خطبه جمعه، 23 مهر ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: رنج و محاصره / وظیفه آموزش و راهنمایی / پایبندی به خط امام(ع).

مطالب مهم خطبه دوم: تهدیدی برای صلح داخلی! / اولویت با افشای حقیقت است / آیا دولت منفجر می‌شود؟! / انتخابات عراق.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

9 ربیع 1443 برابر با 23 مهر 1400 و 15/10/2021 م

امام عسکری(ع)؛ ایفای رسالت دینی به رغم شرایط دشوار

 

مطالب مهم خطبه اول: رنج و محاصره / وظیفه آموزش و راهنمایی / پایبندی به خط امام(ع).

مطالب مهم خطبه دوم: تهدیدی برای صلح داخلی! / اولویت با افشای حقیقت است / آیا دولت منفجر می‌شود؟! / انتخابات عراق.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ» صدق الله العظيم.

هشتم ماه ربیع الاول، سالروز تولد مبارک یکی از کسانی است که خداوند متعال آنان را امامانی قرار داد که به امر الهی دعوت می‌کنند، کار خیر انجام می‌دهند و خدا را می‌پرستند. یکی از کسانی که رسول خدا(ص) دستور داد که به آن‌ها تمسک بجوییم و از چشمه نابشان بنوشیم تا گمراه نشویم. فرمود: «تَركتُ فِيكم الثَّقلين ما إن تمسَّكتُم بهما لن تضلُّوا: كِتابَ اللهِ وعِترتي أهلَ بيتي؛ در میان شما دو چیز گران‌بها را به جای گذاشتم. تا زمانی که به آن‌ها تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و اهل بیت من.» او امام حسن بن علی عسکری(ع) است. به خاطر محل زندگی امام(ع) که عسکر نام داشت و یکی از محله‌های سامرا پایتخت خلافت عباسی بود، به عسکری ملقب شد.

 

رنج و محاصره

امام حسن عسکری(ع) در دوران شش ساله امامت خود، مانند پدرش دچار محاصره، محدودیت و سخت‌گیری بود تا او را از برقراری ارتباط با مردم بازدارند و در این مدت چندین بار در زندان‌های بنی‌عباس زندانی گردید.

آن حضرت در اشاره به میزان این رنج چنین می‌فرماید: «ما مُني أحدٌ من آبائي بمثل ما مُنيت به؛ هیچ یک از پدرانم، مثل من مورد شک و تردید واقع نشدند.» او حتی به شیعیان خود پیام می‌فرستد و به آن‌ها می‌گوید: «کسی بر من سلام نکند و به من اشاره نیز نکند؛ زیرا شما بر خود ایمن نیستید.»

این وضعیت نشان می‌دهد که حاکمیت تا چه حد بر او و همه کسانی که با آن حضرت ملاقات می‌کردند و حتی کسانی که به او سلام می‌کردند، نظارت داشتند. ترس خلفای عباسی از امام عسکری(ع) به دو دلیل بود.

دلیل اول: دانش، حسن اخلاق، تواضع، سخاوت و منزلت ممتاز امام(ع) بود که باعث تمایل دل‌های همه مردم به آن حضرت شده بود.

دو متن به این واقعیت اشاره می‌کند:

اول: چیزی است که از وزیر معتمد عباسی گزارش شده است. فرزندش احمد از او سؤال کرد: با این که از موالیان امام حسن عسکری(ع) نیست، چرا هنگام ملاقات یا صحبت درباره آن حضرت، به او احترام می‌گذارد و از او تجلیل می‌کند. وزیر گفت: «اگر خلافت از خلفای بنی‌عباس سلب شود، هیچ کس جز او به خاطر فضل، زهد، عبادت، اخلاق زیبا و شایستگی‌اش شایسته خلافت نیست.» پدرش این‌گونه بود و اجدادش نیز این‌گونه بودند. او از خانواده‌ای است که علم را با تمام وجود چشیده‌اند.

پسر وزیر می‌گوید: «بعد از سخنان پدرم بیشتر مایل شدم که این امام را بشناسم. پس رفتم تا درباره او سؤال کنم. لذا از هر یک از بنی‌هاشم و سران سپاه و دولتمردان و قضات و فقها و سایر مردم که درباره ابو محمد سؤال مى‌کردم، همان پاسخ را مى‌شنیدم و دوست و دشمن در ستایش او متفق القول بودند.»

