خطبه جمعه، 27 دی ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: ارزش مورد تأکید قرآن / تکریم مستمند / اقدام به کمک / همکاری در کار خیر.

مطالب مهم خطبه دوم: چالش‌های فراروی دولت / انقلاب مشروع است... ولی! / عراق نباید دچار چند دستگی شود.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

22 جمادی الاولی 1441 هـ برابر با 27 دی 1398 هـ و 17/١/٢٠٢٠ م

 

مطالب مهم خطبه اول:ارزش مورد تأکید قرآن / تکریم مستمند / اقدام به کمک / همکاری در کار خیر.

مطالب مهم خطبه دوم: چالش‌های فراروی دولت / انقلاب مشروع است... ولی! / عراق نباید دچار چند دستگی شود.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ بِآَيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ * وَالَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِکونَ * وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آَتَوْا وَقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ * أُولَئِک يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ» صدق الله العظيم.

 

ارزش مورد تأکید قرآن

قرآن کریم در این آیات کریمه از ارزشی سخن می‌گوید که خداوند خواستار تثبیت آن  در زندگی است و آن سرعت عمل در دراز کردن دست یاری به سوی مردم، کمک به آنان و برآورده کردن نیازهایشان است تا این که قدری از رنج‌هایشان کاسته شود و البته نباید تبعیضی در میان باشد.

این آیات این ارزش را نماد عملی ایمان به خداوند و روز قیامت می‌داند. در این باره در حدیث آمده است: «لا يکون المؤمن مؤمناً، حتى يحبَّ لأخيه ما يحبّ لنفسه، ويکره له ما يکره لها؛ هیچ مؤمنی مؤمن واقعی نیست، مگر این که آن چه را برای خود دوست دارد برای برادر خود بپسندد و آن چه را برای خود نمی‌پسندد برای او نیز بپسندد.»، «مَا آمَنَ بِي مَنْ بَاتَ شَبْعَانَ وَ جَارُهُ جَائِعٌ و هو یعلم؛ کسی که سیر باشد و همسایه‌اش گرسنه باشد و او بداند، به من ایمان نیاورده است.»

چون توانایی‌ها و امکانات مالی، کارشناسی، نظری، روابط یا نصیحت که در اختیار انسان است، صرف نظر از اندازه آن، صرفاً متعلق به او نیست و تا زمانی که دیگران به آن نیاز دارند، نباید آن را از کسی دریغ نماید. چون هر نوع امکانات و توانایی تنها از آن انسان نیست بلکه دیگران نیز در آن سهمی دارند. چون انسان با استفاده از دیگران به این توانایی‌ها و امکانات دست یافته است و وظیفه دارد که دیگران را نیز از توانایی‌ها و امکانات خود بهره‌مند نماید و خداوند نیز در این باره از او سؤال خواهد کرد: «ثمّ لتُسأَلنَ يومئذٍ عن النّعيم» [التّکاثر: 8].

