خطبه جمعه، 27 تیر ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: والاترین روابط / چشم انداز انسانی / سوپاپ امنیت.

مطالب مهم خطبه دوم: وضعیت وخیم لبنان / مسئولیت دولت / بی طرف نخواهیم ماند / همیشه برای مقابله با دشمن آماده باشید.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

26 ذی القعدة 1441 هـ برابر با 27 تیر ۱۳۹۹ هـ و 17/٧/٢٠٢٠ م

 

مطالب مهم خطبه اول: والاترین روابط / چشم انداز انسانی / سوپاپ امنیت.

مطالب مهم خطبه دوم: وضعیت وخیم لبنان / مسئولیت دولت / بی طرف نخواهیم ماند / همیشه برای مقابله با دشمن آماده باشید.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ» صدق الله العظيم.

مؤمنان توسط چارچوب‌ها و روابط گوناگونی به یکدیگر ‌پیوند می‌یابند. از جمله آن‌ها می‌توان به چارچوب خانوادگی، قبیله‌ای، ملی، قومی و نژادی و ... اشاره کرد. اسلام وقتی مردم را به صله رحم فرامی‌خواند و بر دوستی میهن، قوم و جامعه تأکید می‌ورزد در واقع به همه این‌ها احترام می‌گذارد و به تقویت و فعال‌سازی آن‌ها دعوت می‌کند.

 

والاترین روابط

به رغم اهمیتی که این چارچوب‌ها دارند و انسان برای تأمین زندگی، انجام دادن امور خود و به جریان انداختن روند زندگی خود به آن‌ها نیاز دارد، اما وقتی خداوند می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» چارچوب والاتری هم وجود دارد که خداوند به آن دعوت کرده و آن را بر همه مؤمنان واجب کرده است و آن چارچوب ایمانی است. در حدیث هم آمده است: «لَا تَقَاطَعُوا وَلَا تَبَاغَضُوا وَلَا تَدَابَرُوا وَلَا تَحَاسَدُوا؛ با یکدیگر قطع رابطه نکنید، با یکدیگر دشمنی نورزید، به یکدیگر پشت نکنید و به یکدیگر حسد نورزید نکنید.»، «اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ كُونُوا إِخْوَةً بَرَرَةً مُتَحَابِّينَ فِي اَللَّهِ مُتَوَاصِلِينَ مُتَرَاحِمِينَ؛ از خدا پروا كنيد و برادرانى خوش رفتار باشيد، در راه خدا با هم دوستى كنيد و به هم پيوستگى داشته باشيد و به همدیگر مهر بورزيد.» باز در حدیث آمده است: «اَلْمُسْلِمُ أَخُو اَلْمُسْلِمِ لاَ يَظْلِمُهُ وَ لاَ يَغُشُّهُ وَ لاَ يَخْذُلُهُ وَ لاَ يَغْتَابُهُ وَ لاَ يَخُونُهُ وَ لاَ يَحْرِمُهُ؛ مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نكند و فريبش ندهد و او را تنها نگذارد و غيبتش را نكند و به او خيانت نورزد و محرومش نسازد.» خداوند برادری ایمانی را نعمتی می‌داند که به مؤمنان ارزانی داشته است. حدیث وارد شده از امام صادق(ع) به پیامدهای انکار این برادری و جایگزین کردن آن با واژه دشمن در هنگام بروز اختلاف، نزاع یا تنش در میان مؤمنان اشاره کرده‌اند: «إِذَا قَالَ اَلْمُؤْمِنُ لِأَخِيهِ ... أَنْتَ عَدُوِّي كَفَرَ أَحَدُهُمَا؛ اگر فرد مؤمن به برادرش بگوید ... تو دشمن هستی. در حقیقت یکی از آن دو کافر شده‌اند.»، «وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً» و به پیامبر(ص) فرموده است: «لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً مَا أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَكِنَّ اللهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ».

