خطبه جمعه، 6 تیر ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: همکاری در آیینه احادیث / با همبستگی می‌توان از جامعه حمایت کرد.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، فرسایش دوام‌دار / گفتگوی فراگیر ملی / نصیحت و درخواست.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

5 ذی القعدة 1441 هـ برابر با 6 تیر ۱۳۹۹ هـ و 26/٦/٢٠٢٠ م

همکاری و همبستگی برای حمایت از جامعه

 

مطالب مهم خطبه اول: همکاری در آیینه احادیث / با همبستگی می‌توان از جامعه حمایت کرد.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان، فرسایش دوام‌دار / گفتگوی فراگیر ملی / نصیحت و درخواست.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ» صدق الله العظيم.

هر قدر که توان و امکانات انسان در زندگی افزون شود، در زمینه تدبیر و به جریان انداختن امور زندگی خود بیشتر به دیگران نیاز پیدا می‌کند. البته ممکن است که نیازها از فردی به فرد دیگر تفاوت کند. چون زندگی راه تکامل را در پیش نمی‌گیرد مگر این که انسان از داشته‌های خود به دیگران بدهد و اگر هر کس تصمیم بگیرد که از دیگران منزوی شود، زندگی روی رشد و ثبات را نخواهد دید.

اسلام نیز تلاش کرده است که رشته‌های همکاری میان افراد جامعه را تقویت کند. از این رو به هر کسی که به هر میزان از توان، دانش، خبرگی، مال، نظر یا قدرت برخوردار است مسئولیت داده است که به دیگران احسان کند و در این باره بخل نورزد.

چون توانایی‌ها و امکاناتی که انسان دارد، تنها برای خود او نیست بلکه دیگران نیز در آن سهمی دارند. از این رو جایز نیست که آن‌ها را به انحصار خود در آورد و در مورد آن‌ها خودخواهی و بخل نشان دهد. به همین دلیل خداوند از مردم خواسته است «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى»؛ بنابراین برای رسیدن به تقوا باید در امور خیر و نیکی با همدیگر همکاری کنید.

بنابراین در نظر خداوند، همکاری نه یک انتخاب بلکه یک مسئولیت و وظیفه است. چون خداوند نعمتی را به بنده نمی‌دهد، مگر این که در مورد آن حجت را بر او تمام می‌کند و اگر دیگران به این نعمت نیازمند شدند، خداوند در مورد آن از انسان سؤال خواهد کرد. خداوند در اشاره به همین امر می‌فرماید: «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ».

 

همکاری در آیینه احادیث

احادیث از آثار و نتایج بزرگی سخن گفته‌اند که انسان به خاطر احساس مسئولیت در برابر دیگران در زندگی خود یا نزد خداوند به دست می‌آورد. در حدیث آمده است: «الخَلقُ عِیالُ اللّهِ، فَأحَبُّ الخَلقِ إلَی اللّهِ مَن نَفَعَ عِیالَ اللّهِ، وَ أدخَلَ عَلی أهلِ بَیتٍ سُروراً؛ خلق، عیال خدایند. لذا محبوب‌ترین خلق نزد خدا کسی است که به عیال خدا سود رساند و خانواده‌ای را شادمان کند.»، «خَيْرُ النَّاسِ أنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ؛ بهترین مردم، سودمندترینشان برای مردم است.» و نیز وارد شده است: «أَحَبُّ الأعمالِ إلى اللهِ عزَّ وجلَّ سرورٌ تُدخِلُه على مسلمٍ أو تَكشِفُ عنه كُربةً أو تقضِي عنه دَيْنًا أو تَطرُدُ عنه جوعًا؛ محبوب‌ترین اعمال در پيشگاه خداوند عزوجل خوشحال كردن مؤمن است؛ يا این که غمی را از او برطرف کنی يا این که دينی را از او اداء نمايی یا این که گرسنگی را از او دور کنی.»

احادیث فرد مؤمن را تشویق می‌کند که منتظر نباشد تا دیگران از او کمک بخواهند، بلکه او باید برای برآورده کردن نیازهای دیگران به راه بیفتد. چون از پیامبر خدا(ص) روایت شده است: «مَنْ مَشَى مع أخيهِ المسلمِ في حاجَتِه حتى يُثْبِتَها لهُ، أثْبتَ اللهُ تعالَى قدَمِه يومَ تَزِلُّ الأقْدامُ؛ هر كس براى تأمین نیاز برادر مؤمن خود با او همراهى كند، خداوند متعال در آن روزى كه گام‌ها می‌لغزند، گام‌هایش را استوار می‌گرداند.»

