خطبه جمعه، 7 شهریور ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: چرا این اعلام لازم بود؟ / محبت اهل بیت(ع) / چگونه حسین(ع) را دوست بداریم؟ / عاشورا مناسبتی برای اصلاح.

مطالب مهم خطبه دوم: دغدغه لبنانی‌ها / آیا حمایت‌ها برداشته خواهند شد؟ / حادثه امنیتی خطرناک / تجاوزات دشمن / سالروز ناپدید سازی امام موسی صدر.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

9 محرم 1442 هـ برابر با 7 شهریور ۱۳۹۹ هـ و 28/٨/٢٠٢٠ م

چرا پیامبر خدا(س) از ما خواسته است که به اهل بیت(ع) مودت بورزیم؟

 

مطالب مهم خطبه اول: چرا این اعلام لازم بود؟ / محبت اهل بیت(ع) / چگونه حسین(ع) را دوست بداریم؟ / عاشورا مناسبتی برای اصلاح.

مطالب مهم خطبه دوم:دغدغه لبنانی‌ها / آیا حمایت‌ها برداشته خواهند شد؟ / حادثه امنیتی خطرناک / تجاوزات دشمن / سالروز ناپدید سازی امام موسی صدر.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» صدق الله العظيم.

این آیه بر پیامبر خدا(ص) نازل شد تا به مسلمانان اعلام دارد در ازای تمام کارهایی که برایشان انجام داده و آنان را از تاریکی‌های جهل، عقب ماندگی، چنددستگی و تفرقه رهایی بخشیده تا بهترین امتی شوند که مردم دیده‌اند، تنها چیزی که از آنان می‌خواهد این است که نزدیکان او را دوست بدارند.

 

چرا این اعلام لازم بود؟

این اعلام ما را وا‌می‌دارد که بپرسیم: آیا عاقلانه است پیامبری که دعوت او فراتر از تمام محاسبات خانوادگی و قبیله‌ای است، از مردم بخواهد که نزدیکان او را دوست داشته باشند، آن هم فقط به خاطر این که از بستگان او هستند، حتی اگر از مسیر دعوت او دور باشند؟

این که با فرمایش امام علی(ع) که نزدیک‌ترین افراد به اوست، هماهنگی ندارد: «إِنَّ وَلِیَّ مُحَمَّدٍ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ إِنْ بَعُدَتْ لُحْمَتُهُ وَ إِنَّ عَدُوَّ مُحَمَّدٍ مَنْ عَصَى اللَّهَ وَ إِنْ قَرُبَتْ قَرَابَتُهُ؛ دوست محمد كسى است كه خدا را اطاعت كند هرچند نسبش به محمد نرسد و دشمن محمد كسى است كه خدا را نافرمانى كند هرچند خويشاوند نزديک محمد بود.»

دیدیم که پیامبر خدا از عمویش ابولهب به این دلیل که مشرک بود تبری جست، حال آن که سلمان فارسی را که از ایران بود، به خود نزدیک کرد و درباره او فرمود: «سلمان منّا أهل البيت».

او همان کسی است که به این فرمایش الهی دعوت می‌کرد: «لَا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآَخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آَبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ» و می فرمود: «لا يَمْحضُ رجُلٌ الإيمانَ باللَّهِ حتّى‏ يكونَ اللَّهُ أحَبَّ إلَيهِ مِن نَفْسِهِ وأبيهِ واُمِّهِ ووُلْدِهِ وأهْلِهِ ومالِهِ ومِن النّاسِ كُلِّهِم؛ ايمانِ انسان به خدا ناب و خالص نباشد مگر آن كه خداوند را از خودش و پدر و مادر و فرزند و زن و مالش و از همه مردم بيشتر دوست بدارد.»

پیامبر خدا(ص) نیز به همه این پرسش‌ها پاسخ داد و روشن کرد که منظور از نزدیکان، همه آن‌ها نیست، بلکه گروه خاصی از آنان است. چون بعد از نزول این آیه، مردم نزد ایشان رفتند و عرض کردند: ای پیامبر خدا! نزدیکان شما چه کسانی هستند؟ کسانی که دوستی آنان را واجب کردی، چه کسانی هستند؟ فرمود: «عليّ وفاطمة والحسن والحسين» و این جمله را سه بار تکرار فرمود.

