خطبه جمعه، 23 آبان ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: آیا وابستگی کافی است؟ / اخلاق اصل است.

مطالب مهم خطبه دوم: با تصمیم تعطیلی موافق هستیم / تأخیر در تشکیل دولت / قانون مبارزه با فساد / پایمردی در مذاکرات.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

۲۷ ربيع الأوَّل 1442 هـ برابر با ۲۳ آبان ۱۳۹۹ هـ و ١٣/١١/٢٠٢٠ م

عمل صالح، راه ورود به بهشت

 

مطالب مهم خطبه اول: آیا وابستگی کافی است؟ / اخلاق اصل است.

مطالب مهم خطبه دوم: با تصمیم تعطیلی موافق هستیم / تأخیر در تشکیل دولت / قانون مبارزه با فساد / پایمردی در مذاکرات.

 

خطبه اول:

خداوند سبحان در کتاب عزیز خود چنین می‌فرماید: «لَّيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ مَن يَعْمَلْ سُوءاً يُجْزَ بِهِ وَلاَ يَجِدْ لَهُ مِن دُونِ اللهِ وَلِيّاً وَلاَ نَصِيراً» صدق الله العظيم.

در شأن نزول این آیه آمده است که گروهی از یهودیان، مسیحیان و مسلمانان دور هم جمع شده بودند و هر کدام به دین خود افتخار می‌کردند. یهودیان می‌گفتند: آن‌ها پیروان حضرت موسی (ع) و امت برگزیده هستند. پیامبر آن‌ها نمی‌گذارد که آتش جهنم به آنان برسد و اگر آتشی نیز به آن برسد، جز چند روز اندک نیست. مسیحیان نیز می‌گفتند: حضرت مسیح (ع) نمی‌گذارد که پیروانش وارد جهنم شوند و آنان به همراه حضرت مسیح به بهشت وارد خواهند شد و مسلمانان نیز می‌گفتند: ما پیروان حضرت محمد (ص) و بهترین امتی هستیم که مردم به چشم خود دیده‌اند و پیامبر خدا نمی‌گذارد، امت او که بهترین امت‌هاست، وارد جهنم شوند. در همین زمان آیه‌ای که تلاوت کردیم نازل شد. این آیه به درس‌های بسیاری اشاره دارد که ما به آن‌ها نیاز داریم.

 

آیا وابستگی کافی است؟

درس اول - وابستگی انسان به اسلام یا هر یک از ادیان آسمانی برای تضمین ورود به بهشت کفایت نمی‌کند. بلکه انسان اگر خطا کند، مجازات خواهد شد و اگر نیکی کند، پاداش خواهد دید.

بنابراین باید عمل صالح انجام داد و بهشت با آمال و آرزو به دست نمی‌آید. از این رو خداوند متعال فرموده است: «وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيراً»؛ بنابراین ایمان باید با عمل صالح همراه باشد تا انسان از پاداش و تکریم الهی بهره‌مند شود.

پیامبر خدا (ص) نیز به همین حقیقت اشاره می‌دارد. هنگامی که بیمار شد و اجلش نزدیک گردید، در حالی که به امیرالمؤمنین و عموزاده اش فضل بن عباس تکیه داده بود، وارد مسجد شد، از منبر بالا رفت و فرمود: «معاشر النّاس انّه لیس بین اللّه و بین احد نسب و لا امر یؤتیه به خیرا او یصرف عنه شرّا الاّ العمل. الا لا یدّعینّ مدّع و لا یتمنّینّ متمنّ و الّذی بعثنی بالحقّ لا ینجی الاّ عمل مع رحمة و لو عصیت لهویت؛ ای مردم! میان هیچ كس و خدا خویشاوندی یا چیزی كه خیری به او برساند یا شرّی از او دفع كند وجود ندارد جز عمل. همانا كسی ادعا نكند و آرزو نكند و خیال نكند كه غیر از عمل چیزی به حالش نفع می‌رساند. قسم به كسی كه مرا مبعوث كرد، نجات نمی‌بخشد مگر عمل توأم با رحمت پروردگار. من نیز اگر عصیان كنم، سقوط نابود می‌شوم.»

