خطبه جمعه، 7 خرداد ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: قریش برای انتقام آماده می‌شوند / شکست بعد از پیروزی / امتحان و درس‌هایی از جنگ احد.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان؛ بدتر شدن اوضاع / چالش‌ها و پیامدها / انتخابات سوریه / دشمن می‌خواهد دستاورهای پیروزی را محدود کند.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

16 شوال 1442 برابر با 7 خرداد 1400 و 28/05/2021 م

جنگ احد؛ آزمونی دشوار برای مسلمانان

مطالب مهم خطبه اول: قریش برای انتقام آماده می‌شوند / شکست بعد از پیروزی / امتحان و درس‌هایی از جنگ احد.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان؛ بدتر شدن اوضاع / چالش‌ها و پیامدها / انتخابات سوریه / دشمن می‌خواهد دستاورهای پیروزی را محدود کند.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه وتعالى می‌فرماید: «وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ ۚ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۚ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ ۖ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» [آلعمران:152]صدق الله العظيم.

 

قریش برای انتقام آماده می‌شوند

در پانزدهم ماه شوال سال سوم هجری، نبرد احد اتفاق افتاد؛ نبردی که قریش برای گرفتن انتقام شکست سنگین خود در نبرد بدر در سال قبل به راه انداخت. تا اعتبار از دست رفته خود را در جزیرة العرب بازگرداند.

قریش برای رسیدن به پیروزی در این نبرد، هر آن چه از نفرات و امکانات را در اختیار داشت بسیج کرد. از این رو 3 هزار جنگجو به اضافه زنان و کودکان را به میدان نبرد آورد تا نیروهای رزمی خود را وادار کند به جنگ ادامه دهند و از میدان جنگ فرار نکنند.

خبر حرکت سپاه قریش به پیامبر خدا رسید. او نیز سپاهیان خود را برای مقابله با قریش آماده کرد. در آن زمان دو گزینه مطرح بود: یکی این که در داخل مدینه بجنگند و تمام اهالی مدینه در این نبرد مشارکت کنند و دیگر این که در خارج از مدینه مهیای جنگ شوند. به مانند هر حادثه دیگری پیامبر خدا در این باره با یاران خود مشورت کرد؛ زیرا پیامبر خدا جز بعد از مشورت با یاران و اصحاب خود، وارد کاری نمی‌شد. بعد از مشورت، نظر اکثریت بر این شد که پیش از رسیدن سپاهیان قریش به مدینه، در بیرون از شهر به مصاف آنان بروند.

در عمل، مسلمانان در کوه احد که در نزدیکی مدینه قرار داشت، با جنگجویانی که تعدادشان از هفت صد نفر فراتر نمی‌رفت، با سپاهیان قریش روبرو شدند. پیامبر خدا در نقشه جنگی خود، پشت سپاهیان خود را کوه احد قرار داد تا به عنوان مانعی طبیعی، سپاهیان مسلمان را از ناحیه پشت سر محافظت کند؛ اما در این میان شکافی طبیعی وجود داشت که پیامبر خدا نگران بود، دشمن از این راه نفوذ کند و ناگهان از پشت سر آنان را مورد یورش خود قرار دهد. از این رو با هفتاد نفر تیرانداز ماهر به فرماندهی عبدالله بن جبیر که در کوه جبل الرماة مستقر شدند، راه این تنگه را بست. پیامبر خدا به آنان توصیه کرد: "هر اتفاقی برای ما افتاد، با تیراندازی نگذارید که سواران دشمن از پشت سر به ما حمله کنند."

 

شکست بعد از پیروزی

نبرد آغاز شد. هنوز مدت زمان زیادی از جنگ سپری نشده بود که سپاهیان قریش شکست خوردند. آنان سلاح‌های خود را به زمین انداختند و با به جا گذاشتن غنائم بسیاری از میدان نبرد فرار کردند.

درست در لحظه‌ای که هیچ کس انتظار نداشت، یکی از پنجاه تیرانداز فریاد زد: "پیش از این دیگران، شما غنائم را دریابید." چهل نفر از آن موضع خود را ترک کردند و برای بستن تنگه، فقط ده نفر از آنان به همراه فرماندهشان عبدالله بن جبیر سر جای خود باقی ماندند.

