خطبه جمعه، 4 بهمن ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: خودخواهی چیست؟ / مظاهر خودخواهی / خودخواهی اقتصادی و سیاسی / آثار و پیامدهای خودخواهی / زندگی همه را شامل می‌شود.

مطالب مهم خطبه دوم: آیا این دولت کشور را نجات می‌دهد؟ / یک سخن با دولت و مخالفان / فشار، بدون خشونت / تحولات عراق.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

29 جمادی الاولی 1441 هـ برابر با 4 بهمن 1398 هـ و 24/١/٢٠٢٠ م

 

مطالب مهم خطبه اول: خودخواهی چیست؟ / مظاهر خودخواهی / خودخواهی اقتصادی و سیاسی / آثار و پیامدهای خودخواهی / زندگی همه را شامل می‌شود.

مطالب مهم خطبه دوم: آیا این دولت کشور را نجات می‌دهد؟ / یک سخن با دولت و مخالفان / فشار، بدون خشونت / تحولات عراق.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «وَالَّذِينَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» [الحشر: 9] صدق الله العظيم.

بزرگ‌ترین مشکلی که بشریت از آن رنج می‌برد، از فردگرایی آغاز می‌شود. این که انسان به هر قیمتی مصلحت خود را بر مصلحت دیگران برتری دهد. این تعریف خودخواهی است که ریشه آن «أنا» است. این که انسان خود را بالاتر از هر چیزی دیگری بداند.

 

خودخواهی چیست؟

در اینجا نکته‌ای وجود دارد که دوست دارم در تعریف خودخواهی آن را توضیح دهم. گاهی ممکن است مفهوم خودخواهی با مفهوم خوددوستی و حب ذات اشتباه گرفته شود. خوددوستی به معنای حمایت، مواظبت، دلسوزی و توجه به خود و آسیب نزدن، اذیت و خوار نکردن آن است. این امر مثبت است و برای تداوم زندگی انسان و مأیوس نشدن او لازم است. ولی این که انسان در خویشتن خویش غرق شود و در همه کارها و نیت‌ها، خود را ببیند و دیگران را نبیند، این کار خودخواهی است و اگر رسیدگی نشود، انسان را از پای درمی‌آورد.

عزیزان! متأسفانه امروز طوری شده است که خودخواهی دیگر مایه خجالت نیست. بلکه در جامعه خود می‌شنویم که خودخواهی را زرنگی تلقی می‌کنند. این که زندگی از آن کسی است که خود را دوست دارد و خود را بر هر چیزی دیگری مقدم و برتر می‌داند. بنا بر این دیدگاه خودخواه، زرنگ است که می‌داند چگونه زندگی کند، چگونه از فرصت‌ها برای منافع شخصی خود استفاده نماید، چگونه حتی با رقابت‌های غیر شرافتمندانه، بیشتر سود ببرد. چگونه خود را جلو بیندازد و کسانی را که شایستگی و اهمیت بیشتری دارند نادیده بگیرد و چگونه علم، اطلاعات و تخصص خود را از دیگران دریغ بدارد. معیارهای تغییر کرده‌اند. چون خودخواهی به اساس تعامل و برخورد تبدیل گردیده است، کار به جایی رسیده است که اگر کسی بدون حساب و کتاب، حمایت یا خدمتی ارائه کند به دیده تردید به او نگاه کرده و فرض می‌کنند که حتماً باید منفعتی در این باره داشته باشد. آیا این همان چیزی نیست می‌شنوید و بسیاری آن را احساس می‌کنند؟

 

مظاهر خودخواهی

عزیزان! هر قدر هم که بزک کنیم و برایش فلسفه بتراشیم، خودخواهی پیامدهای بدی دارد. کافی است که به پیامدهای آن در عرصه‌های فردی نگاهی بیندازیم. شوهر، پدر یا برادر خودخواهی را ببینیم که به کسانی که در دور و بر او زندگی می‌کنند فکر نمی نماید. مهم اراده، نظر و سلیقه اوست و دیگران باید او را تحمل کنند.

