خطبه جمعه، 16 مهر ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: توطئه برای کشتن پیامبر(ص) / علی(ع) از رسول خدا(ص) محافظت می‌کند / برخی از معانی هجرت.

مطالب مهم خطبه دوم: تشدید رنج / مسئولیت دولت / ترس از سیاسی شدن پرونده انفجار بندر / تأثیر رسانه‌های اجتماعی / انتخابات عراق!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

2 ربیع 1443 برابر با 16 مهر 1400 و 08/10/2021 م

در حال و هوای هجرت پیامبر خدا(ص)

 

مطالب مهم خطبه اول: توطئه برای کشتن پیامبر(ص) / علی(ع) از رسول خدا(ص) محافظت می‌کند / برخی از معانی هجرت.

مطالب مهم خطبه دوم:تشدید رنج / مسئولیت دولت / ترس از سیاسی شدن پرونده انفجار بندر / تأثیر رسانه‌های اجتماعی / انتخابات عراق!

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللهُ وَاللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ» [الأنفال: 30] صدق الله العظيم.

این آیه بر رسول خدا(ص) نازل شد تا ماجرای جلسه اضطراری بزرگان قریش در دارالندوة را برملا کند که برای بررسی راه‌های مقابله با خطری که رسول خدا(ص)، بعد از گسترش دایره اسلام به بیرون از مکه و رسیدن به مدینه، برای نفوذ قریش ایجاد کرده بود، تشکیل شده بود. نظرات حضار در مورد راه‌های مقابله متفاوت بود؛ اما در نهایت نظر این شد که هر قبیله از بین جوانان خود یک جوان نیرومند را انتخاب کند و به هر یک از آن‌ها شمشیری داده شود و هنگامی که پیامبر خدا در بستر خود خواب است یک ضربه به او بزنند و بدین ترتیب خون او در بین قبایل از بین می‌رود، بنی‌هاشم نمی‌تواند انتقام او را بگیرد و آن‌ها در نهایت مجبور می‌شوند که آشتی را بپذیرند.

 

توطئه برای کشتن پیامبر(ص)

این توطئه تصمیم رسول خدا(ص) را برای مهاجرت به مدینه که برای آن آمادگی گرفته و اصحاب خود را برای مهاجرت به آنجا فراخوانده بود، تسریع کرد؛ زیرا بعد از اسلام آوردن مردم مدینه، اعلام آمادگی برای یاری پیامبر و ایستادن در کنار پیامبر برای تسهیل خروج ایشان از مکه، مدینه پناهگاه امنی برای مسلمانان شده بود. پیامبر خدا در آنجا به دور از فشارها و توطئه‌های قریش می‌توانست رسالت خود را به پیش ببرد.

برای این که رسول خدا(ص) خروجی امنی از مکه داشته باشد، پیامبر خدا علی(ع) را صدا زد و آن طور که در سیره آمده است، به او فرمود: «ای علی! قریش برای توطئه و کشتن من جمع شده‌اند و از جانب پروردگارم به من وحی شده است که باید از دیار این قوم خارج شوم؛ پس در بستر من بخواب و لحاف حضرمی مرا روی خود بکِش تا خوابیدن تو رفتن مرا پنهان دارد. حال چه می‌گویی و چه می‌کنی؟»

علی(ع) با وجود خطراتی که ممکن بود این کار برایش به همراه داشته باشد، از پذیرفتن فرمایش رسول خدا(ص) دریغ نکرد و از سرنوشت خود و اتفاقی که ممکن بود برایش بیفتد، نپرسید و به گفتن این حرف بسنده کرد: اگر من در بستر شما بخوابم، آیا شما سالم می‌مانید؟ و هنگامی که رسول خدا(ص) به او فرمود: بله! به خاطر این که رسول خدا(ص) از سلامتی خود خبر داده بود، به زمین افتاد و سجده شکر به جای آورد. سپس فرمود: «آنچه را که مأمور شده‌ای انجام ده که چشم، گوش و قلبم فدای تو باد!»