بنابراین پیامبر خدا(ص) فقط به خاطر این که اینان از نزدیکان او هستند، مردم را به محبت و دوستی آنان دعوت نمی‌کند. بلکه دلیلش این است که آنان به خاطر برخورداری از ویژگی‌هایی چون اخلاق نیکو، دین‌داری، دانش، بردباری، بخشش، عطا و فداکاری شایستگی قرار گرفتن در موقعیت دوستی و محبت را پیدا کرده‌اند. خداوند آنان را برگزیده است تا از هر گونه آلودگی و پلشتی پاکیزه‌شان گرداند. آیه «إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» درباره آنان نازل شده است. آنان سوپاپ اطمینان در برابر افتادن در دام فتنه و گمراهی هستند. آنان همان‌هایی هستند که پیامبر خدا درباره‌شان فرموده است: «إنّي تاركٌ فيكم ما إن تمسَّكتم بهما لن تضلّوا بعدي أبداً؛ كتاب الله، وعترتي أهل بيتي».

بنابراین آن حضرت توسط این آیه، می‌خواهد به مسلمانان بگوید: من از شما پاداشی غیر از دوستی و محبت برگزیدگان پاکی که اسلام را در وجودشان به امانت نهاده‌ام نمی‌خواهم. شما با وجودمحبت اینان، سرگردان، گمراه و متفرق نمی‌شوید و این دین نیز ناب و خالص باقی خواهد ماند.

 

محبت اهل بیت(ع)

ما نیز باید به مودت نزدیکان که پیامبر خدا بدان دعوت کرده است، پایبند باشیم. محبتی که خداوند آن را واجب قرار داده است؛ بنابراین امکان ندارد کسی هوادار پیامبر خدا باشد، اما به نزدیکان او مودت نورزد.

اما راه و روش محبت ورزیدن فقط به نشان دادن عواطف و احساسات نیست. این که به نامشان مجالس شادی و عزا برگزار کنیم، به زیارتشان برویم و رسم ادب به جای آوریم. بلکه باید آنان را به خاطر اسلام دوست بداریم. همان اسلامی که به خاطرش زیستند، فداکاری کردند و تاوان دادند. خودشان در این باره فرموده‌اند: «أحبّونا حبّ الإسلام؛ ما را به خاطر اسلام دوست داشته باشند.»؛ «أَ يَكْتَفِي مَنِ انْتَحَلَ التَّشَيُّعَ أَنْ يَقُولَ بِحُبِّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَوَ اللَّهِ مَا شِيعَتُنَا إِلَّا مَنِ اتَّقَى اللَّهَ وَ أَطَاعَهُ وَ مَا كَانُوا يُعْرَفُونَ يَا جَابِرُ إِلَّا بِالتَّوَاضُعِ وَ التَّخَشُّعِ وَ الْأَمَانَةِ وَ كَثْرَةِ ذِكْرِ اللَّهِ وَ الصَّوْمِ وَ الصَّلَاةِ وَ الْبِرِّ بِالْوَالِدَيْنِ وَ التَّعَاهُدِ لِلْجِيرَانِ مِنَ الْفُقَرَاءِ وَ أَهْلِ الْمَسْكَنَةِ وَ الْغَارِمِينَ وَ الْأَيْتَامِ وَ صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ كَفِّ الْأَلْسُنِ عَنِ النَّاسِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ وَ كَانُوا أُمَنَاءَ عَشَائِرِهِمْ فِي الْأَشْيَاءِ؛ آيا كافى است براى كسى كه ادّعاى تشيّع دارد، بگويد كه دوستدار ما اهل بيت است؟ به خدا سوگند، شيعه ما نيست مگر آن كسى كه تقواى خدا را رعايت كند و از او اطاعت نمايد. شيعيان ما شناخته نمى‏شدند، مگر به تواضع، خشوع، اداى امانت، بسيارى ذكر خدا، روزه گرفتن، نماز به پا داشتن، نيكى به والدين و رسيدگى به همسايگانى كه فقير و نيازمندند. همچنين رسيدگى به قرض داران و يتيمان، راستى در گفتار، تلاوت قرآن و بازداشتن زبان، از اين كه جز نيكى مردم را نگويند، شيعيان ما در بين اقوام خويش امين بودند.»؛ «حَسْبُ الرَّجُلِ أَنْ يَقُولَ أُحِبُّ عَلِيّاً وَ أَتَوَلَّاهُ ثُمَّ لَا يَكُونَ مَعَ ذَلِكَ فَعَّالًا فَلَوْ قَالَ إِنِّي أُحِبُّ رَسُولَ اللَّهِ فَرَسُولُ اللَّهِ خَيْرٌ مِنْ عَلِيٍّ ثُمَّ لَا يَتَّبِعُ سِيرَتَهُ وَ لَا يَعْمَلُ بِسُنَّتِهِ مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِيَّاهُ شَيْئاً؛ آيا كافى است مردى بگويد: من على را دوست دارم و از دوستداران او هستم، پس اگر بگويد من رسول خدا را دوست دارم كه رسول خدا از على بهتر است، ولى از سيره او پيروى ننمايد و به سنّتش عمل نكند، اين دوستى براى او هيچ سودى نخواهد داشت.»

