حدیث جمعه، 25 مهر ماه 1399

* به خاطر شرایط دشوار بهداشتی که باعث بسته شدن مساجد گردید، حدیث جمعه جایگزین خطبه جمعه گردید.

مطالب مهم خطبه اول: جز عمل، راه نجاتی وجود ندارد / وصیت به امت اسلامی / آیا کسی جاودانه می‌ماند؟ / عجله در توبه / تجدید میثاق با پیامبر.

مطالب مهم خطبه دوم: معضل تشکیل دولت / اگر حمایت‌ها برداشته شود، چه خواهد شد؟ / سالگرد حرکت مردمی / مذاکرات در حالت چنددستگی / آمار هراسناک کرونا / تبریک به یمنی‌ها.

بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث جمعه / علامه سید علی فضل الله

29 صفر 1442 هـ برابر با 25 مهر ۱۳۹۹ هـ و 16/10/٢٠٢٠ م

آیا وصیت پیامبر(ص) را حفظ کردیم؟

 

* به خاطر شرایط دشوار بهداشتی که باعث بسته شدن مساجد گردید، حدیث جمعه جایگزین خطبه جمعه گردید.

مطالب مهم خطبه اول: جز عمل، راه نجاتی وجود ندارد / وصیت به امت اسلامی / آیا کسی جاودانه می‌ماند؟ / عجله در توبه / تجدید میثاق با پیامبر.

مطالب مهم خطبه دوم: معضل تشکیل دولت / اگر حمایت‌ها برداشته شود، چه خواهد شد؟ / سالگرد حرکت مردمی / مذاکرات در حالت چنددستگی / آمار هراسناک کرونا / تبریک به یمنی‌ها.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيم» صدق الله العظيم.

در بیست و هشتم ماه صفر سالروز وفات پیامبر خدا(ص) را گرامی داشتیم. مناسبتی که ما را به روز حزن انگیزی برد که در آن پیامبر خدا(ص) بعد از این که رسالت پروردگار خود را ابلاغ کرد، امتش را نصیحت کرد و در این راه آزار و اذیت‌های فراوانی را تحمل کرد و فرمود: «ما أوذي نبيّ بمثل ما أوذيت؛ هیچ پیامبری به مانند من اذیت نشد.» بدرود حیات گفت.

امام زین العابدین(ع) تمام رنج‌های جد خود پیامبر خدا را در این دعا به صورت خلاصه آورده است: «اللّهمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمّدٍ أَمِينِكَ عَلَى وَحْيِكَ، وَنَجِيبِكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَصَفِيِّكَ مِنْ عِبَادِكَ، إِمَامِ الرَّحْمَةِ، وَقَائِدِ الْخَيْرِ، وَمِفْتَاحِ الْبَرَكَةِ. كَمَا نَصَبَ لِأَمْرِكَ نَفْسَهُ، وَعَرَّضَ فِيكَ لِلْمَكْرُوهِ بَدَنَهُ، وَحَارَبَ فِي رِضَاكَ أُسْرَتَهُ، وَأَقْصَى الْأَدْنَيْنَ عَلَى جُحُودِهِمْ، وَقَرَّبَ الْأَقْصَيْنَ عَلَى اسْتِجَابَتِهِمْ لَكَ، وَوَالَى فِيكَ الْأَبْعَدِينَ، وَعَادَى فِيكَ الْأَقْرَبِينَ، وأَدْأَبَ نَفْسَهُ فِي تَبْلِيغِ رِسَالَتِكَ، وَأَتْعَبَهَا بِالدُّعَاءِ إِلَى مِلَّتِكَ، وَشَغَلَهَا بِالنُّصْحِ لِأَهْلِ دَعْوَتِكَ، حَتَّى ظَهَرَ أَمْرُكَ، وَعَلَتْ كَلِمَتُكَ، وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ؛ بارالها! پس درود فرست بر محمد که امین وحی تو و بزرگوارتر از تمام خلق تو و بنده پسندیده در میان عبادِ توست، آن پیشوای رحمت و قافله‏‌سالار خوبی و کلید برکت، چنان که او جان خویش را برای اجرای فرمان تو به زحمت انداخت و در راه تو بدنش را هدف ناراحتی قرار داد و در دعوت به سوی تو با نزدیکانش در افتاد و برای خشنودی تو با قبیله خود جنگید و در راه احیای دینت رشته خویشاوندی خود را گسست و نزدیک‌ترین بستگان خود را به علّت انکار حق از خویش دور کرد و دورترین مردم را به‏ خاطر قبول دین تو به خود نزدیک فرمود و فقط به خاطر تو با دورترین مردم دوستی کرد و با نزدیک‌ترین آنان دشمنی نمود و جانش را در رساندن پیام تو خسته کرد و به جهت فراخواندن مردم به آیین تو به زحمت افکند و به نصیحت نمودن پذیرندگانِ دعوتت مشغول ساخت تا آنجا که به دیار غربت و محل دور از اهل و عشیره و مرکز سکونت و نشو و نما و تولّد و آرامگاه جانش هجرت نمود. خواست او این بود که دین تو را عزیز کند و علیه کافران یاری جوید تا جایی که هر چه درباره دشمنانت اراده کرده بود با پایداری به دست آورد و آنچه در مورد عاشقانت تدبیر نموده بود انجام گرفت. پس در حالی که از تو کمک می‏‌خواست و در ضعف خود از تو نیرو می‏‌گرفت به ‏جنگ کافران برخاست و تا پایان برنامه در پایگاه دیارشان مبارزه نمود و در میان قرارگاهشان بر آنان هجوم برد تا فرمانت آشکار و کلمه‏‌ات برتری یافت، گرچه مشرکان‏ را خوشایند نبود.»

