خطبه جمعه، 6 دی ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: تکامل ادیان / گرامیداشت حضرت عیسی(ع) / اختلاف نظر درباره حضرت مسیح(ع) / مشترکات ایمانی و اخلاقی / تحکیم ارزش‌های مشترک.

مطالب مهم خطبه دوم: موانع تشکیل دولت / رنج‌ها و امداد جمعی / در آستانه سال جدید.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

1 جمادی الاول 1441 هـ برابر با 6 دی 1398 هـ و 27/١٢/٢٠١٩ م

 

مطالب مهم خطبه اول: تکامل ادیان / گرامیداشت حضرت عیسی(ع) / اختلاف نظر درباره حضرت مسیح(ع) / مشترکات ایمانی و اخلاقی / تحکیم ارزش‌های مشترک.

مطالب مهم خطبه دوم: موانع تشکیل دولت / رنج‌ها و امداد جمعی / در آستانه سال جدید.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «قُولُوا آمَنَّا بِالله وَمَا أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» صدق الله العظيم.

 

تکامل ادیان

امتیاز عقیده اسلامی بر سایر ادیان این است که انسان مسلمان را ملزم می‌کند به همه پیامبران ایمان بیاورد. بنا بر اعتقادات اسلامی آبشخور تمام پیامبران یکی است و آنان همگی به اهدافی یکسان که خداوند به عهده‌شان نهاد، دعوت کردند و از آنان خواست که این اهداف را به مردم برسانند. این هدف همان رهایی مردم از عبودیت غیر خداوند و تحکیم کرامت انسان است که خداوند به بندگان خود بخشیده و برپایی عدالت در زندگی است.

آری! به تبعیت از تحول بشریت و نیازهای او، احکام ادیان نیز حالت تدریجی داشتند؛ بنابراین هر دینی آمد که احکام و قوانینی را بیفزاید که در ادیان پیش از آن وجود نداشتند یا احکامی را لغو نمایند که به مصلحت زمانه نبود یا انحرافاتی را اصلاح کنند.

این ادیان آسمانی با رسالت پیامبر خدا(ص) کامل شدند. او نیامد تا ادیان پیش از خود را ملغی نماید بلکه برای کامل کردن آن‌ها آمد. از این رو فرمود: «إنّما بُعثت لأتمّم مکارم الأخلاق»، «إنّ مثلي ومثل الأنبياء من قبلي، کمثل رجل بنى بيتاً فأحسنه وأجمله، إلا موضع لبنة من زاوية، فجعل الناس يطوفون به ويعجبون له ويقولون هلّا وضعت هذه اللّبنة، قال: فأنا اللّبنة وأنا خاتم النبيّين؛ مثال من در مقايسه با انبياء پيشين همانند مردی است که بنایی بسيار زيبا و جالب بسازد، مردم گرد آن بگردند و بگويند بنایی زيباتر از اين نيست جز اينکه جای يک خشت آن خالی است و من همان خشت آخرينم و من خاتم پیامبران هستم.» وقتی آن حضرت این وظیفه را کامل کرد و به عمل خود در آن پایان داد، این آیه کریمه نازل گردید: «الْيَوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِينَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکمُ الإِسْلاَمَ دِينا»(المائدة: 3).

از این رو وظیفه خود می‌دانیم که برای ارزج نهادن به نقشی که پیامبران ایفا کردند و برای استفاده از سیره، سخنان و موضع‌گیری‌های ایشان که تبلور باور داشت‌های آنان است، یادشان را گرامی بداریم.

 

گرامیداشت حضرت عیسی(ع)

از این رو وقتی به سالروز ولادت حضرت مسیح(ع) می‌پردازیم، به این بهانه می‌خواهیم به شرایط پیرامونی ولادت معجزه آمیز این پیامبر، جایگاهی که نزد خداوند دست یافت و میزان تکریمی که بدان دست یافت بپردازیم که مورد اشاره قرآن کریم نیز است.

