خطبه جمعه، 21 خرداد ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: وعده وارد شدن به مکه / بندهای صلح / آثار و درس‌های صلح.

مطالب مهم خطبه دوم: تحقیر و پیچیده‌تر شدن راه حل / زمینه‌سازی برای برداشتن یارانه‌ها / دشمن به تحریکات خود ادامه می‌دهد / راه حل پایان دادن به رنج‌های یمن سیاسی است.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

1 ذی القعده 1442 برابر با 21 خرداد 1400 و 11/06/2021 م

صلح حدیبیه و نقش آن در گسترش اسلام

 

مطالب مهم خطبه اول: وعده وارد شدن به مکه / بندهای صلح / آثار و درس‌های صلح.

مطالب مهم خطبه دوم:تحقیر و پیچیده‌تر شدن راه حل / زمینه‌سازی برای برداشتن یارانه‌ها / دشمن به تحریکات خود ادامه می‌دهد / راه حل پایان دادن به رنج‌های یمن سیاسی است.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً * لِيَغْفِرَ لَكَ اللهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِرَاطاً مُسْتَقِيماً» [الفتح: 1-2].

در اول ذی القعده سال هشتم هجری صلح حدیبیه میان پیامبر خدا و قریش برقرار گردید. این صلح به نام مکانی که در آن منعقد گردید، مشهور شد. جایی که در حدود حرم مکه قرار می‌گیرد. این فتح از آن چنان تأثیری برخوردار بود که بر اساس آیه «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً» خداوند از آن به فتح المبین یاد کرده است.

 

وعده وارد شدن به مکه

این وعده بعد از آنی داده شد که پیامبر خدا در مدینه در خواب دید که با سری تراشیده وارد مکه شد و کلید کعبه را به دست گرفت. خداوند نیز رؤیای پیامبرش را تأیید کرد: «لَقَدْ صَدَقَ الله رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّا لْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْشَاء َالله آَمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَاتَخَافُونَ فَعَلِمَ مَالَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْدُونِ ذَلِكَ فَتْحاً قَرِيباً» [الفتح: 27].

بعد از این وعده، پیامبر خدا مردم مدینه و مناطق اطراف آن را جمع کرد تا برای ادای عمره به سوی مکه حرکت کنند. به رغم حضور قریش در مکه،جمع زیادی از مسلمانان مدینه همراه پیامبر خدا شدند. بر اساس ایمان به راستی وعده الهی، هزار و پانصد و پنجاه مرد و زن، برای ادای عمره در مکه احرام بستند و برای اثبات آن، قربانی با خود برداشتند و غیر از سلاحی که معمولاً فرد مسافر به همراه می‌برد، چیزی همراه نبردند.

در راه مکه، پیامبر خدا مطلع شد که قریش تصمیم گرفته است به او و یارانش اجازه ورود به مکه را ندهند. از این رو گروهی را به فرماندهی خالد بن ولید فرستادند تا جلوی پیامبر را بگیرد. پیامبر خدا تصمیم گرفت که راه خود را تغییر دهد؛ بنابراین راهی را در پیش گرفت که با قریش برخورد نکند. وقتی پیامبر خدا به حدیبیه رسید، پیش از ورود به مکه، عثمان بن عفان را به عنوان فرستاده به سوی قریش فرستاد و به او فرمود: «به آنان بگو که ما نه برای جنگ بلکه برای ادای عمره آمده‌ایم.»

ولی قریش فرستاده پیامبر را زندانی کرد و به او اجازه بازگشت نداد؛ بنابراین در میان مسلمانان چنین شایع شد که او کشته شده است.

در واکنش به این رویداد، پیامبر خدا مسلمانان را دعوت به بیعت کرد تا اگر قریش راه مقابله را در پیش گرفتند، با قریش به مبارزه برخیزند. در اینجا میزان احترام پیامبر خدا به یارانش روشن می‌شود؛ زیرا او یاران خود را برای ادای عمره خواسته بود و نه جنگ. ولی وقتی وضعیت تغییر کرد و امکان مقابله با قریش پیش آمد، باید برای جنگ با پیامبر خدا بیعت می‌کردند. این بیعت زیر درختی اتفاق افتاد و به بیعت شجره یا بیعت رضوان معروف شد؛ زیرا بعد از انجام بیعت این آیه نازل گردید: «لَقَدْ رَضِيَ الله عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَافِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَل َالسَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا» [الفتح: 18].

