خطبه جمعه، 14 شهریور ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: تأثیرگذاری زینب(س) / قیام علیه یزید / واقعه حره.

مطالب مهم خطبه دوم: صد سالگی بدون دستاورد / فرصتی برای آرام کردن اوضاع / آیا انفجار بندر، لوث می‌شود؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

16 محرم 1442 هـ برابر با 14 شهریور ۱۳۹۹ هـ و 4/9/٢٠٢٠ م

واقعه حره؛ آغاز سقوط حکومت اموی

 

مطالب مهم خطبه اول: تأثیرگذاری زینب(س) / قیام علیه یزید / واقعه حره.

مطالب مهم خطبه دوم: صد سالگی بدون دستاورد / فرصتی برای آرام کردن اوضاع / آیا انفجار بندر، لوث می‌شود؟

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذَلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ» صدق الله العظيم.

با پایان یافتن واقعه کربلا، زینب(س) تصمیم گرفت به رغم اندوهی که از بابت خون‌های گران‌بهای ریخته شده در کربلا داشت، عاطفه خود را مهار کند؛ زیرا اولاً زمان احساسی شدن نبود. بلکه برای پایبندی به وعده‌ای که به برادرش داده بود، زمان عمل بود. چون برادرش به او فرموده بود: «یا اُخَیَّةُ، إنّی اُقسِمُ عَلَیکِ فَأَبِرِّی قَسَمی، لا تَشُقّی عَلَیَّ جَیبا، ولا تَخمُشی عَلَیَّ وَجها، ولا تَدعی عَلَیَّ بِالوَیلِ وَالثُّبورِ؛ خواهرم! تو را سوگند مى‌دهم که به این [سفارشم] عمل کنى: بر [مرگ] من گریبانْ چاک مده و صورت مخراش و ناله و فغان مکن.»

ثانیاً: دید مسئولیتش این است که اجازه ندهد یزید، عبیدالله بن زیاد و عمر بن سعد احساس پیروزی کنند و با دفن انقلاب امام حسین(ع) در صحرای کربلا و اهداف و شعارهایی که امام حسین(ع) به خاطر آن‌ها قیام کرد و او و یاران و اهل بیتش به خاطر آن‌ها به شهادت رسیدند، به اهداف خود برسند.

معتقد بود وظیفه دارد مردم را از اصل ماجرا مطلع سازد و تصویر مخدوشی را که بنی‌امیه بعد از پایان یافتن معرکه، ایجاد کرده بودند از اذهان مردم بزداید و واقعیت یزید و طرح ویرانگر او برای اسلام و مسلمین را برای مردم افشا کند. در طول اسارت در کوفه وقتی مردم دور او جمع می‌شدند، در مجلس ابن زیاد، در راه کوفه تا شام، در مجلس یزید و بعد از این که به مدینه منوره بازگشت، همین کار را کرد.

 

تأثیرگذاری زینب(س)

زینب(س) در هر جایی که حضور یافت و سخنرانی کرد، توانست تغییر ایجاد کند. تأثیرگذاری آن حضرت به جایی رسید که والی مدینه را نیز به تنگنا انداخت و به یزید نامه نوشت که زینب دختر علی و خواهرانش مردم را برای ایستادگی در برابر حکومت بنی‌امیه تحریک می‌کنند و اگر او در مدینه بماند، مدینه حتماً به سوی قیام به پیش می‌رود. یزید نیز طی نامه‌ای به والی مدینه دستور داد که زینب را از حجاز بیرون کند و میان او و مردم جدایی بیفکند. زمانی که والی فرمان یزید بن معاویه را با او در میان گذاشت، به او فرمود: «خدا می‌داند چه بر سر ما آمده است، یزید مردان برگزیده ما را به شهادت رسانید و ما را بر فراز محمل شتران به این سوی و آن سوی کشانید. به خدا قسم ما از این شهر خارج نمی‌شویم هر چند که خون‌هایمان ریخته شود.»