این پیامبر با بشارت خداوند به مریم(ع) متولد گردید: «يَا مَرْيَمُ إِنَّ الله يُبَشِّرُک بِکلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِين» و این بشارت با لطف و عنایت الهی صورت گرفت که خداوند نیز در فرمایش خود بدان اشاره نموده است: «فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً * قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَنِ مِنْک إِنْ کنْتَ تَقِيّاً * قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّک لِأَهَبَ لَک غُلَاماً زَکيّاً * قَالَتْ أَنَّى يَکونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَک بَغِيّاً * قَالَ کذَلِک قَالَ رَبُّک هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آَيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِنَّا وَکانَ أَمْراً مَقْضِيّا».

به واسطه شایستگی‌ها، توانایی‌ها و معجزاتی که خداوند به دست آن حضرت رقم زد و باعث گردید قدرت به عهده گرفتن مسئولیتی را پیدا کند که آسان نبود، از تکریم و الهی برخوردار بود: «إِذْ قَالَ الله يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْکرْ نِعْمَتِي عَلَيْک وَعَلى وَالِدَتِک إِذْ أَيَّدْتُک بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَکهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُک الْکتَابَ وَالْحِکمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ کهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَکونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَکمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي».

این تکریم تا آخرین لحظه‌ای که آن حضرت در میان قوم خود حضور داشت ادامه یافت. چون خداوند از آن حضرت در برابر دشمنانی که می‌خواستند او را به صلیب بکشند، حمایت نمود. وقتی خداوند می‌فرماید: «إِذْ قَالَ الله يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيک وَرَافِعُک إِلَيَّ وَمُطَهِّرُک مِنَ الَّذِينَ کفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوک فَوْقَ الَّذِينَ کفَرُوا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» به همین حمایت اشاره می‌نماید.

 

اختلاف نظر درباره حضرت مسیح(ع)

از این رو می‌توان چنین گفت که درباره عظمت این پیامبر و نقشی که آن حضرت برای تقویت و تحکیم محبت در میان مردم و نفی ظلم و طغیان علیه مردم ایفا نمود، مسلمانان و مسیحیان توافق نظر دارند. ولی وجود این اشتراک نظر نیز باعث نمی‌شود که اختلاف پیرامون ویژگی‌های این پیامبر را منکر شویم.

قرآن کریم وقتی قاطعانه دادن ویژگی الوهیت به حضرت مسیح(ع) را نفی می‌کند، به این اختلاف اشاره داشته، می‌فرماید: «يَا أَهْلَ الْکتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِکمْ وَلَا تَقُولُوا عَلَى اللهِ إِلَّا الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللهِ وَکلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ فَآَمِنُوا بِاللهِ وَرُسُلِهِ وَلَا تَقُولُوا ثَلَاثَةٌ انْتَهُوا خَيْراً لَکمْ إِنَّمَا اللهُ إِلَهٌ وَاحِدٌ سُبْحَانَهُ أَنْ يَکونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَکفَى بِاللهِ وَکيلا».

قرآن کریم از زبان حضرت مسیح(ع) به پیامبری حضرت محمد(ص) بشارت می‌دهد. واقعیتی که در انجیل‌های رایج در بین مسیحیان نیامده است. می‌فرماید: «وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ الله إِلَيْکمْ مُصَدِّقاً لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ».

 

مشترکات ایمانی و اخلاقی

ولی این اختلاف نیز به معنای دوری و جدایی دو دین آسمانی نیست. لازم است به یاد داشته باشیم که در این دو دین، اشتراکات فراوانی در جزئیات ایمان و اخلاقی وجود دارد. این همان چیزی است که خداوند به آن فراخواند و به پیامبرش دستور داد که به اهل کتاب و از جمله مسیحیان بگوید: «قُلْ يَا أَهْلَ الْکتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَکمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا الله وَلَا نُشْرِک بِهِ شَيْئاً وَلَا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ الله». در عین حال تداوم گفتگو درباره موارد اختلافی را مورد تأکید قرار داده و می‌فرماید که این گفتگو باید به دور از هرگونه تنش و تحریک گری، به بهترین روش انجام شود: «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ».

