خطبه جمعه، 20 دی ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: آرامش مؤمنان / آرامش پیامبران / نشانه ایمان.

مطالب مهم خطبه دوم: این درد کی به پایان می‌رسد؟ / دولت بدون توافق ایجاد نخواهد شد / پیامدهای ترور.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

15 جمادی الاولی 1441 هـ برابر با 20 دی 1398 هـ و 10/١/٢٠٢٠ م

 

مطالب مهم خطبه اول:آرامش مؤمنان / آرامش پیامبران / نشانه ایمان.

مطالب مهم خطبه دوم:این درد کی به پایان می‌رسد؟ / دولت بدون توافق ایجاد نخواهد شد / پیامدهای ترور.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَللهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللهُ عَلِيماً حَكِيماً» صدق الله العظيم.

انسان به خاطر ابتلاهایی که برای او یا اطرافیانش پیش می‌آید یا چالش‌هایی که موجودیت، امنیت، کرامت و ایمان او را مورد تهدید قرار می‌دهند، با تنش‌های بسیاری در زندگی روبروست و طبیعی است که این تنش‌ها روی رفتارها، اندیشه‌ها و نظرات او تأثیر بگذارند و با این کار وقار شخصیتی، آرامش روانی، سلامت اندیشه و منطق درست خود را از دست می‌دهد.

از این رو نیاز است که شرایط مناسب برای ریشه کنی تنش‌ها و زدودن بیم‌ها و نگرانی‌ها فراهم شود تا انسان بتواند درست بیندیشد، موضع مناسب اتخاذ کند یا بر اساس مبانی روانی و روحی استوار حرکت نماید و همه عناصر و عوامل نگرانی، ترس و اضطراب را از میان بردارد.

 

آرامش مؤمنان

در این راستا مفهوم آرامش در قرآن کریم و احادیث شریف بسیار تکرار شده است. آرامش به معنای اطمینان، وقار و آرامش اندیشه در برابر دشواری‌ها، ابتلائات و ناملایمات است.

اگر آرامش بر قلب مستولی شود، قلب به واسطه آن اطمینان می‌یابد، وقار پیدا می‌کند، اعضا و جوارح نیز آرام می‌شوند، زبان نیز در درست و حکیمانه به کار می‌افتد، در موضع‌گیری‌ها و تصمیم‌گیری‌ها مانع از افتادن در دام خطاها و لغزش‌ها می‌گردد و در انسان اراده و عزم انجام کار و استواری در برابر چالش‌ها ایجاد می‌نماید.

در آیه‌ای که تلاوت کردم، خداوند به منبع این آرامش اشاره می‌نماید. می‌فرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَاناً مَعَ إِيمَانِهِمْ وَللهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللهُ عَلِيماً حَكِيماً» بنابراین آرامش موهبتی است که خداوند بر دل‌های مؤمنان نازل می‌کند. این آرامش مجانی به دست نمی‌آید بلکه ناشی از ایمان راستین آنان است. ایمانی که باعث می‌شود مؤمنان خداوند دارای جلال، عظمت، قدرت، علو، جبروت و مهربانی را در هر حال در نظر داشته باشند. او را از خودشان دور نبینند بلکه همان گونه که به بندگان خود فرموده است، او به ایشان نزدیک است.

کافی است که او را بخوانند تا خداوند اجابتشان کند، به او توکل نمایند تا او کفایتشان نماید، به او تکیه کنند تا او را بهترین پشتیبان و یاور بیابند و در جایی که دچار لغزش شدند، آنان به را به راه راست برگرداند و چون او را خواندند، دعایشان را اجابت نماید: «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً» از این رو مؤمنان به قضای الهی راضی می‌شوند، بلای او را با جان و دل می‌پذیرند و به حکم او هر چه باشد، گردن می‌نهند.

