خطبه جمعه، 28 خرداد ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: داستان عابد و ابلیس / چگونه به مصاف ابلیس برویم؟ / مکر شیطان / دام مال و ثروت.

مطالب مهم خطبه دوم: لبنان در ابهام / تصمیم به دست مردم است / انتخابات ریاست جمهوری ایران.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

8 ذی القعده 1442 برابر با 28 خرداد 1400 و 18/06/2021 م

مبارزه با مکر و دسیسه‌های شیطان

 

مطالب مهم خطبه اول: داستان عابد و ابلیس / چگونه به مصاف ابلیس برویم؟ / مکر شیطان / دام مال و ثروت.

مطالب مهم خطبه دوم:لبنان در ابهام / تصمیم به دست مردم است / انتخابات ریاست جمهوری ایران.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه وتعالى می‌فرماید: «لَقَدْ كَانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِي الأَلْبَابِ» [يوسف: 111] صدق الله العظيم.

 

داستان عابد و ابلیس

یکی از داستان‌هایی که باید از آن عبرت بگیریم، داستان مردی است که سال‌های طولانی از عمر خود را به عبادت گذراند. روزی از روزها به او خبر رسید که گروهی از مردم درختی را عبادت می‌کنند. خشمگین شد و تبر خود را برداشت و عزم کرد که درخت را قطع کند. وقتی به درخت رسید، ابلیس به صورت پیری سالخورده به او برخورد و به عابد گفت: خداوند تو را رحمت کند! چه می‌خواهی بکنی؟ عابد گفت: می‌خواهم این درخت را قطع کنم. ابلیس گفت: چرا عبادت نمی‌کنی و خود را مشغول این کار کرده‌ای؟ برو و دنبال عبادت خود باش.

عابد به او گفت: این کار مانند عبادت است. پیرمرد گفت: نمی‌گذارم درخت را قطع کنی. [شیطان با او درگیر شد،] عابد او را گرفت و به زمین زد و روی سینه‌اش نشست. پیرمرد ناتوان شد و به او گفت: می‌خواهم با تو معامله‌ای کنم که برای تو فایده بیشتری دارد؟

عابد گفت: آن معامله چیست؟ ابلیس گفت: تو مرد فقیری هستی و چیزی نداری. آیا می‌خواهی که به برادران و همسایگانت رسیدگی کنی و خود نیز سیر شوی و از مردم بی‌نیاز گردی؟ از این کار دست بردار. به من تو قول می‌دهم که هر شب دو دینار به تو می‌دهم تا خرج خود و عیالت کنی و به برادرانت صدقه دهی. این کار برای تو و آن‌ها بهتر است.

عابد به فکر فرو رفت و با خود گفت: این پیرمرد درست می‌گوید. من پیامبر نیستم تا مجبور باشم این درخت را قطع کنم. خداوند نیز دستور قطع آن را به من نداده است. اگر خداوند می‌خواست که این درخت عبادت نشود، خودش پیامبری را می‌فرستاد و دستور قطع آن را می‌داد و آنچه پیرمرد می‌گوید، سودمندتر است. از این رو با پیشنهاد ابلیس موافقت کرد.

عابد به عبادتگاه خود بازگشت؛ صبح که شد، کسی آمد و دو دینار به او داد. این کار برای روز دوم نیز تکرار شد، ولی روز سوم چیزی به او نرسید. عابد از این که فریب خورده است، خشمگین شد و تبر خود را به دوش گذاشت و عزم قطع درخت را کرد. ابلیس به شکل و صورت سابق به پیشواز او رفت و به عابد گفت: کجا می‌روی؟ عابد گفت: می‌خواهم درخت را قطع کنم. ابلیس گفت: به خدا سوگند! دروغ می‌گویی. تو توان این کار را نداری. عابد نیز با او گلاویز شد تا مانند مرتبه اول او را به خاک بزند. ابلیس گفت: هرگز این کار را نمی‌توانی انجام دهی. این بار ابلیس او را به زمین زد و روی سینه‌اش نشست و به عابد گفت: یا از این کار دست می‌کشی یا سر تو را می‌برم؟

عابد نگاهی از سر عجز و ناتوانی به او کرد و گفت: تو پیروز شدی، پس دست از سر من بردار. ولی به من بگو: چرا بار اول من بر تو پیروز شدم ولی این بار تو بر من غلبه کردی؟ ابلیس به او گفت: بار اول تو برای خدا خشمگین شدی و نیت تو آخرت بود. خداوند نیز تو را یاری کرد. ولی این بار به خاطر خودت و دنیا خشمگین شدی و من بر تو غلبه کردم. این داستان عبرت‌هایی دارد که امروز می‌خواهیم به تعدادی از آن‌ها بپردازیم.