 

چشم انداز انسانی

اسلام نمی‌خواهد که ارتباط ایمانی در حد احساسات و عواطف باقی بماند، بلکه می‌خواهد سایر حقوق و وظایف را نیز در بربگیرد. چون مؤمن در ازای مؤمن دیگر حقوق و وظایفی دارد که باید به آن‌ها عمل کند. چون در حدیث آمده است: «لِلْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ سَبْعَةُ حُقُوقٍ وَاجِبَةٍ وَ لَیسَ مِنْهَا حَقٌّ إِلَّا وَ هُوَ وَاجِبٌ عَلَی أَخِیهِ إِنْ ضَیعَ مِنْهَا حَقّاً خَرَجَ مِنْ وَلَایةِ اللَّهِ وَ تَرَک طَاعَتَهُ وَ لَمْ یکنْ لِلَّهِ فِیهَا نَصِیبٌ. قَالَ: أَیسَرُ حَقٍّ مِنْهَا أَنْ تُحِبَّ لَهُ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِک، وَ أَنْ تَکرَهَ لَهُ مَا تَکرَهُهُ لِنَفْسِک وَ الثَّانِی أَنْ تُعِینَهُ بِنَفْسِک وَ مَالِک وَ لِسَانِک وَ یدِک وَ رِجْلِک وَ الثَّالِثُ أَنْ تَتَّبِعَ رِضَاهُ وَ تَجْتَنِبَ سَخَطَهُ وَ تُطِیعَ أَمْرَهُ وَ الرَّابِعُ أَنْ تَکونَ عَینَهُ وَ دَلِیلَهُ وَ مِرْآتَهُ وَ الحَقُّ الْخَامِسُ أَنْ لَا تَشْبَعَ وَ یجُوعُ وَ تَرْوَی وَ یظْمَأُ وَ تَکتَسِی وَ یعْرَی وَ السَّادِسُ أَنْ یکونَ لَک خَادِمٌ [وَ لَیسَ لَهُ خَادِمٌ] وَ لَک امْرَأَةٌ تَقُومُ عَلَیک وَ لَیسَ لَهُ امْرَأَةٌ تَقُومُ عَلَیهِ أَنْ تَبْعَثَ خَادِمَک یغْسِلُ ثِیابَهُ، وَ یصْنَعُ طَعَامَهُ، وَ یهَیئُ فِرَاشَهُ وَ السَّابِعُ أَنْ تُبِرَّ قَسَمَهُ وَ تُجِیبَ دَعْوَتَهُ وَ تَعُودَ مَرْضَتَهُ وَ تَشْهَدَ جَنَازَتَهُ وَ إِنْ کانَتْ لَهُ حَاجَةٌ تُبَادِرُ مُبَادَرَةً إِلَی قَضَائِهَا وَ لَا تُکلِّفْهُ أَنْ یسْأَلَکهَا. فَإِذَا فَعَلْتَ ذَلِک وَصَلْتَ وَلَایتَک بِوَلَایتِهِ وَ وَلَایتَهُ بِوَلَایتِک؛ مؤمن هفت حق بر مؤمن دارد که واجب و حتمی است. چنانچه یکی از آن‌ها پایمال شود، از ولایت خداوند خارج گشته و ترک طاعت او کرده است و هیچ حظ و بهره‌ای از آن نمی‌برد و ساده‌ترین حقوق این است که آن چه را برای خود دوست داری برای او دوست داشته باشی و آنچه برای خود ناپسند و زشت می‌دانی برای او هم ناپسند دانی و دوم: او را با جان و مال و ثروت، زبان، دست و پا کمک نموده و دریغ نورزی و سوم: در خشنود شدن او گام برداری و از هر گونه ایجاد ناراحتی برایش اجتناب نموده و فرمان‌بر خواسته‌های(مشروع) او باشی و چهارم: چشم بینا، راهنمای آشنا و آیینه او باشی و پنجم: مبادا تو سیر باشی و او گرسنه، تو سیراب و او تشنه، تو پوشیده از لباس و او برهنه باشد و ششم: تو دارای خدمتکار و او بدون خادم، تو دارای همسر باشی که در امور زندگی تو را کمک و یار باشد، ولی او بدون همسر و بدون یار باشد.(پس اگر چنین حالتی باشد) خادم خود را نزد او فرست تا لباس‌هایش را بشوید، خوراکش را آماده سازد، فرش و رختخواب او را مهیا نماید و هفتم: سوگند او را تصدیق، دعوتش را اجابت، در مریضی و ناراحتی‌اش عیادت و دلجویی، در تجهیز و تشییع جنازه‌اش همکاری و مشایعت نمایی و چنانچه خواسته‌ای داشته باشد، بر انجام آن مبادرت نموده و مبادا کاری کنی که مجبور شود رو بیندازد و تقاضای کمک نماید. اگر چنین حقوقی را رعایت نمایی ولایت تو با او و او با تو پیوسته و محکم گشته است.»

