خطبه جمعه، 22 آذر ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: منطق قصاص / نفی عمومیت دادن احکام / در روز قیامت نیز حساب، فردی است.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان و وضعیت بحرانی / دشمن در کمین است / ناامنی عراق را تهدید می‌کند.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

16 ربیع الثانی 1441 هـ برابر با 22 آذر 1398 هـ و 13/١٢/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: منطق قصاص / نفی عمومیت دادن احکام / در روز قیامت نیز حساب، فردی است.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان و وضعیت بحرانی / دشمن در کمین است / ناامنی عراق را تهدید می‌کند.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «أَفَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلَّى * وَأَعْطَى قَلِيلاً وَأَکدَى * أَعِنْدَهُ عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرَى * أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِمَا فِي صُحُفِ مُوسَى * وَإِبْرَاهِيمَ الَّذِي وَفَّى * أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى * وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى * وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَى * ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَى» صدق الله العظيم.

این آیات به اصل قرآنی مهمی اشاره می‌نمایند و آن این است که فقط خطاکار و گناهکار مسئول کارهای خود است و غیر از او کس دیگری مسئولیت کارهای او را به عهده ندارد، چه از نزدیکان باشد و چه از قبیله، حزب، طایفه و سرزمین او. این آیات بیان می‌دارند که انداختن مسئولیت کارهای او به دوش دیگران، نوعی بی‌عدالتی و اهانت به عدالت است. دلالات این آیه به چند امر بسیار مهم اشاره می‌نماید:

 

منطق قصاص

اول: این آیات می‌خواهد به منطقی بپردازد که در دوره جاهلیت رواج داشت. منطق جاهلی این بود که قبیله متحمل مسئولیت خطاهایی است که اعضای آن انجام می‌دهند؛ بنابراین اگر یکی از افراد قبیله مرتکب قتلی از میان قبیله دیگری می‌شد، واکنش قبیله فقط شامل فرد قاتل نمی‌شد بلکه ممکن بود دامن‌گیر هر فرد دیگری از افراد قبیله قاتل شود. حتی اگر ربطی به این حادثه نداشته باشد.

از این رو آیه «أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» آمد تا این منطق را نفی نماید و بگوید که اگر پای قصاص در میان است، فقط این قاتل است که باید کشته شود و نباید فرد دیگری از خانواده، قبیله، طایفه، مذهب یا حزب او کشته شود و در این زمینه جایگاه افراد در نظر گرفته نمی‌شود. آیه «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَاناً فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً» نیز به همین امر اشاره دارد.

این آیه به ولی دم هشدار می‌دهد که نباید از حدود قصاص فراتر رود و در قتل زیاده‌روی نماید و کسی غیر از قاتل را بکشد و اگر چنین کاری را انجام دهد، قاتل و جنایتکار می‌شود.

امام علی(ع) بهترین تعبیر برای این منطق اسلامی عادلانه دارد. وقتی ابن ملجم به او ضربه زد، همه افراد خانواده بنی عبدالمطلب خود را جمع کرد و به آنان فرمود: «يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، لَا أُلْفِيَنَّکمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً، تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ أَلَا لَا تَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا قَاتِلِي، انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ؛ وَ لَا تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ: إِيَّاکمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْکلْبِ الْعَقُور؛ اى فرزندان عبد المطلب! نبينم که در خون مسلمانان فرو رفته باشيد و بانگ برآوريد که امير المؤمنين کشته شد. بدانيد که نبايد به قصاص خون من جز قاتلم کشته شود. بنگريد اگر من از اين ضربت که او زده است کشته شوم شما نيز يک ضربت بر او زنيد. اعضايش را مبريد که من از رسول الله(ص) شنيدم که فرمود: بپرهيزيد از مثله کردن حتى اگر سگ گيرنده باشد.»