این امر در حدیث قدسی نیز آمده است: «مَا خَلَقْتُ خَلْقا أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ عَبْدِيَ اَلْمُؤْمِنِ وَ إِنِّي إِنَّمَا اِبْتَلَيْتُهُ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أُعَافِيهِ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَزْوِي عَنْهُ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَعْطَيْتُهُ لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا يَصْلُحُ عَلَيْهِ عَبْدِي فَلْيَصْبِرْ عَلَى بَلاَئِي وَ لْيَشْكُرْ نَعْمَائِي وَ لْيَرْضَ بقضاي بِقَضَائِي أَكْتُبْهُ فِي اَلصِّدِّيقِينَ عِنْدِي إِذَا عَمِلَ بِرِضَايَ وَ أَطَاعَ أَمْرِي؛ هيچ مخلوقى را محبوب‌تر از بندۀ مؤمنم نيافريدم، من او را براى چيزى كه برايش بهتر است مبتلا می‌سازم و به او چيزى دهم كه برايش بهتر باشد و من به آنچه برايش بهتر است آگاه‌ترم، او بايد در برابر بلاهاى من صبر كند و نعمت‌هایم را شكرگزار باشد و به حكم من راضى باشد، اگر به حكم من عمل كند و امرم را اطاعت نمايد، او را جزء صدّيقين نزد خودم قرار دهم.»

 

آرامش پیامبران

قرآن کریم به برخی از گونه‌های آرامشی که خداوند به پیامبران و مؤمنان نازل کرده است، اشاره می‌نماید. آرامش ویژگی حضرت ابراهیم(ع) است. او این ویژگی خود را وقتی نشان داد که به فرمان الهی زن و فرزند خود را در صحرای برهوت رها کرد. در آن بیابان نه آبی بود و نه غذا و بشری؛ اما او احساس بیم و هراس نکرد؛ زیرا دل او مالامال از امید به خداوند بود. این که خداوند آن‌ها را به حال خودشان رها نخواهد کرد. از این رو به گفتن این سخن بسنده کرد: «رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ».

همین آرامش در قلب هاجر نیز وجود داشت. بعد از این که همسرش حضرت ابراهیم(ع) به او خبر داد که او را ترک خواهد کرد، از وضعیتی که برای او و فرزندش پیش خواهد آمد، قدری نگران شد. ولی وقتی ابراهیم(ع) به او فرمود که خداوند با توست، آرامش پیدا کرد و گفت که بیم و هراسی ندارد.

این آرامش قلب حضرت موسی(ع) و بنی‌اسرائیل را نیز مملو ساخت. بعد از این که خواستند خود را از ظلم و ستم فرعون نجات دهند، فرعون و لشکریانش به تعقیب آن‌ها پرداختند. وقتی به نزدیکی ساحل دریا رسیدند، نزدیک بود که فرعونیان به آن‌ها برسند. در آن هنگام بنی‌اسرائیل با اندوه به پیامبرشان حضرت موسی(ع) عرض کردند: «إِنَّا لَمُدْرَكُونَ» حضرت موسی(ع) نیز با زبان آرامشی که در دل داشت فرمود: «كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ».

حضرت محمد(ص) نیز آرامش داشت. وقتی در معرض دشواری‌ها و محنت‌ها قرار گرفت، اذیت‌ها و آزارهای بسیار دید و او را به سحر و جنون متهم کردند، این که او میان زن و شوهر جدایی می‌افکند، نگران نشد. دچار تنش نشد و عقب‌نشینی نکرد. بلکه به گفتن این سخن بسنده نمود: «اللّهمّ اهدِ قومي فإنهم لا يعلمون» و زمانی به ایشان گفته شد: آن‌ها را نفرین نمایید و خداوند نیز خواسته شما را اجابت می‌نماید. فرمود: «لعلّ الله يُخرج من أصلابهم من يعبد الله ولا يشرك به شيئاً؛ شاید خداوند از نسل آن‌ها افرادی را بیرون بیاورد که خداوند را بپرستند و شرک نورزند.»

