خطبه جمعه، 29 آذر ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: نمودهای فریب / نقش بصیرت و آگاهی / راه‌های بصیرت افزایی / رابطه ایمان و بصیرت / دعوت به بصیرت یابی.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان به همکاری نیاز دارد / آیا عراق شاهد دولتی خواهد بود؟

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

23 ربیع الثانی 1441 هـ برابر با 29 آذر 1398 هـ و 20/١٢/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: نمودهای فریب / نقش بصیرت و آگاهی / راه‌های بصیرت افزایی / رابطه ایمان و بصیرت / دعوت به بصیرت یابی.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان به همکاری نیاز دارد / آیا عراق شاهد دولتی خواهد بود؟

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکينَ» صدق الله العظيم.

این آیه به یکی از ویژگی‌های برجسته پیامبر خدا(ص) و پیروان ایشان در تمام حرکت‌ها و دعوت به سوی خداوند اشاره کرده است که داشتن بصیرت است.

بصیرت به این معناست که انسان در تمام امور، عقل خود را حاکم گرداند. از این رو نباید به ظواهر بسنده نماید بلکه وقتی می‌خواند، می‌شنود یا اشیای پیرامون خود را می‌بیند، به ژرفای امور وارد شود. نباید فریب تصاویر زیبا، حرف‌های قشنگ و زرق و برق‌های دنیوی را بخورد. چون انسان غالباً از همین چیزها فریب می‌خورد و فراوان هستند کسانی که در فریب دادن او استاد هستند و وسایل رسانه‌ای و ارتباطی سهم عمده‌ای در فریب دیداری و شنیداری و وارونه جلوه دادن حقایق دارند.

در اینجا شیطان نقش مداومی‌دارد که خداوند نیز اشاره داشته است که یکی از مهم‌ترین ابزارهای کاری شیطان، آرزوهای فریبنده، وعده‌های دروغین و زینت دادن گناهان و معاصی است. خداوند در اشاره به این امر می‌فرماید: «وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللهَ وَعَدَکمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکمْ فَأَخْلَفْتُکمْ».

 

نمودهای فریب

قرآن کریم درباره نشانه‌های این فریب سخن گفته است. درباره ساحرانی که فرعون توسط آن‌ها در برابر حضرت موسی(ع) ایستاد، چنین می‌فرماید: «قَالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ وَاسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَاءُوا بِسِحْرٍ عَظِيمٍ»، «فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَى» مردم توسط جادو، افعی‌هایی را می‌دیدند که واقعیت نداشتند.

فریب دیگری که آیات قرآنی به آن‌ها اشاره داشته است، فریب خوردن کسانی است که در نگریستن به زرق و برق‌های دنیوی افراط می‌کنند و واقعیت آن را نمی‌بینند. خداوند متعال در این باره می‌فرماید: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِک مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآَبِ».

خداوند در بیان واقعیت دنیا این چنین می‌فرماید: «وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا کمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَکانَ اللهُ عَلَى کلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً».

از این رو می‌فرماید: «فَلَا تَغُرَّنَّکمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَلَا يَغُرَّنَّکمْ بِاللهِ الْغَرُورُ».

خداوند به سومین فریب نیز اشاره می‌نماید. کسانی به این فریب دچار می‌شوند که در گوش دادن به حرف‌های کسانی که فن بیان می‌دانند و به خوبی می‌دانند چگونه با عواطف و احساسات مردم بازی کنند، افراط می‌نمایند: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُک قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ * وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِک الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ». فریب‌هایی که مردم در زندگی خود بدان دچار می‌شوند، بسیارند.

بنابراین انسان به بصیرت نیاز دارد تا از دام این فریب‌ها رها شود و در پرتگاه‌ها آن نیفتد. پیامبر خدا در اشاره به این امر می‌فرماید: «نَظَرُ الْبَصَرِ لَا يُجْدِي إِذَا عَمِيَتِ الْبَصِيرَةُ؛ اگر ديده بصيرت کور باشد نگريستن چشم سودى نمی‌دهد.» و خداوند سبحان فرموده است: «وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ».

در حدیثی از امام علی(ع) نیز آمده است: «إذا لم تکن عالماً ناطقاً، فکن مستمعاً واعياً؛ اگر عالم ناطق نیستی، شنوای آگاه باش.»

