خطبه جمعه، 11 تیر ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: علل جنگ / درس‌هایی از جنگ بنی قریظه.

مطالب مهم خطبه دوم: چه کسی لبنان را نجات می‌دهد؟ / جنایتکاران در حق میهن / سالروز رحلت سید(ره)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

22 ذی‌القعده1442 برابر با 11 تیر 1400 و 02/07/2021 م

جنگ بنی قریظه و نیرنگ یهود و درس‌هایآن

 

مطالب مهم خطبه اول: علل جنگ / درس‌هایی از جنگ بنی قریظه.

مطالب مهم خطبه دوم:چه کسی لبنان را نجات می‌دهد؟ / جنایتکاران در حق میهن / سالروز رحلت سید(ره)

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه وتعالى می‌فرماید: «وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَ دِيارَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ وَ أَرْضاً لَمْ تَطَؤُها وَ كانَ اللَّهُ عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيراً» [الأحزاب: 26 -27]صدق‌الله‌العظيم.

 

علل جنگ

بیست و سوم ماه ذی‌القعده با سالروز جنگ بنی قریظه مصادف است. جنگی که در سال پنجم هجری درست بعد از پیروزی مسلمانان در جنگ احزاب روی داد.

این که چرا پیامبر خدا این جنگ را به راه انداخت، به این دلیل بود که یهودیان بنی قریظه که در قلب مدینه می‌زیستند، پیمان خود را با پیامبر خدا نقض کردند. این پیمان برای تنظیم رابطه میان مسلمانان و یهودیان ساکن در مدینه بود. یکی از بندهای این پیمان این بود که یهودیان به مانند مسلمانان از حقوق شهروندی برخوردارند و در انجام مراسم دینی خود آزادی دارند؛ اما نباید از دشمنان اسلام حمایت کنند و اگر مدینه مورد تعرض و تجاوز قرار گرفت، باید از مسلمانان حمایت کنند؛ اما وقتی در جنگ خندق، مدینه مورد تعدی قریش و متحدانشان قرار گرفت، بنی قریظه نه تنها از مسلمانان حمایت نکردند بلکه وارد دسیسه شدند و اعلام آمادگی کردند تا با استفاده از موقعیت راهبردی خود، متجاوزان را به متن مدینه راه بدهند.

این خیانت تأثیر مهمی روی روحیه مسلمانان و توانایی آن‌ها برای برنامه‌ریزی مقابله با ده هزار جنگجوی قریش و احزاب هم‌پیمان داشت.

از این رو پیامبر خدا تصمیم قاطع گرفت تا دژهایی را که در داخل شهر داشتند، نابود کند؛ زیرا حضور آنان در شهر مانند تیغی در پهلوی مسلمانان بود. از این رو وقتی پیامبر خدا از نبرد خندق فارغ شد، دستور داد که مردم به سوی دژهای بنی قریظه بروند. مسلمانان نیز ندای پیامبر خدا را لبیک گفتند. طرح پیامبر این بود که مسلمانان به دژهای بنی قریظه یورش نیاورند و آن‌ها را آن قدر محاصره کنند تا به حکم آن حضرت گردن نهند. به رغم این که پیامبر می‌توانست با توسل به قدرت نظامی به راحتی وارد دژهایشان شود، ولی به خاطر زنان و کودکان بی‌گناه بنی قریظه این کار را نکرد و به محاصره آنان بسنده کرد.

بعد از 25 روز محاصره، بنی قریظه چاره‌ای ندیدند غیر از این که به تصمیم و حکم پیامبر خدا گردن نهند. از این رو هیئتی را نزد پیامبر خدا فرستادند و عرض کردند: ما حکم شما را قبول داریم و از دژهای خود بیرون می‌شویم؛ بنابراین بنی قریظه از دژهای خود بیرون آمدند؛ اما جنگجویانشان باقی ماندند و زنان و کودکانشان به جای دیگری منتقل شدند.

