خطبه جمعه، 7 آبان ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: پاسخگویی به شبهه افکنان / مناظره با ملحد / مقابله با گمراه‌گران / سبک استدلال و منطق.

مطالب مهم خطبه دوم: بدتر شدن وضعیت زندگی / دولت تعطیل شده و بحران سیاسی / خطر گفتمان فرقه‌ای / موضوع طیونة و بندر / ضرورت اصلاحات قضایی / وحدت عراق در برابر تهدید / حمایت از مردم فلسطین

 

بسم الله الرحمن الرحیم

23 ربیع 1443 برابر با 7 آبان 1400 و 29/10/2021 م

استدلال و منطق، روش گفتگوی امام صادق(ع) با ملحدان

 

مطالب مهم خطبه اول: پاسخگویی به شبهه افکنان / مناظره با ملحد / مقابله با گمراه‌گران / سبک استدلال و منطق.

مطالب مهم خطبه دوم: بدتر شدن وضعیت زندگی / دولت تعطیل شده و بحران سیاسی / خطر گفتمان فرقه‌ای / موضوع طیونة و بندر / ضرورت اصلاحات قضایی / وحدت عراق در برابر تهدید / حمایت از مردم فلسطین

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً» [الأحزاب: 33] صدق الله العظيم.

هفدهم ربیع الاول سالروز ولادت ششمین امام از اهل این خانه پاک، امام جعفر بن محمد صادق(ع) بود. این امام مانند همه ائمه اهل بیت(ع) به علم، بردباری، عبادت، خوش اخلاقی، کرم، سخاوت و صدقه دادن بسیار معروف بود. ویژگی این امام نشر علوم اهل بیت(ع) از طریق احادیث و شاگردان خود بود که از همه کشورها و مناطق به سوی آن حضرت می‌آمدند تا با مذهب اهل بیت(ع) پیوند یابند و به همین دلیل است که به این مذهب، جعفری گفته‌اند. شیخ مفید در کتاب الارشاد درباره آن حضرت چنین می‌گوید: «مردم از او دانش‌های بسیار نقل کردند و نام نامیش در جهان انتشار یافت و پیشوایان بزرگی چون یحیی، ابن جریج، سفیان ثوری و سفیان بن عیینه ابوحنیفه، شعبه و ایوب سختیانی از او علم آموختند.» [1] حسن بن علی وشاء می‌گوید: «در این مسجد (مسجد کوفه) نهصد شیخ را درک کردم که هر کدام می‌گفتند: جعفر بن محمد به من چنین گفت». [2]

امروز می‌خواهیم با استفاده از این مناسبت شریف به نمونه‌هایی از گفتگوهای ایشان که با کسانی که در وجود خداوند شک داشتند، بپردازیم:

 

پاسخگویی به شبهه افکنان

مثال اول: عبدالله دیصانی از بزرگان ملحدان از هشام بن حکم یکی از شاگردان امام صادق(ع) پرسید: آيا خداى تو قادر است؟ گفت: آرى؛ هم توانا است و هم بر همه چيز مسلط است. گفت: آيا خداى تو می‌تواند همه دنيا را در ميان تخم مرغ بگنجاند؛ بى آنكه دنيا كوچك و تخم مرغ بزرگ شود؟ هشام گفت: براى پاسخ به اين سؤال به من مهلت بده. دیصانی گفت: يك سال به تو مهلت می‌دهم. (چون می‌دانست که پاسخی برای این سؤال پیدا نخواهد کرد.)

هشام به محضر امام صادق(ع) رسيد و عرض كرد: اى فرزند رسول خدا! عبدالله ديصانى نزد من آمده و سؤالى از من كرد كه براى پاسخ به آن تكيه گاهى جز خدا و شما كسى نيست.

