خطبه جمعه، 29 اسفند ماه 1399

مطالب مهم خطبه اول: حامل کیسه / سفر و توشه / اوج فروتنی / هشت چیز از امام خواسته شده است / خوشبختی امام.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان در سخت‌ترین مراحل خود قرار دارد / چه کسی مسئول این وضعیت است؟! / آیا وضعیت سلامتی بدتر می‌شود؟ / قدردانی از مادران.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

6 شعبان 1442 ق برابر با 29 اسفند ۱۳۹۹ ش و 19/۰۳/۲۰۲۱ م

امام زین العابدین(ع) پیشوای خوبی و بخشندگی

 

مطالب مهم خطبه اول: حامل کیسه / سفر و توشه / اوج فروتنی / هشت چیز از امام خواسته شده است / خوشبختی امام.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان در سخت‌ترین مراحل خود قرار دارد / چه کسی مسئول این وضعیت است؟! / آیا وضعیت سلامتی بدتر می‌شود؟ / قدردانی از مادران.

 

خطبه دینی:

خداوند عزوجل و تعالی فرموده است: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» [الأحزاب: 33] صدق الله العظيم.

پنجم ماه شعبان سالروز ولادت چهارمین امام اهل‌بیت(ع) امام علی بن حسین(ع) زین العابدین و سرور ساجدان بود. امامی که القاب او نشانگر میزان عبادت اوست که در نماز، خشوع، خضوع و دعای آکنده از عشق و ترس از خداوند او تبلور یافته است.

 

حامل کیسه

این امام به بخشش، بردباری، سخاوت و عطا مشهور بود؛ زیرا سیره او نشان می‌دهد که وقتی شب می‌شد و چشم‌ها به خواب می‌رفتند، در حالی که غذا به دوش داشت، از خانه بیرون می‌رفت تا به صورت ناشناس آن را بین فقرا و مستمندان توزیع کند. نیازمندان از آمدن او خوشحال می‌شدند و می‌گفتند که حامل کیسه آمد.

امام زین العابدین به وسیله پدرش امام حسین(ع) پرورش یافت و با او در امر زمینه‌سازی قیام علیه حکومت یزید همکاری داشت و سخت‌ترین رنج‌ها را در کربلا دید، وقتی که با چشم خود شهادت پدر، خانواده و اصحابش را دید و اگر نبود مرضی که او را گرفتار و زمین‌گیر کرده بود، بسیار تمایل داشت تا همراه پدرش حسین(ع) و یاران او بجنگند.

پس از نبرد کربلا، نقش امام زین العابدین(ع) این بود که شعله انقلاب و اهدافی را که حسین(ع) برای آن‌ها قیام کرد، در جان و عقل [مردم] زنده نگه دارد. او این نقش را در کوفه، سراسر دوره اسارت و در مدینه ایفا کرد و نگذاشت که یزید آثار و اهداف این نهضت را نابود کند و آتش آن را در روح و روان مردم در کوفه و سپس در مدینه روشن نگاه داشت. او حامی همه انقلاب‌هایی بود که در مدینه و بعداً در کوفه و در جاهای دیگر اتفاق افتادند.

امروز از این فرصت مبارک بهره خواهیم برد تا به برخی از رفتارهای این امام که بازتاب تصویر بایسته یک مسلمان در عرصه زندگی است، بپردازیم.

 

سفر و توشه

در مورد اول، زهری از یاران امام زین العابدین(ع) می‌گوید: «در شبی بارانی و سرد امام را دیدم که کیسه‌ای آرد بر دوش داشت. با تعجب به ایشان عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! این چیست؟ امام(ع) پاسخ داد: سفری در پيش دارم و توشه آن را آماده كردهام تا در جاي امني بگذارم. زهری عرض کرد: اجازه دهيد خدمتكار من آن را بياورد. امام(ع) قبول نكرد. پس به امام گفت: پس اجازه دهيد که خودم آن را برای شما بياورم؛ چون شأن شما را بالاتر از آن ميبينم. امام فرمود: ولی من شأن خود را از حمل باري كه در سفر مرا از هلاک شدن نجات می‌دهد و ورودم به مقصد را نيكو می‌گرداند، برتر نميدانم. از تو ميخواهم به حق خدا مرا واگذاري و پي كار خود بروي! پس از چند روز، زهري امام(ع) را دید و از ایشان پرسيد: ای فرزند رسول خدا! از آن سفري كه فرموديد، اثري نميبينم. حضرت فرمود: آری ‌ای زهری! آن طور كه ميپنداشتي، نيست. منظور من مرگ بود و براي آن آماده ميشوم. سپس فرمود: آمادگي براي اين سفر، فقط در دوري از حرام و نهايت كوشش در راه خير است.»