این امر در رابطه با زن خودخواه نیز مطرح است. زنی که به شرایط شوهر خود توجهی ندارد و معتقد است که مصلحت و تمایلات خود او اولویت دارند. حتی اگر شوهر در تأمین آن‌ها ناتوان باشد.

خودخواهی را در فرزندانی می‌توان دید که به چیزی جز نیازهای خودشان نمی‌اندیشند و توجهی به شرایط خانواده ندارند.

در خارج از خانه، خودخواهی را در همسایه‌ای می‌توان دید که آسایش همسایه خود را در نظر ندارد.

خودخواهی را در قلدری قوی بر ضعیف در مورد تصرف مشاعات می‌توانیم ببینیم. برای نمونه زمانی که فرد قلدر زورگویی می‌کند و این مشاعات را به محل پارک ماشین شخصی خود تبدیل می‌کند یا این که سهم بیشتری از آب مشترک را به مصرف می‌رساند.

خودخواهی را در قلدری قوی بر ضعیف را در تن ندادن به نظم و صف در ادارات رسمی یا غیررسمی می‌توانیم ببینیم.

این پدیده را در خودخواهی راننده‌ای می‌توان دید که برای خرید یا سلام کردن به دوست، وسط خیابان متوقف می‌کند. در حالی که ستونی از ماشین‌ها پشت سر او منتظر مانده‌اند یا وقتی شب‌ها نوربالای ماشین خود را به کار می‌اندازد و توجهی به رنج دیگران از این بابت ندارد.

 

خودخواهی اقتصادی و سیاسی

خودخواهی به زندگی اجتماعی و میان افراد منحصر نمی‌شود. بلکه می‌بینیم به یک روش اقتصادی نیز تبدیل شده است. چرا که شاهد انواع احتکارها هستیم. احتکار کالا، ارائه خدمات، اجاره دادن یا فروختن خانه‌ها و محل‌های کار و کسب.

خودخواهی حتی در عرصه‌های طایفه‌ای، مذهبی و حزبی نیز ممکن است ظهور و بروز یابد. کسانی که فقط به طایفه، مذهب و حزب خودشان می‌اندیشند. بدون این که طوایف، مذاهب و مراکز سیاسی دیگر را در نظر داشته باشند.

اگر بخواهیم در مورد زوایای پنهان ذات انسان بیشتر تحقیق کنیم، خطرناک‌ترین شکل خودخواهی را در عرصه سیاست خواهیم یافت. چون همین خودخواهی حاکم یا صاحب قدرت را وامی‌دارد که از هر ابزاری برای محافظت از موقعیت خود استفاده نماید. خودخواهی علت العلل ظهور بسیاری از دیکتاتوری‌هاست که در شرق و غرب مردم از وجود آن‌ها رنج می‌برند. بهترین مثال برای این امر، گفته هارون الرشید به فرزندش مأمون است: "اگر به پادشاهی من چشم داشته باشی، چشمانت را از کاسه درمی‌آورم."

 

آثار و پیامدهای خودخواهی

عزیزان! اگر بخواهیم به همه مظاهر خودخواهی در جامعه بپردازیم، در این مقال نمی‌گنجد تا چه رسد به این که همه نتایج و آثار آن را مورد تتبع قرار دهیم. ولی خلاصه آن را می‌توان در این سخن یافت: «خودخواهی مانند تندباد صحراست که همه چیز را می‌خشکاند.» خودخواهی باعث حسد می‌شود، حسد نفرت و کینه ایجاد می‌نماید، کینه اختلاف ایجاد می‌کند، اختلاف باعث تفرقه می‌شود، تفرقه ضعف ایجاد می‌کند، ضعف باعث خواری می‌شود و خواری نیز باعث زوال دولت، نعمت و هلاکت امت می‌شود. دغدغه اسلام این است که خطرات خودخواهی را نشان دهد؛ اما برای نشان دادن این خطرات، قرآن کریم به آن چه برای افراد خودخواه روی داده است، اشاره نموده است. وقتی از ابلیس سخن می‌گوید که خودخواه بود و درباره آدم اظهار داشت: «أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ». او با این کار از رحمت الهی رانده شد. وقتی درباره قارون سخن می‌گوید که خداوند چنان ثروتی به او عنایت فرمود که قوی‌ترین مردان از حمل کلیدهای آن عاجز بودند. او قبول نکرد همان گونه که خداوند به او نیکی کرده است، او نیز به دیگران خوبی کند؛ بنابراین زمین او را در کام خویش فروبرد و وقتی می گوید: وای بر کسانی که چون خرید می‌کنند، اضافه می‌خرند.