در حدیث آمده است: «إِنَّ اَللَّهَ لَمْ يُنْعِمْ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً إِلاَّ وَ قَدْ أَلْزَمَهُ فِيهَا اَلْحُجَّةَ مِنَ اَللَّهِ فَمَنْ مَنَّ اَللَّهُ عَلَيْهِ فَجَعَلَهُ قَوِيّاً فَحُجَّتُهُ عَلَيْهِ اَلْقِيَامُ بِمَا کلَّفَهُ وَ اِحْتِمَالُ مَنْ هُوَ دُونَهُ مِمَّنْ هُوَ أَضْعَفُ مِنْهُ وَ مَنْ مَنَّ اَللَّهُ عَلَيْهِ فَجَعَلَهُ مُوَسَّعاً عَلَيْهِ فَحُجَّتُهُ عَلَيْهِ مَالُهُ ثُمَّ تَعَاهُدُهُ اَلْفُقَرَاءَ بَعْدُ بِنَوَافِلِهِ وَ مَنْ مَنَّ اَللَّهُ عَلَيْهِ فَجَعَلَهُ شَرِيفاً فِي بَيْتِهِ جَمِيلاً فِي صُورَتِهِ فَحُجَّتُهُ عَلَيْهِ أَنْ يَحْمَدَ اَللَّهَ تَعَالَى عَلَى ذَلِک وَ أَنْ لاَ يَتَطَاوَلَ عَلَى غَيْرِهِ فَيَمْنَعَ حُقُوقَ اَلضُّعَفَاءِ لِحَالِ شَرَفِهِ وَ جَمَالِهِ؛ به راستى خدا نعمتى به بنده‌اى ندهد جز آنکه از طرف خود حجت را نسبت به آن، بر او تمام کند، به هرکس خدا نعمت نيرومندى داده مسئول است که قيام کند به آنچه که بر او تکليف نهاده و متحمل کسانى باشد که از او ناتوان‌ترند؛ و خدا به هرکس نعمت وسعت مال و توانگرى داده مسئول آن ثروت است و بايد از فقراء رسيدگى کند و به آن‌ها ببخشد و خدا به هرکس نعمت شرافت خانوادگى و زیبایی رخسار داده است مسئول است که خدا را بر آن نعمت شکرگزار باشد و گردن‌فرازى بر ديگران نکند و به واسطه شرافت و جمال خود، از حقوق ناتوانان جلوگيرى نکند.»

متأسفانه برخی از مردم از درخواست کمک دیگران، خسته و ملول می‌شوند و به واسطه آن بر مردم منت می‌نهند. در حالی که نمی‌داند برآورده کردن نیازهای مردم وظیفه اوست و در روز قیامت به خاطر هر مستمندی که می‌توانست از دارایی‌های خود به او مساعدت نماید و نکرد، از او سؤال خواهد شد. حدیث شریف می‌فرماید: «لا تَرُدَّ سائلاً و لَو مِن شَطرِ حَبَّةِ عِنَبٍ أو شِقِّ تَمرَةٍ؛ سائل را دست خالى بر مگردان، حتى اگر با نيم دانه اى از انگور يا خرما باشد».

امام علی(ع) درباره پیامبر خدا(ص) که بیشترین شناخت را از ایشان داشت، می‌فرماید: «ما سُئِل رسول الله شيئاً فقال لا، وما ردَّ سائلاً عن حاجةٍ إلا أتاه بها؛ از پیامبر خدا چیزی درخواست نشد که نه گفته باشد و نیازمندی را رد نکرد مگر این که نیاز او را برطرف نمود.»

 

تکریم مستمند

پیامبر خدا حتی در جایی که از دروغ‌گویی و عدم صداقت مستمند نگرانی داشت، باز هم بر این روش تأکید داشت. از این رو وقتی فردی ایشان آمد و عرض کرد: آیا در مال و ثروت غیر از زکات حق [شرعی] دیگری هم هست؟ فرمود: «نعم، على المسلم أن يطعم الجائع إذا سأله، ويکسو العاري إذا سأله؛ آری! بر مسلمان واجب است اگر گرسنه‌ای از او درخواست کرد، او را سیر کند و عریان اگر از او درخواست کرد، او را بپوشاند.» مردم به ایشان گفت: می‌ترسد که دروغ بگوید. پیامبر خدا به او فرمود: «أفلا يخاف صدقه؛ آیا نمی‌ترسد که راست بگوید؟»

حتی فراتر از این، پیامبر خدا بیان می‌دارد که برآورده کننده نیاز باید مستمند را وقتی چیزی از او می‌خواهد، تکریم نماید؛ زیرا با این کار در دنیا و آخرت به برکات ناشی از برآورده کردن نیازهای مردم دست می‌یابد. در حدیث آمده است: «حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم؛ نیازمندی‌های مردم به شما، از نعمت‌های الهی بر شماست». وقتی نیازمندی نزد امام زین‌العابدین(ع) می‌آمد، آن حضرت خوشحال می‌شد و می‌فرمود: «جاء من يحمل لي زادي إلى يوم القيامة؛ کسی که حامل توشه روز قیامتم هست، آمده است.»