 

علی(ع) از رسول خدا(ص) محافظت می‌کند

در آن شب علی(ع) با آرامش کامل در بستر رسول خدا(ص) خوابید و وقتی نیمی از شب گذشت، همان‌طور که انتظار می‌رفت، چهل شمشیرزن از قبائل مشرک، خانه رسول خدا(ص) را محاصره کردند و شمشیرهای خود را کشیده و منتظر شروع ساعت صفر حمله بودند و به محض روشن شدن سپیده دم، بر بستر رسول خدا(ص) حمله کردند. آن‌ها شک نداشتند کسی که در بستر خوابیده، پیامبر خدا(ص) است؛ اما به محض این که با شمشیرهای آخته خود به علی(ع) یورش آوردند، با دیدن آن صحنه شوکه شدند و ناامید بازگشتند، آن هم در زمانی که رسول خدا(ص) در راه مدینه بود. قریش سواران و جوانان خود را بسیج کردند تا رد رسول خدا(ص) را در صحرا دنبال کنند و قبل از رسیدن به مقصد خود در مدینه به او دست یابند. برای کسی که پیامبر خدا(ص) را دستگیر کند نیز صد شتر جایزه تعیین کردند.

تعقیب کنندگان در جستجوی بی‌وقفه خود به غار ثور رسیدند که رسول خدا(ص) همراه یار خود به آن پناه برده بود، اما از در غار برگشتند و وارد آن نشدند؛ چون به خواست خداوند متعال عنکبوتی بر در غار، تار تنیده بود و دو کبوتر در لانه‌ای که در گوشه ای از آن قرار داشت، وجود داشتند؛ زیرا ممکن نبود رسول خدا(ص) وارد غار شده باشد و دو کبوتر محل را ترک نکرده باشند. رسول خدا(ص) سه روز در غار ماند تا اینکه قریش از دست یافتن به او ناامید شدند؛ اما پیش از این که هجرت کند، علی را نزد خود خواست تا امانت‌هایی را که مردم مکه نزد او داشتند، به او بسپرد و به او دستور داد فردی را مأمور کند که صبح و عصر در مكه داد بزند: هر كس امانتی نزد محمد دارد، بیاید تا امانتش به او بازگردانده شود و پس از آن در مدینه به او ملحق شود.

در اینجا میزان امانت‌داری رسول خدا(ص) را تصور کنید که با وجود توطئه‌های قریش و این که کارشان به کشتن پیامبر نیز رسید، امانت‌هایشان را مصادره نکرد.

پس از آن رسول خدا(ص) سفر خود را به مدینه ادامه داد، جایی که مردمش با شور و نوا از او استقبال کردند تا با همکاری آن‌ها ایفای نقشی را که به او محول شده بود، آغاز کند.

رسول خدا(ص) پس از هشت سال رنج که طی آن با چالش‌های منافقان، مشرکان و توطئه گران روبرو شد، فاتح و پیروز از مدینه به مکه بازگشت و پس از آن، مردم دسته دسته به دین خدا وارد می‌شدند تا طلوع جدیدی در تاریخ بشریت آغاز شود.

 

برخی از معانی هجرت

در این روزها و با آغاز این ماه، ماه ربیع الاول، ماه رسول خدا(ص)، ما هم خاطره هجرت مبارک رسول خدا(ص) را گرامی می‌داریم و به این بهانه به برخی از معانی آن می‌پردازیم:

اول: هجرت یادآور فداکاری‌های رسول خدا(ص) و مسلمانان برای رساندن اسلام به ماست؛ کسانی که خانواده و تمام هستی‌شان را در مکه، جایی که محبوب‌ترین جاها برایشان بود، به جای گذاشتند. کار به جایی رسید که برخی از آن‌ها از تمام مال و ثروت خود گذشتند. این قضیه برای یکی از اصحاب رسول(ص) به نام صهیب رومی اتفاق افتاد. همه این‌ها به خاطر خدا و یاری دین او بود؛ بنابراین آن‌ها شایسته قدردانی خداوند متعال شدند: «إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَةَ اللهِ وَاللهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» [البقرة: 218]. این فداکاری باعث می‌شود احساس مسئولیت بیشتری در قبال این دین داشته باشیم و از ما می‌خواهد که مانند آن‌ها با پول، توان و جان خود فداکاری کنیم و مانند آن‌ها آماده قربانی شدن باشیم.