چگونه خودخواهی را از جان مردم جدا کنیم؟ پیامبر خدا می‌فرماید: «لا يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يُحِبَّ لأَخِيهِ مَا يُحِبُّ لِنَفْسِهِ وَ یَکْرَهَ لَهُ مَا یَکْرَهَ لَهَا؛ یکی از شما ایمان نیاورد مگر این که آن چه را برای خود دوست دارد برای برادر خود نیز دوست بدارد و آن چه را برای خود نمی‌پسندد برای او نیز نپسندد.»

پیامبر خدا(ص) توانست جامعه جاهلی را به امتی همکار، مهرورز و بخشنده تبدیل نماید. وقتی پیامبر خدا آنان را از زندان خودخواهی‌شان رها کرد، به بهترین امت تبدیل شدند. فرمود: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ کمَثَل الْجَسَدِ الواحد؛ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالْحُمَّى والسَّهَر؛ مثال مؤمنان از نظر مهربانی و مهرورزی به همدیگر مانند یک بدن است. اگر عضوی از این بدن شاکی شود، باقی اعضا نیز با برافروختگی و شب بیداری با آن همراهی می‌کنند.» اگر هر کدام از افراد فقط به فکر منفعت و آسایش خود بودند و به منفعت و آسایش دیگران نمی‌اندیشیدند، این مهربانی و مهرورزی متقابل ایجاد نمی‌شود. این وضعیت فقط با فداکاری، عقب نشینی و عبور از مسائل به دست می‌آید. این که همه به فرد بیندیشند و فرد به همه. از این رو وقتی فردی در حضور پیامبر خدا(ص) اظهار داشت: «اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي وَمُحَمَّدًا وَلاَ تَرْحَمْ مَعَنَا أَحَدًا‏؛ خدایا! من و محمد را رحمت فرما و همراه ما کسی را مورد مرحمت قرار نده.» پیامبر خدا به او فرمود: «لَقَدْ حَجَّرْتَ وَاسِعًا یا اخا العرب؛ ای برادر عرب! امر گسترده‌ای را سخت کردی.»

پیامبر خدا توانست ذهنیت و عمل این جامعه قبیله‌ای را عالی بسازد. اوج این پیشرفت را می‌توان در رفتار انصار با مهاجرین دید. وقتی مهاجرین به میانشان آمدند، انصار همه اموال و زمین‌های خود را با مهاجرین تقسیم کردند. در آیه‌ای که تلاوت کردم، خداوند به همین مسئله اشاره می‌فرماید: «وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ». این تجربه سنگ بنا و تعبیر عملی این اصل است که در جامعه ایمانی، هرگز خودخواهی وجود ندارد.

در مقام محکومیت خودخواهی دوست دارم خاطر نشان کنم، یکی از یاران پیامبر خدا(ص) به نام ابوطلحه انصاری به بهترین وجه این این ارزش عمل کرد. او در میان مردم مدینه بیشترین درخت خرما را داشت. در این میان نخلستان "بیرحاء" را از همه بیشتر دوست داشت که در برابر مسجد پیامبر قرار داشت. پیامبر خدا وارد این نخلستان می‌شد و از آب گوارای آن می‌نوشید. وقتی آیه مبارکه «لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ» [آل عمران: 92] نازل شد، عرض کرد: ای پیامبر خدا! محبوب‌ترین اموال من همین نخلستان بیرحاء است. همین الآن آن را در راه خدا صدقه دادم. ای پیامبر خدا! هر طوری که می‌خواهید آن را به مصرف برسانید. پیامبر خدا فرمود: «مبارک باشد مبارک باشد! این ملک، سودمند است و آن چه را درباره آن گقتی شنیدم و نظر من این است که آن را میان بستگان خود تقسیم کنی.» ابوطلحه گفت: ای پیامبر خدا! این چنین می‌کنم. پس ابوطلحه آن را در میان بستگان و عموزادگان خود تقسیم کرد.