امام صادق(ع) فرمود: اى هشام! چند حس داری؟ گفت: پنج حس. فرمود: کدام‌یک از اين پنج حس از همه کوچک‌تر است؟ گفت: حس بينائى. فرمود: ابزار بينایى (عدسى چشم) چقدر است؟ گفت: به اندازه يك عدس يا کوچک‌تر از آن است. فرمود: اى هشام! به جلو و بالاى سرت را نگاه كن و به من بگو چه می‌بینی؟ هشام گفت: آسمان، زمين، خانه‌ها، کاخ‌ها، بیابان‌ها، کوه‌ها و نهرها را می‌نگرم. امام صادق(ع) فرمود: همان خدایی كه قادر است آنچه را با آن همه وسعت كه می‌بینی در ميان عدسى چشم تو قرار دهد، می‌تواند همه  جهان را در درون تخم مرغى قرار دهد، بى آنكه جهان كوچك گردد و تخم مرغ بزرگ شود. [3]

 

مناظره با ملحد

مثال دوم: از هشام بن حكم نقل شده است كه در مصر زندیقی بود كه آشکارا به عدم وجود خدا اقرار می‌کرد؛ او از مصر به قصد مناظره با امام صادق(ع) رهسپار مدینه شد. وقتی امام از انگیزه او مطلع شد به او فرمود: آیا می‌دانی که زمین زیری دارد؟ گفت: آری. امام فرمود: پس به زیر زمین رفته‌ای؟ (به اعماق زمین رفته‌ای تا از محتوای آن آگاه شوی؟) زندیق گفت: نه. امام فرمود: پس از کجا می‌دانی که زیر زمین چیزی است؟ زندیق گفت: نمی‌دانم؛ ولی گمان می‌کنم که چیزی زیر زمین نیست. امام فرمود: گمان چیزی جز عجز و درماندگی است؛ پس چرا به دنبال یقین نمی‌روی؟ سپس فرمود: آیا به آسمان بالا رفته‌ای؟ او گفت: نه. امام فرمود: آیا می‌دانی در آنجا چیست؟ او گفت: نمی‌دانم. امام فرمود: آیا به مشرق و مغرب رفته‌ای؟ زندیق گفت: نه. امام فرمود: بسی جای تعجب است که نه به مشرق، نه به مغرب، نه به درون زمین، نه به آسمان بالا رفته‌ای و نه خبری از آنجا داری تا بدانی در آنجا چیست و در عین حال منکر آن چه که در این جاهاست هستی؟! آیا هیچ عاقلی چیزی را که نمی‌داند منکر می‌شود؟

زندیق گفت: تا کنون هیچ کس با من این گونه سخن نگفته بود. امام فرمود: پس تو از این جهت در شک و تردید هستی؟! زندیق گفت: شاید چنین باشد. امام فرمود: ای مرد! بدان! هیچ‌گاه آن که نمی‌داند بر آن که می‌داند، حجت و دلیلی ندارد؛ هرگز جاهل بر عالم حجتی ندارد. ای برادر مصری! گوش کن که با تو چه می‌گویم! ما هرگز در وجود خداوند شک نداریم (زیرا چیزهایی داریم که این شک را برطرف می‌کند؛ اما چگونه؟ تو را به آن راهنمایی می‌کنم.) آیا نمی‌بینی که آفتاب، ماه، شب و روز به افق درآیند؟ اما یکی بر دیگری سبقت نمی‌گیرد (هیچ کدام راهش را گم نمی‌کند و هیچ کدام وارد حیطه دیگری نمی‌شود؛ هر کدام برای خود حدود و موقعیت خود را دارد) و برمی‌گردند(هر کدام در وقت مشخص می‌رود و برمی‌گردد. خداوند می‌فرماید: «لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» [يس: 40]) ای برادر مصری! چرا آسمان افراشته و زمین نهاده شده؟ چرا آسمان بر زمین نیفتد؟ چرا زمین روی طبقات زیرینش فرونمی‌ریزد و آسمان و زمین به هم نمی‌چسبد و کسانی که روی آن هستند، به هم نمی چسبند؟»

زندیق گفت: خداوندی که پروردگار و مولای زمین و آسمان است، آن‌ها را نگه داشته است. سپس به دست امام صادق(ع) مسلمان شد.[4] امام صادق(ع) به هشام دستور داد تا تعالیم اسلام را به او بیاموزد و او معلم و راهنمای مردم شام و مصر شد.