در این مناسبت حزن انگیز می‌خواهیم به برخی از فرازهای وصیت ایشان می‌پردازیم که نشان دهنده اوج علاقه ایشان به امت اسلامی است. آن هم به رغم این که از شدت بیماری رنج می‌برد.

 

جز عمل، راه نجاتی وجود ندارد

وصیت اول خطاب به بستگان، نزدیکان و همه کسانی است که به او ایمان آوردند. پیامبر خدا از آنان می‌خواهد که برای نجات یافتن در روزی که برای محاسبه نزد خدایشان می‌ایستند، به قرابت و وابستگی به او متکی نباشند بلکه اتکایشان به عملی باشد که پیشاپیش فرستاده‌اند؛ چون معیار نجات نزد خداوند متعال عمل صالح است و فقط با عمل صالح است که انسان به آن چه نزد خداوند است می‌رسد.

این مفهوم در فرمایش پیامبر چنین آمده است: «يَا بَنِي عَبْدِ مَنَافٍ، لاَ أُغْنِي عَنْكُمْ مِنَ الله شَيْئاً. يَا عَبَّاسُ بْنَ عبدالمطلب، اعمل فإنّي لاَ أُغْنِي عَنْكَ مِنَ الله شَيْئاً. يَا صَفِيَّةُ بنت عبدالمطلب، اعملي فإنّي لاَ أُغْنِي عَنْكِ مِنَ الله شَيْئاً. يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ مُحَمَّدٍ، اعملي فإنّي لاَ أُغْنِي عَنْكِ مِنَ الله شَيْئاً؛ ای فرزندان عبدمناف! من نمی‌توانم ذره‌ای شما را از خداوند بی‌نیاز کنم. ای عباس بن عبدالمطلب! عمل کن؛ چون من نمی‌توانم تو را ذره‌ای از خداوند بی‌نیاز کنم. ای صفیه دختر عبدالمطلب! عمل کن؛ چون من نمی‌توانم ذره‌ای تو را از خداوند بی‌نیاز کنم. ای فاطمه دختر محمد! عمل کن؛ زیرا من نمی‌توانم ذره‌ای تو را از خداوند بی‌نیاز کنم.»

سپس فرمود: «مَعَاشِرَ النّاسِ لَيْسَ بَيْنَ اللَهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ شَیْ‏ءٌ يُعْطِيهِ بِهِ خَيْرًا أَوْ يَصْرِفُ عَنْهُ بِهِ شَرّا إلّا الْعَمَلُ؛ ای جماعت مردم! ميان خدا و مردم، واسطه و سببی نيست كه خداوند بدان علّت خيری را بدو عنايت كند، يا شرّی را از او برگرداند، مگر عمل».

