خطبه جمعه، 23 اسفند ماه 1398

متن زیر جهت ایراد خطبه جمعه مورخ 18 رجب المرجب 1441، برابر با 23 اسفند ماه 1398 آماده گشته بود که متأسفانه به علت شیوع بیماری کرونا و جلوگیری از انتقال بیماری، نماز جمعه در این تاریخ برگزار نگردید...

بدین جهت متن خطبه جهت استفاده علاقه مندان منتشر می گردد:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

۱۸ رجب ۱۴۴۱ هـ برابر با ۲۳/۱۲/۱۳۹8 هـ و ١٣/٣/٢٠٢٠م

 

متن زیر جهت ایراد خطبه جمعه مورخ 18 رجب المرجب 1441، برابر با 23 اسفند ماه 1398 آماده گشته بود که متأسفانه به علت شیوع بیماری کرونا و جلوگیری از انتقال بیماری، نماز جمعه در این تاریخ برگزار نگردید...

بدین جهت متن خطبه جهت استفاده علاقه مندان منتشر می گردد:

 

خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللهِ وَاللهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»، «إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآَخَرِينَ وَكَانَ اللهُ عَلَى ذَلِكَ قَدِير».

این دو آیه به واقعیتی اشاره می‌کند که انسان نباید از آن‌ها غفلت بورزد. حقیقت این است که انسان هر قدر که بالا برود و امکانات و توانمندی‌هایش افزون گردد، باز هم در همه امور خود، کوچک باشد یا بزرگ، از امور دنیوی باشد یا اخروی به خداوند نیازمند خواهد بود. او برای تأمین نیازها، رسیدن به امنیت و‌ آرامش، قدرتمند شدن، مبارزه با بیماری‌ها و دفع بلا به خداوند نیازمند خواهد بود.

 

در ارتباط با خداوند به واسطه نیاز نیست

خداوند به تأمین نیازهای دنیوی و اخروی انسان و فراهم کردن همه راه‌ها برای او بسنده نکرده است بلکه دروازه وسیعی را برای ایجاد ارتباط در نیازمندی‌ها و بیان دغدغه‌ها و شکایت‌ها در روبرو شدن با بحران‌ها و بیماری‌ها برای او باز کرده است. خداوند این ارتباط را برای انسان بسیار آسان کرده و میان خود و انسان واسطه‌ای قرار نداده است و قاعده و قانونی نیز برای این ارتباط وضع نکرده است.