قرآن کریم از هجرت پیامبر خدا(ص) از مکه به مدینه سخن می‌گوید. قریش به تعقیب پیامبر پرداخت و مردانش به دروازه غاری رسیدند که پیامبر خدا و همراهش در آن مخفی شده بودند. ولی پیامبر خدا به خدای خود اطمینان داشت. او در آن شرایط در نهایت آرامش قرار داشت. فرمود که خداوند با ماست و تا زمانی که خداوند با ما باشد، برای ما کفایت می‌کند. «إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ الله مَعَنَا فَأَنْزَلَ الله سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ الله هِيَ الْعُلْيَا».

این آرامش در تعدادی از نبردهای سرنوشت‌ساز مسلمانان نیز تبلور یافت. بعد از نبرد احد، به مسلمانان خبر رسید که قریش تصمیم گرفته است از پیروزی خود بر مسلمانان بهره‌برداری نماید و وارد مدینه شود. در آن روز مسلمانان به رغم همه دردها و رنج‌هایی که تحمل کرده بودند، از جبروت قریش ترسی به دل راه ندادند و همه برای نبرد عازم شدند. قریش نیز مجبور به عقب‌نشینی شد. قرآن کریم در اشاره به این رویداد می‌فرماید: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُوا حَسْبُنَا الله وَنِعْمَ الْوَكِيلُ* فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ الله وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ الله وَالله ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ».

این آرامش در نبرد حنین نیز تبلور یافت. وقتی مسلمانان با کمین مشرکان روبرو شدند، صفوفشان پراکنده شد. در آن روز خداوند آرامش را بر پیامبر و مؤمنان فرود آورد و نبرد از شکست احتمالی به پیروزی تبدیل گردید. خداوند در اشاره به این واقعه می‌فرماید: «وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ* ثُمَّ أَنْزَلَ الله سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْزَلَ جُنُوداً لَمْ تَرَوْهَا وَعَذَّبَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ».

خداوند اشاره می‌دارد که دادن آرامش به دل‌های مؤمنان فقط به دشواری‌ها منحصر نمی‌شود. بلکه در حالت تنش و انفعال نیز وجود دارد. مؤمنان با بهره‌برداری از این آرامش به مصاف تعصبات، غیرت‌های جاهلی و تنش می‌روند و بر اساس ایمان و تقوا و نه واکنش حرکت می‌کنند. خداوند می‌فرماید: «إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَىٰ وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا».

 

نشانه ایمان

عزیزان! در زمان نگرانی، تنش‌ها، واکنش‌ها و تعصبات، چالش‌ها و دشواری‌ها، ما به آرامش روانی، آرامش و وقار و اطمینان قلبی بسیار نیازمندیم تا تدبیر کنیم که چگونه با این شرایط دشوار وارد تعامل شویم و بتوانیم از آن‌ها عبور کنیم.

بنابراین آرامش از نتایج ایمان است. ایمان با آرامش سنجیده می‌شود. فردی با ایمان نمی‌شود، مگر این که در دشواری‌ها و سختی‌ها قوی باشد، در تکان‌ها و لرزش‌ها وقار و آرامش خود را حفظ نماید، به واکنش‌ها و حساسیت‌ها تن ندهد و در برابر بلایا و دردها تکان نخورد. در این گونه حالات مؤمن استوار، آگاه و حکیم باقی می‌ماند و در هنگام بلا چنین می‌گوید: «هَذَا مَا وَعَدَنَا الله وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ الله وَرَسُولُهُ وَمَا زَادَهُمْ إِلَّا إِيمَاناً وَتَسْلِيما».