 

نقش بصیرت و آگاهی

بنابراین بصیرت باعث می‌شود که انسان به دیده‌ها و شنیده‌های خود بیندیشد تا حقایقی را که پشت سخنان و موضع‌گیری‌ها پنهان شده‌اند، ببیند. بصیرت باعث می‌شود او به چیزهایی فراتر از تصاویری که می‌بیند و غالباً از دید بسیاری پنهان می‌مانند، بنگرد. بصیرت او را وا‌می‌دارد که در سخن گفتن، تصمیم‌گیری و قضاوت عجله نکند. این امر در درون او، بازدارندگی روانی، اخلاقی و فکری ایجاد می‌کند و نمی‌گذارد که کسی او را به هر جایی که بخواهد بکشاند و به هر لغزشی که بخواهد دچار سازد.

محتوای این سخن در این حدیث آمده است: «فَإِنَّمَا اَلْبَصِيرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ اِنْتَفَعَ بِالْعِبَرِ ثُمَّ سَلَک جَدَداً وَاضِحاً يَتَجَنَّبُ فِيهِ اَلصَّرْعَةَ فِي اَلْمَهَاوِي؛ اهل بصيرت کسى است که بشنود و بينديشد و بنگرد و ببيند و از حوادث عبرت گيرد، سپس به راهى روشن قدم نهد که او را از فرو غلتیدن در پرتگاه‌ها باز دارد.»

از این رو قرآن کریم و احادیث شریف، مشکل را در نداشتن حس دیدن یا شنیدن نمی‌دانند، چون انسان بدون این‌ها نیز می‌تواند به زندگی خود ادامه دهد و در روز قیامت نیز انسان به خاطر نداشتن این حس‌ها پاداش دریافت خواهد کرد. چرا که در حدیث آمده است: «إِنَّ فِي الْجَنَّةِ مَنْزِلَةً لَا يَبْلُغُهَا عَبْدٌ إِلَّا بِالِابْتِلَاءِ فِي جَسَدِهِ؛ در بهشت مقامى است که هيچ بنده‌اى به آن نرسد، جز با بلایى که به بدنش رسد.» و خداوند متعال نیز در این باره فرموده است: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ * الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا للهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ * أُولَئِک عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِک هُمُ الْمُهْتَدُونَ».

انسان ناشنوا و کور اگر صاحب بصیرت باشد، می‌تواند با حمایت‌های جامعه، بدون این دو حس به زندگی خود ادامه دهند و ممکن است در دنیا و آخرت حتی از کسانی که از دو حس شنیدن و دیدن برخوردارند نیز موفق‌تر باشند. ولی مشکل در افراد بی‌بصیرت است. اینان بصیرتی ندارند که در امور دنیوی و اخروی به آن‌ها کمک کند. همان طور که خداوند فرموده است، مشکل این است: «فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ»؛ بنابراین بصیرت به داشتن دو چشم بینا نیست، بلکه به داشتن قلب سالم است. چه بسیار نابینایانی که خداوند بدان‌ها بصیرت داد و آنان سالم و تندرست شدند. از این رو در حدیث آمده است: «لَيْسَ اَلْأَعْمَى مَنْ يَعْمَى بَصَرُهُ وَ لَکنَّ اَلْأَعْمَى مَنْ تَعْمَى بَصِيرَتُهُ؛ کور آن نيست که چشمش نابينا باشد بلکه کور [واقعى] آن کسى است که ديده بصيرتش کور باشد.»

در تاریخ آمده است که مرد نابینایی در زمان پیامبر خدا می‌زیست. ولی از بسیاری کسانی که چشم داشتند، بهتر می‌دید و نابینایی او را از جهاد در راه خدا بازنداشت. [از خانه] بیرون می‌شد تا در حد توان خود در جهاد شرکت کند، ولو به اندازه یک سخن باشد یا این که مؤذن پیامبر و معلم قرآن باشد. گاهی نیز پیامبر او را به جای خود به امامت مسجد می‌گمارد. الآن نیز نمونه‌های بسیاری وجود دارند که فاقد چشم و گوش هستند. ولی به هر جا که قدم می‌گذارند، گل سرسبد آنجا می‌شوند.

آنچه درباره دیده گفته شد، بر باقی حس‌ها نیز تطبیق می‌نماید. از این رو قرآن کریم زمانی که از کر، لال و نابینا سخن می‌گوید، در واقع از کسانی سخن می‌راند که بصیرت خود را از دست داده‌اند و در نتیجه ایمان و باورهای خود را در زندگی از دست می‌دهند: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آَذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِک کالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِک هُمُ الْغَافِلُونَ».