 

نفی عمومیت دادن احکام

دوم: این آیه آمد تا به منطق رایج در زمان پیامبر خدا(ع) بپردازد. منطقی که الآن نیز در میان ما نیز رواج دارد و آن منطق عمومیت دادن به احکام است. چون وقتی خطایی از شخصی سر می‌زند، فرقی ندارد که این فرد چه کسی می‌خواهد باشد، می‌بینیم که حکم به فرد گناهکار یا خطاکار محدود و منحصر نمی‌شود بلکه همه کسانی را که با او رابطه دارند نیز در برمی‌گیرد. از این رو در عرصه واقعیت می‌بینیم که نمی‌گویند فلان شخص خطایی را مرتکب شد. بلکه می‌گویند فلان خانواده، قبیله، طایفه و مذهب چنین خطایی را انجام داده است. در حالی که شاید اینان هیچ نقشی در شکل‌گیری خطا نداشته باشند، در این خطا شرکت نداشته باشند و بدان تشویق هم نکرده باشند. بلکه شاید هم این کار را محکوم کرده و آن را قبول نداشته باشند.

اصل «أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» به مسلمانان گوشزد می‌نماید که صدور حکم باید فقط شامل حال کسی شود که خطا را مرتکب شده است و نباید حتی در مقام بیان نیز افراد دیگر را در بربگیرد. نباید گفته شود که افراد فلان خانواده، قبیله، مذهب، طایفه و حزب چنین خطایی را مرتکب شده‌اند. بلکه باید گفته شود که فلان فرد فلان خطا را مرتکب شده است و این در راستای تحقق عدالت قرار دارد که خداوند سبحانه و تعالی به آن دعوت کرده است: «وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَلَوْ کانَ ذَا قُرْبَى» و این باعث می‌شود مشکلاتی که ممکن است در جامعه رخ دهند، در چارچوب خاص خودشان باقی بمانند و جلوی گسترش آن به حوزه‌های دیگر گرفته شود که اگر چنین شود، مشکلات شدت می‌گیرد و ممکن است که ثبات جامعه را نیز در معرض تهدید قرار دهد.

اما این که چرا یک خطا عمومیت پیدا می‌کند، دلایل متعددی دارد. شاید ناشی از برداشت نادرست از واقعه باشد و شاید هم از روی واکنش و تعصب. شاید بخواهند با بهره‌برداری از یک حادثه فردی، افکار عمومی را تحریک کنند و چنین تصوری ایجاد کنند که این حادثه برای هدف قرار دادن فلان خانواده، طایفه، مذهب و جریان سیاسی است. شاید هم ناشی از بدبینی باشد. بدبینی باعث می‌شود که انسان همه چیز را منفی تلقی کند و به همین دلیل همه مردم را فاسد، دزد، ظالم یا بی‌ایمان ببیند.

از این رو خداوند متعال برای پیشگیری از چنین رفتاری، به دقت در صدور احکام، عجله نکردن در صدور حکم و عدالت ورزی فرامی‌خواند؛ بنابراین به جای این که بگوییم همه خطاکارند، فاسدند، سرزنش و بدی کرده‌اند، حال آن که برخی از آن‌ها ممکن است چنین کارهایی انجام داده باشند، بگوییم فلان فرد خطا و بدی کرده است.

قرآن حتی در برخورد با کافران و منافقان نیز از این رو روش پیروی می‌کند و احکام را عمومیت نمی‌بخشد. می‌بینیم وقتی از ادای امانت اهل کتاب سخن می‌گوید، همه را مسئول نمی‌داند. بلکه می‌فرماید: «وَمِنْ أَهْلِ الْکتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْک وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْک إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِماً ذَلِک بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ». وقتی نیز از منافقان سخن می‌گوید، در قضیه اهانت به پیامبر خدا(ص) همه آن‌ها را مسئول این کار نمی‌داند. می‌فرماید: «وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُک فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ» و عین همین رویه را با اعراب در پیش می‌گیرد و می‌فرماید: «وَمِمَّنْ حَوْلَکمْ مِنَ الْأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ» و می‌فرماید: «وَمِنَ الْأَعْرَابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ».

 

در روز قیامت نیز حساب، فردی است

سوم: قضیه با عدالت خداوند در روز قیامت ارتباط دارد و مطابق اصل قرآنی «أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى» این انسان است که در روز قیامت مسئولیت خطاهای خود را به دوش می‌کشد و مورد محاسبه قرار می‌گیرد و هیچ کس نمی‌تواند از او در برابر عذابی که سزاوار آن است حمایت نماید: «کلُّ نَفْسٍ بِمَا کسَبَتْ رَهِينَةٌ» و خداوند عزّ وجلّ فرموده است: «وَکلَّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ کتَاباً يَلْقَاهُ مَنْشُوراً * اقْرَأْ کتَابَک کفَى بِنَفْسِک الْيَوْمَ عَلَيْک حَسِيباً».