اسلام به این هم بسنده نکرده و به بیان ویژگی‌های معنوی و اخلاقی مسیحیان نیز پرداخته است. فرموده است: «وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِک بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَکبِرُونَ». این نگاه به صورت عملی در موارد بسیاری از زندگی پیامبر خدا نیز دیده می‌شود.

مورد اول – در آغاز دعوت اسلامی، وقتی مسلمانان تحت فشار بودند، مسلمانان مجبور شدند که به فکر مهاجرت بیفتند. تصمیم پیامبر خدا این شد که مسلمانان به حبشه هجرت کنند. چون پیامبر خدا معتقد بود که در آنجا پادشاه صالحی حکمروایی دارد که به کسی ستم نمی‌کند. این پادشاهی مسیحی بود و طبق آموزه‌های حضرت مسیح(ع) تربیت شده بود.

به این ترتیب جمعی از مسلمانان به حبشه هجرت کردند. بعد از این قضیه قریش کوشیدند با تنش میان دو دین اسلام و مسیحیت، بازیگری کنند. از این رو هیئتی را به حبشه فرستاد. رئیس این هیئت به نجاشی حاکم حبشه گفت: مسلمانان به حضرت مسیح(ع) دروغ بسته و درباره آن حضرت حرف‌های بدی می‌زنند. نجاشی از مسلمانان در این باره توضیح خواست. جعفر بن ابی‌طالب نیز به نمایندگی از جمع مسلمانان ایستاد و اظهار داشت: درباره حضرت مسیح(ع) هما چیزی را می‌گویم که پیامبرمان از جانب خداوند آورده است و سپس این آیه را برای نجاشی تلاوت کرد: «إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ الله يُبَشِّرُک بِکلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ* وَيُکلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَکهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِينَ* قَالَتْ رَبِّ أَنَّى يَکونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قَالَ کذَلِک الله يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ إِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ کنْ فَيَکونُ».

وقتی نجاشی حرف‌های جعفر را شنید، دیدگانش پر از اشک گردید و گفت: «این سخنان و آموزه‌های عیسی از یک چراغ خارج شده‌اند.»

مورد دیگر – وقتی مسیحیان نجران برای گفتگو با پیامبر خدا به مدینه آمدند، لباس‌های مخصوص کلیسا به بر کرده بودند و صلیب بر گردن آویخته بودند. به رغم این که اسلام در ازای صلیب موضع داشت، اما متعرض آنان نشد و از مسیحیان در مسجد استقبال کرد. وقتی هنگام نمازشان شد، از پیامبر خدا اجازه خواستند که در مسجد، ناقوس بنوازند و نمازشان را بخوانند. پیامبر نیز به آنان اجازه داد.

رابطه میان پیروان دو دین که آکنده از احترام، پیوند و مهربانی بود ادامه داشت. به همین دلیل طبق رهنمودهای پیامبر خدا، مسیحیان با آرامش و اطمینان در قلمرو جامعه اسلامی می‌زیستند، با آزادی در معابد و کلیساهایشان عبادت می‌کردند و مسلمانان نیز در امور دینی‌شان دخالتی نمی‌کردند. اگر برخی حوادث منفی نیز روی داده به خاطر شرایط سیاسی و زمانی مشخص بوده است.

 

تحکیم ارزش‌های مشترک

نیاز شدیدی وجود دارد که اکنون نیز مسلمانان و مسیحیان برای ایستادگی در برابر انحرافات ایمانی و اخلاقی، نفی ظلم و فساد و همه چیزهایی که به کرامت انسان آسیب می‌زنند، تحقق اهداف مشترک و برپایی ارزش‌هایی چون حق، عدالت، آزادی و کرامت انسانی در زندگی در کنار همدیگر قرار بگیرند. باید محبتی را که قلب حضرت مسیح(ع) و حضرت محمد(ص) را لبریز کرده بود، به دل‌های خود بازگردانیم.