 

راه‌های بصیرت افزایی

راه رسیدن به بصیرت که آرزوی هر زن و مرد با ایمان است، با حمایت و حضور عقل و دور کردن چیزهایی که به پویایی عقل آسیب می‌زنند، عقل امکان پذیر است. به نحوی که عقل بر حرکت انسان حاکم باشد، نه تعصبات، واکنش‌ها، شهوات و منافع او و یکی از راه‌هایی که به این امر ختم می‌شود، تفقه در دین است. تفقه است که عقل را روشن می‌نماید و راه او را اصلاح می‌نماید.

در حدیث آمده است: «الفقه مفتاح البصيرة وتمام العبادة، والسبب إلى المنازل الرفيعة؛ فقه کلید بصیرت و کامل شدن عبادت و راه یافتن به جایگاه‌های رفیع است».

اما راه رسیدن به این جایگاه، تقواست. خداوند متعال می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَآَمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِکمْ کفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَکمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ».

عبادت نیز یکی از راه‌های مهم به شمار می‌آید. چرا که در حدیث آمده است: «وما تَقَرَّبَ إلَيَّ عَبدي بِشَيءٍ أحَبَّ إلَيَّ مِمَّا افتَرَضتُ عَلَيهِ، ومايَزالُ عَبدي يَتَقَرَّبُ إلَيَّ بِالنَّوافِلِ حَتّى أُحِبَّهُ، فَإِذا أحبَبتُهُ، کنتُ سَمعَهُ الَّذي يَسمَعُ بِهِ، وبَصَرَهُ الَّذي يُبصِرُ بِهِ، ويَدَهُ الَّتي يَبطِشُ بِها، ورِجلَهُ الَّتي يَمشي بِها، وإن سَأَلَني لَأُعطِيَنَّهُ، ولَئِنِ استَعاذَني لَأُعيذَنَّهُ؛ هيچ بنده‌ای به چيزى به من تقرب نجويد که نزد من محبوب‌تر از آنچه بر او واجب کرده‌ام باشد و همانا او به‌وسیلۀ نماز نافله به من نزديک شود تا آنجا که من او را دوست بدارم و هنگامى که او را دوست بدارم گوش او شوم، همان گوشى که با آن می‌شنود و چشم او گردم، همان چشمى که با آن ببيند و زبانش شوم، همان زبانى که با آن سخن گويد و دست او گردم، همان دستى که با آن بگيرد، اگر مرا بخواند اجابتش کنم و اگر از من خواهشى کند به او بدهم و اگر از من پناه بخواهد، به او پناه بدهم.»

 

رابطه ایمان و بصیرت

عزیزان! ایمان در کنار بصیرت آمده است. از این رو انسان مؤمن چاره‌ای ندارد جز این که بصیر باشد و در همه چیز دقت کند. او اگر دید، با بصیرت می‌بیند، اگر شنید، با بصیرت می‌شنود، اگر حرف زد، با آگاهی حرف می‌زند و اگر قضاوتی کرد، با آگاهی و مسئولیت پذیری قضاوت می‌کند و از عاطفه ورزی، هواپرستی و مصلحت اندیشی دور می‌گردد.

