خطبه جمعه، 8 مرداد ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: روز غدیر: نقطه عطف تاریخ / نمونه‌هایی از روش حکومت‌داری علی(ع) / ولایت یک رویکرد و رفتار است.

مطالب مهم خطبه دوم: نشانه امید؟! / خاطره انفجار آگوست / مقابله با احتکار و آتش سوزی‌ها / روز ارتش.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

20 ذی‌الحجة 1442 برابر با 8 مرداد 1400 و 30/07/2021 م

ولایت علی(ع) راهی با عنوان عدالت و حق

 

مطالب مهم خطبه اول: روز غدیر: نقطه عطف تاریخ / نمونه‌هایی از روش حکومت‌داری علی(ع) / ولایت یک رویکرد و رفتار است.

مطالب مهم خطبه دوم: نشانه امید؟! / خاطره انفجار آگوست / مقابله با احتکار و آتش سوزی‌ها / روز ارتش.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا» [المائدة: 3] صدق الله العظيم.

ما هجدهم ماه ذی الحجه را پشت سر گذراندیم، مناسبتی که برای ما و قلوب محبان و موالیان اهل بیت(ع) بسیار عزیز است و آن سالروز واقعه غدیر است. این روز همان روزی است که رسول خدا(ص) در میان توده‌های مسلمانان در محلی به نام غدیر خم ایستاد تا علی را به عنوان خلیفه مسلمانان بعد از خود منصوب کند.

 

روز غدیر: نقطه عطف تاریخ

در این مناسبت عزیز، می‌خواهیم به برخی از جزئیات حادثه‌ای که نقطه عطفی در تاریخ اسلام شد، بپردازیم:

آغاز دهمین سال هجرت بود، هنگامی که رسول خدا(ص) قصد خود را برای رفتن به حج اعلام کرد. با این کار از مسلمانان خواست از جاهای مختلفی که حضور دارند، به او ملحق شوند و آن‌ها نیز این خواسته را اجابت کردند؛ زیرا این تنها باری بود که با رسول خدا(ص) حج می‌کردند. چرا که پیامبر خدا بعد از این که خداوند او را مبعوث به رسالت کرد، فقط یک بار حج کرد.

رسول خدا(ص) و مسلمانان حجی را که به حجة الوداع معروف شد، به پایان رساندند. رسول خدا(ص) کمتر از سه ماه پس از این حج رحلت کرد. در بازگشت، در محل غدیر خم و پیش از این که پیامبر خدا و مسلمانان همراهش به چهارراه جحفة، برسند، این آیه بر رسول خدا(ص) نازل گردید: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ».

این آیه بدون تردید نشان دهنده این است که چیزی وجود دارد که خداوند به پیامبرش(ص) ابلاغ کرده و او باید آن را به مردم برساند و این امر آن قدر حساس است که اگر آن را انجام ندهد، تمام تلاش‌های او بی‌نتیجه خواهد بود. پس موضوع، عادی نبود. از این رو رسول خدا(ص) بدون هیچ تأخیری دستور داد تا از مردم بخواهند که نزد او جمع شوند و هیچ کس عقب نماند.

مسلمانان تعجب کردند که چرا رسول خدا(ص) از آن‌ها خواسته است در این صحرای بی‌آب‌ وعلف و در آن هوای سوزان جمع شوند و فهمیدند که باید موضوع حساس و مهمی باشد و اکنون باید از آن مطلع شوند و نباید به تأخیر بیفتد.

پس از آن رسول خدا(ص) خواست منبری برای او برپا کنند و علی(ع) نیز در کنارش ایستاد. فرمود: «ای مردم! نزدیک است که فراخوانده شوم و من نیز اجابت می‌کنم... (اشاره روشنی در کلام پیامبر خدا وجود دارد و آن این است که آن چه خواهد گفت، درباره خلافت و جانشینی اوست) پس بنگرید که پس از من درباره این دو چیز گران‌سنگ چگونه رفتار می‌کنید.» فردی ندا داد: ای پیامبر خدا! آن دو چیز گران‌سنگ کدامند؟ فرمود: «ثقل بزرگ‌تر کتاب خداست و آن دیگری که کوچک‌تر است، عترت و اهل بیت من است. خداوند لطیف و آگاه به من خبر داده است که آن دو از همدیگر جدا نمی‌شوند تا این که در حوض [کوثر] بر من وارد شوند... پس از آن دو پیشی نگیرید که هلاک می‌شوید و از آن دو عقب نمانید که هلاک می‌شوید.»