 

بندهای صلح

خبر این بیعت به قریش رسید؛ بنابراین عثمان به عفان فرستاده پیامبر خدا را رها کردند و سهیل بن عمرو را برای مذاکره با پیامبر خدا فرستادند. این مذاکره به صلحی انجامید که چند بند داشت:

اول –قریش متعهد شد که برای ده سال جنگ افروزی علیه پیامبر را متوقف کند و مسلمانان در داخل و خارج از مکه از امنیت و آزادی کامل برخوردار باشند.

دوم – پیامبر خدا و یارانش از ورود به منصرف شوند و سال آینده به مکه بیایند و بعد از این که قریش شهر را برایشان خالی کردند، سه روز در آن بمانند تا آزادانه عمره را به جای بیاورند.

سوم –پیامبر خدا به قریش تعهد داد که اگر مسلمانی بدون اجازه ولی خود، نزد او بیاید، او را به قریش بازگرداند و اگر یکی از مسلمانان دین خود را ترک کرد و به قریش پناه آورد، او را به مدینه بازنگردانند.

این بند باعث بروز جدال در میان مسلمانان شد. تا حدی که یکی از اصحاب به گونه‌ای ناشایست به پیامبر گفت: «چرا ذلت و حقارت در دینمان نشان دهیم؟» ولی پیامبر خدا اطمینان داشت کسی که از روی ایمان به اسلام تصمیم بگیرد، عقب نشینی نخواهد کرد و تمام دغدغه قریش این خواهد شد که چگونه جلوی پیوستن مردم به پیامبر خدا را بگیرند و این به دغدغه دائمی آن‌هاتبدیل خواهد شد و در مقابل، وقتی پیامبر خدا به قریش این حق را داد که مرتدین از اسلام را به او بازنگرداند، به این جهت بود که می‌دانست کسی که بر اساس باور قلبی اسلام آورده باشد، به قریش پناه نخواهد آورد.

همین هم شد. قریش تمام توان خود را در راه مکه به مدینه به کار گرفتند تا جلوی پیوستن مردم به پیامبر خدا را بگیرند و حتی برای این که به کاروان‌ها اجازه دهند تا به پیامبر خدا ملحق شوند، از آن‌ها جریمه نیز می‌گرفتند. قریش تحمل فشارهای ناشی از تازه مسلمانان را نداشت. از این رو دیدیم که بعد از اندک زمانی، از روی ناچاری به پیامبر خدا پیشنهاد کردند که این بند را ملغی اعلام کند.

بعد از این صلح صورت گرفت، پیامبر خدا به یاران خود دستور داد که قربانی کنند و سرهای خود را بتراشند و از احرام شوند. آنان نیز بعد از 19 روز پیروزمندانه به مدینه بازگشتند.

 

آثار و درس‌های صلح

این صلح آثار و پیامدهای مثبتی برای گسترش اسلام داشت و آتش بس با قریش باعث گردید که پیام اسلام به دنیا برسد. پیامبر خدا نامه‌هایی را برای پادشاهان و رؤسای قبایل فرستاد و به این ترتیب تعداد بسیاری از مشرکان به اسلام گرویدند و زمینه آماده شد تا مسلمانان از دغدغه یهودیانی که در قلعه خیبر سنگر گرفته بودند، نیز رها شده و بر آن‌ها پیروز شوند. بعد از مدتی به خاطر این که قریش این پیمان را نقض کردند، فتح مکه اتفاق افتاد که فتح مبین همین بود.

در صلح حدیبیه درس‌های بسیاری نهفته است که باید به آن‌ها بپردازیم و از آن‌ها درس بگیریم. ولی در این فرصت اندک می‌خواهیم به یکی از این موارد بپردازیم و آن احترام گذاشتن اسلام به معاهدات و پیمان‌هاست. حتی اگر این معاهدات با قریش باشد که پیمان شکن بودند، دسیسه چینی و فتنه افروزی می‌کردند؛ اما مسلمانان در هیچ یک از این موارد نقض پیمان نکردند تا این که خود قریش عهد شکنی کرد و با این کار مسلمانان نیز از این معاهده رها شدند.

در تاریخ آمده است که وقتی امضای معاهده صلح با هیئت قریش به ریاست سهیل به عمرو تمام شد، ابوجندل فرزند سهیل در حالی که زنجیر به پاهای خود داشت، از نزد پدرش فرار کرد تا به پیامبر خدا بپیوندد؛ زیرا پدرش او را زندانی کرده بود تا جلوی ملحق شدن او را به پیامبر خدا را بگیرد. وقتی سهیل او را دید، به پیامبر خدا عرض کرد: ای محمد! این اولین موردی است که ما تو را به قضاوت می‌گیریم. طبق پیمانی که میان من و تو امضا شده و جوهر آن هنوز نخشکیده است، او را به من بازگردان. پیامبر نیز ابوجندل را به پدرش بازگرداند و به او فرمود: «ای ابوجندل! صبر کن و به حساب خدا بگذار؛ زیرا خداوند برای تو و همه مستضعفان همراه تو گشایشی قرار داده است. ما با این قوم معاهده امضا کرده‌ایم و ما و آن‌ها بر این اساس پیمان الهی بسته‌ایم. ما به آن‌ها نیرنگ نمی‌زنیم.» حتی اگر مشرک باشند.