اهل بصیرت همان کسانی هستند که امیرالمؤمنین(ع) وقتی از اولیای الهی صحبت می‌نماید، به آنها اشاره کرده است: «إِنَّ أَوْلِيَاءَ اَللهِ هُمُ اَلَّذِينَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ اَلدُّنْيَا إِذَا نَظَرَ اَلنَّاسُ إِلَى ظَاهِرِهَا، وَاِشْتَغَلُوا بِآجِلِهَا إِذَا اِشْتَغَلَ اَلنَّاسُ بِعَاجِلِهَا، فَأَمَاتُوا مِنْهَا مَا خَشُوا أَنْ يُمِيتَهُمْ، وَتَرَکوا مِنْهَا مَا عَلِمُوا أَنَّهُ سَيَتْرُکهُمْ، وَرَأَوُا اِسْتِکثَارَ غَيْرِهِمْ مِنْهَا اِسْتِقْلاَلاً، وَدَرَکهُمْ لَهَا فَوْتاً، أَعْدَاءُ مَا سَالَمَ اَلنَّاسُ، وَسِلْمُ مَا عَادَى اَلنَّاسُ، بِهِمْ عُلِمَ اَلْکتَابُ وَبِهِ علِمُوا، وَبِهِمْ قَامَ کتَابُ الله تعالى وَبِهِ قَامُوا، لاَ يَرَوْنَ مَرْجُوّاً فَوْقَ مَا يَرْجُونَ، وَلاَ مَخُوفاً فَوْقَ مَا يَخَافُونَ؛ دوستان خدا همان کسانى هستند که باطن دنيا را می‌نگرند در حالى که ديگر مردم به ظاهرش چشم دارند و به آينده و فرجام دنيا مشغول‌اند در حالى که ساير مردم به نقد و امروز آن سرگرم‌اند. آنچه را از دنيا که می‌ترسند آنان را نابود کند، نابود می‌کنند و آنچه را از دنيا که می‌دانند به‌زودی آنان را ترک خواهد گفت، ترک می‌کنند و آنچه را که ديگران از دنيا زياد و با ارزش می‌شمارند اندک و حقيرش می‌بینند و رسيدن خود به آن‌ها را از دست دادن [سعادت و رستگارى خويش] می‌شمارند. دشمن چيزى هستند که مردم [دنياطلب] با آن در صلح و سازش‌اند و دوستدار چيزى هستند که مردم با آن دشمنى می‌ورزند! کتاب [خدا] به وجود آنان شناخته و دانسته می‌شود و آنان به آن دانا و عارف‌اند، کتاب به آنان استوار است و آنان به کتاب استوارند، بالاتر از چيزى که بدان اميد بسته‌اند اميدى نمی‌شناسند و ترسناک‌تر از چيزى که از آن می‌ترسند، چيزى را مايه ترس نمی‌دانند.»

پیامبر خدا(ص) و امام صادق(ع) نیز به آن‌ها اشاره داشته است: «عَينانِ في الرَّأسِ و عَينانِ في القَلبِ؛ دو چشم در سر و دو چشم در قلب دارند.»

 

دعوت به بصیرت یابی

عزیزان! در زمانی آکنده از تنش‌ها، واکنش‌ها، تعصبات و حساسیت‌ها ما به افرادی نیاز داریم که دارای بصیرت باشند. کسانی که پیش از فوران غرایز و موضع‌گیری‌ها، از خرد خویش استفاده می‌کنند و با این کار سوپاپ اطمینان جامعه خودشان می‌شوند.

خداوند نیز از ما همین را می‌خواهد: «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَکونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آَذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ».

در این شرایط دشوار چه خوب است مانند امیرالمؤمنین(ع) این چنین دعا کنیم: «إِلـهي هَبْ لي کمالَ الانْقِطاعِ إِلَيْک، وَأَنِرْ أَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها إِلَيْک، حَتّى تَخْرِقَ أَبْصارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ، وَتَصيرَ أَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِک؛ بارالها! کامل‌ترين انقطاع به خودت را نصيب من گردان؛ و چشمان قلب‌هاى ما را به روشنىِ نگاه به خودت روشن کن تا بدان‌جا که چشمان قلب‌ها حجاب‌هاى نور را پاره کند و به معدن عظمت واصل شود و جان‌هاى ما به عزت بارگاه قدسى‌ات آويخته گردد». وآخر دعوانا أن الحمد لله ربِّ العالمين.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرّحمن الرّحيم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به تهیه کردن بهترین توشه که همانا تقواست توصیه می‌کنم. از جمله موارد تقوا این است که به سفارش پیامبر خدا در متحد کردن مسلمانان عمل کنیم. در تاریخ نبوی آمده است که مردی یهودی از کنار یاران اوس و خزرجی پیامبر گذشت و وقتی بعد از آن همه گذشته سراسر کینه و دشمنی، پیش از این که اسلام آنان را متحد گرداند، آنان به واسطه اسلام از نعمت برادری برخوردار شدند، همدلی و همبستگی اجتماعی مسلمانان را دید، به خشم آمد. این فرد یهودی به سرعت از یهودی دیگری کمک گرفت و از او خواست به مسلمانان نزدیک شود و جنگ بعاث (نام محلی در جنوب شرقی مدینه که شهرت آن به دلیل جنگی است که پیش از اسلام میان دو قبیله مهم یثرب یعنی اوس و خزرج در آن محل روی داد و اوس در آن به پیروزی رسیدند) و وقایع این نبرد و اشعار تحرک آمیزی که در جنگ خوانده شدند را به آنان یادآوری نماید.

