خطبه جمعه، 26 شهریور ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: شبیه‌ترین مردم به پیامبر(ص) / مرد وظایف دشوار / امام کرم و بخشندگی / تحکیم ارزش بخشندگی.

مطالب مهم خطبه دوم: پس از تشکیل دولت / منشور واقع‌بینانه دولت / رابطه با منطقه عربی / از ابتکارات قدردانی می‌کنیم.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

10 صفر 1443 برابر با 26 شهریور 1400 و 17/09/2021 م

امام حسن(ع)؛ کریم اهل بیت(ع) و مرد وظایف دشوار

 

مطالب مهم خطبه اول: شبیه‌ترین مردم به پیامبر(ص) / مرد وظایف دشوار / امام کرم و بخشندگی / تحکیم ارزش بخشندگی.

مطالب مهم خطبه دوم:پس از تشکیل دولت / منشور واقع‌بینانه دولت / رابطه با منطقه عربی / از ابتکارات قدردانی می‌کنیم.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه وتعالى می‌فرماید: «إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» صدق الله العظيم.

هفتم ماه صفر سالروز وفات یکی از کسانی است که این آیه درباره‌شان نازل شده است. او سبط رسول الله و سرور جوانان اهل بهشت امام حسن بن علی(ع) است.

 

شبیه‌ترین مردم به پیامبر(ص)

امامی که در خانه‌ای سرشار از پاکی، صفا و ایمان، خانه علی(ع) و فاطمه(س) پرورش یافت، از همان دوره کودکی تحت مراقبت ویژه جدش رسول خدا(ص) قرار گرفت و این مراقبت تا زمانیکه رسول خدا(ص) بدرود حیات گفت ادامه یافت. او تمام محبت و علاقه خود را به او ارزانی داشت. به ویژه هنگامی که خطاب به خداوند متعال می‌گفت: «اللَّهُمَّ إنِّي أُحِبُّهُ، فأحِبَّهُ وَأَحْبِبْ مَن يُحِبُّهُ؛ خدایا من او را دوست دارم؛ پس تو نیز او را دوست بدار و همه کسانی را که او را دوست دارند، دوست بدار.» ودر روایت دیگری آمده است: «من أحبّني فليحبّه؛ هر که مرا دوست دارد، پس باید او را دوست بدارد».

ویژگی‌های شخصیت پیامبر در وجود او نقش بست؛ بنابراین از دانش، بردباری، سخاوت و اخلاق شریف پیامبر بهره گرفت. رسول خدا(ص) نیز در اشاره به این واقعیت به او فرمود: «أشبَهْتَ خَلقي وخُلُقي؛ تو شبیه ترین فرد به صورت و سیرت من هستی.»

هیچ کس بیشتر از او به رسول خدا(ص) شباهت نداشت و او می‌فرمود: «حسن مني وأنا منه؛ حسن از من است و من از او هستم.»

آمده است که او در مجلس رسول خدا(ص) شرکت می‌کرد تا آنچه را توسط وحی نازل می‌شد، بشنود و سپس آن را حفظ ‌کند. سپس نزد مادرش زهرا(س) می‌آمد تا آنچه را حفظ کرده بود برای او بازگو کند. علی(ع) هنگام بازگشت به خانه شگفت‌زده می‌شد؛ چون می‌دید زهرا(س) بدون حضور در مسجد از آنچه خدا بر پیامبر نازل کرده بود، مطلع است. وقتی در این باره از او می‌پرسید، او می‌فرمود: «این‌ها از پسرم حسن است».

 

مرد وظایف دشوار

امام حسن(ع) همراه همیشگی راه و روش پدرش علی(ع) بود. علی(ع) در وجود او جایگاه ممتازی از دانش، حکمت، مدیریت خوب و تدبیر می‌دید؛ از این رو وظایف دشوار را به او می‌سپرد. او در کنار پدر در جنگ علیه ناکثین و مارقین در جمل، صفین و نهروان حضور داشت. او در تمام این نبردها پیشتاز و شجاع بود و برخلاف آنچه برخی‌ها در مورد او شایع کرده‌اند که صلح‌طلب و آرام بود و خبرگی و تجربه جنگی نداشت، ترس به قلب او راه نیافت.