دوم: این حادثه شاخصه اصلی شخصیت امام(ع) را که رسول خدا(ص) او را به دست خود بزرگ کرده بود، برجسته کرد. هنگامی که در بستر رسول خدا(ص) خوابید تا خروج آن حضرت را راحت کند؛ آن هم به‌ رغم این که می‌دانست بستری که قرار است در آن بخوابد، مورد حمله چهل شمشیرزن قرار خواهد گرفت و ممکن است به کشته شدن او منجر شود. او همان کسی است که خداوند متعال درباره او فرموده است: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللهِ وَاللهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» [البقرة: 207]. علی(ع) جان خود را به خداوند فروخت و این همان چیزی است که او در سراسر زندگی‌اش آن نشان داد؛ چه زمانی که صلح کرد، چه زمانی که جنگید و چه زمانی که حکومت کرد. در زندگی او چیزی جز خدا وجود نداشت و همه این فداکاری‌ها به خاطر خدا انجام شد.

این روش باید روش همه کسانی باشد که به علی منتسب هستند، راه او را دنبال می‌کنند و خود را از پیروان او می‌دانند. باید خویشتن خویش را به خدا بفروشند، نه کس دیگری با هر مقام و موقعیتی؛ بنابراین این جان عزیزی که انسان به خاطر آن همه چیز خود را فدا می‌کند، نباید دست کم گرفته شود و همان جایگاهی را داشته باشد که علی(ع) درباره آن فرموده است: «إنه ليس لأنفسكم ثمن إلا الجنّة؛ برای جان شما بهایی جز بهشت نیست».

سوم: ما از این هجرت به همان آرامشی نیاز داریم که خداوند در غار ثور به پیامبر(ص) اعطا کرد و در اشاره به آن فرمود: «فَأَنْزَلَ اللهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ» [التوبة: 40].

آرامشی که قرآن کریم به آن اشاره کرده است نتیجه احساس حضور خداوند توسط رسول خدا(ص) در آن زمان است. وقتی پای مشرکان قریش به دروازه غار رسید، همراه پیامبر هراسان شد. به او فرمود: «لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللهَ مَعَنَا». این آرامش قابل تکرار است؛ زیرا خداوند این آرامش را به همه کسانی که هنگام مواجهه با بحران‌ها و چالش‌ها به او اعتماد و توکل می‌کنند، عنایت وعده داده است.

چهارم: هجرت رسول خدا(ص) روشی را برای مسلمانان مشخص کرد که باید از آن استفاده کنند. معنای این روش این است که تسلیم دروغ و انحراف نشوند و به ظلم و تسلیم تن ندهند؛ حتی اگر این امر به ترک خانه، مال و سرزمین آبا و اجدادی‌شان منجر شود. در این صورت باید هجرت کنند. وقتی خداوند درباره کسانی که به خودشان ستم می‌کنند، سخن می‌گوید، در مورد عواقب عدم انجام این کار هشدار داده است: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا» [النساء: 97].

در تفسیر آیه «يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آَمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ» [العنكبوت: 56] آمده است: اگر خداوند در سرزمینی نافرمانی می‌شود و تو در آن هستی، باید از آنجا به جای دیگری بروی.

