خطبه جمعه، 8 اسفند ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: اخلاق علی(ع) با دشمنان / موضع علی(ع) در مورد دشنام / بین مسلمان و مسیحی فرقی نگذارید / موضع امام علی(ع) در برابر چاپلوسان / قله دین‌داری و انسانیت.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان در چرخه فروپاشی قرار دارد / پارتی‌بازی در توزیع واکسن / انفجار بندر... و دلار دانشجویی / مراقب دشمن باشید.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

۱۴ رجب 1442 ق برابر با ۸ اسفند ۱۳۹۹ ش و 26/02/2021 م

موقعیت‌های روشن در زندگی علی(ع)

 

مطالب مهم خطبه اول: اخلاق علی(ع) با دشمنان / موضع علی(ع) در مورد دشنام / بین مسلمان و مسیحی فرقی نگذارید / موضع امام علی(ع) در برابر چاپلوسان / قله دین‌داری و انسانیت.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان در چرخه فروپاشی قرار دارد / پارتی‌بازی در توزیع واکسن / انفجار بندر... و دلار دانشجویی / مراقب دشمن باشید.

 

خطبه اول:

خداوند عزوجل و تعالی فرموده است: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللهِ وَاللهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» صدق الله العظيم.

سیزدهم ماه رجب زادروز مبارک امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(ع) است. تولدی که خداوند متعال می‌خواست در مقدس‌ترین و شریف‌ترین مکان روی زمین و در خانه مقدس او صورت بگیرد. تولدی که پیش از او برای کسی اتفاق نیفتاد و بعد از آن نیز برای کسی روی نخواهد داد.

این مناسبت مانند تمام مناسبت‌های اهل بیت(ع) فرصتی است تا با سیره این امام بیشتر آشنا شویم تا از این راه خود را بسنجیم و از میزان تعهد خود به این انسان بزرگ آگاه شویم؛ زیرا برای ولایت جستن به علی(ع) وابستگی یا ابراز محبت به او کافی نیست؛ بلکه باید در مقام رفتار، عمل و نگرش آشکار شود.

این همان چیزی است که امام باقر(ع) بیان فرموده است: «‌أحَسْبُ الرَّجُلِ أَنْ يَقُولَ أُحِبُّ عَلِيّاً وَ أَتَوَلَّاهُ ثُمَّ لَا يَكُونَ مَعَ ذَلِكَ فَعَّالًا فَلَوْ قَالَ إِنِّی أُحِبُّ رَسُولَ اللَّهِ فَرَسُولُ اللَّهِ ص خَيْرٌ مِنْ عَلِيٍّ ع ثُمَّ لَا يَتَّبِعُ سِيرَتَهُ وَ لَا يَعْمَلُ بِسُنَّتِهِ مَا نَفَعَهُ حُبُّهُ إِيَّاهُ شَيْئاً؛ آيا كافى است مردى بگويد: من على(ع) را دوست دارم و از دوستداران او هستم، پس اگر بگويد من رسول خدا(ص) را دوست دارم [كه بهتر است‏]- زيرا رسول خدا(ص) از على(ع) بهتر است- ولى از سيره او پيروى ننمايد و به سنّتش عمل نكند، اين دوستى براى او هيچ سودى نخواهد داشت.»

در این مقال، هر قدر هم طولانی هم باشد، نمی‌توانیم به تمام به جنبه‌های سیره علی(ع) که از نظر علم، شجاعت، قهرمانی، سخاوت، فداکاری، عدالت، فانی شدن در ذات الهی و بالا بردن کلمه او افق‌ها را آکنده کرد، احاطه پیدا کنیم؛ بلکه به طور خلاصه به برخی از فرازهای زندگی ایشان خواهیم پرداخت.

 

اخلاق علی(ع) با دشمنان

مورد اول در جنگ صفین اتفاق افتاد. آمده است که در این جنگ، سپاه معاویه بن ابوسفیان، پس از ورود به منطقه جنگ، آب(آب فرات) را در اختیار گرفت و به علی(ع) و لشكریانش اجازه ندادند که آب بنوشند و به على(ع) گفتند: نه به خدا سوگند! [آب نمی‌دهیم] تا آنكه تو و یارانت بمیرید. هنگامی که نبرد آغاز شد، یاران امیرالمؤمنین(ع) به سپاه معاویه حمله کردند و آن‌ها را از آب فرات دور کردند و آب را در اختیار گرفتند. هنگامی که معاویه و لشكریانش از علی(ع) درخواست آب کردند، فرماندهان لشكریانش به او گفتند: نه ای امیرالمؤمنین! همان طور كه آن‌ها ما را از آب بازداشتند، تو نیز آن‌ها را از آب محروم کن و یک قطره آب به آن‌ها نده و آن‌ها را با شمشیر تشنگی بکش و اسیرشان کن؛ چون پس از این دیگر نیازی به جنگ نداری. امام(ع): «لا والله لا أكافئهم بمثل فعلهم افسحوا لهم عن بعض الشّريعة؛ نه به خدا سوگند! آن چه را آن‌ها كردند، من نمی‌کنم. يک طرف از نهر را باز كنيد تا آب بردارند شمشيرهاي آبدار، ما را از جلوگيری آب آشاميدني بی‌نیاز می‌کند.»