در این هنگام گروهی از قبیله اوس که جزو انصار و در زمان جاهلیت هم‌پیمان بنی قریظه بودند، آمدند و به پیامبر خدا پیشنهاد کردند که با بنی قریظه نیز مانند یهودیان بنی قینقاع که هم‌پیمان خزرج (که آنان نیز از انصار بودند) بودند برخورد شود. در این مورد پیامبر خدا به بنی قینقاع اجازه داده بود که به همراه زنان و کودکان و چیزهایی که توسط شتر حمل می‌شد، صحیح و سالم به خارج مدینه کوچ کنند؛ اما با توجه به خیانت و توطئه‌ای که بنی قریظه برای ریشه‌کن کردن اسلام از مدینه کرده بودند، تصمیم پیامبر خدا این نشد. ولی وقتی اصرار اوس را دید، فرمود: ای مردم اوس! آیا راضی می‌شوید که یکی از شما درباره آنان قضاوت کند؟ عرض کردند: آری یا رسول خدا!

توافق این شد که بزرگ اوس که سعد بن معاذ بود در این باره قضاوت کند. او در جنگ خندق زخمی‌شده بود، از این رو پیامبر خدا کسی را به دنبال او فرستاد و او به رغم زخمی بودن، آمد. بعد از تدبیر و بررسی نظرات پیامبر خدا، چنین حکم کرد که تمام خیانتگران و کسانی که نقشی در این حادثه داشتند، مجازات شوند.

این رویداد با برچیده شدن دژهای بنی قریظه به پایان رسید و ثبات به مدینه بازگشت و این آیه نازل شد: «وَ أَنْزَلَ الَّذِينَ ظاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ صَياصِيهِمْ وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقاً».

 

درس‌هایی از جنگ بنی قریظه

امروز می‌خواهیم به برخی از درس‌های این واقعه بپردازیم.

درس اول: پیامدهای این جنگ نشان داد که علت این برخورد پیامبر، پیمان‌شکنی یهودیان بود؛ زیرا پیامبر خدا به خاطر دینشان با آنان نجنگید بلکه به خاطر پیمان‌شکنی و نیرنگ بازیشان بود. آنان در کمال صلح و آرامش در کنار مسلمانان زندگی می‌کردند. این نکته را از گفته‌های رئیس بنی قریظه با رئیس بنی نضیر حیی بن أخطب می‌توان دریافت. او آمده بود تا رئیس بنی قریظه را قانع کند که پیمان خود را با پیامبر خدا بشکند؛ اما او در پاسخش گفت: ای حیی! من از محمد چیزی جز راستی و وفاداری ندیده‌ام! هر چند که بعداً علیه مسلمانان دسیسه چینی کرد.

این امر پاسخ به کسانی است که می‌گویند اسلام با ادیان دیگر همزیستی نداشته است؛ زیرا مسلمانان و یهودیان در مدینه در کنار یکدیگر می‌زیستند و اگر یهودیان به این کارها دست نمی‌زدند، این همزیستی همچنان به قوت خود باقی بود: «لَا يَنْهَاكُمُ اللهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» [الممتحنة: 8].

درس دوم: ضرورت مطمئن شدن از خبرها. درباره این جنگ آمده است که به پیامبر خدا خبر دادند که بنی قریظه پیمان‌شکنی کرده‌اند. آن حضرت در قضاوت عجله نکرد بلکه چهار نفر از اصحاب را فرستاد تا از درستی این خبر اطمینان حاصل کنند و به فرستادن یک نفر نیز بسنده نکرد. او از آنان خواست که خبر دقیق را برای او بیاورند و این مسئله را از زبان بزرگان بنی قریظه بشنوند. آنان وقتی خودشان به صورت مستقیم از زبان رهبران بنی قریظه شنیدند که گفتند: بین آن‌ها و پیامبر خدا پیمانی وجود ندارد، این خبر را نزد پیامبر خدا آوردند.

این مسئله ایجاب می‌کند که ما نیز به پیامبر خدا اقتدا کنیم و از صحت خبرهایی که به ما می‌رسد، اطمینان حاصل کنیم و جز بعد از مراجعه به منبع خبر، در پذیرش آن عجله نکنیم. باید از درستی خبر اطمینان حاصل کنیم و در دام کسانی که بدون دقت کافی، حرف و حدیث‌های یاوه‌گویان را منتشر می‌کنند، نیفتیم. خداوند متعال نیز در این باره می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» [الحجرات: 6].

