خطبه جمعه، 29 مرداد ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: رسالت زینب(س) بعد از کربلا / خشم مردم علیه یزید / قیام علیه بنی‌امیه / حادثه حره.

مطالب مهم خطبه دوم: وضعیت بحرانی / ابتکاراتی برای کاستن از فشارها / آیا دولت در حال شکل‌گیری است؟ / تجاوز محکوم است / تحولات افغانستان.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

12 محرم 1443 برابر با 29 مرداد 1400 و 20/08/2021 م

خون حسین(ع) به ثمر می‌نشیند و بر ستمگران پیروز می‌شود

 

مطالب مهم خطبه اول: رسالت زینب(س) بعد از کربلا / خشم مردم علیه یزید / قیام علیه بنی‌امیه / حادثه حره.

مطالب مهم خطبه دوم: وضعیت بحرانی / ابتکاراتی برای کاستن از فشارها / آیا دولت در حال شکل‌گیری است؟ / تجاوز محکوم است / تحولات افغانستان.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا ۙ وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَمَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا ۚ كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ» [یونس: 13] صدق الله العظيم.

 

رسالت زینب(س) بعد از کربلا

به محض پایان جنگ کربلا، زینب(س) تصمیم گرفت با وجود تمام احساسات غم انگیز به خاطر خون‌های ارزشمندی که در کربلا ریخته شده بودند، احساسات و عواطف خود را کنترل کند؛ زیرا اولاً زمان نشان دادن احساسات و عاطفه نبود، بلکه در عمل به فرمایش برادرش که فرموده بود: «يا اُخَيَّةُ! إنّي اُقسِمُ عَلَيكِ فَأَبِرِّي قَسَمي، لا تَشُقّي عَلَيَّ جَيبا، ولا تَخمُشي عَلَيَّ وَجها، ولا تَدعي عَلَيَّ بِالوَيلِ وَالثُّبورِ؛ خواهرم! تو را سوگند مى‌دهم كه به اين [سفارشم] عمل كنى: بر [مرگ] من گريبانْ چاك مده و صورت مخراش و چون در گذشتم ناله و فغان مكن» و طبق تعهدی که به برادرش داده بود، زمان عمل بود.

ثانیاً دید مسئولیتش این است که اجازه ندهد یزید، عبیدالله بن زیاد و عمرو بن سعد احساس پیروزی کنند و به اهداف خود مبنی بر دفن انقلاب امام حسین(ع) و اهداف و شعارهایی که حسین(ع) به خاطرشان قیام کرد و خود، یاران و خانواده‌اش شهید شدند، برسند.

وظیفه خود می‌دید آنچه را که اتفاق افتاده است، به گوش مردم برساند و تمام تحریفاتی را که بنی‌امیه بعد از پایان جنگ انجام داده بودند، از اذهانشان پاک کند و حقیقت یزید و طرح مخرب او برای اسلام و مسلمانان را نزد مردم افشا کند. او در طول اسارت در کوفه وقتی مردم دور او جمع شدند، در مجلس ابن زیاد، در مسیر کوفه به شام، در مجلس یزید و پس از بازگشت به مدینه این کار را انجام داد.

زینب(س) به هر جایی که رفت یا سخنرانی کرد، توانست تغییر ایجاد کند. تا جایی که والی مدینه از دست او خسته شد و به یزید نامه نوشت که زینب دختر علی و خواهرانش مردم را علیه حکومت بنی‌امیه تحریک می‌کنند و اگر در این شهر بمانند، مدینه حتماً به سمت انقلاب حرکت می‌کند. پس یزید نیز به او نامه نوشت و دستور داد که زینب(س) را از حجاز اخراج کرده و از مردم جدا کند. وقتی والی دستور یزید بن معاویه را به اطلاع او رساند، به او فرمود: «خدا می‌داند چه بر سر ما آمده است، یزید مردان برگزیده ما را به شهادت رسانید و ما را بر فراز محمل شتران به این سو و آن سو کشانید. به خدا قسم ما از این شهر خارج نمی‌شویم هر چند که خون‌هایمان ریخته شود.»

نقش زینب(س) با نقش امام زین العابدین(ع) که از هر فرصتی برای آگاهی بخشی در قالب دعا و سخنرانی، تحریک عواطف و احساسات و یادآوری جنایتی که در کربلا رخ داده بود، استفاده می‌کرد، همراه گردید.