 

چگونه به مصاف ابلیس برویم؟

پند اول: اخلاص برای خداوند سلاحی کارآمد و پیروز برای مقابله با دسیسه‌ها و فریب‌های ابلیس است. این همان چیزی است که ابلیس علناً آن را بیان کرده است و به بنی‌آدم چنین هشدار داده است: «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» [ص: 82 -83]. او آشکارا گفته است که می‌تواند همه مردم را فریب دهد و گمراه کند؛ ولی نمی‌تواند کسانی را که برای خداوند اخلاص دارند، فریب بدهند.

اخلاص برای خداوند متعال به این معناست که عبادت، صدقه، تأیید، مخالفت، جنگ، صلح و موضع گیری انسان همه برای کسب رضایت و تقرب به خداوند متعال باشد؛ نه برای اهداف دیگری که مردم برای آن می‌کوشند؛ زیرا هدف غالب مردم در زندگی، رسیدن به مقام، موقعیت و سایر فرصت‌های زندگی است. از این رو برای به دست آوردن مال و مقام تلاش می‌کنند تا به جایگاهی در میان مردم دست یابند. خداوند مردم را به اخلاص ورزیدن دعوت کرده، می‌فرماید: «وَ مَاأُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» [البيّنة: 5] و به پیامبرش فرموده است: «قُلْ إِنّ صَلَاتِي وَ نُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي للهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ * لَا شَرِيكَ لَهُ» [الأنعام: 162: 163].

از این رو انسان پیش از اقدام به هر عملی، باید در نیت خود دقت کند و از خود بپرسد: چرا این کار را انجام می‌دهم؟ آیا این عمل برای خداست، خودم یا دیگران؟ اگر دید که عمل او برای خداست، آن را انجام دهد و اگر دید چنین نیست، به این کار مبادرت نورزد یا این که نیت خود را اصلاح کند و آن را در مسیر تقرب و کسب رضایت الهی قرار دهد.

خداوند نیز به کسانی که برای او اخلاص بورزند و در مسیر تقرب و رضایت او تلاش کنند، وعده داده است که آن‌ها را تنها نخواهد گذاشت بلکه آن‌ها را در مورد لطف، عنایت، نصرت و حمایت خویش قرار خواهد داد.

در حدیث آمده است: «طوبى لمن أخلص لله عمله، وحبّه وبغضه، وأخذه وتركه، وكلامه وصمته، وفعله وقوله؛ خوشا به حال کسی که عمل، دوستی، دشمنی، گرفتن، رها کردن، سخن، سکوت، رفتار و گفتار خود را برای خداوند خالص گرداند.»

عزیزان! اخلاص نیز نتیجه یقین است. این که انسان یقین کند خداوند پشت سر همه چیزهای زندگی است. پس همه چیز از او و تابع امر اوست. از این رو بدون خواست و اراده او چیزی تحقق نمی‌یابد؛ بنابراین عزت از اوست، قدرت از اوست، نصرت از اوست و نیازمندی‌ها و خواسته‌ها جز توسط او برآورده نمی‌شوند. از این رو انسان باید همواره رضایت او را مد نظر قرار دهد و به خداوند توجه کند.

 

مکر شیطان

پند دوم: شیطان وقتی می‌خواهد به فریب انسان مبادرت بورزد، با سیمای واقعی خود ظاهر نمی‌شود. بلکه به کسوت نصیحت‌گر، دوست، دلسوز و خیرخواه درمی‌آید. خداوند در اشاره به این امر چنین می‌فرماید: «يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُور» [النساء: 120].

در حدیث نیز آمده است: «الشّيطان موكل بالعبد يزيِّن له المعصية ليرتكبها؛ شیطانی که مأمور بنده‌ای شده است، معصیت را برای او چنان زینت می‌دهد که آن را انجام می‌دهد.»

از این رو می‌بینیم وقتی سعی دارد که آدم را فریب دهد تا با خوردن میوه درخت به معصیت الهی بپردازد، نمی‌گوید: معصیت کن و از میوه این درخت بخور. بلکه خود را علاقه‌مند آدم نشان می‌دهد و می‌گوید: «يَا آَدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَى شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَا يَبْلَى» [طه: 120]. پس او از نیاز آدم برای جاودانگی و حاکمیت سخن می‌گوید.

از این رو خداوند از ما می‌خواهد که نسبت به مکر و نیرنگ انسان بسیار هوشیار باشیم و به وسوسه‌های دوست داشتنی او که ظاهری شیرین و باطن مسموم دارد، تن ندهیم. خداوند در این باره به ما هشدار داده و می‌فرماید: «يَا بَنِي آَدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُمْ مِنَ الْجَنَّةِ» [الأعراف: 27]، «إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا» [فاطر: 6].

خداوند متعال برای ما بیان می‌دارد که در روز قیامت شیطان از تمام جرائمی که در حق انسان مرتکب شده است، برائت می‌جسته و می‌گوید: «وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلَا تَلُومُونِي وَلُومُوا أَنْفُسَكُمْ» [إبراهيم: 22].

 

دام مال و ثروت

پند سوم: مطمئن‌ترین فرصتی که شیطان برای در دست گرفتن زمام انسان در اختیار دارد، مال و ثروت است. او از نیازمندی و مال دوستی مردم بهره‌برداری کرده و آنان را به حرام، دست برداشتن از ارزش‌ها، اصول و آزادی‌هایشانمی‌کشاند و در نهایت آنان را به جهنم می‌اندازد.

از این رو در حدیث آمده است: «إنَّ الشيطان يدير ابن آدم في كلّ شيء، فإذا أعياه، جثم له عند المال فأخذ برقبته؛ شیطان آدمی را همه جا می‌گرداند و چون خسته‌اش کرد، در کمینگاه مال و ثروت به کمین او می‌نشیند و گردنش را می‌گیرد.»

و در حدیث آمده است: «حُبُّ الدِّينَارِ وَالدِّرْهَمِ، هما سَهْمُ الشَّيْطَانِ؛ دوستی دینار و درهم، تیر شیطان است».

و در حدیث آمده است: «إنَّ الدّينار والدِّرهم أهلكا من كان قبلكم، وهما مهلكاكم؛ دینار و درهم پیشینیان شما را هلاک کردند و شما را هم هلاک می‌کنند».

از این رو انسان باید هنگام نیاز به مال یا مال دوستی افراطی کاملاً هوشیار باشد تا به دام شیطان نیفتد و فقر در راه رضایت الهی را از غنا در نافرمانی او دوست داشتنی‌تر ببیند.

 

خطبه سیاسی:

ای بندگان خدا! شما و خودم را به آنچه امام رضا(ع) وصیت کرده است، سفارش می‌کنم. همان امامی که چند روز دیگر در یازدهم ذی القعدة الحرام سالروز ولادت ایشان است. آن حضرت می‌فرماید: «أيُّها النّاس؛ إنَّ الله عزَّ وجلَّ أمر بثلاثةٍ مقرون بها ثلاثة أخرى؛ أمر بالصّلاة والزكاة، فمن صلّى ولم يزكّ لم تقبل منه صلاته، وأمر بالشّكر له وللوالدين، فمن لم يشكر والديه لم يشكر الله، وأمر باتّقاء الله وصلة الرّحم، فمن لم يصل رحمه لم يتّق الله عزّ وجلّ؛ ای مردم! خداوند به سه چیز دستور داده است که سه چیز دیگر همراه آن هستند: به نماز و زکات دستور داده است؛ بنابراین کسی که زکات ندهد، نماز او نیز قبول نمی‌شود و به تشکر از خود و والدین دستور داده است؛ بنابراین کسی که از والدین خود سپاسگزار نباشد، از خداوند نیز تشکر نکرده است و به رعایت تقوای الهی و صله رحم دستور داده است؛ بنابراین کسی که صله رحم نکند، تقوای خداوند عزوجل را نیز رعایت نکرده است.»

«أيُّها الناس: إنّ خيار الناس إذا أحسنوا استبشروا، وإذا أساؤوا استغفروا، وإذا أَعطوا شكروا، وإذا ابتلوا صبروا، وإذا غضبوا عفواً؛ ای مردم! بهترین مردم کسانی هستند که چون خوبی کنند، خوشحال شوند و چون بدی کنند، طلب بخشش کنند و چون به ایشان عطا شود، سپاس گویند و چون مبتلا شوند، صبر کنند و چون خشمگین شوند، ببخشند.»

بنابراین باید به این وصیت امام رضا(ع) عمل کنیم تا ولا و التزام واقعی خود را نشان دهیم و در برابر چالش‌ها از توان و قدرت بیشتری برخوردار شویم.

 

لبنان در ابهام

از لبنان آغاز می‌کنیم که در آن معیشت و زندگی لبنانی‌ها، به صورت بی‌سابقه‌ای دچار سقوط شده‌است. سقوطی که تمام جزئیات زندگی‌شان را تحت تأثیر قرار داده و باعث گردیده که آنان نتوانند ساده‌ترین نیازهای خود، یعنی غذا، دارو، بهداشت، سوخت، برق و آب را تأمین کنند.

کار به اینجا ختم نشده، بلکه ستون امنیت مردم نیز مورد تهدید قرار گرفته است و بانک جهانی گزارش داده است که ارتش لبنان به صورت بسیار خطرناکی از ناحیه فروپاشی مالی در معرض تهدید قرار دارد. همین امر باعث شده، تعدادی از کشورهایی که علاقه‌مند به صلح و ثبات داخلی لبنان هستند، عهده‌دار تأمین مواد غذایی، بهداشتی و امنیتی ارتش شوند که البته این امر در شکل و محتوا به کرامت لبنان و لبنانی‌ها آسیب وارد می‌کند.