«أَيّهَا النّاسُ لَا يَدّعِی مُدّعٍ وَ لَا يَتَمَنّی مُتَمَنّ، وَالّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقّ نَبِيّا لَا يُنْجِی إلّا عَمَلٌ مَعَ رَحْمَةٍ؛ وَلَوْ عَصَيْتُ لَهَوَيْتُ؛ ای جماعت مردم! هيچ مُدّعِی ادّعا نكند و هيچ آرزومندی آرزو نداشته باشد. قسم به آن خدائی كه مرا به حقّ برانگيخته است، چيزی نمی‏تواند انسان را نجات دهد مگر عملِ توأم با رحمت خداوند. اگر من هم گناه كنم، سقوط می‏كنم.»

 

وصیت به امت اسلامی

وصیت دوم به خطاب به امت اسلامی است. پیامبر خدا بسیار نگران بود که دچار تفرقه شوند و دست خوش هواها، منافع و فتنه‌ها گردند. فرمود: «أَيُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا قَوْلِي وَ اعْقِلُوهُ عَنِّي فَإِنِّي لَا أَدْرِي لَعَلِّي لَا أَلْقَاكُمْ بَعْدَ عَامِي هَذَا... إِنَّ دِمَاءَكُمْ وَ أَمْوَالَكُمْ وَ أَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ إِلَى أن تَلْقَوا رَبَّكُمْ ... أَلَا هَلْ بَلَّغْتُ؟ اللَّهُمَّ اشْهَدْ ... أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ وَ لا یَحِلُّ لِمُؤْمِنٍ مَالُ أَخِیهِ إِلّا مِنْ طِیبِ نَفْسٍ مِنْهُ أَلا هَلْ بَلَّغْتُ اللّهُمَّ اشْهَدْ فَلا تَرْجِعُنَّ بَعْدِی کُفَّاراً یَضْرِبُ بَعْضُکُمْ رِقَابَ بَعْضٍ؛ ای مردم! حرف مرا بشنوید و درباره آن تعقل کنید؛ چون نمی دانم! شاید بعد از این سال شما را ملاقات نکنم... ای مردم! خون، مال و ناموس شما بر همدیگر تا زمانی که خدایتان را ملاقات کنید، حرام است... آیا ابلاغ کردم؟ خدایا شاهد باش!... اى مردم! مؤمنان برادر يكديگرند و براى هيچ مؤمنى مال برادرش جز از راه طيب نفس و رضايت خاطرش حلال نمى‌گردد... آیا ابلاغ کردم؟ خدایا شاهد باش! ... آگاه باشید که بعد از من به کفر برنگردید که گردن همدیگر را بزنید.»

اما متأسفانه ترس پیامبر خدا به جا بود؛ زیرا بعد از این که زندگی را بدرود گفت، فتنه‌ها آغاز شدند و امت او را به تباهی کشاندند، صفوفشان را متفرق و جمعشان را پراکنده کردند وحدتشان را در معرض تهدید قرار دادند و این وضعیت همچنان ادامه دارد؛ بنابراین اختلافات مذهبی، طایفه‌ای، حزبی، منطقه‌ای، خانوادگی و هر اختلاف دیگری جز با برقرار پل‌های رابطه و گفتگو و احیای احساسات برادری ایمانی درمان نمی‌شود و در غیر این صورت این اختلافات به کینه و نفرت تبدیل می‌شود که با وجود آن سب و لعن و بیش از این این‌ها آسان شده و زمینه برای قتل، جرح، هتک نوامیس و از بین بردن حرمت‌ها فراهم می‌شود.

 