پس از شهادت امام علی(ع) مسئولیت [امامت و خلافت] در شرایطی به دوش وی نهاده شدکه جنگی که معاویه علیه علی(ع) آغاز کرده بود، هنوز جریان داشت. با وجود تمایل به تداوم مبارزه، او نمی‌خواست که این جنگ ادامه یابد. او بعد از بررسی دقیق سپاه خود و وضعیت جامعه اسلامی به این نتیجه رسیده بود. از این رو در اقدامی شجاعانه تصمیم گرفت که با معاویه صلح کند؛ البته نه برای به رسمیت شناختن مشروعیت معاویه، بلکه به امید فراهم شدن شرایط بهتری برای رویارویی با او؛ اما معاویه که از حسن(ع) می‌ترسید، او را مسموم کرد که منجر به شهادت آن حضرت شد.

 

امام کرم و بخشندگی

در این مناسبت غم‌انگیز،می‌خواهیم به یکی از ویژگی‌های ممتاز امام حسن(ع) بپردازیم که همان ویژگی سخاوت و بخشندگی ایشان است؛ چرا که از ایشان به عنوان کریم اهل بیت یاد می‌شد.

در سیره امام حسن(ع) آمده است که او دو بار در زندگی اموالش را در راه خدا خرج کرد؛ یعنی که تمام ثروت خود را به فقرا و نیازمندان داد، به طوری که دیگر چیزی برای او باقی نماند و سه بار ثروت خود را با خدا تقسیم کرد، یعنی سه بار نیمی از ثروت خود را به فقرا و نیازمندان داد.

یکی از ویژگی‌های او این بود که گدایی را که در خانه‌اش را می‌زد، رد نمی‌کرد. یک‌بار از او پرسیدند: برای چه حتی اگر نیازمند هم باشید، گدا را دست خالی رد نمی‌کنید؟ وی فرمود: «إنّ الله تعالى عوَّدني عادةً أن يفيض نِعَمه عليّ، وعوّدته أن أفيض نِعَمه على الناس، فأخشى إذا قطعتُ عادتي عن عبادِه، أن يقطَعَ عادتَه عنّي؛ خداوند مرا به عادتى معتاد كرده است. عادتم داده است كه نعمتهاى خود را بر من فرو ريزد و من نيز عادت کرده‌ام كه نعمتهایش را به مردم بدهم و ترس آن را دارم كه اگر عادتم را از بندگانش قطع کنم، او نیز عادتش را از من دريغ دارد.» و چنین سرود:

إذا ما أتاني سائلٌ قلت: مرحباً         بمن فضلُه فرضٌ عَلَيَّ معجَّلُ

هنگامى كه سائلى نزد من آيد به او گويم: خوش آمدى اى كسى كه فضيلت او بر من واجبی عاجل است.

از آن حضرت وارد شده است که هنگام طواف دور کعبه شنید مردی از خدا می‌خواهد که به او پول بدهد. پس طواف خود را قطع کرده، به خانه‌اش رفت. سپس برگشت و به این مرد پول را داد و وقتی از او پرسیدند: چرا طواف خود را قطع کردی؟ آن مرد می‌توانست منتظر بماند که طواف شما به پایان برسد؟ وی فرمود: ترسیدم که خداوند توسط فردی دیگری به این شخص عطا کند و من از این نعمت محروم شوم.

روزی دید غلامی از قرص نانی، لقمه‌ای خود می‌خورد و لقمه‌ای دیگر را به سگی که در کنارش نشسته بود، می‌خوراند؛ یعنی نان را با سگ تقسیم می‌کند. به او فرمود: «چه چیز تو را به این کار واداشت؟» غلام گفت: «شرم دارم که من بخورم و به او غذا ندهم». امام حسن(ع) به او فرمود: تا وقتی نزد تو برنگشته‌ام، از اینجا نرو؛ بنابراین نزد صاحبش رفت و او و باغی را که در آن بود خریداری کرد. سپس او را آزاد کرد و باغ را نیز به تملک او درآورد.

