خطبه جمعه، 30 خرداد ماه 1390

مطالب مهم خطبه اول: نفی احتکار / محکتر خائن و ملعون است / جامعه به مهربانی نیاز دارد.

مطالب مهم خطبه دوم: زیر فشار بحران / آیا راه حل‌های جایگزین قابل اعتمادند؟ / قانون قیصر لبنان را اذیت می‌کند.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

27 شوال 1441 هـ برابر با 30 خرداد ۱۳۹۹ هـ و 19/٦/٢٠٢٠ م

اسلام احتکار را قبول ندارد و به همکاری تشویق می‌کند

 

مطالب مهم خطبه اول: نفی احتکار / محکتر خائن و ملعون است / جامعه به مهربانی نیاز دارد.

مطالب مهم خطبه دوم:زیر فشار بحران / آیا راه حل‌های جایگزین قابل اعتمادند؟ / قانون قیصر لبنان را اذیت می‌کند.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» صدق الله العظيم.

بیست و پنجم شوال سالروز وفات یکی از کسانی بود که خداوند به ما دستور داده است آنان را دوست داشته باشیم. او امام جعفر بن محمد صادق(ع) است. همان امامی که کرانه‌ها آکنده از علم، بردباری، گفتگو، بازاندیشی و انسانیت اوست. مودت به اهل بیت(ع) تحقق نمی‌یابد مگر این که از رفتار، اخلاق، بخشش، عطا، خدمت به اسلام و فداکاری آن بزرگواران در راه اسلام سرمشق بگیریم و سعی کنیم که در راستای هدایت‌ها و رهنمودهای آنان حرکت کنیم.

امام باقر(ع) در تبیین این امر فرموده است: «يَا جَابِرُ أَ يَكْتَفِي مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا كَانُوا يُعْرَفُونَ يَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ، وَ التَّخَشُّعِ، وَ الْأَمَانَةِ، وَ كَثْرَةِ ذِكْرِ اللَّهِ، وَ الصَّوْمِ، وَ الصَّلَاةِ، وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَيْنِ، وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِيرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْكَنَةِ وَ الْغَارِمِينَ وَ الْأَيْتَامِ، وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ، وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ، وَ كَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ، وَ كَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِي الْأَشْيَاءِ؛ اى جابر! آيا كافى است براى كسى كه ادّعاى تشيّع دارد، بگويد كه دوستدار ما اهل بيت است؟ به خدا سوگند، شيعه ما نيست مگر آن كسى كه تقواى خدا را رعايت كند و از او اطاعت نمايد. شيعيان ما شناخته نمى‏شدند، مگر به تواضع، خشوع، اداى امانت، بسيارى ذكر خدا، روزه گرفتن، نماز به پا داشتن، نيكى به والدين و رسيدگى به همسايگانى كه فقير و نيازمندند. همچنين رسيدگى به قرض داران و يتيمان، راستى در گفتار، تلاوت قرآن و بازداشتن زبان، از اين كه، جز نيكى مردم را نگويند، [نيز] شيعيان ما [همواره‏] در بين اقوام خويش امين بودند.»

 

نفی احتکار

از این رو عزیزان! امروز می‌خواهیم به یکی از رفتارهای امام صادق(ع) بپردازیم تا از سیره آن حضرت چیزهایی را بیاموزیم که در این شرایط دشوار به آن سخت نیازمندیم. در سیره آن حضرت آمده است که روزی یکی از کارگران خود به نام مصادف را خواست و به او هزار دینار داد و به او فرمود: عیالوارم و به کسی نیاز دارم که امور زندگی‌شان را مدیریت کند (این قضیه به این مسئله اشاره دارد که امام صادق(ع) و همه امامان اهل بیت(ع) با تلاش و کوشش، امور معیشت خانواده خود را مدیریت می‌کردند؛ بنابراین هر کسی که در سیره آنان تحقیق و بررسی کند، می‌بیند که آنان نیز مانند بقیه مردم کار می‌کردند) از این رو آماده شو به همراه کاروانی از بازرگانان به مصر بروی.