در اینجا این سؤال مطرح می‌شود: اگر ما جای علی(ع) بودیم چه می‌شد؟ آیا اخلاق و رفتار او را در پیش می‌گرفتیم یا موضع ما همان موضع معاویه و سپاه او بود؟!

 

موضع علی(ع) در مورد دشنام

مورد دیگر در این نبرد، مربوط به هنگامی است که از کنار سپاهیان خود عبور می‌کرد. شنید که به معاویه و اصحابش دشنام می‌دهند. به آن‌ها فرمود: «إِنِّي أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِينَ، وَلَكِنَّكُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ، وَذَكَرْتُمْ حَالَهُمْ، كَانَ أَصْوَبَ فِي الْقَوْلِ، وَأَبْلَغَ فِي الْعُذْرِ، وَقُلْتُمْ مَكَانَ سَبِّكُمْ إِيَّاهُمْ: اللَّهُمَّ احْقِنْ دِمَاءَنَا وَدِمَاءَهُمْ، وَأَصْلِحْ ذَاتَ بَيْنِنَا وَبَيْنِهِمْ، وَاهْدِهِمْ مِنْ ضَلَالَتِهِمْ، حَتَّى يَعْرِفَ الْحَقَّ مَنْ جَهِلَهُ، وَيَرْعَوِيَ عَنِ الْغَيِّ وَالْعُدْوَانِ مَنْ لَهِجَ بِهِ؛ من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشيد؛ امّا اگر کردارشان را يادآور مى‌شديد و گمراهي‌ها و کارهاى ناشايسته آنان را برمی‌شمردید، به صواب نزديک‌تر و در عذرپذيري رساتر بود‌، به‌جاى دشنام آنان بهتر بود، مى‌گفتيد: خدايا خون ما و آن‌ها را حفظ کن، بين ما و آنان اصلاح فرما و آنان را از گمراهى به راه راست هدايت کن تا آنان که جاهل‌اند، حق را بشناسند و آنان که با حق مى‌ستيزند پشيمان شده به حق بازگردند».

 

بین مسلمان و مسیحی فرقی نگذارید

مورد دیگر، هنگامی است که در ایام خلافت امام(ع) در خیابان‌های کوفه قدم می‌زد. مردی را دید که گدایی می‌کند. فرمود: این چه وضعی است؟ مردی در کوفه گدایی می‌کند؟! برای علي(ع) تعجب‌آور بود كه در كوفه فردی گدايی می‌کند. او همان کسی است که می‌فرمود: «ما أصْبَحَ بِاْلکُوفَةِ أحَدٌ الاّ ناعِماً، إنَّ أدْناهُمْ مَنْزِلَةً لَیَأکُلُ مِنَ البُرِّ وَ یَجْلِسُ فی الظِّلِّ وَ یَشْرَبَ مِنْ ماءِ الفُراتِ؛ همه مردم کوفه از رفاه برخوردار گردیدند؛ چون پایین‌ترین آن‌ها(فقیرترین افراد جامعه) نان گندم می‌خورد و سرپناه مناسب دارد و از آب سالم فرات می‌نوشد.» به او گفتند که او مسیحی است. امام(ع) از این حرف عصبانی شد و فرمود: «از بیت‌المال برای او مقرری وضع کنید.» چون برای علی(ع) در مورد حقوق، بین مسلمان و مسیحی و پیرو هر دین دیگری تفاوتی وجود ندارد. از نظر آن حضرت باید برای هر کسی، صرف نظر از نوع دین و مذهب وی، زندگی مناسبی فراهم باشد.

 

موضع امام علی(ع) در برابر چاپلوسان

در موردی دیگر وقتی شنید که افرادی او را می‌ستایند و اعتقاد دارند با این کار به او نزدیک می‌شوند، فرمود: «كَرِهْتُ أَنْ يَكُونَ جَالَ فِي ظَنِّكُمْ أَنِّي أُحِبُّ الْإِطْرَاءَ وَاسْتِمَاعَ الثَّنَاءِ وَلَسْتُ بِحَمْدِ اللَّهِ كَذَلِكَ وَلَوْ كُنْتُ أُحِبُّ أَنْ يُقَالَ ذَلِكَ لَتَرَكْتُهُ انْحِطَاطاً لِلَّهِ سُبْحَانَهُ؛ خوش ندارم که در ذهن شما این گمان بگذرد که من مدح و تمجید و شنیدن ثنایم را دوست دارم و خدا را سپاس می‌گویم که من چنین نیستم و اگر هم این‌گونه تعریف و تمجیدها از خود را دوست داشتم آن را به جهت خضوع و کوچکی در برابر خدای سبحان رها می‌کردم»؛ زیرا این خداوند است که به من وجود و این همه نعمت‌ها را بخشیده است. سپس از آن‌ها خواست که با او با منطق تملق و چاپلوسی برخورد نکنند. فرمود: «فَلَا تُكَلِّمُونِي بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ وَلَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّي بِمَا يُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ وَلَا تُخَالِطُونِي بِالْمُصَانَعَةِ وَلَا تَظُنُّوا بِي اسْتِثْقَالًا فِي حَقٍّ قِيلَ لِي وَلَا الْتِمَاسَ إِعْظَامٍ لِنَفْسِي فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ يُقَالَ لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ يُعْرَضَ عَلَيْهِ كَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَيْهِ فَلَا تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّي لَسْتُ فِي نَفْسِي بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي إِلَّا أَنْ يَكْفِيَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِي؛ آن سان كه با جباران سخن می‌گویند، با من سخن مگوييد و از من پنهان مداريد آنچه را از مردم خشمگين به هنگام خشمشان پنهان می‌دارند. نيز با چاپلوسى و تملق با من برخورد نكنيد؛ و مپنداريد كه گفتن حق بر من گران می‌آید؛ و نخواهم كه مرا بزرگ انگاريد؛ زيرا هر كه شنيدن حق بر او گران آيد، يا نتواند اندرز كسى را در باب عدالت بشنود، عمل كردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است؛ پس با من از گفتن حق يا رأى زدن به عدل بازنایستید، زيرا من در نظر خود بزرگ‌تر از آن نيستم كه مرتكب خطا نشوم و در اعمال خود از خطا ايمن باشم. مگر آنكه، خدا مرا در آنچه با نفس من رابطه دارد، كفايت كند.»

 

قله دین‌داری و انسانیت

این علی(ع) است و این مواضع اوست که نه از روی هوی و هوس، علاقه یا احساسات‌، بلکه از روی ایمان، ارزش‌ها و رسالتمداری او اتخاذ شده‌اند. به همین دلیل با دشنام و رفتار ناشایست دیگران مقابله به مثل نمی‌کرد و به قیمت از دست رفتن حقیقت، با کسی تعارف نمی‌کرد و این همان چیزی است که به پسرعمویش عبدالله بن العباس توصیه کرد: «فَلَا يَكُنْ أَفْضَلَ مَا نِلْتَ فِي نَفْسِكَ مِنْ دُنْيَاكَ بُلُوغُ لَذَّةٍ أَوْ شِفَاءُ غَيْظٍ وَلَكِنْ إِطْفَاءُ بَاطِلٍ أَوْ إِحْيَاءُ حَقٍّ؛ پس نبايد بهترين چيزى كه در اين دنيا بدان نائل می‌آیی، رسيدن به لذتى يا فرونشاندن کینه‌ای باشد، بلكه بايد خاموش كردن باطلى بود يا زنده كردن حقى.»

علی(ع) در تمام حرکات خود انسانی مکتبی و انسان‌مدار بود. به همین دلیل رنج برد، اما با این کارها توانست به عقل و قلب مردم راه یابد و از مرزهای طوایف و ملل عبور کرده و به کمال انسانیت برسد. تا جایی که پولس سلامة شاعر درباره او این چنین سروده است:

لا تَقُـل شيعةٌ هواةُ علــيٍّ / إنَّ في كلِّ منصفٍ شيعـيّا

هُوَ فخرُ التّاريخِ لا فخرُ شعبٍ / يَصطَفِيهِ ويَدَّعِيهِ وَلِـيَّا

جَلجَلَ الحقّ في المسيحيّ / حتّى صَارَ مِن فَرطِ حُبّهِ عَلَويّا

مگو تنها شیعیان هوادار علی هستند. چرا که هر منصفی شیعه علی است.

علی فخر تاریخ است نه فخر ملتی که او را برگزید و مدعی ولایت اوست.

حقانیت چنان در دل یک مسیحی تجلی یافت که از شدت عشقش علوی شد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه دوم:

به شما و خودم توصیه می‌کنم که از حضرت زینب(س) راهنمایی بجوییم که در پانزدهم این ماه سالروز وفاتشان را گرامی می‌داریم. از ایشان الگو بگیریم که همراه برادرش حسین(ع) شد تا در قیام علیه حاکم ظالم و فاسد همراه او شود، آن هم به رغم این که به خوبی از میزان چالش‌هایی که با آن روبرو خواهد شد و رنج‌هایی که ممکن است متحمل شود، آگاه بود. باید از صبر و عزم قوی او الگو بگیریم که شاهد وقایع کربلا بود. هنگامی که عزیزترین کسان خود را از دست داد، ولی صورت خود را نخراشید، گریبان ندرید و بی‌تابی نکرد؛ بلکه وقتی در باربر آن جسدهای پاک و مطهر قرار گرفت، خطاب به خدای خود فرمود: «اللّهمَّ تقبَّل منَّا هذا القربان». باید از غرور و بالندگی او درس بگیریم. وقتی در برابر یزید سرمست از باده پیروزی ایستاد تا غرور او را در هم بشکند و به او بگوید: «فَكِدْ كَيْدَكَ وَ اسْعَ سَعْيَكَ وَ نَاصِبْ جُهْدَكَ فَوَ اللَّهِ لَا تَمْحُو ذِكْرَنَا وَ لَا تُمِيتُ وَحْيَنَا؛ هر کید و مکر و هر سعی و تلاش که داری به کار بند، سوگند به خدای که هرگز نمی‌توانی، یاد و نام ما را محو و وحی ما را بمیرانی.»

پس از آن در مدینه نیز صدای زینب(س) با وجود دردها و زخم‌های عمیق آرام نشد و همین طور بود تا به سوی پروردگارش پر کشید، در حالی که برای حفظ اهداف انقلاب برادرش امام حسین(ع) هدایت کرد، تحریک نمود و در جان‌های مردم انگیزه دمید.

این روحیه حضرت زینب(س) همان طور که در ایجاد پیروزی‌های گذشته نقش داشت، در پیروزی‌های فعلی نیز سهیم است. با حفظ همین روحیه است که ما نیز توانایی روبرو شدن با همه چالش‌ها را داریم.

 

لبنان در چرخه فروپاشی قرار دارد

از لبنان آغاز می‌کنیم. جایی که با تأخیر در تشکیل دولت، اوضاع آن به صورت همه‌جانبه بدتر می‌شود؛ زیرا هر روز که بدون نور دولت می‌گذرد، ذخایر مالی باقی‌مانده در بانک مرکزی کاهش می‌یابد، گفته می‌شود که این پول‌ها باقیمانده اموال سپرده‌گذاران است، نرخ دلار افزایش می‌یابد و با آن قیمت کالاهای اساسی و مواد غذایی چند برابر می‌شود، تعداد بیکاران، نرخ فقر، میزان سرقت و حوادث امنیتی نیز زیاد می‌شود.

برای همه روشن شده است که تشکیل دولت اصلاحات راهی برای خاتمه بخشیدن به فروپاشی مداوم است و شرطی است که کشورهایی که می‌خواهند به لبنان برای خروج از بحران کمک کنند، بر آن پافشاری دارند و هنوز هم بر محال بودن حمایت از لبنان بدون دولت، تأیید می‌کنند.

تأسف‌آور است اگر بگوییم که مواضع نیروهای سیاسی درگیر در تشکیل دولت نشان می‌دهد که در آینده‌ای نزدیک دولتی تشکیل نخواهد شد؛ چون به خاطر تقویت موقعیت شخصی خود در میان طایفه یا امید داشتن به بروز تغییرات احتمالی در خارج برای تقویت موقعیت خود، هیچ یک از آن‌ها تمایلی به انصراف از شرایط خود برای باز شدن گره تشکیل دولت ندارند و همه‌شان در این میدان از عناوین قانونی و طایفه‌ای استفاده می‌کنند و عواقب آن را برای کشور و مردم در نظر نمی‌گیرند.