در این شرایط دختر عقیل نزد او آمد و به او گفت: «ای دختر عمو! به راستی که خدا وعده‌اش را بر ما راست گردانید و زمین را میراث ما نمود در هر جاى آن بخواهیم جاى می‌گزینیم، پس خشنود باش و چشمت روشن باشد که خدا جزای ستمگران را خواهد داد؛ آیا می‌خواهی که با این نپذیرفتن، ذلت و خفتی برایمان پیش آورند! پس وطن را ترک کن به سوی سرزمینی امن.» سپس زنان بنی‌هاشم دور او جمع شدند و با او بودند تا اینکه وی طبق روایات مختلف مصر یا شام را برای رفتن انتخاب کرد.

 

خشم مردم علیه یزید

همه این تلاش‌ها منجر به نارضایتی مردم از یزید و حکومت اموی شد؛ بنابراین او سعی کرد سیاست خود را به طور صوری تغییر دهد؛ از این رو والی خود ولید بن عتبه را به خاطر خشونتش عزل کرد و فردی نزدیک به مردم مدینه را به ولایت گمارد و از والی خود خواست تا هیئتی از رهبران مدینه را برای دلجویی نزد وی بفرستد. پس هیئتی به ریاست عبدالله بن حنظله غسيل الملائكة نزد یزید رفتند. از آن روی پدر او غسيل الملائكة نامیده شد که وقتی رسول خدا(ص) مردم مدینه را برای اعزام به جنگ احد فراخواند، شب عروسی‌اش بود. او بدون این که غسل کند عازم نبرد شد و در جنگ شهید شد؛ بنابراین رسول خدا(ص) فرمود که فرشتگان او را غسل دادند. پس به غسيل الملائكة معروف شد.

یزید به شیوه بنی‌امیه معتقد بود که با پول می‌تواند دل رهبران مدینه را به دست آورد و آن‌ها را به خود نزدیک کند تا در مورد جنایت او سکوت کنند؛ اما به‌ زودی ناامید شد؛ زیرا هیئت در حالی از شام برگشت که اعضای آن حقیقت را با چشم خود دیدند؛ حقیقت یزید همان بود که حسین(ع) به آن اشاره ‌کرده و فرموده بود: «یزید مردی فاسق، فاجر، شراب‌خوار و قاتل جان‌های محترم است و مانند من با مانند او مردم بیعت نمی‌کند.» آن‌ها گفتند: ما مردی را یافتیم که دین و اسلام را نمی‌شناسد و شایسته خلافت مسلمانان نیست. ما شهادت می‌دهیم که او را برکنار کردیم، پس شما نیز او را برکنار کنید. ابن حنظلة گفت: به خدا قسم اگر کسی با من همراه نشود، من خودم، فرزندانم و خانواده‌ام با او می‌جنگیم.

 

قیام علیه بنی‌امیه

این سخن اعلان جنگ مردم مدینه علیه یزید و بنی‌امیه بود و آن‌ها قیام خود را علیه حکومت یزید اعلام کردند؛ بنابراین والی یزید در مدینه را برکنار کردند و آن دسته از امویان را که در آن زمان در خانه مروان بن حکم از سران بنی‌امیه حضور داشتند محاصره کردند و برای رفع محاصره از آن‌ها، شرط کردند که آن‌ها بدون درگیری مدینه را ترک کنند و در آینده نیز به کسانی که با آن‌ها می‌جنگند ملحق نشوند، ولی اینان به محض خروج از محاصره پیمان شکنی کردند.

در اینجا خوب است به این نکته اشاره کنیم مروان ابن حکم که در مدینه امویان را رهبری می‌کرد، هنگامی که می‌خواست از مدینه خارج شود، به دنبال فردی بود تا خانواده خود را نزد او بگذارد، اما غیر از امام زین العابدین(ع) کسی خانواده سی صد نفره او را بپذیرد، نیافت. امام به او فرمود: «خانواده خود را با خانواده من ملحق کن.»؛ اما با وجود تمام اقداماتی که مروان در قبال اهل بیت(ع) انجام داده بود و از ایشان نفرت داشت، امام این کار را کرد؛ زیرا مروان بن حکم همان کسی بود که در جمل و صفین علیه امام علی(ع) جنگید و نگذاشت که امام حسین(ع) برادرش امام حسن(ع) را در کنار جدش رسول خدا(ص) دفن کند و او بود که به والی مدینه هنگامی که امام حسین(ع) را برای بیعت گرفتن برای یزید فرا‌خوانده بود، این چنین مشورت داد: اجازه خارج شدن نده تا بیعت کند، در غیر این صورت گردن او را بزن؛ اما امام زین العابدین(ع) نمی‌خواست خانواده‌اش را مسئول جنایات او بداند.

