خطبه جمعه، 15 اسفند ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: مسئولیت امامت / امام(ع) حرف‌های هارون را تکذیب کرد / حرمت کمک به ظالم / موضع عزت و افتخار / مقابله با مفسدان و ستمگران.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان دچار فاجعه شده است / عادت انتقام‌جویی کی تمام می‌شود؟! / روز زن و روز معلم / سالروز جنایت بئر العبد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

21 رجب 1442 ق برابر با 15 اسفند ۱۳۹۹ ش و 05/03/2021 م

امام کاظم(ع)؛ راهی پر از رنج و مواضع نورانی

 

مطالب مهم خطبه اول: مسئولیت امامت / امام(ع) حرف‌های هارون را تکذیب کرد / حرمت کمک به ظالم / موضع عزت و افتخار / مقابله با مفسدان و ستمگران.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان دچار فاجعه شده است / عادت انتقام‌جویی کی تمام می‌شود؟! / روز زن و روز معلم / سالروز جنایت بئر العبد.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالى فرموده است: «قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى» صدق الله العظيم.

در بیست و پنجم ماه رجب، سالروز وفات هفتمین امام اهل بیت(ع) یعنی امام موسی بن جعفر الکاظم را گرامی می‌داریم؛ امامی که امام صادق(ع) درباره جایگاه او نزد خویش چنین فرموده است: «الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی جَعَلَکَ خَلَفاً مِنَ الْآباءِ وَ سُرُوراً مِنَ الْأنْباء وَ عِوَضاً عَنِ الْأَصْدِقاءِ؛ سپاس خدای را که تو را جانشین و خلف پدران و مایه سرور و دل‌خوشی فرزندان و جانشین دوستان قرار داد».

شیخ مفید(ره) در کتاب الارشاد خود در اشاره به جایگاه ویژه آن حضرت چنین گفته است: «كَانَ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ أَجَلَّ وُلْدِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَدْراً وَ أَعْظَمَهُمْ مَحَلاًّ وَ أَبْعَدَهُمْ فِي اَلنَّاسِ صَيْتاً وَ لَمْ يُرَ فِي اَلنَّاسِ وَ فِي زَمَانِهِ أَسْخَى مِنْهُ وَ لاَ أَكْرَمُ نَفْساً وَ عِشْرَةً وَ كَانَ أَعْبَدَ أَهْلِ زَمَانِهِ وَ أَوْرَعَهُمْ وَ أزهدهم و أَفْقَهَهُمْ وَ أَشْجَهُمْ؛ موسى بن جعفر(ع) بزرگ‌ترین اولاد أبى عبداللّٰه  از نظر قدر و رتبت و در میان مردم بلند آوازه بود و در آن زمان كسى از او سخی‌تر و کریم‌تر نبود و او عابدترین و پرهیزگارترین و داناترین و فقیه‌ترین مردم زمان خود بود».

 

مسئولیت امامت

امام كاظم(ع) پس از وفات پدرش امام صادق(ع) در سن بیست سالگی عهده‌دار امر امامت شد و در مدت امامت سی و پنج ساله خود، از ظلم و ستم حاکمان عباسی شامل عباس، منصور و مهدی و هادی رنج‌ها دید؛ اما سخت‌ترین رنج او در زمان حکومت هارون الرشید ستمگر بود.

هارون الرشید، به رغم وسعت ملک و فرمانروایی‌اش که به ابر می‌گفت: "به هر کجا که می‌خواهی برو، خراج تو به من بازمی‌گردد." از امام کاظم(ع) ترس داشت؛ چون آن حضرت از شأن و جایگاه خاصی در میان مردم برخوردار بود. تا جایی که فردی به هارون گفت: من هرگز فکر نمی‌کردم که دو خلیفه روی زمین وجود داشته باشد تا اینکه موسی بن جعفر را دیدم. چون امام(ع) واقعاً حاکم بالفعل قلب و خرد مردم بود.

به همین مناسبت، می‌خواهیم به برخی از موضع‌گیری‌های امام(ع) که نشان‌دهنده شجاعت و قدرت ایشان در مقابل هارون الرشید مستبد است بپردازیم؛ زیرا در اغلب موارد ما امام(ع) را از منظر درد و رنج‌هایی که در زندان‌های هارون کشید، دیده‌ایم و از این زاویه به آن حضرت نگاه نکرده‌ایم.