آیا کسی جاودانه می‌ماند؟

اما وصیت سوم خطاب به مردان و زنانی است که به خاطر نزدیک شدن اجل آن حضرت می‌گریند. پیامبر خدا در حالی که به علی(ع) و عموزاده‌اش فضل تکیه داده بود وارد مسجد شد، ایستاد و فرمود: «أمّا بعد، أيّها الناس! فماذا تستنکرون من موت نبيّکم؟! ألم ينع إليکم نفسه وينع إليکم أنفسکم؟! أم هل خلّد أحد ممّن بعث قبلي فيمن بعثوا إليه فأخلد فيکم؟! ألا إنّي لاحق بربّي، وقد ترکت فيکم ما إن تمسّکتم به لم تضلّوا، کتاب اللّه بين أظهرکم تقرأونه صباحاً ومساءً، فيه ما تأتون وما تدعون، فلا تنافسوا ولا تحاسدوا ولا تباغضوا، وکونوا إخواناً کما أمرکم اللّه. ألا ثمّ أُوصيکم بعترتي أهل بيتي أن لا تفترقوا عنهم أبداً حتى تقوم السّاعة؛ امّا بعد، اى مردم! آيا مرگ پيامبر خود را خوش نمی‌دارید؟! آيا او، خبر مرگ خود و شما را برايتان نقل نکرده است؟! آيا پيامبران پيش از من، جاويدان زندگى کردند تا من نيز در ميان شما جاويدان، زنده بمانم؟! آگاه باشيد که من به پروردگارم ملحق خواهم شد و در ميان شما چيزى را باقى می‌گذارم که اگر بدان تمسک جوييد، گمراه نمی‌شوید؛ من کتاب خدا را که نزد شماست، برايتان باقى می‌گذارم. شما اين کتاب را صبح و شام تلاوت می‌کنید و اعمال و آرزوهاى خود را در آن می‌بینید. از اين رو با هم به رقابت برنخيزيد، به هم ديگر حسادت و دشمنى نورزيد و همان گونه که خداوند به شما فرمان داده است با هم برادر باشيد. آگاه باشيد که پس از کتاب خدا، شما را به عترت و اهل بيت خود وصيت می‌کنم، این که هیچ‌گاه از آن‌ها پراکنده نشوید تا این که قیامت برپا شود».

 

عجله در توبه

اما وصیت آخر خطاب به مردمی است که بعد از اطلاع یافتن از نزدیک شدن اجل پیامبر در مسجد گرد آمده بودند. به آنان فرمود: «أيّها النّاس! إِنَّهُ قَدْ دَنَا مِنِّي حُقُوقٌ مِنْ بَيْنِ أَظْهُرِکمْ، وَإِنَّمَا أَنَا بِشْرٌ، فَأَيُّمَا رَجُلٍ کنْتُ أَصَبْتُ مِنْ عِرْضِهِ شَيْئًا فَهَذَا عِرْضِي فَلْيَقْتَصَّ وَأَيُّمَا رَجُلٍ کنْتُ أَصَبْتُ مِنْ بَشَرِهِ شَيْئًا فَهَذَا بَشَرِي فَلْيَقْتَصَّ وَأَيُّمَا رَجُلٍ کنْتُ أَصَبْتُ مِنْ مَالِهِ شَيْئًا فَهَذَا مَالِي فَلْيَأْخُذْ، وَاعْلَمُوا أَنَّ أَوْلَاکمْ بِي رَجُلٌ کانَ لَهُ مِنْ ذَلِک شَيْءٌ فَأَخَذَهُ أَوْ حَلَّلَنِي فَلَقِيتُ رَبِّي وَأَنَا مُحَلَّلٌ لِي، وَلَا يَقُولَنَّ رَجُلٌ إِنِّي أَخَافُ الْعَدَاوَةَ وَالشَّحْنَاءَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ، فَإِنَّهُمَا لَيْسَتَا مِنْ طَبِيعَتِي، وَلَا مِنْ خُلُقِي؛ اى مردم! شايد که رفتن من از ميان شما نزديک باشد و من بشری مانند شما هستم. پس اگر به پوست کسی لطمه زده‌ام، این پوست من است. بیاید و مرا قصاص کند و اگر به مال کسی لطمه زده‌ام، این مال من است و بدانید که نزدیک‌ترین شما به من کسی است که اگر حقی بر من دارد، آن را از من بازستاند یا حلال کند و من در حالی خداوند را ملاقات کنم که حلال شده باشم و هرگز کسى از شما نگويد: من از دشمنى و کينه محمد می‌ترسم که اين دو خصلت از طبيعت و اخلاق من نیست.»

پیامبر خدا معصوم است، ولی با این وصیت می‌خواهد وضعیتی را که شایسته است مردم با خدای خود روبرو شوند، تبیین کند. این که در حالی به سوی خدای خود بروند که اطمینان داشته باشند از کسی حقی به عهده‌شان نیست و اگر چیزی به ذمه دارند، سریعاً توبه کنند و بدون این که کسی را خوار و حقیر بشمارند، حقوق و مظالم را به صاحبانشان بازگردانند تا در روزی که مظلومان به ستمکارانشان چنگ زده‌اند، خوار و حقیر نشوند. چون در آن روز قصاص بسیار دشوار است. چرا که روز مظلوم علیه ظالم بسیار دشوارتر از روز ظالم علیه مظلوم است.

