خطبه جمعه، 3 اردیبهشت ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: جایگاه حضرت خدیجه(س) / زندگی دینی / شریک پیامبر خدا.

مطالب مهم خطبه دوم: تشدید بحران‌ها / حمله به سلاح مقاومت. چرا؟! / پیامدهای خطرناک پیش رو / افتخار به مردم قدس.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

11 رمضان 1442 برابر با 3 اردیبهشت 1400 و 23/04/2021 م

حضرت خدیجه(س) حامی پیامبر و رسالت

 

مطالب مهم خطبه اول: جایگاه حضرت خدیجه(س) / زندگی دینی / شریک پیامبر خدا.

مطالب مهم خطبه دوم: تشدید بحران‌ها / حمله به سلاح مقاومت. چرا؟! / پیامدهای خطرناک پیش رو / افتخار به مردم قدس.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه وتعالى می‌فرماید: «النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ» صدق الله العظيم.

در دهم ماه رمضان سال دهم بعثت، حضرت خدیجه دختر خویلد ام‌المؤمنین و همسر پیامبر خدا وفات یافت. امروز می‌خواهیم به این واقعه بپردازیم که قلب پیامبر خدا را اندوهناک ساخت و دل‌های مؤمنان را متأثر کرد. هدف از این گفتار این است که به جایگاه والای حضرت خدیجه نزد پیامبر خدا و مردم مکه و نقش مکتبی ایشان اشاره کنیم.

 

جایگاه حضرت خدیجه(س)

حضرت خدیجه به چنان جایگاه والایی نزد پیامبر خدا رسید که همسرشان عایشه درباره او می‌گوید: «پیامبر خدا از خانه خود بیرون نمی‌رفت، مگر این که از خدیجه یاد می‌کرد. روزی از ایشان یاد کرد و من غیرتی شدم و عرض کردم: آیا او جز یک پیرزن بود، در حالی که خداوند بهتر از او را به تو عنایت فرمود. با این حرف پیامبر خدا چنان عصبانی شد که موهای پیشانی‌شان به تکان آمد. سپس فرمود: به خدا سوگند! خداوند بهتر از او را به من نداد. او زمانی به من ایمان آورد که مردم به من کافر بودند و زمانی به من ایمان آورد که مردم مرا تکذیب می‌کردند و مال و ثروت خود را در حالی در اختیار من گذاشت که مردم مرا محروم کرده بودند و خداوند از او فرزندانی به من روزی کرد که زنان دیگر فرزندی برایم نیاوردند. عایشه می‌گوید: با خودم گفتم که دیگر از او به بدی یاد نکنم». روایت شده است که هرگاه پیامبر خدا گوسفندی ذبح می‌کرد یا هدیه‌ای برای او می‌آوردند می‌فرمود که آن را به خانه فلان زن که دوست خدیجه بود و خدیجه را دوست می‌داشت ببرند. پیامبر خدا علاقه داشت که حتی به دوستان باوفای خدیجه احترام بگذارد.

اما جایگاه او در مکه؛ او از تجار بزرگ مکه بود و داد و ستد فراوانی با شام داشت و از این راه به ثروت عظیمی دست یافت و به خاطر خرد و پاکی خود، ملقب به حکیمه و طاهره شده بود.

خدیجه زمانی با شخصیت پیامبر خدا آشنا شد که با کاروانی از مال التجاره خود او را به سفر فرستاد. در این سفر غلام خدیجه همیشه همراه پیامبر بود و از خلال این سفر او را از صفات زیبا، اخلاق نیکو، امانت‌داری و راست‌گویی پیامبر آگاه کرد. همین امر او را واداشت که او را به همسری برگزیند و دست رد به سینه اشراف و بزرگان مکه بزند. همان کسانی که خدیجه را به خاطر فقر و مال و ثروت اندک پیامبر سرزنش می‌کردند. خدیجه درباره دلیل انتخاب پیامبر خدا به همسری به آن حضرت می‌گوید: «ای پسر عمو! علت تمایل به تو این بود که در میان قوم خود شریف و محترم بودی، امانت‌دار بودی، اخلاق نیکو داشتی، راست‌گو بودی و مظلوم را یاری می‌کردی.»

 

زندگی دینی

عزیزان! حضرت خدیجه زندگی آکنده از مودت، مهربانی و احترام با پیامبر خدا داشت. او فقط شریک زندگی پیامبر نبود بلکه شریک تأملات و پرسش‌های پیامبر پیرامون هستی، انسان و جامعه و نقد اندیشه‌های رایج در جامعه، بت‌پرستی، ظلم و رفتارهای جاهلی بود و زمانی که در غار حراء وحی بر پیامبر نازل شد، حضرت خدیجه اولین کسی بود که به خاطر شناخت عمیق از ویژگی‌ها و صلاحیت‌های پیامبر برای انجام رسالت، به او ایمان آورد، در کنار او ایستاد و از او حمایت کرد.