از پیامبر خدا(ص) روایت شده است: «اَلْماشى فِى حاجَةِ اَخيهِ كَالسّاعى بَيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ؛ كسى كه در راه برطرف كردن نياز برادر دينى خود قدم برمی‌دارد مثل كسى است كه در بين صفا و مروه سعى می‌کند.»، «ولَأَن أَمْشِيَ مع أخٍ لي في حاجةٍ أحبُّ إليَّ مِن أن اعتكِف في هذا المسجدِ شهرًا؛ این که برای برآورده کردن نیازی، همراه برادرم شوم، برای من محبوب‌تر از این است که در این مسجد یک ماه اعتکاف کنم.» که منظور اعتکاف در مسجد مدینه است.

در حدیث دیگری آمده است: «إِذَا بُعِثَ اَلْمُؤْمِنُ مِنْ قَبْرِهِ خَرَجَ مَعَهُ مِثَالٌ مِنْ قَبْرِهِ يَقْدُمُهُ أَمَامَهُ وَ كُلَّمَا رَأَى اَلْمُؤْمِنُ هَوْلاً مِنْ أَهْوَالِ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ قَالَ لَهُ اَلْمِثَالُ لاَ تَحْزَنْ وَ لاَ تَفْزَعْ وَ أَبْشِرْ بِالسُّرُورِ وَ اَلْكَرَامَةِ مِنَ اَللَّهِ فَلاَ يَزَالُ يُبَشِّرُهُ بِالسُّرُورِ وَ اَلْكَرَامَةِ مِنَ اَللَّهِ حَتَّى يَقِفَ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ فَيُحَاسِبُهُ حِسَاباً يَسِيراً وَ يَأْمُرُ بِهِ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ اَلْمِثَالُ أَمَامَهُ فَيَقُولُ لَهُ اَلْمُؤْمِنُ رَحِمَكَ اَللَّهُ نِعْمَ اَلْخَارِجُ كُنْتَ مَعِي مِنْ قَبْرِي وَ مَا زِلْتَ تُبَشِّرُنِي بِالسُّرُورِ وَ اَلْكَرَامَةِ حَتَّى رَأَيْتُ ذَلِكَ فَمَنْ أَنْتَ قَالَ فَيَقُولُ أَنَا اَلسُّرُورُ اَلَّذِي كُنْتَ أَدْخَلْتَهُ عَلَى أَخِيكَ اَلْمُؤْمِنِ خَلَقَنِي اَللَّهُ مِنْهُ لِأُبَشِّرَكَ؛ چون خداوند مؤمن را از گورش در آورد، پيكری با او خارج شود كه در پيش رويش گام بردارد و هرگاه كه آن مؤمن هراسی از هراس‌های روز رستاخيز را بيند، آن پيكر او را گويد: اندوهگين مباش و مترس و تو را به شادي و بزرگداشت از سوی خداوند بشارت باد، پس پيوسته او را به شادی و بزرگداشت از سوی خداوند مژده دهد تا در پيشگاه خداي شكوهمند بازایستد و خداوند حسابرسی او را آسان گيرد و دستور دهد كه به بهشت درآید و آن پيكر در پيش روی او گام بردارد و مؤمن به او گويد: خدا تو را رحمت كند چه نيكو همراهی بودی كه همراه من از گور درآمدی و پيوسته مرا به شادی و بزرگداشت از سوی خدا مژده دادی تا آنچه را كه مژده می‌دادی ديدم؛ پس بگو كه تو كيستی؟ آن پيكر گويد: من شادی‌ای هستم كه بر دل برادر مؤمن خويش نشاندی. خداوند مرا از آن شادی آفريد تا تو را بشارت دهم.»

این در زمینه رابطه با خداوند و آخرت بود؛ اما در این دنیا، خداوند وعده داده است که یاریگر بنده‌ای باشد که به انسان‌های دیگر کمک می‌کند: «أيُّما مُؤمِنٍ نَفَّسَ عَن مُؤمِنٍ كُربَةً و هُو مُعسِرٌ يَسَّرَ اللّه ُ لَهُ حَوائجَهُ في الدُّنيا و الآخِرَةِ؛ هر مؤمنى كه گرفتارىِ مؤمن تنگدستى را رفع كند، خداوند حاجت‌های او را در دنيا و آخرت آسان(برآورده) سازد.»، «اللَّهُ في عَوْنِ العَبْدِ ما كانَ العَبْدُ في عَوْنِ أَخِيهِ؛ تا زمانی که بنده در پی یاری برادر خود است، خداوند نیز در پی یاری اوست.»