در حدیث دیگری آمده است: «للمؤمنِ على المؤمنِ سَبْعَةُ حُقوقٍ واجِبَةٍ لَهُ مِن اللّه ِ عزّ و جلّ و اللّه ُ سائلُهُ عَمّا صَنَعَ فيها: الإجْلالُ لَهُ في عَيْنِهِ و الوُدُّ لَهُ في صَدرِهِ و المُواساةُ لَهُ في مالِهِ و أنْ يُحِبَّ لَهُ ما يُحِبُ لنَفْسِهِ و أنْ يُحرِّمَ غِيبَتَهُ و أنْ يَعودَهُ في مَرضِ و يُشَيّعَ جَنازَتَهُ و لا يَقولَ فيهِ بعدَ مَوتِهِ إلاّ خَيراً؛ مؤمن را بر مؤمن هفت حقّ است كه خداوند عزّ و جلّ آن‌ها را بر او واجب كرده است و خدا درباره آن‌ها از او بازخواست مى‌كند: او را در چشم خود بزرگ شمارد، در دل دوستش بدارد، با مال و دارايى خود یاری‌اش رساند، بر او همان پسندد كه بر خود می‌پسندد، غيبت او را حرام شمارد، در بيمارى به عيادتش رود، در تشييع جنازه‌اش شركت كند و بعد از مرگ جز به خوبى از وى ياد نكند.»

امام صادق(ع) نیز از همین حقیقت سخن می‌گوید. از یکی از یاران خود پرسید: «كَيْفَ مَنْ خَلَّفْتَ مِنْ إِخْوَانِكَ قَالَ فَأَحْسَنَ اَلثَّنَاءَ وَ زَكَّى وَ أَطْرَى فَقَالَ كَيْفَ عِيَادَةُ أَغْنِيَائِهِمْ لِفُقَرَائِهِمْ قَالَ قَلِيلَةٌ قَالَ فَكَيْفَ مُوَاصَلَةُ أَغْنِيَائِهِمْ لِفُقَرَائِهِمْ فِي ذَاتِ أَيْدِيهِمْ فَقَالَ إِنَّكَ لَتَذْكُرُ أَخْلاَقا قَلَّ مَا هِيَ فِيمَنْ عِنْدَنَا قَالَ كَيْفَ يَزْعُمُ هَؤُلاَءِ أَنَّهُمْ لَنَا شِيعَةٌ؛ برادرانت كه از نزدشان آمدى چگونه بودند؟ آن مرد از آن‌ها تعريف و تمجيد كرد و كارهايشان را ستود. امام عليه السّلام پرسيد: دلجوئى ثروتمندانشان از فقيرانشان چگونه است؟ گفت: كم است. فرمود: ديدار و احوال پرسى ثروتمندانشان از فقرا چگونه است؟ گفت: كم است. فرمود: دستگيرى و كمک ثروتمندانشان از فقيران چگونه است؟ گفت: شما از اخلاقى صحبت می‌کنید كه در بين ما كمياب است. فرمود: پس چگونه این‌ها گمان می‌کنند که شيعۀ ما هستند؟»

مسلمانان به صورت عملی این الگو را به خوبی به نمایش گذاشتند. وقتی از مکه به مدینه مهاجرت کردند، مهاجرین چیزی نداشتند تا زندگی خود را مدیریت کنند؛ اما پیامبر خدا(ص) میان مهاجرین و انصار(مسلمانان مدینه) برادری ایجاد کرد. آنان نیز با تقسیم اموال، خانه و زمین و ترجیح دادن مهاجرین بر خود، این برادری را به خوبی نشان دادند و از آنان به گرمی استقبال کردند. قرآن کریم در بیان این واقعه چنین می‌فرماید: «وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ وَلَا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ».