دوم: وقتی عباسیان سهل انگاری و مدارای صالح بن وصیف زندانبان امام عسکری(ع) را دیدند از او خواستند که عرصه را بر آن حضرت تنگ کند. صالح به آن‌ها گفت: " نمی‌دانم دیگر چه کنم؟ دو تن از شرورترین افرادی را که سراغ داشتم، بر او گماشتم؛ اما چنان در آن‌ها تأثیر نهاد که در مدتی کوتاه، اهل عبادت شدند."

وقتی به زندان علی بن اوتامش که از دشمن‌ترین مردم به اهل بیت(ع) بود افتاد، پس از برخورد با امام و برقراری ارتباط با وی به یکی از سرسخت‌ترین محبان و مبلغان آن‌ها تبدیل شد.

دلیل دوم: این خبر که امام مهدی، همان کسی که بعد از پر شدن زمین از ظلم و جور، خروج خواهد کرد تا آن را از عدالت و داد آکنده کند، از فرزندان امام حسن عسکری(ع) است انتشار یافت و به گوش خلفای عباسی رسید. آن‌ها از این امام بر حکومت ظالمانه خود می‌ترسیدند؛ بنابراین خلفای متوالی عباسی آنچه را که در خانه امام اتفاق می‌افتاد، زیر نظر داشتند و حتی چندین بار خانه آن حضرت را بازرسی کردند تا مطمئن شوند که مهدی متولد نشده است؛ اما خدا خواست که از امام(عج) محافظت کند و به کسانی که علیه او نقشه می‌کشیدند اجازه ندهد که به او دست یابند.

 

وظیفه آموزش و راهنمایی

با وجود همه این فشارها امام عسکری(ع) نقش دینی خود را در زمینه آموزش، تربیت و سازندگی ایفا کرد و امروز می‌خواهیم به برخی از این موارد اشاره کنیم:

اول: تفسیر ایشان از حروف مقطعه قرآن کریم است؛ نظرها در این مورد متفاوت بود. برخی آن‌ها را نماد و برخی دیگر اشاره به رویدادهایی که اتفاق افتاده یا رخ خواهند داد یا زیباترین نام‌های خدا و صفات والای او دانستند؛ اما امام(ع) این دیدگاه را اصلاح و واقعیت این حروف را بیان کرد. فرمود: «کَذَّبَتْ قُرَیْشٌ وَ الْیَهُودُ بِالْقُرْآنِ وَ قَالُوا سِحْرٌ مُبِینٌ تَقَوَّلَهُ فَقَالَ عزّوجلّ الم ذلِکَ الْکِتابُ أَیْ یَا مُحَمَّدُ هَذَا الْکِتَابُ الَّذِی أَنْزَلْتُهُ عَلَیْکَ وَ هُوَ بِالْحُرُوفِ الْمُقَطَّعَة الَّتِی مِنْهَا أَلِفٌ وَ لَامٌ وَ مِیمٌ وَ هُوَ بِلُغَتِکُمْ وَ حُرُوفِ هِجَائِکُمْ فَأْتُوْا بِمِثْلِهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ وَ اسْتَعِینُوا عَلَی ذَلِکَ بِسَائِرِ شُهَدَائِکُمْ؛ قریش و یهود، قرآن را دروغ پنداشته و گفتند: جادویی آشکار است که از خود بافته است. پس خداوند فرمود: «الم ذَلِک الْکتَابُ»؛ یعنی ای محمد! این کتابی که بر تو نازل کردیم، همان حروف مقطعه‌ای است که الف و لام و میم از آن‌هاست. به زبان شما و به حرف شماست. اگر راست می‌گویید، مانند آن را بیاورید و از دیگر گواهانتان هم مدد بگیرید.»

سپس بیان فرمود که آنان هرگز توان آن را ندارند: «قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا».

دوم: گروهی در اذهان مسلمانان چنین شبهه افکنی می‌کنند که شما در نماز خود می‌گویید: «اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ». آیا شما الآن در راه راست قرار ندارید؟ پس این دعا چه معنایی دارد؟ یا این که شما از راه راست روی‌گردان شده‌اید و دعا می‌کنید که خداوند شما را به راه راست هدایت نماید؟ یعنی این که شما به هدایت نرسیده‌اید و همچنان در گمراهی به سر می‌برید؟!

آنان برای تفسیر این مطلب نزد امام حسن عسکری(ع) آمدند. آن حضرت به آنان پاسخ داد، واقعیت آن چیزی نیست که آن‌ها می‌گویند. بلکه این عبارت دعا به درگاه خداوند است که «أَدِمْ لَنَا تَوفِيقَک الَّذي بِهِ أطَعْنَاک فِي مَاضِي أيَّامِنا، حَتَّى نُطِيعَک کذَلِک فِي مُسْتَقبَلِ أعْمَالِنَا؛ آن توفيقى را که عطايمان کردى تا در ايّام گذشته عمرِ خود طاعتت کنيم بر ما ادامه بده تا در ايّام مانده عمر خود نيز طاعتت کنيم.»