در باب ویژگی‌های مؤمن وارد شده است: «فِي الزَّلَازِلِ وَقُورٌ وَ فِي الْمَكَارِهِ صَبُورٌ؛ در شداید و مشكلات خونسرد و آرام و در برابر ناگواری‌ها شكيبا و بردبار است.» از امام صادق(ع) سؤال شد: با چه نشانه‌هایی معلوم می‌شود که فردی مؤمن است؟ فرمود: «بِالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ وَ اَلرِّضَا فِيمَا وَرَدَ عَلَيْهِ مِنْ سُرُورٍ أَوْ سَخَطٍ؛ به تسليم خدا بودن و راضى بودن به آنچه برايش پيش مى‌آيد، از شادى و ناخرسندى.»

وقتی به اینجا رسیدیم، جان‌های ما به قله‌ای خواهد رسید که بعد از آن قله‌ای وجود ندارد. جان‌هایی که تندبادها نمی‌توانند آن‌ها را بشکنند و تکان‌های شدید زندگی، شرایط سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن‌ها را نمی‌لرزانند.

جان‌هایی که با یاد خدا اطمینان یافته‌اند و این فرمایش الهی بر آن‌ها تطبیق می‌کند: «الَّذِينَ آَمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ الله أَلَا بِذِكْرِ الله تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ».

 

خطبه دوم:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که صدیقه طاهره فاطمه زهرا(س) به فرزندش امام حسن(ع) وصیت نمود. در سیره آن حضرت آمده است که روزی حضرت زهرا(س) در محل نماز خود مثل همیشه مشغول دعا به درگاه الهی بود و فرزندش حسن(ع) که در آن زمان بیش از هفت سال نداشت نیز در کنار مادر حضور داشت. حضرت زهرا(س) به اسم برای همه همسایگانش دعا کرد، دعا کرد که مسافرشان سالم از مسافرت بازگردد، نیازمندشان بی‌نیاز شود، مریضشان شفا یابد، غم اندوهگینشان برطرف شود، گمراهشان هدایت گردد و هیچ یک از آن‌ها را از یاد نبرد. در حالی که در برابر خدای خود قرار داشت، همه همسایگان در خاطر او جای داشتند.

در آن روز امام حسن(ع) متعجبانه از مادر پرسید: مادر! می‌بینم که برای خودتان دعا نکردید، در حالی که به خاطر بیماری، ناراحتی و اندوه و این همه ستمی که دیدید، به این دعا سزاوارترید. حضرت زهرا(س) با سخنی که می‌خواست در قلب فرزند کوچکش اثر بگذارد و باید در قلب ما نیز مؤثر واقع شود و به راهنما و اسوه ما تبدیل گردد، به او پاسخ داد: «پسرم! اول همسایه بعد خانه.»

در سالروز رحلت جان‌سوز حضرت زهرا(س) در سیزدهم ماه جمادی الاولی، شدیداً نیاز داریم که وفاداری و اخلاص خود را به آن حضرت نشان دهیم. البته نه فقط با اشک بلکه باید از سیره ایشان درس بگیریم. باید مثل حضرت زهرا(س) به همسایگان خود خوبی کنیم. پیامبر خدا به موارد این احسان اشاره کرده است: «وَإِذَا اسْتَقْرَضَكَ أَقْرَضْتَهُ، وَإِذَا افْتَقَرَ عُدْتَ عَلَيْهِ، وَإِذَا أَصَابَهُ خَيْرٌ هَنَّأْتَهُ، وَإِذَا أَصَابَتْهُ مُصِيبَةٌ عَزَّيْته، وَلا تَسْتَطِلْ عَلَيْهِ بالبُنْيَانِ فَتَحْجُبَ عَنْهُ الرِّيحَ إلا بِإِذْنِهِ، وَلا تُؤْذِهِ بقتار ريح قِدْرِك إلا أَنْ تَغْرِفَ لَهُ مِنْهَا، وإن اشْتَرَيْتَ فَاكِهَةً فَأَهْدِ لَهُ، فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَأَدْخِلْهَا سِرًّا، وَلا يَخْرُجُ بِهَا وَلَدُك لِيَغِيظَ بِهَا وَلَدَهُ؛ هرگاه از تو یاری خواست کمکش کنی، اگر طلب وام نمود به او قرض بدهی و اگر مریض شد عیادتش کنی و اگر به او خیر و شادی رسید به او تبریک بگویی و اگر به او مصیبتی رسید با او همدردی کنی و اگر وفات یافت در تشییع جنازه‌اش شرکت کنی و خانه‌ات را بلندتر از خانه او نسازى تا جلوى جريان هوا را بر او بگيرى مگر آن كه خودش اجازه دهد و او را با پراکندن بوى دیگ غذا و آشپزى میازارى مگر آن که قدرى از آن غذا به او دهی و چون میوه‌اى خریدارى کردى به او هدیه کنى و یا اگر چنین نمى‌کنى پوشیده از او میوه را به خانه برى و فرزند خود را در حال خوردن میوه بیرون نفرستى مبادا که فرزند همسایه‌ات را بدان رشک برد».