سپس رسول خدا دست علی(ع) را بالا برد و فرمود: «آیا من نسبت به مؤمنان از خودشان اولویت ندارم؟» گفتند: آری ای پیامبر خدا! تو ولی ما و همه مردان و زنان با ایمان هستی. فرمود: «پس هر کس مولای اویم، این علی مولای اوست. خدایا! هر که او را دوست دارد، دوست بدار و هر که او را دشمن می‌دارد، دشمن بدار و هر که او را یاری کند، یار کن و هر که او را واگذارد، وابگذار و هر جا می‌رود حق را بر مدار او قرار ده. آگاه باشید که شاهد به غایب برساند.»

سپس این آیه بر رسول خدا(ص) نازل شد: «الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ ۚ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا ۚ» تا اهمیت کاری را که پیامبر خدا انجام داده، نشان دهد. با انتصاب علی(ع) به جانشینی پیامبر، دین کامل شد و نعمت تمام گردید و پس از آن کفار نمی‌توانند به مقصود خود یعنی نابودی دین اسلام پس از وفات پیامبر خدا برسند؛ زیرا علی(ع) با داشتن علم، آگاهی، حکمت و شجاعت، شایستگی و توانایی لازم را داشت تا بعد از وفات پیامبر خدا(ص) کشتی اسلام را رهبری کند و به ساحل امنیت برساند.

گذشت روزها نیز این واقعیت را اثبات کرد. او زمانی که از منصب خلافت دور شده بود، با گفتن: «لأسالمنَّ ما سلمت أمور المسلمين ولم يكن بها جورٌ إلّا علي خاصّة؛ تا زمانی که امور مسلمانان به سامان است و در آن جز بر من بر کس دیگری ستمی نیست، من در صلح و سازش هستم.» فتنه‌هایی را که هدفشان در هم پیچیدن دودمان مسلمانان بود، در نطفه خفه کرد. در طول آن دوره [پر فتنه] مورد مراجعه خلفا بود. آن‌ها با بروز هر معضلی به او مراجعه می‌کردند و پاسخ رضایت بخش و حل مشکلات خود را نزد او می‌یافتند. تا جایی که عمر آن سخن معروف خود را به زبان راند: «اگر علی نبود، عمر هلاک می‌شد».

علی(ع) پس از به دست گرفتن حکومت و اداره امور مسلمانان، الگویی منحصر به فرد از حاکم عادل و به دور از هرگونه حساب‌ها و منافع شخصی را ارائه کرد.

 

نمونه‌هایی از روش حکومت‌داری علی(ع)

امروز از این فرصت برای ارائه نمونه‌هایی از منش حکومت‌داری ایشان استفاده خواهیم کرد. نمونه‌هایی که مشخص می‌کند کسانی که زمام قدرت را در دست دارند چقدر به علی(ع) نزدیک هستند یا دور:

مثال اول: در تاریخ آمده است هنگام که علی(ع) عهده‌دار امر خلافت شد، گروهی از شیعیان و هوادارانش نزد او آمدند و از روی دلسوزی درباره مخالفان حکومتشان این گونه دلسوزانه مشورت دادند و عرض کردند: «يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَوْ أَخْرَجْتَ هَذِهِ الْأَمْوَالَ فَفَرَّقْتَهَا فِي هَؤُلَاءِ الرُّؤَسَاءِ وَ الْأَشْرَافِ وَ فَضَّلْتَهُمْ عَلَيْنَا حَتَّى إِذَا اسْتَوْسَقَتِ الْأُمُورُ عُدْتَ إِلَى أَفْضَلِ مَا عَوَّدَكَ اللَّهُ مِنَ الْقَسْمِ بِالسَّوِيَّةِ وَ الْعَدْلِ فِي الرَّعِيَّةِ؛ ای امیر مؤمنان! کاش بخشی از این اموال را بین بزرگان و اشراف تقسیم می‌کردید و آن‌ها را بر ما برتری می‌دادید تا امور سر جای خود قرار گیرد [و حکومتتان پابرجا شود] بعد از آن به بهترین روشی که خداوند در تقسیم برابرانه و عدالت در میان رعیت به تو آموخته است، بازمی‌گشتید.»

