خطبه جمعه، 28 آذر ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: منطق پیروی / منطق پیامبران / مسئولیت، فردی است / پیروی از پیامبران و علما / اول آگاهی سپس پیروی.

مطالب مهم خطبه دوم: تشدید بحران / راه حلی در افق پیدا نیست / صلاحیت دستگاه قضایی باید حفظ شود / هشدار / پیشگیری مطلوب.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

3 جمادى الأولى 1442 هـ برابر با ۲۸ آذر ۱۳۹۹ هـ و ١٨/١٢/٢٠٢٠ م

اسلام در برابر پیروی کورکورانه می‌ایستد

 

مطالب مهم خطبه اول: منطق پیروی / منطق پیامبران / مسئولیت، فردی است / پیروی از پیامبران و علما / اول آگاهی سپس پیروی.

مطالب مهم خطبه دوم: تشدید بحران / راه حلی در افق پیدا نیست / صلاحیت دستگاه قضایی باید حفظ شود / هشدار / پیشگیری مطلوب.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی فرموده است: «وَكَذَلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ» صدق الله العظيم.

 

منطق پیروی

این آیه به منطقی اشاره دارد که پیامبران در طول تاریخ از آن در رنج بوده‌اند. آنان وقتی مردم را به سوی آموزه‌های خود دعوت می‌کردند، منطق مردم این بود: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آَبَاءَنَا أوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ»؛ چون آنان پیرو منطق پدران و نیاکان خود بودند و آمادگی اندیشیدن به آموزه‌های پیامبران را نداشتند، حتی اگر پیامبران حقیقت را می‌گفتند و این حقیقت به سودشان بود. از این رو خداوند در پاسخشان می‌فرماید: «أوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ» و در آیه دیگری می‌فرماید: «قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُمْ».

این منطق منحصر در پیروی از پدران و نیاکان نیست، بلکه این واقعیت را در تمام کسانی می‌توان دید که به جریان‌های دینی، سیاسی و اجتماعی وابستگی دارند یا کسانی که از سنت‌ها و عرف‌های رایج در جامعه پیروی می‌کنند یا در حرکت بدون آگاهی و تدبر مردم می‌توان دید.

این همان چیزی است که قرآن کریم نیز بدان اشاره دارد. قرآن از پیامبر خدا می‌خواهد خطاب به کسانی که در برابرش ایستاده‌اند، بگوید که بیندیشند: «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا».

 

منطق پیامبران

اما پیامبران در برابر منطق پیروی کورکورانه و حالاتی از این دست ایستادند؛ زیرا آنان از مردم می‌خواستند که بیندیشند، عقل خود را بر تمام چیزهایی که بر آنان وارد می‌شوند، حاکم کنند و بازتاب منفعلانه دیگران نباشند.

پیامبر خدا نیز این مسئله را به خوبی روشن کرده و از مردم خواسته است که دنباله رو و دهن بین نباشند: «لَا تَكُونُوا إِمَّعَةً، تَقُولُونَ: إِنْ أَحْسَنَ النَّاسُ أَحْسَنَّا، وَإِنْ ظَلَمُوا ظَلَمْنَا، وَلَكِنْ وَطِّنُوا أَنْفُسَكُمْ، إِنْ أَحْسَنَ النَّاسُ أَنْ تُحْسِنُوا، وَإِنْ أَسَاؤوا فَلَا تَظْلِمُوا؛ دنباله رو و بی‌اراده نباشيد كه بگوييد: اگر مردم خوبى كردند ما هم خوبى می‌کنیم و اگر ظلم كردند ما هم ظلم می‌کنیم. بلكه از خودتان اراده داشته باشيد، اگر مردم خوبى كردند، شما خوبى كنيد و اگر بدى كردند، شما ظلم نكنيد.»

