خطبه جمعه، 27 فروردین ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌ها / اسلام با فقر مبارزه می‌کند / مسئولیت همگانی / ماه عطا و بخشندگی.

مطالب مهم خطبه دوم: سالروز جنگ داخلی / دغدغه معیشت و حاکمیت / دولت گروگان قدرت‌هاست.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

4 رمضان 1442 برابر با 27 فروردین 1400 و 16/04/2021 م

باید ماه رمضان را به ماه عطا و بخشندگی تبدیل کنیم

 

مطالب مهم خطبه اول: یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌ها / اسلام با فقر مبارزه می‌کند / مسئولیت همگانی / ماه عطا و بخشندگی.

مطالب مهم خطبه دوم: سالروز جنگ داخلی / دغدغه معیشت و حاکمیت / دولت گروگان قدرت‌هاست.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَالله يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلاً وَالله وَاسِعٌ عَلِيمٌ» [البقرة: 268] صدق الله العظيم.

 

یکی از خطرناک‌ترین پدیده‌ها

یکی از خطرناک‌ترین چیزهایی که ممکن است جوامع و کشورها بدان دچار شوند، این است که مردم نتوانند نیازهای اولیه خود را اعم از آب، غذا، بهداشت، آموزش، زیرساخت‌ها و فرصت‌های کار و اشتغال تأمین کنند. این امر باعث می‌شود که جوامع و کشورها قدرت، حضور و امنیت خود را از دست بدهند و زمینه از دست رفتن کرامت، تحقیر وبه بردگی رفتن انسان و گسترش فساد، انحراف و رشد کینه‌های گوناگون فراهم شود.

احادیث شریف به میزان خطرناک بودن گسترش پدیده فقر اشاره داشته‌اند. از این رو در حدیثی از پیامبر خدا(ص) آمده است: «كاد الفقر أن يكون كفراً؛ نزدیک است که کفر به فقر تبدیل شود.»

در حدیث دیگری از پیامبر خدا آمده است: «اللَّهمَّ إنّي أعوذ بك من الكفر والفقر. فقال رجل: أيعدلان؟ قال: نعم؛ خدایا! از کفر و فقر به تو پناه می‌برم. عرض شد: آیا این دو با هم برابرند؟ فرمود: آری».

امام علی(ع) نیز معتقد است که باید با فقر مانند انسان‌های جنایتکاری که مردم را می‌کشند و در زمین فساد می‌کنند، برخورد شود. می‌فرماید: «لو تمثّل ليَ الفقرُ رجلاً لقتلته؛ اگر فقر برای من در قامت انسانی تجسم یابد، حتماً او را می‌کشم.» صحابی بزرگوار ابوذر غفاری نیز برای فقرا این توجیه را فراهم می‌کند که شمشیر بکشند و علیه عاملان و یاوران فقر وارد جنگ شوند. می‌گفت: «تعجب می‌کنم از کسی که چیزی برای خوردن در خانه پیدا نمی‌کند و شمشیر به روی مردم نمی‌کشد؟»

 

اسلام با فقر مبارزه می‌کند

بنابراین مشکل فقر مشکل زندگی و جامعه است. از این رو برای جلوگیری از این پیامدها و مهار کردن خطرات ناشی از آن اسلام از طریق احکام و قوانین خود کوشیده است که به مبارزه با آن بپردازد. اسلام در این زمینه از راه‌های گوناگون به این مبادرت ورزیده است:

اول: تحریک عواطف و احساسات اغنیا نسبت به فقرا. به گونه‌ای که اغنیا درد و رنج فقرا را احساس کنند. چون برای ایجاد انگیزه برای کمک به فقرا و نیازمندان چیزی قوی‌تر از درک درد و رنج آن‌ها نیست. امام صادق(ع) به صورت روشن به این قضیه اشاره کرده و فرموده است: «إنما فرض الله عزّ وجلّ الصّيام ليستوي به الغنيّ والفقير، وذلك أنّ الغنيَّ لم يكن ليجد مسّ الجوع فيرحم الفقير، لأنّ الغنيّ كلّما أراد شيئاً قدر عليه، فأراد الله عزّ وجلّ أن يسوّي بين خلقه، وأن يذيق الغنيّ مسّ الجوع والألم، ليرقّ على الضّعيف فيرحم الجائع؛ خداوند عزوجل روزه را واجب قرار داد تا به وسیله آن غنی و فقیر را یکسان کند؛ چون غنی هیچ‌گاه طعم گرسنگی را نچشیده است تا به فقیر رحم کند؛ زیرا او هر چه را که اراده کرده بدان دست یافته است. از این رو خداوند عزوجل خواسته است تا میان خلق خود برابری ایجاد کند و به غنی نیز مزه گرسنگی و درد را بچشاند تا او نیز به فقیر مهر آورد و به گرسنه رحم کند.»