با توجه به وضعیت ناگواری که لبنان به آن رسیده است، منتظریم کسانی که در مصدر مسئولیت قرار دارند، توان خود را یکی کنند و اختلافات و درگیری‌های خود را بر سر منصب، سهمیه‌بندی و منافع فردی و گروهی که عنوان قانونی، حقوق طایفه‌ای و مذهبی به خود گرفته‌اند، کنار بگذارند.

ولی متأسفانه اینان هم چنان به سیاست پشت کردن به درد و رنج لبنانی‌ها ادامه می‌دهند و طوری برخورد می‌کنندکه گویا کشور در امن و امان است و وضعیت خفت‌آمیز مردم در صف‌های طولانی بنزین، گشتن به دنبال شیر خشک برای کودکان، دریافت دارو و خدمات درمانی که غالباً نیز یافت نمی‌شود، صفوف طولانی پزشکان، مهندسان و متخصصانی که تصمیم گرفته‌اند از کشوری که برای توانایی و تخصصشان کوچک‌ترین احترامی قائل نیست، فرار کنند، گزارش‌هایی که می‌گویند لبنان بیشترین میزان تورم را تجربه می‌کند و درصد فقر و بیکاری در آن افزایش یافته است و متوسط جنایت و دزدی در آن در حال افزایش است، آنان را تکان نداده است.

با توجه به این سقوط همه‌جانبه و بسته شدن درهای امید داخلی و خارجی، بار دیگر از تمام جریان‌های حاکم بر سیاست کشور می‌گوییم: خوار و خفیف کردن مردمی که تنها تقصیرشان به قدرت رساندن شماست، کافی است. هدر دادن زمانی که دارد از دست می‌رود و سرنوشت لبنانی‌ها و اندوخته‌هایشان را مورد تهدید قرار می‌دهد، کافی است. انداختن مسئولیت به دوش همدیگر کافی است؛ چون بحران‌های کشور با لجبازی و دشمنی، اشتراکات کلی و غیرواقعی، اظهار نظرهای آتشین و حذف حل نمی‌شودبلکه با ایجاد ارتباط، گفتگوی سازنده و امتیاز دادن‌های متقابلی که منافع، امنیت و آینده لبنانی‌ها را مد نظر داشته باشد، بحران‌های آن حل می‌شود.

 

تصمیم به دست مردم است

در این زمینه، به رغم جریان‌هایی که بین مقامات بالا وجود دارد، بار دیگر به کار روی طرح پیشنهادی از سوی رئیس پارلمان دعوت می‌کنیم؛ زیرا روشن شده است که برای رسیدن به دولتی که کشور را از فروپاشی نجات دهد و اعتماد به کشور را در دید فرزندان آن و خارجی‌ها بازگرداند، گزینه‌ای غیر از آن وجود ندارد.

برای این که این اتفاق بیفتد، به لبنانی‌ها عرض می‌کنیم: صاحب اختیار شما هستید. شما با وحدت و همبستگی، بلند کردن صدا و همکاری برای مقابله با بحران‌هامی‌توانید این وضعیت را تغییر دهید؛ زیرا آن‌ها از وحدت شما می‌ترسند. تنها امید آن‌ها به تداوم بازی کردن با غرایز طایفه‌ای و مذهبی، هراس افکنی در میان شما و دامن زدن به دغدغه‌های طایفه‌ای، مذهبی و سیاسی است. آن‌ها وقتی بشوند که سلاح دامن زدن به تعصبات طایفه‌ای و مذهبی دیگر کارساز نیست، در هم خواهند شکست.

ما با هر حرکت شما برای فریاد زدن درد و رنجتان همراه هستیم ولی با حرکت‌هایی که از شهروندان برای بازی‌های سیاسی داخلی و خارجی استفاده می‌کنند، همراه نیستیم.

باید به کسانی که در مقام و موقعیت سیاسی هستند، بفهمانید همراهی شما وقتی است که آن‌ها به مسئولیت‌های خود عمل کنند و شما را از بحران و درد و رنج خلاص کنند.

ای لبنانی‌ها! کشور و ساکنان آن در حال غرق شدن هستند، اما ناخدایان آن مشغول اهداف و آرزوهای شخصی خود هستند؛ بنابراین نگذارید که این کشور و مردمش غرق شوند.

 

انتخابات ریاست جمهوری ایران

در خاتمه باید به انتخابات ریاست جمهوری ایران بپردازیم. امیدواریم که مردم ایران انتخاب خوبی داشته باشند و به کسی رأی بدهند که این کشور را قدرتمند، توانا و پشتیبان مستضعفان و آزادگان جهان نگه دارد.