روزی به خانه آمد و پیامبر را به خاطر بار سنگین رسالت، اندوهگین دید. پیامبر به او فرمود که خداوند به او وحی کرده است.خدیجه به او گفت: «ای پیامبر خدا! برخیز. چون به خدا سوگند! خدا تو را تنها نمی‌گذارد؛ چون تو صله‌ رحم می‌کنی، راست‌گو هستی، به مستمندان کمک می‌کنی، به نیازمندان می‌بخشی، از میهمان پذیرایی می‌کنی و در راه حق مشکلات را تحمل می‌کنی.»

حضرت خدیجه خودش انتخاب کرد که در کنار پیامبر خدا زندگی سختی داشته باشد و مثل کسانی که از مال، منال و زیبایی برخوردارند زندگی نکند. آن هم زمانی که به پیامبر خدا سنگ می‌زدند، خار بر سر راهش می‌انداختند، او را به سحر و دیوانگی متهم می‌کردند، اما پیامبر رنج می‌کشید. خدیجه نیز اذیت‌ها، محرومیت‌ها و قطع رابطه‌های قریش را به جان خرید. قریش او را تحریم کردند و زنان خود را مجبور کردند که به دیدارش نروند و در مناسبت‌ها با او همراهی نکنند. آن هم در شرایطی که خدیجه سخت به همراهی و دیدارشان نیاز داشت. حتی به شوهران دختران خدیجه فشار آوردند که همسران خود را یعنی زینب، رقیه و ام‌کلثوم را برای اذیت کردن پیامبر خدا طلاق دهند. در آن زمان رقیه و ام‌کلثوم طلاق شدند و همسر زینب قبول نکرد که او را طلاق دهد.

اما حضرت خدیجه بر همه این‌ها صبر کرد. بارزترین نشانه صبر ایشان وقتی است که بزرگان قریش تصمیم گرفتند بنی‌هاشم قبیله پیامبر خدا را مجازات کنند و به خاطر حمایتشان از پیامبر خدا و ایستادگی در کنار او، آنان را در شعب ابوطالب محاصره کردند. این محاصره سه سال طول کشید. آنان طی پیمانی با هم دیگر عهد بستند که به بنی‌هاشم چیزی نفروشند، از آنان چیزی نخرند، به آنان زن ندهند و از آنان زن نگیرند، با آنان سخن بگویند و به آنان پناه ندهند تا این که پیامبر خدا را به آن‌ها تسلیم کنند یا این که از یاری و حمایت او دست بردارند. در آن روز حضرت خدیجه پیش خانواده خود نخواست که پیامبر خدا و یاران او را در حال درد و رنج تنها بگذارد. از این رو به مسلمانان در محاصره پیوست تا مانند مسلمانان او نیز متحمل درد و رنج شود. او در این راه تمام دارایی خود برای خرید غذا به قیمت چند برابر و برای کاستن از فشار محاصره، بخشید. تا جایی که پیامبر خدا فرمود: «ثروتی مانند ثروت خدیجه برایم سودمند نبود.» این محاصره تأثیر منفی روی سلامتی آن حضرت گذاشت و بعد از مدتی از دنیا رفت.

از این رو پیامبر خدا و مسلمانان به شدت ناراحت شدند. چون در وجود ایشان مهر مادری را می‌دیدند که مادری خود را به هر کدام از آنان ارزانی می‌داشت. سال وفات حضرت خدیجه سال حزن نامیده شد؛ چون بعد از این که ابوطالب عموی پیامبر را که پشتیبان مهمی برای رسالت بود از دست داده بودند، این بار حامی دیگر پیامبر را از دستمی‌دادند.

 

شریک پیامبر خدا

خواهران و برادران عزیز! خدیجه نمونه یک زن آگاه و مکتبی بود که در سخت‌ترین شرایط حقیقا همراه و شریک پیامبر بود و همراه پیامبر بار رسالت را به دوش می‌کشید و به این خاطر فداکاری‌های بسیاری به خرج داد و همیشه حامی و تکیه‌گاه مطمئنی برای ایشان بود. به همین دلیل سزاوار تکریم الهی گشت و بعد از ازدواج با بهترین آفریده‌های الهی حضرت محمد مصطفی(ص) از کرامت سبقت در اسلام و ایمان نیز برخوردار گشت. او جزو کسانی بود که خداوند درباره‌شان فرموده است: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولَئِكَ الْمُقَرَّبُونَ * فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ» و فرموده است: «لَا يَسْتَوِي مِنْكُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُولَئِكَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِينَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَقَاتَلُوا». در حدیث نیز آمده است که وقتی خداوند سبحانه و تعالی جبرئیل را در غار حراء به سوی او فرستاد و به او گفت که از طرف خداوند متعال به خدیجه سلام برسان و او را به خانه‌ای از زبرجد در بهشت که در آن رنج و نگرانی نیست، مژده بده.