امام(ع) با این رفتار می‌خواست نشان دهد كه راه رسیدن به بهشت، پس از پرهیز از حرام، كمک به فقرا و مستمندان و دراز كردن دست یاری به سوی آن‌هاست. در حدیث آمده است: «إنّ الصّدقة تطفئ غضب الرّبّ؛ ‌صدقه خشم پروردگار را خاموش می‌کند.»، «الصّدقة جنّة من النّار؛ صدقه سپر در برابر آتش جهنم است.»، «كلُّ امرئٍ في ظلّ صدقتِه حتَّى يُقضى بينَ النَّاسِ؛ هر کسی در سایه صدقه خود قرار دارد تا خداوند در میان مردم قضاوت کند.»

 

اوج فروتنی

مورد دیگر، آمده است که وقتی آن حضرت می‌خواست در جمع کاروانی به مسافرت برود، با افرادی که او را نمی‌شناختند به مسافرت می‌رفت و با مسئول کاروان شرط می‌کرد اجازه دهد که او بدون مزد به کاروانیان خدمت کند.

در یکی از سفرها فردی از کاروانیان او را شناخت و تعجب کرد که اینان چگونه امام(ع) را به کار گرفته‌اند؛ بنابراین نزدشان رفت و به آن‌ها گفت: آیا می‌دانید چه کسی را به کار گرفته‌اید؟ آن‌ها به او گفتند: او یکی از اعضای کاروان است و خودش تمایل به خدمت داشت. به آن‌ها گفت: ایشان امام زین العابدین فرزند رسول خدا(ص) است. آنان نیز برای عذرخواهی نزد امام آمدند و عرض کردند: آیا می‌خواستید ما را به دوزخ بیندازید؟ اگر خدای ناکرده با دست یا زبان ما اهانتی به شما می‌شد، آیا برای همیشه به هلاکت نمی‌افتادیم؟ به آن‌ها فرمود: گناهی بر شما نیست؛ زیرا من چنین خواستم، نه شما. می‌خواستم کسی مرا نشناسد تا در خدمت کاروانیان باشم؛ چون پیش از این با گروهی مسافرت کردم که مرا می‌شناختند. از این رو نگذاشتند به آن‌ها خدمت کنم، در حالی من دوست دارم به مردم خدمت کنم و متفاوت با آن‌ها نباشم؛ زیرا خوشبختی من در خدمت به مردم و همراهان راه است؛ زیرا دوست ندارم به واسطه نسبت به رسول خدا(ص) چیزی را که سزاوار آن نیستم به دست آورم.

 

برترین نیکی

مورد دیگر به رفتار امام(ع) با مادرش مربوط می‌شود و ما نیز در آستانه روز مادر هستیم. امام زین العابدین(ع) به مادرش بسیار خوبی، دلسوزی و مهربانی می‌کرد. ولی آن چه باعث تعجب هم‌نشینان امام شده، این است که او از غذایی که مادرش بر آن نشسته بود، نمی‌خورد. به او گفتند: چرا؟ با این که می‌دانیم کسی مهربان‌تر از شما به مادرتان نیست. فرمود: «می‌ترسم دستم به‌سوی لقمه‌ای پيشى بگيرد كه قبلاً او بدان چشم دوخته است و بدين گونه حق او را رعايت نكنم.»