درس سوم: توبه. در تاریخ آمده است وقتی پیامبر خدا از بنی قریظه خواست که به حکم او گردن نهند، آنان از پیامبر خدا خواستند که ابولبابه را برای مشورت نزدشان بفرستد. ابولبابه کسی بود که پیش از اسلام با بنی قریظه مراوداتی داشت. پیامبر خدا نیز با درخواستشان موافقت کرد و ابولبابه را نزدشان فرستاد. بنی قریظه از او پرسیدند که در این باره چه کنند. آیا حکم پیامبر را همان طور که از آنان خواسته است گردن نهند؟ ابولبابه آن‌ها را از این کار نهی کرد و نسبت به قبول درخواست پیامبر هشدار داد.

اما وقتی ابولبابه از نزدشان رفت، فهمید که اشتباه کرده است. لذا از کار خود پشیمان شد و حیران و سرگردان عازم مدینه شد. وقتی به مسجد پیامبر خدا رسید، خود را به ستون کنار منبر بست و سوگند یاد کرد که غذا نخورد و آبی نیاشامد تا این که خداوند توبه او را بپذیرد.

او به همین حالت بود. همسرش هر روز می‌آمد و ریسمان او را باز می‌کرد تا نماز بخواند و بعد از خواندن نماز دوباره سر جای خود بازمی‌گشت. تا این که این آیه بر پیامبر خدا نازل شد: «وَآَخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صَالِحاً وَآَخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» [التّوبة: 102] و بشارت داد که خداوند توبه او را پذیرفته است.

این قضیه درس عبرتی برای کلیه کسانی است که با افراد شرور وارد معاهده می‌شوند. نمونه‌های این دسته افراد در عرصه بین‌الملل و جهان اسلام وجود دارند. دولت‌هایی که با رژیم صهیونیستی معاهده صلح بسته‌اند.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به توصیه سید(ره) به دوستدارانش سفارش می‌کنم. به آنان سفارش کرد: «در زندگی مسئولیت‌پذیر باشید؛ زیرا خداوند زندگی را بیهوده و عبث نیافریده است. زندگی بهانه‌ای برای لذت‌جویی و شهوت‌رانی نیست. بلکه خداوند از ما خواسته است که با برپایی عدالت، نفی ظلم، مقابله با انواع فساد و خدمت به مردم، زندگی را غنی سازیم.»

به سوی خداوند بازمی‌گردید؛ آن هم روزی که این ندا بلند می‌شود: «وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مسؤولون» [الصّافات: 24] تا همه حساب دهند؛ بنابراین باید به سفارش سید(ره) عمل کنیم. به این ترتیب به رسالت ایشان وفادار خواهیم ماند و در برابر چالش‌ها تواناتر خواهیم شد.

 

چه کسی لبنان را نجات می‌دهد؟

از لبنان آغاز می‌کنیم که در زمینه‌های معیشت و زندگی و تأمین ساده‌ترین نیاز‌های زندگی از قبیل سوخت، دارو، درمان، غذا، برق، آب و پزشکی بر شدت درد و رنج لبنانی‌ها افزوده می‌شود. روشن شده است که ریشه همه این مشکلات به سیاست‌های نادرست مدیریت امور مالی بانک مرکزی و بانک‌های دیگر، طمع‌ورزی‌های شرکت‌ها و تجار بزرگ و کوچک و کسانی که عهده‌دار تأمین برق و آب و تداوم قاچاق کالا و مواد غذایی هستند، برمی‌گردد.

در حالی که دولتی وجود ندارد و به شهروندان خود پشت کرده است و اگر در این باره درمان‌هایی هم وجود دارد- که تا هنوز فقط جنبه امنیتی داشته‌اند تا جلوی آثار و پیامدهایی را بگیرد که ممکن است به وخامت وضعیت معیشتی بینجامد - نه تنها حلال مشکلات نیستند بلکه به دلیل نپرداختن به علل و ریشه‌ها، ممکن است باعث وخامت اوضاع شوند. این راه حل‌ها برای امور مالی و پولی و بحران‌هایی که لبنانی‌ها از آن در رنج هستند، بیشتر جنبه تسکینی و موقتی داشته‌اند و هدف نهایی آن‌ها، جلوگیری از انفجار بوده است و همیشه از جیب و سرنوشت شهروندان پرداخت شده‌اند.