یکی از دختران مروان بن حکم در اشاره به میزان رسیدگی امام زین العابدین(ع) گفت: به خدا سوگند! آن چنان که نزد امام زین العابدین(ع) مورد رسیدگی و مراقبت قرار گرفتیم، از پدر خود ندیدیم.

 

حادثه حره

وقتی خبر قیام مردم مدینه، برکناری والی و اخراج بنی‌امیه به یزید رسید، سپاهی را از شام به رهبری مسلم بن عقبه که تعداد آن‌ها بیش از سی هزار نفر بود، فرستاد. آن‌ها با سرمستی تمام به مدینه یورش بردند، سه روز در مدینه هر کاری خواستند کردند، زشت‌ترین جنایات را در آن مرتکب شدند، به نوامیس و اموال مردم دست‌اندازی کردند و مردان، زنان و سالخوردگان را کشتند. در نتیجه تعداد زیادی از مردم مدینه شهید شدند و به گفته یکی از مورخان، تعداد شهدا به یازده هزار و هفت‌صد نفر رسید که از جمله هفتاد نفرشان حافظ قرآن و هشتاد نفرشان از صحابه رسول خدا بودند.

این حادثه که واقعه حره نامیده شد و در 13 محرم سال 63 هجری یعنی سه سال پس از شهادت امام حسین(ع) رخ داد نشان دهنده رویکرد اموی بود و بار دیگر میزان طغیان و ستمگری یزید را نشان داد.

درست است که این فاجعه به این صورت دردناک ختم شد، اما قوت اراده و عزمی را که پس از قیام کربلا برای مواجهه با حاکم ظالم، با وجود کمبود تعداد و امکانات در جان‌های مسلمانان ریشه‌دار کرد و راه را برای انقلاب‌های بعدی که ستون‌های حکومت بنی‌امیه را متزلزل کردند و سرانجام آن را فروریختند هموار کرد و به این حقیقت قرآنی اشاره کرد: «وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» [الشعراء: 227].

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امام حسین(ع) توصیه کرد: «أيّها الناس، إنَّ رسولَ اللَّهِ(ص) قالَ: مَن رأى منكُم سُلطاناً جائِراً، مُستحلاً لحرم الله، ناكثاً بعَهدِ الله، مُخالِفاً لسنّةِ رسولِ الله، يَعملُ في عبادِ الله بالإثمِ والعدوانِ، فلم يغِرْ عليهِ بقولٍ ولا بفعلٍ، كان حَقّاً على الله أن يُدخِله مَدخلَه... ألا إنَّ هؤلاء القومَ قد لَزِموا طاعةَ الشيطانِ، وتَولّوا عن طاعةِ الرحمنِ، وأظهرُوا الفسادَ، وعطّلوا الحدودَ، واستأثَروا بالفيء، وأحَلّوا حرامَ اللَّهِ وحَرَّموا حلالَهُ، وإنّي أحقُّ بهذا الأمر؛ اى مردم! پیامبر خدا(ص) فرمودند: هر کس سلطان ستمگرى را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده، پیمان الهى را شکسته و با سنّت رسول خدا مخالفت ورزیده، در میان بندگان خدا به ستم رفتار می‌کند و او با گفتار و رفتارش با وى به مخالفت برنخیزد، سزاوار است خداوند او را در جایگاه آن سلطان ستمگر (دوزخ) بیندازد. اى مردم! این گروه (بنى امیّه) به طاعت شیطان پایبند شده و از پیروى خداوند سرپیچى کرده‌اند، فساد را آشکار ساخته و حدود الهى را تعطیل کرده‌اند. آنان بیت‌المال را به انحصار خویش درآورده، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام شمرده‌اند و من براى تغییر این اوضاع از همه کس سزاوارترم.»