در همین حین خالد بن ولید یکی از فرماندهان سپاهیان قریش که وضعیت تنگه را زیر نظر داشت، فرصت را غنیمت شمرد و به تنگه یورش آورد. او عبدالله بن جبیر فرمانده تیراندازان و ده تیرانداز همراه او را کشتند. این واقعه به سپاهیان قریش فرصت داد که به لشکریان مسلمانان یورش بیاورند. سپاه اسلام در هم شکست، بسیاری از آنان فرار کردند و هفتاد نفر از آنان از جمله مصعب بن جبیر پرچم‌دار سپاه اسلام و حمزه عموی پیامبر به شهادت رسیدند، تعداد زیادی زخمی و مجروح شدند، دندان مبارک پیامبر خدا شکست، سر ایشان زخم برداشت و اگر جان‌فشانی و پایداری اندک افرادی که در کنار پیامبر خدا باقی ماندند، نبود، این نبرد به شکست سهمگینی برای مسلمانان تبدیل می‌شد.

علی(ع) از بارزترین اندک افرادی بود که آن قدر در کنار پیامبر خدا جنگید تا شمشیرش شکست؛ بنابراین در آن روز پیامبر خدا شمشیر دیگری به نام ذوالفقار را به علی(ع) داد که با آن از پیامبر خدا دفاع کرد تا جایی که جبرئیل نازل شد و درباره آن حضرت و شمشیر ایشان چنین گفت: «لا فتى إلّا عليّ ولا سيف إلّا ذو الفقار؛ هیچ جوانمردی به مانند علی و هیچ شمشیری به مانند ذوالفقار نیست.»

از دیگر کسانی که پایداری کردند، ابودجانه بود. او آن قدر به زندگی پیامبر خدا علاقه‌مند بود که خود را در برابر شمشیرها، تیرها و سنگ‌های کفار سپر حفاظتی پیامبر خدا قرار داد.

وضعیت طوری شد که در نبرد احد، بعد از این که بیشتر یاران و اصحاب پیامبر خدا فرار کردند، پیامبر خدا به او فرمود: "ای ابودجانه! آیا قوم خود را نمی‌بینی [که همگی فرار کرده‌اند]؟ به آنان ملحق شود. تو از بیعت من آزاد هستی... ابودجانه گریست و عرض کرد: به خدا سوگند! من خود را از بیعت شما آزاد نمی‌بینم. ای پیامبر خدا! به کجا بروم؟ به سوی همسری که روزی می‌میرد یا فرزندی که او نیز روزی می‌میرد یا خانه‌ای که ویران می‌شود یا مالی که از دست می‌رود یا اجلی که نزدیک می‌شود؟!

او آن قدر در کنار پیامبر خدا جنگید که زخم‌ها او را از پای انداخت. وقتی روی زمین افتاد، علی(ع) او را به دوش کشید و نزد پیامبر خدا آورد و روی زمین نزد پیامبر خدا گذاشت. ابودجانه عرض کرد: ای پیامبر خدا! آیا به بیعتم وفا کردم؟ پیامبر فرمود: آری.

از دیگر کسانی که پایدار ماند و استقامت کرد، انس به نضر است. وقتی شنید که یکی می‌گوید: "محمد کشته شده است؛ بنابراین پیش از این که دشمن به شما برسد، به سوی قوم خود بازگردید." انس نیز با صدای بلند فریاد زد: "اگر محمد هم کشته شده باشد، شما به خاطر همان چیزی که پیامبر خدا جنگید، بجنگید و به خاطر همان چیزی که او مرد، شما نیز بمیرید." سپس گفت: "خدایا! به خاطر فرار اینان از تو معذرت می‌خواهم"... سپس آن قدر با شمشیر خود رزمید که به شهادت رسید.

ام عماره نسیبه دختر کعب انصاری تنها زنی بود که توفیق جهاد و دفاع از پیامبر خدا نصیبش شد. وقتی پیامبر خدا درباره جنگ احد سخن می‌گفت، از او یاد می‌کرد و می‌فرمود: "به راست و چپ خود متوجه نشدم مگر این که دیدم ام عماره در نزدیکی من مشغول جنگ است."

 

امتحان و درس‌هایی از جنگ احد

نبرد احد امتحان دشواری برای مسلمانان بود. ولی آنان از این نبرد درس ثابت و صبر آموختند. این که برحق بودن و برای تحقق پیروزی در برابر باطل ایستادن کفایت نمی‌کند بلکه باید شرایط و عوامل پیروزی را نیز فراهم کنند. نبرد احد نیز به درستی اشاره می‌کند که مهم‌ترین شرط، این است که دنیادوستی و ترس از مرگ در راه خدا را نباید به دل‌های خود وارد کنند.