 

سوپاپ امنیت

عزیزان! ما شدیداً نیاز داریم که این ارزش را زنده کنیم. چون این نگرانی وجود دارد که آن را از دست داده باشیم. چرا که زبان منفعت و حساب‌های فردی بر رابطه بخشندگی، پیوند، همکاری و مهرورزی غالب شده است. به نحوی که دیگر نشانه‌های این ارزش را در جامعه خود نمی‌بینیم. حال آن که حدیث شریف در اشاره به ارزش برادری می‌فرماید: «مَثَلُ المُؤمِنِینَ فِي تَوَادِّهِم وَتَعَاطُفِهِم وَتَرَاحُمِهِم مَثَلُ الجَسَدِ إذَا اشْتَکَی مِنْهُ شَيءٌ تَدَاعَی لَهُ سَائِرُ الجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّي؛ مثل مؤمنان در پیوند، دوستی، محبت و رحمت به هم مثل یک پیکر زنده است که اگر جزئی از آن به درد آید سایر اجزای پیکر با بیداری و رنج با آن همدردی می‌کنند.»

و در حدیث آمده است: «الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضًا؛ مؤمن برای مؤمن چون بنیان مرصوص است که همدیگر را تقویت می‌کنند.»، «إنّ المؤمنَ لَيَسْكُنُ إلَى المؤمنِ كما يَسْكُنُ قلبُ الظَّمآنِ إلَى الماءِ البارِدِ؛ مؤمن با مؤمن آرام می‌گیرد، چنان كه جگرِ تشنه با آبِ سرد.»

تحکیم و تقویت این رابطه و تبدیل کردن آن به رفتار عملی، سوپاپ امنیت در برابر فتنه‌ها و تنش‌هایی است که ممکن است در داخل یک خانواده، قبیله، کشور و قوم و عرصه سیاست و اجتماع پیش آید؛ اما کسی که در فضای برادری ایمانی به سر برد، ممکن نیست که دچار خودخواهی، کینه توزی و دشمنی گردد، به مؤمنان بدگمان شود، حرفی بزند یا موضعی بگیرد که به آبرو، کرامت و زندگی مؤمنان صدمه‌ای وارد شود یا تفرقه‌ای در میانشان ایجاد گردد. چون فرد به درجه ایمان نمی‌رسد مگر این که برادر مؤمن خود باشد. مؤمن برای برادر مؤمن خود «عَيْنُهُ وَ دَلِيلُهُ لاَ يَخُونُهُ وَ لاَ يَظْلِمُهُ وَ لاَ يَغُشُّهُ وَ لاَ يَعِدُهُ عِدَةً فَيُخْلِفَهُ؛ چشم و رهنماى اوست، نسبت به او خيانت و ستم روا ندارد و او را فريب ندهد و به او وعده خلافى ندهد.»

پیامبر خدا(ص) با این جامعه همبسته، همکار و مهرورز توانست جامعه‌ای بنا کند که اعضای آن در برابر چالش‌ها همدیگر را تقویت می‌کردند، پیروز شدند و تمدنی را بنا نهادند که تا امروز دنیا از دستاوردهای آن بهره‌مند‌ است.

ما در این شرایط دشوار، بیش از هر زمانی نیاز داریم که مفهوم بزرگ برادری را عمیق ببخشیم، تقویت کنیم، در رفتار و روابط خود نشان دهیم و به وظایف و حقوق برادری عمل کنیم. در این صورت خواهیم توانست از درد و رنج بحران‌ها، تنش‌ها و درگیری‌های ناشی از تفاوت‌های موجود رهایی یابیم و بهترین امتی خواهیم شد که مردم شاهد بوده‌اند.