 

اقدام به کمک

اسلام به دعوت از انسان برای برآوردن کردن و کمک به مردم در صورت درخواست آن‌ها، بسنده نمی‌نماید، بلکه از او می‌خواهد در پی شناسایی نیازمندان باشد. به برخی می‌گویند: فلانی نیازمند است. می‌گوید: او که از من چیزی نخواسته است، چگونه به او کمک کنم؟ ارزش این کار فقط به این نیست که او در خانه‌ات را بزند یا با تو تماس بگیرد، به او کمک کنی. هرچند که این کار نیز مهم است. بلکه ارزش در این است که به کسی کمک کنی که در نمی‌زند و تماس تلفنی هم نمی‌گیرد. چون هستند کسانی که تحمل خواری و حقارت درخواست از مردم را ندارند. اینان همان افراد ساکتی هستند که این آیه کریمه بر آن‌ها صدق می‌نماید: «يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا» [البقرة: 273].

همان طور که امام علی(ع) به کمیل بن زیاد فرموده است، نیاز است که کسانی به دنبال این دسته از مردم باشند: «مُرْ أَهْلَکَ أَنْ یَرُوحُوا فِی کَسْبِ الْمَکَارِمِ وَ یُدْلِجُوا فِی حَاجَةِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ؛ خانواده‌ات را دستور ده که روز را به فراگیری اخلاق نیک بپردازند و شب هنگام در پی کمک‌رسانی به افتادگان باشند.» امام زین‌العابدین(ع) این گونه بود. همان کسی که به او لقب صاحب کیسه داده بودند. او کیسه‌ای شبانه داشت که در آذوقه نیازمندان را به دوش می‌کشید. آذوقه‌شان را پشت در خانه‌هایشان می‌گذاشت و حتی زحمت تشکر نیز به آنان نمی‌داد.

در حدیث آمده است: «مَنْ نَفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ کرْبَةً مِنْ کرَبِ الدُّنْيَا نَفَّسَ اللَّهُ عَنْهُ کرْبَةً مِنْ کرَبِ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَمَنْ يَسَّرَ عَلَى مُعْسِرٍ، يَسَّرَ اللَّهُ عَلَيْهِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، هر کس گرهى از گره‌های دنیوی مؤمنى بگشايد، خداوند گرهی از گره‌های قیامت او باز کند و هر کس از مشکل‌داری گره بگشاید، خداوند در دنيا و آخرت برای او گره‌گشايى مى‌نمايد.»، «وَاَللَّهُ فِي عَوْنِ الْعَبْدِ مَا کانَ الْعَبْدُ فِي عَوْنِ أَخِيهِ؛ تا زمانی که بنده یاور برادر خود است، خداوند نیز یاور اوست.»، «مَنْ کانَ فِي حَاجَةِ أَخِيهِ کانَ اللَّهُ فِي حَاجَتِهِ؛ هر کس در پی برآوردن نیاز برادر خود باشد، خدا هم در پی برآوردن نیاز اوست.»

عجب تکریمی است این که خود خداوند در پی برآوردن نیازهای انسانی باشد که به دیگران کمک می‌کند، نیازهایش را تأمین می‌نماید، از مشکلاتش گره‌گشایی می‌نماید، دل‌های مردم را به سوی او مایل می‌گرداند و در نتیجه هنگام نیازمندی، مردم به خدمت و کمک او می‌شتابند. تا این که روز قیامت شود، روزی که مردم عرق می‌ریزند، دل‌هایشان نگران است، نفس ‌نفس می‌زنند، چشمانشان دو دو می‌زنند، درست در این هنگام دست عنایت الهی روی شانه‌هایشان قرار می‌گیرد، اشک را از دیدگانشان پاک می‌کند، ترسشان به امنیت، حزنشان به سعادت و گرمی‌شان به سایه تبدیل می‌شود.