 

هشت چیز از امام خواسته شده است

سرانجام، روزی به آن حضرت گفتند: ای پسر رسول الله! چگونه صبح کردید؟ اگر ما به جای ایشان بودیم می‌گفتیم: شکر خدا به خاطر سلامتی، عافیت و خوبی؛ اما امام(ع) فرمود: «أَصْبَحْتُ‏ مَطْلُوباً بِثَمَانِ‏ خِصَالٍ‏: اللَّهُ تَعَالَى يَطْلُبُنِي بِالْفَرَائِضِ وَ النَّبِيُّ(ص) بِالسُّنَّةِ وَ الْعِيَالُ بِالْقُوتِ وَ النَّفْسُ بِالشَّهْوَةِ وَ الشَّيْطَانُ بِالْمَعْصِيَةِ وَ الْحَافِظَانِ بِصِدْقِ الْعَمَلِ وَ مَلَكُ الْمَوْتِ بِالرُّوحِ وَ الْقَبْرُ بِالْجَسَدِ فَأَنَا بَيْنَ هَذِهِ الْخِصَالِ مَطْلُوبٌ؛ در حالى صبح كردم كه هشت چيز از من خواسته می‌شود: خداوند متعال عمل به فرايض، پيامبر(ص) عمل به سنّت؛ خانواده، روزى؛ نفْس، شهوت؛ شيطان، معصيت؛ دو فرشته نگهبانِ اعمال، درستىِ عمل؛ فرشته مرگ، روح و قبر، جسدم را از من می‌خواهد. پس من میان چيزهایی که از من خواسته شده است، قرار دارم.»

 

خوشبختی امام

عزیزان! این‌ها برخی از رفتارهای امام زین العابدین(ع) بود که نشان دهنده میزان انسانیت ایشان است؛ چون امام(ع) خوشبختی را در شاد کردن دل فقیران، برآورده کردن نیاز یتیمان، خدمت کردن به انسان‌ها هر کسی می‌خواهد باشد، کمک به مستمندان، نیکی به پدر و مادر و انجام مسئولیت در قبال پروردگار و مردم می‌دانست نه انتساب به رسول خدا(ص). مگر این که مسئولیت خود را انجام دهد؛ زیرا او دوست نداشت به خاطر رسول خدا(ص) مورد احترام قرار گیرد، مگر این که عین آن را عطا کند.

فرزدق با اشاره به این اخلاقیات، در تمجید ایشان چنین سروده است:

اللهُ فَضَّلَهُ قِدْماً وَشَرَّفَهُ

جَرَى‌ بِذَاكَ لَهُ فِي‌ لَوْحِهِ القَلَمُ

كِلْتَا يَدَيْهِ غِيَاثٌ عَمَّ نَفْعُهُمَا

يُسْتَوْكَفَانِ وَلاَ يَعْرُوهُمَا عَدَمُ

سَهْلُ الخَلِيقَةِ لاَ تُخْشَى‌ بَوَادِرُهُ

يَزِينُهُ خَصْلَتَانِ: الحِلْمُ وَالكَرَمُ

مَا قَالَ: لاَ، قَطُّ إلَّا فِي‌ تَشَهُّدِهِ

لَوْلاَ التَّشَهُّدُ كَانَتْ لاَؤهُ نَعَمُ

خداوند او را از ابتدای آفرینش برتری داده و قلمِ تقدیر، بنا به همین در لوح نوشته است.

هر دو دستش‌ همچون‌ باران‌های‌ پرآب‌ و سرشار است‌ كه‌ نفعش‌ به همه مي‌رسد. از اين‌ دو دست‌ پيوسته‌ آب‌ زلال‌ جاری است و هیچ‌گاه‌ دستخوش‌ كمي‌ و فقدان‌ واقع‌ نمي‌شوند.

خُلْق‌ و خويش‌، نرم‌ و ملايم‌ است‌ به‌ طوري‌ كه‌ ابداً مردم‌ از شدّت‌ خشم‌ و حِدَّت‌ غضبش‌ هراس‌ ندارند و دو خصلت‌ حِلم‌ و كرمش‌ زینت‌بخش‌ صفات‌ عليا و اخلاق‌ حميدۀ او هستند.