امام حسن(ع) در میان یاران خود نشسته بود که مردی آمد و از آن حضرت درخواستی نمود. امام به او فرمود: «نیاز خود را در کاغذی بنویس و برای ما بفرست.» او نیز نوشت و امام دو برابرش را به او داد. برخی از کسانی که در مجلس حضور داشتند عرض کردند: ای فرزند رسول خدا! این نوشته چقدر بابرکت بود. امام فرمود: «برکتها علينا أعظم، حين جعلنا للمعروف أهلاً أما علمتم أنَّ المعروف ما کان ابتداءً من غير مسألة، فأمّا من أعطيته بعد مسألة، فإنَّما أعطيته بما بذل لک من وجهه؛ برکت این بخشش بر ما زیادتر بود. چون او ما را شایسته این کار خیر و بذل و بخشش قرار داد، مگر ندانسته‌ای که بخشش و خیر واقعی، آن است که بدون سؤال و درخواست باشد و اما آنچه را پس از درخواست و مسئلت بدهی که آن را در برابر آبرویش پرداخته‌ای.»

عطای امام فقط شامل حال هواداران و پیروان ایشان نمی‌شد. در تاریخ آمده است که روزی فردی از مردم شام از کنار امام حسن(ع) گذشت. او از جمله کسانی بود که معاویه آنان را بر کینه و بغض نسبت به امام حسن(ع) تربیت کرده بود. او وقتی امام را شناخت، شروع به دشنام دادن به امام کرد. امام ساکت بود و پاسخی نداد. بعد از این که حرف‌های او تمام شد، امام با لبخند همیشگی خود به مرد پاسخ داد. به او فرمود: «الشَّيخ، أظنُّک غريباً، ولو سَألتَنا أعطيناک، وإنْ کنتَ جائعاً أشبعناک، وإن کنتَ عرياناً کسَوناک، وإن کنتَ مُحتاجاً أغنيناک، وإن کنت طريداً آويناک، وإن کانَ لک حاجة قضيناها لک؛ ای پیرمرد! به گمانم غریبی! گویا دچار اشتباهی شده‌ای! اکنون اگر از ما رضایت و حلالیت بطلبی تو را عفو خواهیم نمود؛ اگر چیزی بخواهی عطایت می‌کنیم؛ اگر طالب رشد و هدایت باشی ارشادت می‌کنیم؛ اگر مرکبی بخواهی آن را به تو می‌بخشیم؛ اگر گرسنه هستی غذایت می‌دهیم؛ اگر برهنه باشی تو را می‌پوشانیم؛ اگر حاجتمندی حاجتت را روا می‌سازیم.» کافی است نیاز خود را بگویی تا برآورده کنیم. بعد از آن امام او را به خانه خود برد. وقتی او سخاوت و احترام امام را دید، وقتی از خانه امام خارج شد، فردی شد که بیش از هر کسی امام را دوست داشت. می‌گفت: «الله أعلمُ حيث يجعل رسالته».

 

تحکیم ارزش بخشندگی

عزیزان! امام حسن(ع) با این رفتار می‌خواست به ارزشی اشاره کند که خداوند بندگان خود را به انجام آن تشویق و بدان دعوت کرده و آن را دروازه رسیدن به محبت و رضایت خود در نظر گرفته است. در حدیث آمده است: «الخَلقُ عِيالُ اللّه ِ فَأَحَبُّ الخَلقِ إلَى اللّه ِ مَن نَفَعَ عِيالَ اللّه ِ وأدخَلَ عَلى أهلِ بَيتٍ سُرورا؛ خلق، نان‌خور خدايند. از اين رو محبوب‌ترین خلق در نزد خدا، كسى است كه به نان‌خوران خدا سودى برساند و خانواده‌ای را شادمان كند.»