عزیزان! در سالروز هجرت پیامبر(ص)، ما به شدت نیازمند یادآوری شرایط و پیامدهای این هجرت هستیم. در منطق اسلام هجرت فقط به هجرت مکانی منحصر نمی‌شود؛ بلکه شاید لازم شود در راه خدا، در جان، عقل و جامعه خود هجرت کنیم و سعی کنیم جزو مهاجرانی باشیم که خداوند درجه‌شان را بالا برده است: «الَّذِينَ آَمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللهِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ» [التّوبة: 20].

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را سفارش می‌کنم که به توصیه علی(ع) به مالک اشتر عمل کنیم. به او فرمود: «إِيَّاكَ وَالدِّمَاءَ وَسَفْكَهَا بِغَيْرِ حِلِّهَا، فَإِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَدْنَى لِنِقْمَة، وَلاَ أَعْظَمَ لِتَبِعَة، وَلاَ أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَة، وَانْقِطَاعِ مُدَّة، مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ بِغَيْرِ حَقِّهَا. وَاللهُ سُبْحانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُكْمِ بَيْنَ الْعِبَادِ، فِيَما تَسَافَكُوا مِنَ الدِّمَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ; فَلاَ تُقَوِّيَنَّ سُلْطَانَكَ بِسَفْكِ دَم حَرَام. فَإِنَّ ذلِكَ مِمَّا يُضْعِفُهُ وَيُوهِنُهُ، بَلْ يُزِيلُهُ وَيَنْقُلُهُ. وَلاَ عُذْرَ لَكَ عِنْدَ اللهِ وَلاَ عِنْدِي فِي قَتْلِ الْعَمْدِ، لاَِنَّ فِيهِ قَوَدَ الْبَدَنِ. وَإِنِ ابْتُلِيتَ بِخَطَأ وَأَفْرَطَ عَلَيْكَ سَوْطُكَ أَوْ سَيْفُكَ أَوْ يَدُكَ بِالْعُقُوبَةِ; فَإِنَّ فِي الْوَكْزَةِ فَمَا فَوْقَهَا مَقْتَلَةً، فَلاَ تَطْمَحَنَّ بِكَ نَخْوَةُ سُلْطَانِكَ عَنْ أَنْ تُؤَدِّيَ إِلَى أَوْلِيَاءِ الْمَقْتُولِ حَقَّهُمْ؛ بپرهيز از خون‌ها و خونریزی‌های به‌ناحق؛ زيرا هيچ چيز، بيش از خونريزى به‌ناحق، موجب كيفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نكشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در ميان مردم پردازد، نخستين داورى او درباره خون‌هایی است كه مردم از يكديگر ریخته‌اند. پس مباد كه حكومت خود را با ريختن خون حرام تقويت كنى؛ زيرا ريختن چنان خونى نه تنها حكومت را ناتوان و سست سازد، بلكه آن را از ميان برمی‌دارد يا به ديگران می‌سپارد. اگر مرتكب قتل عمدى شوى، نه در برابر خدا معذورى، نه در برابر من، زيرا قتل عمد موجب قصاص می‌شود. اگر به خطايى دچار گشتى و كسى را كشتى يا تازیانه‌ات، يا شمشيرت، يا دستت در عقوبت از حد درگذرانيد يا به مشت زدن و يا بالاتر از آن، به ناخواسته، مرتكب قتلى شدى، نبايد گردنكشى و غرور قدرت تو مانع آيد كه خون‌بهای مقتول را به خانواده‌اش بپردازى.»

این توصیه علی(ع) است که عنوان آن روشن است: مراقب باشید که برای تقویت اقتدار یا تحکیم موقعیت یا تخلیه عصبانیت، احساسات و تنش از خونریزی خودداری کنید. پدیده‌ای که این روزها بسیار اتفاق می‌افتد؛ زیرا خون بی‌گناه نزد خدا، عزیز است و مجازات ریختن آن در دنیا و آخرت بسیار بزرگ است و اگر این را دانستیم، در جامعه‌ای امن و باثبات زندگی می‌کنیم و از توانایی بیشتری برای رویارویی با چالش‌ها برخوردار می‌شویم.

