خطبه جمعه، 23 خرداد ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: چگونه دیگران را مخاطب خود قرار دهیم؟ / درس‌هایی از پیامبر خدا(ص) / حرمت دشنام دادن به دیگران / به سخن خوب نیازمندیم.

مطالب مهم خطبه دوم: چه کسی لبنان را از این تونل خارج می‌کند؟ / مسئولیت دولت / درها بسنده نیستند.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

20 شوال 1441 هـ برابر با 23 خرداد ۱۳۹۹ هـ و 12/٦/٢٠٢٠ م

مسئولیت کلام خوب در زمان فتنه

 

مطالب مهم خطبه اول: چگونه دیگران را مخاطب خود قرار دهیم؟ / درس‌هایی از پیامبر خدا(ص) / حرمت دشنام دادن به دیگران / به سخن خوب نیازمندیم.

مطالب مهم خطبه دوم: چه کسی لبنان را از این تونل خارج می‌کند؟ / مسئولیت دولت / درها بسنده نیستند.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوّاً مُبِيناً» صدق الله العظيم.

اختلاف امری طبیعی و یکی از سنت‌های الهی در نظام آفرینش اوست. از این رو می‌بینیم که مردم از نظر دین، مذهب، اندیشه، نگاه به مسائل، روش‌ها و رویکردهایشان متفاوت هستند. اگر خواست خداوند این بود که تفاوت نداشته باشند، مردم نیز مختلف نمی‌شدند. خداوند در اشاره به این واقعیت می‌فرماید: «وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ * إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ»

 

چگونه دیگران را مخاطب خود قرار دهیم؟

ولی خداوند نمی‌خواهد که این اختلافات به فتنه و نزاع‌هایی تبدیل شود که حیات فرد و جامعه را متزلزل کند. از این رو محکم از مردم می‌خواهد که به حرف‌ها و سخنان خود در رسانه‌ها و فضای مجازی توجه داشته باشند و وقتی با دیگران وارد گفتگو و مجادله می‌شوند، در برخورد با بدی‌های دیگران باید از گفتار بهتر، گفتگوی بهتر و روش بهتر استفاده کنند و آنان را تشویق می‌کند که از حرف‌ها و سخنان بد و نفرت انگیز دوری گزینند. خداوند در اشاره به این امر می‌فرماید: «وَقُلْ لِعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ».

از این رو در این آیه خداوند از مردم می‌خواهد که با بهترین صورت دیگران را مورد خطاب خود قرار دهند. زیرا شیطان منتظر خطاها و لغزش‌های آنان است تا به ایجاد عداوت و دشمنی در میانشان بپردازد.

خداوند به کسانی که در راه دعوت فعال هستند و وارد گفتگو با مخالفان می‌شوند، می‌فرماید: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ» و به کسانی که در معرض اهانت دیگران قرار دارند نیز می‌فرماید که نباید مقابله به مثل کنند. بلکه باید از روش‌های بهتری استفاده کنند که دشمنی را به دوستی تبدیل کنند: «وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ * وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ»  و فرموده است: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً».

 

درس‌هایی از پیامبر خدا(ص)

پیامبر خدا(ص) به رغم همه اهانت‌های که تحمل کرد، همین روش را در زندگی و همه مراحل خود در پیش گرفت. از این رو زمانی که در اوج مظلومیت قرار داشت، به او عرض کردند: مشرکان را نفرین کنید. فرمود: «من لعن کننده مبعوث نشده‌ام و بلکه به عنوان رحمت مبعوث شده‌ام.» می‌فرمود: «إنما بعثت لأتمم مكارم الأخلاق؛ من برای کامل کردن مکارم اخلاقی مبعوث شدم.» در تاریخ آمده است که فردی یهودی از کنار آن حضرت گذشت و به ایشان گفت: السام علیک؛ یعنی مرگ بر تو. گمان می‌کرد که به پیامبر خدا سلام می‌کند. اما پیامبر خدا(ص) به گفتن "وعلیک" بسنده کرد.

عایشه همسر پیامبر که شاهد ماجرا بود، برآشفت و به یهودی دشنام داد. پیامبر خدا به او فرمود: راحت باش. ما نباید این گونه اهانت او را پاسخ بگوییم. «إِنَّ الرِّفْقَ لَمْ يُوضَعْ عَلَى شَيْ‌ءٍ إِلَّا زَانَهُ وَلَا نُزِعَ مِنْ شَيْ‌ءٍ إِلَّا شَانَهُ؛ ملايمت و مهربانى با هيچ چيز همراه نشد جز اين كه آن را آراست و از هيچ چيز برداشته نشد، مگر اين كه آن را زشت كرد.»، «اِنَّ اللّه َ رَفِیقٌ یُحبُّ الرّفْقَ وَ یُعْطِى عَلَى الرِّفْقِ ما لا یُعْطىِ عَلَى الْعُنْفِ؛ خدا ملایم است و ملایمت را دوست دارد و پاداشى که به ملایمت می‌دهد، به خشونت و سخت‌گیری نمی‌دهد.»