امام باقر (ع) نیز در این باره خطاب به کسانی که به خط اهل بیت (ع) وابسته هستند، می‌فرماید: «اتَّقُوا وَ اِعْمَلُوا لِمَا عِنْدَ اَللَّهِ لَيْسَ بَيْنَ اَللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ قَرَابَةٌ أَحَبُّ اَلْعِبَادِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَكْرَمُهُمْ عَلَيْهِ أَتْقَاهُمْ وَ أَعْمَلُهُمْ بِطَاعَتِهِ يَا جَابِرُ فَوَ اَللَّهِ مَا يُتَقَرَّبُ إِلَى اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلاَّ بِالطَّاعَةِ وَ مَا مَعَنَا بَرَاءَةٌ مِنَ اَلنَّارِ وَ لاَ عَلَى اَللَّهِ لِأَحَدٍ مِنْ حُجَّةٍ مَنْ كَانَ لِلَّهِ مُطِيعاً فَهُوَ لَنَا وَلِيٌّ وَ مَنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً فَهُوَ لَنَا عَدُوٌّ وَ لاَ تُنَالُ وَلاَيَتُنَا إِلاَّ بِالْعَمَلِ وَ اَلْوَرَعِ؛ پس از خدا بترسيد و براى به دست آوردن ثواب‌های اخروى عمل نمایید. خداوند با احدى قرابت و خويشاوندى ندارد محبوب‌ترين بندگان نزد خدا و گرامى‌تر آنان پرهيزكارتر و مطيع‌تر آنان است. اى جابر! به خدا سوگند نزديكى و تقرب به خدا به دست نمی‌آید، مگر از راه بندگى و اطاعت و برات آزادى از آتش با ما نيست و حجت و دليل هم كسى بر خدا ندارد. پس هر كس مطيع خدا باشد و از فرمان خدا اطاعت نمايد او دوست ماست و هر كه معصيت او را نمايد دشمن ماست و نعمت ولايت و محبت ما به دست نمی‌آید مگر از راه عمل و پرهيزگارى.» از این رو امام علی (ع) خطاب به کسانی که عمل نمی‌کنند و می‌خواهند با اعمال اندکی وارد بهشت شوند، می‌فرماید: «أَفَبِهذَا تُرِيدُونَ أَنْ تُجَاوِرُوا اللهَ فِي دَارِ قُدْسِهِ، وَتَكُونُوا أَعَزَّ أَوْلِيَائِهِ عِنْدَهُ؟ هَيْهَاتَ! لاَ يُخْدَعُ اللهُ عَنْ جَنَّتِهِ؛ با چنین اعمالى می‌خواهید که در جوار خداوندى در سراى قدس او به سر برید یا از گرامی‌ترین دوستان او به شمار آیید؟ آرزویى محال است. خداوند را براى رفتن به بهشت نتوان فریفت.» از این رو می‌بینیم که احادیث روی عمل صالح بسیار تأکید کرده‌اند؛ زیرا عمل صالح ابزار اصلی برای ورود به بهشت است. در حدیث آمده است: «أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِيَ الْجَنَّةَ، تَقْوَى اللهِ وَحُسْنُ الْخُلُقِ؛ امّت من بيشتر به سبب دو چيز وارد بهشت می‌شوند: تقوای الهی و خوش‌خویی.» و در حدیث دیگری آمده است: «مَنِ اشْتاقَ إلى الجَنَّةِ سارَعَ في الخَيْراتِ؛ هر كه مشتاق بهشت است، به كارهاى خوب بشتابد.» باز در حدیث دیگری آمده است: «ثلاثٌ مَن أتى اللّه َ بواحِدَةٍ مِنْهنَّ أوْجَبَ اللّه ُ لَهُ الجَنّةَ: الإنْفاقُ مِن إقْتارٍ و البِشْرُ لِجَميعِ العالَمِ و الإنْصافُ مِن نَفْسِهِ؛ سه كار است كه هر كس يكى از آن‌ها را انجام دهد خداوند بهشت را بر او واجب می‌گرداند: انفاق كردن در تنگدستى، خوش‌رویی با همه عالَم و انصاف داشتن.» هم چنین زمانی که فردی نزد پیامبر خدا (ص) آمد و عرض کرد: مرا به عملی راهنمایی کنید که مرا وارد بهشت کند. فرمود: «اشْتَرِ سِقاءً جديدا ثُمَّ اسْقِ فيها حتّى تَخْرِقَها، فإنّكَ لا تَخْرِقُها حتّى تَبلُغَ بها عَملَ الجَنّةِ؛ مشكى نو خريدارى كن و با آن، آن قدر به مردم آب بده تا آن را فرسوده و پاره كنى، پس زمانى كه مشک پاره شد، به عمل بهشت دست یافته‌ای.»

بر این اساس شایسته است که باید در میزان وابستگی راستین هر شخصی به اسلام یا هر دین دیگری تجدید نظر کنیم. میزان صداقت او با وابستگی مشخص نمی‌شود، بلکه به مقدارهماهنگی و انسجام عملی او با آنچه ادعای وابستگی به آن را دارد، مشخص می‌شود؛ زیرا ما غالباً افراد را بر اساس وابستگی‌های دینی‌شان مورد ارزیابی قرار می‌دهیم؛ اما میزان تأثیر این وابستگی در واقعیت زندگی یا ارزش‌های آنان را در نظر نمی‌گیریم.