 

تشدید رنج

از درد و رنج مردم این کشور آغاز می‌کنیم که روز به روز از نظر معیشت و زندگی در حال تشدید است؛ جایی که نرخ دلار پس از کاهش محدود و کوتاه مدت، در حالی افزایش است، قیمت کالاها، مواد غذایی و خدمات و هزینه‌های حمل‌ونقل، برق، هزینه‌های درمان، مدرسه و دانشگاه افزایش می‌یابد و صف خودروها به پمپ بنزین‌ها بازمی‌گردند، در حالی که قدرت خرید شهروندان در حال کاهش است و آن‌ها اکنون قادر به تأمین اساسی‌ترین نیازهای زندگی خود نیستند.

در مقابل همه این‌ها، ما از ناتوانی دولت در ارائه راه حل‌های ریشه‌ای و سریع برای مشکلاتی که کشور از آن رنج می‌برد، با توجه به وسعت و انباشت این بحران‌ها و پیچیدگی‌های موجود در عرصه سیاسی داخلی که منجر به تأخیر افتادن و حتی از بین رفتن راه حل‌ها می‌شود، آگاه هستیم. چون راهی که دولت برای تأمین منابع مالی لازم برای بهبود اقتصادی می‌پیماید، فراهم و مهیا نیست؛ زیرا برخی از آن‌ها نیازمند شرایطی است که دولت در کوتاه مدت نمی‌تواند آن‌ها را فراهم کند، تحقق برخی شرایط به دلیل ناسازگاری داخلی دشوار است و حتی اگر همه این شرایط برآورده شوند، معتقدیم کمک‌هایی که به دولت صورت خواهد گرفت، به دلیل وضعیت دولت از حیث ترکیب و شرایطی که دولت را به وجود آورده و کسانی که صاحب اختیار آن هستند، مدت زیادی دوام نخواهد آورد و اگر کمک‌ها هم باعث بهبود اقتصادی یا حل بحران‌ها شوند، حالت تسکینی خواهند داشت، به طوری که کشور به طور کامل سقوط نکند.

 

مسئولیت دولت

اما همه این‌ها دولت را از انجام مسئولیت‌های خود معاف نمی‌کند و فضای مثبتی را که روند تشکیل دولت را احاطه کرده بود، از بین نمی‌برد. دولت باید شعار "همه باهم برای نجات کشور" خود را تحقق ببخشد. با توجه به امکانات اندک داخلی و فضای نامساعد عربی و جهانی، اگر دولت نمی‌تواند راه حل‌های ریشه‌ای برای مشکلات لبنانی‌ها ارائه کند، باید بر روی راه حل‌های فوری در دسترس خود، کار کند، از هیچ تلاشی برای تأمین ساعات مصرف برق دریغ نکنند، طرح حمل‌ونقل عمومی متعلق به خود را سریعاً اجرایی کند، بازار سیاه را مهار کند، نظارت خود را بر فروشندگان مواد غذایی و دارو، تولیدکنندگان برق و کارتل‌های سوخت تقویت کند و از حرص و طمع آن‌ها بکاهد، به بانک‌ها فشار بیاورد تا از سرقت پول سپرده‌گذاران با استفاده از تصمیمات بانک مرکزی دست بردارند و امانت‌هایی که نزدشان وجود دارد، به صاحبانشان بازگرداند و روند افزایش حداقل دستمزد را به صورت جدی بررسی کند تا با توانایی شهروندان در تأمین نیازهای اساسی متناسب شود.

در عین حال از دولت می‌خواهیم با هدف کمک به لبنانی‌ها برای غلبه بر دردها و رنج‌هایشان، تمام اقدامات بایسته را مورد بررسی قرار دهد و غیر از منافع لبنانی‌ها و پیشرفت این کشور هیچ ملاحظه‌ای را در نظر نگیرد.

