خطبه جمعه، 12 شهریور ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: ایفای مسئولیت پس از فاجعه کربلا / آماده‌سازی توشه برای سفر / تواضع و خدمت به مردم / بزرگ‌ترین نیکی، خوبی کردن به مادر است / نیکوکاری بدون حساب و کتاب / حمایت از فقرا و نیازمندان.

مطالب مهم خطبه دوم: دولت اسیر منافع است / وضعیت امنیتی باید منظم شود / هیئت‌ها چه نقشی دارند؟!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

26 محرم 1443 برابر با 12 شهریور 1400 و 03/09/2021 م

امام زین العابدین(ع) یار و یاور نیازمندان

 

مطالب مهم خطبه اول: ایفای مسئولیت پس از فاجعه کربلا / آماده‌سازی توشه برای سفر / تواضع و خدمت به مردم / بزرگ‌ترین نیکی، خوبی کردن به مادر است / نیکوکاری بدون حساب و کتاب / حمایت از فقرا و نیازمندان.

مطالب مهم خطبه دوم: دولت اسیر منافع است / وضعیت امنیتی باید منظم شود / هیئت‌ها چه نقشی دارند؟!

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً» [احزاب: 33] صدق الله العظيم.

بیست و پنجم محرم سالروز شهادت چهارمین امام اهل بیت(ع)، امام علی بن حسین(ع) زین العابدین و سید الساجدین است.

 

ایفای مسئولیت پس از فاجعه کربلا

این امام توسط پدرش حسین(ع) پرورش یافت و از دانش، بردباری، سخاوت، شجاعت، عشق به پروردگار و مکارم اخلاقی او بهره برد و در زمینه سازی برای قیام علیه حکومت یزید همراه پدر شد، وقتی با چشم خود شهادت پدر، اهل بیت و یاران او را در کربلا دید، دردها و رنج‌های بسیار را متحمل شد و اگر بیماری نبود، تمایل بسیاری به جنگ و مبارزه داشت.

پس از عاشورا، امام(ع) عهده‌دار مسئولیت شد و دید که یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌ها این است که برای حفظ شعله انقلاب در روح و روان مردم تلاش کند.

در کوفه به والی یزید عبیدالله بن زیاد که او را تهدید به مرگ کرده بود، فرمود: «آیا مرا به مرگ تهدید می‌کنی، آیا نمی‌دانی که کشتن برای ما عادت است و شهادت کرامت اعطایی از سوی خدا به ماست؟»

در شام در مجلس یزید فرمود: «ای فرزند معاویه، هند و صخر! پدربزرگم علی بن ابی‌طالب در جنگ بدر، احد و احزاب پرچم رسول خدا را در دست داشت و پدر و پدر بزرگت در دستانشان پرچم کفار بود. وای بر تو ای یزید! اگر بدانی چه کردی و در حق پدر، خانواده، برادر و عموهایم چه کردی به کوه‌ها فرار می‌کردی و در شن و ماسه می‌خوابیدی و ندای واویلا سر می‌دادی. پس ای یزید! منتظر شرمندگی و پشیمانی باش.»

در مدینه، او برای برانگیختن احساسات و برانگیختن عواطف نسبت به آنچه بر حسین(ع)، یاران و خانواده‌اش اتفاق افتاد، آگاهی بخشی و شعله‌ور ساختن روحیه قیام در بین مردم آن تلاش کرد. اشک‌ها و موضع‌گیری‌های او پایه‌های حکومت اموی را لرزاند و به سرنگونی آن منجر شد.

امروز با استفاده از این مناسبت می‌خواهیم به برخی از مواضع این امام(ع) بپردازیم. این مواضع بیانگر تصویری است که یک مسلمان باید نشانگر آن باشد.