ما نیاز داریم که از این ارزش درس بگیریم تا روابط اجتماعی خود را تقویت کنیم و از بروز تنش میان همسایگان جلوگیری نماییم و با این کار ایمان خود را نشان دهیم. با این کار از همبستگی و توانایی بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

این درد کی به پایان می‌رسد؟

از لبنان آغاز می‌کنیم که درد و رنج لبنانی‌ها در زمینه‌های اقتصادی و معیشتی، فراهم کردن خدمات پزشکی، برق، سوخت و گاز، کاهش بی‌سابقه ارزش لیره لبنانی در برابر دلار آمریکایی که باعث افزایش بهای کالاهای مورد نیاز شهروندان شده، عدم دسترسی به سپرده‌های بانکی به جز اندکی که بانک‌ها من باب صدقه به آن‌ها می‌دهد، افزایش یافته است. این امر باعث بروز مشکلات و تنش‌های بسیاری در میان مردم شده است و این نگرانی وجود دارد که روی منافع و نهادها تأثیر منفی به جای بگذارد.

ترس فزاینده از حوادث منطقه را باید به این مشکلات افزود. لبنان از تأثیر مستقیم و غیرمستقیم این حوادث برکنار نخواهد ماند. پیش از همه دشمن صهیونیستی است که منتظر فرصت است تا از مراکز قدرت و عوامل ثبات آفرین آن انتقام بگیرد.

 

دولت بدون توافق ایجاد نخواهد شد

به رغم این وضعیت، بعد از هفته‌ها و روزها وعده دادن، روشنایی دولتی که لبنانی‌ها منتظر آن هستند، به چشم نمی‌خورد. این مسئله همچنان در گرو رقابت روی نام‌ها، سهمیه‌ها و مناصب باقی مانده است. هر گروهی سعی دارد که جایگاه خود را در تشکیل دولت بهبود ببخشد و سهمیه بیشتری را به خود اختصاص دهد. علاوه بر این، این اواخر بحث و جدال درباره ماهیت دولتی که لبنانی‌ها در این برهه بدان نیاز دارند، به راه افتاده است. دولتی که بتواند با تحولات سیاسی و امنیتی تعامل کند و ضرورت دارد که با سیاسیون نیز پیوند بخورد. همین امر باعث شده است که به رغم پیامدهایی که برای کشور و شهروندان دارد، فرایند تشکیل دولت با کندی پیش برود.

در میان این همه رنج و ناامیدی شهروندان و شرایط دشواری که در انتظار میهن است، بار دیگر از جریان‌های سیاسی می‌خواهیم که در تشکیل دولت سرعت عمل به خرج دهند. دولتی از اعتماد لبنانی‌ها با همه گوناگونی و طیف‌هایشان برخوردار باشد. البته باید در عمل زمینه را برای تشکیل دولت فراهم کنند نه فقط با حرف.