عزیزان! خواست ما این است که سالروز میلاد حضرت مسیح(ع) به مانند همه مناسبت‌های دیگر، به رسوم و ظواهر منحصر نماند که غالباً این چنین است، بلکه باید سخنان و موعظه‌های حضرت مسیح(ع) را اجابت کنیم و به منطق آن حضرت گوش جان بسپاریم که می‌فرمود: «صِلُوا مَنْ قَطَعَکمْ وَ أَعْطُوا مَنْ مَنَعَکمْ وَ أَحْسِنُوا إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْکمْ وَ سَلِّمُوا عَلَى مَنْ سَبَّکمْ وَ أَنْصِفُوا مَنْ خَاصَمَکمْ وَ اُعْفُوا عَمَّنْ ظَلَمَکمْ کمَا أَنَّکمْ تُحِبُّونَ أَنْ يُعْفَى عَنْ إِسَاءَتِکمْ فَاعْتَبِرُوا بِعَفْوِ اَللَّهِ عَنْکمْ أَ لاَ تَرَوْنَ أَنَّ شَمْسَهُ أَشْرَقَتْ عَلَى اَلْأَبْرَارِ وَ اَلْفُجَّارِ مِنْکمْ وَ أَنَّ مَطَرَهُ يَنْزِلُ عَلَى اَلصَّالِحِينَ وَ اَلْخَاطِئِينَ مِنْکمْ فَإِنْ کنْتُمْ لاَ تُحِبُّونَ إِلاَّ مَنْ أَحَبَّکمْ وَ لاَ تُحْسِنُونَ إِلاَّ إِلَى مَنْ أَحْسَنَ إِلَيْکمْ وَ لاَ تُکافِئُونَ إِلاَّ مَنْ أَعْطَاکمْ فَمَا فَضْلُکمْ إِذاً عَلَى غَيْرِکمْ؛ با کسى که از شما بريده است، پيوند برقرار کنيد و به کسى که از شما دريغ کرده است عطا کنيد و به آنکه به شما بدى کرده است، خوبى کنيد و به کسى که شما را دشنام می‌دهد، سلام گوييد و با کسى که با شما خصومت می‌ورزد، انصاف ورزيد و از کسى که به شما ستم کرده است درگذريد، چنان که دوست داريد از بدکرداری شما درگذرند، از گذشت خداوند نسبت به خودتان عبرت گيريد. آيا نمی‌بینید که آفتابِ خداوند بر نيک و بد شما می‌تابد و بارانش بر نيکوکار و گنه‌کار شما می‌بارد؟ اگر شما جز دوستدار خود را دوست نداشته باشيد و جز به آنکه به شما نيکى کرده است، نيکى نکنيد و جز به آنکه به شما عطا کرده است عطا نکنيد، پس چه فضيلتى بر ديگران داريد؟»

پس سلام بر حضرت مسیح(ع) همان طور که خود بر خویشتن خویش درود فرستاد، روزی که به دنیا آمد، روزی که می‌میرد و روزی که دوباره زنده برانگیخته می‌شود.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که حضرت مسیح(ع) به حواریون خود توصیه نمود. فرمود: «بِحَقٍّ أَقُولُ لَکمْ إِنَّ اَلْحَرِيقَ لَيَقَعُ فِي اَلْبَيْتِ اَلْوَاحِدِ فَلاَ يَزَالُ يَنْتَقِلُ مِنْ بَيْتٍ إِلَى بَيْتٍ حَتَّى تَحْتَرِقَ بُيُوتٌ کثِيرَةٌ إِلاَّ أَنْ يُسْتَدْرَک اَلْبَيْتُ اَلْأَوَّلُ فَيُهْدَمَ مِنْ قَوَاعِدِهِ فَلاَ تَجِدَ فِيهِ اَلنَّارُ مَعْمَلاً وَ کذَلِک اَلظَّالِمُ اَلْأَوَّلُ لَوْ يُؤْخَذُ عَلَى يَدَيْهِ لَمْ يُوجَدْ مِنْ بَعْدِهِ إِمَامٌ ظَالِمٌ فَيَأْتَمُّونَ بِهِ؛ به حق، به شما بگويم اگر اتاقي آتش بگيرد، آن آتش پيوسته از اتاقي به اتاق ديگر سرايت می‌کند تا جايي که اتاق‌های بسياری می‌سوزد، مگر اين که همان نخستين اتاق را دريابند و آن را از بيخ و بن بر اندازند که در اين صورت، جای پای آتش نخواهد ماند. چنين است آفت ستمگر نخست که اگر جلويش گرفته شود، بعد از او پيشوای ستمگری پيدا نخواهد شد؛ چرا که ديگران از او سرمشق گيرند.»