 

امام(ع) حرف‌های هارون را تکذیب کرد

مورد اول؛ هارون الرشید به زیارت حرم پیامبر(ص) در مدینه آمد، در حالی که امام(ع) نیز در آن روز در آنجا حضور داشت. هارون در برابر مردم خطاب به مضجع شریف پیامبر(ص) گفت: «درود بر تو ای پسر عمو!» او با این حرف می‌خواست چنین برساند که نزدیک‌ترین افراد به رسول خدا(ص) است و این همان چیزی بود که موقعیت او را نزد مردم تقویت و به خلافت او مشروعیت می‌داد؛ بنابراین امام(ع) خواست که این ادعا را تکذیب کند و مشروعیت را از هارون الرشید بگیرد؛ بنابراین در برابر هارون الرشید مستقیم به سوی مزار پیامبر رفت و به آن چنگ انداخت و فرمود: «سلام بر تو ای پدر!» به این معنی که اگر تو - ای هارون – ادعای نزدیکی به رسول خدا می‌کنی و خلافت خود را به دلیل نزدیک بودن به آن حضرت، مشروع می‌پنداری، پس من از تو به او نزدیک‌ترم؛ زیرا من یکی از فرزندان رسول خدا(ص) هستم.

هارون الرشید از شجاعت امام کاظم(ع) عصبانی شد و گفت: چگونه ادعا می‌کنی که از فرزندان رسول خدا هستی، در حالی که از طرف زهرا(س) و نه از طرف پدر منسوب به او هستی؟ در حالی که فرزند را به پدر نسبت می‌دهند و نه مادر؟! امام فرمود: به نظر می‌رسد که قرآن را نخوانده‌ای که اگر قرآن خوانده بودی، این سخن را نمی‌گفتی. چون قرآن كریم می‌فرماید: «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ». این آیه در روز مباهله نازل شد. هنگامی که رسول خدا(ص) آمد در حالی حسن و حسین را بر شانه داشت و حضرت زهرا(س) و علی(ع) همراه او بودند. رسول الله(ص) در آن روز برای تطبیق کلام خدا که فرمود: «فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ» حسن و حسین(ع) را با خود آورد. پس رسول خداست که می‌فرماید ما فرزندان او هستیم. در اینجا هارون الرشید سخنی نگفت و در حالی که با عصبانیت راه می‌رفت، امام(ع) را به مجازات تهدید می‌کرد.

 

حرمت کمک به ظالم

مورد دوم به یکی از اصحاب به نام صفوان جمال مربوط می‌شود. وقتی نزد امام آمد، آن حضرت به او فرمود: «ای صفوان! همه چیز تو خوب و نیکو است جز یک چیز! سؤال کرد: فدایت شوم آن چیست؟ امام فرمود: این که شتران خود را به هارون الرشید کرایه می‌دهی. صفوان گفت: من از روی حرص و آز و برای شکار و لهو و لعب شترهای خود را به او کرایه نمی‌دهم؛ بلکه برای رفتن به حج کرایه می‌دهم و خودم نیز همراه او نمی‌روم و غلامان خود را با او می‌فرستم. امام فرمود: آیا از او کرایه طلب داری؟ گفت آری. امام فرمود: آیا دوست داری او آن قدر زنده بماند تا کرایه تو را بدهد؟ صفوان گفت: آری. حضرت فرمودند: کسی که بقای آن‌ها را دوست داشته باشد، از آنان خواهد بود و هر کس از آنان (دشمنان خدا) باشد، جایگاهش در جهنم خواهد بود». صفوان گوید: رفتم و تمام شترهایم را فروختم. این خبر به هارون رسید. مرا خواست و گفت: ای صفوان! به من گزارش داده‌اند که تو شترهایت را فروخته‌ای؟ گفتم: آری! گفت: چرا این کار را کردی؟ گفتم: به آن‌ها نیاز نداشتم. هارون گفت: هرگز! می‌دانم چه کسی تو را به این کار واداشته و این کار خودت نیست. تو به اشاره موسی بن جعفر(ع) شتران خود را فروختی. پس امام كاظم(ع) كمك به ظالم را حتی در حد آرزوی زنده ماندن او، جایز نمی‌دانست.

 

موضع عزت و افتخار

مورد سوم؛ هارون الرشید، وزیر خود یحیی بن خالد برمکی را نزد امام کاظم(ع) که مدت زمان طولانی را در زندان سپری کرده بود، فرستاد تا به او خبر دهد به شرطی که از هارون عذرخواهی کند، آماده است او را از زندان آزاد کند؛ اما امام(ع) امتناع ورزید و به او فرمود: آنچه موجب عذرخواهی باشد در خود نمی‌بینم بلکه او باید از من عذرخواهی کند. نزد او برو و به او بگو: ای هارون! اجل نزدیک است و حساب با خداست. ای هارون! «أَنَّهُ لَنْ‏ یَنْقَضِیَ‏ عَنِّی یَوْمٌ مِنَ الْبَلَاءِ إِلَّا انْقَضَى عَنْکَ مَعَهُ یَوْمٌ مِنَ الرَّخَاءِ حَتَّى نَقْضِیَ جَمِیعاً إِلَى یَوْمَ لَیْسَ لَهُ انْقِضَاءٌ یَخْسَرُ فِیهِ الْمُبْطِلُونَ؛ هیچ روز سخت و پر محنتی بر من نمی‌گذرد، مگر اینکه روزی از راحتی و آسایش و رفاه تو کم می‌شود؛ امّا بدان که هر دو، رهسپار روزی هستیم که پایان ندارد و در آن روز، مفسدان و تبهکاران زیانکار و بیچاره خواهند بود».

زندان انتخاب او بود. او آزادی تحقیرآمیز، آزادی‌ای که او را وادار به سکوت در برابر ظلم و ستم ستمگران کند و از گفتن کلمه حق و یاری مظلوم بازدارد و به سکوت در برابر انحرافی بکشاند که می‌خواستند بدان مشروعیت ببخشند و به یک امر واقعی تبدیل کنند، قبول نداشت.

بنابراین او پشیمان و خسته نشد، بلکه این زندان را باعث شادی و خوشبختی خود می‌دانست و خدا را به خاطر آن ستایش می‌کرد و فرمود: «اللّهُمَّ اِنَّکَ تَعلَمُ اِنِّی کُنتُ اَسئَلُکَ اِن تُفرِغَنی لِعِبادَتِکَ اَللّهُمَّ وَ قَد فَعَلتُ فَلَکَ الحَمدُ؛ خداوندا! تو می‌دانی که من از تو تقاضا کرده بودم، مرا در گوشه‌ای خلوت قرار دهی تا مشغول عبادت باشم، تو تقاضای مرا برآوردی، تو را سپاس می‌گویم». سخن او در این باره همان سخن یوسف نبی(ع) بود: «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ».

این همان چیزی است که باعث شد هارون الرشید از توان خود در تغییر دادن موضع امام یا دست کشیدن او از موضع خود در برابر هارون ناامید شود؛ بنابراین تصمیم گرفت که او را در زندان خود مسموم کند.

 

مقابله با مفسدان و ستمگران

عزیزان! این امام کاظم(ع) و این موضع‌گیری‌های اوست که باید همیشه در مواجهه با رنج‌هایی که از بی‌عدالتی، فساد و انحراف می‌کشیم، به یاد داشته باشیم. نباید بی‌عدالتی، فساد و انحراف را بپذیریم. بلکه به مانند امام باید قدرت و شجاعت ایستادگی در برابر ظالمان و فاسدان را داشته باشیم. پس در راه خدا نباید از سرزنش‌ها بترسیم و هنگامی شرایط ما را به سوی رنج و درد سوق می‌دهند، صبر پیشه کنیم و آن را مایه خوشبختی خود بدانیم؛ زیرا با تحمل این دردها و رنج‌هاست به مقام عالی نزد خدا و در عرصه زندگی می‌رسیم و فقط از این طریق شایستگی پیروی، شیعه بودن و وفاداری به او را پیدا می‌کنیم.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه دوم:

ای بندگان خدا! به شما و خودم توصیه می‌کنم که به ویژگی امام کاظم(ع) که فروخوردن خشم باشد، درآییم. این که بر اساس خشم و هیجان، هر چقدر هم شدید باشد، رفتار نکنیم. برخی از اصحاب به وی اطلاع دادند که در مدینه فردی به او اهانت کرده است و از او خواستند اجازه دهد که او را بکشند؛ ولی امام(ع) امتناع کرد و از آن‌ها خواست با او به مزرعه آن مرد بروند.

