خطبه جمعه، 30 مهر ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: عدالت رسول(ص) / توبیخ اوس و خزرج / در حدود خدا سازش وجود ندارد / خشم مکتبی / در رکاب رسول خدا(ص)

مطالب مهم خطبه دوم: منتظر محاسبه و رسیدگی هستیم / مسئولیت رسانه‌ای / گرم کردن انتخابات / بحران بدتر می‌شود / انفجار دمشق!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

16 ربیع 1443 برابر با 30 مهر 1400 و 22/10/2021 م

فرازهایی از رفتارهای مکتبی و هدفمند پیامبر خدا(ص)

 

مطالب مهم خطبه اول: عدالت رسول(ص) / توبیخ اوس و خزرج / در حدود خدا سازش وجود ندارد / خشم مکتبی / در رکاب رسول خدا(ص)

مطالب مهم خطبه دوم: منتظر محاسبه و رسیدگی هستیم / مسئولیت رسانه‌ای / گرم کردن انتخابات / بحران بدتر می‌شود / انفجار دمشق!

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ» صدق الله العظيم.

هفدهم ماه ربیع الاول با سالروز میلاد پیامبر رحمت، پیشوای خیر و نیکی و کلید برکت، محمد بن عبدالله(ص) مصادف است؛ پیامبری که خداوند سبحانه و تعالی او را برگزید تا در علم، عبادت، اخلاق، حکمت، شجاعت، عدالت، تواضع، تعامل با مردم و مردم‌دوستی کامل‌ترین نمونه برای بشریت باشد و مردم را از ظلمات جهل، عقب‌ماندگی و تعصب به سوی آگاهی، ایمان و گشاده‌رویی برسانند که خداوند درباره او چنین فرموده است: «يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِداً وَمُبَشِّراً وَنَذِيراً * وَدَاعِياً إِلَى اللهِ بِإِذْنِهِ وَسِرَاجاً مُنِيراً» و در آیه دیگر می فرماید: «وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» و در آیه دیگری می فرماید: «هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آَيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ» و از زمان تولد، خداوند عهده دار مراقبت و مواظبت از او گردید و در اشاره به این امر می فرماید: «أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآَوَى * وَوَجَدَكَ ضَالّاً فَهَدَى * وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَى».

رسول خدا(ص) در این باره می فرماید: «أدّبني ربّي فأحسن تأديبي؛ خدایم مرا تربیت کرد و چه نیک مرا تربیت کرد».

شاگردش علی(ع) نیز در این باره گفته است: «وَ لَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ بِهِ(ص) مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَ مَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَ نَهَارَهُ؛ از آن زمان كه رسول الله(ص) از شير باز گرفته شد، خداوند، بزرگترين ملك خود را شب و روز همنشين او ساخت تا او را به راه مکارم و اخلاق نيك جهانیان برد.»

او آن گونه بود که خدا در مورد او به ما چنین فرموده است: «وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ».

امروز فرصت میلاد با سعادت رسول خدا(ص) را مغتنم شمرده و به برخی از فرازهای زندگی آن حضرت اشاره می‌کنیم:

 

عدالت رسول(ص)

مورد اول: هنگامی که بین یکی از اصحاب و مردی یهودی اختلافی رخ داد، او برای اثبات حق خود چنین قسم یاد کرد: قسم به آن کسی که موسی را بر بشر برگزید و آن صحابی در جواب او گفت: تو می‌گویی قسم به آن کسی که موسی را بر بشر برگزید در حالی که رسول خدا در میان ما حضور دارد؟ نه! محمد سرور بشریت و کل جهان است. یهودی نزد رسول خدا(ص) از این صحابی شکایت برد؛ زیرا از عدالت رسول خدا(ص) آگاه بود و می‌دانست که آن حضرت درباره حق اهل سازش و تعارف نیست. پیامبر(ص) از این کار صحابی خشمگین شد و در مسجد برخاست و چنین سخنرانی کرد: «ای مردم! بین پیامبران خود فرقی قائل نشوید... این موضوع را رها کنید.» رسول خدا(ص) این موضوع را نپذیرفت، حتی اگر صحابی به خاطر او چنین گفته باشد.

ما بیش از همه به این راهنمایی رسول خدا(ص) نیاز داریم تا جامعه خود را از بسیاری مشکلاتی که باعث اختلاف نظر در مورد اینکه چه کسی افضل است، پالایش کنیم. این پیامبر یا آن پیامبر، این امام یا آن امام، پیامبران افضل‌اند یا امامان، یا ممکن است تفاضل بین علما یا بین افرادی که دوستشان داریم پیش بیاید که باعث خونریزی و اختلافات عمیق شود. رسول خدا(ص) می‌فرماید: این کار را رها کنید و به انجام وظایفتان مشغول شوید.