بنابراین انسان بدون مقدمات می‌تواند درباره چیزهایی که می‌خواهد با خداوند سخن بگوید. این همان چیزی است که امام علی(ع) در وصیت خود به امام حسن(ع) بدان اشاره می‌کند: «وَ أعْلَمْ أَنَّ الَّذى بِيَدِهِ خَزائِنُ مَلَكُوتِ الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ قَدْ أَذَنِ لِدُعائِكَ وَ تَكَفَّلَ لإِجابَتِكَ، وَ أَمَرَكَ أَنْ تَسْأَلَهُ لِيُعْطيَكَ وَ هُوَ رَحيمٌ كَريمٌ، لَمْ يَجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ، وَ لَمْ يُلْجِئْكَ إِلى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ، وَ لَمْ يَمْنَعْكَ إِنْ أَسَأْتَ مِنَ التَّوْبَةِ وَ لَمْ يُعَيِّرْكَ بِالاْنابَةِ، وَ لَمْ يُعاجِلْكَ بِالنِّقْمَةِ، وَ لَمْ يَفْضَحْكَ حَيْثُ تَعَرَّضْتَ لِلْفَضيحَةِ وَ لَمْ يُناقِشْكَ بِالْجَريمَةِ، وَ لَمْ يُؤْيِسْكَ مِنَ الرَّحْمَةِ، وَ لَمْ يُشَدِّدْ عَلَيْكَ فِى التَّوْبَةِ، فَجَعَلَ تَوْبَتَكَ التَّوَرُّعَ عَنِ الذَّنْبِ، وَ حَسَبَ سَيِّئَتَكَ وَاحِدَةً وَ حَسَنَتَكَ عَشْراً، وَ فَتَحَ لَكَ بَابَ الْمَتَابِ وَالاْسْتِعْتابِ، فَمَتى شِئْتَ سَمِعَ نِداءَكَ وَ نَجْواكَ فَأَفْضَيْتَ إِلَيْهِ بِحاجَتِكَ وَ أبْثَثْتَهُ ذاتَ نَفْسِكَ وَ شَكَوْتَ إِلَيْهِ هُمُومَكَ وَ اسْتَعَنْتَهُ عَلى اُمُورِكَ، ثُمَّ جَعَلَ فِى يَدِكَ مَفاتيحَ خَزائِنِهِ بِما أَذِنَ فِيهِ مِنْ مَسْأَلَتِهِ، فَمَتى شِئْتَ اِسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعاءِ أَبْوابَ خَزائِنِهِ؛ و بدان، آن كسى كه گنجينه‌هاى آسمان و زمين در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و اجابت دعاى تو را ضمانت نموده است؛ و تو را فرموده كه از او درخواست نمايى تا تو را عطا نمايد و او بخشيده و بزرگوار است. بين تو و خود كسى را نگمارده تا تو را از وى باز دارد؛ و تو را ناچار نكرده كه نزد او شفيع و ميانجى آورى و اگر گناه كردى تو را از توبه منع ننموده و سبب بازگشت [به سوى خدا] سرزنش نكرده و در كيفر تو شتاب نفرموده و آن‌جا كه سزاوار رسوا شدن بودى، رسوايت نكرده و حساب گناهت را نكشيده و تو را از بخشايش خود نوميد نساخته و در ـ پذيرش ـ توبه بر تو سخت نگرفته است. پس توبه تو را پرهيز از گناه در نظر گرفت و كار بد و گناه تو را يك گناه شمرد و هر كار نيك تو را ده حسنه به حساب آورد و درِ بازگشت و خشنود ساختن را گشود و هر زمان كه تو اراده نمودى صدايت را شنيد و به راز دلت گوش داد. پس حاجت خود را به او مى‌رسانى و راز دل خود را نزد او مى‌گشايى و از اندوه خود به او شكايت مى‌كنى و در كارهايت از او استعانت مى‌جويى و سپس كليد گنجينه‌هايى كه درخواست آن را اجازه داده، در دست تو نهاده است. پس هرگاه كه خواستى، درِ گنجينه‌هاى او را با كليد دعا بگشايى!»

بنابراین دعا، بخششی است الهی که خداوند برای بندگان خود گشوده است و زمانی که فرموده است: «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي» و فرموده است: «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ» آنان را به دعا کردن تشویق کرده است. پس اگر بنده با قلب، عقل و تمام وجود خود به سوی خداوند رو کند، امکان ندارد که خداوند او را رها کند.

 

اهمیت دعا

احادیث بسیاری به اهمیت دعا و میزان تأثیر آن در روبرو شدن با ابتلائاتی که دامن‌گیر انسان می‌شود، اشاره کرده‌اند. در حدیث آمده است: «عَلَيْكُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّ اَلدُّعَاءَ لِلَّهِ وَ اَلطَّلَبَ إِلَى اَللَّهِ يَرُدُّ اَلْبَلاَءَ وَ قَدْ قُدِّرَ وَ قُضِيَ وَ لَمْ يَبْقَ إِلاَّ إِمْضَاؤُهُ فَإِذَا دُعِيَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُئِلَ صَرَفَ اَلْبَلاَءَ صَرْفَةً؛ بر شما باد دعا کردن؛ زيرا دعاء به درگاه خدا و خواستن از او، برگرداند بلائى را كه مقدر شده و حكم بدان شده و جز اجراى آن چيزى نمانده، پس چون خداى عز و جل خوانده شد و از او درخواست شد يكباره بلا را بگرداند.»

در حدیث دیگری آمده است: «اَلدُّعَاءُ يَدْفَعُ اَلْبَلاَءَ اَلنَّازِلَ وَ مَا لَمْ يَنْزِلْ؛ دعا بلائی را که نازل شده و نازل نشده است را دفع می‌کند.»