طبیعی است یاران امام معتقد بودند که او خواسته‌شان را اجابت می‌کند؛ بنابراین خود را برای جنگ آماده کردند. ولی وقتی به مزرعه آن مرد رسیدند، امام به طرف مرد رفت و در برابر او ایستاد و فرمود: به من گفته‌اند که تو درباره من چیزهایی گفته‌ای. اگر آنچه گفتی، در من نیست، من از خدا می‌خواهم که تو را ببخشد. سپس امام در مورد تمام خبرهایی که او درباره امام(ع) و اهل بیت(ع) شنیده بود، با او وارد گفتگو شد. امام از نزد او دور نشده بود که آن فرد می‌گفت: «الله أعلم حيث يجعل رسالته؛ خدا بهتر می‌داند که رسالت خود را کجا قرار دهد.» پس از آنكه امام مزرعه آن مرد را ترك كرد، خطاب به همراهان خود فرمود: «کدام یک بهتر بود: آنچه شما می‌خواستید یا آنچه من می‌خواستم؟».

عزیزان! در این داستان امام می‌توانست به اصحاب خود دستور دهد كسی را كه به او و اهل بیت(ع) اهانت کرده بود، بكشند؛ اما او معتقد بود كه این روش، روش دین‌مداران نیست، بلكه روش افراد هیجانی و احساساتی است؛ چون روش رسالتمداران این است که دیگری را نکشد، بلکه انحراف، بدی و نفرتی را که در قلب او جای کرده است، از بین ببرد.

ما باید این روحیه را در جامعه خود عمق ببخشیم تا با این کار دشمنان خود را به دوست تبدیل کنیم و کسانی را که به ما توهین می‌کنند به مبلغان باورهای خود تبدیل کنیم و از این طریق به فتنه‌ها پایان دهیم و از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار شویم.

 

لبنان دچار فاجعه شده است

از لبنان آغاز می‌کنیم، جایی که افزایش قیمت دلار آمریکا به سطح بی‌سابقه‌ای رسیده و درد و رنج لبنانی‌ها را تشدید کرده و اثرات مخرب خود را بر سطح معیشت و زندگی به جای گذاشته است؛ زیرا افزایش قیمت دلار تأثیر مستقیمی بر قیمت کالاها، مواد غذایی، دارو و هزینه‌های درمانی دارد.

بنابراین طبیعی است شاهد آن چیزهایی باشیم که در روزهای گذشته اتفاق افتاد و در روزهای آینده نیز شاهد آن خواهیم بود. این که افرادی به خیابان‌ها بریزند تا اعتراض را خود نسبت به وخامت اوضاع و ناتوانی خود در تحمل وضع موجود را نشان دهند. آن هم به رغم این که با توجه به وخیم‌تر شدن بحران کرونا، از پیامدهای این کار بر وضع سلامت و امنیت و ناامنی ناشی از آن آگاهی کامل دارند؛ اما در برابر طبقه سیاسی که سیاست اقتصادی، مالی و پولی، فساد و بی‌توجهی آن‌ها به منافع شهروندان و نقش عمده‌ای که رساندن آن‌ها به این زوال و انحطاط داشته است، چاره‌ای غیر از این ندارند.

ما با همه لبنانی‌ها امیدوار بودیم، آنچه اتفاق افتاد، طبقه سیاسی کشور را وادارد که در محاسبات خود تجدید نظر کنند و برای خارج شدن از وضعیت بن‌بست که کشور از آن رنج می‌برد و سرعت بخشیدن به تشکیل دولتی که قادر به متوقف کردن خونریزی بی‌درمان باشد، از وضعیت کنونی خود خارج شوند؛ چون مشخص ‌شده است که جز با تشکیل دولت اصلاحات، هیچ کمکی از خارج نخواهد آمد.