 

توبیخ اوس و خزرج

مورد دوم: زمانی رخ داد که مردی یهودی به نام شاس بن قیس از نزدیکی اوس و خزرج به خشم آمد؛ زیرا پس از خصومت شدیدی که قبل از اسلام بین آن‌ها وجود داشت، به همدیگر نزدیک شده بودند. او به جوانی یهودی دستور داد که نزدشان برود و با آن‌ها نشست و برخاست کند و با یادآوری جنگ‌های گذشته و اشعار حماسی‌شان، آن‌ها را علیه یکدیگر تحریک کند تا جایی که [برای جنگ] اسلحه خواستند. پس از این که رسول خدا(ص) از این قضیه آگاه شد، عصبانی از کارشان به سمت آن‌ها رفت و فرمود: «أبِدَعْوَى الجاهليةِ وأنا بينَ أظهُرِكُم، بعدَ إذْ هدَاكُمُ اللهُ إلى الإسلامِ وأكرمَكُمْ بِهِ، وقطَعَ بِهِ عنكُم أمرَ الجاهليةِ واستنقذَكُم به من الكفرِ وألَّفَ به بينَكم ترجِعونَ إلى ما كنتم عليه كفّارًا؟ آیا خدا را فراموش کرده‏اید و شعار جاهلیت سر مى‏دهید با این که هنوز در میان شما حضور دارم. پس از آن که خداوند شما را به نور اسلام هدایت کرد و به شما ارزش داد و فتنه‏هاى دوران جاهلیت را ریشه‏کن ساخت و از کفر، رهایى بخشید و میان شما الفت و برادرى برقرار کرد، شما دوباره مى‏خواهید به دوران کفر جاهلیت برگردید؟». در اثر سخنان رسول گرامى(ص) اوس و خزرج متوجّه شدند که این فتنه، توطئه شیطان و مکر دشمنانشان است؛ از این رو سلاح‏ها را به زمین گذاشتند و در حالى که اشک از دیدگانشان جارى بود، دست در گردن هم انداختند و همدیگر را در آغوش کشیدند.

 

در حدود خدا سازش وجود ندارد

مورد سوم: وقتی گروهی از بزرگان قریش آمدند و از اسامه بن زید خواستند به دلیل نزدیکی به رسول خدا(ص) و محبتی که آن حضرت به او دارد، درباره زنی از بنی مخزوم (از برجسته‌ترین قبایل مکه) که دزدی کرده بود، مداخله کند. رسول خدا(ص) به دلیل دزدی، علیه او حکم صادر کرده بود. تمام تلاش‌ها برای این پیامبر خدا(ص) حکم خود را پس بگیرد ناکام ماند. اسامه بن زید آمد تا درباره او با پیامبر(ص) صحبت کند و حد دزدی را از او مرتفع کند.

در اینجا، سیره اشاره می‌کند که رسول خدا(ص) آن روز خیلی عصبانی شد و فرمود: «أَتَشْفَعُ يا أسامة في حَدٍّ مِنْ حُدُودِ الله؟ ای اسامه! آیا درباره [اجرا نشدن] یکی از حدود الهی شفاعت می‌کنی؟» سپس به مسجد رفت و در برابر جمع مسلمانان چنین سخنرانی کرد: «إِنَّمَا أَهْلَكَ الَّذِينَ قَبْلَكُمْ، أَنَّهُمْ كَانُوا إِذَا سَرَقَ فِيهِمُ الشَّرِيفُ تَرَكُوهُ، وَإِذَا سَرَقَ فِيهِمُ الضَّعِيفُ أَقَامُوا عَلَيْهِ الحَدَّ، وَأيْم الله، لَوْ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ – و البته ما از جایگاه فاطمه(س) نزد پیامبر(ص) به خوبی آگاهیم؛ چون او پاره تن و روح پیامبر میان دو پهلوی او بود - سَرَقَتْ لَقَطَعْتُ يَدَهَا؛ گروه‌هایی قبل از شما نابود شدند. (یکی از دلایلش این بود) هنگامی که انسان اصل و نسب‌داری مرتکب دزدی می‌شد، از مجازاتش صرف نظر کرده، اما سارقان ضعیف و بی‌سروپا را مجازات می‌کردند. به خدا سوگند اگر دخترم فاطمه دزدی کند، دستش را قطع می‌کنم».