بیایید به توصیه‌های حسین(ع) عمل کنیم. این که در برابر ستمگر، فساد فاسد، کسی که با اموال و سرنوشت مردم بازی می‌کند، از فرمان خدا سرپیچی می‌کند، حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال می‌کند سکوت نکنیم و با سخن و موضع‌گیری خود، این وضعیت را تغییر دهیم. به آن‌ها نشان دهیم که ما از آنچه انجام می‌دهند راضی نیستیم، باید این وضعیت را تغییر دهیم. هر کسی سبک و روش خاص خود را دارد و هر مرحله شرایط و بصیرت خاص خود را می‌طلبد.

عاشورا با پایان یافتن موسم آن به پایان نمی‌رسد، بلکه با نوشیدن از سرچشمه‌های زلال آن آغاز می‌شود. ما باید صداقت اشک‌ها و احساسات خود را به حسین(ع) نشان دهیم.

حسین(ع) فقط اشک و حضور در مجالس عزاداری یا نذری دادن به نام او را از ما نمی‌خواهد، بلکه همه این‌ها را در کنار موضع‌گیری‌های عزتمندانه و خردمندانه می‌خواهد و وقتی این کار را انجام دهیم، از توانایی بیشتری برای رویارویی با چالش‌ها برخوردار خواهیم شد.

 

وضعیت بحرانی

از لبنان شروع می‌کنیم که درد و رنج مردم لبنان در زمینه سوخت، با وجود تصمیم رئیس کل بانک مرکزی مبنی بر لغو یارانه‌ها همچنان ادامه دارد؛ زیرا هیچ یک از رهبران تأیید این تصمیم و تحمل عواقب آن را که برای شهروندان فاجعه‌بار نپذیرفته‌اند.

از این رو صحنه صف‌های طولانی خودروها در پمپ ‌بنزین‌ها، در صورت وجود بنزین همچنان ادامه دارد و به خاطر فقدان مازوت لازم برای راه اندازی ژنراتورهای برق، کوره‌ها، بیمارستان‌ها و کارخانه‌ها، بحران برق و تعطیلی شدن تعدادی از این مراکز، بحران دارو که در حال ناپدید شدن از بازار است و افزایش دیوانه‌وار قیمت مواد غذایی در حال شدت گرفتن است.

این علاوه بر هرج و مرج امنیتی است که هر چند به صورت محدود، در قالب حوادث تیراندازی یا افزایش سرقت و موارد دیگر در حال سر بلند کردن است.

در مواجهه با این وضعیت بحرانی، از لبنانی‌ها می‌خواهیم که با یکدیگر همکاری کنند و نباید خودشان باعث افزایش رنج یکدیگر باشند؛ زیرا احتکار این دو ماده اساسی که بزرگ‌ترین علت‌های این رنج هستند، شرم‌آور است و میزان حرص و طمع محتکران، اعم از افراد یا جریان‌ها و بی‌تفاوتی آن‌ها به درد و رنج مردم را نشان می‌دهد که نه تنها نیازهایشان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه ممکن است بر زندگی‌شان تأثیر منفی بگذارد.

در اینجا از اقدامات ارتش و نیروهای امنیتی لبنان برای ضبط، مصادره و توزیع این مقادیر در میان نیازمندان قدردانی می‌کنیم.

در اینجا باید بر حرام بودن احتکار تأکید کنیم و اینکه هر کس این کار را انجام دهد، دزد اموال لبنانی‌هاست؛ زیرا منبع حمایت مردم هستند و هرکسی که این کار را انجام دهد، خائن به کشور است.

امیدواریم که نیروهای امنیتی این اقدامات را ادامه دهند و تحت هیچ عنوانی متوقف نکنند و بخش‌های دیگری را که ممکن است محل انبار کالاهایی مانند دارو و غذا باشند نیز مورد بازرسی قرار دهند و این اقدام انگیزه‌ای باشد برای وزارتخانه‌ها و شهرداری‌ها تا به وظیفه خود عمل کنند، خواه در کشف انبارهای احتکار یا مهار قیمت‌ها.