به این ترتیب نقش آن حضرت با نقش امام زین العابدین(ع) گره می‌خورد که هر جا فرصتی به دست آمد، کوشید با دعاها و سخنان خود، تحریک عواطف و یادآوری جنایتی که در کربلا رخ داد، به نشر آگاهی و بصیرت افزایی بپردازد.

 

قیام علیه یزید

تمام این تلاش‌ها علیه یزید و حکومت اموی نتیجه داد. از این رو یزید کوشید که تغییراتی صوری در سیاست خود ایجاد کند؛ بنابراین والی خود ولید به عقبه را به خاطر رفتارهای خشنش عزل کرد و کسی را که به مردم مدینه نزدیک‌تر بود، به ولایت مدینه گمارد. یزید از والی خود خواست تا هیئتی را به نمایندگی از مردم مدینه نزد او بفرستد تا از آن‌ها دلجویی کند. هیئتی به ریاست عبدالله بن حنظله غسیل الملائکة به دربار یزید رفت.

بنا به روش بنی‌امیه، یزید گمان می‌داشت که با پول می‌تواند دل‌های بزرگان مدینه را جذب کند و آنان را به خود نزدیک گرداند تا در برابر جنایت‌های او سکوت پیشه کنند. بعد از این هیئت از شام برگشت و بعد از این که با چشمان خود حقیقت یزید را دیدند، واقعیت همانی بود که امام حسین(ع) بدان اشاره کرده بود: «وَ یَزیدُ رَجُلٌ فاسِقٌ شارِبُ الْخَمْرِ قاتِلُ النَّفْسِ المُحَرَّمَةِ مُعْلِنٌ بِالْفِسْقِ وَ مِثْلِی لا یُبایِعُ لِمِثْلِهِ؛ در حالى که یزید مردى فاسق، مى گسار و قاتل بی‌گناهان است. او کسى است که آشکارا مرتکب فسق و فجور می‌شود؛ بنابراین، هرگز شخصى همانند من، با مردى همانند وى بیعت نخواهد کرد.» از این رو گفتند: ما مردی را دیدیم که نه دین و نه اسلام را می‌شناخت. او شایستگی خلافت مسلمانان را ندارد. ما گواهی می‌دهیم که او را برکنار کردیم. شما نیز او را برکنار کنید. مردم مدینه نیز تصمیم گرفتند که یزید را برکنار و از او اعلام برائت کنند.

این حرف اعلام قیام مردم مدینه علیه یزید و بنی‌امیه بود. آنان علیه حکومت یزید قیام کردند و والی یزید بر مدینه را برکنار کردند و اموی‌هایی را که در خانه مروان بن حکم از سران بنی‌امیه، جمع شده بودند، محاصره کردند و برای برداشتن محاصره شرط کردند که آنان باید بدون جنگ و خونریزی مدینه را ترک کنند و تعهد دهند به صف کسانی که در آینده به جنگشان خواهند آمد نپیوندند. ولی اینان به محض این که از محاصره رها شدند، پیمان خود را نقض کردند.

در اینجا خوب است اشاره کنیم مروان بن حکم همان کسی است که رهبر اموی‌های مدینه بود. وقتی می‌خواست از مدینه خارج شود، دنبال کسی بود تا خانواده خود را نزد او بگذارد. هیچ کس غیر از امام زین العابدین(ع) حاضر نشد که خانواده سی صد نفره او را قبول کند. امام به او فرمود: خانواده خود را در کنار خانواده‌ام جای ده. مروان نیز چنین کرد. آن هم به رغم تمام کارهایی که مروان در حق اهل بیت(ع) انجام داده بود و از آنان نفرت داشت. چون مروان در جنگ جمل و صفین علیه امام علی(ع) حضور داشت، نگذاشت که امام حسین(ع) امام حسن(ع) را در کنار جدش پیامبر خدا(ص) دفن کند و به والی مدینه مشورت داد که از امام حسین(ع) برای یزید بیعت بگیرد. به والی گفت: نگذار بدون بیعت خارج شود و در غیر این صورت گردن او را بزن. ولی امام زین العابدین(ع) نمی‌خواست که مسئولیت گناهان او را به دوش خانواده‌اش بیندازد.