مسلمانان از بابت دنیادوستی و مال دوستی برخی خودی‌ها دچار مشکلات و رنج‌های بسیاری شدند. این همان چیزی است که پیامبر خدا نیز نسبت به آن هشدار داده است: "أَخْشَى أن تُبْسَطَ الدُّنْيا عليكُمْ كما بُسِطَتْ على مَنْ كَانَ قبلَكُم فَتَنافَسُوها... إنّ الدّينار والدّرهم أهلكا من كان قبلكم، وهما مهلكاكم... ما أخشى عليكم الفقر، وإنما أخشى عليكم الدّنيا أن تُبسط عليكم؛ نگرانی من است که به مانند پیشینیان، دنیا به شما رو کند و شما برای دنیا به رقابت با یکدیگر بپردازید... درهم و دینار پیشینیان شما را هلاک کرد و شما را نیز به نابودی می‌کشاند... من از بابت فقر برای شما نگرانی ندارم بلکه نگرانی من این است که دنیا به شما روی آورد." و "إنّه ليس لأنفسكم ثمن إلّا الجنّة، فلا تبيعوها إلّا بها؛ بهای جان شما چیزی جز بهشت نیست؛ بنابراین جان خود را جز به بهشت نفروشید."

مسلمانان درس‌های بسیاری از نبرد احد آموختند. از این رو بعد از آن در نبردهای احزاب، خیبر و پیروزی بزرگشان در فتح مکه به پیروزی‌های مهمی دست یافتند.

امروز نیز از خداوند سبحان می‌خواهیم که به مانند آنان دنیادوستی را از ما دور کند و زبان حالمان این باشد: [خدایا!] اگر تو از ما خشمگین نباشی، باکی نداریم که ما به مرگ درآییم یا مرگ به ما درآید؛ و از جمله کسانی باشیم که شایستگی وعده نصرت و تأیید الهی را پیدا کنیم که او مهربان‌ترین مهربانان است.

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! به شما و خودم توصیه می‌کنیم حوادثی را که بعد از نبرد احد برای مسلمانان اتفاق افتاد، به یاد بیاوریم. در سیره آمده است: بعد از آن که ابوسفیان شادمان از پیروزی در نبرد احد و انتقام‌گیری از پیامبر خدا و یارانش به مکه بازگشت، از عجله خود در امر بازگشت پشیمان شد و تصمیم گرفت با بهره‌برداری از ضعف روحیه، زخم‌ها و دردهای مسلمانان دوباره به مدینه بازگردد.

وقتی پیامبر خدا و مسلمانان از تصمیم ابوسفیان آگاه شدند، همگی برای مقابله با سپاه مشرکان از شهر بیرون آمدند؛ حتی زخمی‌ها نیز با وجود درد و جراحت خود، برای نبرد آماده شدند. وقتی ابوسفیان از عزم و تصمیم قاطع مسلمانان برای یاری دینشان آگاه شد، این که حادثه احد خللی در اراده آنان وارد نکرده است، از تصمیم خود عدول کرد و به مدینه بازگشت.

قرآن کریم این بالندگی و عزم مسلمانان را این چنین به تصویر می‌کشد: «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَاناً وَقَالُوا حَسْبُنَا اللهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ * فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ».

ما نیز امروز به رهنمود گرفتن از این آیه نیاز داریم. باید در برابر تمام چالش‌ها این جمله را تکرار کنیم: «حسبنا الله ونعم الوكيل» تا از نعمت و فضل الهی برخوردار گردیم و از توان و قدرت بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار شویم.

 

لبنان؛ بدتر شدن اوضاع

از لبنان آغاز می‌کنیم که همه لبنانی‌ها منتظرند تا بیانیه صادره از پارلمان باعث به جریان افتادن پرونده تشکیل دولت شود. این که این بیانیه بیانگر آرمان‌ها و آرزوهای مردمی باشد که روشن است نمی‌توانند بیش از این درد، رنج، تحقیر و ستمی را که در عرصه‌های تأمین دارو، غذا، برق، سوخت و ناتوانی در تحمل افزایش قیمت کالاها و خدمات، قوت روزانه‌شان شده است، تحمل کنند.

به رغم فضای مثبت ناشی از صدور این بیانیه، وضعیت هم چنان وخیم است؛ زیرا سخن گفتن از تشکیل دولت در زمانی نزدیک دشوار است و لبنانی‌هاچاره‌ای جز انتظار کشیدن ندارند. انتظاری که ممکن است طولانی باشد.

در برابر این وضعیت برای لبنانی‌ها تأکید می‌کنیم که تصمیم به دست خود شماست و اگر کسانی که در مصدر مسئولیت قرار دارند احساس نکنند که شما از سستی در امر تشکیل دولت و اسیر ماندن قضیه تشکیل دولت در چنگال درگیری‌ها، رقابت‌ها و منافع شخصی و گروهی ناراضی هستید، ابزاری برای رهایی از فروپاشی کشور در اختیار ندارید.

