خطبه جمعه، 25 بهمن ماه 1398

مطالب مهم خطبه اول: منطقی که اسلام جا انداخت / معضلات جاهلی / اسلام تبعیض را قبول ندارد / مقام حضرت زهرا(س) / الگویی برای بشریت.

مطالب مهم خطبه دوم: دولت در برابر چالش‌ها / سوریه سرزمین‌های خود را پس می‌گیرد / فلسطین معامله را قبول ندارد / سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی.

 

بسم ‌الله الرحمن الرحیم

20 جمادی الثانی 1441 هـ برابر با 25 بهمن 1398 هـ و 14/2/٢٠٢٠ م

 

مطالب مهم خطبه اول: منطقی که اسلام جا انداخت / معضلات جاهلی / اسلام تبعیض را قبول ندارد / مقام حضرت زهرا(س) / الگویی برای بشریت.

مطالب مهم خطبه دوم: دولت در برابر چالش‌ها / سوریه سرزمین‌های خود را پس می‌گیرد / فلسطین معامله را قبول ندارد / سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ» صدق الله العظيم.

 

منطقی که اسلام جا انداخت

در علت نزول این سوره آمده است که بعد از وفات قاسم و عبدالله پسران پیامبر خدا(ص) مشرکان به ایشان صفت ابتر(بی دنباله) دادند. فقط فرزندان دختر برای پیامبر خدا باقی مانده بودند. ابتر به کسی می‌گویند که پسر نداشته باشد. هدف مشرکان عیب‌جویی از پیامبر خدا بود. در حالی که آن حضرت والاتر از این عیب‌جویی‌ها بود. چون منطق جاهلی ارزش و جایگاه انسان را فقط در داشتن پسر می‌دید؛ زیرا این فرزندان پسر هستند که نسل انسان را ادامه می‌دهند و نام یاد انسان باقی می‌ماند. این پسران هستند که در امور زندگی به انسان کمک می‌کند. از این رو دختر برایشان ارزشی نداشت.

بنابراین این سوره مبارکه نازل شد تا منطق مورد نظر اسلام را به پیامبر خدا(ص) اشاره نماید. منطق اسلام این است که نسل، فرزندان، باقی ماندن نام و یاد و کمک‌کار زندگی بودن هم با پسر و هم با دختر به صورت برابر تحقق پیدا می‌کند و بشارت تولد حضرت زهرا(س) را به پیامبر خدا(ص) بدهد. کسی که در زندگی پشتیبان او خواهد بود و بعد از وفات، نسل و رسالت او با ائمه هدی(ع) ادامه خواهد یافت؛ اما آن کسانی که به او طعنه زدند، صدایشان خفه خواهد شد و نام یادی از ایشان باقی نخواهد ماند.

قرآن کریم با این سوره می‌خواهد به دو امر اساسی اشاره فرماید:

اول – نفی منطق جاهلی که برای دختر هیچ نقش و اثری در زندگی قائل نیست. چون در منطق جاهلی دختر نه تنها در حاشیه قرار دارد بلکه ولادت او شوم است: «وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَهُوَ كَظِيمٌ * يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ».

کار به جایی رسید که برای این که دختر بار دوششان نباشد، او را زنده به گور می‌کردند. در حالی که خداوند انسان‌ها از نتایج این کار برحذر می دارد. می فرماید: «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئاً كَبِير» و درباره روز قیامت نیز فرموده است: «وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ * بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ».

 

معضلات جاهلی

متأسفانه این اندیشه‌ها و معضلات همچنان در برخی از جوامع وجود دارند. حتی آن کسانی که خود را دین‌دار به حساب می‌آورند. می‌بینیم برخی دختردار می‌شوند، ناراحتی و خشم خود را پنهان نمی‌کنند یا این که مهر و محبتشان به دختر کمتر است. در حالی که وقتی پسردار می‌شوند، مهر و محبت مضاعفی از خود نشان می‌دهند. حتی این مسئله در تنبیهات نیز بازتاب می‌یابد. می‌بینیم خطاهای پسران را می‌بخشند، در حالی که خطاهای دختران هیچ‌ وقت بخشیده نمی‌شود.