بنابراین اهل بیت(ع) نمی‌خواستند که مردم را به شخص خودشان پیوند بزنند یا این که از آنان بخواهند تا شخصشان را دوست داشته باشند، بلکه می‌خواستند مردم را به اصول، مبانی، عبادت، جهاد و اخلاق نیکویشان پیوند بزنند.

 

چگونه حسین(ع) را دوست بداریم؟

این همان مودت و محبتی است که شایسته است در این روزها که عاشورا و فداکاری‌های را که امام حسین(ع) انجام داد و کار به جایی رسید که جان خود و همراهان خود را در راه حق و عدالت قربانی و تقدیم خداوند کرد، گرامی می‌داریم باید نشان دهیم.

پس سزاوار است که بیان محبت و مودت ما به حسین و یاران او، نباید فقط محدود به سیاه پوشیدن، برپایی مجالس، اشک ریختن و نشان دادن عاطفه باشد، بلکه باید آن را کامل کنیم و به اهدافی توجه داریم که برای آن‌ها به شهادت رسیدند و همان‌هایی باشیم که آنان ایستادند و امام حسین(ع) در بیان آن فرمود: «أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَر؛ و به تحقیق كه من برای اصلاح و درست كردن [كارها] در میان امت جدم قیام كردم و می‌خواهم به نیكی سفارش و از بدی نهی كنم.»؛ «ألا وَ إِنَّ هؤُلاءِ قَدْ لَزِمُوا طاعَةَ الشَّیْطانِ، وَ تَرَکُوا طاعَةَ الرَّحْمنِ، وَ اَظْهَرُوا الْفَسادَ، وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَاسْتَأْثَرُوا بِالْفَیءِ، وَ أَحَلُّوا حَرامَ اللّهِ، وَ حَرَّمُوا حَلالَ اللّهِ؛ هان‌ ای مردم! این گروه به طاعت شیطان پایبند شده و از پیروی خداوند سرپیچی کرده‌اند، فساد را آشکار ساخته و حدود الهی را تعطیل کرده‌اند. آنان بیت المال را به انحصار خویش درآورده، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام شمرده‌اند.» از این رو فرمود: «وَ أَنَا أَحَقُّ مَنْ غَیَّرَ؛ و من به قیام برای تغییر این اوضاع، از همه کس سزاوارترم.» این که به ضرر همه این اهداف، معامله نکنیم و نرمش نشان ندهیم.