در حدیث آمده است: «اِدْفَعُوا أَمْوَاجَ اَلْبَلاَءِ عَنْكُمْ بِالدُّعَاءِ قَبْلَ وُرُودِ اَلْبَلاَءِ؛ موج‌های بلا را پيش از آن كه بلا سر رسد، از خود دفع كنيد.»

در حدیث آمده است: «مَن قَرَعَ بابَ اللهِ سُبحانَهُ، فُتِحَ لَهُ؛ هر کس در رحمت خدای سبحان را بکوبد، به رویش گشوده می‌شود.»

در حدیث آمده است: «ما فَتَحَ اللّه ُ عزّ و جلّ على أحدٍ بابَ مسألةٍ فَخَزنَ عَنهُ بابَ الإجابةِ؛ خداوند عزّ و جلّ باب مسئلت(دعا) را به روى هيچ كس نگشود، كه باب اجابت را به روى او بسته باشد.»

 

اقوامی که با دعا نجات یافتند

برای تأکید بر این حقیقت، خداوند سبحانه و تعالی به امت‌ها و افرادی اشاره می‌کند که وقتی به درگاه خداوند تضرع و زاری کردند، خداوند بلا را از آن‌ها گردانده است. خداوند درباره قوم یونس(ع) به ما گفته است که وقتی یونس به خاطر ناامید شدن از هدایتشان آنان را ترک گفت و به ‌آنان بیم داد که مانند اقوام گذشته دچار عذاب خواهند شد، به فکر فرو رفتند؛ بنابراین بزرگ و کوچک به سوی خداوند رفتند تا این که عذاب را از آنان بردارد. وقتی خداوند نیت صادقانه آنان را در دعا و متوجه خدا شدنشان را دید، عذاب را از آنان برداشت و فرصت دیگری به آنان داد. در این باره این آیه نازل گردید: «فَلَوْلَا كَانَتْ قَرْيَةٌ آَمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آَمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ».

خداوند در اشاره به شفای ایوب(ع) بعد از ابتلا به مرضی دشوار و دعا کردن به درگاه خداوند اشاره کرده است: «وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ»، «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ».

خداوند درباره نجات دادن یونس(ع) از شکم ماهی سخن گفته است. یونس این چنین به درگاه خداوند دعا کرد: «فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ * فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ».

این قضیه برای یاران پیامبر خدا(ص) نیز اتفاق افتاد. آنان وقتی باخبر شدند که ابوسفیان با سوء استفاده از رویدادهای جنگ احد و زخمی که بر پیکر مسلمانان وارد شده بود، سپاهیانی را برای حمله به مدینه آماده کرده است، به خداوند پناه بردند، تأیید الهی شامل حالشان شد: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُوا حَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ * فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللهِ وَاللهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ».

همین امداد الهی در جنگ نبرد نیز وجود داشت: «إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ».

 

در برابر ابتلائات

از این رو عزیزان! برای مقابله با ابتلائات، دشواری‌ها، حوادث و جریانات زندگی باید با قلب و عقل خود متوجه خداوند شویم و از این سلاح کارساز تجربه شده استفاده کنیم. سلاحی که سلاح پیامبران و همه مؤمنان است.

در حدیث شریف آمده است: «اَلدُّعَاءُ سِلاَحُ اَلْمُؤْمِنِ؛ دعا سلاح مؤمن است.»، «اَلدُّعَاءُ تُرْسُ اَلْمُؤْمِنِ؛ دعا سپر مؤمن است.»، «لايَهلِكُ مَعَ الدُّعاءِ أحَدٌ؛ با دعا کسی هلاک نمی‌شود.»

