خطبه جمعه، 4 تیر ماه 1400

یازدهم ذی القعده زادروز یکی از ائمه اهل بیت(ع) بود. همان‌هایی که از کرامت الهی «أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيراً» برخوردار بودند و پیامبر خدا آنان را امانت‌داران دین و در امان ماندن از انحراف و گمراهی قرار داد. او امام علی بن موسی الرضا(ع) است.

بسم الله الرحمن الرحیم

15 ذی القعده 1442 برابر با 4 تیر 1400 و 25/06/2021 م

الطاف مکتبی امام رضا(ع)

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه وتعالى می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ» صدق الله العظيم.

یازدهم ذی القعده زادروز یکی از ائمه اهل بیت(ع) بود. همان‌هایی که از کرامت الهی «أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهيراً» برخوردار بودند و پیامبر خدا آنان را امانت‌داران دین و در امان ماندن از انحراف و گمراهی قرار داد. او امام علی بن موسی الرضا(ع) است.

وقتی از این امام یاد می‌کنیم ناخودآگاه به یاد دانش، بردباری، عبادت، خوش اخلاقی، بخشش، کرم و احسان می‌افتیم. ابراهیم بن عباس یکی از معاصران آن حضرت در اشاره به ویژگی‌های امام رضا(ع) چنین می‌گوید: «داناتر از ابوالحسن رضا کسی را ندیدم و چیزهایی را از او دیدم که از دیگری ندیدم. هرگز ندیدم که به کسی یک کلمه جفا کند و ندیدم که سخن کسی را قطع کند تا این که از سخن خود فارغ می‌شد و ندیدم که نیازمندی را از درگاه خود براند. او هرگز در برابر دیگران تکیه نمی‌داد و هرگز او را ندیدم که با صدای بلند بخندد. بلکه خنده‌اش لبخند و تبسم بود و ندیدم که کسی از خادمان و غلامان خود را سرزنش کند. در شب کم می‌خوابید و بیشتر شب را به عبادت احیا می‌کرد. بسیار روزه می‌گرفت و سه روز، روزه هر ماه هرگز از او فوت نشد و فرموده است که این سه روز، روزه‌داری معادل روز داری تمام عمر است... او صاحب احسان و صدقه‌های نهانی بود و بیشتر اوقات در شب‌های تاریک این کار را انجام می‌داد و هر کس گمان کند که در فضیلت همانند او را دیده است، هرگز او را تصدیق نکنید.»

امروز به این مناسبت می‌خواهیم به برخی از نکات برجسته زندگی ایشان بپردازیم. آمده است در زمان حضور خود در خراسان نامه‌ای برای فرزندش امام جواد(ع) که در مدینه حضور داشت فرستاد و پیرامون مسئولیت‌هایی که به دوش داشت، نکاتی را به او سفارش کرد. مهم‌ترین فرازهایی که در این سفارش آمده است، چنین است: «فأسألك بحقّي عليك يا أبا جعفر لا يكن مدخلك ومخرجك إلّا من الباب الكبيرفليكن معك عندها ذهب وفضّة، ثمّ لا يسألك أحدٌ إلاّ أعطيتَه. إنّي أريد أن يرفعك الله، فأنفِقْ، ولا تخشَ مِن ذي العرش إقتارا.فقد قال الله سبحانه: مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً؛ ای ابوجعفر! به خاطر حقی که بر تو دارم، از تو می‌خواهم که فقط از دروازه بزرگ رفت و آمد کن. (چرا که مردم منتظر تو هستند. مردم برای برآورده شدن نیازهای خود به اهل بیت مراجعه می‌کردند) باید همیشه طلا و نقره همراه خود داشته باشی. پس کسی از تو چیزی نخواهد، مگر این که به او عطا کنی. خواست من است که خداوند تو را رفعت ببخشد. پس انفاق کن و از فقر و تنگدستی نترس؛ زیرا خداوند متعال فرموده است: مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً».