 

زندگی همه را شامل می‌شود

عزیزان! تاریخ گذشته آکنده از تاریکی و طغیان است. دوره‌هایی که ملت‌ها غرق در خودخواهی‌های خود بودند. از انسانیت خود دسته کشیده بودند و به غارت ثروت‌های ملت‌های دیگر دست می‌زدند. آن‌ها عظمت خود را بر ویرانه‌های آینده ملل دیگر بنا می‌کردند. به این دلیل بغض و دشمنی گسترش یافت، روحیه همبستگی و هم سرپرستی از بین رفت و فقر و نیازمندی گسترش پیدا کرد.

ما نیز امروز به شکل‌های دیگری در خانه‌ها، محله‌ها و مؤسسات خود دچار همین خودخواهی شده‌ایم؛ بنابراین وظیفه داریم در وهله اول خودخواهی را از وجود خودمان ریشه کن کنیم.

دوره جاهلیت آکنده از خودخواهی‌ها بود؛ بنابراین لازم است که ما از خودخواهی‌های خودمان رها شویم تا به جاهلیت جدید بازنگردیم.

هر کدام از ما باید به دیگران بیندیشد. باید همیشه زبان حال ما این فرمایش امیرالمؤمنین باشد: «أَ أَبِيتُ مِبْطَاناً وَ حَوْلِي بُطُونٌ غَرْثَى؛ آیا من شب را با شکم سیر صبح کنم در حالى که در اطرافم شکم‌های گرسنه باشند.»

لازم است اگر اطرافیان ما خوشبخت نیستند، ما نیز خوشبختی را نخواهیم. باید شعار ما این باشد: زندگی شامل همه است. زندگی کنم و خیلی‌ها نیز در کنار من زندگی کنند، راحت باشم و خیلی‌ها نیز در کنار در آسایش زندگی کنند و خوشبخت باشم و خیلی‌ها نیز در کنار من خوشبخت باشند.

بنابراین باید افق دید خود را گسترش دهیم. باید گستره زندگی را در نظر داشته باشیم. در این صورت در دنیا و آخرت خوشبخت خواهیم شد. فردی اعرابی نزد پیامبر خدا آمد و عرض کرد: عملی به من بیاموزید که به واسطه آن وارد بهشت شوم. پیامبر خدا(ص) فرمود: «مَا أَحْبَبْتَ أَنْ يَأْتِيَهُ النَّاسُ إِلَيْكَ فَأْتِهِ إِلَيْهِمْ، وَمَا كَرِهْتَ أَنْ يَأْتِيَهُ النَّاسُ إِلَيْكَ فَلَا تَأْتِهِ إِلَيْهِمْ؛ هر گونه دوست دارى مردم با تو رفتار كنند با آنان رفتار كن و هر چه را براى خودت ناخوش دارى براى مردم مپسند.»

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که خداوند سبحانه و تعالی ما را نسبت به آن هشدار داده است. خداوندی که گرامی‌ترین گوینده است، در توصیف یکی از صحنه‌های روز قیامت می‌فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللهِ أَنْدَاداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللهِ وَالَّذِينَ آَمَنُوا أَشَدُّ حُبّاً لِلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً وَأَنَّ اللهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ * إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ * وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ».

خداوند با سخنان می‌خواهد به ما نسبت به اطاعت کورکورانه از رهبران، شخصیت‌ها و متنفذین هشدار می‌دهد. اگر از آن‌ها پیروی می‌کنیم باید به خاطر ارزش‌ها، اصول، مواضع، آزادی‌ها و عزت خودمان باشد. چون در فردای قیامت آنان از پیروان خود تبری خواهند جست. «يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ» مردم نیز به واسطه حمایت و پشتیبانی از آنان پشیمان خواهند شد و آرزو می‌کنند که به دنیا باز گردند تا همان طور که رهبران در قیامت از آنان تبری می‌جویند، آن‌ها در دنیا نیز از آن‌ها تبری بجویند. ای هیهات که بازگشتی در کار نیست.

