خطبه جمعه، 16 آبان ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: گفتگو با ملحدان / به زبان گفتگو نیاز داریم.

مطالب مهم خطبه دوم: خطر کرونا / موانع تشکیل دولت / بررسی کیفری و قضیه آرد / ایستادگی و قهرمانی.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه‌های نماز جمعه بیروت به امامت علامه سید علی فضل الله

20 ربیع الاول 1442 هـ برابر با 16 آبان ۱۳۹۹ هـ و 06/11/٢٠٢٠ م

امام صادق(ع)؛ گفتگو برای مقابله با مخالفان

 

مطالب مهم خطبه اول: گفتگو با ملحدان / به زبان گفتگو نیاز داریم.

مطالب مهم خطبه دوم: خطر کرونا / موانع تشکیل دولت / بررسی کیفری و قضیه آرد / ایستادگی و قهرمانی.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» [الأحزاب: 33] صدق الله العظيم.

هفدهم ربیع الاول سالروز ولادت ششمین امام اهل بیت(ع) امام جعفر بن محمد صادق(ع) بود. امامی که به مانند تمام امامان اهل بیت(ع) به صفاتی چون دانش، بردباری، عبادت، خوش اخلاقی، دادن صدقه بسیار و تواضع شناخته می‌شد. شاخصه آن حضرت نشر علوم اهل بیت(ع) توسط احادیث و شاگردانی است که از اقصا نقاط دنیا نزد ایشان می‌آمدند. تا جایی که مذهب اهل بیت(ع) به نام آن حضرت گره خورد و به جعفری معروف گردید. ویژگی ایشان مقابله با اندیشه‌ها و جریاناتی بود که آن زمان در جامعه اسلامی بروز یافته و کیان اسلام را مورد تهدید قرار می‌دادند. امام صادق(ع) نیز با دانش، معرفت، گشودگی و محبت خود به مصاف آنان ‌رفت و در این زمینه از روش گفتگو بهره گرفت و با صوفی‌ها، زندیق‌ها و ملحدان و همه کسانی که با ایشان اختلاف نظر داشتند به گفتگو پرداخت و در این قضیه پیشگام گردید و به پیشوای گفتگو معروف شد.

امروز به جهت این مناسبت بزرگ می‌خواهیم به برخی از گفتگوهای ایشان بپردازیم. این گفتگوها با کسانی صورت گرفته است که در وجود خداوند نیز ایجاد تردید می‌کردند.

 

گفتگو با ملحدان

نمونه اول – گفتگو با عبدالله دیصانی از بزرگان ملحدان است. عبدالله ديصاني از هشام بن حکم، یکی از شاگردان امام صادق(ع) پرسيد: آیا تو پروردگار داری؟ گفت: آری. گفت: آیا او قادر است؟ گفت: آری قادر و هم قاهر است. گفت: آیا می‌تواند تمام جهان را طوری در تخم مرغی بگنجاند كه نه تخم مرغ بزرگ شود و نه جهان كوچک. هشام گفت: پاسخی ندارم. مهلتی بده تا پاسخت را بگویم. ديصانی گفت: يک سال به تو مهلت دادم. او این حرف را زد، چون اطمینان داشت که کسی نمی‌تواند به سؤال او پاسخ دهد.

هشام خدمت امام صادق(ع) رسيد و عرض كرد: يا بن رسول الله! فردی از من سؤالی كرده است كه در آن تکیه‌گاهی جز خدا و شما ندارم و سؤال را با امام در میان گذاشت. حضرت فرمود: ای هشام چند حس داری؟ گفت: پنج حس. فرمود: کوچک‌ترین آن کدام است؟ گفت: بینایی. فرمود: اندازه بيننده چه قدر است؟ گفت: به اندازه يک عدس يا کوچک‌تر از آن. پس فرمود: ای هشام! به پيش رو و بالای سرت بنگر و به من بگو چه می‌بینی. گفت: آسمان و زمين و خانه‌ها و کاخ‌ها و بیابان‌ها و کوه‌ها و نهرها را می‌بینم. امام(ع) فرمود: "آنکه توانسته است آنچه را که تو می‌بینی در يک عدس يا کوچک‌تر از آن درآورد، می‌تواند جهان را در تخم مرغ درآورد، بی‌آنکه جهان كوچک و تخم مرغ بزرگ شود."