به این ترتیب پیامبر خدا درس عملی وفای به عهد و پیمان را به ما داد؛ زیرا مسلمانان به عهد و پیمان خود وفا می‌کنند، نیرنگ نمی‌زنند، به تعهد خود پایبند هستند، چه در عرصه‌های فردی باشد و چه کاری، تجاری، اجتماعی یا با دولت. ما امروز در جامعه خود به همین نیازمندیم؛ زیرا وفای بعد خاص ضعفا شده است و قدرتمندان به تعهدات خود پایبند نیستند. خداوند ما و شما را از جمله کسانی قرار دهد که درباره‌شان فرموده است: «وَالَّذِينَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ» [المعارج: 32] و پیامبر خدا نیز فرموده است: «لادين لمن لاعهد له؛ کسی که عهد و پیمان ندارد، دین ندارد.» والحمدُلله ربِ ّ العالمين.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! به شما و خودم توصیه می‌کنم که ماه ذی القعده را غنیمت بشماریم. این ماه از ماه‌های حرام است که جنگ و قتال در آن‌ها حرام است و از این روی ذی القعده نامیده است که مردم در این ماه از جنگ و ستم دست برمی‌دارند و برجستگی دیگر آن این است که ثواب کارهای خیر و عقاب کارهای بد در این ماه دو برابر است.

در این ماه مناسبت‌های مهمی وجود دارد که باید گرامی داشته شوند. اول ذی القعده سالروز ولادت حضرت فاطمه دختر امام کاظم(ع) است. از دیگر القاب ایشان طاهره و تقیه است ولی برجسته‌ترین آن همان معصومه است. گفته‌اند که امام رضا(ع) ایشان را به این نام ملقب کرده است. ایشان مقام علمی والا داشت و مقصد و ملجأ جویندگان دانش بود. آن حضرت در راه زیارت برادرش امام رضا(ع) در خراسان از دنیا رفت و در شهر قم دفن گردید.

یازدهم ذی القعده سالروز ولادت امام رضا(ع) و بیست و نهم این ماه سالروز وفات امام محمد بن علی الجواد(ع) است.

بنابراین باید این ماه را غنیمت بشماریم تا برای ما به ماه صلح، امنیت، عفو، مدارا و عبادت تبدیل شود. باید از چشمه‌های جوشان معرفت این انسان‌های پاک و زلال توشه برگیریم؛ از پاکی‌شان درس پاکی و از مسئولیت‌پذیری‌شان درس زندگی مسئولانه بگیریم تا از توانایی بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار شویم.

 

تحقیر و پیچیده‌تر شدن راه حل

از لبنان آغاز می‌کنیم که به نظر می‌رسد سریال تحقیر مردم برای به دست آوردن غذا، دارو، درمان و برق یا انتظار کشیدن در صف‌های طولانی پمپ بنزین‌ها یا سوخت نه تنها متوقف نخواهد شد بلکه در روزهای آتی تشدید خواهد شد؛ چون روشن شده است که راه حل جدی برای این بحران‌ها وجود ندارد و اگر راه حلی هم باشد، جنبه تسکینی دارد. به نظر می‌رسد که انسان این کشور رها شده است تا به دست خود امورش را مدیریت کند و خارها را با سرانگشتان خود درآورد.

با همه این احوال، به رغم برخی فضاهای مثبت، پیچیدگی‌های تشکیل دولت ادامه دارد. متأسفانه این فضاهای مثبت نیز بخشی از بازی سیاسی و درگیری دایر میان متولیان تشکیل دولت شده است؛ چرا که متولیان این کار همچنان دچار عدم انعطاف، عناد و توطئه چینی علیه یکدیگر هستند و به نظر نمی‌رسد که آمادگی داشته باشند که به همدیگر امتیاز بدهند. این کار یا به خاطر تثبیت موقعیت خود در معادله سیاسی و طایفه‌ای است و یا جلوگیری از تشکیل دولت در شرایط کنونی و انتظار کشیدن برای شرایط مورد نظر است.