بازرگانان در راه به قافله‌ای برخورد کردند که از مصر خارج شده بودند و می‌خواستند به کشورهای خود بروند. از این رو از آنان درباره وضعیت بازار کالایی پرسیدند که با خود آورده بودند. آنان نیز گفتند که بازار مصر از این کالاها خالی است و مردم شدیداً به آن‌ها نیاز دارند؛ بنابراین بازرگانان و از جمله مصادف میان خودشان توافق کردند سود کالاهای خود را دوچندان در نظر بگیرند. این چنین نیز شد. وقتی بازرگانان از مصر بازگشتند، مصادف شاد و خوشحال از موفقیت خود نزد امام صادق(ع) آمد. او دو کیسه همراه خود داشت که در هر کدام هزار دینار بود. او به امام فرمود: در این کیسه هزار دینار است. این سرمایه‌ای است که شما به من دادید که اکنون به شمار بازمی‌گردد و این کیسه دیگری است که در آن هزار دینار است و آن سودی است که در این سفر به دست آورده‌ام.

مصادف عقیده داشت که این خبر امام صادق(ع) را بسیار خوشحال خواهد کرد. ولی امام فرمود: این سود خیلی زیاد است. گمان نمی‌کنم کالایی که به مصر بردی، این قدر سود داشته باشد. مصادف نیز تمام ماجرا را برای امام صادق(ع) تعریف کرد. این که چگونه بازرگانان با همدیگر قرار گذاشتند تا با بهره‌برداری از وضعیت کمبود کالا، به این سود دست یابند.

در اینجا امام صادق(ع) شدیداً خشمگین شد و به مصادف فرمود: علیه گروهی از مسلمانان متحد شدید تا جز به سود دینار در برابر دینار به آنان کالا نفروشید؟ به خدا سوگند این سود را نمی‌گیرم. آن کیسه را که سرمایه خودم است، می‌گیرم؛ اما برای آن کیسه دیگر خودت فکری کن تا چطور به دست کسانی برسانی که از ایشان گرفته‌ای. حتی اگر مجبور شوی که به مصر بازگردی. چون من مال باطلی را که از ضرر دیگران به دست آمده است، نمی‌خورم.

 

محکتر خائن و ملعون است

عزیزان! امام صادق(ع) با این برخورد قاطع با کارگزار خود می‌خواهد روش اسلامی نفی احتکار را به ما نشان دهد. چون اسلام به بازرگان اجازه نمی‌دهد که با سوء استفاده از نیاز مردم، کالای خود را به بالاتر از سود طبیعی به مردم بفروشد؛ زیرا این کار به مصالح و نیازهای مردم آسیب می‌زند و نشان دهنده خودخواهی، طمع و پول پرستی است. حال آن که انسان مسلمان نمی‌تواند خودخواه و طمع کار باشد و آن چنان پول پرست شود که مرزهای انسانی را نیز زیر پا بگذارد.

احادیث نیز در اشاره به این امر، فرد محتکر را خائن، طرد شده از رحمت الهی و بدترین مردم می‌دانند. چون در حدیث آمده است: «لا يحتكر إلا الخوّانون؛ جز خیانتکاران، احتکار نمی‌کنند.»، «المحتكر ملعون؛ محتکر ملعون است.»، «بِئسَ العَبدُ المُحتَكِرُ، إنْ أرْخَصَ اللّه ُ تعالى الأسْعارَ حَزِنَ و إنْ أغْلاها اللّه ُ فَرِحَ؛ بد بنده‌ای است محتكر! اگر خداوند متعال قیمت‌ها را كاهش دهد، او اندوهگين می‌شود و اگر گران كند شاد می‌گردد.»