این دولت هر نامی می‌خواهد داشته باشد، روشن است که بدون تردید، یک گروه با هر توانایی و قدرت، نمی‌تواند به تنهایی بحران‌های میهن و شهروندان را حل کند. لبنانی‌ها دولت یک دست را آزموده‌اند که تجارب گذشته ناتوانی آن را در دست یافتن به راه حل‌های مطلوب ثابت کرده است. میهن تاب تحمل تجارب دیگر را ندارد.

در این کشور جز با توافق نمی‌شود حکومت کرد. البته منظور ما از توافق، سهمیه بندی و تقسیم مناصب سیاسی نیست. چون برهه کنونی تاب تحمل رقابت‌ها، مقابله به مثل‌ها، درگیری‌ها و سهمیه بندی‌ها و تقسیم مناصب برای حساب‌های شخصی، طایفه‌ای و مذهبی را ندارد؛ بنابراین لبنان به هم‌افزایی همه نیروهای فعال و تلاش مشترک برای نجات کشور نیاز دارد. هیچ قدرت سیاسی نمی‌تواند از مسئولیت خود فرار کند. چون همه آن‌ها مسئول نجات کشور هستند و کسانی که کشور را به این وضعیت رساندند، همان‌ها مسئولیت دارند که آن را از این رنج‌ها رهایی بخشند و اگر چنین نکنند حال حاضر به آن‌ها رحم نمی‌کند و آینده نیز آنان را لعنت خواهد نمود.

 

پیامدهای ترور

بعد از لبنان به پیامدهای ناشی از جنایتی می‌پردازیم که باعث شهادت سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و ابومهدی المهندس نائب رئیس بسیج مردمی عراق و همراهانشان گردید. ما و دنیا شاهد حضور میلیونی مردم در تشییع شهدا بودیم. این حضور نشان داد که این شهیدان از چه جایگاهی در میان مردم برخوردار بودند. این حضور ثابت کرد ترور نمی‌تواند امتی را بترساند که شهادت را افتخار می‌دانند. بلکه باعث افزایش همبستگی، قدرت، عزت، بالندگی و حضور بیشتر آن‌ها در عرصه‌ها می‌گردد.

البته طبیعی است که این حادثه پاسخی مشابه و روشن داشته باشد. پاسخ به این حادثه گزینه‌ای را نشان داد که جمهوری اسلامی ایران و همه نیروهای آزادی‌خواه به عهده خود گرفته‌اند. این که در هر وضعیت و شرایط سیاسی، قبول نمی‌کنند که چوب‌دستی باشند.

پاسخ برای این بود که کسی جرئت تعدی نداشته باشد. ثابت کند که دوره استضعاف، خضوع، سکوت در برابر تعدی به سرزمین، مقدسات و جان‌ها سپری شده است و زمان آینده بر اساس احترام به اراده ملت‌ها و حق زندگی آن‌ها ساخته می‌شود. انتخاب ملت‌ها در رابطه با سرزمین‌ها، سرنوشت و ثروت‌هایشان باید عملی شود. چون این کشورها چشم به امنیت و صلح دوخته‌اند و البته این‌ها را برای دیگران نیز می‌خواهند. ولی خواستار امنیت و صلح هستند که گرفتنی است و دادنی نیست.

این پاسخ ثابت کرد که تعدی هر چه باشد، نمی‌تواند ملت‌هایی را که با هر بهایی، پایبند عزت، آزادی و کرامت هستند، به زانو در آورد. با توجه به هراس افکنی‌ها و واکنش‌های رسانه‌ای و سیاسی و حتی امنیتی، باید خودمان را قوی کنیم تا چالش‌ها ما را از پای نیندازند و شکست ندهند. با این کار جامعه و موقعیت خود را قوی می‌کنیم. ولی این فرمایش الهی همیشه باید راهگشای ما باشد: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُوا حَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ * فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللهِ وَاللهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ».