خطبه جمعه، 3 بهمن ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: مردم در برابر یونس(ع) می‌ایستند / در شکم نهنگ / پندهایی از داستان یونس(ع)

مطالب مهم خطبه دوم: فرسایش مداوم / فاجعه در عرصه سلامت! / چه کسی به نیازمندان کمک ‌کند؟! / بمب‌گذاری‌های عراق / آیا ابتکار قطر موفق خواهد شد؟! / صفحه سیاه آمریکا!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

9 جمادی الثانی 1442هـ برابر 3 بهمن دی ۱۳۹۹هـ و 22/۱/۲۰۲۱ م

داستان آکنده از عبرت حضرت یونس(ع)

 

مطالب مهم خطبه اول: مردم در برابر یونس(ع) می‌ایستند / در شکم نهنگ / پندهایی از داستان یونس(ع)

مطالب مهم خطبه دوم: فرسایش مداوم / فاجعه در عرصه سلامت! / چه کسی به نیازمندان کمک ‌کند؟! / بمب‌گذاری‌های عراق / آیا ابتکار قطر موفق خواهد شد؟! / صفحه سیاه آمریکا!

 

خطبه اول:

خداوند عزوجل در كتاب عزيز خود فرموده است: «وَكُـلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَـذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ» صدق الله العظيم.

از جمله داستان‌هایی که در سوره‌های متعدد قرآن آمده و از محتوای پند و موعظه برای مؤمنان برخوردار است، داستان پیامبر یونس بن متی است. در قرآن کریم گاهی با نام: «وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ» و گاهی با صفت ذی النون به معنای همراه نهنگ به این پیامبر اشاره شده است؛ چرا که برای مدتی در شکم نهنگ حضور داشت.

 

مردم در برابر یونس(ع) می‌ایستند

خداوند این پیامبر را به روستای نینوا، دهکده‌ای در موصل در عراق فرستاد تا مردم را به ترک بت پرستی و پرستش خدای یکتا دعوت کند؛ اما با بی‌توجهی، تقابل، جفا و درشتی مردم مواجه شد. این امر او را واداشت تا مردم را رها کند و به دنبال جایی برود که امکان تأثیرگذاری در آن وجود داشته باشد؛ اما پیش از این کار به مردم هشدار داد که سه روز دیگر عذاب الهی آن‌ها را در بر خواهد گرفت؛ اما آن طور که انتظار می‌رفت، او منتظر نماند تا نتیجه این هشدار را ببیند. ببیند که آیا این هشدار باعث خواهد شد که آن‌ها در موضع خود نسبت به دعوت او تجدید نظر کنند و به آن پاسخ مثبت دهند یا نه؟ مردم نینوا وقتی دیدند که یونس پیامبر(ع) آن‌ها را ترک کرده است، فهمیدند که هشدار او جدی است؛ بنابراین مرد، زن و کودک بیرون رفتند و حیوانات خود را نیز به کوهستان‌ها، دره‌ها و صحراها بردند و ایمان خود را به دعوت یونس(ع) اعلام کردند و شروع به دعا و نیایش به درگاه خدا کردند. آن‌ها به خداوند توسل جستند که توبه آن‌ها را بپذیرد و عذاب را از آنان بردارد. خداوند نیز دعایشان را اجابت کرد و عذاب را از آن‌ها برداشت.

خداوند متعال در اشاره به این قضیه می‌فرماید: «فَلَوْلاَ كَانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَهَا إِيمَانُهَا إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُواْ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْيِ فِي الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ».

 

در شکم نهنگ

در این زمان، یونس پیامبر(ع) در حال حرکت به ساحل دریا بود ولی نمی‌دانست که برای قومش چه اتفاقی افتاده است و هنگامی که به ساحل دریا رسید، یک کشتی مملو از مسافر را یافت. او نیز با مسافران سوار کشتی شد. خداوند در اشاره به این قضیه می‌فرماید: «إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ» یعنی او از مردم خود به کشتی پر از مسافر پناه برد.

هنگامی که کشتی به وسط دریا رسید، نزدیک بود از شدت ازدحام جمعیت، مسافرانش را غرق کند؛ بنابراین در مورد چگونگی نجات کشتی با یکدیگر وارد مشورت شدند و برای این کار چاره‌ای ندیدند، جز این که یکی از مسافران را به دریا بیندازند. به این منظور روش عادلانه‌ای را انتخاب کردند که با همه مسافران کشتی به تساوی برخورد کند و آن روش قرعه بود. از این رو میان خود قرعه انداختند. پس قرعه به نام یونس پیامبر(ع) افتاد. خداوند در این باره می‌فرماید: «فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنْ الْمُدْحَضِينَ» یعنی قرعه به نام یونس(ع) افتاد.