این مطلب در عهدنامه امیرالمؤمنین(ع) به مالک اشتر وقتی او را به ولایت مصر گمارد نیز آمده است. نامه آن حضرت باید دستور به همه کسانی باشد که عهده‌دار امور عمومی مردم می‌شوند. فرمود: «وَاعْلَمْ مَعَ ذَلِکَ، أَنَّ فِي کَثِير مِنْهُمْ ضِيقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِيحاً وَاحْتِکَاراً لِلْمَنَافِعِ وَتَحَکُّماً فِي الْبِيَاعَاتِ، وَذَلِکَ بَابُ مَضَرَّة لِلْعَامَّةِ، وَعَيْبٌ عَلَى الْوُلاَةِ؛ فَامْنَعْ مِنَ الاِحْتِکَارِ، فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ(ص) مَنَعَ مِنْهُ. وَلْيَکُنِ الْبَيْعُ بَيْعاً سَمْحاً بِمَوَازِينِ عَدْل وَأَسْعَار، لاَ تُجْحِفُ بِالْفَرِيقَيْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَالْمُبْتَاعِ. فَمَنْ قَارَفَ حُکْرَةً بَعْدَ نَهْيِکَ إِيَّاهُ فَنَکِّلْ بِهِ، وَعَاقِبْهُ فِي غَيْرِ إِسْرَاف؛ با اين همه بدان كه بسيارى از ايشان را روشى ناشايسته است و حریص‌اند و بخيل. احتكار می‌کنند و به ميل خود براى كالاى خود بها می‌گذارند، با اين كار به مردم زيان می‌رسانند و براى واليان هم مايه ننگ و عيب هستند. پس از احتكار منع كن كه رسول الله(ص) از آن منع كرده است و بايد خريد و فروش به آسانى صورت گيرد و بر موازين عدل، به گونه‌ای كه در بها، نه فروشنده زيان بيند و نه بر خريدار اجحاف شود. پس از آن كه احتكار را ممنوع داشتى، اگر كسى باز هم دست به احتكار كالا زد، كيفرش ده و عقوبتش كن تا سبب عبرت ديگران گردد ولى كار به اسراف نكشد.»

 

جامعه به مهربانی نیاز دارد

عزیزان! ما در جامعه خود، به ویژه در شرایط دشواری که در آن قرار داریم، به بازرگانان، کارگران و صاحبان مشاغلی نیاز داریم که پایبند ارزش‌های اخلاقی و مهربان نسبت به مردم باشند. از نیاز مردم به کالاها و خدماتشان سوء استفاده نکنند و به این بهانه که کسی غیر از آنان در بازار نیست یا کس دیگری نمی‌تواند کارشان انجام دهد بهای کالاها و خدمات خود را افزایش دهند. با این کار آن‌ها عملاً انسانیت، ایمان و تصویر مورد نظر خداوند از جامعه ایمانی را نشان می‌دهند. چون خداوند جامعه‌ای همکار و مسئولیت‌پذیر می‌خواهد. جامعه‌ای که در آن مردم دردها و نیازهای یکدیگر را درک کنند و بدانند همان طور که پیامبر خدا(ص) نیز اشاره کرده است، گرفتاری دیگران گرفتاری آن‌ها و درد و رنج دیگران درد و رنج آن‌هاست: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ؛ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى؛ مؤمنان در دوستى، عطوفت و مهر ورزى نسبت به هم چونان يک پيكرند؛ كه هرگاه عضوى از آن به درد آيد، ديگر اعضا را بی‌خوابی و تب فرامی‌گیرد.»، «المؤمن للمؤمن كالبنيان المرصوص، يشدّ بعضه بعضا؛ مؤمن برای مؤمن چون بنیان مرصوص است که همدیگر را تقویت می‌کنند.»، «مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمینَ فَلَیسَ بِمُسلِم؛ هر کس صبح کند و به امور مسلمانان توجه نداشته باشد، مسلمان نیست.»، «لا يكون المؤمن مؤمناً، حتى يحبّ لأخيه ما يحبّ لنفسه، ويكره له ما يكره لها؛ مؤمن، مؤمن نمی‌شود تا این که آن چه برای خود دوست دارد برای برادر خود نیز دوست بدارد و آن چه را برای خود نمی‌پسندند برای او نیز نپسندد.»