در حدیث آمده است که در روز قیامت مرد به زن خود می‌گوید: آیا شوهر تو نبودم؟ زن می‌گوید: آری شوهرم بودی. مرد می‌گوید: امروز از تو می‌خواهم مقداری از حسنات خود را به من ببخشی تا شاید از آن چه می‌بینی نجات یابم. زن می‌گوید: چیز بسیار آسانی را از من خواستی ولی نمی‌توانم چیزی به تو ببخشم. چون من از آن همان چیزی بیم دارم که تو می‌ترسی. مرد به سراغ فرزندش می‌رود و می‌گوید: فرزندم! آیا پدر تو نبودم؟ فرزند نیز از او به خوبی یاد می‌کند. پدر ادامه می‌دهد: فرزندم! امروز به ذره‌ای از حسنات تو نیاز دارم تا شاید که نجات پیدا کنم. فرزند به پدر عرض می‌کند: ای پدر! چیز آسانی از من خواستی ولی من نیز همان ترسی را دارم که تو گرفتار آنی. از این رو نمی‌توانم چیزی به تو ببخشم. در روز قیامت مادر نیز به سراغ فرزندش می‌رود و می‌گوید: فرزندم! از سینه‌ام به تو شیر دادم، در شکم خود جایت دادم و در آغوشم پناهت دادم، پس حسنه‌ای به من بده تا امروز به دردم بخورد. فرزند می‌گوید: مادر! کاش این کار را می‌توانستم. من نیز از همان چیزی شکایت دارم که تو شاکی هستی. خداوند متعال در این باره می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکمْ وَاخْشَوْا يَوْماً لَا يَجْزِي وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلَا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَيْئاً إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ».

او عین همین مطلب را رهبران به پیروان خود می‌گویند. خداوند درباره اینان نیز می‌فرماید: «إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ».

به همین دلیل پیامبر خدا(ص) به پاره تن و جان خود فاطمه که معصوم هم بود فرمود: «يَا فَاطِمَةُ اِبْنَةَ مُحَمَّدٍ اِعْمَلِي فَإِنِّي لاَ أُغْنِي عَنْک مِنَ اَللَّهِ شَيْئاً، يَا عَبَّاسُ يَا عَمَّ رَسُولِ اَللَّهِ اِعْمَلْ فَإِنِّي لاَ أُغْنِي عَنْک مِنَ اَللَّهِ شَيْئاً، يَا صفيةُ يَا عَمَّة رَسُولِ اَللَّهِ اِعْمَلِي فَإِنِّي لاَ أُغْنِي عَنْک مِنَ اَللَّهِ شَيْئاً؛ ای فاطمه دختر محمد! ای دختر رسول خدا! عمل کن که من نمی‌توانم تو را از خداوند بی‌نیاز کنم. ای عباس! ای عموی رسول خدا! عمل کن که من نمی‌توانم تو را از خداوند بی‌نیاز کنم. ای صفیه! ای عمه رسول خدا! عمل کن که من نمی‌توانم تو را از خداوند بی‌نیاز کنم.» البته این به معنای نبود شفاعت نیست. بلکه شفاعت بر اساس نزدیکی یا رابطه نیست بلکه مبتنی بر عمل است.

این منطق عادلانه بر رابطه خداوند با بندگانش حاکم است؛ بنابراین نزد خداوند هیچ کس مسئول دیگری نیست، حتی اگر همسر، فرزند یا بستگان او باشد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا عَلَيْکمْ أَنْفُسَکمْ لَا يَضُرُّکمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ».

خداوند هم در تعامل با مردم، همین را از ما می‌خواهد. از این رو هر کس مسئول کردار خویش است و در حدود کاری که انجام داده است مسئولیت دارد و نباید خطای فردی را به پای خانواده‌ها، طوایف و مذاهبشان بگذاریم.