سوم: مردی نزد امام عسکری آمد و عرض کرد: چرا زن ضعیف و ناتوان یک سهم بگیرد و مرد دو سهم؟ امام عسکری(ع) به او فرمود: «إِنَّ الْمَرْأَةَ لَیْسَ عَلَیْهَا جِهَادٌ وَ لَا نَفَقَةٌ وَ لَا عَلَیْهَا مَعْقُلَةٌ؛ در جهاد و تأمین مخارج زندگی و دیه عاقله، زن وظیفه‌ای ندارد.» اسلام مسئولیت‌های مالی را به عهده مرد قرار داده و بر عهده زن قرار نداده است؛ پس مرد وظیفه دارد وقتی عازم جهاد می‌شود، سلاح و هزینه جنگ را تهیه می‌کند و زن در این باره مسئولیتی ندارد. مرد وظیفه دارد که مخارج زندگی همسر و فرزندانش را تأمین و خانه و اثاث آن را فراهم کند؛ در حالی که زن چنین وظیفه‌ای ندارد و اگر هزینه‌ای هم پرداخت کند، از باب تبرع است و نه وظیفه. از دیگر وظایفی که به عهده مردم قرار داده شده، این است که اگر فردی انسانی را به خطا کشت، عاقله (مردان فامیل) باید دیه او را پرداخت کنند؛ اما زن در این باره وظیفه‌ای ندارد؛ بنابراین اگر قرآن کریم به مرد دو برابر زن سهم می‌دهد، مسئولیت‌های جهاد، نفقه و دیه را نیز به عهده او قرار می‌دهد.

چهارم: امام می‌فرماید: «مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ، وَمَنْ وَعَظَهُ عَلَانِيَةً فَقَدْ شَانَهُ؛ هر کس در خفا برادر خود را موعظه نماید، او زینت بخشیده و اگر آشکارا این کار را انجام دهد، او را خوار کرده است». امام با این سخن می‌خواهد بفرماید که نصیحت باید پنهانی و به دور از دیده‌ها و گوش‌های مردم باشد؛ بنابراین هر کسی که می‌خواهد خطاها شخصی را مشخص، روش او را اصلاح و مصلحت او را تبیین کند، باید پیش او برود و به صورت شخصی با او در میان بگذارد. نباید مانند وضعیت امروز ما، دوستان، نزدیکان و دیگران را در شبکه‌های اجتماعی نقد و نصیحت کنیم یا در رسانه‌ها و در برابر مردم رسوا کنیم.

پنجم: از آن حضرت روایت شده است: «أعْرَفُ النّاسِ بِحُقُوقِ إخْوانِهِ وَأشَدُّهُمْ قَضاءً لَها أعْظَمُهُمْ عِنْدَاللهِ شَأناً؛ کسی که بیشتر به حقوق برادران خود آشنا باشد و در ادای این حقوق بیشتر بکوشد از مقام بالاتری نزد خداوند برخوردار است.» بنابراین آن حضرت با این حدیث می‌خواهد بفرماید: کسی که می‌خواهد نزد خداوند مقام و موقعیت پیدا نماید، باید نسبت به ادای حقوق برادران خود ملتزم باشد.

آن حضرت در اشاره به این حقوق می‌فرماید: «لِلْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ سَبْعَةُ حُقُوقٍ وَاجِبَةٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ‌ الْإِجْلَالُ لَهُ فِي عَيْنِهِ وَ الْوُدُّ لَهُ فِي صَدْرِهِ وَ الْمُوَاسَاةُ لَهُ فِي مَالِهِ وَ أَنْ يُحَرِّمَ غِيبَتَهُ‌ وَ أَنْ يَعُودَهُ فِي مَرَضِهِ وَ أَنْ يُشَيِّعَ جَنَازَتَهُ وَ أَنْ لَا يَقُولَ فِيهِ بَعْدَ مَوْتِهِ إِلَّا خَيْراً؛ مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد که از سوی خدای عزوجل بر او واجب شده است: او را در چشم خود بزرگ شمارد، در دل دوستش بدارد، با مال و دارايى خود یاری‌اش رساند، بر او همان پسندد که بر خود می‌پسندد، غيبت او را حرام شمارد، در بيمارى به عيادتش رود، در تشييع جنازه‌اش شرکت کند و بعد از مرگ جز به خوبى از وى ياد نکند.»