حضرت مسیح(ع) می‌خواهد به پیامدهای ناشی از بی‌مسئولیتی جامعه در ایستادگی و جلوگیری از ظلم اشاره نماید. این بی‌مسئولیتی باعث می‌شود که ظلم ادامه یابد و دیگری نیز به ظلم کردن تشویق شوند. آن حضرت این رفتار را به کسی تشبیه می‌کند که آتش را در اتاق اول خاموش نمی‌کند و اجازه می‌دهد که آتش گسترش یابد و به اتاق دیگری تسری یابد.

از این رو درخواست می‌کند که با هر ابزار بازدارنده جلوی ظالم را بگیرند تا او به ظلم و ستم خود ادامه ندهد و عبرتی باشد برای ظالمانی که به فکر ستم کردن به مردم هستند. پیامبر خدا نیز به این امر اشاره داشته، می‌فرماید: «مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرُمِ اللهِ، ناکِثاً لِعَهْدِ اللهِ، مُخالِفاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ، یَعْمَلُ فِی عِبادِاللهِ بِالاِثْمِ وَ الْعُدْوانِ فَلَمْ یُغَیِّرْ عَلَیْهِ بِفِعْل، وَ لاَ قَوْل، کانَ حَقّاً عَلَى اللهِ أَنْ یُدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ؛ هر کس سلطان ستمگرى را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده، پیمان الهى را شکسته و با سنّت رسول خدا مخالفت ورزیده، در میان بندگان خدا به ستم رفتار مى کند؛ و او با زبان و کردارش با وى به مخالفت بر نخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن سلطان ستمگر(دوزخ) بیاندازد».

پیامبر خدا کسی را که در برابر ظلم ساکت بنشیند، شریک ظالم می‌داند و او نیز به همان جایی نزد خداوند می‌رسد که فرد ظالم می‌رسد و آثار و پیامدهای ظلم خود را متحمل می‌شود. ما نیز امروز به صداهایی نیاز داریم که حق را فریاد بزنند و ظلم و فساد را از هر که باشند محکوم نمایند. با این کار جامعه سازی می‌کنیم و در برابر چالش‌ها از آگاهی و قدرت بیشتری برخوردار خواهیم شد.

 

موانع تشکیل دولت

از لبنان آغاز می‌کنیم که به نظر نمی‌رسد راه برای تشکیل دولت مورد نظر لبنانی‌ها هموار باشد. دولتی که چرخ سیاسی کشور را به حرکت درآورد و برای مشکلاتی که در همه زمینه‌ها از آن در رنج هستند چاره‌اندیشی نماید. اظهار نظرهای اخیر برخی از مراکز سیاسی نشان داد که چند دستگی‌ها شدید است. آن هم در شرایطی که ایجاب می‌نماید جریان‌های سیاسی برای نجات دادن کشور از غرق شدن در دریای بحران‌ها، با یکدیگر همراهی و همکاری کنند.