حضرت یونس(ع) در پذیرش قرعه درنگ نکرد؛ بنابراین برای نجات مسافران کشتی خود را به دریا انداخت. پس نهنگی که گفته شده نهنگ آبی بود، او را بلعید.

در شکم نهنگ بودن، لحظه‌های دشواری را برای این پیامبر رقم زد؛ اما تا زمانی که پروردگاری دلسوز، بخشنده و توانا جود دارد که ندای او را می‌شنود، جای ناامیدی نبود. پس آن گونه که قرآن کریم اشاره کرده است، او را صدا زد:‌ «وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ».

او با این ندا، بندگی خداوند سبحان، منزه دانستن خدا از هر عیب و نقص و اعتراف به کوتاهی خود نسبت به خداوندی را که هیچ کس نمی‌تواند نعمت‌های او را جبران کند، اظهار داشت. خداوند نیز ندای او را چنین پاسخ داد:‌ «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ». خداوند به نهنگ وحی کرد که گوشت او را نخورد، استخوانی او را نشکند و اینکه یونس روزی تو نیست. یونس مدتی را در شکم نهنگ گذراند. علما در این باره اختلاف دارند. برخی چهل روز گفته‌اند، برخی بیست روز و برخی دیگر سه روز گفته‌اند. ظهر او را قورت داد و شب هنگام او را از دهان خود بیرون انداخت و به سمت ساحل دریا فرستاد.

خداوند سبحانه و تعالی از روی رحمت، خداوند درختی برای او رویاند تا از آن بخورد و با برگش برای خود سایه درست کند تا او را از گرمای خورشید و خشکی هوا در امان نگاه دارد. خداوند متعال در اشاره به این موضوع می‌فرماید: «فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِيمٌ * وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِينٍ».

او آن قدر در آنجا ماند تا بدنش بهبود یافت و بعد از این که خداوند از ایمان آوردن آنان به او خبر داد، نزد قوم خود بازگشت تا ایمانشان را تحکیم کند و به آن‌ها بیاموزد که چگونه ایمان خود را در عرصه زندگی‌شان تجسم ببخشند. این داستان حضرت یونس(ع) است که مراقبت الهی در آن هویداست.

 

پندهایی از داستان یونس(ع)

حال باید به برخی از درس‌های این داستان اشاره کنیم:

اول: این داستان به رحمت گسترده ای که خداوند به بندگانش وعده داده است، اشاره دارد. ما دیدیم که خداوند چگونه قوم یونس پیامبر(ع) را به رغم تمام اهانت‌هایی که به پیامبرشان روا داشتند و تنها بعد از این که حضرت یونس(ع) به آن‌ها خبر داد که به زودی عذاب به آن‌ها نازل می‌شود، توبه کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بخشید.

دوم: این داستان میزان اهمیت تسبیح خداوند را توضیح داد. چرا که خداوند متعال می‌فرماید:‌ «فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ * لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ»؛ زیرا تسبیحی که به معنای شناخت عظمت خداوند و منزه دانستن او از هر عیب و نقص است، دلیل نجات یونس(ع) و رفع نگرانی و پریشانی از او بود. خداوند متعال اظهار می‌دارد اگر این تسبیح نبود، یونس از شکم نهنگ خارج نمی‌شد. این تسبیح همان چیزی است که خداوند متعال، رسولش را به آن فراخوانده و فرموده است: «وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ * فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ» و در آیه دیگری فرموده است: «فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى» در این آیات اشاره روشنی است به این که فرد در هنگام مواجهه با چالش‌ها، پریشانی‌ها و اندوه‌ها با تسبیح، باید به سوی خداوند روی آورد.

سوم: این داستان به تأثیر ایمان اشاره داشته و نشان می‌دهد که وقتی شخصی ایمان جدی دارد، خداوند او را رها نکرده و در برابر دردها، رنج‌ها، اندوه‌ها و نگرانی‌ها او را تنها رها نمی‌کند؛ بنابراین همان طور که در حدیث پیامبر خدا(ص) آمده است، کسی که در آسایش خداشناس باشد، خداوند نیز در مشکلات او را تنها نمی‌گذارد:‌ «تعرَّف إلى الله في الرّخاء، يعرفْك في الشدّة؛ در آسایش خداشناس باش تا در دشواری تو را بشناسد.»

خداوند سبحانه و تعالی اشاره کرده است، رفع غم و اندوهی که برای حضرت یونس(ع) اتفاق افتاد، می‌تواند برای هر مؤمنی تکرار شود. فرموده است: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي الْمُؤْمِنِينَ»، «إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُواْ كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الخِزْيِ فِي الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ».

چهارم: این داستان به تأثیر دعا اشاره دارد؛ زیرا دعا وسیله یونس(ع) نزد خدا بود و شایسته است هر مؤمنی که با هر گونه پریشانی، غم، نگرانی یا پریشانی مواجه می‌شود، این وسیله را با خود داشته باشد؛‌ زیرا خداوند سبحان، به بنده‌ای که او را نخواند، اهمیت نمی‌دهد. می‌فرماید:‌ «قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ» در احادیث شریف نیز اشاره شده است که دعا سپر مؤمن و سلاح پیامبران است که با آن بلا برطرف و قضا دفع می‌شود. حضرت یونس به دعایی اشاره می‌کند که بیشتر از سوی خداوند مورد اجابت قرار می‌گیرد. دعایی که در شکم نهنگ با آن به درگاه خداوند دعا کرد و خداوند نیز آن را اجابت کرد. در دعای خود چنین فرمود:‌ «لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ». پیامبر خدا(ص) نیز به این دعا توصیه کرده و فرموده است: هیچ مغموم و نگرانی نیست که با این عبارت دعا کند مگر اینکه خداوند نگرانی او برطرف و اندوه او را بزداید.

پس در هر گرفتاری و سختی باید این دعا همراه همیشگی ما باشد. خصوصاً در شرایط دشواری که در زمینه سلامت برای ما پیش آمده است، نباید فراموش کنیم که بگوییم: «لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ». در این صورت اجابت خداوند نیز تکرار خواهد شد و به یاری خداوند سبحان نجات خواهیم یافت.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امیرالمؤمنین(ع) فرموده است: «أَلا وَإِنَّ هَذِهِ اَلدُّنْيَا اَلَّتِي أَصْبَحْتُمْ تَتَمَنَّوْنَهَا وَتَرْغَبُونَ فِيهَا، وَأَصْبَحَتْ تُغْضِبُكُمْ وَتُرْضِيكُمْ، لَيْسَتْ بِدَارِكُمْ وَلاَ مَنْزِلِكُمُ اَلَّذِي خُلِقْتُمْ لَهُ، وَلاَ اَلَّذِي دُعِيتُمْ إِلَيْهِ. أَلا وَإِنَّهَا لَيْسَتْ بِبَاقِيَةٍ لَكُمْ وَلاَ تَبْقَوْنَ عَلَيْهَا، وَهِيَ إِنْ غَرَّتْكُمْ مِنْهَا فَقَدْ حَذَّرَتْكُمْ شَرَّهَا، فَدَعُوا غُرُورَهَا لِتَحْذِيرِهَا، وَسَابِقُوا فِيهَا إِلَى اَلدَّارِ اَلَّتِي دُعِيتُمْ إِلَيْهَا، وَاِنْصَرِفُوا بِقُلُوبِكُمْ عَنْهَا مِنْهَا، وَاِسْتَتِمُّوا نِعْمَةَ اَللهِ عَلَيْكُمْ بِالصَّبْرِ عَلَى طَاعَةِ اَللهِ، وَاَلْمُحَافَظَةِ عَلَى مَا اِسْتَحْفَظَكُمْ مِنْ كِتَابِهِ. أَلا وَإِنَّهُ لاَ يَضُرُّكُمْ تَضْيِيعُ شيء مِنْ دُنْيَاكُمْ بَعْدَ حِفْظِكُمْ قَائِمَةَ دِينِكُمْ. أَلا وَإِنَّهُ لاَ يَنْفَعُكُمْ بَعْدَ تَضْيِيعِ دِينِكُمْ شيء حَافَظْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَمْرِ دُنْيَاكُمْ. أَخَذَ اَللهُ بِقُلُوبِنَا إِلَى اَلْحَقِّ، وَأَلْهَمَنَا وَإِيَّاكُمُ اَلصَّبْرَ؛ بدانيد كه دنيايى كه همواره در آرزوى آن هستيد و بدان رغبت می‌ورزید و سبب خشم و خشنودى شماست نه خانه شماست و نه منزلى است كه براى آن آفريده شده‌اید، يا شما را بدان دعوت كرده باشند. بدانيد كه دنيايتان را بقايى نيست و در آن جاويدان نخواهيد زيست. اگر از سويى بفريبدتان از ديگر سو از شر خود بر حذرتان می‌دارد. پس در برابر بر حذر داشتنش، فریبندگی‌اش را واگذاريد و در برابر ترساندنش، از طمع بستن به آن بازایستید. تا در دنيا هستيد، به سوى سرايى كه شما را بدان فراخوانده‌اند، بر يكديگر سبقت گيريد و دل از دنيا بركنيد. وقتى كه دنيا چيزى را از شما می‌ستاند چون كنيزان مويه مكنيد. به شكيبايى بر طاعت خداوند و به نگهدارى از كتابش كه شما را به پاسدارى از آن فرمان داده بود، بخواهيد تا نعمت را بر شما تمام كند. بدانيد كه تباه شدن نعمت دنيا شما را زيان نرساند، هرگاه، اساس دين خويش استوار داريد و اگر دين را ضايع گذاريد آنچه از نعمت دنيا فرا چنگ آورده‌اید سودتان نكند. خداوند دل‌های ما و شما را به حق رهنمون گرداند و شكيبايى را به دل‌های ما و شما اندازد.»

بیایید به توصیه امیرالمؤمنین(ع) عمل کنیم تا دنیا را آن‌گونه که هست بشناسیم و راه خود را که برای آن به وجود آمده‌ایم، در آن مشخص کنیم. به این ترتیب از آگاهی و توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

فرسایش مداوم

از لبنان آغاز می‌کنیم که همچنان در همه زمینه‌ها، در عرصه اقتصادی، مالی، اجتماعی و بهداشتی که تأثیرات فاجعه باری بر زندگی، امنیت و ثبات مردم دارد، در حال فرسودگی است.

در همین زمان، دولتی که مسئول توقف این فرسایش و جلوگیری از پیامدهای آن است، همچنان اسیر مواضع سفت و سخت نیروهای سیاسی مسئول تشکیل آن است. هیچ یک از آن‌ها نمی‌خواهند گامی به سوی دیگری برداشته یا از منافع خود به سود کشوری که در حال فروپاشی و تخریب است، دست‌ بردارند.

در همین راستا، مجدداً به کلیه دست اندرکاران تشکیل دولت عرض می‌کنیم که وقت کشی و اتلاف فرصت کافی است؛ زیرا کشور نه با تشنج یا ایرادگیری بلکه با مشارکت و امتیازات دهی متقابل ساخته می‌شود.

وضعیت دشواری که مردم این کشور از آن رنج می‌برند ایجاب می‌کند که همه تلاش کنند و موانع تشکیل دولت را از میان بردارند.

ما از هر تلاشی که در این زمینه انجام شود، قدردانی می‌کنیم و در عین حال خواستار همنوایی با آن‌ها هستیم که این نیز به شجاعت در موضع‌گیری، شجاعت در عقب‌نشینی و در نظر گرفتن منافع کشور و قرار دادن آن بالاتر از همه ملاحظات دیگر نیاز دارد.

برای همه روشن شده است که حل بحران‌های کشور به عهده خود لبنانی‌هاست؛ زیرا خارجی که برخی‌ها به امید آن نشسته‌اند خودشان از طبقه سیاسی کشور ناامید شده و با وجود آن‌ها امکان حل بحران‌های کشور را نمی‌بینند یا اینکه منتظر هستند تا خود لبنانی‌ها گام‌های مورد نظر آن‌ها را بردارند تا به کشورشان کمک کند یا این که خود به مشکلات و نظام دادن به اوضاع داخلی خود مشغول هستند؛ بنابراین مردم لبنان چاره‌ای ندارند جز این که برای تغییر دادن وضعیت موجود خارها را با ناخن‌های خود درآورند و به تنظیم وضعیت داخلی خود بپردازند و خودشان را تغییر دهند تا وضعیتشان تغییر کند.

 

فاجعه در عرصه سلامت!

به فاجعه پزشکی ناشی از بیماری همه‌گیر کرونا که پس از افزایش تعداد مبتلایان و فوتی‌ها و شلوغی بیش از حد بیمارستان‌ها، به نگرانی مردم لبنان و منبع نگرانی آن‌ها تبدیل شده است، می‌رسیم.

در اینجا امیدواریم که تعطیلی فعلی باعث مهار بیماری و کاهش بار از دوش بخش بهداشت شود که از گسترش ویروس رنج می‌برد و فداکاری‌های جسمی و جانی زیادی به خرج داده است.

در اینجا از دولت می‌خواهیم که به جای ایرادگیری به وظیفه خود در قبال این بخش عمل کند، دست کمک به سوی آن دراز کند و تمام موانعی را که مانع ایفای وظایف آن می‌شود، برطرف کند تا بخش بهداشت بتواند وظیفه خود را انجام دهد و در برابر این اپیدمی مقاومت کند.