 

پایبندی به خط امام(ع)

عزیزان! ارادت ما به این امام در سالروز وفات ایشان، فقط آن چیزی نیست که ما با برپایی مجلس به نام او یا زیارت او بدان عادت کرده‌ایم؛ بلکه در کنار این‌ها، باید به تمام ارزش‌ها و مفاهیمی که او به آن‌ها دعوت کرد، به خاطر آن‌ها رنج کشید و فداکاری کرد، عمل کنیم؛‌ باید به این ارزش‌ها و مفاهیم وفادار باشیم و در زندگی خود و دیگران، بدان‌ها توجه داشته باشیم و به جریان اندازیم.

پس درود بر امام حسن عسکری روزی که به دنیا آمد، روزی که به جوار رحمت پروردگارش پر کشید و روزی که دوباره زنده برانگیخته می‌شود.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می‌کنم که امام حسن عسکری(ع) به دوستداران و شیعیانش توصیه کرده و فرموده است:‌ «أُوصيکمْ بِتَقْوَي اللّهِ وَ الْوَرَعِ في دينِکمْ وَالاْجْتَهادِ لِلّهِ وَ صِدْقِ الْحَديثِ وَ أَداءِ الأَمانَةِ إِلي مَنِ ائْتَمَنَکمْ مِنْ بَرٍّ أَوْ فاجِر وَ طُولُ السُّجُودِ وَ حُسْنِ الْجَوارِ. فَبِهذا جاءَ مُحَمَّدٌ(ص) صَلُّوا في عَشائِرِهِمْ وَ اشْهَدُوا جَنائِزَهُمْ وَ عُودُوا مَرْضاهُمْ وَ أَدُّوا حُقُوقَهُمْ، فَإِنَّ الرَّجُلَ مِنْکمْ إِذا وَرَعَ في دينِهِ وَ صَدَقَ في حَديثِهِ وَ أَدَّي الاْمانَةَ وَ حَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ قيلَ: هذا شيعِيٌ فَيَسُرُّني ذلِک. إِتَّقُوا اللّهَ وَ کونُوا زَيْنًا وَ لا تَکونُوا شَيْنًا؛ شما را به تقواي الهي و پارسايي در دينتان و تلاش براي خدا و راست‌گویی و امانت‌داری درباره کسي که شما را امين دانسته ـ نيکوکار باشد يا بدکار ـ و طول سجود و حُسنِ همسايگي سفارش می‌کنم. محمد(ص) برای همين آمده است. در ميان جماعت‌های آنان نماز بخوانيد و بر سر جنازه آن‌ها حاضر شويد و مريضانشان را عيادت کنيد؛ و حقوقشان را ادا نماييد، زيرا هر يک از شما چون در دينش پارسا و در سخنش راست‌گو و امانت‌دار و خوش اخلاق با مردم باشد، گفته می‌شود: اين يک شيعه است و اين کارهاست که مرا خوشحال می‌کند. تقواي الهي داشته باشيد، مايه زينت باشيد نه زشتي.»

با این توصیه امام(ع) می‌خواهد میزان مسئولیت‌هایی را که بر عهده فرد پایبند به پیروی اهل بیت(ع) است و ویژگی‌هایی که باید داشته باشند، تبیین ‌کند. با این کار آنان نمایندگان امامان خود می‌شوند و می‌توانند با چالش‌ها روبرو شوند.

 

تهدیدی برای صلح داخلی!

از افراد بی‌گناهی آغاز می‌کنیم که دیروز در خیابان‌ها به زمین افتادند. آن‌ها بعد از اینکه اعتقاد یافتند در این کشور مجالی برای آزادی بیان وجود دارد و سلاح نباید وسیله‌ای برای تحمیل عقیده یا باورها باشد، بلکه فقط برای دشمنی است که می‌خواهد سرزمین را اشغال کند، حرمت‌ها را بشکند و برای دفاع از مردم و میهن است، بیرون آمده بودند تا نظر و اعتقاد خود را در مورد آنچه برای وطن خود و آینده آن مفید می‌دانستند، بیان کنند. آن‌ها بی‌دفاع بیرون آمده بودند و فکر نمی‌کردند در این کشور کسانی وجود دارند که در کمین فتنه نشسته‌اند، برای فتنه زندگی می‌کنند و آماده‌اند تا برای تحقق دستاوردی برای خود یا دیگران کشور را نابود کنند.