در این راه همیشه باید دعا کنیم: «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که خداوند به ما سفارش کرده است. زمانی که به پیامبر خود فرمود: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ * وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَاد».

خداوند سبحانه و تعالی از طریق پیامبر خود از ما می‌خواهد که فریب سخنان نرم و فریبنده را نخوریم. چون هستند کسانی که زبان خطابه را خوب می‌دانند و با روش‌های جذاب خود می‌توانند روی خرد، قلب و عاطفه مردم تأثیر بگذارند و آن‌ها را به سوی خود جلب کنند. بلکه باید پشت این سخنان و اظهار نظرها را بخوانیم. ببینیم که اینان برای کشورها و مردم چه اهدافی دارند و وقتی صاحب اختیار دل‌ها و خردهای مردم شدند و آنان را به موقعیت تصمیم گیری کشاندند، چه کار خواهند کرد.

ما به این آگاهی و بصیرت شدیداً نیاز داریم. چون رسانه و میزان تأثیرگذاری آن روی مردم به رشته‌ای دانشگاهی تبدیل شده است. در این صورت خواهیم توانست از گزند کسانی که می‌خواهند آسیب بزنند در امان خواهیم ماند و در برابر چالش‌ها از توان بیشتری برخوردار خواهیم شد.

 

وضعیت وخیم لبنان

از لبنان آغاز می‌کنیم که تعداد افراد مبتلا به کرونا در آن افزایش یافته و در روزهای گذشته به اوج خود رسیده است. از این رو بار دیگر باید پایبندی به اقدامات پیشگیرانه، زدن ماسک و رعایت فاصله اجتماعی و عدم سهل انگاری در این باره را خاطر نشان کنیم. تنها و بهترین راه برای مقابله با پیامدهای خطرناک این ویروس و در امان ماندن از آثار و نتایج آن همین است.

در این شرایط، درد و رنج لبنانی‌ها به مسائل معیشتی محدود نمانده است. چرا که تغییرات بدون دلیل قیمت دلار در بازار سیاه و بالا رفتن قیمت کالاها و مواد غذایی ادامه دارد. با این که دولت حمایت خود را از سبد غذایی اعلام کرده بود. مسئله تشدید قطعی برق حل نشده است و بحران سوخت و خصوصاً مازوت همچنان ادامه دارد و بحران زباله‌ها با همه پیامدهای آن بار دیگر به صحنه بازگشته است.

آن چه بر این رنج‌ها افزوده است این است که برخی از مؤسسات به دلیل ناتوانی از تعداد کارمندان خود کاسته‌اند و نتوانسته‌اند حقوق کامل آن‌ها را بدهند؛ متأسفانه با این که تمام هم و غم ما این بود که در این شرایط دشوار، کارمندان آسیب نبینند، تعدادی از مؤسسات وابسته به ما نیز دچار این وضعیت شده‌اند،. امیدواریم که شرایط بهتر شود تا آنان نیز به سر کارهای خود بازگردند.

 

مسئولیت دولت

از این رو بار دیگر از دولت می‌خواهیم که مسئولیت‌پذیر باشد و از هیچ تلاشی برای کاستن از وخامت اوضاع معیشتی مردم فروگذار نکند. چون اگر این وضعیت ادامه یابد، این نگرانی وجود دارد که انفجار مردمی روی دهد که کسی قادر به درک پیامدهای آن نیست. البته این معنای انکار تلاش‌های دولت در عرصه‌های داخلی و خارجی برای جلب کمک‌ها نیستیم. ولی با توجه فشارهای خارجی که برای افزایش نفوذ خود سعی در تشدید بحران‌ها دارند، برای درمان بحران فزاینده این اقدامات کافی نیستند و نیازمند تلاش‌های اضافی است. در این تلاش‌ها باید اساس را بر برداشتن گام‌های جدی برای حل مشکلات شهروندان، عدم تردید در انجام اصلاحات، چاره اندیشی برای موانع موجود بر سر راه درآمدهای دولت و بازگرداندن اموال غارت شده دولتی به منظور اعتماد سازی دوباره در میان شهروندان گذاشت. چون بدون اعتماد، شهروندان در کنار دولت نخواهند ایستاد و شرایط را تحمل نخواهند کرد. چون روشن است تنها راه برای کسانی که می‌خواهند به لبنان کمک کنند، همین است.

