خطبه جمعه، 24 دی ماه 1400

مطالب مهم خطبه اول: راضی بودن به قضای الهی / تفاوت رضایت و تسلیم شدن / تشدید پدیده نارضایتی / باید ارزش رضایت تقویت و تثبیت شود / حسن ظن به خدا.

مطالب مهم خطبه دوم: چه کسی نرخ دلار را دست‌کاری می‌کند؟! / فراخوانی برای همبستگی اجتماعی / توصیه به مسئولان / نفی گفتمان طرد و حذف.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

11 جمادی الثانی 1443 برابر با 24 دی 1400 و 14/01/2022 م

رضایت به قضای الهی از مهم‌ترین صفات مؤمن است

 

مطالب مهم خطبه اول: راضی بودن به قضای الهی / تفاوت رضایت و تسلیم شدن / تشدید پدیده نارضایتی / باید ارزش رضایت تقویت و تثبیت شود / حسن ظن به خدا.

مطالب مهم خطبه دوم: چه کسی نرخ دلار را دست‌کاری می‌کند؟! / فراخوانی برای همبستگی اجتماعی / توصیه به مسئولان / نفی گفتمان طرد و حذف.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ * جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً رَضِيَ الله عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ» [البيّنة: 7 – 8] صدق الله العظيم.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی مؤمن، رضایت دادن به قضا و قدر الهی است؛ زیرا او همه چیزهایی را که از ناحیه خداوند به او برسد، زیبا می‌بیند؛ چه به ضرر او باشد و چه مطابق خواسته‌ها و تمایلات او. چنان که از امام صادق(ع) نقل شده است: «صِفَةُ الرِّضَا اَنْ يَرْضَي الْمَحْبُوبَ وَ الْمَكْرُوهَ؛ رضا آن است كه انسان از چيزى راضى باشد، خواه آن چيز مطلوب او باشد يا نامطلوب».

 

راضی بودن به قضای الهی

قرآن کریم کسانی را که به این ارزش پایبندند و در زندگی خود عملاً نشان می‌دهند، تجلیل می‌کند؛ لذا این افراد را از حزب خود دانسته و می‌فرماید: «رَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [المجادلة: 22] و بیان می‌دارد به خاطر رضا به این مقام و موقعیت رسیده‌اند. از این رو فرموده است: «هَذَا يَوْمُ يَنْفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً رَضِيَ الله عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْه» [المائدة: 119].

در این باره احادیث شریف بسیاری نقل شده‌اند. از جمله در حدیثی از امام علی(ع) آمده است: «نعم القرين الرِّضا؛ بهترین هم‌نشین رضایت است».

از امام حسن(ع) روایت شده است: «مَنِ اتَّكَلَ عَلَى حُسْنِ اخْتِيَارِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ لَهُ، لَمْ يَتَمَنَّ غَيْرَ الْحَالِ الَّتِي اخْتَارَهَا اللَّهُ تَعَالَى لَهُ؛ هر كه به حُسن اختيار خدا براى او اعتماد كند، آرزو نمی‌کند كه در حالتى جز آنچه خدای متعال برايش اختيار كرده است، باشد».

این همان چیزی است که رسول خدا(ص) خطاب به مؤمنان فرموده است: «اِعلَمُوا أنّهُ لَن يُؤمِنَ عَبدٌ مِن عَبيدِهِ حتّى يَرضى عنِ اللّه ِ فيما صَنَعَ اللّه ُ إلَيهِ و صَنَعَ بهِ على ما أحَبَّ وكَرِهَ؛ بدانيد كه هيچ بنده‌ای از بندگانِ خدا، هرگز مؤمن نباشد، مگر آن گاه كه به هر خوب و بدى و خوشايند و ناخوشايندى كه از خدا به او می‌رسد، راضى باشد.»

علی(ع) می‌فرماید: «أجدَرُ الأشياءِ بصِدْقِ الإيمانِ الرِّضا و التَّسليمُ؛ سزاوارترين چيزها به ايمانِ راستين، رضا و تسليم [در برابر قضاى الهى] است.»