آن چه بر شدت بحران می‌افزاید، برچسب طایفه‌ای زدن سریع به رویدادهاست. حال آن که این طایفه‌ای شدن پیامدهای خطرناکی برای صلح و ثبات داخلی دارد. آن هم در کشوری که از نظر طایفه‌ای و مذهبی به سرعت بسیج می‌شوند.

از این رو در برابر این وضعیت و برای ترحم به کشور، بار دیگر از مراکز سیاسی می‌خواهیم سریع به گفتگوی میان خود بازگردند و کشور را از وضعیت بی سرنوشتی و پیامدهای اقتصادی، مالی و امنیتی ناشی از آن رهایی بخشند.

ما ملاحظات و احساس محرومیت این مراکز را درک می‌کنیم. ولی معتقدیم که نگاه مثبت به این مشکلات باعث برطرف شدن این ملاحظات بر طرف شدن احساس محرومیت خواهد شد. چون برای همه روشن شده است که به هم زدن توازن طایفه‌ای و مذهبی و دور کردن فلان گروه یا طایفه، به نفع هیچ کسی نیست. بلکه عرض می‌کنم هیچ کس نمی‌تواند در این زمان وارد این پیچ خطرناک شود.

به همه عرض می‌کنم که اکنون زمان رقابت، تصفیه حساب، چوب لای چرخ گذاشتن یا قهر سیاسی نیست بلکه زمان آن است که بعد از مدت‌های طولانی ایجاد بن بست طولانی توسط مسئولان، همه برای نجات کشور تلاش کنند.

تردیدی وجود ندارد که نجات دادن این کشور وظیفه‌ای به دوش همگان است. هیچ کس نباید انتظار داشته که کسی از خارج بیاید و این کار را انجام دهد. چون وقتی خارجی‌ها بیایند، برای منافع شخصی و جمع‌آوری اطلاعات می‌آیند. نگرانی ما این است که کسانی خواهان سقوط این کشور هستند تا بعد از این که در گذشته نتوانستند چنین کاری کنند، در این مرحله به راحتی بتوانند از حاکمیت، قدرت و منابع آن چیزی بگیرند؛ یعنی چیزی را که با جنگ نتوانستند به دست آورند با صلح به دست آورند.

از این رو از همگان می‌خواهیم که از حساب‌های شخصی دست بردارند و برای تشکیل دادن دولتی متشکل از افرادی پاک دست و شایسته، برخوردار از اعتماد مردم و دارای نظرات واقعی برای نجات کشور به سرعت وارد عمل شوند.

 

رنج‌ها و امداد جمعی

درست در این زمان و با توجه به مشکلات ناشی از کمبود پول، لبنانی‌ها متوجه می‌شوند که بازرسی عمومی مالی در برابر قاچاق میلیاردها دلار به خارج از کشور کاری انجام نداده‌اند. کمیسیون مالی و بازرسی بودجه نیز این موضوع را تأیید کرده‌اند. لازم است که در این باره تحقیق صورت بگیرد؛ زیرا اگر این تحقیق صورت بگیرد، به خروج کشور از بحران مالی کمک می‌کند.

در زمینه اجتماعی، باید از کمک‌های افراد، مؤسسات و نهادها برای تقویت امداد اجتماعی با کمک به فقرا و نیازمندان و دادن فرصت زندگی شرافتمندانه به آنان تقدیر و تشکر کنیم. درخواست ما این است که این کمک‌ها توسعه پیدا کند. چون این کارها همان طور که کشور را در برابر خطر گرسنگی حفظ می‌کند، نشان دهنده ایمان و انسانیت ماست.

 

در آستانه سال جدید

در خاتمه باید عرض کنیم که چند روز دیگر وارد سال جدید می‌شویم. به درگاه خداوند دعا می‌کنیم که سال جدید، سالی همراه با امنیت و صلح برای کشور باشد. در این سال همه از حساب‌هایی که باعث شد کشور به این وضعیت فروپاشی بیفتد، دست بردارند. به گونه‌ای که آینده ما بهتر از گذشته آن باشد.