ما مشکلات داخلی و خارجی فراروی دولت را کوچک نمی‌انگاریم. ولی این مشکلات نباید بهانه‌ای برای برنداشتن گام‌های مناسب باشد. بلکه باید باعث تلاش جدی و سریع گردد؛ زیرا به گفته یکی از دولت‌مدارانی که نقشی در مدیریت اموال عمومی دارد، دولت به وظایف خود عمل نکرده است. او در شورای وزیران اظهار داشت که دولت هیچ اقدامی برای جلوگیری از فروپاشی مالی، زیان دیدن شهروندان و نابودی سپرده‌های آنان انجام نداده است. در حالی که باید مسئولیت را به دوش کسانی می‌گذاشت که از نظام مالی بهره بردند و به ضرر مردم، توسط بانک‌ها و مدیریت کشور ثروت اندوزی کردند.

 

بی‌طرف نخواهیم ماند

در شرایطی که وضعیت کشور در عرصه‌های گوناگون رو به وخامت نهاده است، بحث و جدل درباره مسائلی که بر شدت چنددستگی‌ها می‌افزایند، ادامه دارد. در حالی که نیاز است همه برای رهایی کشور از وضعیتی که موجودیت و ثبات آن را تهدید می‌کند، تلاش کنند. بار دیگر به همه جریان‌های سیاسی و رهبران دینی عرض می‌کنیم که الآن زمان مناسب برای طرح مسائل اختلافی که نتیجه‌ای جز افزایش شکاف داخلی ندارند، نیست. اگر هم کسانی عقیده دارند که این بحث‌ها ضرورت دارد، جای آن در شبکه‌ها و تریبون‌های عمومی نیست بلکه محل مناسب آن در مراکز گفتگوست. در این مراکز باید به دور از فضای تنش، تشنج و دسیسه گفتگویی منطقی، آرام و هدفمند صورت بگیرد، منافع کشور در نظر گرفته شود و از مراکز قدرت آن حفاظت به عمل آید.

اما ما بر اساس ایمان خود، در کنار حق علیه باطل و عدالت علیه ظلم خواهیم ایستاد و در دنیایی که قدرتمندان سعی در خوردن ضعیفان دارند و به ضرر ملل مستضعف می‌خواهند سلطه خود را گسترش دهند، بی‌طرف نخواهیم بود. چون ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که فقط به قدرتمندان احترام می‌گذارد و در آن جایی برای ضعیفان یا کسانی که قدرت کافی ندارند، وجود ندارد.

 

همیشه برای مقابله با دشمن آماده باشید

در خاتمه باید عرض کنیم که این روزها سالروز تجاوز دشمن صهیونیستی به کشور است. واضح است که تجاوز دشمن فقط به خاطر پاسخ دادن به عملیات اسیرگیری نبود بلکه می‌خواست خاورمیانه جدید را از لبنان رقم بزند. ولی وحدت و مقاومت لبنانی‌ها فرصت را از طراحان این نقشه گرفت و جبروت دشمن را در بنت جبیل، مارون الراس، عیتا الشعب، سهل الخیام و وادی الحجیر درهم شکست و نشان داد اگر لبنان تصمیم‌ها و مواضع خود را تحمیل کند، قدرتمند است.

ما با یادآوری همه این موفقیت‌ها و دستاوردها می‌خواهیم بار دیگر بر ضرورت حفظ مراکز قدرت که پیروزی آفرین بودند و از کشور در برابر بدخواهان حمایت کردند، تأکید کنیم. چون دشمن برای گرفتن انتقام شکست خود، هنوز هم از هدف قرار دادن کشور دست نکشیده است و علاقه‌مندان این کشور نیز نباید از گرفتن آمادگی برای مقابله با دشمن دست برندارند.