با این کار به عدالت وفادار خواهیم بود، به ظلم گرایش پیدا نخواهیم کرد و دایره دشمنی‌ها را تنگ خواهیم نمود: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا کونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ للهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امیرالمؤمنین(ع) ما را بدان توصیه نموده است: «أُوصِيکمْ أَيُّهَا النَّاسُ بِتَقْوَى اللَّهِ وَکثْرَةِ حَمْدِهِ عَلَى آلَائِهِ إِلَيْکمْ وَنَعْمَائِهِ عَلَيْکمْ وَبَلَائِهِ لَدَيْکمْ فَکمْ خَصَّکمْ بِنِعْمَةٍ وَتَدَارَککمْ بِرَحْمَةٍ أَعْوَرْتُمْ لَهُ فَسَتَرَکمْ وَتَعَرَّضْتُمْ لِأَخْذِهِ فَأَمْهَلَکمْ. وَأُوصِيکمْ بِذِکرِ الْمَوْتِ وَإِقْلَالِ الْغَفْلَةِ عَنْهُ وَکيْفَ غَفْلَتُکمْ عَمَّا لَيْسَ يُغْفِلُکمْ وَطَمَعُکمْ فِيمَنْ لَيْسَ يُمْهِلُکمْ فَکفَى وَاعِظاً بِمَوْتَى عَايَنْتُمُوهُمْ حُمِلُوا إِلَى قُبُورِهِمْ غَيْرَ رَاکبينَ وَأُنْزِلُوا فِيهَا غَيْرَ نَازِلِينَ فَکأَنَّهُمْ لَمْ يَکونُوا لِلدُّنْيَا عُمَّاراً وَکأَنَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ لَهُمْ دَاراً أَوْحَشُوا مَا کانُوا يُوطِنُونَ وَأَوْطَنُوا مَا کانُوا يُوحِشُونَ وَاشْتَغَلُوا بِمَا فَارَقُوا وَأَضَاعُوا مَا إِلَيْهِ انْتَقَلُوا لَا عَنْ قَبِيحٍ يَسْتَطِيعُونَ انْتِقَالًا وَلَا فِي حَسَنٍ يَسْتَطِيعُونَ ازْدِيَاداً أَنِسُوا بِالدُّنْيَا فَغَرَّتْهُمْ وَوَثِقُوا بِهَا فَصَرَعَتْهُمْ. فَسَابِقُوا رَحِمَکمُ اللَّهُ إِلَى مَنَازِلِکمُ الَّتِي أُمِرْتُمْ أَنْ تَعْمُرُوهَا وَالَّتِي رَغِبْتُمْ فِيهَا وَدُعِيتُمْ إِلَيْهَا وَاسْتَتِمُّوا نِعَمَ اللَّهِ عَلَيْکمْ بِالصَّبْرِ عَلَى طَاعَتِهِ وَالْمُجَانَبَةِ لِمَعْصِيَتِهِ فَإِنَّ غَداً مِنَ الْيَوْمِ قَرِيبٌ مَا أَسْرَعَ السَّاعَاتِ فِي الْيَوْمِ وَأَسْرَعَ الْأَيَّامَ فِي الشَّهْرِ وَأَسْرَعَ الشُّهُورَ فِي السَّنَةِ وَأَسْرَعَ السِّنِينَ فِي الْعُمُرِ؛ اى مردم! شما را به پرهيزگارى و شکر فراوان در برابر نعمت‌ها و عطاهاى الهى و احسانى که به شما رسيده سفارش می‌کنم، چه نعمت‌هايى که به شما اختصاص داده و رحمت‌هایی که براى شما فراهم فرمود. شما عیب‌های خود را آشکار کرديد و او پوشاند، خود را در معرض کيفر او قرار داديد و او به شما مهلت داد. مردم شما را به یادآوری مرگ، سفارش می‌کنم، از مرگ کمتر غفلت کنيد، چگونه مرگ را فراموش می‌کنید، در حالى که او شما را فراموش نمی‌کند و چگونه طمع می‌ورزید در حالى که به شما مهلت نمی‌دهد مرگ گذشتگان براى عبرت شما کافى است، آن‌ها را به گورشان حمل می‌کردند، بى آن که بر مرکبى سوار باشند، آنان را در قبر فرود آوردند بى آن که خود فرود آيند. چنان از ياد رفتند گويا از آباد کنندگان دنيا نبودند و آخرت همواره خانه‌شان بود آنچه را وطن  خود می‌دانستند از آن رميدند و در آنجایی که از آن رميدند، آرام گرفتند و از چيزهايى که با آن‌ها مشغول بودند جدا شدند و آنجا را که سرانجامشان بود ضايع کردند. اکنون نه قدرت دارند از اعمال زشت خود دورى کنند و نه می‌توانند عمل نيکى بر نیکی‌های خود بيفزايند. به دنيايى انس گرفتند که مغرورشان کرد، چون به آن اطمينان داشتند سرانجام مغلوبشان کرد. خدا شما را رحمت کند پس بشتابيد به سوى آباد کردن خانه‌هایی که شما را به آبادانى آن فرمان دادند و تشويقتان کرده، به سوى آن دعوت کرده‌اند و با صبر و استقامت، نعمت‌هاى خدا را بر خود تمام گردانيد و از عصيان و نافرمانى کناره گيريد که فردا به امروز نزديک است. وه چگونه ساعت‌ها در روز و روزها در ماه و ماه‌ها در سال و سال‌ها در عمر آدمى شتابان می‌گذرد.»