در حدیث دیگری از امام کاظم(ع) آمده است: «أَبْلِغْ خَيْراً وَ قُلْ خَيْراً وَ لاَ تَكُنْ إِمَّعَةً قُلْتُ وَ مَا اَلْإِمَّعَةُ قَالَ لاَ تَقُلْ أَنَا مَعَ اَلنَّاسِ وَ أَنَا كَوَاحِدٍ مِنَ اَلنَّاسِ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّمَا هُمَا نَجْدَانِ نَجْدُ خَيْرٍ وَ نَجْدُ شَرٍّ فَلاَ يَكُنْ نَجْدُ اَلشَّرِّ أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنْ نَجْدِ اَلْخَيْرِ؛ خير را برسان و خير بگو و امعه نباش. عرض كردم: امعه چيست؟ فرمود: نگو «من با مردم هستم» و «من يكي از مردمم». همانا رسول خدا(ص) فرمود: اي مردم به راستي فقط دو راه آشكار وجود دارد، راه خير و راه شر، پس نبايستي راه شر در نزد شما از راه خير محبوب‌تر باشد».

بنابراین در منطق پیامبر خدا(ص) انسان نباید بر اساس رفتار و عملکرد مردم حرکت کند. این طور نباشد که هر جایی مردم رفتند او برود و هر جایی که مردم ایستادند او نیز متوقف شود. چون در زندگی دو راه وجود دارد: راه خیر و راه شر، راه حق و راه باطل. پس انسان مؤمن باید با حق باشد، حتی اگر همه مردم در برابر حق ایستاده باشند. او باید در برابر باطل بایستد، حتی اگر همه مردم باطل را تأیید کنند.

 

مسئولیت، فردی است

قرآن کریم نیز بر این موضع تأکید کرده و انسان را مسئول انتخاب‌های خود می‌داند و اوست وقتی که در برابر خداوند متعال برای حسابرسی ایستاد، مورد بازخواست و محاسبه قرار خواهد گرفت. خداوند از او نمی‌پذیرد که بگوید: من این موضع را به خاطر خانواده یا جریانی که بدان وابسته بودم یا از روی هوا و هوس اتخاذ کردم. می‌فرماید: «يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَفْسِها» و این همان چیزی است که خداوند سبحانه و تعالی نیز بدان اشاره کرده است: «وَكُلُّهُمْ آَتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْداً»، «وَكُلَّ إِنْسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ كِتَاباً يَلْقَاهُ مَنْشُوراً * اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً».

بدین منظور قرآن کریم صحنه روز قیامت را نقل کرده است. وقتی پیروی کنندگان با پیروی شدگان روبرو می‌شوند، هر کدام از آنان به دیگری چه خواهند گفت: «وَبَرَزُوا للهِ جَمِيعاً فَقَالَ الضُّعَفَاءُ لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا مِنْ عَذَابِ اللهِ مِنْ شَيْءٍ قَالُوا لَوْ هَدَانَا اللهُ لَهَدَيْنَاكُمْ سَوَاءٌ عَلَيْنَا أَجَزِعْنَا أَمْ صَبَرْنَا مَا لَنَا مِنْ مَحِيصٍ».

در آیه‌ای دیگر قرآن کریم پاسخ دوزخیان را می‌آورد. از آنان سؤال می‌شود: چه شد که به این سرنوشت دچار شدید؟ پاسخ می‌دهند: «وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا * رَبَّنَا آَتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً».

در صحنه‌ای دیگر به پاسخ اهل سقر(یکی از وادی‌های جهنم) اشاره می‌دارد. از آنان می‌پرسند: «مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ».

 

پیروی از پیامبران و علما

در اینجا این سؤال مطرح می‌شود: اگر موضع اسلام در برابر پیروی و تقلید از دیگران این است، پس چگونه اسلام از مسلمانان می‌خواهد که بدون مناقشه از پیامبران، علما و مجتهدان پیروی کنند؟ آیا این نیز پیروی کورکورانه نیست؟