دوم: اسلام از تمام کسانی اموالی بیش از نیاز خود دارند، خواسته است که بخشی از آن را برای کمک به فقرا و برآورده کردن نیازهای آنان ببخشند و در قالب خمس و زکات آن را واجب و نه اختیاری قرار داده است. خداوند متعال در اشاره به این امر فرموده است: «وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ» [الذّاريات: 19].

در حدیث نیز آمده است: «إنّ الله فرض في أموال الأغنياء أقوات الفقراء، فما جاع فقير إلّا بما متِّع به غنيّ، والله تعالى سائلهم عن ذلك؛ خداوند قوت فقرا در اموال اغنیا قرار داده است؛ بنابراین فقیری گرسنه نماند جز به این که توانگری از حق او به نوایی رسید و خداوند در این باره از توانگران بازخواست خواهد کرد.»

در حدیث دیگری آمده است: «إنَّ الله فرض على الأغنياء في أموالهم بقدر ما يكفي فقراءهم، فإن جاعوا وعروا وجهدوا فبمنع الأغنياء، فحقّ على الله أن يحاسبهم يوم القيامة و يعذّبهم عليه؛ خداوند به اندازه‌ای که فقرا را کفایت کند در اموال اغنیا قرار داده است. بنابراین اگر فقرا گرسنه و عریان و رنجور بمانند به خاطر مانع شدن اغنیاست. بنابراین خداوند حق دارد که در روز قیامت آنان را مورد محاسبه قرار دهد و عذاب کند.»

خداوند در این باره به واجبات مالی بسنده نکرده بلکه به صدقه دادن تشویق و ترغیب کرده است. خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ» [التّوبة: 103]. احادیث نیز به اهمیت صدقه اشاره کرده‌اند. در حدیث آمده است: «الصّدقة جنّة من النّار؛ صدقه سپر در برابر آتش جهنم است.»، «إنَّ الصّدقة تطفئ غضب الربّ؛ صدقه خشم پروردگار را خاموش می‌کند.» و صدقه پیش از این که در دست فقرا قرار گیرد، در دست خداوند قرار می‌گیرد. خداوند می‌فرماید: «أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ الله هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ» [التّوبة: 104] و صدقه را باعث دفع بلا، رد قضا حتی اگر تثبیت شده باشد، افزایش رزق و عمر و نزول روزی می‌داند.

سوم: دولت باید به مسئولیت خود عمل کند؛ زیرا نقش دولت این است که نیازهای شهروندان خود را برآورده کند و دست یاری به سویشان دراز کند و اگر چنین نکند، باید مورد بازخواست قرار گیرد. امیرالمؤمنین(ع) در عهدنامه خود با مالک اشتر وقتی او را به ولایت مصر گماشت، این امر را بیان کرده و فرموده است: «الله الله فِي الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِينَ لا حِيلَةَ لَهُمْ: مِنَ الْمَسَاكِينِ والْمُحْتَاجِينَ وأَهْلِ الْبُؤْسَ والزَّمْنَى؛ فَإِنَّ فِي هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً ومُعْتَرّاً واحْفَظِ للهِ مَا اسْتَحْفَظَكَ مِنْ حَقِّهِ فِيهِمْ، واجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِكِ فإِنَّ لِلاْقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِي لِلأدْنَى... وكُلٌّ قَدِ اسْتُرْعِيتَ حَقَّه، ولَا يَشْغَلَنَّكَ عَنْهُمْ بَطَرٌ؛ خدا را خدا را درباره طبقه فرودست. کسانی از مساکین و نیازمندان و بینوایان و زمین گیران که بیچارگان‌اند. در این طبقه مردمی سائل هستند و مردمی که روی درخواست ندارند. خداوند برای اینان حقی قرار داده است و از تو خواسته است که آن را رعایت کنی. پس در نگهداشت آن بکوش . برای اینان در بیت المال خود حقی برای آنان نگه دار؛ زیرا برای دورترینشان همان حقی است که برای نزدیک‌ترینشان است... و از تو خواسته‌اند که حق همه را اعم از دور و نزدیک نیکو رعایت کنی و سرمستی و غرور تو ر از ایشان غافل نسازد.»