این وصیت امیرالمؤمنین(ع) به ماست. او از ما می‌خواهد که خداوند و جایگاهمان نزد خداوند را فراموش نکنیم. این‌ها همیشه باید یادمان باشد تا دنیا را بفهمیم تا این که دنیا فریبمان ندهد و با فریب‌های خود مغرورمان نکند. باید بدانیم تا روزی که ندا می‌دهند: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ» همیشه باید به یاد مسئولیت خود باشیم. با این کار از آگاهی، مسئولیت پذیری و توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

لبنان و وضعیت بحرانی

از لبنان آغاز می‌کنیم که بعد از متوقف شدن مشورت‌ها میان جریان‌های سیاسی فعال، از زمان به تعویق افتادن مهلت مشورت‌هایی که در هفته گذشته جریان داشت، عرصه سیاسی آن دچار حالتی از دست دست کردن به سر برد. چرا که هر گروهی درباره نوع حکومت و نمایندگانی که باید در آن داشته باشد، روی مواضع خود مصر هستند، بدون این که گامی به سوی همدیگر بردارند. در این زمینه نیز از پوشش‌های طایفه‌ای، مذهبی یا قدرت‌های داخلی و خارجی استفاده می‌کنند.

طبیعی است اگر این روند ادامه داشته باشد، باعث ایجاد انسداد خیابانی و خطرات ناشی از آن می‌شود و این نیز روی وضعیت اقتصادی و مالی که روز به روز بدتر می‌شود و افزایش صحنه‌های فقر و نیاز، ستون‌هایی از مردم که جلوی بانک‌ها منتظرند و برای راه افتادن کارها و رفع نیازها، پول خود را می‌خواهند، جاری شدن دوباره سیل که چند روز پیش تکرار شد و به دلیل رفع نشدن دلایل آن، بیم آن می‌رود که دوباره تکرار گردد و کمبود دارو و لوازم پزشکی و مواد غذایی همگی بیانگر وخامت وضعیت اقتصادی کشور است. آن چه بر تیرگی این وضعیت می‌افزاید، کاهش رتبه اعتباری لبنان و تعدادی از بانک‌های آن است که پیامدهای منفی در پی دارد.

در برابر این وضعیت بار دیگر به نمایندگی از تمام کسانی که از حال و آینده خودشان بیم دارند، از جریان‌های سیاسی می‌خواهیم که زمان را به هدر ندهند و از بازی کردن با سرنوشت کشوری که در پرتگاه فروپاشی قرار دارد، دست بردارند. شما وظیفه دارید که کشور را از این بحران‌ها نجات دهید و هیچ یک از شما حق ندارد به اسم این که به خواسته‌های خود نرسیده است، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. شما مسئولیت این کشور را به عهده گرفتید و باید آن را از این بحران‌ها و رنج‌ها نجات دهید و اگر از منافع شخصی به نفع میهن و مردم آن دست بردارید می‌توانید این کار را انجام دهید.

این زمان، زمان تقسیم سهم و نفوذ یا زمانی که هر گروه بکوشد کشور طبق معیارها و منافع خودش باشد یا اصلاً نباشد نیست، بلکه زمان همکاری و همگرایی است.

متأسفیم که در این دنیا هستند کسانی که برای رهایی لبنان از این وضعیت اقتصادی تلاش می‌کنند و خواستار تشکیل سریع دولت هستند، دولتی که بتواند اصلاحات اساسی انجام دهد، ولی ما چنین دغدغه‌ای را در بسیاری از مسئولان خود نمی‌بینیم. ولو در برابر دید این دنیا هم که شده، نه دولتی تشکیل شده است و نه اصلاحاتی به وجود آمده است. بلکه آن چه می‌بینیم تداوم خوردن دولت است. این را می‌توان در اقدام اخیر مشاهده کرد که می‌تواند باعث اضمحلال دستگاه قضایی به عنوان یکی از دژهای حامی کشور شود. اگر چه دستگاه قضایی نیز به اصلاحات نیاز دارد. چرا که لازم است آن کسانی که نماینده مردم هستند، خودشان امین نهادهای خود باشند.