او هیچ‌گاه‌ در جواب‌ تقاضاي‌ خلايق‌ نه‌ نگفت مگر در تشهّدش‌ كه‌ اگر تشهّدي‌ در ميان‌ نبود نه او آری بود.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به عمل به وصیت امام زین العابدین(ع) سفارش می‌کنم. وقتی که فرمود: «إِنَّ أَحَبَّكُمْ إِلَى اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ أَحْسَنُكُمْ عَمَلاً وَ إِنَّ أَعْظَمَكُمْ عِنْدَ اَللَّهِ عَمَلاً أَعْظَمُكُمْ فِيمَا عِنْدَهُ رَغْبَةً وَ إِنَّ أَنْجَاكُمْ مِنْ عَذَابِ اَللَّهِ أَشَدُّكُمْ خَشْيَةً لِلَّهِ وَ إِنَّ أَقْرَبَكُمْ مِنَ اَللَّهِ أَوْسَعُكُمْ خُلُقاً وَ إِنَّ أَرْضَاكُمْ عِنْدَ اَللَّهِ أَشْبَعُكُمْ عَلَى عِيَالِهِ وَ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عَلَى اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ أَتْقَاكُمْ لِلَّهِ؛ به راستى محبوب‌ترین شما نزد خداى عزوجل آن كسى است كه كردارش بهتر باشد و همانا بزرگ‌ترین شما در پيشگاه خدا از نظر كردار آن كسى است كه رغبت و اشتياقش بدان چه نزد خدا است بزرگ‌تر باشد و آن كسى بهتر از عذاب خدا نجات يابد كه ترسش از خدا بيشتر باشد و همانا نزدیک‌ترین شما به خدا كسى است كه خلقش نيكوتر باشد و پسندیده‌ترین افراد شما در نزد خدا كسى است كه بر عيال خود فراخ‌تر گيرد و گرامی‌ترین شما در پيشگاه خدا پرهيزگارترين شما از خدا است.»

بیایید به وصیت این امام عمل کنیم تا در عمل، دانش، اخلاق، تقوا و تلاش برای کمک به عیال خدا بهترین باشیم و با این کار اخلاص و ولای واقعی خود را به آن حضرت نشان داده و از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار باشیم.

 

لبنان در سخت‌ترین مراحل خود قرار دارد

از لبنان آغاز می‌کنیم که یکی از دشوارترین مراحل تاریخ خود را در تمام سطوح سپری می‌کند؛ زیرا در عرصه زندگی، نرخ دلار آمریکا به صورت بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است و منجر به ناتوانی لبنانی‌ها در تأمین اساسی‌ترین مایحتاج زندگی خود از جمله دارو، غذا، درمان و کالاهای اساسی شده است و کمبود حتی به شیر فرزندانشان رسیده است. آن هم در کشوری که 90٪ نیازهای خود را از خارج تأمین می‌کند.

در اینجا لبنانی‌ها می‌پرسند: دلیل این افزایش سریع چیست؟ آیا دلیل آن اقتصادی است یا حرص و طمع کسانی که عرصه مالی را مدیریت می‌کنند یا از این قضیه در درگیری‌های سیاسی استفاده می‌شود؟! کاهش نرخ ارز دلار ثابت کرد که بعد سیاسی نقش عمده‌ای در این افزایش دارد.

آنچه باعث بدتر شدن وضعیت شده است، افزایش قیمت سوخت با همه پیامدهای آن است و با توجه به صحبت‌ها پیرامون لغو یارانه‌های سوخت در روزهای آینده، احتمالاً بهای آن چند برابر خواهد شد.

در زمینه امنیتی، همراه با بسیاری از مردم نگران ریختن به خیابان به دلیل وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی، پیامدهای ناشی از مسدود شدن راه‌ها و تنش‌هایی که ممکن است در بین شهروندان ایجاد شود و همان طور که در روزهای گذشته اتفاق افتاد، ممکن است جنبه طایفه‌ای و فرقه‌ای به خود بگیرد، هستیم.

 

چه کسی مسئول این وضعیت است؟!

در زمینه سیاسی، سیاسیون همچنان نسبت به آنچه اتفاق می‌افتد بی‌تفاوت هستند، گویی این مردم، همان مردمی نیستند که آن‌ها را به این مناصب گماشتند؛ از این رو کاری برای درمان جدی بحران‌های جاری انجام نمی‌دهند. بلکه به پاس‌کاری مسئولیت‌ها و اتهام زنی‌های متقابل بسنده می‌کنند. آنان دیگران را مسئول وضعیت جاری کشور معرفی می‌کنند و هیچ مسئولی نیست، مگر این که به دادن مسکن‌های بی‌فایده بسنده می‌کنند.