اما از نظر قرآن کریم کسی که خودخواه است و فقط به خود و خانواده‌اش می‌اندیشد، در پی نیازهای مردم دیگر نیست و برای برآورده کردنشان تلاش نمی‌کند، کسی است که دین را دروغ پنداشته است: «أَرَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ * فَذَلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ * وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ * فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ * الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ * وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ».

در حدیث آمده است: «أيُّما رجُلٍ مسلمٍ أتاهُ رجُلٌ مسلمٌ في حاجَةٍ ، و هُو يَقْدِرُ على قَضائها فمَنَعهُ إيّاها ، عَيّرَهُ اللّه ُ يَومَ القِيامَةِ تَعْييرا شَديدا ، و قالَ لَهُ : أتاكَ أخوكَ في حاجَةٍ قد جَعَلْتُ قَضاءَها في يَدِكَ فمَنَعْتَهُ إيّاها، زُهْدا منكَ في ثَوابِها ! و عِزَّتي ، لا أنْظُرُ إلَيكَ اليَومَ في حاجَةٍ مُعَذَّبا كُنتَ أو مَغْفورا لكَ؛ اگر مسلمانى براى حاجت و كارى نزد مسلمانى بيايد و او بتواند كارسازى كند و نكند، خداوند در روز قيامت او را سخت توبيخ كند و فرمايد: برادرت براى حاجتى نزد تو آمد و من برآوردن آن را در دست تو قرار دادم، اما به ثواب اين كار بی‌رغبتی كردى و دست ردّ به سينه او زدى. به عزت خودم سوگند! چه دوزخى باشى يا آمرزيده ، به هيچ حاجتى از تو اعتنا نكنم.»

مسئله به اینجا نیز ختم نمی‌شود؛ زیرا بی‌توجهی به مردم، روی زندگی نیز تأثیر منفی به جای خواهد گذاشت. چون خداوند به توانایی‌ها و نعمت‌هایی که در اختیار انسان است ولی به مسئولیت خدمت رسانی به مردمی که نیازمند مساعدت او هستند، عمل نمی‌کنند، برکت نمی‌دهد. در حدیث آمده است: «إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً يَخْتَصُّهُمُ اللَّهُ بِالنِّعَمِ لِمَنَافِعِ الْعِبَادِ فَيُقِرُّهَا فِي أَيْدِيهِمْ مَا بَذَلُوهَا فَإِذَا مَنَعُوهَا نَزَعَهَا مِنْهُمْ ثُمَّ حَوَّلَهَا إِلَى غَيْرِهِمْ؛ همانا خدا را بندگانى است كه براى سودرسانی به بندگان، نعمت‌هایی را به آنان اختصاص می دهد. پس چندان كه آن را ببخشند آن نعمت‌ها را در دست آنان وامی‌نهد و چون از بخشش باز ايستند، نعمت‌ها را از ايشان بستاند و به ديگران اختصاص دهد.»

نیز در حدیث آمده است: «مَن كَثُرَت نِعَمُ اللّه ِعلَيهِ كَثُرَت حَوائجُ النّاسِ إلَيهِ، فمَن قامَ للّه ِ فيها بما يَجِبُ فيها عَرَّضَها لِلدَّوامِ و البَقاءِ و مَن لَم يَقُمْ فيها بما يَجِبُ عَرَّضَها لِلزَّوالِ و الفَناءِ؛ هركه از نعمت‌های خدا بيشتر بهره‌مند باشد، نيازهاى مردم به او زياد شود. پس هر كس براى رضاى خدا وظيفه خود را در قبال نعمت‌ها به جا آورد، آن‌ها را در معرض دوام و پايندگى قرار دهد و هركه به وظيفه خود در اين باره عمل نكند، آن نعمت‌ها را در معرض زوال و نابودى نهاده است.»

 

با همبستگی می‌توان از جامعه حمایت کرد

عزیزان! در شرایطی که جامعه در وضعیت دشواری قرار دارد، ما به تقویت روحیه همکاری و همبستگی نیاز داریم. به دست‌های سخاوتمندی نیاز داریم که هر کدام در محله، روستا یا شهر خود و مسجدی که به آن رفت و آمد دارد، برای کمک به دیگران دراز باشند. با این کار می‌توانیم از این بحران خفه کننده بکاهیم و با کمترین آسیب از آن عبور کنیم.