پیامبر خدا این حرف را نه از روی ضعف، بلکه از موضع قدرت بیان داشت. چون در آن زمان در مدینه منوره حضور داشت و قدرت و حکومت به دست ایشان بود. از این رو زمانی که خداوند متعال درباره شیوه رفتاری پیامبر که توانست دل‌های مردم را بگشاید و به سوی خود متمایل کند، سخن می‌گوید، می‌فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ». بنابراین نمونه مهرورزی با دیگران بود، حتی اگر آنان خشن‌ترین و درشت‌ترین رفتارها را با او داشتند.

 

موضع ائمه(ع) در برابر دشنام

علی(ع) نیز در نبرد صفین همین روش را در پیش گرفت. وقتی شنید که یارانش به خاطر دشنام دادن شامیان به امام علی(ع) و یاران او، به آنان دشنام می‌دهند، خطاب به اصحاب و یاران خود چنین فرمود: «از آنچه درباره شما گزارش به من رسیده است، اعم از دشنام و فحش دادن دست بكشيد. چون نزد حضرت آمدند، گفتند: آيا ما بر حق نیستیم؟ فرمود: بله. گفتند: آيا آنان بر باطل نيستند؟ فرمود: بله. گفتند: پس از چه رو ما را از دشنام‌گویی به آنان بازداشتی؟ فرمود: بر شما روا ندانستم كه دشنام‌گو باشيد.»

اما جایگزین آن: «ولى اگر كردارشان را توصيف و وضعیتشان را بیان مى‏کردید، سخنى درست‏تر گفته و عذرى رساتر آورده بوديد و به جاى فحش دادن به آنان [اين گونه دعا مى‏كرديد و] مى‏گفتيد: بار خدايا! خون ما و ايشان را حفظ کن و ميان ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهی‌شان به راه هدايت باز آر تا پاره‏اى از آن‌ها كه حق را نمى‏شناسند، بشناسند و آن كه به گردنكشى و ستم پرداخته از پافشارى در آن دست بكشد.»

امام باقر(ع) نیز همین روش را به شیعیان خود توصیه می‌کند و می‌فرماید: «قُولوا لِلنّاسِ أحسَنَ مَا تُحبّونَ أن يُقالَ لَكُم، فَاِنَّ اللّه  عزَّوَجلَّ يُبغِضُ اللَّعّانَ السَّبّابَ الطَّعّانَ عَلىَ المُؤمِنين، اَلفاحِشَ المُتَفَّحِشَ؛ بهترين سخنى را كه دوست داريد مردم به شما بگويند، به آن‌ها بگوييد. چرا كه خداوند عزوجل، لعنت كننده، دشنام دهنده، زخم زبان زن بر مؤمنان، زشت گفتار، بد زبان را دشمن مى‌دارد.»

در سفارش امام صادق(ع) نیز آمده است: «اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ كُونُوا زَيْناً وَ لاَ تَكُونُوا شَيْناً جُرُّوا إِلَيْنَا كُلَّ مَوَدَّةٍ وَ اِدْفَعُوا عَنَّا كُلَّ قَبِيحٍ؛ از خدا پروا نماييد و زينت و مايه سرافرازي ما باشيد نه مايه زشتي و سرافكندگي ، همه دوستي را به سوي ما بكشانيد و هر زشتي را از ما دور نماييد.»، «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً واحْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ كُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِيحِ الْقَوْلِ؛ با مردم خوش زبانى كنيد و زبان خود را نگهداريد و آن را از زياده‏ گوئى و بدگوئى بازدارید.»

 

حرمت دشنام دادن به دیگران

این همان اصلی است که علما و مراجع آگاه در فتاوای شرعی خود بدان‌ها توجه داشته و در جامعه اسلامی و انسانی، اهانت یا لعن بزرگان مسلمانان دیگر و همه کسانی را که از نظر دین، اندیشه یا موضع گیری اختلاف دارند، به رغم ملاحظاتی که در باب آراء و نظراتشان وجود دارد، حرام کرده‌اند.