از طرف خود از این بخش تشکر می‌کنیم، دستشان را می‌فشاریم، از تلاش‌هایشان قدردانی می‌کنیم و از همه می‌خواهیم که از بخش بهداشت قدردانی کنند.

به موازات آن، بار دیگر از شهروندان می‌خواهیم که همچنان در قبال خود، خانواده، محیط و بخش بهداشت مسئولیت‌پذیر باشند و نسبت به اقدامات پیشگیرانه که همچنان تضمین اصلی و اولین سد برای مقابله با این اپیدمی است، سهل‌انگاری نکنند.

 

چه کسی به نیازمندان کمک ‌کند؟!

در این راستا و با توجه به تعطیلی و صحبت در مورد ادامه آن برای هفته‌های دیگر، ضروری است اشاره کنیم که دولت باید به وظیفه خود در قبال کسانی که از این تعطیلی آسیب دیده و آسیب خواهند دید، عمل کند؛ زیرا دولت نسبت به شهروندان خود مسئول است و باید به مردم کمک کند تا پروتکل‌های وضع شده را رعایت کنند و عدم تخطی از آن را تضمین کند. همچنین از اغنیا و جمعیت‌های مدنی و دیگران می‌خواهیم که با یکدیگر همکاری کنند، توانایی‌ها و امکانات خود را بسیج کنند تا دست یاری به سوی نیازمندان دراز می‌کند که بیش از 60٪ مردم لبنان به این کمک‌ها نیاز دارند.

در اینجا از همه تلاش‌هایی که در این زمینه توسط خیرین انجام شده و در حال انجام است، بسیار قدردانی می‌کنیم و به بخشندگان به خاطر پاداش عظیمی که به آن‌ها اهدا می‌شود، تبریک می‌گوییم.

 

بمب‌گذاری‌های عراق

اما در مورد بمب‌گذاری‌های وحشیانه‌ای که روز گذشته عراق را به لرزه درآورد و منجر به جان باختن تعداد زیادی از مردم بی‌گناهی شد که به دنبال تأمین زندگی شرافتمندانه خود بودند. این انفجارات اشاره واضحی به این واقعیت دارد که افرادی می‌خواهند به ثبات وحدت عراق ضربه بزنند و برای ایجاد اختلافات فرقه‌ای در میان مردم این کشور تلاش می‌کنند. از این رو عراقی‌ها را به آگاهی، وحدت و همبستگی بیشتر برای خنثی کردن نقشه‌های تروریستی و شکستن چرخه فتنه که سعی دارد امنیت و ثبات کشور را مختل کند، فرامی‌خوانیم.

 

آیا ابتکار قطر موفق خواهد شد؟!

در عرصه دیگر، از ابتکار عمل قطر برای تلاش در جهت برطرف کردن شکاف بین کشورهای حاشیه خلیج فارس و ایران استقبال می‌کنیم و آن را بهترین راه برای دستیابی به امنیت و ثبات این کشورها و جلوگیری از تاراج آن‌ها به بهانه حمایت و توسعه می‌دانیم؛ زیرا امنیت، ثبات و توسعه این کشورها تنها با همکاری آن‌ها محقق می‌شود.

ما امیدواریم که این ابتکار عمل با پاسخ مثبت روبرو شود و مانند تمام فرصت‌های قبلی دستیابی به گفتگو که از دست رفتند و باعث هدر رفت توانایی‌های منطقه و بسیاری از فجایع و دردهای دیگر شدند، از بین نرود.

 

صفحه سیاه آمریکا!

سرانجام، باید به واقعه‌ای که جهان منتظر آن بود و پیامدهای ناشی از آن بپردازیم و آن مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید آمریکا است. امیدواریم با این واقعه یک صفحه سیاه از تاریخ آمریکا که در داخل نفرت بین مردم، ادیان و تنوع موجود در آن تقویت شد و در خارج، به واسطه جنایاتی که در حق ملت‌ها صورت گرفت و ما نیز از این ملت ها فاصله زیادی نداریم، طی شده باشد.

زمان آن فرارسیده است كه آمریكا در سیاست داخلی خود در تعامل با شهروندان خود تجدید نظر و اعتبار مخدوش خود را احیا كند؛ چرا که دولت آمریکا از قدرت خود برای استیلا بر منابع و مقدرات مردم استفاده كرد و به بهای از دست رفتن امنیت منطقه و حتی امنیت جهان، امنیت اسرائیل را بالاتر از تمام ملاحظات قرار داد.