یکی از دختران مروان بن حکم در اشاره به میزان رسیدگی در خانه امام زین العابدین(ع) گفته است: به خدا سوگند! آن قدر که نزد امام زین العابدین(ع) مورد رسیدگی و تفقد قرار گرفتیم، در خانه پدر خود رسیدگی و مواظبت نشدیم.

 

واقعه حره

وقتی خبر قیام مردم مدینه، برکنار والی و اخراج بنی‌امیه از مدینه به گوش یزید رسید، سپاهی گران را به فرماندهی مسلم بن عقبه که تعدادشان فزون‌تر از 15000 نفر جنگجو بود، روانه مدینه کرد. آنان به مدینه یورش آوردند و سه روز همه چیز را برای خود حلال قرار دادند و بدترین جنایت‌ها را مرتکب شدند، به نوامیس و اموال مردم دست درازی کردند و مردان و زنان و سالخوردگان را کشتند. در این حمله تعداد زیادی شهید شدند. تاریخ نگاران تعداد شهدا را یازده هزار نفر ذکر کرده‌اند که هفتاد نفرشان حافظ قرآن و هشتاد نفر دیگر از صحابه گران‌قدر پیامبر خدا بودند.

این حادثه به واقعه حره معروف شد که در تاریخ 13 محرم سال 63 هجری یعنی سه سال بعد از شهادت امام حسین(ع) روی داد. این حادثه تداوم روش و منش اموی بود و طغیان و ستمکاری یزید را نشان داد.

درست است که این حادثه به صورتی دردناک تمام شد، ولی ثابت کرد که بعد از حادثه کربلا و آن ایستادگی نابرابرانه در برابر حاکم ظالم، قدرت و عزم قوی در جان مردم ریشه دوانده است. قیام مدینه زمینه‌ساز قیام بعدی شد که ارکان حکومت اموی را به لرزه درآورد و در نهایت آن را سرنگون کرد و به این واقعیت قرآنی اشاره نمود که می‌فرماید: «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ».

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که خداوند به ما توصیه کرده است: «وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلاً».

خداوند نسبت به کسانی هشدار می‌دهد که وقتی خبرهای جنگ و صلح به گوششان می‌رسد، بدون بحث و بررسی آن را نشر می‌دهند. در حالی که اگر به پیامبر خدا(ص) یا کسانی که از واقعیت و نهان امور آگاه هستند، مراجعه کنند، به خطا یا اتخاذ موضعی دچار نمی‌شوند که خود و جامعه‌شان را تحت تأثیر قرار می‌دهند؛ زیرا خداوند از جامعه ایمانی می‌خواهد که پیش از بیان یا نوشتن خبر، از درستی آن مطمئن شوند. به این ترتیب در مقابله با همه کسانی که خبرهای دروغ و شایعات مغرضانه نشر می‌کنند، از بصیرت و توانایی بیشتری برخوردار خواهند شد و برای مقابله با چالش‌ها قوی‌تر خواهند شد.

 

صد سالگی بدون دستاورد

از لبنان آغاز می‌کنیم که اولین صد سالگی خود را پشت سر گذاشت. این مناسبت فرصت خوبی است تا به موفقیت‌ها و دستاوردهای مردم لبنان در طول این تاریخ اشاره‌ای صورت گیرد؛ اما متأسفانه در حالی صد سالگی لبنان جشن گرفته می‌شود که لبنان در زمینه‌های اقتصادی، مالی و اجتماعی در جا زده است، در عرصه‌های اداری و سیاسی گرفتار فساد است و میان طوایف و مذاهب آن چنددستگی و تفرقه وجود دارد و این‌ها باعث بروز فجایعی شده‌اند که لبنانی‌ها از آن‌ها در رنج هستند و آنچه در بندر بیروت روی داد، آخرین فاجعه نخواهد بود که زمینه‌ساز مداخلات خارجی شد و زمینه مناسبی را برای مطامع و درگیری‌های آن‌ها به وجود آورد.