این امر باعث می‌شود معیارهایی که ادیان آسمانی آورده‌اند تا بدان‌ها دعوت کنند و مورد تأکیدشان قرار دهند، تباه شوند؛ زیرا پیامبران و فرستادگان الهی برای این نیامده‌اند که هواداران خود را افزون یا پیروانی را دور خود جمع کنند، بلکه برای این آمده‌اند تا ایمان و اعمال صالح را در جان مردم نهادینه کنند.

 

اخلاق اصل است

درس دوم - این آیه به وحدت اهداف ادیان آسمانی اشاره می‌کند. قرآن کریم در اشاره به این اهداف واحد می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَالَّذِينَ هَادُواْ وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» و در آیه دیگری می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».

پیامبر خدا (ص) نیز در اشاره به این هدف می‌فرماید: «إنما بعثت لأتمّم مكارم الأخلاق؛ من برای تکمیل مکارم اخلاقی مبعوث شده‌ام.» چون پیامبر بیهوده نیامده است، بلکه آمده است تا آن دسته از مکارم اخلاقی که پیامبران گذشته آوردند را کامل کند.

ما نیاز داریم که ارزیابی خود را بر این اساس بنا کنیم و بر اساس آن ادعای پیروان ادیان آسمانی را مورد ارزیابی قرار دهیم و بر اساس همین معیارها با مردم تعامل کنیم؛ بنابراین نباید مسلمانی را که دروغ می‌گوید، ظلم می‌کند، دست به فساد می‌زند، از مکارم اخلاقی برخوردار نیست یا این که اثر خوبی روی اطرافیان خود ندارد، مسلمان بدانیم. نباید فرد مسیحی را که صالح نیست مسیحی بدانیم و اگر پیروان سایر ادیان نیز تجسم بخش این اهداف نیستند و از ایمان، مکارم اخلاقی و عمل صالح بهره‌ای ندارند، پیرو آن ادیان آسمانی بدانیم.

شاید خطرناک‌ترین چیزی که فراروی ادیان آسمانی در جامعه ما قرار دارد این است که این ادیان به اشکالی بی‌محتوا تبدیل شده‌اند و خیلی‌ها برای رسیدن به موقعیت‌های بهتر یا به دست آوردن منافع شخصی از دین بهره‌برداری می‌کنند، در حالی که جز اسم، بهره‌ای از دین ندارند. همین‌طور می‌بینیم بسیاری افراد عناوین دینی به خود داده‌اند، در حالی که هیچ یک از ویژگی‌های دین را ندارند.

قرآن کریم نیز وقتی از پیروان حضرت ابراهیم (ع) سخن می‌گوید، می‌خواسته است به همین قضیه اشاره کند. فرموده است: «إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ» و درباره پیروان رسول الله (ص) نیز می‌فرماید: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ» وآخر دعوانا أن الحمد لله ربِّ العالمين.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی سفارش می‌کنم که پیامبر خدا به یکی از یاران خود توصیه فرمود. وقتی از آن حضرت خواست بهترین دعایی را که با آن با خداوند راز و نیاز کند، به او بیاموزد، به او فرمود: «سَلِ اللهَ الْعَفْوَ وَالْعَافِيَةَ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ فَإِذَا أُعْطِيتَ الْعَافِيَةَ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ فَقَدْ أَفْلَحْتَ؛ از خداوند عفو و عافیت در دنیا و آخرت بخواه. اگر به تو عافیت در دنیا و‌ آخرت داده شد، در حقیقت رستگار شده‌ای.» چون عافیت بهترین چیزی است که خداوند سبحانه و تعالی به بنده خود در دنیا می‌دهد و راه نجات در آخرت نیز عافیت است.

باید دعای همیشگی ما همان چیزی باشد که پیامبر خدا با آن دعا می‌کرد: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْعَافِیَةَ وَ تَمَامَ الْعَافِیَةِ وَ دَوَامَ الْعَافِیَةِ وَ الشُّکْرَ عَلَی الْعَافِیَةِ یَا وَلِیَّ الْعَافِیَةِ؛ خدایا من از تو عافیت، دوام عافیت، همه عافیت و شکر بر عافیت را از تو می‌خواهم ای سرپرست عافیت.»

چون با عافیت می‌توانیم به مسئولیت‌ها و وظایف خود عمل کنیم و با عافیت از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم بود.