اما دولتی که لبنانی‌ها و خارجی‌هایی که می‌خواهند به لبنان کمک کنند، منتظر آن هستند، همچنان اسیر فساد، منافع فردی، تمایل حذف به دیگران و شرط‌گذاری‌های متقابل است و هیچ طرفی نیز آماده عقب‌نشینی نیست. هر چند که در ظاهر نشان می‌دهند که به نفع فلان طایفه یا فلان موقعیت عمل می‌کنند. این وضعیت باعث شده است که ابتکارات داخلی شکل نگیرد و خارجی‌ها هم فقط به حسرت خوردن برای لبنانی‌ها، نصیحت کردن آن‌ها و دعا کردن بسنده کنند، بدون که گامی در جهت حل قضایا بردارند. گویا منتظرند میوه کشور در راستای خواسته آن‌ها برسد.

با توجه به چشم‌انداز بسته لبنانی‌ها، بار دیگر به کسانی که عرصه سیاسی را مدیریت می‌کنند و حاضر به عقب‌نشینی‌های ضروری نیستند، نسبت به رخوتی که در عرصه لبنان ایجاد شده است هشدار می‌دهیم. این رخوت لبنان را در معرض ناامنی، فروپاشی سیاسی و تنش‌هایی که خطرناک‌ترین حالت آن در طرابلس اتفاق افتاد، قرار می‌دهد.

 

جنایتکاران در حق میهن

از این رو به همه کسانی که همچنان بر پیچیده کردن راه حل‌ها و قرار دادن کشور در معرض بحران‌ها اصرار دارند، عرض می‌کنیم: شما در حق مردم و کشور جنایت کرده‌اید و باید با شما به عنوان جنایتکار برخورد شود.

متأسفانه با شرایط امروز مانند دوره انتخابات رفتار می‌شود، از این رو همه طرف‌هابه دشمنی‌ها، غرایز مذهبی و طایفه‌ای ودغدغه‌ها دامن می‌زنند و وعده می‌دهند؛ در حالی که باید این برهه، دوره نجات دادن کشور در حال فروپاشی و نابودی باشد.

به همه اینان عرض می‌کنیم: بازی کردن با غرایز طایفه‌ای و مذهبی و دامن زدن به نگرانی‌ها و دشمنی‌ها برای جلب هوادار سودی در پی ندارد و اگر برخی‌ها فکر می‌کنند که با وعده دادن می‌شود رضایت مردم را به دست آورد، به آن‌ها عرض می‌کنیم: مردم قابل خرید و فروش نیستند. به ویژه زمانی که مانند الآن از جیب خودشان پرداخت شود.

در عین حال، بار دیگر لبنانی‌ها را به همبستگی و همدلی دعوت می‌کنیم. باید به همدیگر رحم کنند. نباید یکدیگر را غارت کنند. نباید از همدیگر سوء استفاده کنند؛ مانند اعضای یک بدن باشید که اگر عضوی از آن به درد آمد، باقی اعضا با برافروختگی و شب‌بیداری با آن همنوایی نشان می‌دهند. باید تاجر به مشتری، صاحب‌کار به کارگر، اولیای مدرسه به شاگردان و صاحبان مشاغل و خدمات به مشتریان خود رحم کنند. تا بتوانیم با کمترین زیان از این وضعیت عبور کنیم.

 

سالروز رحلت سید(ره)

در خاتمه باید به یازدهمین سالروز رحلت سید(ره) اشاره کنیم. این مناسبت یادآور افق‌های وسیع حیات ایشان در عرصه‌های فقه، اندیشه و سیاست و خدمت مداوم به مردم است. این ویژگی‌ها باعث گردید که ایشان مورد توجه دل‌های علما، فقها و اندیشمندان قرار گیرد. آن‌هایی که از ایشان بهره‌ها بردند و از سرچشمه‌های علم و معرفت او سیراب شدند. آن‌هایی که بعد از رحلت او متوجه شدند که سید پناه و پشتیبانشان بود. همه این ویژگی‌ها باعث می‌شود که او را پیش‌تر از زمانه خود بدانیم. همراه با همه محبان و دوستدارانش در ساعت 5 روز دوشنبه در سالن الزهرا مسجد امامین حسنین(ع) با رعایت تمام موازین بهداشتی، فاصله‌گذاری اجتماعی و پرهیز از تجمع یاد او را گرامی‌ خواهیم داشت.