در حدیث آمده است: «إِذَا بَعَثَ اللَّهُ الْمُؤْمِنَ مِنْ قَبْرِهِ خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ یقْدُمُ أَمَامَهُ کلَّمَا رَأَى الْمُؤْمِنُ هَوْلًا مِنْ أَهْوَالِ یوْمِ الْقِیامَةِ قَالَ لَهُ الْمِثَالُ: لَا تَفْزَعْ وَ لَا تَحْزَنْ ... فَیقُولُ: مَنْ أَنْتَ؟ فَیقُولُ: أَنَا السُّرُورُ الَّذِی کنْتَ أَدْخَلْتَ عَلَى أَخِیک الْمُؤْمِنِ؛ چون خدا مؤمن را از قبرش برانگيزد، با او مثالی از قبر بيرون آيد و جلو او باشد و هر جا که مؤمن يکى از صحنه‌هاى وحشتناک قيامت را ببيند آن مثال مى‌گويد: نترس و غم مخور... [مؤمن] به او مى‌گويد: تو کيستى‌؟ مى‌گويد: من همان شاديم که به دل برادر مؤمن خود وارد ساختى.»

در آن‌طرف، کسانی که خودخواه هستند، به دنبال برطرف کردن نیازهای مردم نیستند، برای برطرف کردنشان تلاش نمی‌کنند، اینان از عذاب و خشم الهی در امان نیستند. احادیث شریف می‌گویند: «أيُّما رجُلٍ مسلمٍ أتاهُ رجُلٌ مسلمٌ في حاجَةٍ و هُو يَقْدِرُ على قَضائها فمَنَعهُ إيّاها، عَيّرَهُ اللّه ُ يَومَ القِيامَةِ تَعْييرا شَديدا و قالَ لَهُ : أتاک أخوک في حاجَةٍ قد جَعَلْتُ قَضاءَها في يَدِک فمَنَعْتَهُ إيّاها، زُهْدا منک في ثَوابِها! و عِزَّتي، لا أنْظُرُ إلَيک اليَومَ في حاجَةٍ؛ اگر مسلمانى براى حاجتى و کارى نزد مسلمانى بيايد و او بتواند کارسازى کند و نکند، خداوند در روز قيامت او را سخت توبيخ کند و فرمايد : برادرت براى حاجتى نزد تو آمد و من برآوردن آن را در دست تو قرار دادم، اما به ثواب اين کار بی‌رغبتی کردى و دست ردّ به سينه او زدى! به عزّت خودم سوگند! به هيچ حاجتى از تو اعتنايى نکنم.»

در حدیث دیگری آمده است: «أَيُّمَا مُؤْمِنٍ حَبَسَ مُؤْمِناً عَنْ مَالِهِ وَ هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَيْهِ لَمْ يَذُقْ وَ اَللَّهِ مِنْ طَعَامِ اَلْجَنَّةِ وَ لاَ يَشْرَبُ مِنَ اَلرَّحِيقِ اَلْمَخْتُومِ؛ هر مؤمنى که مال مؤمنى را نزد خود نگاه دارد و او بدان نيازمند باشد، به خدا سوگند از غذاهاى بهشتى نخواهد چشيد و از شربت‌های مهرشدۀ بهشت نخواهد نوشيد.» کار به آخرت ختم نمی‌شود، با این که خیلی مهم است. اگر انسان به مسئولیت خدمت‌رسانی و برآوردن نیازهای مردم عمل نکند، خداوند در دنیا نیز به توانایی‌ها و نعمت‌هایی که به او داده است، برکت نمی‌دهد. در حدیث آمده است: «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً يَخْتَصُّهُمْ اللهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ الْعِبَادِ، فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا، فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ، ثُمَّ حَوَّلَهَا إِلَى غَيْرِهِمْ؛ براى خدا بنده‌هایی است که آنان را به نعمت‌های خود امتیاز بخشیده تا به همه بندگان خدا سود برسانند و تا وقتى آن نعمت‌ها را به مستحقان ببخشند در دست آن‌ها برقرار باشند و چون دريغ کردند خدا از آن‌ها بگيردشان و به دیگری تحويلشان دهد.» در حدیث دیگری آمده است: «مَنْ کثُرَتْ نِعَمُ اَللَّهِ عَلَيْهِ کثُرَتْ حَوَائِجُ اَلنَّاسِ إِلَيْهِ، فَمَنْ قَامَ لِلَّهِ فِيهَا بِمَا يَجِبُ فِيهَا عَرَّضَهَا لِلدَّوَامِ وَ اَلْبَقَاءِ، وَ مَنْ لَمْ يَقُمْ فِيهَا بِمَا يَجِبُ عَرَّضَهَا لِلزَّوَالِ وَ اَلْفَنَاءِ؛ هر که از نعمت‌های خداوندی بیشتر بهره یابد، مردم نیازمند هم بیشتر به او رجوع می‌کنند، در پاسخ به نیازهای مردم هر که برای خدا برخیزد و بنا بر توانایی‌هایی که دارد انجام وظیفه کند، تداوم نعمت‌های خداوندی را فراهم ساخته است و اگر انجام وظیفه نکند، نعمت‌ها را به زوال و نیستی می‌سپرد.»