کار به جایی رسیده است که برخی سعی دارند از نص صریح قرآن در رابطه با ارث دختران سرپیچی کنند. از این رو دختران را از ارثشان محروم می‌کنند. آنان پیش از مرگ یا توسط وصیت همه دارایی خود را تقسیم می‌کنند و از اگر چیزی باقی ماند به دختران می‌دهند.

متأسفانه در رابطه با نقش زنان و فعالیتشان در جامعه و نحوه ارزیابی و امکانات و توانایی‌شان هنوز هم تبعیض وجود دارد. از این رو حضور مناسب آنان را در برخی از عرصه‌هایی که باید حضور داشته باشند، شاهد نیستیم. عرصه‌هایی که ثابت شده است اگر زنان در آن‌ها ورود کنند، موفق خواهند بود. در عرصه‌های عمومی هنوز هم حضور زنان خجالت‌آور است و هیچ اشاره به حضور فعال زنان در آن نمی‌شود و این امر روی خود زن نیز اثر گذاشته است.

برخی‌ها برای توجیه این تبعیض به برخی نصوص دینی که از حیث سند و محتوا درستی‌شان به اثبات نرسیده است، استدلال می‌کنند. در حالی که این نصوص با مخالف قرآن کریم و منطق اسلامی است. مثل این حدیث که به پیامبر خدا(ص) نسبت می‌دهند: «ما أفلح قوم ولّوا أمرهم امرأة؛ قومی که زن بر آن‌ها حکومت نماید، روی رستگاری را نمی‌بینند.» یا به امام علی(ع) نسبت می‌دهند: «الْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا، وَشَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لاَ بُدَّ مِنْهَا؛ تمامى وجود زن شرّ است و بدترين چيزى كه در اوست اين كه از وجودش چاره‌ای نيست.» یا «إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ؛ زنان از نظر ايمان و ارث و عقل ناقص‌اند.» و احادیث دیگری که بهره‌ای از روح اسلام یا آموزه‌های قرآن ندارند.

 

اسلام تبعیض را قبول ندارد

از این رو این سوره نازل شد تا این تبعیض را از بین ببرد و اعتبار جایگاه دختر در اسلام را زنده نماید و بر موضع قاطع اسلام در نفی این تبعیض تأکید ورزد. نحوه تعامل پیامبر خدا با دخترش زهرا(س) و احترام گذاشتن به او در برابر مردم بیانگر این موضع اسلام است. قرآن کریم و تعدادی دیگر از نصوص وارد شده از پیامبر خدا به این امر اشاره دارند.

از پیامبر خدا وارد شده است: «مَنْ كَانَتْ لَهُ بِنْتٌ فَأَدَّبَهَا فَأَحْسَنَ تَأْدِيبَهَا وَعَلَّمَهَا فَأَحْسَنَ تَعْلِيمَهَا وَأَسْبَغَ عَلَيْهَا مِنْ نَعَمِ اللَّهِ الَّتِي أَسْبِغَ عَلَيْهِ كَانَتْ لَهُ سِتْرًا وَحِجَابًا مِنَ النَّارِ؛ هر کس که دختری دارد، پس او را خوب تربیت نماید و خوب به او بیاموزد و از نعمت‌هایی که خداوند به داده است، به او ارزانی دارد، این دختر برای او پوشش و حجاب در برابر آتش است.» همیشه با اصحاب خود می‌فرمود: «اعدِلُوا بَين أولادِكُم في النِّحَل؛ ميان فرزندانتان، در بخشيدن عدالت ورزيد.» منظور رفتار عادلانه میان دختران و پسران است.

آیات شریف قرآن نیز به این امر اشاره دارند: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقَاكُمْ»؛ زیرا از نظر خداوند متعال، زندگی محکوم به تنوع زن و مرد است. نه دختر بر پسر برتری دارد و نه پسر بر دختر.

قرآن کریم نیز از زمانی که بر پیامبر خدا(ص) نازل گردید تا آخرین آیات، میان مرد و زن تفاوتی قائل نشده است: «إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً».