رسول خدا(ص) نیز به همین ارزش اشاره می‌کند. مردی نزد او آمد و عرض کرد: کدام یک از مردم از نظر ایمان برترین هستند؟ وی فرمود: «باسخاوت‌ترینشان.» و فرمود: «أحبّ النّاس إلى الله عزَّ وجلَّ، أسخاهم کفّاً؛ محبوب‌ترین مردم نزد خداوند عزوجل باسخاوت‌ترین آنان است.»

و در حدیث دیگری از ایشان آمده است: «السّخيّ قريبٌ من الله، قريبٌ من النَّاس، قريبٌ من الجنَّة والبخيل بعيدٌ من الله، بعيدٌ من النّاس، قريبٌ من النّار؛ انسان باسخاوت به خدا، مردم و بهشت نزدیک‌تر است و انسان بخیل از خداوند و مردم دور و به دوزخ نزدیک‌تر است».

خداوند سبحان نیز بخل‌ورزی و بخیلان را در قرآن کریم نکوهش کرده است. می‌فرماید: «مَنْ يَبْخَلُ وَمَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّمَا يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَکمْ ثُمَّ لَا يَکونُوا أَمْثَالَکمْ».

پس آن طور که گمان می‌کنید، بخل شما، بخل بر فقرا یا خدا نیست؛ زیرا خدا نیازی به بخشش شما ندارد و خداوند عهده‌دار امور فقرا و یتیمان است؛ اما شما با این کار جایگاه خود را در قلب مردم و خدا از دست می‌دهید: «وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ».

و خداوند سبحان فرموده است: «وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آَتَاهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ».

ما در این برهه به شدت نیاز داریم تا این ارزش را در خود و جامعه خود تقویت کنیم تا با عواقب ناشی از شرایط سختی که در زمینه زندگی و معیشت در حال تجربه آن هستیم و تنش‌ها و مشکلات ناشیاز فقر، فقری که نزدیک است به کفر بینجامد،‌ مقابله کنیم.

با این کار ما انسانیت و ایمان خود را نشان می‌دهیم؛ زیرا مؤمن نمی‌تواند مؤمن باشد مگر آنکه آنچه را که برای خود دوست دارد،برای برادرش نیز دوست داشته باشد. در حدیث آمده است: «مثل المؤمنين في تَوَادِّهم وتراحُمهم وتعاطُفهم مثلُ الجسد، إِذا اشتکى منه عضو تَدَاعَى له سائرُ الجسد بالسَّهَرِ والحُمَّى؛ مثال مؤمنان در مهرورزی و محبت مانند اعضای یک بدن است که اگر عضوی از آن به درد آید، باقی اعضا نیز با برافروختگی و شب بیداری با او همنوایی می‌کنند». با این کار به اهل بیت(ع) اقتدا کرده‌ایم که خداوند درباره‌شان فرموده است: «وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُوراً».

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امام حسن(ع) به یکی از اصحاب خود توصیه کرده است. فرمود:‌ «اسْتَعَدَّ لِسَفَرِكَ‏ وَ حَصِّلْ زَادَكَ قَبْلَ حُلُولِ أَجَلِكَ وَ اعْلَمْ أَنَّهُ تَطْلُبُ الدُّنْيَا وَ الْمَوْتُ يَطْلُبُكَ ... وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَا تَكْسِبُ مِنَ الْمَالِ شَيْئاً فَوْقَ قُوتِكَ إِلَّا كُنْتَ فِيهِ خَازِناً لِغَيْرِكَ... اعْمَلْ لِدُنْيَاكَ‏ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لِآخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَداً وَ إِذَا أَرَدْتَ عِزّاً بِلَا عَشِيرَةٍ وَ هَيْبَةً بِلَا سُلْطَانٍ فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِيَةِ اللَّهِ إِلَى عِزِّ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛‌ مهياى مسافرتت شو و توشه‏ آن را پيش از رسيدن اجلت فراهم کن و بدان كه تو دنيا را طلب می‌کنی و مرگ تو را مى‏طلبد... و بدان كه در آنچه بيش از قوت خود مال فراهم كنى خزينه‏دار ديگران خواهى بود ... و براى دنياى خود چنان كار كن كه گويى هميشه زندگانى خواهى كرد و براى آخرت خود طورى كار كن كه گويى فردا خواهى مرد؛ و هرگاه بخواهى بدون عشيره عزيز گردى و بدون داشتن سلطنت مهابت و بزرگى داشته باشى، از ذلت نافرمانى حق تعالى بيرون آى و به عزّت فرمانبرداريش وارد شو.»