با این کار مؤمنان از یاران واقعی پیامبر خدا(ص) می‌شوند. همان‌هایی که خداوند درباره‌شان فرموده است: «وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امام صادق(ع) به یکی از یاران خود به نام ابن جندب سفارش کرد. به او فرمود: «يَا ابْنَ جُنْدَبٍ، بَلِّغْ مَعَاشِرَ شِيعَتِنَا وَقُلْ لَهُمْ لَا تَذْهَبَنَّ بِكُمُ الْمَذَاهِبُ فَوَ اللَّهِ لَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْوَرَعِ وَالِاجْتِهَادِ فِي الدُّنْيَا وَمُوَاسَاةِ الْإِخْوَانِ فِي اللَّهِ، وَلَيْسَ مِنْ شِيعَتِنَا مَنْ يَظْلِمُ النَّاسَ؛ اى پسر جندب! به تمامى شيعيان ما برسان و بديشان بگو: فريب عقايد و آراء رنگارنگ را نخوريد! قسم به خدا كه جز با پرهيزگارى و سخت‌کوشی در دنيا و همدردى با برادران به خاطر خدا به ولايت و دوستى ما نخواهيد رسيد؛ و آنكه ظلمى به مردم روا دارد، از شيعيان ما نخواهد بود.»

این توصیه امام برای همه شیعیان است. با این توصیه امام از آنان می‌خواهد برای این که بفهمند شیعه هستند، باید از معصیت الهی پرهیز کنند، در امور دنیوی خود کوشا باشند، تنبل و بیکار نباشند، آن چه را برای خود دوست دارند برای برادران خود دوست بدارند، آن چه را برای خود نمی‌پسندند برای برادران خود نپسندند و در مورد مال، آبرو و دارایی‌های مردم ظلم نکنند،

حتی اگر از نظر دین، مذهب و موضع گیری سیاسی با آن‌ها اختلاف دارند.

هرگاه چنین بودند، آن گونه خواهند شد که ائمه(ع) از آنان خواسته‌اند و به آنان فرموده‌اند: «کُونُوا زَیْنًا وَ لا تَکُونُوا شَیْنًا، جُرُّوا إِلَیْنا کُلَّ مَوَدَّة وَ ادْفَعُوا عَنّا کُلَّ قَبیح؛ مایه زینت باشید نه زشتى، تمام دوستى خود را به سوى ما بکشانید و همه زشتى را از ما بگردانید.» و از قدرت بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهند شد.

 

زیر فشار بحران

از لبنان آغاز می‌کنیم که به دست آوردن دلار همچنان دغدغه لبنانی‌هاست. صف‌های طولانی برای به دست آوردن اندکی دلار، آن هم برای تأمین نیاز و حفظ دارایی‌هایشان نشان دهنده این دغدغه است؛ زیرا مردم عادت نکرده‌اند که به پول ملی خودشان اعتماد داشته باشند.

متأسفانه بسیاری یا اکثریت کسانی که سعی در به دست آوردن دلار دارند، کسانی هستند که به صورت دلاری در بانک‌ها سپرده‌گذاری کرده‌اند ولی امروز نمی‌تواند دلار خود را به دست بیاورند.

در همین زمان تمام ابزارهایی که برای مهار بالا رفتن قیمت دلار مورد استفاده قرار گرفته‌اند، به رغم تلاش‌های صورت گرفته، کارگر نیفتاده و قیمت دلار در برابر پول ملی همچنان بالاست؛ زیرا راه‌کارهای به کار گرفته شده، جنبه تسکینی داشته و قابلیت تداوم ندارند.

راه حلی که باقی می‌ماند، احیای اعتماد شهروندان به دولت است. تا زمانی که چنین اعتمادی وجود نداشته باشد، شهروندان همچنان با دلار معامله خواهند کرد و خواهند کوشید که برای روزهای آتی برای خود دلار ذخیره کنند. ابزارهای احیای این اعتماد نیز روشن هستند و ما نیازی به تکرار آنها نمی‌بینیم و آن تشویق اقتصاد مولد، مبارزه با فساد، متوقف کردن سهمیه بندی‌ها، شایسته سالاری در انتصابات، بازگرداندن اموال غارت شده، اصلاح دستگاه قضایی و تجدید نظر در سیاست‌های پولی و مالی است.