در عین حال علی رغم این که درد و رنج مردم را درک می‌کنیم، در مورد بستن جاده‌ها ملاحظاتی داریم؛ اما از بی‌تفاوتی طبقه سیاسی و رضایتشان از تماشای قطع راه‌های ارتباطی کشور با تایرهای شعله‌ور و دود سیاه تعجب می‌کنیم. گویا آنچه در خیابان‌ها اتفاق می افتد هیچ تأثیری بر آن‌ها نمی‌گذارد؛ زیرا به این امید بسته اند که این‌ها چیزی جز انفجار خشم نخواهد بود که به سرعت فرو خواهد نشست یا می‌توان آن را مهار و پراکنده کرد و وارد تونل طایفه‌ای، فرقه‌ای یا امنیتی نمود و درگیری در داخل آن ایجاد کرد و لبنانی‌ها دوباره با وضع موجود جدید عادت خواهند کرد تا دوباره همه به موضع فرقه‌ای یا سیاسی خود بازگردند و تسلیم آن شوند و بر مواضع خود باقی بمانند و گامی به سوی دیگری برندارند و هر کدام دیگری را مقصر انسداد موجود بدانند.

ما به همه کسانی که در مسئولیتی دارند عرض می‌کنیم که امید شما امید واهی است؛ زیرا مردم آگاه‌تر شده‌اند و این بازی آن‌ها را فریب نخواهد داد و تحقیر مداوم برای تأمین قوت روزانه، دارو و شیر بچه‌ها یا ایستادن جلوی درب بیمارستان‌ها برای بستری شدن را قبول نخواهند کرد. شما اگر یک‌بار هم که شده محاسبات شخصی و منافع جناحی خود و امید بستن به خارجی‌ها را کنار بگذارید و به انسانیت و ارزش‌های خود بازگردید و دردهای مردم پیرامون خود را احساس کنید و مانند علی(ع) بیندیشید که فرمود: «وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیْتُ الطَّرِیقَ إِلَی مُصَفَّی هَذَا الْعَسَلِ وَ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ وَ لَکِنْ هَیْهَاتَ أَنْ یَغْلِبَنِی هَوَایَ وَ یَقُودَنِی جَشَعِی إِلَی تَخَیُّرِ الْأَطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْیَمَامَةِ مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْصِ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ أَوْ أَبِیتَ مِبْطَاناً وَ حَوْلِی بُطُونٌ غَرْثَی وَ أَکْبَادٌ حَرَّی؛ اگر می‌خواستم هر آینه می‌توانستم به عسل مصفّا و مغز این گندم و بافته‌های ابریشم راه بروم، اما بعید است که هوای نفسم بر من غلبه کند و حرصم مرا به انتخاب غذاهای لذیذ وادار نماید در حالی که شاید در حجاز یا یمامه کسی زندگی کند که برای او امیدی به یک قرص نان نیست و سیری شکم را به یاد نداشته باشد، یا آنکه شب را با شکم سیر صبح کنم در حالی که در اطرافم شکم‌های گرسنه و جگرهایی سوزان باشد.» می‌توانید کشور را از بحران‌های موجود خلاص کنید. مثل کسی نباشید که به او گفتند: مردم گرسنه‌اند و نان برای خوردن پیدا نمی‌کنند. او به آن‌ها گفت: خوب بیسکویت بخورند.

باز هم در عرصه داخل و با توجه به تداوم مجادلات درباره موضوعات متعددی که اخیراً مطرح شده‌اند، مجدداً خواهان ضرورت دست برداشتن از مجادلاتی هستیم که نتیجه‌ای جز پراکنده شدن بیشتر لبنانی‌ها، گسترش شکاف میان آن‌ها و تشدید انسداد موجود ندارد. بازگشت به زبان گفتگوی عینی و آرام تنها راه رفع نگرانی‌ها و حل مشکلاتی است که کشور از آن رنج می‌برند و همه از آن در عذاب هستند.

 

عادت انتقام‌جویی کی تمام می‌شود؟!