 

آماده‌سازی توشه برای سفر

مورد اول: زهری یکی از اصحاب امام زین العابدین(ع) در شبی بسیار سرد و بارانی امام را دید که کیسه آردی را به پشت حمل می‌کرد. با تعجب به او عرض کرد: ای پسر رسول خدا این چیست؟ امام(ع) فرمود: «سفرى در پيش دارم كه زاد و توشه آن را به جاى مطمئنى نقل می‌کنم.» زهری عرض کرد: غلام من در خدمت شماست و این بار را برای شما حمل می‌کند. امام امتناع کرد. زهری گفت: من خودم آن را بر دوش حمل می‌کنم شما والامقام‌تر از آن هستید كه بخواهید چنين بارى را بر دوش حمل كنید. فرمود: «لكن من خودم را والاتر از آن نمی‌دانم كه آنچه مرا در سفرم نجات می‌بخشد و ورودم را بر آنچه می‌خواهم نيكو می‌سازد بر دوش حمل كنم. تو را به خدا سوگند می‌دهم به دنبال كار خود بروى و مرا به حال خود رها سازى.»

چند روز بعد زهری امام زین العابدین(ع) را دید و به او عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! اثری از آن سفری که ذکر کردید نمی‌بینم؟ فرمود: «بلی ای زهری! آن سفرى كه تو گمان كردى نيست منظورم سفر آخرت است و من براى آن آماده می‌شوم و آماده شدن براى اين سفر با پرهيز از حرام و انفاق در راه‌های خير حاصل می‌شود.»

امام(ع) با این برخورد خاطر نشان کرد که انسان از زمانی که به دنیا می‌آید تا زمانی که بدرود حیات می‌گوید، در سفر است. در حدیث آمده است: «نَفَسُ الْمَرْءِ خُطَاهُ إِلَى أَجَلِهِ؛ آدمى با دمى كه برآرد گامى به سوى مرگ بردارد.» خداوند متعال در این باره می‌فرماید: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ * يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ».

 

تواضع و خدمت به مردم

مورد دیگر؛ درباره آن حضرت وارد شده است که وقتی با کاروانی به جایی می‌رفت، با افراد ناشناس سفر می‌کرد و با رئیس کاروان توافق می‌کرد که بدون حقوق به کاروانیان خدمت کند.

در یکی از این سفرها، شخصی از کاروانیان او را شناخت. او از این که کاروانیان امام(ع) را به کار گرفته‌اند، متعجب شد؛ پس نزدشان رفت و به آن‌ها گفت: آیا می‌دانید چه کسی را به کار گرفته‌اید؟ به او گفتند: یکی از افراد کاروان است و خودش می‌خواست که خدمت کند؛ پس به آن‌ها گفت: او امام زین العابدین فرزند رسول خدا(ص) است. آن‌ها نیز برای عذرخواهی نزد آن حضرت آمدند و عرض کردند: آیا می‌خواستید ما را گرفتار آتش دوزخ سازید؟ آیا اگر از روى نادانى با دست یا زبان خویش به شما جسارتى می‌کردیم، براى همیشه دچار هلاکت نمی‌شدیم؟ به آن‌ها فرمود: نه بر شما چیزی نیست، من خودم انتخاب کردم نه شما، این که هیچ کس مرا نشناسد تا بتوانم به کسانی که در کاروان هستند خدمت کنم. من پیش از این با گروهی مسافرت کردم که مرا می‌شناختند و نگذاشتند که به آن‌ها خدمت کنم. من دوست ندارم به نام رسول خدا(ص) چیزی را بگیرم که نمی‌توانم مانند آن را به دیگری بدهم.

با این کار می‌خواست به این واقعیت اشاره کند که انتساب به رسول خدا(ص) امتیاز نیست، بلکه مسئولیت است و ما به ازای این افتخار خدمت به مردم و انجام امور آن‌هاست.