ما نمی‌خواهیم با این مناسبت مانند سایر مناسبت‌های زمانی دیگر برخورد شود. بلکه فرصت خوبی است برای این که در روندی که کشور را به این فروپاشی رسانده است تجدید نظر صورت بگیرد. نه فقط تجدید نظر در نظام سیاسی که برخی‌ها از آن صحبت می‌کنند، بلکه تغییر در ذهنیت حاکمان که نباید کشور را به گاو شیری خود تبدیل کنند.

مسئولیت لبنانی‌ها این است که بگذارند این کشور به عنوان الگویی از همکاری و همبستگی پیروان ادیان باقی بماند. نباید با طایفه بندی دین و تهی ساختن آن از محتوای ارزشی و اخلاقی و استفاده از آن در درگیری‌های داخلی و خارجی این تجربه را به شکست بکشانند.

 

فرصتی برای آرام کردن اوضاع

درست در فضای تاریکی که لبنانی‌ها قرار داشتند، بعد از پیشنهاد‌های رئیس جمهور فرانسه مبنی بر تشکیل سریع دولت، انجام اصلاحات، ایجاد تغییر در بخش سیاسی و تعامل با پرونده‌های موجود با نگاهی به وضعیت سیاسی لبنان، نامزد نخست وزیری لبنان مشخص گردید. همه این‌ها اشاره به این واقعیت دارد که مرحله تازه‌ای آغاز شده است که مردم لبنان امیدوار شده‌اند می‌تواند آنان را از تونل تاریکی که توسط جریان‌های سیاسی کنونی وارد آن شده‌اند، بیرون ببرد.

در برابر این ماجرا، ما از هر تلاشی برای کمک به لبنان برای گذار از درد و رنج کنونی و درمان بحران‌های آن تقدیر و تشکر می‌کنیم. هر چند که می‌دانیم خارجی‌ها منافع خود را دارند. آن‌ها انجمن‌های خیریه نیستند و چیزی را مجانی نمی‌دهند؛ اما آنچه بسیار مایه تأسف است این است که این چاره‌ اندیشی‌ها توسط جریان‌های سیاسی مطرح نشده‌اند. حال آن که اگر این جریان‌ها قدری از خودخواهی خود دست برمی‌داشتند و این چنین در برابر رئیس جمهور فرانسه و القاهای او خوار نمی‌شدند، خودشان می‌توانستند این کارها را انجام دهند.

اما اکنون و بعد از این که توپ در زمین قدرت‌های سیاسی قرار گرفته است، درخواست می‌کنیم هر چه زودتر دولتی تشکیل شود که به خاطر ترکیب یا کیفیت و صلاحیت وزرای پیشنهادی بتواند به مسئولیت‌های خود عمل کند. وزرایی که منافع شهروندان را در رأس اولویت‌های خود قرار دهند و سعی نکنند دولت را از محتوای اصلاحی خود تهی کنند یا غرق در بازی‌های سهمیه‌بندی با درگیری میان اجزای آن کنند.

نظر ما این است که فضای کنونی بین المللی عامل مساعد برای لبنانی‌هاست. فضای بین المللی اگر نتواند مشکلات لبنان را به صورت کامل حل کند، حداقل ممکن است باعث ورود به مرحله آرام سازی اوضاع ‌شود که شاید به بروز راه حل‌هایی نیز بینجامد. از این رو باید راه را بر کسانی بست که سعی دارند وارد فرایند تخریب شوند. چون ثبات کشور برای آنان و برخی کسانی که از اصلاحات زیان دیده‌اند یا برای منافع گروهی خود تلاش می‌کنند و هر اقدام و اصلاحی را که با منافع و اهداف خود مناسب نمی بینند، به تعطیلی بکشانند.

 

آیا انفجار بندر، لوث می‌شود

در رابطه با انفجار بندر، درخواست می‌کنیم که برای کشف پیچیدگی‌های این موضوع، به تحقیقات سرعت داده شود. نگرانی ما از این بابت ای است که تحقیقات به انفجار محدود نماند. چون مواد قابل انفجار جدیدی نیز کشف شده است که می‌تواند به بروز فاجعه تازه‌ای منجر شود. نگرانی لبنانی‌ها این است که قضیه لوث شود و تحقیقات به نتیجه مطلوب نرسد.