با این توصیه، امام رضا می‌خواهد به اهمیت انفاق و نقش آن در بالا بردن جایگاه انسان نزد خداوند و نیز مسئولیتی که هر پدر برابر فرزند خود دارد اشاره دارد. این کافی نیست که پدر فقط به مسئولیت‌هایی که در برابر خداوند دارد، عمل کند و برای مردم بذل و بخشش نماید بلکه باید فرزند خود را نیز به این منوال تربیت کند. باید بذر ایمان و خیرخواهی را در جانشان بکارد و زمینه‌ساز خیررسانی به دیگران را برای او فراهم کند. در تاریخ آمده است که وقتی آیه کریمه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ» نازل شد، یکی از اصحاب نشست و با حال گریه می‌گفت: من از تأمین مخارج خود و خانواده‌ام ناتوانم. پیامبر خدا به او فرمود: «کافی است همان چیزهایی را که به خودت دستور می‌دهی، به آنان فرمان دهی و از همان چیزهایی که خودت را نهی می‌کنی، آنان را نهی کنی.» پس همان چیزهای را که از خودت انتظار داری، از آنان بخواه.

در موردی دیگر، آن حضرت در روز عرفه تمام مال و ثروت خود را در راه خدا می‌بخشید و برای خود چیزی باقی نمی‌گذاشت. در این باره یکی از یاران به آن حضرت عرض کرد: چرا این کار را با خودت می‌کنی؟ تو همه چیز خود را از دست داده‌ای و از چیزهایی که خودت به آن نیاز داری، برای خودت باقی نگذاشته‌ای؟ فرمود: «من آن را از دست نداده‌ام بلکه آن را نزد کسی به امانت گذاشته‌ام که برای روز نیازمندیم آن را برایم نگه داری کند. فلانی! این کار غنیمت و سود است نه ضرر و زیان.»

امام زین العابدین(ع) نیز این گونه بود و وقتی فقیری برای دریافت کمک نزد ایشان می‌آمد، خوشحال می‌شد و می‌فرمود: «کسی آمد که توشه روز قیامت را برای من حمل می‌کند.»

در مورد دیگر؛ در زمان ولایت عهدی، روزی به میهمانی دعوت شد. وقتی که میهمانان آمدند و فرماندهان، وزرا و بزرگان قوم سر سفره نشستند، اصرار کرد که سر سفره نمی‌نشیند تا این که تمام خدمتکاران و حتی دربانان و کارگران نیز سر سفره حضور داشته باشند. یکی از یاران عرض کرد: بگذارید که برایشان سفره جداگانه‌ای انداخته شود. شما به عنوان امام مسلمانان و ولی عهد وهم‌نشینانی که از مقامات عالی رتبه دارید، مناسب نیست با کسانی ‌که از نظر موقعیت اجتماعی با شما برابر نیستند، سر یک سفره بنشنید. پس بهتر است که سفره دیگری برایشان انداخته شود. امام به آنان فرمود: «دست بردار! پروردگار تبارک و تعالی یکی، مادر یکی، پدر یکی و پاداش نیز به اعمال است.»

امام زین العابدین(ع) نیز در اشاره به این واقعیت چنین می‌فرماید: «وَاعْصِمْنِي مِنْ أَنْ أَظُنَّ بِذِي عَدَمٍ خَسَاسَةً، أَوْ أَظُنَّ بِصَاحِبِ ثَرْوَةٍ فَضْلاً، فَإِنَّ الشَّرِيفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُكَ، وَالْعَزِيزَ مَنْ أَعَزَّتْهُ عِبَادَتُكَ؛ و مرا نگه دار از این که گمان کنم که ندار، حقیر است و ثروتمند، فضیلت و برتری دارد؛ زیرا شریف کسی است که طاعت تو به او شرافت بخشید و عزتمند کسی است که عبادت تو به او عزت بخشید.»