با این کار ما انسانیت و ایمان خود را نشان داده و مسئولیت خود را انجام می‌دهیم. چون انسان بودن به این است که انسانیت دیگران را درک کنیم و با دردها، رنج‌ها و نیازهای دیگران همنوایی به خرج دهیم. مؤمن بودن نیز به این است که انسان آن چه را برای خود می‌پسندد، برای برادر خود نیز بپسندد. در این صورت جامعه همانی خواهد شد که پیامبر خدا(ص) به آن اشاره کرده است: «مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ؛ إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى؛ مثل مؤمنان در پیوند، دوستی، محبت و رحمت به هم [و اهمیت دادن به سرنوشت یکدیگر] مثل یک پیکر زنده است که اگر جزئی از آن به درد آید سایر اجزای پیکر با بیداری و رنج با آن همدردی می‌کنند.»، «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا؛ مؤمن برای مؤمن چون بنیان مرصوص است که همدیگر را مستحکم می‌کنند.»

باید همان تصویر مثبتی را که مسلمانان بعد از هجرت به مدینه نشان دادند، احیا کنیم. آنان چیزی از وسایل مورد نیازشان را با خود نداشتند؛ اما مردم مدینه به گرمی از آنان استقبال کردند و غذا، مال، خانه و شغل خود را با آنان قسمت کردند و جامعه مورد نظر پیامبر خدا(ص) را ساختند. پیامبر خدا نیز با چنین جامعه‌ای به مصاف چالش‌های تحمیلی از سوی قریش، یهودیان و ... رفت.

قرآن کریم در تبیین این تصویر زیبا می‌فرماید: «وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امیرالمؤمنین(ع) ما به آن توصیه کرده است. فرمود: «اتَّقُوا اللهَ فِي عِبَادِهِ وَبِلَادِهِ، فَإِنَّكُمْ مَسْؤولُونَ حَتَّى عَنِ الْبِقَاعِ وَالْبَهَائِمِ؛ از خدا درباره بندگان او و سرزمین‌هایش پروا کنید؛ زيرا شما حتى نسبت به زمین‌ها و چارپايان نيز بايد پاسخگو باشيد. از خدا اطاعت كنيد و نافرمانى او نكنيد».

بنابراین توصیه آن حضرت به ما و همه شیعیان این است که در مراقبت از کشورها و بندگان خدا به مسئولیتمان عمل کنیم و در این باره کوتاهی نکنیم. چون در فردای قیامت همان‌گونه که خداوند درباره نماز، حج، زکات و حج از آنان سؤال خواهد کرد، درباره بندگان خود نیز بازخواست خواهد کرد. خواهد پرسید که آیا به مسئولیت خود در قبال آنان عمل کردیم یا نه؟ آیا با وجود ما، آنان زندگی شرافتمندانه و آزادانه‌ای داشتند یا در معرض تاخت و تاز فاسدان، ظالمان و طاغوت‌ها قرار داشتند؟ از کشورها و همه آن چیزهایی که در آن است، سؤال خواهد کرد. این که درباره آن‌ها چه کردیم؟ آیا از آن‌ها در برابر آسیب‌ها حمایت کردیم یا این که آن‌ها را در معرض غارتگران، اشغالگران و متجاوزان قرار دادیم؟

انجام این مسئولیت است که جایگاه انسان در برابر خداوند را مشخص می‌کند، کشورها را صیانت و بندگان خدا را حفاظت می‌کند و انسان از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار می‌شود.

 

لبنان، فرسایش دوام‌دار

از لبنان آغاز می‌کنیم که به صورت نسبی تعداد مبتلایان به ویروس کرونا در آن در حال افزایش است. از این رو بار دیگر از مسافران و افراد مقیم در کشور می‌خواهیم که اصول بهداشت و پیشگیری را رعایت کنیم. چون همان طور که بارها تأکید کرده‌ایم این کار یک وظیفه دینی مانند بقیه وظایف دینی، ملی، انسانی و اخلاقی است. در عین حال از دولت نیز می‌خواهیم که برای حصول اطمینان از رعایت پروتکل‌های بهداشتی توسط شهروندان، در اعمال مجازات سهل انگاری نکند.

در زمینه وضعیت معیشتی نیز درد و رنج لبنانی‌ها ادامه دارد. چون روشن شده است که علت اساسی همان بالا رفتن قیمت دلار است؛ زیرا وعده‌ها و اقدامات دولت برای مهار افزایش قیمت دلار فایده‌ای نداشت و دلار همچنان اسیر بازار سیاه و جریانات آن است.