چیز دیگری که پیامبر خدا با این وصیت خود می‌خواهد این است که اصحاب و همه مؤمنان می‌خواهد که نقدپذیر باشند و نقد را اهانت و تحقیر خود نشمارند. بلکه آن را هدیه‌ای برای خود تلقی کنند که به آنان کمک می‌کند از خطاها عبور کنند و کمبودهای خود را برطرف کنند و از دیگران بخواهند که آنان را مورد نقد خود قرار دهند.

 

تجدید میثاق با پیامبر

در سالروز وفات پیامبر خدا(ص) باید دل و عقل خود متوجه مزار آن حضرت شویم و همان چیزی را عرض کنیم که امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى يا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِک ما لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِک مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْأَنْباءِ وَ أَخْبارِ السَّماءِ، خَصَصْتَ حَتّى صِرْتَ مُسَلِّياً عَمَّنْ سِواک، وَ عَمَمْتَ حَتّى صارَ النّاسُ فِيک سَواءً. وَ لَوْلا أَنَّک أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْجَزَعِ ‏لَأَنْفَدْنا عَلَيْک ماءَ ‏الشُّؤُونِ‏، وَ ‏لَکانَ‏ ‏الدَّاءُ ‏مُماطِلًا وَ ‏الکمَدُ ‏مُحالِفاً؛ پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! با مرگ تو رشته‏اى بريد که در مرگ ديگران نبريد، با مرگ تو رشته پيامبرى و فرود آمدن پيام و اخبار آسمانى گسست، مصيبت تو، ديگر مصيبت ديدگان را به شکيبايى واداشت و همه را در مصيبت تو يکسان عزادار کرد، اگر به شکيبايى امر نمى‏کردى و از بى‏تابى نهى نمى‏فرمودى، آن‌قدر اشک مى‏ريختم تا اشک‌ها تمام شود و اين درد جانکاه هميشه در من مى‏ماند و اندوهم جاودانه مى‏شد.» تا با او پیمان ببندیم به دینی که او آورده است، وفادار می‌مانیم و برای حفظ این دین، آماده‌ایم تا بهترین و ارزشمندترین سرمایه خود را که جانمان باشد فدا کنیم و هیچ تغییری در موضعمان روی نخواهد داد. باید از صمیم دل دعا کنیم: «اللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا کدَحَ فِيک إِلَى الدَّرَجَةِ الْعُلْيَا مِنْ جَنَّتِک حَتَّى لَا يُسَاوَى فِي مَنْزِلَةٍ، وَ لَا يُکافَأَ فِي مَرْتَبَةٍ، وَ لَا يُوَازِيَهُ لَدَيْک مَلَک مُقَرَّبٌ، وَ لَا نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ عَرِّفْهُ فِی أَهْلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ أُمَّتِهِ الْمُؤْمِنِینَ مِنْ حُسْنِ الشَّفَاعَةِ أَجَلَّ مَا وَعَدْتَهُ؛ یا نَافِذَ الْعِدَةِ؛ خدايا! او را به پاس رنجي که در راه تو تاب آورده است تا بالاترين مرتبه‌هاي بهشت بالا ببر، آن گونه که هيچ کس در هيچ مقامي به پاي او نرسد و در هيچ مرتبه‌اي با او برابر نباشد و هيچ يک از فرشتگان مقرّب درگاهت و هيچ يک از پيامبرانِ فرستاده‌ات، نزد تو با او برابري نتواند و قبول شفاعتش را در اهل بیت پاکیزه‏‌اش و مؤمنان از امّتش بیش از آنچه به‏ او وعده فرموده‏‌ای به او اعلام فرما. ای خدایی که وعده‏‌ات نافذ است.»