او در آن روز فرمود: «أَتَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ؟ واللهِ لا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ، ومَا أَمَّ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً، لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ، فَكَيْفَ وإِنَّمَا الْمَالُ مَالُ الله؛ آيا به من دستور می‌دهید براى پيروزى خود، از جور و ستم درباره امّت اسلامى كه بر آن‌ها ولايت دارم، استفاده كنم به خدا سوگند تا عمر دارم و شب و روز برقرار است و ستارگان از پى هم طلوع و غروب می‌کنند، هرگز چنين كارى نخواهم كرد اگر اين اموال از خودم بود به گونه‌ای مساوى در ميان مردم تقسيم می‌کردم تا چه رسد كه جزو اموال خداست.»

علی(ع) در آن زمان نخواست با هزینه کردن از منافع و پول مردم که دشواری‌هایی را نیز در پی داشت، به تثبیت موقعیت خود بپردازد و در این باره، همه کسانی را که سد راه او شدند، اعم از ناکثین، قاسطین و مارقین تحمل کرد و در این رابطه رنج‌های بسیاری را تحمل کرد. علی(ع) به خوبی می‌دانست چگونه مردم را به خود نزدیک کند و رضایت آن‌ها را به دست آورد، اما به قیمت از دست دادن اصول و منافع مسلمانان این کار را نکرد.

مثال دوم: زنی به نام سوده بنت عماره بن الاشتر حمدانیه می‌گوید: "روزی از مردی که علی(ع) به ولایت ما گمارده بود و او بر ما ستم کرده بود، نزد وی شکایت بردم او را در حال نماز یافتم. وقتی مرا دید نمازش را مختصر کرد و با رأفت و مهربانی پرسید: کاری داشتی؟ گفتم: آری! و جریان را برایش نقل کردم. حضرت گریست و فرمود: «خدایا تو بر من و اینان شاهد باش. من هیچ‌گاه به ستم کردن بر مردم دستوری نداده‌ام و بر ترک حق تو امر نکرده‌ام.» سپس پوستی خواست و در آن به والی چنین نوشت: «قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ فَأَوْفُوا الْكَيْلَ وَالْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» [الأعراف: 85]. وقتى نامه مرا خواندى، آنچه از کارت در دست توست، حفظ کن تا کسى به سراغت آید و آن را از تو تحویل بگیرد. والسلام" سپس نامه را به من داد. وقتی نامه را به آن فرد رساندم، برکنار شده از میان ما رفت.

این علی(ع) است که نسبت به بی‌عدالتی به مردم و ندادن حق آن‌ها به شدت حساس است. علی(ع) نمی‌پذیرفت که شخصی در حکومت او مورد ظلم و ستم واقع شود؛ بنابراین بلافاصله والی خود را برکنار کرد و هیچ گونه مسامحه ای را درباره او نپذیرفت.

نمونه سوم: وقتی پسر عمویش ابن عباس او را دید که صندل‌هایش را پینه می‌زند. از این موضوع شگفت‌زده شد و به او عرض کرد: چگونه‌این کار را می‌کنید در حالی که امیرالمؤمنین و امام مسلمانان هستید؟ امام علی(ع) به او پاسخ داد و فرمود: ای ابن عباس! آیا می‌دانی این صندل‌ها چقدر ارزش دارد؟ گفت: هیچ ارزشی ندارند. حضرت فرمود: «به خدا سوگند اين [کفشهای پاره] برای من از فرمانروایی بر شما محبوب‌تر است، مگر اينكه حقي را بپا داریم يا باطلی را دفع كنم.» حکومت برای من هدف و غایت نیست، بلکه وسیله‌ای برای احقاق حق و حذف باطل است و اگر این نباشد، ارزشی ندارد.

او در دعای خود همین واقعیت را بیان می‌دارد: «اَللّهُمَّ إِنَّکَ تَعْلَمُ إِنَّهُ لَمْ یَکُنْ مَا کَانَ مِنَّا تَنافُساً فِی سُلْطان وَ لا التماساً مِنْ فُضُولِ الْحُطامِ وَ لکِنْ لِنَرَىَ الْمَعالِمَ مِنْ دِینِکَ وَ نُظْهِرَ الاِصْلاحَ فِی بِلادِکَ وَ یَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبادِکَ؛ خداوندا! تو می‌دانی که آنچه از ما صورت گرفت، به خاطر رقابت در امر زمامدارى و یا به چنگ آوردن ثروت و مال نبود، بلکه هدف ما آن است که نشانه‌های دین تو را آشکار سازیم و اصلاح و درستى را در همه بلاد بر ملا کنیم تا بندگان مظلومت آسوده باشند».

 

ولایت یک رویکرد و رفتار است

عزیزان! این حکومت‌داری علی(ع) است؛ زیرا او قبول نکرد که از موقعیت خود برای به دست آوردن پول یا نفوذ استفاده کند یا منافع و سرنوشت مردم را معامله کند. از این رو ولایت علی(ع) شعار نیست؛ بلکه یک رویکرد، رفتار و راهی است که عنوان آن حق، عدالت، خیر انسان و زندگی است؛ بنابراین به آن اندازه که موضع‌گیری و عملکرد از ما انتظار می‌رود، نباید به محبت علی(ع)، بردن نام او یا انتساب به او بسنده کنیم که فرموده است: «أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَى مِنْ دُنْيَاهُ بِطِمْرَيْهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَيْهِ أَلَا وَ إِنَّكُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِينُونِي بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ؛ بدان كه پيشواى شما از دنياى خود به دو كهنه جامه و از خوراكش به دو قرص نان اكتفاء كرده است و شما بر چنين رفتارى توانا نيستيد، ولى مرا با پرهيزكارى و كوشش و پاک‌دامنی و درستكارى يارى كنيد.» بنابراین مفسدان و ظالمان و کسانی که موضع خود را به خاطر پول یا نفوذ می‌فروشند و همچنین کسانی که تقوا ندارند، هیچ جایگاهی در علی(ع) ندارند.

به همین مناسبت، خوب است با علی(ع) تجدید بیعت کنیم و از خداوند بخواهیم ما را از کسانی قرار دهد که در رفتار و گفتار و تعهد، بر سر عهد و پیمان و ولایت خود استوارند. به درستی که او مهربان‌ترین مهربانان است.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به آن چیزی توصیه می‌کنم که امیرالمؤمنین(ع) به شیعیان و موالیان خود توصیه فرموده است: «شِيعَتُنَا المُتَباذِلُونَ في وَلاَيتِنا المُتَحابُّونَ في مَوَدَّتِنا المُتَزاوِرُونَ في إحياءِ أمرِنا الذينَ إن غَضِبُوا لَم يَظلِمُوا و إن رَضُوا لَم يُسرِفُوا بَرَكَةٌ على مَن جاوَرُوا سِلمٌ لِمَن خالَطُوا؛ شيعيان ما در راه ولايت ما به يكديگر بذل و بخشش می‌کنند و در راه محبت ما با يكديگر دوستى می‌ورزند، براى زنده كردن امر ما با يكديگر ديدار می‌کنند، همانان كه اگر خشمگين شوند، ستم نمی‌کنند و هرگاه خشنود شوند، زیاده‌روی نمی‌کنند، براى همسايگان خود مایه بركتند و با معاشران خويش به صلح و صفا رفتار می‌کنند.»

عزیزان! تنها با این ویژگی‌هاست که ما شایستگی پیدا می‌کنیم تا از شیعیان و موالیان علی(ع) شویم؛ زیرا در منطق علی(ع) تشیع به آن اندازه که رفتار متمایز، اخلاق والا و تأثیر خوب بر قلب و زندگی دیگران است، انتساب یا ابراز محبت به علی(ع) و اهل بیت او نیست و هنگامی که چنین شد، ما از قدرت و توان بیشتری برای رویارویی با چالش‌ها برخوردار می‌شویم.