در مورد آخر؛ یکی از یاران امام رضا(ع) به نام الیسع بن حمزه می‌گوید: در محضر امام رضا(ع) بودم و جمع بسیاری از مردم نیز نزد ایشان بودند و مسائل دینی‌شان را از آن حضرت سؤال می‌کردند که مردی وارد شد و عرض کرد: سلام بر تو ای فرزند رسول خدا! و بدون مقدمه ادامه داد: خرجی خود را گم کرده‌ام و چیزی ندارم که با آن خود را به جایی برسانم. اگر صلاح می‌دانی مرا به شهرم برسان. از فضل خدا توانگر هستم و هرگاه به شهر خود رسیدم، آن مقدار که به من داده‌ای را از طرف شما صدقه می‌دهم؛ چرا که مستحق صدقه نیستم. امام به او فرمود: بنشین تا مردم پراکنده شوند. سپس وارد اتاق خود شد و کیسه‌ای را آورد که در آن بیش از نیاز مرد در آن بود و از پشت در این کیسه را به او داد و فرمود: این کیسه را بگیر و خرج خود کن و با آن تبرک بجوی و نمی‌خواهد که از طرف من آن را صدقه بدهی و بیرون برو به گونه‌ای که نه من تو را ببینم و نه تو مرا ببینی. سپس آن مرد رفت.

آن‌گونه که در تاریخ آمده است، یکی از کسانی که در این مجلس حضور داشت، از این که امام هنگام دادن پول چهره خود را پوشانده بود، تعجب کرد؛ زیرا اگر پول کمی بود، این کار به خاطر حیا ورزیدن از مرد، طبیعی بود. ولی امام مال فراوانی به او داده بود. او به امام عرض کرد: قربانت گردم! بخشیدی و رحمت آوردی، ولی چرا چهره خود را از او پوشاندی؟ امام فرمود: «از ترس این که خواری خواهش را به سبب این که نیاز او را برآوردم، در سیمای او ببینم. آیا این حدیث پیامبر خدا را نشنیده‌ای که فرموده است: نیکویی کردن پنهان همسنگ هفتاد حج است و آن‌که پرده از بدی بردارد، بی‌یار وانهاده می‌شود و آن‌که بدی را بپوشاند، خدا او را می‌آمرزد؟»

این احساس و عطوفت انسانی امام رضا(ع) نسبت به نیازمند، نشان دهنده روش اسلام است که به حفظ کرامت انسان فرامی‌خواند. این که انسان نیازمند نباید خوار و خفیف شود. از این رو می‌بینیم که قرآن کریم صدقه و تمام آثار و پیامدهای آن را که با اهانت به کرامت انسانی همراه باشد، باطل کرده و فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَى».

این داستان بیانگر گوشه‌ای از اخلاق والای انسانی امام رضا(ع) است که به صورت بخشش، عطا و مردم دوستی تبارز کرده است؛ بنابراین در نظر امام(ع) بهترین مردم کسی است که بدون چشم داشت و بدون این که تبعیض قائل شود، به هم مردم ببخشد؛ مانند خورشیدی که به مردم نورافشانی می‌کند، مانند بارانی که به مردم می‌بارد، مانند چشمه سارهایی که بدون تبعیض در میان زمین‌ها و مردم جریان می‌یابند و همه جا را سرسبزی می‌بخشند. بدون این که انتظار جبران داشته باشد. امام رضا(ع) در فرمایش دیگری نیز به همین واقعیت اشاره داشته است. آن حضرت از یکی از یاران خود سؤال کرد: «چه کسی معاش او از همه بهتر است؟» و در ادامه فرمود: «کسی که معاش دیگران در معاش او بهبود یابد» و در ادامه پرسید: «چه کسی معاش او از همه بدتر است؟» و در نهایت فرمود: «کسی که غیر از خودش، کس دیگری در معاش او حضور ندارد.»