این توطئه کارگر افتاد و سینه‌های مسلمانان اوس و خزرج را آکنده از نفرت و کینه کرد. نزدیک بود که دو قبیله وارد جنگی دیگر شوند. تا این که خبر به پیامبر خدا رسید. او با تعدادی از مهاجرین نزد آنان رفت و به آنان فرمود: «يا معشر المسلمين أَبِدَعْوَى الْجَاهِلِيَّةِ وَأَنَا بَيْنَ أَظْهُرِکمْ بَعْدَ أَنْ هَدَاکمُ اللهُ تَعَالَى إِلَى الإِسْلام، وَأَکرَمَکمْ بِهِ، وَقَطَعَ عَنْکمْ أَمْرَ الْجَاهِلِيَّةِ، وَاسْتَنْقَذَکمْ بِهِ مِنَ الْکفْرِ، وَأَلَّفَ بَيْنَکمْ؛ اى مسلمانان! آیا خدا را فراموش کرده‌اید و شعار جاهلیت سر مى‌دهید با اینکه هنوز در میان شما حضور دارم. پس از آنکه خداوند شما را به نور اسلام هدایت کرد و به شما ارزش داد و فتنه‌هاى دوران جاهلیت را ریشه‌کن ساخت و از کفر، رهایى بخشید و میان شما الفت و برادرى برقرار کرد، شما دوباره مى‌خواهید به دوران کفر جاهلى برگردید؟». با این سخنان اوس و خزرج فهمیدند که آنچه در میانشان روی داده، از وسوسه‌های شیطان و توطئه دشمنان است؛ بنابراین گریستند و یکدیگر را در آغوش گرفتند و بعد از این که پیامبر خدا کینه دشمنان را از آنان دور کرد، گوش به فرمان پیامبر خدا شدند.

عزیزان! امروز ما نیز شدیداً نیاز داریم که از این داستان درس بگیریم و در دام کسانی که شب و روز برای فتنه افروزی در میان ما تلاش می‌کنند نیفتیم. نباید به خاطر وقایعی که در اینجا و آنجا روی می‌دهد یا حرف‌هایی که این و آن می‌زنند، صفحات سیاه تاریخ از یاد ما برود و مزایا و عناصر اطمینان و قدرت خود را فراموش کنیم. نباید اجازه دهیم که به خاطر تنش‌ها و واکنش‌های سریع و غفلت از فرمایش الهی «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعاً وَلَا تَفَرَّقُوا» غرایز مذهبی و طایفه‌ای ما را تحریک کنند.

 

لبنان به همکاری نیاز دارد

از لبنان آغاز می‌کنیم که در آن جریان‌های سیاسی همچنان تلاش می‌کنند تا از این مرحله دشوار تاریخی عبور کنند. در این راستا، امیدواریم که موظف شدن نخست وزیر، کشور را از این رنج‌های کنونی رهایی بخشد.

البته جای تأسف دارد که صحنه موظف کردن نخست وزیر آن چیزی نبود که ما و همه لبنانی‌ها انتظار داشتیم. آرزوی ما این بود که این امر بیانگر توافق همه جریان‌ها و مردم لبنان برای برون رفت از این دالان تاریک باشد. این اقدام در شرایطی صورت گرفت که پیرامون این موضوع چنددستگی وجود داشت. به همین دلیل ممکن است به خاطر واکنش‌ها و دغدغه‌های داخلی و فشارهای خارجی برای یک رنگ کردن دولت، خطراتی را برای آن در پی داشته باشد.

با همه لبنانی‌ها و با درک شرایطی که منجر به معرفی نخست وزیر گردید، امیدواریم که موانع از سر راه تشکیل دولت برداشته شود. اگر دغدغه برخی‌ها اعم از جریان‌های سیاسی یا طایفه‌ای که نخست وزیر موظف متعلق به آن است، رفع شود، این قضیه امکان پذیر است. در اینجا بار دیگر تأکید می‌کنیم که برای رسیدن به معادله‌ای که همه روی آن توافق داشته باشند، به مصلحت کشور باشد و وحدت و ثبات کشور حفظ شود، ضرورت دارد که همه همکاری کنند.