این یکی از همان درس‌ها و پندهای آگاهانه است. این که جداً نسبت به پیامدهای راهی که می‌رویم آگاه شویم. هم پیامدهای دنیوی و هم پیامدهای اخروی که سرنوشت و قرارگاه نهایی ماست.

هر وقت چنین کردیم، حرکت در مسیر درست را تضمین خواهیم کرد و از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

آیا این دولت کشور را نجات می‌دهد؟

از لبنان آغاز می‌کنیم که بعد از عبور از همه موانعی که تشکیل دولت را به تأخیر انداخته بود، دولت تشکیل گردید. ولی متأسفانه تأخیر در تشکیل دولت به خاطر اختلاف نظر پیرامون برنامه‌ای که منجر به برون رفت از رنج‌هایی که مردم این کشور گرفتار آن هستند، شود یا شخصیت‌های پیشنهادی از سوی جریان‌های سیاسی برای انجام وظایف یا گرفتن مهلت برای رسیدن به توافق جریان‌های سیاسی و کسانی که علیه دولت به خیابان‌ها آمده بودند، نبود بلکه دلیل روشن آن، رقابت شدید بر سر مناصب و نفوذ بود. چرا که هر گروهی سعی دارد موقعیت و نفوذ خود را تثبیت نماید و حتی الامکان سهم بیشتری را به خود اختصاص دهد.

این رقابت اگر به شکل درستی درمان نشود، اثرات خود را روی هماهنگی و همکاری اعضا و توانایی دولت در انجام وظایف محوله به جای خواهد گذاشت. نقشی که با توجه به شرایط تشکیل دولت، عادی نخواهد بود. این دولت حاصل توافق همه جریان‌های سیاسی فعال نیست. چون برخی از جریان‌های سیاسی از دولت بیرون هستند. در حالی که لبنانی‌ها از دولت می‌خواهد که آنان را از بحران‌های اقتصادی و معیشتی، افزایش نرخ کالاها، فراهم نبودن خدمات ضروری و بحران بانک‌ها و آتش‌سوزی‌ها نجات دهد.

علاوه بر این‌ها، باید خواست خارجی‌ها را هم باید در نظر داشت که کمک خود را به رهایی کشور از این بحران‌ها منوط کرده‌اند. خواسته‌ای که به برخی اصلاحات منحصر نمانده و ممکن است فراتر از این‌ها باشد.

اما دغدغه بزرگ‌تر، تأمین خواسته‌های مردمی است که سه ماه است به خیابان‌ها آمده‌اند که البته برای خود نظرات و خواسته‌های گوناگونی دارند. به رغم فضای منفی که تشکیل این دولت را فراگرفته است، خواست ما از دولت این است که بر سر مسائل اساسی و سرنوشت‌ساز کشور، با این گروه وارد ائتلاف شود. تشکیل دولت در برابر خلأ آن یک مزیت است. چون در کشور باید مرجعی باشد که داخلی‌ها و خارجی‌ها با آن وارد تعامل شوند. دولت برخی خواسته‌های متعرضان و گروه‌های سیاسی شریک در دولت را برآورده کرده است. از جمله استفاده از متخصصان، حضور زنان که در این دولت نسبت به دولت‌های گذشته بی‌سابقه است و توجه نخست‌وزیر به التزام به تحقق وعده‌هایی که نسبت به تأمین خواسته‌های معترضان و انجام اصلاحات داده است.