مورد دوم – بازهم هشام نقل می‌کند: در مصر زندیقی بود که آشکارا خداوند را انکار می‌کرد. او به مدینه آمد تا با امام صادق(ع) مناظره کند. وقتی امام از علت آمدن او آگاه شد، پیش از این که زندیق لب به سخن گشاید، به او فرمود: «آیا می‌دانی [و قبول داری] که زمین، زیر و زِبَری دارد؟ گفت: آری. فرمود: آیا زیر زمین رفته‌ای؟ گفت: نه. فرمود: پس چه می‌دانی که زیر آن چیست؟ گفت: نمی‌دانم؛ امّا گمان می‌کنم که زیر زمین، چیزی نیست. فرمود: گمان [نشانه] ناتوانی است. چرا با یقین نمی‌گویی؟ سپس فرمود: آیا به آسمان، بالا رفته‌ای؟ گفت: نه. فرمود: در شگفتم از تو! نه به مشرق رسیده‌ای و نه به مغرب، نه به [اعماق] زمین رفته‌ای و نه به آسمانْ بالا شده‌ای و نه از آن عبور کرده‌ای تا بدانی فراسوی آسمان چیست و با این حال، آنچه را در آن‌هاست، انکار می‌کنی. آیا خردمند چیزی را که نمی‌داند، منکر می‌شود؟»

زندیق گفت: تا کنون هیچ کس غیر از شما با من این‌گونه سخن نگفته است. امام صادق(ع) فرمود: «بنابراین، تو در این باره شک داری که شاید باشد و شاید نباشد. زندیق گفت: شاید این گونه باشد. امام صادق(ع) فرمود: ای مرد! کسی که نمی‌داند، بر کسی که می‌داند، حجّتی ندارد و نادان را حجّتی نیست. ای مرد مصری! از من به گوش گیر که ما هرگز درباره خدا شک نداریم.(زیرا چیزهایی داریم که این شک را برطرف می‌کند؛ اما چگونه؟ تو را راهنمایی خواهم کرد.) مگر نمی‌بینی که مهر و ماه و شب و روز، در پی هم می‌آیند، بی آنکه در هم آمیزند(هیچ‌کدام راهشان را گم نمی‌کنند و وارد فضای دیگری نمی‌شوند. هرکدام برای خودشان حدود و موقعیتی دارند) و بازمی‌گردند (هرکدامشان که ناپدید می‌شود و در زمان مشخصی بازمی‌گردد. خداوند هم می‌فرماید: «لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ») ... ای مرد مصری! راستى چرا آسمان افراشته است و زمين هموار و زير پا نهاده است، چرا آسمان بر زمين نيفتد و زمين بالاى طبقات آسمان فرو نمى‌رود و به هم نمى‌چسبند و كسانى كه در آن‌ها هستند به هم نمى‌چسبند؟ زنديق گفت: خدا پرورنده و سيد آن‌ها نگهشان داشته است.» سپس او به دست امام صادق(ع) ایمان آورد. امام به هشام فرمود: او را با خود داشته باش و به او بیاموز. سپس از مدتی همین فرد به معلم اهل شام و مصر تبدیل شد.

نمونه آخر – روزی جعد بن درهم مقداری خاک و آب را در شیشه‌ای ریخت و پس از چند روز، حشرات و کرم‌هایی در آن شیشه تولید شدند. او به میان مردم آمد و ادّعا كرد: این حشرات و کرم‌ها را من آفریدم، زیرا من سبب پیدایش آن‌ها شدم، بنابراین آفریدگار (و خدای) آن‌ها من هستم. گروهی از علما این موضوع را به امام صادق(ع) خبر دادند. آن حضرت فرمود: «به او بگوئید: اگر حرفش حق است و او آفریدگار آن‌هاست، باید بگوید تعداد حشرات داخل شیشه چندتاست؟ چه تعداد آن‌ها نر و چه تعدادشان ماده است؟ وزن آن‌ها چقدر است؟ و از او بخواهید كه آن‌ها را به شكل دیگری، تغییر دهد؛ زیرا كسی كه خالق آن‌ها است، توانائی برای تغییر شكل آن‌ها نیز خواهد داشت». وقتی استدلال امام را به او رساندند، او از پاسخ عاجز ماند.

 

به زبان گفتگو نیاز داریم

عزیزان! این‌ها تعدادی از گفتگوهای امام صادق(ع) بود. دیدیم که ایشان در گفتگوهای خود هیچ‌گاه از طرف‌های گفتگو ناراحت نمی‌شد، با ایشان درشتی نمی‌کرد و به آن‌ها اهانت روا نمی‌داشت، بلکه به رغم بی‌ادبی و درشتی‌شان با آن حضرت و گستاخی در برابر خداوند و پروردگار او، به حرف‌هایشان گوش می‌داد، کرامتشان را حفظ می‌کرد و به پرسش‌هایشان پاسخ می‌داد.