خداوند از مردم نمی‌خواهد که کورکورانه یا از روی اجبار بلکه از روی قناعت و باور از پیامبران پیروی کنند، حتی اگر پیامبران از قدرت و سلطه کافی برای تحمیل خواسته‌های خود برخوردار باشند. بلکه خداوند دلایل و نشانه‌هایی را برای نبوت پیامبران ارائه می‌دهد، آنان را به انواع معجزات مجهز می‌کند و رسالتی باورپذیر همراهشان می‌فرستد. چرا که فرموده است: «وَالَّذِي جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ»، «الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» و فرموده است: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» و به رسولش فرموده است: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ * لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُسَيْطِرٍ»؛ بنابراین در عقاید، تقلید وجود ندارد؛ اما در رابطه با تقلید از مجتهد باید گفت که این تقلید باید بر اساس قناعت به علم و توان او در تبیین احکام دینی او باشد. تقلید زمانی است که مکلف خودش نتواند از راه قرآن و سنت به احکام دینی دست یابد؛ چون این کار به تخصص و دانش نیاز دارد. شاید خوب باشد اشاره کنیم که تقلید مکلف از مرجع تقلید منحصر به امور فقهی است و شامل امور اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و زندگی روزانه نمی‌شود. پس منظور از تقلید این است.

 

اول آگاهی سپس پیروی

عزیزان! طبیعی است که انسان در زندگی خود وابستگی‌های خانوادگی، قبیله‌ای، حزبی، سیاسی و اجتماعی داشته باشد؛ چون انسان نمی‌تواند به تنهایی زندگی کند بلکه باید در میان جمع و جامعه زندگی کند و با اجزای گوناگون جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، ارتباط برقرار کند. ولی این نیز بدان معنا نیست که انسان اندیشه و باورهای خود را متوقف کند و در اندیشه‌های خود محکوم باشد بلکه باید زمام اختیار خود را به دست داشته باشد و تصمیمات خود را از دیگران نگیرد. اگر دید که نظرش با دیگران همخوانی و هماهنگی دارد، در این نظر همراهی‌شان کند و اگر با آنان اختلاف نظر داشت، بدون در نظر داشت عواطف، هواها و وابستگی‌ها، تصمیم مناسبی اتخاذ کند.

از این رو عزیزان! باید کلیه شنیده‌ها، دیده‌ها و خوانده‌های خود را روی میز نقد، دقت و بررسی قرار دهیم. باید گوشی آگاه داشته باشیم و به دیده و بصیرت تکیه کنیم. زبان ما باید بر اساس دانش، آگاهی و حقیقت بچرخد، عقلی داشته باشیم که با خردهای دیگران وارد تعامل شود و منطق ما متکی بر فرمایشات الهی و احادیث پیامبر و ائمه(ع) باشد.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! در حال و هوای روز ولادت حضرت زینب(س) در پانزدهم جمادی الاولی، خودم و شما را توصیه می‌کنم که از موضع ایشان در برابر یزید درس بگیریم. وقتی در غل و زنجیر و خسته از راه دشوار، بر یزید وارد شد، او را دید که از پیروزی خیالی خود در کربلا سرمست و مغرور شده است. زینب(س) خواست واقعیتی را که از او پنهان مانده بود، برای او آشکار کند. این که آینده آن گونه که او برنامه ریزی کرده است، نخواهد بود. از این رو از قدرت و هیبت یزید نهراسید و با ایمان و صلابت کامل به او فرمود: «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا وَ لَا تُدْرِكُ أَمَدَنَا وَ لَا تَرْحَضُ عَنْكَ عَارَهَا وَ هَلْ رَأْيُكَ إِلَّا فَنَدٌ وَ أَيَّامُكَ إِلَّا عَدَدٌ وَ جَمْعُكَ إِلَّا بَدَدٌ يَوْمَ يُنَادِي الْمُنَادِي أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ؛ هر کید و مکر و هر سعی و تلاش که داری به کار بند، سوگند به خدای که هرگز نمی‌توانی، یاد و نام ما را محو و وحی ما را بمیرانی، چه دوران ما را درک نکرده، این عار و ننگ از تو زدوده نگردد. آیا جز این است که رأی تو سست است و باطل و روزگارت محدود و اندک و جمعیت تو پراکنده گردد. آری! آن روز که ندا رسد: أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی الظَّالِمِینَ.»