فتوای اینان نه از روی مدارا و همنوایی با دیگران بلکه بر اساس برداشتشان از اخلاق و منش اسلام و آگاهی عمیقشان از مدلول کلام الهی که از مسلمانان می‌خواهد دشنام ندهند حتی به مشرکانی که خداوند ضد آن‌ها اعلام جنگ کرده‌اند، چون خداوند متعال فرموده است: «وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَيَسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذَلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ» و روش، منش و گفتار پیامبر خدا(ص) و ائمه(ع) است. آنان باور دارند که دشنام دادن سودی ندارد. چون دشنام به دشنام و لعن به لعن می‌انجامد و از پیامدهای عملی این کار در عرصه واقعیت نگران هستند. چیزی که امروز خودمان با چشم سر آن را می‌بینیم.

 

به سخن خوب نیازمندیم

ما در زمان فتنه‌ها، ما به کسانی نیاز داریم که آتش فتنه را خاموش کنند نه این که بر آتش آن بدمند. به کسانی نیاز داریم که به جای دامن زدن به کینه‌ها، دل‌ها را آرام کنند و این ممکن نیست مگر با حرف‌های خوب که دل‌ها را به هم نزدیک می‌کند، رشته‌های وحدت را محکم می‌کند و تنش‌ها و کینه‌ها را از روح و روان مردم می‌زداید. ما با این کار در حقیقت ایمان خود را نشان می‌دهیم: «مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلْيَقُلْ خَيْرًا أَوْ لِيَصْمُتْ؛ کسی که به خداوند روز واپسین ایمان دارد، باید حرف خیر بزند یا سکوت کند.» رهنمود خداوند برای ما نیز همین است: «وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ» و این همان چیزی است که در دنیا می‌ماند و آثار آن در آخرت معلوم می‌شود: «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا».

«اللَّهُمَّ اَعِنَّا عَلیٰ أنفُسِنا بِمَا تُعینُ بِه الصّالحینَ عَلیٰ اَنفُسِهِم؛ خدایا! به آنچه شایستگان را بر مخالفتشان با هوای نفسشان کمک کردی، به من بر مخالفت با هوای نفسم کمک کن.» خدایا! ما را از لغزشگاه‌های بد، فتنه گاه‌ها و شرافروزان در امان دار. به درستی که تو عزیز حکیم هستی.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که خداوند به ما سفارش کرده و فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقاً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ».

این آیه نازل شد تا از مسلمانان بخواهد اجازه ندهند که فتنه افروزان در میانشان راه پیدا کنند. مانند حادثه‌ای که در زمان پیامبر خدا(ص) اتفاق افتاد. روزی فردی یهودی از کنار جمعی از انصار عبور می‌کرد و انس و الفت میانشان را دید. پس جوانی یهودی را نزدشان فرستاد تا جنگ "بعاث" و اشعار و درگیری و کشتار آن روز را به یادشان بیاورد. روزی که قبیله اوس، خزرج را شکست داده بود. او با این حرف‌ها احساسات اوس و خزرج را تحریک کرد تا جایی که سلاح خواستند و برای جنگ با همدیگر آماده شدند. این خبر که به پیامبر خدا رسید. به میانشان رفت و به آنان فرمود: «أبدعوى الجاهلیة و انا بین أظهرکم بعد ان هداکم الله بالاسلام و اکرمکم به و قطع به عنکم امر الجاهلیة و استنقذکم من الکفر و الّف بین قلوبکم؛ آیا در حالى که من در میان شما هستم، شعار جاهلیت سر می‌دهید. بعد از آن که خداوند شما را به اسلام هدایت کرد و گرامی داشت و به واسطه آن، جاهلیت را از شما قطع کرد و از کفر نجاتتان داد و میان شما الفت ایجاد کرد می‌خواهید به کفر بازگردید؟» آنان فهمیدند که نزاعشان ریشه در کید و مکر شیطان دارد. لذا گریستند، همدیگر را در آغوش گرفتند و به انس و الفت خود بازگشتند.

امروز ما نیز وظیفه ‌داریم که نگذاریم فتنه افروزان در میانمان راه پیدا کنند. با این کار در برابر چالش‌ها قوی‌تر و تواناتر خواهیم شد.

 

چه کسی لبنان را از این تونل خارج می‌کند؟

از لبنان آغاز می‌کنیم که وضعیت نابسامان معیشتی شروع به خودنمایی کرده است. شاید بعد از به خیابان ریختن مردم، وضعیت ابتلا به ویروس کرونا بدتر شود. ممکن است که به خیابان ریختن مردم بدون رعایت اصول پیشگیری و مراقبت ادامه یابد. چون نمی‌توانند بیش از این بالا رفتن بی‌سابقه دلار در برابر لیره لبنانی را که به بیش از 5000 لیره رسیده است، تحمل کنند. این امر باعث چند برابر شدن قیمت مواد غذایی شده است و قدرت خرید مردم را تهدید می‌کند. چون دولت نتوانسته است در مهار این سقوط درست عمل کند یا برای پیامدهای آن که به تأثیرگذاری روی قوت روزانه شهروندان محدود نمانده بلکه به امنیت و ثبات سیاسی، اجتماعی و روانی آنان هم رسیده است چاره اندیشی کند.