رسول خدا با این کار می‌خواست برای مسلمانان یک اصل را ثابت کند. این که در اجرای قانون و احکام، استثنایی برای او وجود ندارد، همه در برابر قانون مساوی هستند، پس بین اصیل و فرومایه، غنی و فقیر، دوست و دشمن، حتی بین کافر و مؤمن و پسر خانم و پسر کنیز فرقی نیست؛ زیرا برای او عدالت منوط به خویشاوندی و روابط نیست و در منطق او عدالت، تابع هیچ ملاحظاتی نیست. خداوند در کتاب عزیز خود به این امر اشاره کرده و چنین می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ للهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ».

 

خشم مکتبی

اما جامع تمام این موارد، زمان خشم رسول خدا(ص) است؛ پیامبر خدا(ص) به دلیل توهین به شخص خود عصبانی نمی‌شد؛ لذا می‌بینیم هنگامی که به او سنگ می‌زدند و خار در راهش می‌ریختند، خشمگین نمی‌شد و به گفتن «خدایا! قوم مرا هدایت کن؛ زیرا آن‌ها نمی‌دانند» اکتفا می‌کرد. هنگامی که عرب بادیه‌نشین عبای او را به گونه‌ای کشید که روی گردنش اثر گذاشت و گفت: ای محمد! از مالی که نزد توست به من بده! عصبانی نشد، به روی او لبخندی زد و با فرمود که به او چیزی بدهند.

روزی که در برابر اهل مکه، همان کسانی که او را اذیت و محاصره کردند، برای کشتنش توطئه کردند، یارانش را اذیت کردند و عزیزترین کسانش را کشتند، خشمگین نشد بلکه به گفتن این جمله بسنده کرد: «بروید که شما آزاد شدگانید». از این قبیل موارد زیاد بود؛ اما آن حضرت از مظلومی که در حضورش مورد ستم واقع شود یا خونی به ناحق ریخته شود، یا حکم شرعی نقض شود، یا برای عدالت، یا از دست رفتن حق انسانی عصبانی می‌شد.

 

در رکاب رسول خدا(ص)

با رسول خدا(ص) در روز ولادتش عهد می‌کنیم که مانند او باشیم، دل‌هایمان را از محبت، رحمت، بردباری و انسانیت آکنده کنیم و به خاطر دنیا و طمع عصبانی نشویم؛ اما وقتی می‌بینیم به انسان یا ملتی ظلم می‌شود، حقی از دست می‌رود، فقرا چیزی برای رفع گرسنگی چیزی پیدا نمی‌کنند و احکام و شریعت الهی زیر پا گذاشته می‌شود، عصبانی شویم و آرام نگیریم تا این که حق را به حق‌دار بازگردانیم و ظلم را از کسانی که مورد ستم واقع شده‌اند، برطرف کنیم.