از این رو، بار دیگر از نیروهای سیاسی می‌خواهیم که به مسئولیت خود در قبال مردمی که این مناصب را به آن‌ها سپرده‌اند، عمل کنند؛ وقت‌کشی و بازی کردن با سرنوشت مردم و آینده آن‌ها را متوقف کنید. نباید به سکوت این مردم دل ببندید؛ زیرا سکوتشان نامحدود نخواهند بود. اگر هم به دامن زدن به غریزه‌های طایفه‌ای و مذهبی و ایجاد ترس و نگرانی برای ساکت کردن و قبولاندن خواسته‌های خود به آن‌ها دل‌خوش کرده‌اند، این بازی برای همه آشکار شده و مردم دیگر فریب آن‌ها را نخواهند خورد و از شکافی که بارها و بارها از آن گزیده شده‌اند، بار دیگر گزیده نخواهند شد.

به همه کسانی که در این کشور مسئولیت دارند، خواه در موقعیت‌های سیاسی باشند یا مذهبی، می‌گوییم زمان آن نیست به طرح‌هایی دامن بزنید که منجر به بروز اختلافات بیشتر شود؛ زیرا زمان، زمان اتحاد و همبستگی برای جلوگیری از فروپاشی کشور است.

 

پارتی‌بازی در توزیع واکسن

در عرصه‌ای دیگر و پس از آنکه لبنانی‌ها از آغاز روند توزیع واکسن خوشحال شدند و به آن‌ها قول داده شد که این کار در سازوکارهایی با حداکثر شفافیت انجام خواهد شد، اما آن‌ها با تخلفات و قرار گرفتن این موضوع در محاسبات سیاسی و پارتی‌بازی‌ها روبرو شدند. پیامدهای این قضیه ممکن است به محروم ماندن افرادی که در توزیع این واکسن اولویت دارند، متوقف نشود؛ بلکه دامن کل کشور را بگیرد و این شاهد دیگری از میزان سقوط افرادی است که در جایگاه مسئولیت قرار دارند.

امیدوار بودیم کسانی که عامل این تخلف بوده‌اند یا از آن بهره‌مند شده‌اند، به جای توجیهاتی که باعث ترس مردم از تداوم و تکرار این اتفاق می‌شود و آن‌ها را بیش از پیش از بخش سیاسی و کسانی که به آن‌ها مسئولیت سپرده‌اند ناامید می‌کند، توضیحاتی در این باره بدهند و به لبنانی‌ها اطمینان دهند که دیگر چنین اتفاقی در روند توزیع واکسن رخ نخواهد داد.

 

انفجار بندر... و دلار دانشجویی

همچنان در موضوع انفجار بندر هستیم و پس از انتصاب بازپرس قضایی جدید، ما بار دیگر خواستار خلاص شدن از سرعت پایین تحقیقات و سرعت بخشیدن به روشن کردن عوامل بروز این اتفاق، به دور از هرگونه ملاحظات یا فشارهای سیاسی که مانع تحقیقات قبلی بود، هستیم تا ترس خانواده‌های قربانیان از بین برود و به آن‌ها اطمینان دهد که آنچه در حال انجام است، نه‌تنها باعث سطحی شدن تحقیقات نیست، بلکه باعث تقویت آن و راهی برای تحقق عدالتی است که لبنانی‌ها بی‌صبرانه آرزو دارند تا این فاجعه‌بار دیگر تکرار نشود.

در رابطه با تأخیر در تأمین دلار دانشجویی برای دانشجویانی که در خارج از کشور تحصیل می‌کنند، عرض می‌کنیم که حل این مسئله ضروری است و نباید والدین این دانشجویان بدون نتیجه، جلوی درب بانک‌ها نگه داشته شوند.

دولت و تمام دستگاه‌های مسئول در قبال دانشجویان نباید این موضوع را محدود به خانواده‌های دانشجویان ببینند و اگر کسی حرفش این است که بحران نقدینگی مانع انجام این کار است، باید بداند که نسبت به بازرگانان بزرگ و عقبه آن‌ها، این افراد نسبت به برخورداری از حمایت‌ها اولویت دارند.

 

مراقب دشمن باشید

سرانجام ما با تهدیدهای اسرائیل که در چند وقت اخیر بسیار تکرار شده و تهدید مقامات دشمن برای هدف قرار دادن مستقیم غیرنظامیان در حملات جدید روبرو هستیم. در عین حال که اشاره می‌کنیم این حرف‌ها بخشی از جنگ روانی و ارعاب لبنانی‌هاست، اما بدان معنا نیست که مراقب دشمن خائن نباشیم؛ بنابراین از لبنانی‌ها می‌خواهیم که با تقویت مراکز قدرت کشور و کوتاهی نکردن در این قضیه و حفظ و تقویت وحدت داخلی، برای تحکیم بیشتر قدرت بازدارندگی کشور تلاش کنند.