آنان همچنان امیدشان به تحریک غرایز طایفه‌ای و مذهبی شماست. این که شما را قانع کنند کارهایشان در راستای تأمین منافع طوایف و مذاهب شماست؛ در حالی که آنان برای تثبیت مقام و موقعیت خود تلاش می‌کنند؛ بنابراین نگذارید که به این بازی ادامه دهند. به آنان بفهمانید که کارهایشان کشور و آینده طوایف، مذاهب و مراکز سیاسی آن را ویران می‌کند.

تنها با این روش می‌توانید از این وضعیت رها شوید؛ وگرنه در حال سستی و انتظار کشیدن برای مداخلات داخلی و خارجی باقی می‌مانید و با وجود این موانع روشن، این امر اتفاق نخواهد افتاد.

ما شما را به ناامنی و حرکت‌های غیرمسئولانه دعوت نمی‌کنیم بلکه از شما می‌خواهیم صدای اعتراض خود را بلند کنید و با صدای واحد به همه کسانی که فرایند تشکیل دولت را معطل کرده‌اند، بگویید: بازی کردن با سرنوشت کشور و مردم کافی است. با خشم، غضب، قلم و موضع‌گیری، نارضایتی خود را نشان دهید. اگر آنان احساس کنند که مردم تصمیم خود را گرفته‌اند و عقب‌نشینی نمی‌کنند، شما می‌توانید این وضعیت را تغییر دهید.

در عین حال ما امیدوار به بیدار شدن وجدان مسئولان نیز هستیم. این که در محاسبات خود تجدید نظر کنند و برای یک بار هم که شده، متوجه شوند که اگر این وضعیت ادامه یابد، کشور به چه سرنوشتی دچار خواهد شد. همین طور امید ما به کسانی است که سوپاپ امنیت کشور هستند، ولی برای برطرف کردن موانع و گشودن این گره کاری نمی‌کنند.

 

چالش‌ها و پیامدها

در زمینه‌ای دیگر نسبت به اظهار نظرهایی که یادآور دوره جنگ‌های داخلی است، هشدار می‌دهیم. در حالی که خواست ما این است که طومار این قضیه در هم پیچیده شود. آن هم در شرایطی که سخت نیازمند همبستگی و وحدت برای مقابله با چالش‌های داخلی و خارجی هستیم.

در عین حال نسبت به پیامدهای ناشی از تداوم وخامت وضعیت اقتصادی و معیشتی بر امنیت و سلامت جامعه هشدار می‌دهیم؛ چرا که شاهد افزایش نسبت دزدی‌ها، جنایت‌ها و مشکلات هستیم. این امر ایجاب می‌کند که برای درمان این وضعیت تلاش صورت گیرد و جلوی پیامدهای منفی و خطرناک آن گرفته شود.

 

انتخابات سوریه

به سوریه می‌رسیم. امیدواریم انتخابات اخیر ریاست جمهوری این کشور، صفحه تازه‌ای را بگشاید که باعث تقویت ثبات و وحدت شود و سوریه را به نقش پیشگام خود در سطح عربی و اسلامی بازگرداند. دنیا نیز باید بداند که چاره‌ای جز احترام گذاشتن به انتخاب مردم سوریه ندارد.

 

دشمن می‌خواهد دستاورهای پیروزی را محدود کند

به فلسطین می‌رسیم. یک هفته بعد از توقف یورش تجاوزگرانه دشمن صهیونیستی به سنگ و انسان فلسطینی، خصوصاً در نوار غزه، بعد از این که دشمن نتوانست به پیروزی مستقیم علیه فلسطینی‌ها دست یابد، سعی در مهارشان دارد. می‌خواهد با اعمال فشار، هراس افکنی و دستگیری، تداوم هتک حرمت مسجد الاقصی و تلاش مداوم برای آواره کردن اهالی قدس، نگذارد که فلسطینی‌ها از پیروزهای خود بهره‌برداری کنند. هدف دشمن این است که به دیگران چنین القا کند که هم چنان اختیار امور را به دست دارد و شروطش جاری و ساری است.

ما اطمینان داریم که مردمی که متحد بوده و در عرصه باور و عمل یکی هستند، مجال تفرقه‌اندازی و نابودی دستاوردها و موفقیت‌ها را به دشمن صهیونیستی نمی‌دهند.

ما به عنوان ملل عربی و اسلامی نیز وظیفه داریم که با این مردم همنوایی کنیم و تمام تلاش خود را برای یاری این مردم به کار گیریم تا آنان بتوانند اهداف خود را تحقق ببخشند، از حقوق خود صیانت کنند، از آرمان فلسطین حمایت کنند و اراضی اشغالی خود را باز پس بگیرند.