امام(ع) به این بسنده نمی‌کند و در برابر کسانی که به بیت‌المال دست درازی کرده و باعث فقیر شدن مردم می‌شوند موضع قاطعی اتخاذ می‌کند و با اینان به هیچ وجه مدارا نمی‌کند. می‌فرماید: «والله لو وجدته قد تُزوّج به النّساء ومُلكَ به الإماء لرددته؛ به خداوند سوگند اگر بیت المال را مهریه زنان کرده باشند و با آن کنیز خریده باشند، حتماً بازمی‌گردانم.»

از این رو در سیره آن حضرت آمده است: «همه مردم کوفه از رفاه برخوردار شدند و فقیرترینشان نان گندم می‌خورد.»

 

مسئولیت همگانی

عزیزان! به خاطر تفاوت در توانایی‌ها و شرایط مختلف زندگی مردم، به وجود آمدن طبقات اجتماعی امری طبیعی است. این که مردم روزی متفاوت داشته باشند و برخی از آن‌ها چیزی برای تأمین نیازهای خود پیدا نکنند و به قوت و روزی دست نیابند. خداوند نیز در اشاره به این تنوع می‌فرماید: «نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ»  [الزّخرف: 32].

ولی این امر توجیه‌گر آن نیست که دولت و مردم، بگذارند که مردم فقیر رنج بکشند و با شرایط دشوار زندگی مواجه شوند. زیرا طبق منطق اسلام تمام کسانی که زیر آسمان آبی زندگی می‌کنند، باید زندگی شرافتمندانه و قوت روزانه داشته باشند. در این زمینه دولت باید برای فقر چاره اندیشی کند و اگر خود دولت در این باره انجام نمی‌دهد، مردم اعم از افراد، گروه‌ها یا کمیته‌ها باید در این زمینه به ایفای نقش بپردازند و کسانی را یاری کند که دارند به این وظیفه عمل می‌کنند. در غیر این صورت همه، در ازای درد و رنج مردم مسئول هستند؛ زیرا اگر به مسئولیت عمل نکنند، ویژگی دین‌داری از آنان سلب می‌شود؛ چون مؤمن واقعی کسی است که آن چه را برای خود می‌پسندند، برای برادر دینی خود نیز بخواهد و از ما نیست کسی که سیر باشد و همسایه‌اش سر گرسنه به بالین بگذارد.

 