 

بزرگ‌ترین نیکی، خوبی کردن به مادر است

مورد دیگر رفتار امام(ع) با مادرشان است. امام زین العابدین(ع) به مادرش بسیار نیکی می‌کرد و با او مهربانی بود؛ اما چیزی که همه کسانی را که با امام مراوده داشت، شگفت‌زده کرده بود، این بود که امام(ع) بر سفره‌ای که مادرش نشسته بود غذا نمی‌خورد. گفته شد. او گفت: چرا چنین می‌کنید، در حالی که می‌دانیم هیچ‌کس نسبت به مادرت مهربان‌تر از تو نیست؟ فرمود: «می‌ترسم دستم به‌ سوی لقمه‌ای پيشى گيرد كه قبلاً او بدان چشم دوخته است و بدين گونه حق او را رعايت نكنم.» به امام(ع) نگاه کنید که در مراقبت از مادر و توجه به احساسات و نیازهای او چقدر دقیق بود تا دچار عاق [مادر] که احادیث همیشه نسبت به آن هشدار داده‌اند دچار نشود. چرا که در حدیث رسول خدا(ص) آمده است: «به عاق گفته می‌شود: هر کاری می‌خواهی انجام بده که من تو را نمی‌بخشم.»

 

نیکوکاری بدون حساب و کتاب

مورد آخر؛ ابوحمزه ثمالی روایت کرده است: «صَلَّيْتُ مَعَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلْفَجْرَ بِالْمَدِينَةِ فِي يَوْمِ اَلْجُمُعَةِ، فَدَعَا مَوْلاَةً لَهُ يُقَالُ، لَهَا وَشِيكَةَ وَ قَالَ لَهَا: لاَ يَقِفَنَّ عَلَى بَابِي اَلْيَوْمَ سَائِلٌ إِلاَّ أَعْطَيْتُمُوهُ، فَإِنَّ اَلْيَوْمَ اَلْجُمُعَةُ فَقُلْتُ: لَيْسَ كُلُّ مَنْ يَسْأَلُ مُحِقٌّ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ: يَا ثَابِتُ أَخَافُ أَنْ يَكُونَ بَعْضُ مَنْ يَسْأَلُنَا مُحِقّاً فَلاَ نُطْعِمَهُ وَ نَرُدَّهُ؛ نماز صبح روز جمعه را در مدينه با حضرت على بن حسين(ع) خواندم و وقتى آن حضرت از نماز و تسبيحات فارغ شدند از جا برخاسته و به اتّفاق به طرف منزل آن حضرت رفتيم. به درب منزل حضرت كه رسيديم كنيز خود را صدا زده و به او فرمود: هر سائلى كه از درب منزل من عبور كرد، حتماً به او طعام بدهيد چرا که امروز، روز جمعه است. عرض کردم:‌ هر سائلى كه مستحق نيست‌؟ حضرت فرمودند: مى‌ترسم برخى از سائلين مستحق بوده و ما به آن‌ها طعام نداده ردّشان كنيم.» این همان چیزی است که امام در رساله حقوق خود می‌خواهد آن را توضیح بدهد. می‌فرماید: «وَ أَمَّا حَقُّ السَّائِلِ فَاِعْطَاؤُهُ اِذَا تَیَقَّنْتَ صِدْقَهُ وَ قَدَرْتَ عَلَى سَدِّ حَاجَتِهِ وَ الدُّعَاءُ لَهُ فِیمَا نَزَلَ بِهِ وَ الْمُعَاوَنَهُ لَهُ عَلَى طَلِبَتِهِ وَ اِنْ شَکَکْتَ فِی صِدْقِهِ وَ سَبَقَتْ اِلَیْهِ التُّهَمَهُ لَهُ وَ لَمْ تَعْزِمْ عَلَى ذَلِکَ لَمْ تَأْمَنْ أَنْ یَکُونَ مِنْ کَیْدِ الشَّیْطَانِ أَرَادَ أَنْ یَصُدَّکَ عَنْ حَظِّکَ وَ یَحُولَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ التَّقَرُّبِ اِلَى رَبِّکَ فَتَرَکْتَهُ بِسَتْرِهِ وَ رَدَدْتَهُ رَدّاً جَمِیلًا وَ اِنْ غَلَبْتَ نَفْسَکَ فِی أَمْرِهِ وَ أَعْطَیْتَهُ عَلَى مَا عَرَضَ فِی نَفْسِکَ مِنْهُ- فَاِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ الاْمُورِ؛ حق سائل این است که اگر او را راست‌گو می‌دانی، او را محروم نسازى و در حدّ توان، نیاز او را برطرف کنى و براى برطرف شدن نیازمندى او دعا کنى و اگر در راست‌گویی او شک و تردید دارى و به او بدگمانى و نمی‌خواهی او را کمک کنى، باز هم احتمال بدهى که این بدگمانى، حیله شیطان است و می‌خواهد تو را از این کار خیر بازدارد و میان تو و نزدیکى به خدا فاصله بیندازد و اگر بر بدبینى خود چیره شدى و به او چیزى دادى، این کار تو از راسخ‌ترین کارهاست.»