اما مشیت الهی بر این قرار گرفت که از نسل حضرت خدیجه انسان‌های پاکی مجسم در حضرت زهرا(س) و ائمه(ع) به وجود آیند. همان‌هایی که خداوند هر نوع پلشتی را از آنان زدوده و آنان پاک و پاکیزه گردانیده است. امام صادق(ع) در اشاره به این واقعیت می‌فرماید: «إنَّ الله تعالى جعل خديجة وعاءً لنور الإمامة؛ خداوند متعال خدیجه را ظرفی برای نور امامت قرار داد.»

از این رو باید سلام‌ها و درودهای خود را نثار ایشان کرده، عرض کنیم: سلام بر تو روزی که به دنیا آمدی، روزی که در اسلام پیشی گرفتی، روزی که به جوار پروردگارت پر کشیدی، روزی که دوباره زنده برانگیخته شوی و روزی که به وعده الهی که همانان خانه‌ای از زبرجد در بهشت که در آن رنج و ملالی نیست، برسی.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! خودم و شما را به احیای سنت‌ها و ارزش‌هایی که پیامبر گرامی اسلام در دوازدهم ماه رمضان میان مهاجرین و انصار برادری ایجاد کرد، سفارش می‌کنیم. در این روز شاهد بالاترین درجات برادری که حکم الهی بود و مؤمنان نیز بدان متعهد شدند، بودیم. روزی که خداوند متعال فرمود: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» و پیامبر خدا نیز مسئولیت‌هایاین برادری را بیان فرمود.

در حدیث آمده است: «مثل المؤمنين في توادهم وتعاطفهم وتراحمهم كمثل الجسد الواحد إذا اشتكى منه عضو تداعى له سائر الأعضاء بالسهر والحمى؛ مثال مؤمنان از نظر مودت، مهرورزی و مهربانی مانند که یک بدن است که اگر یکی از اعضای آن به درد آید، باقی اعضا نیز با شب بیداری و برافروختگی با او همنوایی می‌کنند.»

مسلمانان نیز بعد از مهاجرت از مکه به مدینه عالی‌ترین نوع برادری را به نمایش گذاشتند. در این روز مسلمانان تمام داشته‌ها و اموال خود را با برادران ایمانی خود تقسیم کردند.

ما به تقویت این ارزش سخت نیاز داریم؛ ارزشی به نام برادری در عرصه‌های عواطف، احساسات و رفتار. با این کار از قوی‌تر و مستحکم شده و از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

تشدید بحران‌ها

از لبنان آغاز می‌کنیم که بحران‌های همه‌جانبه در آن ادامه دارد بدون این که بارقه امیدی برای ایجاد راه حل‌هایی که کشور را در عرصه‌های داخلی و خارجی از فروپاشی نشان دهد دیده شود؛ چون برای همه روشن شده است که دولت به این زودی‌ها تشکیل نخواهد شد و کمک‌های خارجی هم وجود نخواهد داشت که از تشدید فشار این بحران‌ها بر مردم بکاهد.

درست در این زمان موضوعات متعددی مطرح می‌شود که آن را برای مبارزه با فساد فزاینده در نهادی دولتی ضروری می‌دانیم؛ چون بعد از بررسی جنایی موضوع فساد در نهادها و مؤسسات، این روزها پرونده شرکت‌های مالی مطرح می‌شود که ممکن است در قاچاق پول به خارج یا جمع کردن دلار از بازارهای محلی که باعث افزایش قیمت آن شده است، نقش داشته باشد.

در این باره تأکید می‌کنیم که ضروری است باب انجام تحقیقات در این موضوع و سایر پرونده‌های فساد باز شود و به هیچ وجه جلوی شناسایی این امر که پول‌های لبنانی‌ها کجا رفته است یا چه کسانی با قوت روزانه و اقتصاد مردم بازی می‌کنند، گرفته نشود. این کار باید به دور از تمام حساسیت‌های سیاسی صورت گیرد و به ابزاری برای درگیری سیاسی جاری در کشور تبدیل نشود؛ به نحوی که به خاطر مسائل سیاسی باز شود و به خاطر مسائل سیاسی بسته شود و استثناپذیر شود.