 

همکاری در کار خیر

عزیزان! در این زمانه دشوار که هر روز به میزان فقرا افزوده می‌شود و درد و رنج مردم افزون می‌گردد، شدیداً نیاز داریم که خیرین جامعه در سطوح فردی، جمعی، کمیته‌ها و هیئت‌ها بسیج شوند تا شکاف‌های فقر، یتیمی، بهداشتی، نادانی، ارشاد و راهنمایی را پر کنیم و همه ما می‌دانیم که اگر همکاری نشود، میزان اثرات فاجعه‌بار آن‌ها برای جامعه چه اندازه خواهد بود. این کار نشانه انسانیت، ایمان و بندگی خداوند است.

چون در حدیث قدسی آمده است: «اَلْخَلْقُ عِيَالِي فَأَحَبُّهُمْ إِلَيَّ أَلْطَفُهُمْ بِهِمْ وَ أَسْعَاهُمْ فِي حَوَائِجِهِمْ؛ خلق، عيال من هستند و محبوب‌ترين آن‌ها نزد من، مهربان‌ترين و کوشاترين آن‌ها در برآوردن حاجت‌هاى مردم است.»

در حدیث دیگری آمده است که چون انسان «إذا بَلغَ الغايَةَ في العِبادَةِ صارَ مَشّاءً في حَوائجِ النّاسِ؛ به قله عبادت برسد، بیشتر در پی رفع نیازهای مردم می‌افتد.»

در حدیث دیگری آمده است: «وَ لَأَنْ أَعُولَ أَهْلَ بَيْتٍ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ أُشْبِعَ جَوْعَتَهُمْ وَ أَکسُوَ عَوْرَتَهُمْ وَ أَکفَّ وُجُوهَهُمْ عَنِ اَلنَّاسِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَحُجَّ حَجَّةً وَ حَجَّةً حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى عَشْرٍ وَ عَشْرٍ وَ مِثْلَهَا حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى سَبْعِينَ؛ و اينکه خانواده‌ای از مسلمانان را سرپرستي کنم و از گرسنگي سيرشان سازم و تن برهنه آنان را بپوشانم و آبروي آنان را نگاه دارم نزد من خوش‌تر از آن است که يک حج گزارم و يک يک شمرد تا به ده حج رسيد و ده تا ده تا شمرد تا به هفتاد حج رسيد.»