 

شرایط قبولی دعا

می‌ماند مسئولیت ما. باید شرایط قبولی دعا را در وجود خودمان فراهم کنیم. باید با اطمینان به خداوند، به درگاه خداوند دعا کنیم. این که خداوند می‌تواند وضعیت ما را تغییر دهد. از شرایط استجابت دعا این است که صفات خداوند را بشناسیم. از امام صادق(ع) سؤال شد: چرا دعا می‌کنیم، ولی دعایمان مستجاب نمی‌شود؟ فرمود: «لأنَّکم تَدعونَ مَن لا تَعرِفونَهُ؛ زیرا شما کسی را می‌خوانید که نمی‌شناسید.» باید او با زبانی خوش و قلبی صاف بخوانید. چون دعای انسان بدزبان و کسی که قلب صافی ندارد، پذیرفته نمی‌شود. باید خداوند را بخوانیم و همه امور را به او واگذار کنیم. چون او به مصلحت ما داناتر است.

ولی همه این‌ها بعد از این است که ما به مسئولیت‌های خود عمل کنیم و در انجام آن‌ها کوتاهی نکنیم. چون خداوند دعای انسان‌های بیکار، تنبل و کم‌کار را قبول نمی‌کند. اینان بدون این که به وظایف خود عمل کنند، از خداوند می‌خواهند که خواسته‌هایشان را برآوردن کند.

از این رو در حدیث آمده است: «أَرْبَعَةٌ لايُستَجابُ لَهُمْ دُعاءٌ، رَجُلٌ جالِسٌ فى بَيتِهِ يَقُولُ: يا رَبِّ ارْزُقنى فَيَقُولُ لَهُ: ألَمْ آمُركَ بِالطَّلَبِ؟ وَ رَجُلٌ كانَتْ لَهُ إمرَأَةٌ قَد غالَبَها فَيَقُولُ: أَلَمْ أَجعَلْ أَمرَها بِيَدِكَ؟ وَ رَجُلٌ كانَ لَهُ مالاً فَأفْسَدَهُ، فَيَقُولُ: يارَبِّ ارْزُقنى، فَيَقُولُ لَهُ: أَلَمْ آمُركَ بِالإقتِصادِ؟ أَلَمْ آمُركَ بِالإصلاحِ؟ ثُمَّ قَرَأَ: «وَ الَّذينَ إذا أَنفَـقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَينَ ذلِكَ قَواماً» وَ رَجُلٌ كانَ لَهُ مـالٌ فَأدانَهُ بِغَيرِ بَيِّنَةٍ فَيَقـُولُ: أَلَمْ آمُركَ بِالشَّهادَةِ؟

چهار گروه‌اند که دعای آن‌ها مستجاب نمی‌شود: کسی که در خانه خود نشسته و می‌گوید: خداوندا! مرا روزی ده، به او گفته می‌شود: آیا به تو دستور تلاش و کوشش ندادم؟ و کسی که همسری دارد و دعا می‌کند که از دستش خلاص شود، به او گفته می‌شود: مگر حق طلاق را به تو ندادم؟ و کسی که اموالی داشته و آن را بیهوده تلف کرده، می‌گوید: خداوندا! به من روزی مرحمت کن، اما به او گفته می‌شود: مگر دستور اقتصاد و میانه روی به تو ندادم؟ مگر دستور اصلاح مال به تو ندادم؟ و کسی که مالی داشته و بدون شاهد و گواه به دیگری وام داده، به او گفته می‌شود: مگر به تو دستور ندادم به هنگام وام دادن شاهد و گواه بگیر؟»

 

مؤمن مأیوس نمی‌شود

عزیزان! ما در دشوارترین شرایط به سر می‌بریم و لازم است که مأیوس نشویم. چون بعد از این که خداوند دروازه وسیعی را برای او گشود، مؤمن نباید مأیوس شود. باید با اطمینان و ایمان این در را بزنیم. این کار به دست ماست. باید متوجه خداوند شویم و بعد از این که وظایف خود را انجام دادیم، با دل‌های خود او را بخوانیم. خداوند نیز با گمان بنده خود همراه و همنواست.

باید دعا کنیم: خدایا! لباس عافیتت را به ما بپوشان و عافیتت را شامل حال ما بگردان و ما را با عافیت خود محفوظ بدار و عافیتت را به ما عنایت فرما و با عافیتت ما را پاسداری کن و در دنیا و آخرت میان ما و عافیتت جدایی مینداز.