موضع حضرت زینب(س) حساب نشده و واکنشی نبود. بلکه موضعی برخاسته از ژرفای ایمان و تربیت او بود. همه کسانی که دارای ایمان و روحیه زینب(س) هستند باید در برابر طاغوت‌ها و ستمگران چنین موضعی بگیرند. همان ستمگرانی که با تکیه بر زور و قلدری‌شان عهده‌دار امور مردم شده‌اند. باید در برابر چنین افرادی پیوسته تکرار کنند: «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا».

باید همیشه چنین تصویری را از حضرت زینب(س) در اذهان خود به تصویر بکشیم تا آن گونه که برخی‌ها شکست خورده و خوار به تصویر کشیده‌اند، به نظر نیاید. در این صورت زینب(س) آن گونه که هست، سمبل مجاهدان، الگوی آزادگان و اسوه قابل اقتدا در تمام چالش‌هایی که ما را در نوردیده‌اند، باقی خواهد ماند.

 

تشدید بحران

از لبنان آغاز می‌کنیم که در آن بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و معیشتی همچنان در حال تشدید است. با اجرای تصمیم دولت مبنی بر برداشتن حمایت کلی یا جزئی از کالاهای اساسی، بر شدت بحران‌ها افزوده خواهد شد. روشن است که قضیه زمان مطرح است، حتی اگر به جای برداشتن حمایت عنوان ساماندهی به آن بدهند؛ اما واقعیت تغییر نخواهد کرد. اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، اثرات آن فقط قوت روزانه، سلامتی و تأمین نیازهای زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار نخواهد داد بلکه امنیت و ثبات آنان را نیز متأثر خواهد کرد. این واقعیت را این روزها به صورت افزایش نسبت دزدی‌ها و تعدی به دارایی‌های شخصی و جرائم مرتبط به آن شاهد هستیم و بعد از این که میزان ارتباط سیاست و امنیت با اقتصاد روشن شد، ممکن است حاکمیت ملی و تصمیم گیری آزادانه کشور نیز به خطر افتد.

 

راه حلی در افق پیدا نیست

در همین زمان، جریان‌های سیاسی مأمور تشکیل دولت همچنان غرق در مجادلات و درگیری‌های خود هستند. البته این درگیری‌ها به نحوه نجات کشور از درد و رنج‌های تشکیل دولت مربوط نیست. دولتی که توان مدیریت این مرحله را داشته باشد. بلکه درگیری و مجادلات روی صلاحیت‌ها، تصمیم گیرندگان و استفاده کنندگان است، بدون این که وضعیت کشور را در نظر بگیرند و متوجه باشند که این کشور جز با توافق و مشارکت و نه بر اساس سهمیه بندی و تعطیلی کشور ساخته نشده، بلکه با رهایی آن از بحران‌ها ساخته می‌شود.

امیدواریم که ارتباطات کنونی باعث ترک برداشتن این دیوار شود، ولی چنین چیزی نزدیک به نظر نمی‌رسد. در برابر این وضعیت بار دیگر به جریان‌های سیاسی نسبت به تداوم سیاست پشت کردن به درد و رنج لبنانی‌ها و وقت کشی هشدار می‌دهیم. باید از خشم این مردم بترسند. مردمی که مهلت می‌دهند ولی بی‌توجه نیستند.

به این جریان‌های سیاسی عرض می‌کنیم: شما هنوز هم می‌توانید علاقه و توجه مردمی را که شما را رهبر کرده‌اند، به دست آورید البته اگر ببینند که شما در تلاش برای نجات کشور از درد و رنج صادق و جدی هستید و از حساب‌ها و منافع شخصی خود دست برداشته‌اید و حساب آن‌ها را بالاتر از هر حساب دیگری قرار داده‌اید. در این صورت وقتی با چالش‌های این راه روبرو شوید، مردم در کنار شما خواهند بود.

جدا عیب دارد کسانی را ببینیم که منتظرند تا رئیس جمهور فرانسه، لبنان را از این درد و رنج نجات دهد یا کسانی که منتظرند تا رئیس جمهور جدید آمریکا کار خود را آغاز کند. گویا کشور تحمل انتظار را دارد و گویا لبنانی‌ها نمی‌توانند امور خود را مدیریت کنند.