ما نیاز داریم که از وصیت هدایت بجوییم. وصیتی که امام توسط آن خطی را که باید در این زندگی طی کنیم، تعیین کرده است تا در مواجهه با چالش‌ها از استواری، بصیرت، ایمان و قدرت بیشتری برخوردار گردیم.

 

پس از تشکیل دولت

از لبنان شروع می‌کنیم که امروز پس از تشکیل دولت وارد مرحله جدیدی شده است و لبنانی‌ها از آن انتظار دارند که درهای امید به آینده کشور و توانایی‌شان برای ادامه زندگی در آن را برایشان بگشاید و آن‌ها را از درد و رنج‌هایی که در عرصه زندگی و معیشت متحمل می‌شوند و چالش‌هایی که در سطح امنیتی با آن روبرو هستند، رهایی بخشد.

ما مانند همه می‌دانیم دولتی که در این شرایط سخت تشکیل شده و عمر محدودی دارد که ممکن است از هشت ماه تجاوز نکند، قادر نخواهد بود کشور را از تمام این دردها نجات دهد، اما البته می‌تواند به فروپاشی آن پایان دهد و در مسیر اصلاحات گام بردارد، راه‌های فساد و تباهی را ببندد و به آنچه در رأس اولویت‌های شهروندان قرار دارد، نه فلان جریان و فلان مقام بپردازد و از حرف زدن بکاهد و به عمل بیفزاید.

در این زمینه از تلاش‌هایی که به تشکیل دولت منجر شد قدردانی می‌کنیم؛ اما با همه لبنانی‌ها از دلیل این تأخیر سؤال می‌کنیم. آیا برای لبنانی‌ها سزاوار بود که برای تسریع در این امر و برطرف کردن موانع آن، منتظر سیگنال‌های خارجی‌ها بنشینند؟! چقدر گفتیم که این موانع نباید مانع سرعت بخشیدن به تشکیل دولت شود، اتلاف وقت کافی است؛ زیرا این کشور نه با غلبه و سیطره، بلکه با تفاهم، همکاری و تعادل ساخته می‌شود.

از این رو از دولت می‌خواهیم که در حد و اندازه امیدها و آرزوهای لبنانی‌ها باشد و به موضوعات فوری که بر وضعیت زندگی و معیشت لبنانی‌ها که بر هیچ کس پوشیده نیست، سایه انداخته است، رسیدگی کند و در این مرحله همه موضوعاتی را که ممکن است محل رقابت میان طوایف و مراکز سیاسی شود، کنار بگذارد. همین طور باید با روحیه منطق و واقع‌گرایی و به دور از آنچه موجب تیره شدن روابط بین طرف‌ها می‌شود یا وضعیت سیاسی کشور را بحرانی می‌کند، مسائل را مورد بررسی قرار دهد.

ما معتقدیم دولت اگر اشتباهات گذشته را تکرار نکند و از حساب‌های شخصی و منافع جناحی خود دست بردارد و مانند یک تیم همگن و همکار برای کشور و مردم آن کار کند، قادر است مسئولیت‌های خود را انجام دهد و اعتماد شهروندان را جلب کند. ما معتقدیم که فضای اجماع منطقه‌ای و بین‌المللی که تشکیل این دولت را تضمین کرد، عامل کمک کننده به آن است.