 

حمایت از فقرا و نیازمندان

عزیزان! این‌ها برخی از رفتارهای امام زین العابدین(ع) است. امامی که سعادت واقعی را در شاد کردن قلب فقیر، برآورده کردن نیاز مستمند، خدمت به انسان، هر انسانی که می‌خواهد باشد، کمک به کسی که به کمک او نیاز دارد و هنگامی که با والدین خود نیکی می‌کند، می‌بیند.

 

فرزدق شاعر در اشاره به این واقعیت چنین سروده است:

اللهُ فَضَّلَهُ قِدماً وَ شَرَّفَهُ * جَرَی بِذلِکَ لَهُ فِی لَوحِهِ القَلَمُ

کِلتَا یَدَیه غِیَاثٌ عَمَّ نَفعُهُمَا * یُستَوکَفَانِ وَ لایَعرُوهُمَا عَدَمُ

سَهلُ الخَلیقَةِ لاتُخشَی بَوادِرُهُ * زِینُه اثنَانِ: حُسنُ الخُلقِ وَ الشِّیَمُ

ما قَالَ لا قَطُّ إلا فِی تَشَهُّدِه * لَو لا التَشَهُّدُ کَانَت لاؤُهُ نَعَمُ

خدا او را شرافت بخشیده است و برتری داده و قلم قضا در تحقیق این مشیت بر لوح قدر روان گشته است.

هر دو دستش ابری فیاض و رحمت گستر است که رگبار فیض را فرومی‌بارد و جود و عطایش هیچ‌گاه کاستی نمی‌پذیرد.

خویی نرم و سازگار دارد و مردمان از خشمش در امان‌اند و همیشه دو خصلت حلم و کرم، شخصیت او را همی‌آرایند.

هیچ‌گاه جز به هنگام تشهد کلمه «لا» بر زبان نرانده است و اگر ذکر تشهد نمی‌بود «لا» او نیز «نعم» همی بود.

عزیزان! در سالروز شهادت آن حضرت، وفاداری به ایشان فقط به اشک ریختن، ابراز عواطف و احساسات و برگزاری مجالس عزاداری نیست بلکه باید از موضع‌گیری‌هایشان نیز الهام بگیریم.

خداوند ما را از جمله کسانی قرار دهد که حق ولایت او را به جا می‌آورند، از حقیقت هدایت او هدایت می‌جویند و راه او را دنبال می‌کنند. و آخر دعوانا أن الحمد لله ربّ العالمين.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را توصیه می‌کنم که به توصیه امام زین العابدین(ع) به فرزندش امام باقر(ع) عمل کنیم. به او فرمود: «كُفَّ اَلْأَذَى وَ فُضَّ اَلنَّدَى وَ اِسْتَعِنْ عَلَى اَلسَّلاَمَةِ بِالسُّكُوتِ، فَإِنَّ لِلْقَوْلِ حَالاَتٍ تَضُرُّهُ، وَ اِحْذَرِ اَلْأَحْمَقَ وَ إِنْ كَانَ صَدِيقاً، كَمَا تَحْتَذِرُ اَلْعَاقِلَ إِذَا كَانَ عَدُوّاً، وَ إِيَّاكَ وَ مُعَادَاةَ اَلرِّجَالِ، فَإِنَّكَ لَنْ تَعْدَمَ مَكْرَ حَكِيمٍ أَوْ مُفَاجَأَةَ لَئِيمٍ؛ آزار مرسان و به همه كرم كن و براي به سلامت ماندن از سكوت ياري بگير كه گفتن را حالت‌هايي است زيان‌آور و از نابخرد بپرهيز، اگر چه دوست باشد، همان‌گونه كه از دشمن خردمند مي‌ترسي و مبادا كه با مردان دشمني كني كه يا گرفتار مكر بردباری می‌شوی و يا با فردی پست مواجه می‌گردی.»