به عادت رایج انتقام‌جویی می‌پردازیم که منجر به جان باختن انسان‌های بی‌گناه شده و امنیت و ثبات خانواده‌ها و قبایل را متزلزل کرده است، فقط به این دلیل که یکی از افراد آن‌ها جرمی را مرتکب یا بدان متهم شده است. از نهادهای دینی، اجتماعی و سیاسی و همه خیرخواهان می‌خواهیم، برای جلوگیری از ادامه یافتن این عادت، جلوگیری از ریختن خون بی‌گناهان و بازگشت به زبان قانون و شرع تلاش کنند. در اینجا باید همان چیزی را یادآور شویم که امیرالمؤمنین(ع) هنگامی که ابن ملجم به او ضربه زد، به بنی عبدالمطلب فرمود: «لَا أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ أَلَا لَا تَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا قَاتِلِي انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ وَ لَا تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) يَقُولُ إِيَّاكُمْ وَ الْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْكَلْبِ الْعَقُور؛ نبینم شما را كه به بهانه كشته شدن من در خون مسلمانان فرو افتيد و بگوييد: امیرالمؤمنین كشته شد، امیرالمؤمنین كشته شد. معلومتان باد كه فقط قاتلم بايد قصاص شود. ملاحظه نماييد هرگاه من از اين ضربت او از دنيا رفتم تنها به او يك ضربت بزنيد و گوش و بينى و اعضاى او را قطع نكنيد كه از رسول خدا(ص) شنيدم که مى‏فرمود: از مثله كردن دورى كنيد، هر چند درباره سگ گاز گيرنده باشد».

 

روز زن و روز معلم

در خاتمه باید عرض کنیم که در این روزها مناسبت‌های متعددی را سپری می‌کنیم. اولین آن، روز جهانی زن است. به این مناسبت از تمام زنان آگاهی که در ساختن زندگی در عرصه‌های فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی شریک مردان هستند و نقش اساسی خود را در تربیت نسلی آگاه فراموش نکرده‌اند، تقدیر و تشکر می‌کنیم. به همین مناسبت، درخواست ما این است که این نقش زنان تقویت شده و مورد حمایت قرار گیرد. باید توانمندی‌هایی در اختیار زنان قرار گیرد که به آن‌ها کمک می‌کند تا این نقش را به خوبی ایفا کند و اسیر توجه به ظاهر و زیبایی او نشود.

تأکید می‌کنیم همه قوانین ناعادلانه در حق زنان باید مورد بازنگری قرار گیرد و سیاست تبعیض که اسلام برای نابودی آن آمد، کنار گذاشته شود.

همچنین باید به روز معلم بپردازیم. این روز را به همه مردان و زنان معلم تبریک می‌گوییم و از نقش آن‌ها در رشد خرد، پرورش و پیشرفت انسان‌ها تقدیر و تشکر می‌کنیم؛ به ویژه در این شرایط کرونایی که اصرار دارند به رغم دشواری‌هایی که برای خود و اطرافیانشان دارند، به رسالت خود عمل کنند

از این فرصت استفاده می‌کنیم و بار دیگر خواستار احترام و تکریم آن‌ها می‌شویم؛ زیرا حق آن‌هاست که مردم به آن‌ها احترام بگذارند؛‌ زیرا اگر جایگاه معلم ارتقا پیدا نکند، مردم نیز رشد و پیشرفتی نخواهند داشت.

 

سالروز جنایت بئر العبد

سرانجام، باید به جنایت بئرالعبد بپردازیم. این روز برای ما یادآور حادثه‌ای است که در آن انسان‌های بی‌گناهی جان باختند، ده‌ها نفر مجروح شدند و ویرانی‌های زیادی به وجود آمد. هدف از این جنایت خاموش کردن صدای سید فضل الله بود. او که راهنما، مربی و الهام‌بخش بود، به جان‌ها و خردها حیات می‌بخشید و در برابر اشغالگری و ظلم داخلی و خارجی ایستاده بود. او سیاست آمریكا را آشفته و متزلزل كرد؛ بنابراین تصمیم گرفتند که او را ساكت كنند؛ اما موفق نشدند و سید به جهاد خود ادامه داد تا اینكه خداوند او را به جوار خود طلبید.

در این فرصت مجدداً بر پایبندی خود به این روش آگاهانه، باز و جرئت‌مندانه در بیان حق و عمل به آن، با وجود تمام چالش‌ها، دشواری‌ها و تاوان‌ها تأکید می‌کنیم.