در حالی که از دولت می‌خواهیم تا نقش بایسته خود را ایفا کند، از نیروهای سیاسی که در دولت مشارکت ندارند می‌خواهیم که از آن حمایت کنند و به دولت فرصت دهند تا وظیفه و نقش خود را انجام دهد و پس از آن، در صورت شکست یا کوتاهی، این حق آن‌هاست که دولت را بازخواست کنند و همچنین از نیروهایی که در دولت نماینده دارند، می‌خواهیم که دولت را به محلی برای مشاجره، درگیری، تسویه حساب، لجبازی و نزاع یا ابزاری برای استفاده از آن در انتخابات پارلمانی یا ریاست جمهوری خود یا استفاده از آن به نفع فلان طایفه یا فلان گروه تبدیل نکنند.

نیروهای سیاسی باید به ‌وسیله این دولت ثابت کنند که به منافع لبنانی‌ها، همه لبنانی‌ها وفادارند و به تجربیات تلخ گذشته که این کشور متحمل شده و هنوز هم از پیامدهای آن رنج می‌برد، بازنخواهند گشت و این دولت برای اصلاح خرابی‌ها یا جبران کاستی‌ها مناسب خواهد بود. شاید با این کار اعتماد لبنانی‌ها را زنده کرده و حمایت و رأی آن‌ها را به دست آورند.

 

منشور واقع‌بینانه دولت

در زمینه منشور دولت که برای تصویب آن تلاش می‌شود، با همه لبنانی‌ها می‌گوییم که ما از این دولت یک منشور غیر واقعی یا پژواکی از برنامه‌های آماده برای اجرا نمی‌خواهیم، بلکه یک منشور واقع‌گرایانه می‌خواهیم که بیانگر امیدها و آرزوهای لبنانی‌هاباشد و بر اساس آن اعتماد آن‌ها را به دست آورد و مردم نیز بر اساس آن، دولت را بازخواست کنند.

در عین حال، لبنانی‌ها مراقب نحوه استفاده دولت از مبلغ دریافتی از صندوق بین‌المللی پول و نحوه تعامل با آن هستند. این که آیا این مبلغ نیز مانند میلیاردها دلار قبلی در هزارتوی فساد و تباهی از دست خواهد رفت یا این که از آن برای رفع اولویت‌هایی استفاده خواهد شد تا مهم‌ترین مشکلاتی را که کشور از آن رنج می‌برد، درمان کند؟!

ما می‌خواهیم یکی از بارزتریناین اولویت‌ها، بازگرداندن پول لبنانی‌ها باشد که در بانک‌هاسپرده‌گذاری شده‌اند که اگر به آن‌ها داده شود، باعث حرکت چرخ اقتصاد می‌شود، تأثیر بحران اقتصادی بر آن‌ها را کاهش می‌دهد و به دور از پارتی‌بازی و منافع شخصی به طبقات فقیرتر کمک می‌کند.

 

رابطه با منطقه عربی

در خاتمه امیدواریم که این دولت بتواند طبق مکانیسمی که از منظر رعایت منافع جمعی، تعادل را به این رابطه بازگرداند، خون و گرما را به رگ‌های روابط بین لبنان و مناطق عربی و اسلامی پیرامون آن بازگرداند و دایره ابتکاراتی را که به لبنان کمک می‌کند از بحران خارج شود، آن هم در زمانی که ما به آن شدیداً نیاز داریم، گسترش دهد.

 

از ابتکارات قدردانی می‌کنیم

در اینجا، باید از ابتکاراتی که رنج لبنانی‌ها را تسکین می‌دهند، بسیار قدردانی کنیم، به ویژه اقدام جمهوری اسلامی ایران در ارسال کشتی‌ها برای کمک به لبنانی‌ها و کمک‌هایی که از طرف دولت برادر عراق آمد یا اقداماتی که در زمینه تأمین برق توسط اردن از طریق سوریه و گاز توسط مصر صورت می‌گیرند. قانون حاکم بر لبنانی‌ها این است که از همه کسانی که در بحران‌ها در کنار لبنان هستند تشکر کند. تا زمانی که طرف‌های کمک کننده، این مساعدات را مشمول این محاسبات نکنند، این امر نباید تابع محاسبات طایفه‌ای یا مذهبی یا سیاسی باشد.