عزیزان! بنابراین هر کدام از ما همان گونه که امیرالمؤمنین(ع) هر صبح و شام از خودش می‌پرسید، باید مانند برنامه روزانه از خودش بپرسد: «يا نَفسُ إِنَّ هذا يَومٌ مضى عَلَيک لا يَعُودُ إِلَيک أَبَداً، وَاللهُ سائِلُک عَنْهُ فَيما أَفْنَيتَهُ، فَما الَّذِي عَمِلْتَ فِيهِ؟ أَذَکرْتَ اللهَ أَمْ حَمَدْتَه؟ أَقَضَيتِ حَقَّ أَخ مُؤمِن؟ أَنْفَّسْتَ عَنْهُ کربَتَهُ؟ أَحَفِظتِيهِ بِظَهرِ الغَيبِ فِي أَهْلِهِ وَوَلَدِه؟ أَحَفِظتِيهِ بَعْدَ المَوتِ فِي مُخلِّفِيهِ؟ أَکفَفتِ عَنْهُ غَيبَةِ أَخ مُؤمِنْ بِفَضْلِ جاهِک؟ أَأعَنْتَ مُسلِماً؟ ما الَّذِي صَنَعْتِ فِيهِ؟ هرگاه صبح می‌کند سپس وارد شب می‌شود به نفس خود مراجعه کند و بگويد: اى نفس من! اين روزى بود که بر تو گذشت و ديگر هرگز بازنمی‌گردد و خداوند از تو درباره اين روز می‌پرسد که چگونه آن را گذراندى و چه کارى در آن انجام دادى؟ آيا خداوند را ياد کردى يا ستايش نمودى؟ آيا در اين روز نيازهاى مؤمنی را برآورده ساختى؟ آيا از مؤمنی اندوهش را برطرف نمودى؟ آيا در اين روز نيازهاى مؤمنی را برآورده ساختى؟ آيا از مؤمنی اندوهش را برطرف نمودى؟ آيا در نبود مؤمنی در ميان خانواده و فرزندانش  او را محافظت کردى؟ آيا بعد از مرگ مؤمنی در ميان بازماندگانش(حق) او را محفوظ داشتى؟ آيا مانع از غيبت نمودن برادر دینی‌ات شدی؟ آیا مسلمانى را يارى کردى؟ در اين روز چه کردى؟»

این برنامه را آزمایش کنید، بدان پایبند باشید، آنگاه آرامشی را که بر وجود شما مستولی می‌شود، درخواهید یافت. چون مستمند برای شما دعا می‌کند، بیمار برای سلامتی و طول عمر شما دعا می‌کند، نیازمند برای برآورده شدن نیازهای شما دعا می‌نماید، محزون و اندوهگین برای رفع مشکلات شما دست به دعا برمی‌دارد. این دعاها افزایش می‌یابد و قاضی الحاجات و نهایت درخواست‌ها نیز آن‌ها را قبول می‌فرماید و پاسخ می‌آید: «ثوابک عليّ ولا أرضى لک ثواباً دون الجنَّة؛ پاداش تو به عهده من است و من غیر از بهشت برای تو رضایت نمی‌دهم.»

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که خداوند سبحانه و تعالی ما را بدان توصیه نموده است: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْکرُوا نِعْمَتَ اللهِ عَلَيْکمْ إِذْ کنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِکمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَکنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکم مِّنْهَا کذَٰلِک يُبَيِّنُ اللهُ لَکمْ آيَاتِهِ لَعَلَّکمْ تَهْتَدُونَ».

و فرموده است: «وَلاَ تَکونُواْ کالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِک لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ* يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَکفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِکمْ فَذُوقُواْ الْعَذَابَ بِمَا کنْتُمْ تَکفُرُونَ».

شدیداً نیاز داریم که از این آیات راهنمایی و مدد بجوییم. آن هم در شرایطی که می‌خواهند ما را به هیزم آتش فتنه‌ها و تنش‌های همه جانبه تبدیل کنند. فتنه‌هایی که ما را به لقمه آماده کسانی تبدیل می‌کنند که می‌خواهند بر سرزمین‌ها، منابع، مقدسات و آینده ما سلطه یابند و ما را به جایی که خودشان می‌خواهند بکشانند. حال آن که آنها خیرخواه ما نیستند.