فرمود: «لاَ وَاللَهِ لاَ أُعْطِيكُمْ بِيَدِي‌ إعْطَاءَ الذَّلِيلِ؛ وَلاَ أُقِرُّ لَكُمْ إقْرَارَ الْعَبِيدِ؛ نه به خدا سوگند! دست ذلت به شما نمی‌دهم و چون بردگان فرمان شما را نمی‌پذیرم.»

محبت و مودت ما به امام حسین(ع) این است که آمر به معروف و ناهی از منکر باشیم، برای اصلاح و مبارزه با فساد و سوء استفاده از بیت المال تلاش کنیم، هر قدر که فداکاری و تاوان لازم داشته باشد، با حق و عدالت باشیم، مانند اصحاب امام حسین(ع) که در کربلا همراه او ماندند و به رغم شرایط دشوار و بعد از این که روشن شد آتش جنگ شعله‌ور خواهد شد، به آنان اجازه داد که از اطراف او پراکنده شوند، ماندند و از آن حضرت دست برنداشتند، صادق و وفادار باشیم. امام حسین(ع) در آن شب به یاران خود فرمود: «هذَا اللَّيلُ قَد غَشِيَكُم، فَاتَّخِذوهُ جَمَلاً، ثُمَّ لِيَأخُذ كُلُّ رَجُلٍ مِنكُم بِيَدِ رَجُلٍ مِن أهلِ بَيتي، تَفَرَّقوا في سَوادِكُم ومَدائِنِكُم حَتّى يُفَرِّجَ اللّه ُ، فَإِنَّ القَومَ إنَّما يَطلُبُوني، ولَو قَد أصابوني لَهَوا عَن طَلَبِ غَيري؛ اين [سياهىِ] شب است كه شما را پوشانده است. آن را مَركب خود گيريد و هر كدامتان، دست مردى از خاندانم را بگيرد و در دشت‌ها و شهرهايتان، پراكنده شويد تا خداوند، گشايشى دهد كه اين مردم، در پىِ من هستند و اگر به من دست بيابند، در پىِ ديگران نمی‌روند.» اما آنان یک صدا فریاد زدند: «لا و الل‍ه! ما نَفعَلُ ذَلِکَ و لَکِن نَفدِیکَ بِأنفُسِنا و أموالِنا و أهلِینا و نُقاتِلُ مَعَکَ حَتَّى نَرِدَ مَورِدَکَ؛ نه قسم به خدا هیچ‌گاه این کار را نخواهیم کرد، ولیکن جان خود و مال و اهل و عیال خود را فداى تو مى‏کنیم و دوشادوش تو با آن‌ها به جنگ برمی‌خیزیم تا خداى متعال ما را به همان‌جا که تو را می‌برد برساند.»

 

عاشورا مناسبتی برای اصلاح

عزیزان! ما نیاز داریم از کسانی باشیم که در مودت خود صادق هستند. کسانی که این مناسبت را به فرصتی برای قوی گرداندن همت و اراده سازی به منظور اصلاح فسادهای موجود در عرصه دین، جامعه و دولت تبدیل می‌کنند. کسانی که از آیه «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً» الهام می‌گیرند. آیه‌ای که امام حسین(ع) آن را هنگام به زمین افتادن هر شهیدی تکرار می‌کرد.

به این ترتیب به امام حسین(ع) وفادار خواهیم بود و اهداف او را تحقق خواهیم بخشید و حقیقتاً امام، پیشوا، الهام بخش و رهنمون بخش ما به سوی عزت، آزادی، کرامت و بهشت در صورت رضایت الهی خواهد بود.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را توصیه می‌کنم که از تأمل حر بن یزید ریاحی در روز دهم محرم درس بگیریم. در تاریخ آمده است که آن روز او که در لشکر عمر سعد حضور داشت، می‌لرزید. یکی از سپاهیان عمر سعد به او گفت: آیا تو می‌لرزی؟ به خدا سوگند! اگر به می‌گفتند که شجاع‌ترین فرد کوفه کیست غیر از تو نام نمی‌بردم. حر گفت: از روی ترس نمی‌لرزم. «إنّي وَاللّهِ اخَيِّرُ نَفسي بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ، ووَاللّهِ لا أختارُ عَلَى‏ الجَنَّةِ شَيئا ولَو قُطِّعتُ وحُرِّقتُ؛ به خدا سوگند، خود را ميان بهشت و دوزخ مى‏بينم و به خدا سوگند، هيچ چيز را بر بهشت برنمی‌گزینم، حتّى اگر تكّه‏ تكّه و سوزانده شوم.»