 

ابتکاراتی برای کاستن از فشارها

می‌خواهیم به ابتکارات اخیر برای کاهش فشار از روی شهروندان از طریق تأمین مازوت از ایران یا واردات برق برای حمایت و محافظت از مراکز تولید بپردازیم. ما از هرگونه ابتکاری که باعث تسکین درد لبنانی‌ها شود و مشکلاتشان را برطرف کند، استقبال می‌کنیم؛ زیرا مشخص شده است که مردم لبنان چقدر به دست‌هایی نیاز دارند که خیرخواه کشور هستند و فشار یا عواقبی را بر آن تحمیل نمی‌کنند.

در اینجا از افرادی که سریعاً هر چیزی را سیاسی و فرقه‌ای کرده یا رد می‌کنند، می‌خواهیم از هر اقدامی برای کاستن بار از دوش شهروندان حمایت کنند و موانع پیش روی آن‌ها را برطرف سازند و خودشان اقدامات مشابهی را انجام دهند، به ویژه هنگامی که از طرف کسانی باشد که علاقه‌مند این کشور هستند و در راه آن فداکاری کرده‌اند.

 

آیا دولت در حال شکل‌گیری است؟

در همین زمان، لبنانی‌ها هنوز منتظر تشکیل دولتی هستند که این حجم عظیم از بحران‌ها را کاهش دهد، در حالی که طرف‌های ذی‌دخل در این قضیه هنوز در مسئله سهمیه‌ها، نام‌ها و این که چه کسانی از این قضیه بهره خواهند برد، غرق شده‌اند تا این موضوع نردبانی برای آن‌ها در انتخابات آینده باشد و در مواجهه با مخالفان خود و یا در انتخابات آینده، به اعتبار سیاسی خود بیفزایند.

ما امیدواریم که فضای خوش‌بینانه‌ای که می‌شنویم، واقعی باشد و به آنچه در پشت صحنه مذاکرات می‌گذرد بی‌ارتباط نباشد.

شرم‌آور است که همه این فجایعی که زندگی، غذای، نیازهای اساسی و امنیت لبنانی‌ها را تهدید می‌کند، رخ دهند و بی‌توجهی و پشت کردن به بحرانی سیاسی جاری همچنان ادامه داشته باشد، گویی همه چیز در کشور خوب است و لبنانی‌ها منتظر می‌مانند.

آنچه را که قبلاً گفتیم تکرار می‌کنیم: ای مسئولان! مراقب نفرین افراد آبرومند در صورت گرسنگی، بیمار در صورت نیافتن دارو یا بیمارستان یا نیازمند در صورتی که نیازش تأمین نشود، باشید.

 

تجاوز محکوم است

می‌خواهیم به تجاوز اسرائیل که دیشب رخ داد، تجاوز به صورتی جدید به سرزمین لبنان و تلاش برای ایجاد رعب و وحشت در لبنانی‌ها بپردازیم.

در حالی که این تجاوز را محکوم می‌کنیم، از همه لبنانی‌ها می‌خواهیم این تجاوز را محکوم کنند؛ زیرا نقض حاکمیت لبنان و باید مورد توجه تمام کسانی باشد که به حاکمیت ملی لبنان علاقه دارند. در عین حال، این اقدام تهدید مستقیم و غیرمستقیم نه تنها سوریه، بلکه کشور است. به ویژه که با آمادگی و تمرین‌های نظامی دشمن صهیونیست برای مقابله با روستاها و شهرهای لبنان و تهدید دائمی دولت لبنان همراه است. ما از این دشمن نمی‌ترسیم، اما می‌ترسیم که تجاوز به سرزمین‌های لبنان به موضوعی اختلافی تبدیل شود.

 

تحولات افغانستان

در خاتمه باید به آنچه در افغانستان اتفاق افتاد، بپردازیم. این تحولات نشان داد که مردم این کشور توانایی تحمیل انتخاب خود به اشغالگران و جلوگیری از ادامه اشغال آن را دارند.

از کسانی که عهده‌دار مسئولیت این کشور شده‌اند می خواهیم که هیزم فتنه افروزی میان طیف‌های این کشور یا محیط اطرافشان نباشند. بلکه طوایف و قبائل مختلف این کشور را متحد کنند تا به لنگر ثبات در منطقه‌ای باشند که می‌خواهند با درگیری بین اجزایش آن را منفجر کنند.