او در سخن گفتن زبانی نرم داشت، دلیل را با دلیل و منطق را با منطق پاسخ می‌داد و دلیلی ارائه می‌داد که انسان را به حقیقت و آرامش می‌رساند. یکی از کسانی که شاهد رفتار انسانی امام در گفتگو بوده، ابن مقفع مترجم کتاب "کلیله و دمنه" است. او تحت تأثیر زندیقان قرار داشت. او بعد از گفتگویی که با امام صادق(ع) داشت، اظهار داشت: کسی نیست که مانند جعفر بن محمد شایسته نام انسانیت باشد. زمانی که یکی از او پرسید: چرا از میان مردم او برگزیدی؟ گفت: زیرا از نظر حسن منطق، حسن روش و حسن اخلاق چیزی در او دیدم که در دیگران ندیدم.

در سالروز میلاد امام صادق(ع) نیاز داریم که زبان گفتگو را بپذیریم. این که از گفتگو برای بیان اندیشه‌ها و تعامل با مخالفان خود استفاده کنیم؛ چون اگر گفتگو حتی اگر به اقناع دیگران و برطرف کردن اختلافات نشود، لااقل به فهم متقابل منجر می‌گردد و تصورات غلط و نادرست را از بین می‌برد، دل‌ها را سرد می‌کند، دغدغه‌ها و خیالاتی ناشی از دوری و بی‌اطلاعی را از بین می‌برد، زمینه همزیستی میان طیف‌های گوناگون دینی، مذهبی، فکری و سیاسی را فراهم می‌کند. سالروز ولادت امام صادق(ع) فرصت خوبی برای تجدید نظر در منطق رایج حاکم بر ماست؛ وقتی که منطق گفتگو را با منطق تحریک گری و عیب‌جویی که نتیجه‌ای غیر از تشدید تنش‌ها واکنش‌ها در پی ندارد، جایگزین کردیم. در این صورت جزو کسانی خواهیم شد که به این ندای الهی پاسخ مثبت داده‌اند: «ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ» [النّحل: 125].

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به این وصیت امام صادق(ع) سفارش می‌کنم که فرمود: «إِذَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْکَ بِنِعْمَهًٍْ فَأَحْبَبْتَ بَقَاءَهَا فَأَکْثِرْ مِنَ الْحَمْدِ وَ الشُّکْرِ عَلَی اللَّهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ فِی کِتَابِهِ الْعَزِیزِ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ إِذَا اسْتَبْطَأْتَ الرِّزْقَ فَأَکْثِرْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ قَالَ فِی کِتَابِهِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ یَعْنِی فِی الدُّنْیَا وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ یَعْنِی فِی الْآخِرَهًِْ یَا سُفْیَانُ إِذَا حَزَنَکَ أَمْرٌ مِنْ سُلْطَانٍ أَوْ غَیْرِهِ فَأَکْثِرْ مِنْ قَوْلِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ فَإِنَّهَا مِفْتَاحُ الْفَرَجِ وَ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّهًِْ؛ هرگاه خدا به تو نعمتی ارزانی داشت؛ و مایل بودی آن نعمت پایدار بماند، زیاد حمد و سپاس خدا را بکن. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ و هرگاه دچار تنگدستی شدی، زیاد استغفار کن! زیرا خداوند می‌فرماید: اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً، وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ؛ یعنی در دنیا. وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ؛ یعنی در آخرت. ای سفیان! هرگاه مطلبی تو را غمگین کرد چه مربوط به سلطان باشد یا دیگری بسیار لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ بگو! که این ذکر کلید فرج و گنجی از گنجینه‌های بهشت است.»

باید به این وصایا عمل کنیم تا رابطه خود را با خداوند تقویت کنیم، از عفو، تأیید و حمایت او برخوردار گردیم، به رضوان او نائل شده و از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار شویم.

 

خطر کرونا

از لبنان آغاز می‌کنیم که در آن تعداد افراد مبتلا به کرونا در آن به شکل خطرناکی در حال افزایش است. نزدیک است که بیمارستان‌ها از پذیرش مبتلایان بیشتر ناتوان شوند. این امر ایجاب می‌کند که دولت با تشدید نظارت بر شهروندان برای رعایت اصول پیشگیری و کمک به بیمارستان‌ها برای انجام وظیفه مطلوب در زمینه درمان، به مسئولیت‌های خود در مبارزه با این بیماری عمل کند.

بار دیگر از شهروندان می‌خواهیم که اصول پیشگیری و مراقبت، اعم از زدن ماسک و فاصله‌گذاری اجتماعی را رعایت کنند و در این زمینه سهل انگاری به خرج ندهند؛ چون تنها راه مبارزه با این بیماری همین است؛ زیرا روشن شده است که مردم توان تحمل پیامدهای تعطیلی عمومی و حتی جزئی را ندارند. هر چند که ما نگرانیم ممکن است به این مرحله نیز برسیم.