باید این چنین برای آن حضرت دعا کنیم: «وَالْحَمْدُ للهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّد نَبِيِّهِ(ص) دُونَ الاُمَمِ الْمَاضِيَةِ وَالْقُرُونِ السَّالِفَةِ، بِقُدْرَتِهِ الَّتِي لاَ تَعْجِزُ عَنْ شَيْء وَإنْ عَظُمَ، وَلا يَفُوتُهَا شَيءٌ وَإنْ لَطُفَ، فَخَتَمَ بِنَا عَلَى جَمِيع مَنْ ذَرَأَ، وَجَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى مَنْ جَحَدَ، وَكَثَّرَنا بِمَنِّهِ عَلَى مَنْ قَلَّ... اللَّهُمَّ فَارْفَعْهُ بِمَا كَدَحَ فِيكَ إلَى الدَّرَجَةِ الْعُلْيَا مِنْ جَنَّتِكَ، حَتَّى لاَ يُسَاوَى فِي مَنْزِلَة، وَلا يُكَاْفَأَ فِي مَرْتَبَة؛ حمد و سپاس خداوندی را که بر ما منت نهاد و پیامبر خود محمد(ص) را به رسالت بر ما فرستاد. این نعمت ویژه ما بود و امت‌های گذشته که در قرن‌های پیشین می‌زیستند بی‌بهره از آن بودند. این همه برآمده از قدرت اوست که در هر کار هر چند سترگ ناتوان نبود و هیچ کاری را هر چند خرد بود، فرونگذارد. پس ما را خاتم همه آفریدگان قرار داد و گواهان بر منکران و به کرم خود شمار ما را از آنان که شمارشان فروکاست فزونی بخشید... بار خدایا محمد را به پاداش رنجی که در راه تو کشید به عالی‌ترین درجات بهشت خود فرابر؛ آن‌سان که هیچ کس را نرسد تا به منزلت با او برابری جوید و به مرتبت با او همبری کند.» ای مهربان‌ترین مهربانان.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را توصیه می‌کنم که به سفارش امام علی(ع) به مالک اشتر هنگام فرستادن او به مصر، عمل کنیم. به او فرمود: «وَ إِیَّاکَ وَ الْإِعْجَابَ بِنَفْسِکَ وَ الثِّقَةَ بِمَا یُعْجِبُکَ مِنْهَا وَ حُبَّ الْإِطْرَاءِ فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ أَوْثَقِ فُرَصِ الشَّیْطَانِ فِی نَفْسِهِ لِیَمْحَقَ مَا یَکُونُ مِنْ إِحْسَانِ الْمُحْسِنِینَ وَ إِیَّاکَ وَ الْمَنَّ عَلَی رَعِیَّتِکَ بِإِحْسَانِکَ أَوِ التَّزَیُّدَ فِیمَا کَانَ مِنْ فِعْلِکَ أَوْ أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَکَ بِخُلْفِکَ فَإِنَّ الْمَنَّ یُبْطِلُ الْإِحْسَانَ وَ التَّزَیُّدَ یَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ وَ الْخُلْفَ یُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَ اللَّهِ وَ النَّاسِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ؛ از خودپسندى و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت شده و نيز از دل‌بستگی به ستايش و چرب زبانی‌های ديگران، پرهيز كن؛ زيرا يكى از بهترين فرصت‌های شيطان است براى تاختن تا كردارهاى نيكوى نيكوكاران را نابود سازد. زنهار از اين كه به احسان خود بر رعيت منت‌گذاری يا آنچه براى آن‌ها کرده‌ای، بزرگش شمارى يا وعده دهى و خلاف آن كنى. زيرا منت نهادن احسان را باطل كند و بزرگ شمردن كار، نور حق را خاموش گرداند و خلف وعده، سبب برانگيختن خشم خدا و مردم شود که خداى تعالى می‌فرماید: خداوند سخت به خشم می‌آید كه چيزى بگوييد و به جاى نياوريد».

عزیزان! این‌ها توصیه‌های علی(ع) به والی خود و تمام حاکمان، مسئولان و کسانی است که متولی امور هستند. از این رو ما نیز مورد خطاب این توصیه هستیم تا هوشیارتر شویم و از توان بیشتری برای رویارویی با چالش‌ها برخوردار گردیم.

 

منتظر محاسبه و رسیدگی هستیم

از حادثه دردناکی که در طیونه رخ داد، شروع می‌کنیم. لبنانی‌ها به‌ویژه خانواده‌های شهدا و مجروحان بی‌صبرانه منتظرند تا تحقیقات به نتیجه‌ای برسد تا از حقیقت ماجرا مطلع شوند و همه کسانی که باعث این جنایت شدند، مؤاخذه و بازخواست شوند که اگر صبر مردم و آگاهی رهبران مسئول نبود، نزدیک بود درگیری خونین فرقه‌ای به راه افتد و صلح و ثبات داخلی و وحدت ملی از بین برود.

در این رابطه، برای قوه قضائیه تأکید می‌کنیم که تحقیقات را سریع‌تر انجام دهد. ما می‌خواهیم تحقیقات، جدی و شفاف و به دور از سیاست زدگی و حسابهای طایفه‌ای باشد. باید عدالت در مورد کسانی که باعث این فاجعه ملی شدند، اجرا شود تا لبنانی‌ها مطمئن شوند که منطق عدالت بر این کشور حاکم خواهد شد و آنچه اتفاق افتاد، تکرار نخواهد شد و همه نگرانی‌ها و هراس‌ها مبنی بر اینکه برخی‌ها می‌خواهند مناطق خاصی یا گروه خاص را هدف قرار دهند، از اذهانشان برطرف شود که در صورت تداوم، آثار خطرناکی برای بافت روابط داخلی لبنان به جای خواهد گذاشت و بار دیگر خطوط تماس میان مناطق لبنان ایجاد خواهد شد.

امیدواریم آنچه رخ داد نیروهای سیاسی را نسبت به خطر استفاده از سلاح در داخل کشور برای حل مشکلات فیمابین آگاه کند. حتی اگر برخی چنین خیالی هم داشته باشند، این کار برنده‌ای ندارد و همه بازنده خواهند بود. از این رو ما از همه این نیروها می‌خواهیم، هر قدر که بحران شدید شد، رسیدگی به این گونه حوادث را به سرویس‌های امنیتی واگذار کنند.