از این رو این آیات ما را به راه برون رفت از این بحران‌ها رهنمون می‌شوند. این که به ریسمان محکم الهی چنگ زنیم و بر حسب دین، مذهب، موقعیت و قومیت پراکنده نگردیم. باید همیشه به یاد داشته باشیم که وحدت چقدر باعث قدرت جامعه ما شده است و چقدر در گذشته و حال باید تقویت موجودیت ما گردیده است و ما با وحدت می‌توانیم در برابر چالش‌ها ایستادگی کنیم.

 

چالش‌های فراروی دولت

از لبنان آغاز می‌کنیم که لبنانی‌ها همچنان منتظر تابیدن نور دولت هستند. این که موانع از سر راه تشکیل دولت برداشته شود. اگر همه از امتیاز طلبی و خودخواهی‌های شخصی و گروهی دست بردارند، این امر ممکن است. آن چه مایه تأسف و اندوه است این است که این پیچیدگی‌ها به تقویت حضور و دستاوردهای بیشتر در زمینه‌های مختلف یا ترجیح دادن کفه ترازویی که در انتخابات آینده تأثیرگذار باشد، ارتباط پیدا کرده است. در حالی که کشور در حالتی از فروپاشی قرار گرفته است که سرنوشت آن و مردمی را که از تأمین ساده‌ترین نیازهای زندگی خود ناتوان هستند تهدید می‌کند. امیدواریم که همه از مسئولیتی که در میهن و شهروندان خود دارند آگاه باشند و به نفع میهن از حساب‌های شخصی طایفه‌ای و مذهبی خود دست بردارند و خیلی سریع دولتی را تشکیل بدهند که کشور را از این گردن تنگ بطری خارج کند.

ما همچنان بر این نظر هستیم که راه حل جز با تشکیل دولتی که همه جریان‌های فعال در چارچوب یک برنامه اصلاحی مشارکت داشته باشند. چون روشن شده است که بدون تشکیل این دولت، راه حلی برای مشکلات کشور و برون رفت آن از بحران‌ها و تأمین ثبات در آن ممکن نیست. ولی این امر در حد آرزو مانده و به نظر می‌رسد که شرایط آن فراهم نباشد.

از این رو دولت جدید اگر تشکیل هم بشود، با چالش‌ها، موانع و دشواری‌های بی‌سابقه روبرو خواهد بود. چون نتوانسته است که رضایت برخی جریان‌های سیاسی فعال را به دست آورد و به نظر نمی‌رسد که توانسته باشد اعتماد کسانی را که به خیابان‌ها ریخته‌اند نیز کسب کرده باشد. همچنین نتوانسته است رضایت خارجی‌ها را به دست آورد که حمایت از لبنان را به تأمین شرایطی منوط کرده‌اند که در این دولت فراهم نیست. ولی به رغم همه این دشواری‌ها و چالش‌ها، معتقدیم اگر همه بر اساس برنامه عملی و واقع‌گرایانه برای رهایی کشور از این بحران‌ها، به ویژه بحران‌های اقتصادی و پولی با همدیگر همکاری کنند و از حساب‌ها و منافع شخصی و گروهی، انتقام‌جویی و دسیسه‌چینی دست بردارند و به نفع منفعت همه لبنانی‌ها با همه تنوعات و موقعیت‌هایشان، اعم از موافق، مخالف، نزدیک و دور کار کنند، این دولت می‌تواند از این موانع عبور کند.

لبنانی‌هایی که مشتاق تشکیل دولت عدالت محور هستند، حامی و یاور دولتی هستند که با برنامه‌ها، اقدامات و مسئولان خود، آرمان‌ها و آرزوهایشان را برآورده کنند و برای رسیدن به خواسته‌ها و تحقق آرزوهای خود صبر خواهند کرد.