با شروع سال تحصیلی، مجدداً خواهش می‌کنیم که آموزش در مدارس و دانشگاه‌ها در اولویت قرار گیرد؛ زیرا این امر روی دوش شهروندان سنگینی می‌کند. دولت باید کمک کند تا مدارس و دانشگاه‌ها با کمترین هزینه به فعالیت خود ادامه دهند، باید برای تقویت مدارس و دانشگاه‌های دولتی و افزایش توانایی آن‌ها برای جذب تعداد بیشتر دانش‌آموز و دانشجو تلاش کند و برای بحران‌هایی که این بخش از آن رنج می‌برد، از نظر حقوق استادان یا حل بحران بازنشستگان چاره‌اندیشی کند. نباید این کشور را به جایی برسانیم که دانش‌آموزی به دلیل ناتوانی خانواده در پرداخت هزینه‌ها از تحصیل بازبماند.

در اینجا از اقدامات انجام گرفته توسط انجمن‌ها، نهادها و مقامات در تلاش برای تأمین صندلی درسی برای نیازمندان قدردانی می‌کنیم.

 

ترس از سیاسی شدن پرونده انفجار بندر

در موضوع انفجار بندر، نگرانی خود را از بابت نابودی و ضایع شدن این پرونده از طریق سیاسی شدن آن و تبدیل شدن آن به ابزاری برای درگیری سیاسی یا فشار خارجی ابراز کنیم.

با توجه با وسعت این فاجعه، مجدداً بر لزوم حفظ این پرونده در چارچوب قضایی آن و پایبندی به سازوکارهای قضایی، به دور از دخالت سیاسی یا حساب‌های طایفه‌ای و فرقه‌ای تأکید می‌کنیم.

 

تأثیر رسانه‌های اجتماعی

به بحرانی که در شبکه‌های اجتماعی و به ویژه فیسبوک رخ داد، می‌رسیم. این بحران میزان نیاز به شبکه‌های اجتماعی و میزان تأثیرگذاری آن‌ها را بر عرصه‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و تأثیرگذاری آن‌ها بر افکار، گرایش‌ها و قدرت کسانی که آن‌ها را اداره می‌کنند، نشان داد. در عین حال که شبکه‌های اجتماعی را مهم می‌دانیم، از خطرناکی و حساسیت اعترافات برخی از مقامات آن مبنی بر این که شبکه‌های اجتماعی به ابزاری برای گمراه کردن، نفرت پراکنی و نقض بی‌طرفی و کالایی تجاری برای گمراه کردن و تأثیرگذاری بر عقاید، اندیشه‌ها و جهت‌گیری‌ها به نفع کسانی که پول می‌دهند، تبدیل شده‌اند، نگران هستیم.

بنابراین با توجه به موارد مطرح شده، همان طور که قبلاً نیز هشدار دادیم، در گرفتن اطلاعات، نظر یا اندیشه از این سایت‌ها باید کاملاً هوشیار بود؛ زیرا ممکن است منظورشان این باشد که ما را گمراه کنند، هویت ما را تغییر دهند یا ما را به جایی که می‌خواهند ببرند.

ما نمی‌توانیم از این سایت‌ها صرف ‌نظر کنیم؛ اما زمانی می‌توانیم از مزایای مثبت آن‌ها استفاده کرده و معایب آن‌ها را رها کنیم که آگاه و مراقب باشیم و بدانیم که ممکن است در عسل سم ریخته باشند.

 

انتخابات عراق!

سرانجام باید عرض کنیم که با قضیه انتخابات عراق روبرو هستیم که دو روز دیگر آغاز می‌شود. امیدواریم که این انتخابات فرصتی باشد که از طریق آن مردم عراق آزادانه رأی بدهند و به هر کسی که می‌دانند کشور را به سمت عراقی متحد، قوی، آزاد و عاری از رنج فساد، حیف و میل و سهمیه‌بندی می‌برد، رأی بدهند. تا عراق بتواند به نقش پیشرو خود در سطوح عربی و اسلامی و عاملی برای قدرت برای کشورها و آرمان‌های ما بازگردد.