همه باید بدانند جز لبنان کس دیگری نمی‌تواند به لبنان کمک کند. دولت‌ها بنگاه‌های خیریه نیستند بلکه بده و بستان دارند و البته دستاوردشان بیشتر است.

 

صلاحیت دستگاه قضایی باید حفظ شود

در رابطه با انفجار بندر، لبنانی‌ها و خصوصاً خانواده‌های قربانیان و خسارت دیدگان همچنان منتظرند تا از این موضوع رفع ابهام شود. در این باره از دستگاه قضایی می‌خواهیم که در قبال این افراد به مسئولیت خود عمل کند و حقیقت ماجرا را برای همه روشن کند و این نیز اتفاق نخواهد افتاد، مگر این که از اصول و مبانی پیروی شود و مقتضیات عدالت رعایت گردد. باید از کسانی که وظیفه مدیریت و نظارت بندر را به عهده داشتند، تحقیقات همه جانبه ای صورت بگیرد. نباید میان مسئولان ریز و درشت تفاوت گذاشته شود و باید از حساب‌های طایفه‌ای، مذهبی و سیاسی پرهیز شود. این کار نباید تحت فشار هیچ طرفی صورت بگیرد تا ثابت شود که دستگاه قضایی شایستگی و توان مقابله با تردید افکنان در پاک دستی این نهاد را دارد. باید عوامل اصلی این رویداد شناسایی شود تا این حادثه تکرار نشود.

امروز با وجود حرف و حدیث‌هایی درباره دستگاه قضایی وجود دارد، برای حفظ صلاحیت دستگاه قضایی و اجرای عدالت، بار دیگر این درخواست را مطرح می‌کنیم. چون هیچ‌گاه به اتهام زنی گزینشی یا خروج از اصول نقد، به گونه‌ای که دستگاه قضا به ابزاری در درگیری سیاسی تبدیل شود، عقیده نداشته‌ایم.

بار دیگر بر دور کردن دستگاه قضایی از دهلیزهای سیاسی و طایفه‌ای تأکید می‌ورزیم. چون بدون دستگاه قضایی عدالت محور و پاک دست کشوری باقی نخواهد ماند. آن هم در شرایطی که لازم است در قانون، تبعیض وجود نداشته باشد و همه زیر شمشیر عدالت یکسان باشند. بدون عدالت نابودی است که پیامبر خدا نسبت به آن هشدار داده است: «إِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ قَبْلَكُمْ أَنَّهُمْ كَانُوا إِذَا سَرَقَ فِيهِمُ الشَّرِيفُ تَرَكُوهُ، وَإِذَا سَرَقَ فِيهِمُ الضَّعِيفُ أَقَامُوا عَلَيْهِ الْحَدَّ؛ پیشینیان شما از آن روی هلاک شدند که چون سرشناسى دزدى می‌کرد، رهايش می‌ساختند و چون ناتوانى دزدى می‌نمود، مجازاتش می‌کردند.»

 

هشدار

در این باره بار دیگر نسبت به استفاده از ابزارهای طایفه‌ای و مذهبی در درگیری سیاسی هشدار می‌دهیم که پیش از این رنج‌های بسیاری از این بابت دیدیم و خیلی‌ها وارد این قضیه شدند؛ بنابراین باید از بازی طایفه‌ای و مذهبی پرهیز کرد؛ چون اگر این آتش شعله‌ور شود، فرد، طایفه یا مذهب خاصی در امان نخواهد ماند و همه خواهند سوخت.

 

پیشگیری مطلوب

در خاتمه باید برای جلوگیری از افزایش تعداد مبتلایان که در چند روز گذشته شاهدش بودیم، بر ضرورت پایبندی به اقدامات پیشگیرانه در برابر کرونا و عدم سهل انگاری در این باره تأکید کنیم. از دولت که سعی در باز کردن برخی بخش‌ها دارد، می‌خواهیم که بر نظارت و اقدامات خود بیفزاید تا باعث بازگشت به اقداماتی که لبنانی‌ها خواهان بازگشت به آن‌ها نیستند و تاب تحمل آن را ندارند، نشود و فاجعه‌ای بروز نکند که بخش پزشکی کشور تاب تحمل آن را ندارد.