند کشور بار دیگر در معرض فساد، غارت، سهمیه بندی و معامله‌گری‌ها قرار نگیرد و انسان این کشور احساس انسانیت کند و مجبور نباشد برای رسیدن به حق خود آویزان دروازه‌های رهبران و منفذان باشد.

امیدواریم مشورت‌های آتی نمایندگان به تشکیل دولتی منتهی شود که چنین دغدغه‌ای داشته باشد و زمینه را برای همکاری همه فراهم نماید و نگرانی برخی از حرکت‌های خیابانی را برطرف سازد. چون اظهار نظر بسیاری از مقامات خارجی به شکل‌گیری از این ذهنیت کمک کرده و اشاره داشته‌اند آن چه در خیابان‌ها جریان دارد، در راستای حساب‌های خارجی‌هاست.

روشن شده است نتیجه اعتراضات مردمی با همه طیف‌های آن، هر چه باشد، عقربه‌های ساعت را در این کشور به عقب برنخواهد گرداند بلکه در روند سیاسی و دولت آتی باقی خواهد ماند و صدای اعتراض مردم را بسان شمشیری بالای سر همه کسانی که در عرصه سیاسی کشور فعالیت می‌کنند نگاه خواهد داشت و از آن‌ها حساب خواهد کشید.

امید ما این است که کشور وارد مرحله راه حل‌ها شده باشد؛ ولی این نیز به میزان جدیت توافق روی نام رئیس دولت و ساختار آن بستگی دارد؛ اما این سؤال باقی می‌ماند: آیا چنین اتفاقی خواهد افتاد یا این که آن چه جریان دارد بخشی از رقابت‌ها و مانورهای مشخص میان جریان‌های سیاسی است؟ پاسخ به این پرسش را به روزهای آتی واگذار خواهیم کرد و امیدواریم که همه حساسیت وضعیت داخلی و فعلی کشور را در نظر بگیرند.

 

خطری که مؤسسات حمایتی را تهدید می‌کند

می‌ماند به خطر تعامل دولت با مؤسسات حمایتی و مراقبت اجتماعی اشاره کنیم. دولت به تعهدات خود در ازای این مؤسسات عمل نمی‌کند. این امر باعث شده است بسیاری از این مؤسسات دروازه‌های خود را به روی مددجویان این مؤسسات که نیازهای خاصی هم دارند ببندند. این امر ایجاب می‌نماید که دولت سریعاً به این مسئله رسیدگی کند که بار آن بر دوش خانواده‌های مددجویان و جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، سنگینی می‌نماید.

این مرحله به تلاش همه لبنانی‌ها نیاز دارد تا برای کاستن از درد و رنج همدیگر، بر سرپرستی و همبستگی میان خود بیفزایند.

 

حرص و آز تجار

در اینجا از همه تجار می‌خواهیم که از حرص و طمع، احتکار و بالا بردن قیمت کالاها به گونه‌ای که به نیازها و خواسته‌های مردم آسیب بزند، دست بردارند. باید احساس مسئولیت کنند و نسبت به پیامدهای این کارها بر مردم به خوبی آگاه باشند.

لازم است که مفاهیمی چون فداکاری، احساس انسانی و ارزش‌های عطا و بخشندگی را به یاد داشته باشند؛ وگرنه گرسنگی کافر و کشنده است و پیامدهای آن روی همه تأثیر خواهد گذاشت.

 

وحدت فلسطینی باید تقویت شود

به فلسطین اشغالی برمی‌گردیم. به رغم این که دنیای عرب و جهان اسلام در وضعیت ناگواری قرار دارد، نباید این قضیه فراموش شود. چرا که به رغم دسته بندی‌هایی که در صف دشمن ایجاد شده است و اثرات آن را می‌توان روی تشکیل دولت بعد از انتخابات دید، تجاوز و تعدی دشمن ادامه دارد. دشمن دارد طرح‌های بزرگ شهرک‌سازی خود را کامل می‌کند. بازتاب این طرح‌ها را می‌توان در برداشته شدن گام‌های تازه دشمن برای استیلا بر زمین و بازارهای محلی داخل شهر الخلیل مشاهده کرد.

این وضعیت باید باعث شود که همه گروه‌های مقاومت و تشکیلات خودگردان فلسطین، وحدت خود را تقویت کنند و با این توطئه مبارزه کنند که همه می‌دانند بهترین راه برای شکستن وحدت داخلی فلسطین همین است. هر چند که دولت‌های عربی و اسلامی به وظایف خود در ازای مردم و آرمان فلسطین عمل نکنند.

 

هرج و مرج عراق

به عراق می‌رسیم که خونریزی در آن همچنان ادامه دارد. این نگرانی وجود دارد که ناامنی و هرج و مرج بر این کشور مستولی شود. از این رو از همه جریان‌های سیاسی انتظار می‌رود برای حفظ عراق و ممانعت از کسانی که می‌خواهند امنیت، ثبات و ایفای نقش عراق را از بین ببرند، سریعاً دولتی تشکیل دهند که علل به خیابان ریختن مردم را چاره‌اندیشی کنند.