 

آیا راه حل‌های جایگزین قابل اعتمادند؟

در این زمینه مذاکرات با صندوق بین المللی پول برای تأمین بودجه لازم برای برنامه اقتصادی دولت ادامه دارد. روشن شده است که این مذاکرات به نتایج سریع یا راه حلی که کشور را از این بحران‌ها نجات دهد منجر نخواهد شد. علت این است که از یک سو دولت لبنان از اجرای برنامه‌های خود باز مانده است و از سوی دیگر صندوق بین المللی پول نیز اعطای منابع مالی را منوط به شرایطی کرده است.

از این رو همان طور که قبلاً عرض کردیم، بار دیگر از دولت لبنان می‌خواهیم که به این گزینه بسنده نکند و به جایگزین‌های دیگری تکیه کند که کشور را از این جام زهر دور می‌کند. چون لبنان حق دارد که به شرق و غرب و همه دولت‌هایی که می‌توانند به حل بحران این کشور کمک کنند، روی بیاورد.

در همین حال بار دیگر جریان‌های سیاسی را به اتحاد و همسویی در مقابله با چالش‌های فراروی این کشور، چه در زمینه اقتصادی و چه مقابله با تنش‌های مذهبی و طایفه‌ای و انتخاب مناسب‌ترین روش برای روبرو شدن با مرحله دشوار آتی دعوت می‌کنیم.

در اینجا از هرگونه ابتکار عملی که روی داده یا روی خواهد داد تقدیر می‌کنیم؛ اما نمی‌خواهیم که این ابتکارات در حد دیدارهای تعارفاتی باشد که با پایان یافتن جلسات به اتمام برسند بلکه می‌خواهیم که این دیدارها جدی و به دور از محاسبات طایفه‌ای، مذهبی و شخصی باشند و امور را به صورت عمیق مورد بررسی قرار دهند.

کشور نیاز دارد که دست‌های همکاری به سوی همدیگر دراز شوند تا از این بحران‌ها نجات یابد و رشته‌های وحدت میان آن تقویت شود. شایسته است که وحدت سرمایه اصلی این کشور باشد. چون منبع قدرت گذشته آن وحدت بود و می‌تواند کشور را از این چالش‌ها عبور دهد و اگر مسئولان تصمیم بگیرند در آینده نیز چنین خواهد بود. ولی نگرانی ما این است که تا کنون چنین تصمیمی نداشته باشند.

 

قانون قیصر لبنان را اذیت می‌کند

از سوی دیگر دولت آمریکا اجرای قانون قیصر را آغاز کرده است. طبق این قانون تمام کسانی که با دولت سوریه تعامل دارند تحریم می‌کند. حال آن که این قانون به دور از عرف‌ها و قوانین حاکم بر دولت‌هاست. چون هیچ کشوری، هر قدر که بزرگ و قدرتمند باشد، حق ندارد دولت‌های دیگر عضو سازمان ملل متحد را تحریم و محاصره کند. این قانون با قوانین بین المللی، عدالت و انسانیت منافات دارد. چون طبق این قانون، این آمریکاست که هم قاضی و هم مجری است. بدون این که به سوریه اجازه دفاع از خود را بدهد. اگر بهانه حمایت از غیرنظامیان است، چرا چنین قانونی برای جاهای دیگر از دنیا که جنایت های بسیار خطرناک‌تری در آنها روی داده است، وضع نشده است؟ چه بسیار جنایت‌هایی که در فلسطین، لبنان یا سایر کشورهای دنیا روی ‌داده‌اند.

میزان پیامدهای این قانون برای تعدادی از کشورها و از جمله لبنان، به خاطر روابط مشترک اقتصادی و... با سوریه، روشن شده است. چون سوریه به سان ریه‌ای است که لبنان توسط آن نفس می‌کشد و تنها معبر خشکی برای مردم و بسیاری از طرح‌های مشترک میان دو کشور است. از این رو لازم است که لبنان همه راه‌ها برای برکنار ماندن لبنان از پیامدهای احتمالی اجرای این قانون را مورد بررسی قرار دهد.