 

مقابله با گمراه‌گران

مثال سوم: روزی جعد بن درهم مقداری خاک و آب در میان شیشه‌ای ریخت و پس از چند روز، حشرات و کرم‌هایی در میان آن شیشه، تولید شدند. او در میان مردم آمد و چنین ادّعا کرد: «این حشرات و کرم‌ها را من آفریدم؛ زیرا من سبب پیدایش آن‌ها شدم، بنابراین آفریدگار (و خدای) آن‌ها من هستم».

گروهی از علما نزد امام صادق(ع) آمدند و از آن حضرت در این باره استمداد کردند. فرمود: «به او بگوئید: اگر واقعاً آن چه می‌گویی، واقعیت دارد و تو آفریدگارشان هستی، بگو تعداد آن حشرات داخل شیشه چقدر است؟ تعداد نر و ماده آن‌ها چقدر است؟ وزن آن‌ها چقدر است؟ و اگر او قادر به آفرینش است، از او بخواهید که آن‌ها را به شکل دیگری، تغییر دهد؛ زیرا کسی که خالق آن‌ها است، توانائی برای تغییر شکل آن‌ها نیز خواهد داشت.» این استدلال امام را به او رساندند و او نتوانست به آن پاسخی بدهد.

 

سبک استدلال و منطق

عزیزان! این‌ها برخی از گفتگوهای امام صادق(ع) بودند. در همه این گفتگوها دیدیم که ایشان از گفتگوگران ناراحت نمی‌شد، در سخنان خود آن‌ها را ملامت نمی‌کرد و به آن‌ها اهانت نمی‌نمود، بلكه به سخنان آن‌ها گوش فرا می‌داد، به كرامتشان احترام می‌گذاشت و با وجود گستاخي و درشتی‌شان به امام و جسارتشان به پروردگار و آفریدگار او، به سؤالاتشان پاسخ می‌داد.

در گفتارش نرم بود و دلیل را با دلیل و منطق را با منطق پاسخ می‌داد و شواهدی را ارائه می‌کرد که انسان را به سمت حقیقت و آرامش می‌برد و یکی از کسانی که با ایشان گفتگو کرده و به برخورد انسانی آن حضرت گواهی داده‌اند، ابن مقفع صاحب کتاب کلیله و دمنه است. او که متأثر از زندیقان بود، بعد از گفتگو با امام صادق(ع) می چنین می‌گوید: «هیچ کس مانند جعفر بن محمد شایسته نام بشریت نیست».

خواست ما این است که سالروز ولادت امام صادق(ع) فرصتی برای بازنگری در منطق حاکم بر جامعه ما که مملو از اختلافات دینی، فرقه‌ای و سیاسی است، باشد. این که به جای منطق تحريك و مچ گیری كه جز تنش و واکنش‌های بيشتر حاصلی ندارد، از منطق گفتگو، سخنان عقلانی در مقابل سب و توهين و بهترين عبارات در مقابل كلماتي كه روح و روان فرد و جامعه را می‌خراشد،‌ استفاده کنیم و از کسانی باشیم که خداوند درباره آن‌ها فرموده است: «وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ» [الحجّ: 24].

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! به شما و خودم به همان چیزی سفارش می‌کنم که امام صادق(ع) به یکی از یارانش به نام ابن جندب سفارش کرد. به او فرمود: «يَابْنَ جُنْدَب!... حَقٌّ عَلی كُلِّ مُسلِمٍ يَعرِفُنا اَن يُعرِضَ عَمَلَهُ فی كُلِّ يَومٍ وَلَيلَةٍ عَلی نَفْسِهِ فَيَكُونَ مُحاسِبَ نَفْسِهِ فَإنْ رَأی حَسَنَةً استَزادَ مِنها وَإنْ رَای سَيِّئَةً استَغفَرَ مِنها لِئَلاّ يَخزِیَ يَومَ القِيامَةِ؛ ای پسر جندب... سزاوار است هر مسلمانی كه ما را می‌شناسد، كردارش را در هر شبانه روز بر خودش عرضه كند و خود را حسابرسی نماید، اگر خوبی دید بر آن بیفزاید و اگر گناه دید، از آن آمرزش بخواهد تا در روز قیامت رسوا نشود.»

«يَا ابْنَ جُنْدَبٍ... مَنْ غَشَّ أَخَاهُ وَحَقَّرَهُ وَنَاوَأَهُ جَعَلَ اللَّهُ النَّارَ مَأْوَاهُ؛ ای پسر جندب! هر که به برادر خود خیانت کند و او را تحقیر نماید و به او ستم کند، خداوند جهنم را جایگاهش قرار می‌دهد.»

«يَا ابْنَ جُنْدَبٍ! الْمَاشِي فِي حَاجَةِ أَخِيهِ كَالسَّاعِي بَيْنَ الصَّفَا وَالْمَرْوَةِ؛ ای پسر جندب! آنکه براى انجام حاجت برادرش راهى رود، چنان است که بین (کوه) صفا و مروه سعى کرده است.»

«يَا ابْنَ جُنْدَبٍ، بَلِّغْ مَعَاشِرَ شِيعَتِنَا وَقُلْ لَهُمْ لَا تَذْهَبَنَّ بِكُمُ الْمَذَاهِبُ فَوَ اللَّهِ لَا تُنَالُ وَلَايَتُنَا إِلَّا بِالْوَرَعِ وَالِاجْتِهَادِ فِي الدُّنْيَا وَمُوَاسَاةِ الْإِخْوَانِ فِي اللَّهِ، وَلَيْسَ مِنْ شِيعَتِنَا مَنْ يَظْلِمُ النَّاسَ؛ ای پسر جندب! به شیعیان ما ابلاغ کن و به آن‌ها بگو: این طرف و آن طرف نروید. به خدا سوگند به ولایت ما نمی‌رسید مگر با ورع و کوشش در دنیا و مواسات با برادران در راه خدا و از شیعیان ما نیست کسى که به مردم ستم روا دارد.»

«يَا ابْنَ جُنْدَبٍ، صِلْ مَنْ قَطَعَكَ وَأَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ وَأَحْسِنْ إِلَى مَنْ أَسَاءَ إِلَيْكَ وَسَلِّمْ عَلَى مَنْ سَبَّكَ وَأَنْصِفْ مَنْ خَاصَمَكَ وَاعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ كَمَا أَنَّكَ تُحِبُّ أَنْ يُعْفَى عَنْكَ، فَاعْتَبِرْ بِعَفْوِ اللَّهِ عَنْكَ، أَلَا تَرَى أَنَّ شَمْسَهُ أَشْرَقَتْ عَلَى الْأَبْرَارِ وَالْفُجَّارِ وَأَنَّ مَطَرَهُ يَنْزِلُ عَلَى الصَّالِحِينَ وَالْخَاطِئِينَ؛ اى پسر جندب! بپیوند با کسى که از تو بریده و بده به آنکه از تو دریغ کرده و احسان کن بدان که با تو بدى کرده و سلام کن بر کسى که به تو دشنام داده و انصاف بده به کسی که با تو خصومت کرده و بگذر از کسى که به تو ستم کرده چنانچه دوست دارى که از تو گذشت شود، به عفو خدا از خودت توجه کن، نبینى که آفتابش بر نیکان و بدان هر دو می‌تابد و بارانش بر صالح و خطاکار می‌بارد.» [۵]

این‌ها دستورات امام صادق(ع) است که اگر به آن‌ها عمل کنیم، محبت و وفاداری خود را به این حضرت ابراز می‌کنیم و آگاهی و توانایی بیشتری برای مقابله با چالش‌ها داریم.

 

بدتر شدن وضعیت زندگی

از وضعیت دشوار زندگی شروع می‌کنیم که پس از گرانی سرسام‌آور قیمت بنزین و گازوئیل، مواد غذایی و خدمات و هزینه حمل‌ونقل، برق، دارو و درمان، به دغدغه روزانه و نگرانی لبنانی‌ها تبدیل شده است. بدون اینکه امیدی به ایجاد راه حل‌هایی را حس کنند که آن‌ها را از این واقعیت دشوار خارج کند، بلکه می‌ترسند با توجه به تحولات میدانی یا اتفاقاتی که ممکن است رخ دهد، وضعیت بدتر شود.