در اینجا، از دولت می‌خواهیم که در اتخاذ تدابیر بازدارنده در برابر کسانی که وسوسه به هم زدن صلح داخلی و هتک جان و مال مردم را دارند، قاطعانه، جدی و عادلانه عمل کند و نباید نزد دولت کسی که فرزند خانم و دیگری فرزند کنیز باشد بلکه همه باید در برابر عدالت برابر باشند.

 

مسئولیت رسانه‌ای

در این زمینه، بار دیگر از همه صاحبان منابر، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌خواهیم با اتخاذ گفتمانی متعادل، عقلانی، منطقی و عینی و پرهیز از کارهایی که منجر به ایجاد تنش می‌شود و زمینه را برای کسانی فراهم می کند که به نفع خود یا خارجی‌ها به دنبال ایجاد فتنه داخلی هستند، به اعصاب، امنیت و ثبات لبنانی‌ها رحم کنند.

لبنانی‌ها باید بدانند در این کشور چاره‌ای جز پیوند، همکاری و تلاش مشترک ندارند؛ چون برخی سیاست طرد، حذف یا کسب قدرت از داخل یا خارج علیه هم‌میهنان را آزمودند که به بروز فجایعی منجر شد که لبنان همچنان از پیامدهای آن رنج می‌برد.

 

گرم کردن انتخابات

در همین شرایط، کشور وارد فضای انتخاباتی می‌شود؛ ولی این متأسفانه به این معناست که شاهد تشدید لفاظی‌های سیاسی و طایفه‌ای، بگومگوهای رسانه‌ای، اتهام زنی‌های متقابل، نبش قبر پرونده‌های قدیمی و بازی با حساسیت‌های مذهبی و حزبی باشیم تا مردم دغدغه‌ها، دردها و رنج‌های معیشتی خود را فراموش کنند و به مواضع طایفه‌ای و مذهبی خود بازگردند تا رأی غریزی طایفه‌ای بر رأی عقلانی که بر اساس آن مسئولان قبلی بازخواست و محاسبه شوند، داوطلبان مناصب و مسئولیت‌ها به صورت جدی بررسی گردند و کسانی انتخاب شوند که آن‌ها را به سمت وضعیت بهتری سوق دهد، غلبه کند.

 

بحران بدتر می‌شود

در همین زمان، با توجه به تداوم افزایش نرخ دلار و گرانی سرسام‌آور کالاها و خدمات، به‌ویژه قیمت بنزین و گازوئیل، گاز، برق، هزینه درمان و حمل و نقل، درد و رنج لبنانی‌ها از نظر معیشت و زندگی بیشتر آشکار می‌شود. لبنانی‌ها تحمل این گرانی را ندارند و از عواقب آن درباره امنیت و ثبات مردم نگرانی وجود دارد. با توجه به بحران داخلی و پس از آن که مشخص شد خارجی‌ها آمادگی لازم برای کمک به حل برخی از بحران‌های کشور را ندارند، باب درمان‌هایی که لبنانی‌ها منتظر آن هستند، باز نیست.

اما کارت اعتباری که امیدوار بودیم پیامدهای این بحران را بر فقیرترین افراد کاهش دهد، در انتظار تأمین مالی است که ممکن است فراهم شود و ممکن است فراهم نشود.

با توجه به این وضعیت به همه مسئولان نسبت به تداوم برخورد خونسردانه با این واقعیت دشوار که کشور را از وجود مردمش خالی می‌کند و باعث سرگردانی آن‌ها در سرزمین پهناور خدا یا قرار زندگی زیر بار فقر با همه پیامدهای اجتماعی و امنیتی آن می‌شود، هشدار می‌دهیم.

 

انفجار دمشق!

در خاتمه باید به انفجار دمشق بپردازیم. ما این حادثه را ادامه تلاش برای هدف قرار دادن ثبات در سوریه و سعی دولت برای بازگرداندن امنیت به تمام کشور و تبدیل کردن سوریه به جولانگاه هرج و مرج و مداخلاتی که خیر سوریه را نمی‌خواهند، می‌دانیم. ضمن محکوم کردن این انفجار از مردم سوریه می‌خواهیم در برابر همه کسانی که امنیت، ثبات و پیشرفت کشورشان را به هم می‌ریزند متحد و منسجم شوند تا سوریه به حضور پیشرو خود در قضایای عربی و اسلامی بازگردد.