 

نشانه امید؟!

از لبنان شروع می‌کنیم، جایی که درد و رنج مردم آن در عرصه‌های معیشت و زندگی همچنان ادامه دارد، بالا رفتن قیمت کالاها و مواد غذایی، بحران برق و صف خودروهایی که منتظر نوبت برای پر کردن بنزین هستند، کمبود زیاد مازوت سوخت مورد نیاز برای راه اندازی کوره‌ها، بیمارستان‌ها و ژنراتورهای برقی، فقدان دارو و لوازم درمان همچنان ادامه دارد. لبنانی‌ها از خودشان می‌پرسند: آیا این شب را پایانی است؟!

در میان این همه فضای غم‌انگیز که لبنانی‌ها در آن به سر می‌برند، انتصاب نامزد نخست‌وزیر نور امیدی در افق روشن کرد. آن هم بعد از این که به خاطر بروز بن‌بست میان نیروهای سیاسی مأمور تشکیل دولت، فضا به گونه‌ای بود که بروز این رویداد را دشوار نشان می‌داد.

در این زمینه، ما اهمیت این مرحله را درک می‌کنیم؛ زیرا این کار دریچه امیدی برای تشکیل دولتی است که از نظر ما برای جلوگیری از فروپاشی و جلوگیری از افتادن کشور به قعر هاویه ضروری است.

امیدواریم فضای مثبت پس از این مأموریت، چه در سطح بین‌المللی و چه در روابط بین افرادی که در این مأموریت دخیل هستند، به فائق آمدن بر هر چیزی که مانع تشکیل دولت در گذشته شده بود، منجر شود و شرایط لازم را برای ظهور دولت نجات [ملی] فراهم آورد که قادر به ایفای نقش مورد نیاز آن در این مرحله باشد.

ما معتقدیم که اگر نیت صادقانه باشد و همه از حساب‌های شخصی، منافع جناحی و خودخواهی خود دست بردارند و به منافع کشور و مردم بیندیشند، امکان عبور از موانعی که قبلاً در سر راه تشکیل دولت قرار داشت، وجود دارد.

گفته‌ایم و اکنون نیز می‌گوییم: این مرحله به آن اندازه که مرحله نجات کشور است، مرحله تحقق دستاوردها و رسیدن به جاه‌ طلبی‌ها یا تغییر معادلات نیست. ما از نیروهای سیاسی که به فکر بازسازی، احیای هواداران از دست رفته خود یا تثبیت موقعیت خود هستند، می‌خواهیم متوجه باشند که نجات تنها زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که آن‌ها دردها، رنج‌ها و منافع مردم و آن چیزهایی را مردم هر روز در آتششان می‌سوزند، مد نظر قرار دهند.

ما با همه لبنانی‌ها منتظر نتیجه یا روند تشکیل دولت هستیم؛ اما از بازگشت به بن‌بست مرگبار به دلیل طرح شروط متقابل مخرب و توطئه آمیز و افراط در بازی سهمیه‌ها و منافع شخصی هشدار می‌دهیم؛ زیرا کشور منتظر تجارب شکست خورده نمی‌ماند و مردم نیز نمی‌توانند آن را تحمل کنند.

 

خاطره انفجار آگوست

در همین زمان، لبنانی‌ها در چهارم آگوست، سالگرد انفجار هولناکی که در بندر رخ داد و طی آن تخریب وحشتناکی در آن روز شوم اتفاق افتاد و منجر به جان باختن صدها و مجروح شدن هزاران نفر گردید که برخی از آن‌ها هنوز در انتظار سرنوشت یا التیام زخم‌های خود هستند، هم چنان در حالت انتظار قرار دارند.

انتظار داشتیم پیش از سالگرد این فاجعه، لبنانی‌ها و از جمله خانواده‌های قربانیان و مجروحان، مسببان این فاجعه را بشناسند؛ اما متأسفانه این پرونده هنوز هم اسیر موانعی است که نمی‌گذارد تحقیقات روند خود را طی کند و بیم آن وجود دارد که به طاق فراموشی سپرده شود یا در اختیار افرادی ناشناس قرار گیرد.