ما آنچه را اتفاق افتاد خطرناک می‌دانیم؛ زیرا زندگی و ارزشمندترین داشته لبنانی‌ها را که صلح داخلی و آزادی بیان به عنوان ویژگی این کشور باشد، تحت تأثیر قرار داد و تصویرهایی از جنگ داخلی را که نمی‌خواستند با تمام فجایع و مصائب آن تکرار شود، در اذهانشان زنده کرد. از این رو به همه لبنانی‌ها عرض می‌کنیم: آنچه رخ داد نباید در چارچوب هدف قرار دادن یک گروه یا جریان سیاسی قرار گیرد؛ بلکه این اتفاق هدف قرار گرفتن امنیت و ثبات همه لبنانی‌ها است.

 

اولویت با افشای حقیقت است

از این رو در عین حال که عمیقاً به همه لبنانی‌ها و خانواده‌های شهدا تسلیت عرض می‌کنیم، برای بهبودی سریع مجروحان و آسیب دیدگان دعا می‌کنیم و از خداوند می‌خواهیم که رحمت وسیع خویش را شامل حال شهدا کند، از دولت با تمام دستگاه‌های آن می‌خواهیم با این اتفاق با حساسیت رفتار کند تا حقیقت آنچه را رخ داده است، فاش کند و به بانیان این حادثه و کسانی که می‌خواهند امنیت و ثبات این کشور ضربه بزنند، از هر جایی می‌خواهد باشد و به هر گروه یا طایفه‌ای می‌خواهد وابسته باشد، دستبند بزند و سریعاً به علل بروز این اتفاق رسیدگی کند که به عملکرد بازپرس قضایی در رسیدگی به پرونده انفجار بندر و شبهه‌ای که در مورد تحقیقات یا عملکرد آن ایجاد شده است، برمی‌گردد؛ بنابراین ما خواستار این هستیم که رسیدگی در حد و اندازه نگرانی‌های ناشی از وجود اهداف سیاسی داخلی یا اهداف خارجی باشد. باید همه این نگرانی‌ها در نظر گرفته شود و نباید به آن‌ها پشت شود تا عدالتی که مورد نظر ما و آرزوی همه لبنانی‌هاست محقق شود.

مجدداً درخواست می‌کنیم کسی که عهده‌دار این پرونده می‌شود، به دور از هرگونه شبهه باشد و تنها دغدغه وی تحقق عدالت و فرونشاندن احساسات لبنانی‌ها و خانواده‌های قربانیان باشد، نه چیز دیگر.

در این رابطه باید از نقش رهبران سیاسی، دینی و حزبی و نیروهای امنیتی در تلاش مؤثر برای جلوگیری از بروز فتنه به رغم ایجاد این زخم خونین و مهار آن با اجازه دادن به ارتش لبنان برای انجام وظیفه تشکر کنیم. در عین حال باید پاسخ مثبت مردم برای مرهم نهادن بر این زخم، به منظور مهار فتنه و ثبات کشور و تأمین امنیت نیز تقدیر و تشکر کنیم.

باز هم در این زمینه باید از همه صاحب رسانه‌ها و ابزارهای تأثیرگذاری و ارتباطات هستند بخواهیم تا به جای دمیدن بر آتش، برای پایان دادن به فتنه و التیام زخم‌ها تلاش کنند.

 

آیا دولت منفجر می‌شود؟!

در همین حال، ما می‌ترسیم آنچه اتفاق افتاد، به منفجر شدن دولت از داخل یا مانع تراشی برای فعالیت آن منجر شود؛ بنابراین از همه طرف‌ها می‌خواهیم تا با تلاش برای تحقق هر چیزی که به ثبات دولت و تقویت درونی آن کمک می‌کند، به مسئولیت ملی خود عمل کنند؛ زیرا این کشور توان تحمل خلأی در این زمینه و سایر زمینه‌ها را ندارد؛ به ویژه با توجه به وضعیت دشوار و بحرانی معیشت که لبنانی‌ها در زمینه معیشت و زندگی و اکنون در زمینه امنیتی که از همه مرزها عبور کرده است، از آن رنج می‌برند.

 

انتخابات عراق

در موضوع عراق، به مردم عراق بابت برگزاری انتخابات تبریک می‌گوییم و امیدواریم که این انتخابات به خروج عراق از کوره فساد و تروریسم که هنوز آن را تهدید می‌کند، کمک کند و عراق نقش بایسته خود را در عرصه‌های عربی و اسلامی باز یابد.

در عین حال خواستار رسیدگی به ابهاماتی هستیم که ممکن است باعث بی‌اعتمادی به نتایج انتخابات شود. ما می‌خواهیم که مردم عراق از همه درگیری‌هایی ناشی از رقابت‌های انتخاباتی عبور کنند و همه با هم برای ساختن عراق تلاش کنند تا اعتماد شهروندان عراقی و جهان زنده شود و نقش پیشگام عراق که شایسته آن است، به این کشور بازگردد.