از این هم بیشتر، قرآن کریم زن و مرد را به همکاری در همه امور فرامی‌خواند و از این نظر هیچ تبعیضی درباره نقش‌ها و مسئولیت‌ها و ضرورت‌های زندگی وجود ندارد: «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ الله وَرَسُولَهُ أُولَئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ الله إِنَّ الله عَزِيزٌ حَكِيمٌ».

در کار نیز تا زمانی که کار هر دوی آنها شبیه است، قرآن کریم نمی‌خواهد که مزد زن کمتر از مزد مرد باشد: «لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبُوا وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا اكْتَسَبْنَ».

در مجازات نیز همین طور است. خداوند متعال خواستار عدم تبعیض در میان آن دوست: «وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَ»، «الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ». اگر چه برخی برای تبعیض میان زن و مرد به این فرمایش خداوند استدلال می‌کنند: «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ». ولی باید توجه داشت که این تفاوت تبعیض نیست بلکه ریشه در مسئولیت‌های اضافی دارد که بر عهده مرد گذاشته شده است که ایجاب می‌نماید سهم دو برابر از ارث ببرد. هم چنین در این مورد که شهادت زن نصف شهادت مرد در نظر گرفته شده است، باید گفت که این نیز تبعیض نیست بلکه تدبیری برای تأمین عدالت است. چون زن عاطفی تر از مرد است.

 

مقام حضرت زهرا(س)

موضوع دومی که این سوره می‌خواهد بدان بپردازد، مقام حضرت زهرا(س) است. پیامبر خدا علاوه بر برخورداری از نعمت‌هایی چون نبوت، شفاعت و والایی مقام، وجود زهرا(س) نعمت الهی برای پیامبر خداست. می فرماید: «إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ».

زهرا(س) به چنان مقام و منزلتی نزد خداوند متعال رسید که خدای متعال او را پاک گرداند، برجستگی داد و در زمره اصحاب کساء قرار داد. او از جمله کسانی است که آیه مبارکه «إِنَّمَا يُرِيدُ الله لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» درباره آن‌ها نازل گردید. او کسی است که پیامبر خدا درباره او فرمود: «فاطمة بضعة منّي، وهي نور عيني، وثمرة فؤادي، يسوؤني ما ساءها، ويسرّني ما سرَّها... فاطمة أعزّ النّاس عليّ؛ فاطمه پاره تن من است، نور چشم من است، میوه دل من است، آن چه او را بیازارد مرا آزرده است و هر چه او خوشحال نماید مرا خوشحال کرده است... فاطمه عزیزترین مردم برای من است.»

او از چنان جایگاهی نزد پیامبر خدا برخوردار بود که وقتی بر آن حضرت وارد می‌شد، پیامبر از جا برمی‌خاست، سر او را می‌بوسید و او را بر جای خود می‌نشاند. وقتی هم که به سفر یا جنگ می‌رفت، خانه زهرا آخرین خانه‌ای بود که از آن بیرون می‌شد و اولین خانه‌ای بود که بعد از بازگشت به آن وارد می‌گشت.

سیره زهرا(س) به جایگاه والای او اشاره می‌نماید. او در عین فرزندی، به فرموده پیامبر خدا، مادر پدرش بود. او خداوند را آن‌گونه عبادت نمود که پاهای مبارکش متورم گردید. در دانش به چنان درجه‌ای رسید که مردان و زنان برای آموختن دانش نزد او می‌آمدند. او همسری نمونه بود که در ساختن خانه‌ای آکنده از مهر، محبت و آرامش با علی(ع) مشارکت داشت. تا جایی که علی(ع) درباره او می‌فرمود: «كنت إذا نظرت إليها، انجلت عني الهموم والأحزان؛ وقتی به او نگاه می‌کنم، تمام غم و غصه‌ام برطرف می‌شود.»

در مقام مادری نیز نمونه‌های اخلاق، عبادت، صبر، جهاد و شهادت را در دامان خود پرورش داد. چون او مادر حسن، حسین و زینب و ام‌کلثوم بود.

او یار و یاور فقرا و مستمندان و ایتام بود. در خانه او به روی آن‌ها باز بود. حتی در دشوارترین شرایط لبخند از چهره‌اش محو نمی‌شد. فرزندش دید که برای تک تک همسایگان خود دعا می‌کند، به او فرمود: «اول همسایه، سپس خانه.»