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امام رضا(ع) شیعیان خود را به این ویژگی‌ها توصیف کرده است. همان امامی که بیست و هشتم صفر سالروز وفات ایشان است. فرمود: «الْخَیْرُ مِنْهُ مَأْمُولٌ، وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ، یَسْتَکْثِرُ قَلِیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِه، ِ وَ یَسْتَقِلُّ کَثِیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ، لَا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوَائِجِ إِلَیْهِ، وَ لَا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ، الْفَقْرُ فِی اللَّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنَى، وَ الذُّلُّ فِی اللَّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فِی عَدُوِّهِ ... لَا یَرَى أَحَداً إِلَّا قَالَ هُوَ خَیْرٌ مِنِّی وَ أَتْقَى، إِنَّمَا النَّاسُ رَجُلَانِ، رَجُلٌ خَیْرٌ مِنْهُ وَ أَتْقَى، وَ رَجُلٌ شَرٌّ مِنْهُ وَ أَدْنَى. فَإِذَا لَقِیَ الَّذِی شَرٌّ مِنْهُ وَ أَدْنَى قَالَ: لَعَلَّ خَیْرَ هَذَا بَاطِنٌ وَ هُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ خَیْرِی ظَاهِرٌ وَ هُوَ شَرٌّ لِی، وَ إِذَا رَأَى الَّذِی هُوَ خَیْرٌ مِنْهُ وَ أَتْقَى تَوَاضَعَ لَهُ لِیَلْحَقَ بِهِ؛ [مردم] به خيرش اميدوار و از شرش در امان باشند.  خير اندک دیگران را بسيار شمارد و نيكى بسيار خود را اندک داند. از مراجعه ارباب حاجت ملول نشود و در تمام عمر از طلب علم خسته نشود. درويشى در راه خدا را از توانگرى دوست‏تر دارد و ذلت در راه او را از عزت در راه دشمنش بيشتر دوست دارد. ... کسی از مردم را نمی‌نگرد مگر اینکه پیش خود می‌گوید: او از من بهتر و پرهیزگارتر است. همانا مردم دو گروه‌اند؛ کسانی که از این شخص در کمال و ارزش‌های انسانی و تقوای و پرهیزگاری بهتر و والاترند؛ و گروهی که از این شخص بدتر و از مراتب انسانی و کمالات معنوی پایین‌ترند. وقتی به مردمی برمی‌خورد که آن‌ها از او بهتر و پرهیزگارترند در مقابلشان تواضع و فروتنی می‌کند و آرزو می‌کند که به آن‌ها ملحق شود و از این گروه باشد.»

ما شدیداً به داشتن این ویژگی‌ها نیاز داریم. صفاتی که بیانگر وابستگی و التزام راستین ما به اهل بیت(ع) هستند. با این ویژگی‌ها ما از توانایی بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

معضل تشکیل دولت

از موانعی که بر سر تشکیل دولت و تأخیری که در این زمینه ایجاد شده است، آغاز می‌کنیم. لبنانی‌ها از جریان‌های سیاسی انتظار داشتند که به سرعت روند تشکیل دولت را آغاز کنند و از حساب‌ها، منافع و حساسیت‌های شخصی به نفع میهنی که در معرض فروپاشی قرار دارد و مردمی که توانایی دادن تاوان تأخیر تشکیل دولت را ندارند دست بردارند. ولی متأسفانه چنین نشد و بار دیگر برخی از جریان‌های سیاسی در حد و اندازه مسئولیتی که داشتند ظاهر نشدند و امید لبنانی‌ها را به یأس تبدیل کردند.

با توجه به این وضعیت انتظار داریم که روزهای باقیمانده برای غلبه دادن منطق توافق بر منطق واکنش و هیاهو کافی باشد تا تشکیل دولت سرعت پیدا کند. چون شرایط امروز به انسجام و همگرایی نیاز دارد و بدون عقب نشینی متقابل همه و غلبه یافتن دغدغه عمومی بر منافع شخصی، امکان نجات کشور وجود ندارد.

 

اگر حمایت‌ها برداشته شود، چه خواهد شد؟

در همین زمان با نزدیک شدن به زمان احتمالی برداشته شدن حمایت‌ها از نان، سوخت و دارو ترس و دلهره لبنانی‌ها دوچندان شده است و با فراهم نبودن سوخت کافی و فقدان دارو خصوصاً برای بیماری‌های صعب العلاج به خاطر انبار کردن، احتکار و قاچاق که مورد تأیید وزیر بهداشت نیز قرار گرفته است، نشانه‌های آن در حال بروز است و آن چه بر پیچیدگی اوضاع افزوده است، بعد از محروم شدن سپرده‌گذاران از برداشت دلار، تصمیم اخیر بانک مرکزی مبنی بر تعیین سقف برای برداشت لیره [لبنانی] از بانک‌هاست.