ما در کنار خانواده‌های قربانیان و مجروحان و همه لبنانی‌هایی که از تکرار این حادثه می‌ترسند، ایستاده‌ایم و خواستار باز شدن درهای وسیع تحقیقات برای رسیدن به حقیقت آنچه اتفاق افتاده هستیم. باید همه موانعی که همچنان بر سر راه دستیابی به عدالت وجود دارد برداشته شده و حقوق و مطالبات مردم از بین نرود.

ما آنچه را که قبلاً گفتیم تکرار می‌کنیم که این قضیه باید برای همه لبنانی‌ها به عنوان یک مسئله فراگیر باقی بماند و نباید در هزارتوی سیاسی‌کاری و زد و بندها گم شود و یا در درگیری‌های مداوم بین نیروهای سیاسی که امنیت و ثبات این کشور را به هم ریخته‌اند، مورد استفاده قرار گیرد.

 

مقابله با احتکار و آتش سوزی‌ها

با توجه به وضعیت دشواری که لبنانی‌ها در آن قرار دارند، ما از تمام کسانی نگران معیشت مردم و نیازهای آن‌ها هستند، می‌خواهیم تا در برابر احتکار، قاچاق و حرص و طمع بازرگانان و تولیدکنندگان و کسانی که از نیاز مردم برای رسیدن به سودهای کلان استفاده می‌کنند، ایستادگی کنند. هر چند که ما از تلاش دستگاه‌های امنیتی و وزارت اقتصاد و برخی شهرداری‌ها و اقداماتی که آن‌ها انجام داده‌اند، تقدیر و تشکر می‌کنیم، خواستار تقویت این نقش و پیگیری آن هستیم تا بتوانیم با کمترین ضرر از این مرحله عبور کنیم.

در موضوع آتش سوزی‌ها که این بار مراتع و جنگل‌های منطقه‌های عکار و بلندی‌های هرمل را درگیر کرد و اموال، معیشت و زندگی شهروندان را مورد تهدید قرار داد، این آتش سوزی‌ها بار دیگر نشان داد که در این کشور در زمینه حمایت از مراتع و جنگل‌ها و مبارزه با آتش سوزی‌های ناشی از گرم شدن هوا و دست‌کاری در محیط زیست، چقدر کمبود وجود دارد.

به رغم هشدارهایی که دو هفته پیش در مورد احتمال وقوع این آتش سوزی‌ها داده شده بود، دولت برای جلوگیری از آتش سوزی‌ها یا تلاش برای مقابله با آن کاری انجام نداد.

در حالی که از تلاش‌های دفاع مدنی، شهروندان و فداکاری‌هایی که انجام شده قدردانی می‌کنیم، مجدداً از مقامات مربوطه در دولت درخواست می‌کنیم تا از حادثه درس بگیرند و برای بررسی دلایل بروز آن تلاش کنند و کسانی را که مسئول کوتاهی در انجام اقدامات پیشگیرانه یا درمان واقعه هستند، مجازات کنند و برای حفظ آنچه از محیط زیست باقی مانده و سرمایه باقی مانده این کشور هستند، تلاش حداکثری به خرج دهند.

 

روز ارتش

در پایان، اول آگوست روز ارتش را به ارتشیان کشور تبریک می‌گوییم؛ ارتشی که ضامن ثبات کشور در برابر کسانی است که امنیت آن را در داخل یا خارج تهدید می‌کنند.

به همین مناسبت، مجدداً درخواست می‌کنیم که ضرورت دارد برای تحکیم و تقویت ارتش کاری صورت گیرد و ابزارهایی فراهم شود که ارتش را قادر بسازد وظایف خود را انجام دهد و از آن در برابر بحران‌های سخت اقتصادی و معیشتی کشور محافظت به عمل آورد و این همان چیزی که فرمانده ارتش نیز نسبت به آن هشدار داده و اعلام کرده است که ارتش در حال سقوط است.

ما حمایت از ارتش را یک اولویت می‌دانیم؛ زیرا با وجود ارتشی که خود در رنج و آسیب قرار دارد، نمی‌توان کشور را ساخت یا تقویت کرد.