رهایی کشور از این وضعیت تحقق پیدا نمی‌کند، مگر این که مسئولان تصمیم بگیرند کشور را از این وضعیت رنج آلود نجات دهند. باید هر چه سریع‌تر دولتی تشکیل شود که خواسته‌های مردم را برآورده کند. آن‌ها منتظر تشکیل دولتی هستند که نیازهای مردم را تأمین کند، کاری کند که آن‌ها انسانیت از دست رفته خود را دوباره احساس کنند، کرامت را به آنان بازگرداند و اعتمادشان به دولتی عاری از فساد و حیف و میل را بازسازی نماید.

به رغم این که از کمک‌های خارجی تقدیر و تشکر می‌کنیم، ولی باید توجه داشته باشیم که خارج جمعیت خیریه نیست و آن‌ها قربت الی چیزی نمی‌دهند و برای خودشان منافعی دارند. منافعی که در اغلب موارد با منافع ما همخوانی ندارد. ما می‌دانیم که در خارج کسانی هم هستند که منتظر فرصت هستند تا این کشور از هستی ساقط شوند تا آنان بر مقدرات و ثروت‌های آن حاکم شوند.

 

دشمن در کمین است

در عین حال باید نسبت به نفوذ اسرائیل به آب‌های اقتصادی لبنان در بلوک 9 هوشیار بود. چرا که یکی از کشتی‌های دشمن تحقیقاتی را پیرامون میزان منابع موجود در منطقه با هدف تسلط یا سرقت منابع آن انجام داده است. این امر ایجاب می‌نماید که همه با این مسئله مقابله کنند تا دشمن بفهمد حتی در دوره چند دستگی لبنان نیز نمی‌تواند آزادانه حرکتی انجام دهد و همه منتظرند با هر گونه تعدی دشمن به زمین، هوا و دریای لبنان مقابله نمایند.

خطاب به رهبران دینی کشور نیز عرض می‌کنیم به جای روش اظهار نظرهای سیاسی رایج، منطق دیگری را جایگزین کنند. سخنان آن‌ها باید بر برخاسته از ارزش‌ها و روح محبت و مهربانی باشد که نماینده آنها هستند، حتی اگر نقد می‌کنند یا دغدغه‌ای را مطرح می‌نمایند یا اظهار نظری می‌کنند. در این صورت سخنانشان به پیش از عقل‌ها، به دل‌های مردم می‌رسد.

در سویی دیگر تلاش برای عادی‌سازی روابط با دشمن صهیونیستی از راه عادی‌سازی روابط با شخصیت‌های دینی دشمن(مانند آن چه در بحرین اتفاق افتاد)، شخصیت‌های سیاسی دشمن که در بیشتر کشورهای عربی شاهد آن بوده‌ایم یا سخن گفتن از عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی در تریبون‌های گوناگون ادامه دارد. لازم است که این اقدام‌ها محکوم شوند و تلاش برای مبارزه با دشمن ادامه یابد.

 

ناامنی عراق را تهدید می‌کند

به عراق می‌رسیم که درد و رنج مردم این کشور به خاطر بحران‌های اقتصادی و معیشتی که باعث شده است مردم به خیابان‌ها بریزند، ادامه دارد. در عین حال که بر اهمیت بلند کردن صدای اعتراض مردم برای تأمین حقوقشان تأکید می‌کنیم، در عین حال از مردم عراق نیز می‌خواهیم که آگاه باشند تا در دام فتنه داخلی یا ناامنی که موجودیت و آینده آن را در معرض تهدید قرار می‌دهد، نیفتند.

همچنین از جریان‌های سیاسی می‌خواهیم که برای ارائه راه حلی که خواسته‌های مردم عراق تأمین کند و مردم را از این بحران‌ها نجات دهد، سرعت به خرج دهند. چون برای همه روشن شده است که استفاده از خشونت و تجاهل نسبت به خواسته‌های معترضان باعث تشدید بحران‌های عراق خواهد شد و این کشور را در معرض تندبادهای دیگران قرار خواهد داد.