در این باره بار دیگر نسبت به تصمیماتی که زندگی، قوت روزانه و سلامتی شهروندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد هشدار می‌دهیم و درعین‌ حال که بار دیگر لبنانی‌ها را به وحدت فرامی‌خوانیم، این که در برابر کلیه کسانی که باعث و بانی گرسنگی، درد و رنجشان هستند در صف واحد بایستند، موافقت خود را با تصمیم رئیس دولت موقت در رد این تصمیمات اعلام می‌داریم.

تمامی کسانی که مسئولیت دارند باید این واقعیت را در نظر داشته باشند که توان تحمل کشور اندازه‌ای دارد و زمان به نفع آنان نیست که از انجام مسئولیت‌های خود شانه خالی کنند. آنان باید سریعاً کاری انجام دهند. از آنان می‌خواهیم برای نجات کشور، راهکاری مناسبی را فراهم و سریعاً بندهای مربوط به اصلاحات را اجرایی کنند. شاید که راهی برای به دست آوردن اعتماد مردم لبنان و دنیا فراهم شود؛ چون روشن شده است که اگر اصلاحاتی صورت نگیرد، آنان گامی برای کمک به این کشور برنمی‌دارند.

 

سالگرد حرکت مردمی

در همین زمان، سالگرد حرکت مردمی فرامی‌رسد. حرکتی که بیانگر درد و رنج واقعی تمام طوایف، مذاهب، مراکز سیاسی و مناطق مردم لبنان بود و با برملا شدن هسته‌های فساد در مدیریت دولت و تعامل با سرنوشت آن، توانست که سیاسیون کشور را به تنگنا بیندازد. ولی با همه امیدی که ما و مردم لبنان به این حرکت داشتیم، نتوانست در برابر دخالت‌های داخلی و خارجی و روش‌هایی که به سیمای آن آسیب زد و حمایت عمومی را از آن سلب کرد، دوام بیاورد.

به این جهت از همه طیف‌های فعال در این حرکت می‌خواهیم که با بازنگری همه جانبه برای روش‌هایی که باعث چنین دگرگونی شد و مردم مثل اول با آن همنوایی نشان ندادند، چاره اندیشی کنند و بکوشند که پاکی، صفا و خلوص در اهداف و روش‌ها را به این حرکت بازگردانند.

 

مذاکرات در حالت چنددستگی

در مورد آغاز مذاکرات غیرمستقیم با دشمن برای ترسیم مرزها، امیدوار بودیم هیئتی متحد و منسجم به این گفتگوها اعزام شود نه هیئتی که درباره قانونی بودن و ماهیت آن شک و شبهه وجود دارد. نظر ما این است که اگر با این وضعیت گفتگوها ادامه یابد، موضع لبنان در برابر دشمن تضعیف شود. از این رو درخواست می‌کنیم که تلاش جدی برای رفع شکاف‌های موجود و متحد کردن مواضع صورت بگیرد؛ چون با این رخوت و مکر [داخلی] و نیرنگی که در دشمن صهیونیستی سراغ داریم، لبنان نمی‌تواند در میدان مذاکرات موفق عمل کند.

 

آمار هراسناک کرونا

در عرصه سلامت نیز بار دیگر از همه لبنانی‌ها می‌خواهیم برای مقابله با آمار ترس‌آور تعداد مبتلایان و جان باختگان کرونا بالاترین درجات پیشگیری و مراقبت را رعایت کنند؛ چون دیگر در بیمارستان‌های دولتی و خصوصی جایی برای آن‌ها وجود ندارد. درعین‌حال از دولت می‌خواهیم اقدامات قاطع و حساب شده‌ای برای مشکلات ناشی از بسته شدن مناطق، مدارس و دانشگاه‌ها انجام دهد.

 

تبریک به یمنی‌ها

در خاتمه توافق جدید را به یمنی‌ها تبریک عرض می‌کنیم. توافقی که به آزادی تعداد زیادی اسیر منجر گردید. امیدواریم که این توافق به تفاهمی ملی منجر شود و به مصائب و رنج‌های مردم یمن پایان دهد و به اتحاد یمن و بازگشت امنیت، استقلال و حاکمیت ملی به این کشور بینجامد