 

یک سخن با دولت و مخالفان

لازم است به حکومت بگوییم، همان‌طور که در گذشته نیز گفتیم. دولت اگر به عنوان یک گروه منسجم عمل کند، با جدیت و شفافیت تلاش نماید تا طرح‌های واقعی برای اصلاح فساد سیاسی، اقتصادی و معیشتی و درمان مشکلات حیاتی که شهروندان از آن‌ها رنج می‌برند، ارائه نماید، از فضای توطئه و حساب‌های طایفه‌ای و مذهبی و سهمیه‌بندی دور شود و برای دور و نزدیک و موافق و مخالف یکسان کار کند، به رغم مخالفت‌ها و ملاحظات فلان گروه و گسترش فضای ناامیدی از نجات یافتن کشور، این دولت می‌تواند از موانع تشکیل عبور کند.

لبنانی‌ها به چنین دولتی چشم دوخته‌اند و برای تحقق خواسته‌های خود صبر خواهند کرد. چون می‌دانند که دردها و رنج‌های این کشور با فشار یک دکمه درمان نمی‌شود بلکه به گذر زمان نیاز است. زمانی که ممکن است طولانی باشد؛ اما مهم آغاز شدن آن است.

حرف ما به مخالفانی که تشکیل شده است یا ممکن است تشکیل شود این است ما وجود مخالفان را مثبت ارزیابی می‌کنیم. چون کشور فقط با موافقان ساخته نمی‌شود. ولی از آن‌ها می‌خواهیم که شرایط دشواری را که لبنان از آن رنج می‌برد، در نظر بگیرند. باید مراقب، دقیق و محاسبه‌گر باشند و برنامه‌های جایگزین ارائه دهند. نباید هدف آن‌ها فقط مچ‌گیری یا چوب لای چرخ گذاشتن یا تعطیل کردن دولت باشد. باید به دولت فرصت دهند تا صداقت خود را به اثبات برساند.

 

فشار، بدون خشونت

در عین حال از مردمی که در میدان‌ها یا خارج از آن‌ها حضور داریم می‌خواهیم که از مسئولیت خود دست برندارند و به حضور و اعمال فشار مثبتشان ادامه دهند. چون ثابت شده است که حضور آن‌ها می‌تواند خیلی چیزها را تغییر دهد. ولی باید هوشیار باشند که به هیزم بازی خشونت که برخی‌ها می‌خواهند مردم را به سوی آن بکشانند یا هیزم سیاست‌های داخلی یا خارجی که در برابرشان ایستاده‌اند تبدیل نشوند.

در این باره به صورت ویژه به اقدامات خشونت آمیز در منطقه بقاع اشاره می‌کنم و از همه رهبران آگاه و علاقه‌مند به امنیت، صلح و ثبات داخلی منطقه می‌خواهیم که برای در امان ماندن از فتنه‌ای که ممکن است طرف‌های متعددی برای ایجاد آن تلاش کنند، از هیچ اقدامی برای درمان پیامدهای این گونه اقدامات و جلوگیری از تکرار آن‌ها فروگذاری نکنند.

 

تحولات عراق

در خاتمه باید تحولات عراق بپردازیم. از جریان‌های سیاسی عراق و همه رهبران این کشور عزیز می‌خواهیم  که وحدت خود را تقویت کنند و از حساب‌های شخصی، طایفه‌ای و مذهبی که این وحدت را تهدید می‌کنند دست بردارند و با هم برای رهایی عراق از بحران‌های داخلی تلاش کنند. چرا که فساد، حیف و میل، بازی‌ها و تضادهای داخلی عراق را تهدید می‌کنند.

از این رو از آن‌ها می‌خواهیم که در توافق روی رئیس جدید دولت هر چه سریع‌تر توافق کنند تا دولتی تشکیل شود که اولین وظیفه آن برآورده کردن خواسته‌های مردم است که با تظاهرات چند ماهه خود آن را بیان داشته‌اند. باید خواسته‌های ملی را که تظاهرات امروز مطرح کرد برآورده کند. مردم امروز حضور بیگانگان و فساد را محکوم کردند و موضع متحدی را در برابر همه انواع فشارهای سیاسی و اخاذی اقتصادی و مالی که هدف آن‌ها تأثیر گذاشتن روی آزادی تصمیم‌گیری عراق و بازیابی نقش عربی و اسلامی و فعال این کشور است، از خود به نمایش گذاشتند.