در این زمینه فقط ذکر این نکته باقی می‌ماند که بار دیگر از مردمی که برای ساختن دولتی اشتیاق نشان داده‌اند که به انسانیت و کرامتشان احترام بگذارد و آنان را از این درد و رنج رهایی بخشد، می‌خواهیم که ثابت قدم و استوار بر خواسته‌هایشان اصرار بورزند و مواظب برنامه‌ها و روندها باشند و از ایفای وظیفه خود دست برندارند که ثابت کرده‌اند می‌توانند تأثیر مثبت از خود به جای بگذارند.

 

انقلاب مشروع است... ولی!

در این زمینه، در روزهای گذشته شاهد نشانه‌هایی از خشم مردم بودیم که هنوز هم پابرجاست. ما نسبت به برخی تعبیرهای طایفه‌ای شدید که روی خواسته‌های برحقشان تأثیر می‌گذارد هشدار می‌دهیم. ما معتقدیم که شهروندان حق دارند خشم خود را از اقدامات دولت و سیاست پولی بانک مرکزی و خوار شدن مردم در پشت در بانک‌ها و در عرصه معیشت نشان دهند. ولی باید از افتادن در چاهی ضرر، چاه تخریب و آسیب زدن به دارایی‌های شخصی و عمومی و ناامنی بر حذر باشند. با این کارها حرکتشان آسیب‌پذیر می‌شود. در عین حال که از تظاهر کنندگان می‌خواهیم به خشونت و ناامنی دست نزنند، از نیروهای امنیتی نیز می‌خواهیم که به مسئولیت خود در قابل تظاهر کنندگان عمل کنند. نه این که ابزار سرکوب مردم باشند که برای مطالبه حقوق خود و همه لبنانی‌ها به خیابان‌ها ریخته‌اند.

در همین حال از مخالفان که از نیروهای سیاسی تشکیل خواهد شد نیز می‌خواهیم که روند عرصه سیاسی کشور را اصلاح کنند. به بیان ایرادات و چوب لای چرخ گذاشتن بسنده نکنند. چون کشور تاب تحمل این هیاهوها را ندارد. از آنها می‌خواهیم که با استفاده از حرکت اعتراضی مردم در خیابان‌ها، در ارائه برنامه بهتری برای نجات کشور پیش قدم شوند. این کار باعث برون رفت کشور از بحران و حرکت به سوی ثبات می‌شود.

 

عراق نباید دچار چند دستگی شود

بعد از درخواست پارلمان عراق مبنی بر خروج نیروهای بیگانه از اراضی عراق، این کشور وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ اما ما نمی‌خواهیم که این درخواست باعث ایجاد چند دستگی داخلی در عراق شود. بلکه باید در راستای دیدگاه ملی فراگیری تلقی شود که دغدغه‌های قومی، طایفه‌ای و مذهبی عراق را در نظر دارد و بهانه را از دست برخی گروه‌های تجزیه طلب که به نظر ما در خدمت به طرح رژیم صهیونیستی قرار دارند بگیرد و متکی به موضع‌گیری منفی همه مردم عراق در برابر نیرنگ‌های خارجی باشد که می‌خواهند با تهدید به تحریم، فقر، گرسنگی و مانع‌تراشی برای درآمدهای نفتی و... از نظر سیاسی و اقتصادی عراق را تابع خود بسازند.

ما از عراقی‌ها می‌خواهیم که از دیدگاه ملی فراگیر حرکت کنند که تبلور آرمان‌ها، آرزوها و دیدگاهشان مبنی بر عراق متحد، آزاد و مستقل و حضور عادلانه همه تنوعات عراقی باشد. درخواست می‌کنیم که همه مسائل بر اساس منافع ملی مورد رسیدگی قرار گیرد و در عین حال تلاش شود که به خواسته‌ها و فریادهای مردم و تلاششان برای اصلاحات و ساختن دولتی مدرن و تهی از فساد، فاسدان، غارت و غارتگران باشد. در این شرایط هرچند پیچیده، دشوار و حساس نباید خواسته‌های مردم فراموش شود.