در همین حال رهبران متولی تشکیل دولت هنوز بر مواضع، شروط و گروکشی‌های خود قرار دارند و آماده عقب‌نشینی از سقف‌های سیاسی، حساب‌های شخصی و منافع جناحی خود که تشکیل دولت آن‌ها را تضمین می‌کند، نیستند.

ما به همه افراد متولی این قضیه عرض می‌کنیم: آیا همه آنچه اتفاق می‌افتد وجدان شما را تکان نمی‌دهد؟ چه فایده‌ای دارد که شما یک وزارتخانه را به دست آورید یا اختیار تصمیم‌گیری آن را به دست آورید ولی کشور سقوط کند؟ به میهن‌پرستی، ادیانی که از آن‌ها نمایندگی می‌کنید و انسانیت خود برگردید و به کسانی که نمی‌توانند دارو، غذا و نوشیدنی پیدا کنند یا کسانی که در تاریکی زندگی می‌کنند و چیزی برای روشنایی پیدا نمی‌کنند یا کسانی که قادر به ورود به بیمارستان یا پرداخت شهریه مدرسه و دانشگاه فرزندان خود نیستند یا نمی‌توانند هزینه ادامه تحصیل در خارج از کشور فرزندان خود را ارسال کنند، فکر کنید.

و اگر بعضی از شما هنوز هم به فکر یافتن راه حل در خارج از کشور هستید، باید بدانید که خارج، سازمان خیریه نیست و اگر شما به خودتان کمک نکنید، آن‌ها به شما کمک نمی‌کنند. در حالی که شما قادر به درمان یا کاهش بحران‌های این کشور هستید و ناتوان نیستید؛ اما اگر شما ترجیح منافع و آرزوهای خود بر منافع کشور و مردم را ادامه دهید، این اتفاق نخواهد افتاد.

شما به این امید نبندید که مردم آرام شده‌اند؛ زیرا اگر آن‌ها به خیابان‌ها و میدان‌ها نیایند، درد و رنج خود را ذخیره می‌کنند و روزی این دردها منفجر خواهند شد و وای بر شما از صدای گرسنگان و فریاد دردمندان.

نگاه ما به کورسویی از امید است که شروع به نورافشانی کرده است و امیدواریم که به سرعت از بین نرود. امیدواریم کسانی که اراده تشکیل دولت به دست آن‌هاست، متقاعد شوند و بدانند که اگر به لجبازی خود ادامه دهند و بر موضع خود باقی بمانند، این ساختار روی سر همه سقوط خواهد کرد. ما دوباره تأکید می‌کنیم که نه با صدای بلند، سقف‌های مرتفع، سلطه و قلدری بلکه با گفتگو می‌شود این کشور را اداره کرد.

 

آیا وضعیت سلامتی بدتر می‌شود؟

به مسئله بهداشت و سلامت می‌پردازیم که به خاطر عواقب خطرناک آن بر زندگی و سلامتی مردم، لازم است به عنوان دغدغه اصلی شهروندان باقی بماند؛ زیرا می‌ترسیم بدون کنترل، اقدامات پیشگیرانه و نظارت جدی دولت، درهای کشور به روی دو لنگه باز شود و به تشدید بحران سلامتی منجر شود که ایجاب کند تعطیلی عمومی دوباره برقرار شود که لبنانی‌هایی تاب تحمل آن را ندارند.

 

قدردانی از مادران

در خاتمه در روز مادر از همه مادرانی که زندگی ما را پر از عطوفت، عشق، مهربانی، مراقبت و فداکاری کرده‌اند، تقدیر و تشکر می‌کنیم. ولی هر کاری کنیم، نمی‌توانیم این همه مهربانی‌شان را جبران کنیم. پس به تمام مادران به خاطر تمام فداکاری‌های گذشته، حال و آینده‌شان تبریک می‌گوییم. برای مادر همین بس که بهشت زیر پای اوست. به همه کسانی که قدر این همه بخشش را می‌دانند و برای جبران آن تلاش می‌کنند، نیز تبریک می‌گوییم و وای بر کسانی که در این باره کوتاهی کنند.