روایات به آثار و پیامدهای نارضایتی نیز اشاره کرده‌اند. چنانکه در حدیث آمده است: «من لم يرضَ بالقضاء، دخل الكفرُ دينه؛ هركه راضى به قضا نباشد، كفر به دين او راه يابد.»

و در حدیث آمده است: «مَنْ رَضِيَ اَلْقَضَاءَ أَتَى عَلَيْهِ اَلْقَضَاءُ وَ هُوَ مَأْجُورٌ وَ مَنْ سَخِطَ اَلْقَضَاءَ أَتَى عَلَيْهِ اَلْقَضَاءُ وَ أَحْبَطَ اَللَّهُ أَجْرَهُ؛ قضاى خداوند در هر حال جارى می‌شود؛ بنابراين كسى كه به آن خشنود باشد مأجور است و كسى كه از آن ناخشنود باشد، خداوند اجرش را از بين می‌برد».

عزيزان! رضایت نتیجه معرفت، توكل و يقين به خدا است و اينكه خداوند جز به خير حكم نمي‌كند و براي بندگانش جز خير نمي‌خواهد؛ حتی اگر به هر نوع بلايي مبتلایشان کند.

این حدیث به همین واقعیت اشاره داشته، می‌فرماید: «مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ، فَإِنِّي إِنَّمَا أَبْتَلِيه لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَه، وأُعَافِيه لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَه، وأَزْوِي عَنْه مَا هُوَ شَرٌّ لَه لِمَا هُوَ خَيْرٌ لَه، وأَنَا أَعْلَمُ بِمَا يَصْلُحُ عَلَيْه عَبْدِي، فَلْيَصْبِرْ عَلَى بَلَائِي، ولْيَشْكُرْ نَعْمَائِي، ولْيَرْضَ بِقَضَائِي، أَكْتُبْه فِي الصِّدِّيقِينَ عِنْدِي إِذَا عَمِلَ بِرِضَائِي وأَطَاعَ أَمْرِي؛ هيچ آفریده‌ای محبوب‌تر از بنده مؤمنم نيافريدم. من او را به آنچه خيرش در آن است، مبتلا می‌کنم؛ به آنچه خيرش در آن است، عافيت می‌بخشم؛ براى خيرش آنچه را كه شر او در آن است، از او دور می‌کنم. من به آنچه بنده‌ام را به صلاح می‌آورد، داناترم. پس در برابر بلايم شكيبايى و براى نعمتم سپاسگزارى كند و به قضايم خشنود باشد تا چون بر طبق خشنودى من رفتار كند و از من فرمان‌بری نمايد، او را از زمره صدیقان نزد خودم بنويسم.»

و در حديث آمده است: «أصلُ الرِّضا حُسنُ الثِقَةِ بِاللّهِ؛ ريشه خشنودى، حسن اعتماد به خداست.» «الرِّضا ثَمَرَةُ اليَقينِ؛ رضايت، ميوه يقين است».

 

تفاوت رضایت و تسلیم شدن

رضایت آن طور که برخی تلقی کرده‌اند، به معنای تن دادن و تسلیم شدن در برابر بی ظلم و فساد نیست که ممکن است علت بشری داشته باشد یا محصول نظام‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یا نتیجه سلطه و غارت کشورهای قدرتمند باشد؛ بلکه رضایت زمانی معنا دارد که انسان به تمام مسئولیت‌های خود در تغییر دادن وضعیت رنج‌آور، مبارزه با ظلم و فساد و تلاش برای رهایی از فقر، نیاز و ضعف عمل کند و پس از آن به آنچه خدا قسمت کرده است، راضی شود و به خدای متعال بگوید: «وَ رَضِّنِی مِنَ الْعَیْشِ بِمَا قَسَمْتَ لِی؛ و با آنچه قسمتم کردی، مرا خشنود کن.» خدایا تا زمانی که تو برایم خواسته‌ای، مرا راضی گردان. این امر باعث در امان ماندن او از شکوه و ناامیدی می‌شود.