بار دیگر برای جریان‌های سیاسی تأکید می‌کنیم که این برهه، به آن اندازه که زمان نجات کشور از غرق شدن است، زمان ایرادگیری، پاس دادن توپ یا درگیری صلاحیت‌ها و موقعیت‌ها نیست و این نیز میسر نمی‌شود مگر با همبستگی همه. همه باید برای تشکیل دولتی که تأمین کننده آرزوهای همه لبنانی‌ها باشد تلاش کنند. همان لبنانی‌هایی که به خیابان‌ها آمدند تا کرامت، حق زندگی شرافتمندانه و کشوری عاری از فساد، حیف و میل و وابستگی به خارج و توانمند در حمایت از امنیت و منابع طبیعی خود را مطالبه کنند.

برای تحقق این هدف که امیدوارم سریع باشد، دولت موقت باید به وظایف خود در برابر شهروندان عمل کند. نباید از انجام مسئولیت خود در حل بحران‌هایی که در زمینه‌های اقتصادی، معیشتی، افزایش قیمت‌ها و بحران نقدینگی در بانک‌ها، خواب همه را آشفته کرده‌اند، شانه خالی کند. البته اخیراً گفته می‌شود قرار است اقداماتی توسط بانک‌ها صورت بگیرد که اگر چنین شود تأثیراتی به نفع سپرده گزاران به جای خواهد گذاشت.

در همین اثنا، تلاش‌ها برای فتنه افروزی در میان لبنانی‌ها از طریق دامن زدن به حساسیت‌های طایفه‌ای و مذهبی و پخش کلیپ‌هایی که در آن به شخصیت‌ها و مقدسات دینی اهانت می‌کنند یا درخت کریسمس را آتش می‌زنند، افزایش یافته است و ممکن است فضای سیاسی ملتهب نیز به این امر کمک کند.

در برابر این تلاش‌ها، ما همچنان چشم به آگاهی لبنانی‌ها اعم از مسلمان و مسیحی داریم. این که آنان به دمندگان در بوق فتنه اجازه نمی‌دهند که زمینه مساعدی برای کارهایشان پیدا کنند و مردم به دام این فتنه‌ها گرفتار نخواهند شد. چون این مردم همه این فتنه‌ها را آزموده‌اند، تلخی آن را چشیده‌اند و با پیامدهای آن داغ شده‌اند و بار دیگر در کوره آن نخواهند افتاد و بعد از این که بارها از آن گزیده شدند، بار دیگر از آن گزیده نخواهند شد.

در اینجا باید از همه کسانی که به سرعت برای درمان پیامدهایی که واکنش‌های سریع ایجاب می‌کرد، تلاش کردند تقدیر و تشکر کنیم. با توجه به مشکلاتی که در خیابان‌ها روی داد، باید نسبت به هر گونه تعرض به نیروهای امنیتی هوشیار بود. همان‌هایی که شبانه‌روز برای حفظ امنیت همه لبنانی‌ها تلاش می‌کنند. این نیروها باقیمانده حلقه همبستگی این دولت هستند. از این رو درست نیست که به هر دلیل در معرض واکنش‌های شهروندان قرار گیرند. چون هر گونه تعرض به معنای بی‌وفایی به آنان، تعرض به امنیت و وحدت میهن و اهانت به کسانی است که مانند شهروندان رنج می‌بینند.

 

آیا عراق شاهد دولتی خواهد بود؟

در عرصه‌ای دیگر، امیدواریم که نیروهای امنیتی و سیاسی عراق روی نام رئیس دولت به توافق برسند. دولتی که خواسته‌ها و آمال شهروندان را برآورده کند، کشور را از دردها و رنج‌های مداوم آن رهایی بخشد و جلوی افتادن کشور به فتنه داخلی را بگیرد که می‌خواهند مردم عراق هیزم آتش این فتنه باشند.

در خاتمه باید اشاره کنیم که در روزهای آینده به پیشواز مناسبتی می‌رویم که برای دل‌های مسلمانان و مسیحیان بسیار عزیز است و آن سالروز میلاد حضرت مسیح(ع) است. پیامبری که آکنده از محبت، رحمت، مدارا و بالندگی بود.

این مناسبت فرخنده را به مسلمانان و مسیحیان تبریک عرض می‌کنیم و آرزو می‌کنیم که این مناسبت حامل بشارت امنیت، صلح و ثبات برای این کشور باشد و رشته همکاری میان پیروان این دو دین را مستحکم سازد تا آن‌ها در کنار هم در برابر کسانی بایستند که به ادیان آسمانی اهانت می‌کنند و کرامت، آزادی، استقلال و حق زندگی شرافتمندانه این انسان را مورد تهدید قرار می‌دهند.