 

دولت تعطیل شده و بحران سیاسی

اما دولتی که لبنانی‌ها منتظر آن بودند و آن را راهی برای رهایی از این وضعیت دشوار یا حداقل کاهش تأثیر آن بر آن‌ها می‌دانستند، به خاطر عوامل داخلی و خارجی با مشکل مواجه شده، تعطیل و فلج شده است. اگر طرح‌هایی هم از سوی وزرا مطرح می‌شوند، خجالت‌آور بوده و در حد وعده و آرزو هستند که نخست‌وزیر عنوان «چشم، بصیر و دست، کوتاه است» به آن داده است.

این در حالی است که به دلیل مسائل و موضوعات مطرح شده، چه در سطح انتخابات و چه تبعات تحقیقات انجام شده در طیونة و یا موضوع بندر که ثبات و امنیت کشور را تهدید می‌کند، بحران در سطح سیاسی ادامه دارد و نهادها به عنوان راهی برای رسیدگی یا حل و فصل هیچ یک از این پرونده‌ها در نظر گرفته نشده‌اند.

در برابر این واقعیت، مجدداً از نیروهای سیاسی می‌خواهیم که پشت کردن به مسائل مردم را ادامه ندهند و در همه تصمیم‌ها و مواضع خود، نیازها، ثبات، امنیت و اعتماد به میهن مردم را مد نظر قرار دهند و به جای پیچیده‌تر وضعیت، تمام تلاش خود را برای رسیدگی به بحران‌های معیشتی و تأمین نیازهای مردم و رفع موانع معطوف کنند؛ نه اینکه کاری کنند تا مردم چوب سوخت درگیری‌ها و منافع شخصی و جناحی‌شان شوند؛ چون آن‌ها نمی‌توانند بیش از این را تحمل کنند.

همه نیروهای سیاسی باید بدانند که اگر الآن خشم مردم اتفاق نمی‌افتد، برای این است که نمی‌خواهند به خیابان برگردند و عواقب و خطرات بازگشت به خیابان‌ها به آن‌ها گفته شده است؛ اما ممکن است زمانی برسد که حساب این چیزها را نکنند یا منتظر آن هستند تا آرای خود را به صندوق‌های رأی بیندازند.

نیروهای سیاسی باید بدانند که سرمایه اصلی آن‌ها مردم است؛ پس اگر برای خود یا اطرافیانشان منصبی به دست آورند، ولی اعتماد مردم را از دست بدهند یا آن‌ها را به سوی سرزمین‌های پهناور خدا رهسپار کنند، چه سودی برایشان خواهد داشت؟!

 

خطر گفتمان فرقه‌ای

باز هم در این موضوع، باید نسبت به خطر استفاده از گفتمان فرقه‌ای در عرصه سیاسی و یا در برخورد با آنچه در دستگاه قضایی اتفاق می‌افتد که همه از اثرات فاجعه‌بار آن برای کشور آگاه‌اند، هشدار دهیم.

در اینجا از رهبران دینی دعوت می‌کنیم که در برابر آتش‌هایی که می‌خواهند در این کشور شعله‌ور کنند، نقش آتش‌نشان را ایفا کنند؛ نباید یک مرجع دینی در برابر مرجع دینی قرار بگیرد، بلکه برای بیرون آوردن این رشته از دستان کسانی که عرصه سیاسی را مدیریت و از آن برای منافع خود استفاده می‌کنند، با یکدیگر همکاری کنند.

 

موضوع طیونة و بندر

در موضوع ماجرای طیونة، بار دیگر تأکید می‌کنیم که باید به دور از سیاست زدگی، با نگاه عدالت خواهانه تلاش‌ها برای پیگیری اقدامات قضایی ادامه یابد و این قضیه در بازی معادلات و معامله‌های فرقه‌ای یا سیاسی که پرونده‌ای علیه پرونده دیگری باشد، وارد نشود تا این حادثه تکرار نشده و از بین نرود.