به لبنانی‌ها عرض می‌کنیم که در مبارزه با این بیماری تصمیم گیرنده نهایی شما هستید. در رابطه با سلایق و عادات گذشته خود قدری صبر و تحمل به خرج دهید تا برای مدت‌های طولانی آسوده شوید.

 

موانع تشکیل دولت

اما در زمینه تشکیل دولت، هنوز هم در روند تشکیل دولت سستی و رخوت دیده می‌شود. گویا همه چیز در کشور خوش و خرم است و لبنانی‌ها می‌توانند مدت‌های طولانی انتظار بکشند.

از این رو بار دیگر از نیروهای سیاسی مسئول تشکیل دولت می‌خواهیم که به مسئولیت خود در قبال مردمی که آن‌ها را به این مناصب و مسئولیت‌ها گماشته‌اند، عمل کنند. باید از خودخواهی‌ها، مسائل شخصی و منافع گروهی و طایفه‌ای خود دست بکشند و موانع را از سر راه تشکیل دولتی توانا و پاک دستی که بتواند با مسئولیت‌پذیری با پرونده‌های موجود تعامل کند، بردارند.

جریان‌های سیاسی باید بدانند ملت به کسانی که با منافع و آینده آنها و فرزندانشان بازی می‌کنند، رحم نمی‌کنند و نمی‌پذیرند که بار دیگر برای به دست آوردن نیازهای اساسی و ضروری خود نیز خوار و ذلیل شوند.

ملت در مطالبه حقوق خود گدایی نمی‌کند و کسی هم نمی‌تواند به خاطر تأمین حقوق مردم بر آن‌ها منت بگذارد. بلکه وظیفه مسئولان است که حقوق مردم را تأمین کنند. خیلی عیب دارد وقتی می‌بینند که کشور در حال فروپاشی است و ارکان و پایه‌های آن دارد از بین می‌رود، همچنان در کشور کسانی باشند که سرنوشت کشور و فرزندان آن را به خارج یا رسیدن به فلان مقام و منصب گره بزنند یا این که موضع خود را به برآوردن شدن فلان شرط یا فریب فلان گروه منوط کنند.

 

بررسی کیفری و قضیه آرد

در زمینه بررسی کیفری که قبلاً در شورای وزیران به تصویب رسید و یکی از شرکت‌ها مأمور انجام آن گردید، لبنانی‌ها از آغاز اجرای آن خوشحال شدند و آن را آغاز اصلاحات و بازگشت اموال به غارت رفته و آگاهی از این که اموال سپرده‌گذاران کجا رفته‌اند، دانستند؛ اما لبنانی‌ها سؤالشان این است: چرا می‌گویند موانعی بر سر راه انجام وظیفه این شرکت وجود دارد؟ از این رو ما خواهان برطرف شدن تمام موانع قانونی و غیرقانونی که بهانه‌ای برای عدم پیگیری این بررسی شده است، هستیم. نظر ما این است که اگر نیت‌ها خالص باشند، راه برای برطرف کردن این موانع وجود دارد.

در رابطه با قضیه آرد که معلوم شده است در جاهای غیربهداشتی نگهداری می‌شوند، ما این قضیه را توهین دولت لبنان به دولت دوست و برداری می‌دانیم که این آردها را به مردم لبنان اهدا کرده است و نشان دهنده بی‌توجهی یکی از ادارات دولتی است. این که چقدر به منافع شهروندان بی‌توجه هستند. این آردها نباید در میان شهروندان توزیع شود و نه انبار گردد.

از دستگاه قضایی می‌خواهیم حرکتی از خود نشان دهد و برای روشن شدن ابهامات قضیه و بازخواست مسئولان با هر پست و مقامی وارد عمل شود تا چنین فجایعی در جاها وزارت خانه‌های دیگر اتفاق نیفتد.

 

ایستادگی و قهرمانی

در خاتمه از ایستادگی، صبر و پایمردی ماهر الاخرس اسیر فلسطینی احساس عزت و سربلندی می‌کنیم. او ثابت کرد که زبان گویای امت اسلامی است. ما این ایستادگی و موضع گیری قاطع در برابر ظلم و چپاول دشمن صهیونیستی را می‌ستاییم و امیدواریم که پیام آن به همه ملل عربی و اسلامی و همه آزادی خواهان جهان برسد تا برای باز کردن زنجیر نه فقط از پیکر ماهر الاخرس بلکه از تمام ملتی تلاش کنند که دنیا بر مظلومیت‌های آن شادی می‌کند و قدمی برای یاری و دفاع از آن برنمی‌دارد.