درباره او و این خانه بود که این آیه نازل گردید: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ الله لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُوراً».

نقش زهرا(س) به این هم محدود نماند، بلکه در میدان‌های جهاد نیز حضور داشت و برای حمایت و تقویت مجاهدان همراه پدر و شوهرش عازم گردید. او در برابر انحراف و ظلم نیز صدای رسای حق و عدالت بود و به این ترتیب نمونه‌ای از زن مجاهد که در تمام عرصه‌های عمومی و سیاسی حضور دارد، ارائه داد.

 

الگویی برای بشریت

در سالروز میلاد صدیقه طاهره حضرت زهرا(س) که روز زن مسلمان است، بسیار نیازمندیم که از سیره آن حضرت اعم از محبت خداوند و پیامبر، عبادت، علم، جهاد، بخشندگی و موضع‌گیری درس بگیریم. باید زهرا را الگوی دختران، همسران و مادران خود و همه انسان‌ها قرار دهیم. باید به آن حضرت اقتدا کنیم تا جامعه ما از پاکی، صفا، اصالت و نقش‌آفرینی ایشان بهره‌مند گردد. نباید حضور ایشان در میان ما فقط به عاطفه یا اشک ریختن محدود شود.

در این صورت محبت ما به حضرت زهرا(س) محبت به خدا و پیامبرش، جهاد و دین‌داری می‌شود و فقط جنبه عاطفی پیدا نمی‌کند. به این ترتیب زهرا(س) در طول زمان‌ها، در عقل، قلب و باور ما حضور خواهد داشت.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌نمایم که زهرا(س) به آن مرد توصیه کرد. مردی نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: «یا ابنة رسول الله هل ترک رسول الله عندک شيئا تطر فينيه؟ فقالت: يا جاريه هات تلک الحريره فطلبتها فلم تجدها فقالت: و يحک أطلبيها فانها تعدل عندي حسنا و حسينا. فطلبتها فاذا هي قد قممتها في قمامتها فاذا فيها: قال محمد النبي: ليس من المؤمنين من لم يأمن جاره بوائقه و من کان يؤمن بالله و اليوم الاخر فلا يوذي جاره و من کان يومن بالله و اليوم الاخر فليقل خيرا او يسکت. ان الله يحب الخير الحليم المتعفف و يبغض الفاحش الضنين السئال الملحف. ان الحياء من الايمان و الايمان في الجنه و ان الفحش من البذاء و البذاء في النار؛ ای دختر رسول خدا! آيا چيزی از پيامبر نزد شماست که به من تحفه دهيد؟ حضرت فرمود: ای کنيز، آن نگاشته بر حرير را بياور. کنيز به دنبال نگاشته رفت ولي آن را نيافت. حضرت زهرا فرمود: شگفتا از تو! پيدايش کن؛ چون آن حرير، ارزشي معادل حسن و حسين براي من دارد. کنيزک گشت و پيدايش کرد و ديد به هنگام روفتن آن را روفته است در حرير چنين نوشته شده بود: پيامبر فرمود: کسی که همسایه‌اش از شر او در امان نيست، از مؤمنين نخواهد بود و هر کس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، همسايه خويش را آزار نمی‌دهد و هر کس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، بايد يا سخن خوب بگويد وگرنه ساکت باشد. خداوند انسان خير بردبار عفيف را دوست دارد و بدگوی بخيل بسيار درخواست کننده مصرّ را دشمن می‌دارد. حيا از ايمان و ايمان جايش در بهشت است و فحش از زشت‌گویی است و زشت‌گویی جايش در آتش است.»

زهرا(س) وقتی فرمود که این حدیث برای او به اندازه حسن و حسین ارزش دارد، در واقع اهمیت و عظمت آن چه را در این حدیث آمده بود، بیان کرد. با این که حسن و حسین ارزش فراوانی برای مادرشان داشتند. این حدیث ویژگی‌هایی را که مؤمن را از غیر مؤمن جدا می‌نماید، مشخص کرده است. چون مؤمن کسی است که همسایه‌اش از او در امان باشد و او را نیازارد. مؤمنی کسی است که جز به خوبی سخن نمی‌گوید... او باحیاست و هنگام خشم زود واکنش از خود نشان نمی‌دهد. نفس پاک دارد و در برابر شهوت، مال و مقام آن را نمی‌فروشد و به همه مردم خوبی می‌نماید.