 

با تصمیم تعطیلی موافق هستیم

از لبنان شروع می‌کنیم که گسترش ویروس کرونا در آن به حد خطرناکی رسیده است. به نحوی که جز با تصمیم تعطیلی عمومی البته با در نظر داشت برخی استثنائات، امکان کنترل آن وجود ندارد. با توجه به خطراتی که برای شهروندان دارد، ما با هر نوع تصمیمی که باعث صیانت از شهروندان در برابر این بیماری شود، موافق هستیم و آنچه بر خطرناکی این بیماری می‌افزاید، این است که کرونا دستگاه بهداشت و درمان را که عهده‌دار مبارزه با این ویروس است نیز درگیر کرده است. از این رو درخواست می‌کنیم که تمام بندهای این تصمیم به دقت رعایت گردد و رعایت موازین بهداشتی وظیفه شرعی و اخلاقی محسوب شود. هر چند که ما از تأثیرات تعطیلی بر بخش‌های تولیدی و کسانی که از کار روزانه زندگی‌شان را تأمین می‌کنند، آگاهیم.

از این رو از دولت می‌خواهیم به مسئولیت‌های خود در قبال شهروندان کشور عمل کند؛ چون دولت موظف است به شهروندان خود کمک کند تا بار سنگینی این تعطیلی را تحمل کنند و در عین حال از مؤسسات و جمعیت‌های فعال در امور اجتماعی نیز می‌خواهیم که برای کمک به اقشار فقیر و محروم و تضمین پایبندی آن‌ها به این تصمیم با همدیگر همکاری کنند.

 

تأخیر در تشکیل دولت

در همین زمان تشکیل دولت با تأخیر مواجه شده و مشورت‌های جاری به پیشرفتی منجر نگردیده است، آن هم به رغم اینکه خوش‌بینی‌هایی در این زمینه وجود داشت؛ چرا که روی شکل دولت و کسانی که عهده‌دار تعیین مسئولیت‌ها هستند و نوع مناصب و مسئولیت‌هایی که گروه‌ها می‌خواهند، همچنان اختلافات جدی وجود دارد، بدون اینکه هیچ کدام از این گروه‌ها آمادگی عقب نشینی متقابل برای تشکیل دولت را داشته باشند.

آنچه جای تأسف دارد این است که هیئت‌هایی از خارج به کشور می‌آیند تا نیروهای سیاسی را تشویق کنند که از چنددستگی‌ها دست بردارند و هر چه زودتر دولتی را تشکیل دهند تا اصلاحاتی را انجام دهد که برای خروج لبنان از این بحران‌ها ضروری هستند. حال آنکه جریان‌های سیاسی به گونه‌ای با کشور برخورد می‌کنند که گویی همه چیز خوب است و به کسی محتاج نیستند. از این رو آنان همچنان غرق در حساب‌ها، درگیری‌ها و منافع شخصی خود هستند و هیچ توجهی به وضعیت کشور و شهروندان ندارد.

از این رو به همه اینان عرض می‌کنیم که بازی کردن با سرنوشت و آینده کشور و آینده فرزندان آن بس است. زمان آن رسیده است که در حساب‌های خود تجدید نظر کنید، پیش از اینکه دیگران در مورد شما تجدید نظر نمایند.

 

قانون مبارزه با فساد

اکنون می‌خواهیم به مجازاتی که اخیراً تحت عنوان قانون مبارزه با فساد صادر شده است و زمان و شرایط آن بپردازیم. حرف ما این است که ما با هر تصمیمی که فاسدان را محکوم کند، موافق هستیم؛ اما معتقدیم که این قانون از این زاویه مطرح نشده است. چون اگر از این زاویه مطرح شده بود با وضوح و شفافیت تمام به سؤال‌هایی که پیرامون ادله و مستندات آن وجود دارد، پاسخ می‌داد تا لبنانی‌ها را قانع کند که این قانون یک تصمیم سیاسی نیست و شامل حساب‌های منافع دولتی که آن را صادر کرده است، نمی‌شود. در غیر این صورت این تصمیم همچنان با شک و تردیدهای واضحی روبرو خواهد ماند تا اینکه خلاف آن به اثبات برسد.

مسئولیت مبارزه با فساد همچنان بر عهده دولت لبنان قرار دارد و نباید این وظیفه را به دیگران و به ویژه نیروهای خارجی واگذار کند تا آنان به این بهانه در امور داخلی کشور به دخالت بپردازند.

 

پایمردی در مذاکرات

اما در مسئله ترسیم مرزها ما از موضوع ثابت هیئت مذاکره کننده لبنانی در تثبیت حقوق لبنان و عدم عقب نشینی در این باره تقدیر و تشکر می‌کنیم. از هیئت لبنانی می‌خواهیم با اتکا به قوانین بین المللی و موضع واحد لبنان به هیچ وجه در این قضیه کوتاه نیایند و تحت هیچ شرایطی یک وجب از سرزمین لبنان یا منابع ملی آن دست نکشند.