در این احوال همه طرف‌ها سعی دارند از تمام ابزارهای موجود برای تحت فشار قرار دادن طرف دیگر استفاده کنند، یا با دامن زدن به غرایز طایفه‌ای و مذهبی و برداشتن همه سقف‌های مشترک یا بستن راه‌ها. نگرانی ما این است که آن چه در زمینه معیشت و زندگی جریان دارد و درد و رنج لبنانی‌ها خود بخشی از اعمال فشارها گروه‌ها علیه همدیگر باشد.

در برابر بسته شدن چشم انداز تشکیل دولت، بار دیگر از جریان‌های سیاسی می‌خواهیم که کشور را مدیریت کنند. آن‌هایی که نقش مؤثری دارند باید به مسئولیت خود عمل کنند و کشور را از وضعیتی موجود و لبنانی‌ها را از درد و رنج رها کنند؛ چون خودشان به صورت مستقیم و غیرمستقیم مسئول این وضعیت هستند. باید برای رسیدن به راه حل‌های واقعی برای این بحران‌ها تلاش جدی صورت دهند. نباید به انداختن توپ به زمین یکدیگر، اتهام زنی‌های متقابل، ایرادگیری یا توصیف وضعیت بسنده کنند. همه آن‌ها باید از موقعیت داخلی یا روابط بیرونی خود در این زمینه استفاده کنند. نباید هیچ فرصتی را برای نجات دادن کشور از فروپاشی از دست بدهند؛ زیرا دنیا جدای از موضوع منافع، خیرخواه این کشور نیست.

در این زمینه باید از دولت عراق به خاطر دادن یک میلیون نفت خام برای کمک به لبنان تشکر کنیم. امیدواریم که دولت‌های دیگر نیز کمک‌های مشابه داشته باشند تا لبنانی‌ها بتوانند با این بحران‌های شدید مبارزه کنند.

در عین حال بار دیگر از لبنانی‌هامی‌خواهیم که مسئولیت‌پذیر باشند و به مسئولان و مقامات کشور فشار بیاورند و به آن‌ها بفهمانند که مردم بانیان این وضعیت را نمی‌بخشند و امیدواریم که این مسئله را در انتخابات آتی به اثبات برسانند.

 

زمینه‌سازی برای برداشتن یارانه‌ها

در عرصه دیگر باید به موضوع تصمیم بانک مرکزی لبنان مبنی برای دادن 400 دلار نقدی و 400 دلار دیگر به قیمت دوازده هزار لیره لبنانی به سپرده‌گذاران بپردازیم. ما این اقدام را گام مثبتی می‌دانیم برای این که سپرده‌گذاران به پول‌های خود برسند. ولی در عین حال باید آثار فاجعه‌بار اقتصادی و مالی آن را نیز ببینیم. اینکه به حق سپرده‌گذاران ظلم می‌شود؛ زیرا آن‌ها باید خودشان نحوه دریافت اموال خود را انتخاب کنند نه این که بر آن‌ها تحمیل شود. حق لبنانی‌ها این است که اموال خود را به صورت کامل به دست آورند و کسانی که عهده‌دارامانت‌داری اموالشان بوده‌اند، باید امانت‌های مردم را بازگردانند.

نگرانی ما این است که این اقدام مقدمه‌ای برای ساکت کردن مردم و برداشتن یارانه‌ها باشد که پیامدهای فاجعه‌بار آن اکثریت لبنانی‌ها را در برمی‌گیرد.

 

دشمن به تحریکات خود ادامه می‌دهد

به فلسطین می‌رسیم که دشمن صهیونیستی به تحریکات خود در قدس و تعقیب فلسطینیان در کرانه غربی و داخل فلسطین و یورش به مسجد الاقصی ادامه می‌دهد.

به نظر ما برای مقابله با همه این‌ها باید برای وحدت میان مردم، گروه‌ها و نیروهای بالنده و زنده فلسطینی تلاش کرد. باید بر این معادله اصرار داشت که تعدی به قدس و مسجد الاقصی تعدی به تمامی اراضی فلسطینی و بلکه اراضی عربی و اسلامی است. نباید به فتنه افروزان اجازه داد که میان طیف‌های فلسطینی درگیری ایجاد کنند.

 

راه حل پایان دادن به رنج‌های یمن سیاسی است

در خاتمه از درخواست می‌کنیم که برای پایان دادن به دردها و رنج‌های یمن تلاش جدی صورت گیرد. باید حملات هوایی و محاصره این کشور خاتمه یابد. باید زمینه برای تمام پیشنهادهایی که راه را برای راه حل سیاسی فراهم می‌کنند فراهم شود. راه حل سیاسی مورد نظر ما این است که یمن متحد شود و قدرت تصمیم گیری آزادانه داشته باشد تا حضور آن در دنیای اسلام و جهان عرب و مسائل تقویت و تثبیت شود.