تدابیری که دولت برای درمان این وضعیت در نظر گرفته، به سطح درمان علل و ریشه‌های این وضعیت نرسیده است. از این رو ما در برابر این وضعیت، بار دیگر از دولتی که عهده‌دار بیرون بردن کشور از این تونل تاریک شده است می‌خواهیم مردم خشمگینی را که متوجه پیامدهای کارهای خود و سوء استفاده کنندگان از این وضعیت نیستند، آرام کنند. چون همگان از خطرات ریختن به خیابان و اتفاقاتی که در آن روی می‌دهد، اطلاع دارند. دولت باید برای علل و ریشه‌های واقعی این سقوط چاره اندیشی کند و به اقداماتی چون برخورد با صرافان که عامل اصلی این وضعیت نیستند، بسنده نکند. زیرا صرافان کسانی هستند که از پیامدهای سقوط استفاده می‌کنند. ولی ما موافق مهار این وضعیت هستیم.

روشن شده است که درمان این وضعیت جز با نگاه ریشه‌ای به سیاست مالی و پولی که کشور را به اینجا رسانده است، بازگرداندن اموال غارت شده، استفاده مطلوب دولت از درآمدها، فعال کردن بخش‌های تولیدی و بسنده نکردن به شعار ضرورت اقتصاد مولد امکان‌پذیر نیست. در همین زمان کسانی که با قیمت دلار بازی می‌کنند و باعث وخیم‌تر شدن بحران می‌شوند، باید مورد پیگرد امنیتی و قضایی قرار گیرند.

 

مسئولیت دولت

دولت باید به مسئولیت‌های خود در این شرایط دشوار عمل کند تا بار دیگر اعتماد مردم را به دست آورد. در صورتی که دولت با مردم صادق و جدی باشد، مردم نیز در کنار دولت خواهند بود و دولت را رها نخواهند کرد و در برابر اقدامات احتمالی دولت صبر خواهند کرد، حتی اگر به ضررشان باشد. نباید تنها تکیه‌گاه دولت صندوق بین المللی پول باشد که روشن شده است با توجه به شرایط سیاسی موجود، چیزی نخواهد داد و اگر هم چیزی بدهد، جز با شروطی که کشور تاب تحمل آن‌ها را ندارد، مشکلات مالی و پولی کشور را حل نخواهد کرد.

از این رو بار دیگر از دولت می‌خواهیم که در کنترل وضعیت موجود و عمل کردن به اهدافی که به خاطر آن‌ها روی کار آمد و به مردم وعده داد، سرعت عمل به خرج دهد. باید از خشم مردم بپرهیزند. چون مردم به دولتی که بخواهد آنان را به وضعیت گذشته بازگرداند رحم  نمی‌کند. چون مردم برای این بیرون ریخته‌اند که از این وضعیت خلاص شوند و عقربه زمان نیز به عقب بازنمی‌گردد.

اگر چه دولت می‌گوید که تابع سیاست‌های گروهی نیست و بر اساس شایسته سالاری و نه سهمیه بندی انتصابات را انجام می‌دهد، اما موظف است که به مردم توضیح بدهد و صداقت خود را در عمل به وعده‌های خود نشان دهد.

دولت نباید به این مسئله امید ببندد که چون گزینه بدیل وجود ندارد، روی کار خواهد ماند. چون منطق گذشته و حال این نیست. بلکه دولت باید بداند فلسفه وجودی آن این است که صدای مردم باشد. چون ضامن این دولت مردم خواهند بود و اگر مردمی که منبع مشروعیت اساسی دولت هستند، نخواهند، جریان‌های سیاسی از آن حمایت نخواهند کرد.

 

درها بسنده نیستند

ما میزان بحران‌هایی را که کشور از آن‌ها رنج می‌برد و فشارهایی را که در انتظار آن است، ناچیز نمی‌شماریم. ولی همیشه تأکید کرده‌ایم که درها بسنده نیستند بلکه بازند. به شرطی که جریان‌های سیاسی از چنددستگی و تفرقه دست بردارند و برای رهایی کشور از این بحران‌ها با همدیگر همکاری کنند. چون اگر کشور سقوط کند، فقط روی سر دولت یا برخی جریان‌های سیاسی حامی سقوط نخواهد کرد بلکه روی سر همه سقوط خواهد کرد.