عزیزان! این وصیت امام زین العابدین(ع) به فرزندش است و از او می‌خواهد این توصیه را به ما برساند تا وصیتی برای ما و وصیت هر پدری برای فرزندانش باشد.

پس بیایید به این وصیت عمل کنیم تا از آگاهی و وفاداری بیشتری به این امام برخوردار شویم، مسئولیت خود را بهتر انجام دهیم و از توانایی بیشتری برای مواجهه با چالش‌ها برخوردار گردیم.

آیا نور امیدی وجود دارد؟!

از لبنان شروع کنیم که درد و رنج لبنانی‌ها ادامه دارد و آثار و پیامدهای آن محدود به عرصه معیشت و زندگی نشده، بلکه فراتر از آن‌ها به صورت حوادث مکرر و روزانه امنیتی در جاهای مختلف، عرصه امنیت را در برمی ‌گیرد.

متأسفانه همه این‌ها در حالی صورت می‌گیرد بدون که برای لبنانی کورسوی امیدی به ایجاد راه حل‌های بنیادی که به این تحقیرهای روزانه‌شان در همه عرصه‌ها پایان دهد، وجود داشته باشد. البته روشن است اگر نیت‌های صادقانه، اراده جدی و همکاری میان مسئولان کشور وجود داشته باشد، امکان رسیدن به راه حل‌های بنیادی وجود دارد.

و اگر تلاش‌هایی هم در این زمینه صورت می‌گیرد، فقط ابتکارات قابل تقدیر هستند که توسط وزارتخانه‌ها و شهرداری‌ها یا افراد یا نهادها انجام می‌شوند که می‌تواند در کاهش تأثیر این وضعیت سهیم باشد، اما اینها راه حل نخواهد بود؛ زیرا کسانی که عرصه سیاسی را مدیریت می‌کنند، هنوز از سیاست انکار آنچه در حال رخ دادن است، استفاده می‌کنند؛ چرا که نه درخواست خارجی‌ها آن را تکان می‌دهد و نه گزارش‌هایی که از افزایش روزافزون فقر و سرقت و نه صحنه‌های صف خودرو و تحقیر لبنانی‌ها در پمپ‌بنزین‌ها و کوره‌ها و نه صحنه تاریکی و قطع برق و نه رنج مردم برای تأمین دارو و درمان.

 

دولت اسیر منافع است

در حالی که دولت مورد انتظار لبنانی‌ها برای توقف روند فروپاشی، هنوز اسیر سهمیه‌بندی‌ها و جابجایی نام‌ها و مناصب است و این که چه کسی از این وزارتخانه کلیدی یا فلان وزارت خانه خدماتی بهره‌مند باشد تا آینده سیاسی و موقعیت انتخاباتی خود را تضمین کند، یا منتظر شرایط بهتری برای شکل‌گیری حکومت بنشیند و امیدشان به این است که در این کشور مردم به زودی رنج خود را فراموش می‌کنند و با سخنان شیرین یا وعده‌ها، آرزوها و رؤیاها و برخی داروهای آرام‌بخش مانند کارت اعتباری مالی لبنانی که قول داده‌اند در آستانه انتخابات به آن‌ها می‌دهند، قانع می‌شوند.

اما آن‌ها نمی‌دانند رنجی که مردم لبنان تجربه کرده‌اند در حافظه‌شان نقش بسته است و با هر توجیهی، آن‌ها کسانی را که به مردم پشت کردند، به امتیازات، منافع، موقعیت‌ها و شرکت‌های خود فکر کردند و به منافع مردم و رنج‌هایشان توجه نکردند، نمی‌بخشند.