از این رو عزیزان! احیای این مناسبت و ابراز احساسات واقعی نسبت به این امام، هنگامی است که از الطاف انسانی این امام بزرگوار درس بگیریم و در رفتار و عمل خود آن را نشان دهیم و فوز دنیا و آخرت در همین کار است.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امام رضا(ع) به ما توصیه کرده است. می‌فرماید: «من أحبّ عاصياً فهو عاص، ومن أحبّ مطيعاً فهو مطيع، ومن أعان ظالماً فهو ظالم، ومن خذل عادلاً فهو ظالم، إنّه ليس بين الله و بین أحد قرابة ولا ينال أحد ولاية الله إلّا بالطاعة، ولقد قال رسول الله(ص) لبني عبد المطّلب: أتونِي بأعمالكم لا بأحسابكم وأنسابكم؛ هر کس معصیت‌کاری را دوست بدارد، معصیت‌کار است و هر کس ظالمی را یاری کند، ظالم است و هر کس عادلی را تنها بگذارد، ظالم است. همانا میان خدا و کسی قرابت و خویشی نیست و کسی جز به طاعت، به ولایت و دوستی ما نمی‌رسد. چرا که پیامبر خدا به فرزندان عبدالمطلب فرمود: اعمال خود را برایم بیاورید نه حسب‌ها و نسب‌هایتان را.»

بنابراین باید به وصیت این امام عمل کنیم و احساسات و عواطف خود را نسبت به کسانی که از خداوند اطاعت می‌کنند نشان دهیم نه کسانی که نافرمانی خداوند می‌کنند. نباید به ظلم ظالم کمک کنیم. باید در کنار کسانی باشیم که برای حق و عدالت تلاش می‌کنند و در خدمت عیال خداوند هستند و زمانی که پیش خداوند می‌رویم باید همان‌طور که دستور داده است با اعمال و موضع‌گیری‌های خود نزد او برویم نه با حسب‌ها و نسب‌های خود. چون به آنچه نزد خداوند است جز با پرهیزگاری و عمل نمی‌توان رسید.

تنها با این کار است که به امام اخلاص ورزیده و از ولایت ایشان بهره‌مند‌می‌شویم و از توان بیشتری برای مقابله با چالش‌ها برخوردار می‌شویم.

از لبنان آغاز می‌کنیم که هر روز در زمینه‌های معیشت و زندگی، بر درد و رنج لبنانی‌ها افزوده می‌شود و آن‌هانمی‌توانند ساده‌ترین نیازهای زندگی خود را تأمین کنند. بدون این که غیر از برخی وعده‌های توخالی و اقدامات تسکینی بی‌فایده، نور امیدی برای برون لبنانی‌ها از این وضعیت در چشم‌انداز کشور دیده شود. اگر چیزی هم داده می‌شود، مانند کارت‌های اعتباری، در واقع از جیب خود لبنانی‌ها و سپرده‌های آن‌هاست. حال آن‌که درمان‌های اساسی، همگی منتظر تشکیل دولت اصلاحات هستند. دولتی که دروازه اصلی برای ارائه کمک‌ها به لبنان است تا لبنان از این بحران‌ها رهایی یابد یا لااقل فروپاشی متوقف شود.

اما متأسفانه تشکیل این دولت هم چنان اسیر کسانی است که آن را گاو شیری خود، پیروان و هواداران خود می‌دانند. بدون این که آمادگی دست برداشتن از منافع شخصی و گروهی به نفع میهن در آن‌ها دیده شود و این علاوه بر متوقف شدن ابتکار عمل‌های داخلی و خارجی است که باعث شده است تشکیل چنین دولتی بعید به نظر برسد.

در برابر این وضعیت و در شرایطی که چشم‌انداز برای تشکیل این دولت و شهروندان مسدود شده است، ما از دولت موقت می‌خواهیم که در چارچوب صلاحیت‌هایی که به آن داده شده است، به ایفای نقش مطلوب خود بپردازد.