چون منافع، سرنوشت و اموال لبنانی‌ها نباید وارد مجادلات سیاسی میان طرف‌های درگیر تبدیل شود. از این رو همواره طرفدار دستگاه قضایی عادلانه و پاک و مستقل بوده‌ایم که به دور از هر گونه شبهه، به نام و به نفع لبنانی‌ها قضاوت کند نه فلان گروه سیاسی؛ اما متأسفانه آن چه از آن نگرانی داشتیم، در روزهای گذشته اتفاق افتاد و آن طایفه سازی، سیاسی سازی و ایجاد چنددستگی در دستگاه قضایی بود. اگر این روند ادامه یابد، صلاحیت و اعتبار دستگاه قضایی در معرض تهدید قرار خواهد گرفت و لبنانی‌ها امید تازه‌ای برای اصلاحات و ایجاد راه برون رفت از بحران‌های مالی، اقتصادی و معیشتی را از دست خواهند داد؛ چون دیگر امیدی به ساختن میهن وجود نخواهد داشت و بدون دستگاه قضایی پاک، عادلانه و آزاد که اسیر قیدوبندهای سیاسی و منافع گروهی نباشد، عدالت تحقق نخواهد یافت.

از این رو به همه کسانی که مقام و مسئولیت دارند عرض می‌کنیم که به این کشور رحم کنید و بر یأس و ناامیدی مردم آن نیفزایید. از باقی دستگاه‌های دولتی دست بردارید که پناهگاه مردم هستند. از دستگاه قضایی دست بردارید و بگذارید که آزاد باشد. در این صورت این دستگاه قضایی تضمین کننده مردم و شما خواهد شد. اگر شما به مراکز طایفه ای خود دل ببندید که از شما حمایت کنند و شما قدرت تصمیم‌گیری در کشور را به دست داشته باشید، وقتی شرایط تغییر کند و موقعیت‌ها جابجا شود، دیگر از شما حمایت نمی‌کنند.

از سوی دیگر، ما خواهان وارد نکردن ارتش به درگیری‌های سیاسی جاری در کشور هستیم. چون لازم است که استقلال و اعتبار این نهاد حفظ شود تا بتواند نقش خود را ایفا کند و سوپاپ امنیت و عنوان جمع کننده لبنان و لبنانی‌ها باشد.

 

حمله به سلاح مقاومت. چرا؟!

به بحث‌های جاری مراکز دینی و سیاسی پیرامون سلاح مقاومت می‌رسیم. در اینجا بار دیگر بر همان چیزی تأکید می‌کنیم که پیش از این بدان اشاره کردیم. این که ضروری است که نقش بزرگ سلاح مقاومت در آزادسازی سرزمین و حمایت از میهن در برابر تجاوزات صهیونیستی و تروریسم و شهدا و مجروحانی که مقاومت در این راه داده است، نادیده گرفته نشود. سلاح مقاومت توازنی ایجاد کرد که باعث شددشمن صهیونیستی پیش از هر گونه ماجراجویی تعدی جویانه علیه لبنان، صدها بار محاسبه کند. اگر نگرانی‌هایی هم درباره سلاح مقاومت وجود دارد، این قضیه آن قدر که توسط گفتگوی سازنده و ارتباط دائم حل می‌شود، از طریق اظهار نظرها حل نمی‌شود. این گفتگو و ارتباط در بردارنده دغدغه‌های همگانی است، هیچ‌گاه نباید قطع شود.

 

پیامدهای خطرناک پیش رو

اما در عرصه داخلی؛ با توجه به حرف و سخن‌هایی که درباره حفظ سوبسید از کالاهای اساسی وجود دارد، ما نگران تشدید بحران‌های معیشتی و حیاتی هستیم که ممکن است پیامدهای آن در روزهای آتی افزایش یابد؛ از این رو از همه طوایف، مذاهب، افراد مقیم در داخل و مهاجران در خارج می‌خواهیم که تمام تلاش خود را برای مقابله با پیامدهای ناشی از وضعیت دشوار به کار گیرند تا بتوانیم با کمترین زیان و ضرر از آن عبور کنیم و با ارائه راه‌کارهایی که به خیر همه است، از کشور در برابر پیامدهای ناشی از فروپاشی حمایت به عمل آوریم.

 

افتخار به مردم قدس

در خاتمه به مردم قدس افتخار می‌کنیم که به رغم شرایط دشواری که از آن رنج می‌برند، با عزم و اراده استوار در برابر قلدری رژیم صهیونیستی ایستاده‌اند و نمی‌گذارند که به یهودی‌سازی این شهر و یهودی‌سازی مکانی مسجدالاقصی بعد از یهودی‌سازی زمانی آن ادامه دهد. لذا از همه ملل عربی و اسلامی می‌خواهیم که برای تقویت عزم مردم قدس در کنار آنان بایستند و به آنان بفهمانند که تنها نیستند بلکه تمام ملل عربی و اسلامی و مستضعفان در کنار آنان هستند.