ما نیاز داریم که این ارزش‌ها را یادآوری کنیم تا تصویری را که از فرد مؤمن در میان ما وجود دارد اصلاح نماییم و از این راه جامعه ایمانی مورد نظر خود را بسازیم. به این ترتیب آگاه‌تر و مسئولیت‌پذیرتر خواهیم شد و از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم گردید.

 

دولت در برابر چالش‌ها

از لبنان آغاز می‌کنیم که دولت توانست رأی اعتماد پارلمان را به دست آورد. اگر این رأی اعتماد آن گونه باشد که ما دیدیم، نشان می‌دهد که دولت با چه چالش‌های بزرگی روبرو خواهد بود. این چالش‌ها منحصر به اپوزیسیون پارلمانی یا کسانی که به خیابان‌ها ریخته‌اند و اعلام کرده‌اند که به این دولت اعتماد ندارند، نخواهد بود بلکه دولت با چالش‌های خارجی نیز روبروست. خارجی‌هایی که از این دولت حمایت و مساعدت به عمل نخواهند آورد، مگر این که به شرایط آن‌ها تن دهد. این شرایط به انجام اصلاحات در بدنه دولت یا از بین بردن هسته‌های فساد و حیف و میل منحصر نخواهد بود و همان طور که روشن شده است یک سری خواسته‌های اقتصادی و سیاسی حاکمیتی نیز وجود دارد. می‌ماند چالش بزرگ‌تر که قدرت دولت در حل بحران‌های اقتصادی، معیشتی و پولی باشد. از دولت انتظار می‌رود که سریعاً راه حل‌هایی را برای این بحران‌ها فراهم نماید. راه حل‌هایی که آسان و ساده نیستند و به قول رئیس دولت توپ آتشین هستند. چون دولت سال‌های طولانی است پیامدهای ناشی از فساد، حیف و میل، سهمیه‌بندی و سوء برنامه‌ریزی و مدیریت را به دوش می‌کشد.

نمی‌خواهیم حجم پیچیدگی‌ها، دشواری‌ها و سنگینی‌هایی را که دولت با آن روبروست، کوچک جلوه دهیم. کافی است به موضوعی که همین اکنون در برابر دولت قرار دارد نگاهی بیندازیم. این موضوع، دیون گذشته کشور است. دولت در این موضوع با دو گزینه روبروست. شیرین‌تر آن دو تلخ است؛ زیرا پرداخت دیون بر خزانه دولت تأثیر می‌گذارد و عدم پرداخت آن نیز برای اقتصاد لبنان و وجهه دولت لبنان در خارج پیامدهایی دارد.

اما نظر ما این است پرونده‌هایی که در برابر دولت قرار دارند، غیرقابل حل و موجب بدبینی نیستند. چون اگر دولت از اختلافات و سهمیه‌بندی‌های میان خود دور شود و مانند یک تیم عمل کند که تمام هم و غم آن تأمین منافع کشور و بیرون بردن آن از دالان تاریکی که در آن قرار دارد و تأمین اهداف مردم لبنان باشد، می‌تواند این مشکلات را حل نماید. این اختلافات است که ترک و خشک این کشور را سوزانده است.

ما بر این عقیده هستیم لبنانی‌هایی که به خیابان‌ها ریخته‌اند، اگر ببینند که دولت در مبارزه با فساد و حیف و میل جدی است، به دولت اعتماد خواهند کرد و اگر به دور از حساسیت‌ها رفتار کند، بر این مشکلات صبر خواهند نمود. دولتی که دردها و رنج‌های مردم پیش چشمش باشد. همان‌هایی که در برابر بانک‌ها سرگردان هستند. کسانی که کار خود را از دست داده‌اند و کاری پیدا نکرده‌اند و زندگی آبرومندانه‌ای ندارند. دولتی که بار اضافی بر دوش مردم نگذارند که مردم تاب تحملشان را ندارند. دولتی که با شفافیت، واقع‌گرایی و پاک دستی به حل این موضوعات بپردازد.