این حرف‌های ما، مثل کارهایبرخی‌ها، از باب زدن توپ آتشین به صورت دولت موقت نیست بلکه برای جلوگیری از ایجاد خلأ است؛ زیرا اگر دولت نمی‌تواند مشکلات و بحران‌های کشور را به صورت ریشه‌ای حل کند، چرا که این کار به صلاحیت‌های کامل نیاز دارد، اما با ایجاد ابزارهایی برای جلوگیری از تبدیل شدن کارت اعتباری به ابزار انتخاباتی، می‌تواند مقداری از فشار بحران‌ها را بر کشور و مردم بکاهد و دست محتکران، قاچاقچیان و غارت گران بیت‌المال را ببندد.

در عین حال که چنین درخواستی از دولت موقت داریم، از جریان‌های سیاسی نیز می‌خواهیم که در این امر به دولت کمک کنند، نه این که بر اساس وتوهایی که غالباً در راستای منافع و امتیازطلبی‌های خودشان هستند، در این راه مانع ایجاد کنند.

در همین زمان از کلیه طرف‌هایی که مأمور تشکیل دولت هستند می‌خواهیم که از گروکشی‌ها، رخوت و منافع شخصی و گروهی و انتظار کشیدن برای اتفاقاتی که ممکن است روی دهند، دست بردارند؛ زیرا لبنانی‌ها تاب تحمل وقت کشی را ندارند. باید تمام موانع از سر راه تشکیل دولت برداشته شوند و اگر کسانی هم چنان به خاطر تثبیت موقعیت یا زنده کردن حقوق طایفه خود، نمی‌گذارند که نور دولت بدمد، به کسانی که چنین فکرهایی دارند عرض می‌کنیم که الآن زمان مناسبی برای درخواست حقوق طایفه یا تثبیت موقعیت نیست. بلکه زمان نجات کشور از نابودی و فروپاشی است و اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، طوایف و مذاهب نیز باقی نخواهند ماند و همه آرزوهای شخصی به باد خواهند رفت.

ما از تمام طوایف، مذاهب و مراکز سیاسی می‌خواهیم که همگی برای نجات کشور تلاش کنند. زمانی فرا خواهد رسید که هر طایفه و مذهبی حق خود را بخواهند و هر موقعیتی اگر حقی دارد، خواستار تأمین آن شود.

در این زمینه بار دیگر نسبت به تحریک احساسات و غرایز طایفه‌ای و مذهبی برای جمع کردن گروه و هوادار هشدار می‌دهیم؛ زیرا هر گونه دامن زدن به غرایز و احساسات طایفه‌ای، باعث تحریک عواطف طوایف دیگر خواهد شد. آن هم در کشوری که طایفه‌گرایی در تمام وجود آن ریشه دوانده است و ممکن است که وحدت آن آسیب ببیند.

باز هم در لبنان، باید به افزایش حوادث ترافیکی در روزهای اخیر اشاره کنیم که باعث از بین رفتن جان و مال مردم شده است. یکی از آثار بروز این فاجعه از بین رفتن یک خانواده است که قلوب ما و لبنانی‌ها را جریحه‌دار کرده است. واضح است که این حوادث نتیجه بی‌توجهی به بهسازی و نگهداری راه‌ها، رانندگی بد و فقدان نظم است. بحران بنزین نیز ممکن است علت دیگری برای بروز این فجایع باشد. از این رو لازم است که دولت به وظیفه خود در بهسازی راه‌ها و تشدید نظارت بر کسانی که بد رانندگی می‌کنند و به نظم عمومی احترام نمی‌گذارند، عمل کند. در عین حال از رانندگان محترم نیز می‌خواهیم مواظب جان خود و همراهان خود باشند.

در خاتمه باید به تصمیم دولت آمریکا مبنی بر توقیف برخی سایت‌های رسانه‌ای بپردازیم. باید عرض کنیم که این تصمیم با انگیزه‌های سیاسی صورت گرفته است و مخاطب آن شبکه‌ها و پایگاه‌های دارای ویژگی دینی، فرهنگی، تبلیغی و فکری باز هستند.

از دولت آمریکا می‌خواهیم که از این تصمیم عقب‌نشینی کند و به ارزش‌های چون دموکراسی، آزادی و حقوق بشر که دم از آن‌ها می‌زند، توجه کند.