از این رو بار دیگر از دولت لبنان می‌خواهیم که به مسئولیت خود عمل کند و روند فرسایشی دوام‌دار در زمینه معیشت را متوقف کند و با بسیج همه دستگاه‌ها و سرعت بخشیدن به تصمیمات، از شدت بحران معیشتی بکاهد. چون تداوم این بحران می‌تواند به انفجار مردمی یا ناامنی گسترده بینجامد. زیرا با توجه به ناتوانی مردم از تأمین نیازهای ضروری و اساسی‌شان، اکنون قوت روزانه مردم نیز در معرض تهدید قرار گرفته است. مسئله‌ای که روی امنیت و ثبات کشور تأثیر خواهد گذاشت.

در این باره بار دیگر موافقت خود را با اعلام حالت فوق العاده مالی برای مقابله با فروپاشی و درمان علل و ریشه‌های آن، اعلام می‌داریم. چون برای همه روشن شده است که این قضیه ریشه‌های داخلی و خارجی دارد.

اگر دولت برای درمان بحران گردش نقدینگی، گزینه صندوق بین المللی پول را برگزیده است، باید در این باره جدی باشد و برای بازسازی دیدگاه دولت و اجرای شرایط بین المللی برای اعطای کمک، سریعاً دست به اصلاحات بزند و با منطق قوی و متحد در زمینه آمار و ارقام و وحدت داخلی مذاکرات را مدیریت کند. چون روشن شده است که بحران نقدینگی رابطه تنگاتنگی با شرایط و اوضاع سیاسی و چیزهایی که دولت در عرصه‌های داخلی و خارجی می‌خواهد، بستگی دارد.

 

گفتگوی فراگیر ملی

درباره گفتگویی که اتفاق افتاده است، مانند همه لبنانی‌ها انتظار داریم که اگر حل کردن بحران‌ها ممکن نیست، برای آرام کردن آن‌ها، گفتگوی ملی با حضور همه طرف‌های لبنانی منعقد شود. ولی تحریم‌ها، میزان واقعی چنددستگی‌های موجود در کشور را نشان داد. نگرانیم اگر این چنددستگی ادامه یابد، روی کل کشور تأثیر به جای بگذارد. در حالی که ما شدیداً به اتحاد نیاز داریم تا این کشور از تونل تاریکی که در عرصه‌های گوناگون از آن رنج می‌برد، نجات یابد.

از این رو بار دیگر از جریان‌ها و نیروهای سیاسی می‌خواهیم که به این کشور و مردم رحم کنند و از محاسبات شخصی، طایفه‌ای و مذهبی به نفع کشور دست بردارند تا زمینه برای بازگشت به گفتگویی فراهم شود که باعث اتخاذ یک موضع متحد ملی در قبال بحران‌های اقتصادی و معیشتی، چالش‌های خارجی، فتنه هراسی و آثار و پیامدهای قانون قیصر که مورد توجه همه شهروندان است، شود. چون بحران‌هایی که در کشور وجود دارد، به یک گروه سیاسی، طایفه‌ای و مذهبی آسیب نمی‌زند بلکه همه گروه‌های سیاسی، طایفه‌ای و مذهبی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و جز با همکاری جمعی نمی‌توان از آن‌ها رهایی یافت.

 

نصیحت و درخواست

در خاتمه از همه کسانی که به خیابان‌ها ریخته‌اند می‌خواهیم نسبت به مداخله نفوذی‌هایی که برای تحقق برنامه‌های خودشان تلاش می‌کنند، هوشیار باشند. این‌ها همان‌هایی هستند که پیش از این نیز سیمای تظاهر کنندگان را مخدوش کردند. در عین حال از نیروهای امنیتی نیز می‌خواهیم که به وظیفه خود در حمایت از آزادی بیان خواسته‌های برحق عمل کنند و نگذارند که فتنه افروزان به خواسته‌های مشکوکشان برسند.

در عین حال برای رسانه‌ها نیز تأکید می‌کنیم که همچنان تریبون آزادی برای بیان نظرات و آرای گوناگون سیاسی باشند و به وظیفه ملی خود عمل کنند و از تبدیل شدن به تریبون زبان تحریک گری فاصله بگیرند. چون این زبان هم صلح و ثبات داخلی را در معرض تهدید قرار می‌دهد و هم کشور را به سوی فتنه داخلی سوق می‌دهد و آن را از قضایای اساسی و معیشتی‌اش دور می‌گرداند.