آری! برون رفت از این بحران آسان نیست. ولی اگر همه به درستی مسئولیت‌پذیر باشند و موافقان و مخالفان با همدیگر همکاری داشته باشند و کشور را به عرصه پاس دادن مسئولیت‌ها، اتهام زنی برای تقویت پیوندهای سیاسی و گروهی و تقویت موقعیت به ضرر دیگران تبدیل نکنند. چون آنان با این کار می‌توانند کشور را از فروپاشی نجات دهند و شرایط را برای پیشرفت آن فراهم نمایند. کشور نباید به انتظار خارجی‌ها بنشیند که چیزی را رایگان نخواهد داد.

باید همان چیزی را تذکر دهیم که پیش از این عرض کرده‌ایم. این که لبنان فقیر نیست. لبنان کشوری غنی و ثروتمند است. ولی توسط کسانی به ورطه فقر و نداری افتاده است که آن را میان خود تقسیم کردند و به گاو شیری خودشان تبدیل نمودند.

همراه لبنانی‌ها آموخته‌ایم که به حرف‌ها اعتماد نکنیم بلکه به عملکردها اعتماد نماییم. عملکردها را دنبال خواهیم کرد و از یک سوراخ دو بار گزینه نخواهیم شد.

 

سوریه سرزمین‌های خود را پس می‌گیرد

به سوریه می‌رسیم که در سایه شرایط دشوار، تجاوزات پی در پی دشمن و فشارها و تحریم‌های منطقه‌ای و بین المللی برای بازگرداندن اراضی خود تلاش می‌نماید. این‌ها سعی دارند به ضرر وحدت، جایگاه و نقش لبنان در منطقه، از این کشور باج‌گیری کنند.

ما معتقدیم که اجماع دولت و مردم سوریه و دست برنداشتن از ثروت‌ها و استقلال آن، آغازی واقعی برای رسیدگی به خواسته‌های واقعی و عادلانه طیف‌های گوناگون مردم سوریه یا پرداختن به اصلاحات داخلی است که سوریه برای خیزش دوباره خود به آن نیاز دارد. همگرایی دولت و مردم، سوریه را قادر می‌سازد که سرزمین‌های خود را باز پس بگیرد، مانع دخالت‌های خارجی شود و امنیت، ثبات و نقش مهم این کشور را در رویارویی با دشمن صهیونیستی و حمایت از منطقه به آن بازگرداند.

 

فلسطین معامله را قبول ندارد

اما فلسطین، باید از موضع‌گیری مردم فلسطین در نفی معامله قرن، چه در اراضی اشغالی ۱۹۴۸ یا کرانه غربی و یا نوار غزه تقدیر و تشکر کنیم. از تشکیلات خودگردان فلسطینی که به صورت علنی معامله قرن را رد کرده است نیز می‌خواهیم که با موضع‌گیری قاطعانه خود این مسئله را نشان دهد. موضعی که از حرکت به سوی وحدت واقعی داخلی فلسطینی آغاز می‌شود، همه روابط و هماهنگی امنیتی با دشمن صهیونیستی را قطع کند و همه ابزارهای لازم برای ایستادگی مردم فلسطین در برابر دشمن را فراهم سازد.

 

سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

در خاتمه باید به سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران بپردازیم. انقلابی که توانست قدرت مردم برای ایجاد تغییر، به دست گرفتن عنان تصمیم گیری آزاد و تقویت قدرت مردم را به اثبات برساند.

ما عقیده داریم که به رغم مجازات و تحریم‌ها، موفقیت‌های جمهوری اسلامی در زمینه پیشرفت‌های علمی و فرهنگی و تلاش برای رسیدن به خودکفایی در عرصه‌های بیشتر، تجربه مهمی است که ملل منطقه برای تقویت آزادی، کرامت و استقلال سیاسی و اقتصادی خود به آن اقتدا کنند تا این که در معرض تندبادهای دیگران قرار نگیرد.