با توجه به همه این موارد، ما بار دیگر خواستار تشکیل سریع دولت می‌شویم و معتقدیم که هیچ چیزی نباید مانع تشکیل دولت شود؛ چون مردم قادر دیگر تحمل ندارند و نهادهای کشور نمی‌توانند منتظر بمانند، زیرا اکثر آن‌ها شروع به ورشکستگی کرده‌اند و قادر به انجام وظایف خود نیستند.

ما متأسفیم که گفتمان سیاسی در میان کسانی که دارای مناصب عالی هم هستند به این درجه از انحطاط رسیده است که طبیعتاً روی اعتماد لبنانی‌ها به آینده کشورشان نیز تأثیر می‌گذارد و ناامیدی و یأسشان از طبقه سیاسی افزایش می‌یابد.

در همین زمان، تلاش‌های ستودنی برای تعقیب محتکران دارو، سوخت و غذا ادامه دارد که نشان دهنده میزان حرص، طمع و فقدان حس انسانی و اخلاقی در بین کسانی است که شرایط غم انگیز مردم تکانشان نمی‌دهد. در عین حال از تلاش‌هایی که در مرزها یا جاهای مختلف صورت گرفته و می‌گیرد و لازم است که ادامه یابد و به حساب افراد گذاشته نشود، ما خواستار شفاف‌سازی در روشن شدن واقعیت آنچه در مورد طماعان و محتکران اتفاق افتاده است، هستیم تا بی‌گناهی محکوم و مجرمی تبرئه نشود و اقداماتی که در مورد این‌ها انجام شده است روشن شود.

 

وضعیت امنیتی باید منظم شود

در همین حال و با توجه به حوادث امنیتی، چه در کارخانه‌ها و چه بین روستاها که منجر به جان باختن مردم و بروز تنش‌ها شده است، از پیامدهای آن بر صلح و ثبات داخلی نگران هستیم و از نقش مقامات امنیتی برای جلوگیری از بروز این حوادث یا رسیدگی به پیامدهای آن‌ها قدردانی می‌کنیم. ما از لبنانی‌ها می‌خواهیم در این مرحله، از نظم، آگاهی و خرد بیشتری برای مواجهه با بحران‌هایی که از آن‌ها رنج می‌برند استفاده کنند، به طوری که حوادث مشابه تکرار نشود و از عواقب آن که ممکن است برای امنیت و ثبات کشور خطرناک باشد، جلوگیری گردد.

آنچه در این مرحله از لبنانی‌ها انتظار می‌رود این است که منسجم‌تر و علاقه‌مندتر به ثبات جامعه خود باشند، از یکدیگر حمایت کنند، یکدیگر را تقویت کنند و خردمندان در مهار هرگونه رفتار یا اقدامی که منجر به بروز تنش، مشکلات و تحریکات می‌شود بشتابند. چون امنیت یا وحدت کشور نباید به خطر بیفتد یا به سودجویان اجازه داده شود که از آب گل‌آلود ماهی بگیرند یا از ناامنی آن بهره‌برداری کنند تا بتوانیم از مرحله به سلامت عبور کنیم و رنج و بی‌خوابی نیروهای امنیتی که غرق در مشکلات و تنش‌ها هستند، بکاهیم.

 

هیئت‌ها چه نقشی دارند؟!

در همین حال، از همه هیئت‌هایی که به لبنان می‌آیند می‌خواهیم که نقش مثبتی را ایفا کنند، موانعی را که ممکن است در این راه وجود داشته باشند برطرف کنند، به انتخاب مردم و تنوع آن‌ها احترام بگذارند و آن را بهانه‌ای برای تحریک مردم علیه یکدیگر تبدیل نکنند یا خواستار ریشه‌کن شدن گروهی نشود که نماد مردمی و رسمی بوده و در آزادسازی لبنان از اشغال رژیم صهیونیستی و مقابله با تروریسم نقش ایفا کرده است؛ زیرا وطن به کسانی نیاز دارد که بر زخم‌هایش مرهم بگذارند و ثبات و وحدتش را تقویت کنند نه کسانی که سعی در منفجر کردن کشور و سوق دادن آن به سوی ناکجاآباد دارند.