هرگاه میان حق و باطل، خیر و شر و عدل و ظلم قرار گرفتیم، باید انتخاب ما چون انتخاب حر بن یزید ریاحی باشد. باید در کنار حق، عدل و خیر باشیم، حتی اگر به ضررمان باشد. باید علیه ظلم، باطل و شر باشیم، حتی اگر یک دنیا پشت سر آن باشد و اسباب زحمتمان را فراهم کند.

وقتی چنین کردیم، راه بهشت را انتخاب کرده‌ایم که حر بن یزید ریاحی آن را انتخاب کرد و در برابر چالش‌ها قدرتمندتر و قوی‌تر خواهیم شد.

 

دغدغه لبنانی‌ها

از لبنان آغاز می‌کنیم که با افزایش تعداد مبتلایان، کرونا همچنان دغدغه لبنانی‌ها به شمار می‌آید. از این رو ایجاب می‌کند که بار دیگر از همه شهروندان بخواهیم که برای حفظ سلامتی خودشان و اطرافیانشان تمام اقدامات پیشگیرانه را رعایت کنند.

در این زمینه ما موافق اقدامات دولت هستیم، حتی اگر به تعطیل شدن برخی بخش‌ها بینجامد. ولی این نیز باعث نمی‌شود که دولت از زیر بار مسئولیت خود در ازای این بخش‌ها شانه خالی کند. دولت باید این خسارات را جبران کند و به این بخش‌ها کمک کند که بار این تعطیلی را تحمل کنند تا مجبور نشوند با وجود پیامدهایی که برای قوت روزانه مردم دارد، از تعداد کارکنان خود بکاهند یا آن‌ها را به مرخصی اجباری بفرستند.

دولت موظف است برای حفظ سلامتی شهروندان خود، اقداماتی را انجام دهد و به آنان کمک کند که به این اقدامات پایبند باشند. دولت نباید مردم را مجبور کند که به خاطر روزی خود و کسانی که نزدشان کار می‌کنند، این اقدامات را زیر پا بگذارند.

 

آیا حمایت‌ها برداشته خواهند شد؟

در همین زمان دردها و رنج‌های ناشی از بحران اقتصادی و اجتماعی مردم لبنان دوباره رخ‌نمایی کرده است. بعد از این که رئیس بانک مرکزی لبنان تلویحاً اعلام داشت که برای جلوگیری از کاهش ذخایر ارزی که اکنون به پایین‌ترین سطح خود رسیده است، حمایت خود را از کالاهای ضروری چون سوخت، آرد و دارو را بر خواهد داشت، این بحران افزایش یافته است و معتقدیم که این روند باعث افزایش بارهایی خواهد شد که لبنانی‌ها توان تحمل آن را ندارند.

در اینجا از دولت می‌خواهیم که برای جلوگیری از بروز فاجعه‌ای اجتماعی و امنیتی که به خشمی سهمگین که تصمیم گیران این کشور از پیامدهای آن ایمن نخواهند ماند، منجر خواهد شد تمام توان خود را برای عدم اتخاذ این تصمیم به کار گیرد.

 

حادثه امنیتی خطرناک

در زمینه امنیتی باید به حادثه خطرناکی که دیروز در خلدة اتفاق افتاد اشاره کنیم. نزدیک بود که شراره‌های آتش این حادثه دامن‌گیر دیگر مناطق لبنان نیز شود و جنبه طایفه‌ای و مذهبی به خود بگیرد.