ماه عطا و بخشندگی

عزیزان! خداوند سبحانه و تعالی، ماه رمضان را در کنار بذل و بخشش قرار داده است؛ چون ماه رمضان، ماه فقرا و ایتام است. به همین دلیل پیامبر خدا فرموده است: «وتصدّقوا على فقرائكم ومساكينكم.. وَتَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُمْ؛ به فقرا و مستمندان خود صدقه بدهید ... و به ایتام مردم مهربانی کنید تا به ایتام شما مهربانی کنند.» و غذا دادن به فقرا و نیازمندان را جایگزین روزه‌داری برای کسی قرار داده است که توان روزه‌داری ندارد: «وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ» [البقرة: 184]. یعنی او باید فدیه بدهد که فدیه عبارت است از غذا دادن به مستمند به ازای هر روز از طرف کسانی که توان روزه‌داری ندارند. از این رو برای ادا کردن حق ماه رمضان، نماز خواندن، روزه گرفتن، ذکر گفتن و خواندن قرآن کافی نیست؛ بلکه باید کار خیر انجام دهیم و دست یاری به سوی فقرا، مستمندان و نیازمندان دراز کنیم. با این کار مفاهیم و ارزش‌های این ماه کامل می‌شود تا این ماه به ماه محکم کردن رابطه با خداوند و دراز کردن دست یاری به سوی عیال خداوند تبدیل شود.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! به شما و خودم توصیه می‌کنم که از سیره پیامبر خدا درس بگیریم. روایت شده است که آن حضرت شنید زنی روزه‌دار به کنیز خود دشنام می‌دهد. پیامبر خدا او را به خوردن غذا دعوت کرد و او نیز تعجب زده امتناع کرد و عرض کرد: یا رسول الله من روزه دارم. پیامبر خدا فرمود: «چطور روزه‌دار هستی و به کنیز خود دشنام می‌دهی؟! روزه‌داری فقط به پرهیز از غذا و آشامیدنی نیست. بلکه غیر از آن دو، مانعی برای رفتار و گفتار زشتی قرار داده شده است که روزه را باطل می‌کنند.» سپس فرمود: «ما أقلّ الصوّام وأكثر الجواّع؛ روزه‌داران چه اندک و گرسنگان چه بسیار هستند.»

پیامبر خدا با این کار می‌خواست واقعیت روزه را بیان فرماید. چون برای روزه‌داری انسان کافی نیست که از خوردن و آشامیدن و بقیه مبطلات پرهیز کند؛ بلکه باید زبان، گوش، دیده، پوست و همه اعضا و جوارح او از حرام روزه باشند و اگر چنین نباشد، روزه‌دار محسوب نمی‌شود بلکه گرسنه و تشنه به شمار می‌آید.

ما به روزه‌ای نیاز داریم که مورد نظر پیامبر خداست. در این صورت روزه‌داری تمرینی است برای این که انسان تمام چیزهایی را که باعث آسیب زدن به او و دیگران می‌شود، ترک گوید و هر وقت چنین شد، از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

سالروز جنگ داخلی

از لبنان آغاز می‌کنیم که چند پیش از این، 46 مین سالگرد آغاز جنگ داخلی در سال 1975 بود. این روز برای لبنانی‌ها یادآور فجایع و مصائبی است که آثار ویرانگری برای سنگ، انسان و اقتصاد این کشور به جای گذاشت که لبنان هنوز هم از آن رنج می‌برد. هدف ما از یادآوری این جنگ خونین، نیشتر زدن بر یک زخم کهنه و دامن زدن به کینه‌هایی که نمی‌خواهیم باقی بمانند، نیست بلکه هدف ما آگاهی و بصیرت بیشتر لبنانی‌هاست. این که خطاهایی را که منجر به بروز این جنگ شد، تکرار نکنند و در دام کسانی نیفتند که می‌خواهند از این خطاها بهره‌برداری کنند و لبنان را به میدان تصفیه حساب‌های منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل کنند.

نقش خارجی‌ها در ایجاد و حمایت از جنگ داخلی روشن‌ شده است؛ ولی اگر چند دستگی‌های طایفه‌ای و سیاسی و بی‌اعتمادی به زبان گفتگو برای درمان دغدغه‌های طوایف و مراکز سیاسی گوناگون نبود که لبنانی‌ها را واداشت وارد این جنگ شوند و رنج ببرند، هیچ کس نمی‌توانست جامعه لبنانی را این گونه به تباهی بکشاند. لذا عقیده دارم لبنانی‌هایی که این همه تنش را در عرصه سیاسی و روابط میان طوایف می‌بینند و از طریق رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی شاهد آن هستند، حق دارند که بار دیگر از تکرار این جنگ نگران باشند. اگر این روند ادامه یابد، کسانی می‌آیند که از آن بهره‌برداری کرده و در راستای منافع کسانی که سودشان را در شعله‌ور کردن جنگ می‌بینند، در بوق آن می‌دمند.

از لبنانی‌هامی‌خواهیم که این جنگ را به یاد داشته و در پیش چشم خویش داشته باشند تا بار دیگر از این سوراخ گزیده نشوند.