حق خانواده‌های قربانیان است که بدانند چه کسانی فرزندان آن‌ها را کشته‌اند و لبنانی‌ها حق دارند بدانند چه کسانی تلاش می‌کنند کشور را به کوره درگیری‌های فرقه‌ای و درگیری داخلی بکشانند.

در خصوص رسیدگی به جنایت بندر، ضرورت برخورد جدی و واقع‌بینانه با بن‌بستی که تحقیقات در این پرونده به آن رسیده است و در صورت تداوم منجر به نابودی آن می‌شود، روشن شده است. برای رسیدن به واقعیت، حق خانواده قربانیان و مجروحان این فاجعه است که از حقیقت ماجرا مطلع شوند و این موضوع به ابزاری در درگیری‌های سیاسی داخلی یا خارجی تبدیل نشود و به چشم خود ببینند که عدالت در زمین و نه فقط در آسمان، محقق خواهد شد.

 

ضرورت اصلاحات قضایی

در زمینه دستگاه قضایی، معتقدیم زمان آن فرا رسیده است که برای ایجاد اصلاحات واقعی در این نهاد تلاش کنیم؛ نهادی که بدون آن کشوری ساخته نشده و اوضاع درست نمی‌شود. این نهاد نباید در معرض مداخلات داخلی و خارجی یا یکی از ابزارهای آن باقی بماند و به گونه‌ای نباشد که احکام قضایی به جای راه حل بودن، صرف دیدگاه باشند.

این امر تنها زمانی اتفاق می‌افتد که قوانینی وضع شود که تضمین کند قاضی به جز عدالت از همه قیدوبندها رهایی یابد، به طوری که او در انتصاب یا ارتقای خود مرهون صاحبان قدرت سیاسی نباشد.

در مقابل همه بحران‌هایی که کشور از آن رنج می‌برد و از داخل و خارج به آن وارد می‌شود، از لبنانی‌ها می‌خواهیم همبستگی و اتحاد خود را افزایش دهند؛ زیرا تنها ضامن رهایی از رنجشان و مقابله با بحران ناشی از هر چیزی که این وحدت را تهدید می‌کند یا کسانی که برای تهدید وحدت تلاش می‌کنند، همبستگی و اتحاد است.

 

وحدت عراق در برابر تهدید

در موضوع عراق بار دیگر از مردم عراق می‌خواهیم که برای تقویت وحدت و بازدارندگی داخلی خود تلاش کنند. انتخابات نباید زخمی در بدن کشوری که هنوز هم در همه عرصه‌ها رنج می‌برد باقی بگذارد تا همه برای درمان بحران‌ها و هر آنچه که ثبات و وحدت آن را تهدید می‌کند، همکاری کنند؛ به‌ویژه پس از این که داعش بازگشته است تا جنایات خود علیه این مردم را تشدید کند که آخرین جنایت آن در روستای الرشاد در دیالی اتفاق افتاد که منجر به جان باختن و مجروح شدن تعدادی از مردم شد.

 

حمایت از مردم فلسطین

در خاتمه باید به موافقت رژیم صهیونیستی برای ساخت سه هزار واحد مسکونی در کرانه باختری بپردازیم که نشان دهنده ادامه سیاست تغییر جمعیتی منطقه توسط دشمن است و متأسفانه این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که برخی‌ها بهروش‌های گوناگون برای عادی کردن روابط و قدرت دادن به آن تلاش می‌کنند.

ما بار دیگر خواهان همبستگی با مردم فلسطین می‌شویم تا این موضوع در وجدان [مسلمانان] زنده باقی بماند و جلوی تنها ماندن و رنج کشیدن آن‌ها شود.

 

پی‌نوشت‌ها:

[1] الإرشاد، شيخ مفيد، ج 2، ص 179.

[2] بحار الأنوار، علامه مجلسي، ج 48، ص 261.

[3] الكافي، شيخ كليني، ج 1، ص 127.

[4] الكافي، ج 1، ص 121.

[5] تحف العقول، ابن شعبة الحراني، ص 303.