در عین حال که از بصیرت مقامات مسئول تقدیر و تشکر می‌کنیم که خیلی زود جلو بروز فتنه و پیامدهای آن را گرفتند، برای همه لبنانی‌ها تأکید می‌کنیم که ضرورت دارد جلو انگیزه‌های فتنه را بگیرند و در دام فتنه افروزان نیفتند. از نیروهای امنیتی و قضایی نیز می‌خواهیم که برای حواشی این حادثه چاره اندیشی کنند و درباره ماجرا تحقیق کنند، عاملان و تحریک کنندگان آن را تحت پیگرد قرار دهند و برای جلوگیری از تکرار آن تلاش جدی به خرج دهند.

 

تجاوزات دشمن

به موازات آن دشمن به تجاوزات خشکی، دریای و هوایی ادامه می‌دهد که آخرین آن‌ها علیه روستاهای لبنانی در مرزهای لبنان و فلسطین صورت گرفت. بهانه‌شان ترس از نفوذ نیروهای مقاومت و آتش گشودن به روی سربازان دشمن بود. البته این‌ها گمان است و واقعیت‌های میدانی و بیانیه‌های ارتش لبنان آن را تأیید نمی‌کند. این تجاوزات نشان دهنده نیت دشمن در ازای این کشور است که ایجاب می‌کند تلاش‌های بیشتری برای جلوگیری از تحقق اهداف آن صورت گیرد.

متأسفانه همه این‌ها در سایه رقابت‌های داخلی موجود میان نیروهای سیاسی صورت می‌گیرد که با فشارهای خارجی هم‌زمان شده است. این هم‌زمانی فرصت ایجاد راه حل‌های میانه برای تشکیل دولت را کمرنگ می‌کند. دولتی که لبنانی‌ها انتظار دارند تا آن‌ها را از رنج‌ها و بحران‌های کشنده نجات دهد.

در برابر این حوادث بار دیگر از نیروهای سیاسی می‌خواهیم که با دست برداشتن از حساب‌های شخصی، گروکشی‌ها و تصفیه‌ حساب‌ها به مسئولیت خود در ازای شهروندان کشور عمل کنند و سریعاً دولتی کارآمد و توانا برای پیشرفت کشور و اجرای اصلاحات در آن تشکیل دهند تا اعتماد مردم و جهان را به دست آورند.

نیروهای سیاسی باید از خشم این مردم بترسند. این مردم به کسانی که به منافعشان پشت کنند رحم نمی‌کنند و دیگر تاب دردهای بیشتر را ندارند.

در عین حال از شهروندان نیز می‌خواهیم که گفتمان میان خود را بهتر کنند و به فتنه افکنان فرصت بروز ندهند. برای رهبران دینی نیز تأکید می‌کنیم که امنیت ارزش‌های دینی باشند. دین به مهربانی، رحمت، جدال به روش‌های بهتر و تلاش برای همه لبنانی‌ها فرامی‌خواند. آن‌ها نباید عامل تفرقه میان لبنانی‌ها و ایجاد تنش میان آن‌ها باشند و موضع‌گیری‌شان باعث تحریک مردم علیه یکدیگر شود.

 

سالروز ناپدید سازی امام موسی صدر

در خاتمه باید به سالروز ناپدید سازی امام موسی صدر بپردازیم. شخصیتی که نمونه عالم آشنا به زندگی و زمانه، نماد وحدت اسلامی و ملی، همگرایی میان مسلمانان و مسیحیان، رویکرد به دنیای عرب و جهان اسلام، تلاش برای ایجاد پیوند مردم، تلاش برای صیانت از کشور در برابر فتنه‌هایی که می‌خواستند لبنان را در آن بسوزانند، ایستادگی قوی در برابر فساد و محرومیت، مقابله با دشمن صهیونیستی و حمایت از آرمان فلسطین بود.

به این مناسبت بار دیگر درخواست می‌کنم از این قضیه که مورد توجه همه لبنانی‌هاست ابهام‌زدایی شود. چون امام موسی صدر پیشوای یک طایفه لبنانی‌ها نبود بلکه پیشوای وطن بود و مسئولیت ماست که از او الهام بگیریم و پیرامون این قضیه متحد شویم و به وظایف خود در این باره عمل کنیم.