 

دغدغه معیشت و حاکمیت

در همین زمان به خاطر کاهش قدرت خرید مردم، بالا رفتن جنون‌آمیزقیمت‌ها، صف‌های طولانی در پمپ بنزین‌ها به خاطر کمبود بنزین و گازوئیل، وضعیتی که جلوی نانوایی‌ها به راه افتاده است، کمبود دارو، افزایش قطعی برق و صحبت درباره برداشته شدن سوبسیدها بدون این که جایگزینی برای آن در نظر گرفته شده باشد، باعث افزایش دغدغه معیشتی مردم لبنان شده است. در عین حال تصمیم گیران نیز غیر از اقدامات مسکنی و بی‌فایده برای شهروندان و نیازهای آنان، اقدامی جدی و سریع برای درمان این وضعیت انجام نمی‌دهند.

در این شرایط به نظر نمی‌رسد که لبنانی‌ها با موضوع مجادله‌آمیزی به خواب بروند تا به صورت دیگری از خواب بیدار شوند. گویا هدف مسئولان این است که به جای بسیج همه‌جانبه برای کاهش و درمان مشکلات فزاینده و گرسنگی کشنده، مردم را از کوتاهی‌های خود غافل کنند.

متأسفانه در این شرایط مسائل اصلاحات و حاکمیت ملی نیز به موضوعی برای مجادلات تبدیل شده است. مانند همان کاری که با موضوع بررسی جنایی صورت گرفت. نگرانی ما این است که عین همین کار درباره تعیین مرزهای دریایی که به حاکمیت و منابع دریایی لبنان ارتباط دارد انجام شود. متخصصان گفته‌اند میزان نفت و گاز این منابع به اندازه‌ای است که مشکلات اقتصادی لبنان را حل کند. اما تداوم مجادلات در این زمینه باعث می‌شود که موضع لبنان در مذاکره پیرامون این منابع تضعیف شود.

از این رو از همگان می‌خواهیم که در این باره موضع واحد اتخاذ کنند و درباره منافع، آینده و آزادی لبنانی‌هاکم‌کاری نکنند و تمام اقدامات به گونه‌ای باشد که قدرت لبنان در اثبات حقوق دریایی و استفاده از منابع آن تضمین شود و به خاطر فشارهای بین المللی و اصطکاک‌های داخلی متوقف نگردد؛ زیرا لبنانی‌هایی که به خاطر آزادی کشورشان از جان مایه گذاشته‌اند، کسانی را که درباره یک قطره آب آن کوتاهی کنند نمی‌بخشند.

 

دولت گروگان قدرت‌هاست

به موضوع تشکیل دولت می‌رسیم که روشن است اگر دولت به صورت درستی شکل بگیرد و کشور و اصلاح نهادهای آن دغدغه اصلی‌اش باشد، اساس حل مشکلات کشور را تشکیل می‌دهد. اما تشکیل دولت همچنان در گروگان قدرت‌های مأمور تشکیل آن قرار دارد و به نظر نمی‌رسد که هیچ کدام از این قدرت‌ها آمادگی عقب‌نشینی از مواضع، محاسبات و منافع خود را داشته باشد. به نظر می‌رسد که هیچ کدام از آنان نمی‌خواهند که دولت در این شرایط تشکیل شود. از این رو تمام اقدامات داخلی و تحرکات دیپلماسی بیرونی نتوانسته است پیشرفتی در این زمینه حاصل کند یا این که دیدگاه‌های قدرت‌های درگیر پیرامون سهمیه و پست‌ها را به هم نزدیک گرداند.

در برابر این وضعیت بار دیگر از تمام کسانی که در این قضیه سنگ‌اندازی می‌کنند می‌خواهیم که به حال کشور و مردم رحم کنند که با تأخیر در این قضیه، مال، ثروت، اقتصاد و شهرت خود را در برابر دنیا از دست می‌دهد.

زمان آن فرا رسیده است همگان بدانند که گزینه‌ای غیر از گفتگوهای رو در رو برای تفاهم وجود ندارد؛ زیرا کشور جز با توازن، تفاهم و امتیاز دهی‌های متقابل ساخته نمی‌شود.