مثلاً جوانی که می‌خواهد در رشته خاصی تخصص پیدا کند یا می‌خواهد در شرکت خاصی کار کند و برای این منظور تلاش کرد، اما موفق نشد و مجبور شد آنچه را در دسترس است بپذیرد. در اینجا اگر به این قضای الهی راضی نباشد، احساس فریب‌خوردگی، حسرت و اضطراب می‌شود و این احساس ممکن است در زمانی که ایمانش ضعیف می‌شود، بروز کند و او را به حسادت یا تهمت به افراد موفق یا استفاده از جعل و نیرنگ برای رسیدن به مقصود، بکشاند. در حالی که تسلیم شدن در برابر قضای الهی باعث می‌شود به آن چه رسیده است، راضی و قانع شود و او را دچار این همه محذوریت نگرداند.

 

تشدید پدیده نارضایتی

عزیزان! بر کسی پوشیده نیست که نارضایتی در این عصر به یک پدیده تبدیل شده است؛ زیرا همه اعم از ثروتمند و فقیر، سالم و بیمار، قوی و ضعیف از وضعیت خود راضی نیستند و این به خاطر این واقعیت که هر کدام از این‌ها می‌خواهند به همه چیز دنیا برسند و این واقع بینانه نیست؛ پس همه سهمی از این پدیده دارند و علت این است که بسیاری از همگام شدن با معیارهای تحمیلی از سوی رسانه‌ها، جهانی‌شدن و ستاره شدن و سایر عوامل مؤثر بر سبک روش و زندگی در این عصر ناتوان هستند و متأسفانه این معیارها به باری بر دوش زنان و مردان، کودکان و نوجوانان، به ویژه در ظاهر تبدیل شده و نوعی از نارضایتی تا سر حد رنجش در وجودشان شکل می‌گیرد.

 

باید ارزش رضایت تقویت و تثبیت شود

بنابراین ما به تقویت این ارزش نیاز مبرم داریم که باعث شود انسان در حالت‌های غنا و فقر، سلامتی و بیماری، قوت و ضعف، پیروزی و شکست، از خدا راضی باشد؛ ناراحت نشود، بی‌تاب نگردد و از آنچه بدو دچار شده یا خداوند قسمت او کرده است یا به دیگران داده و به او نداده است، شکایت نمی‌کند؛ پس در هر حال او را ستایش می‌کند و به خاطر بقیه نعمت‌هایی که بسیار هم هستند، از او سپاسگزاری می‌کند.

هنگامی که این ارزش معنوی در جان انسان تثبیت شود، آرامش، امنیت، سکون و آرامش خاطر را به همراه دارد که باعث می‌شود انسان حتی با دلی دردمند هم در شادی دائمی قرار بگیرد. رضایت و قناعت داروی روانی اجتماعی است که احساس اضطراب و ناامیدی را تسکین می‌دهد. از این رو در فرمایش امام علی(ع) آمده است: «اِرضَ تَستَرِح؛ رضایت داشته باش تا آسودگی یابی.» رضایت حزن را دفع می‌کند. البته چیزی که باعث طرد نگرانی‌ها می‌شود رضایت دادن به قضای الهی است. از این رو آن حضرت می‌فرمود: «إنّ أهنَأ الناسِ عَيشا مَن كانَ بما قَسَمَ اللّه ُ لَهُ راضِياً؛ گواراترين زندگى را كسى دارد كه به آنچه خدا قسمت او كرده خشنود باشد.»

این بحث را با داستانی که در سیره حضرت موسی(ع) آمده است به پایان می‌بریم. آن حضرت در مناجات با پروردگارش می‌فرمود: «خدایا! می‌خواهم عابدترین و محبوب‌ترین خلق را به من نشان دهی.» خداوند سبحان به او دستور داد: به فلان قریه در ساحل دریا برو. موسی(ع) رفت و در آنجا مرد بیچاره‌ای را دید که بیماری جذام او را زمین‌گیر کرده و از پا انداخته است؛ ولی او همچنان تسبیح خدا می‌‌گوید و از او سپاسگزاری می‌کند. موسی(ع) به جبرئیل عرض کرد: کجاست آن مردی که از خدا خواستم که او را به من نشان دهد. جبرئیل گفت: ای موسی این همان فرد است. موسی(ع) فرمود: فکر می‌کردم مردی را خواهم دید که بسیار روزه می‌گیرد و بسیار نماز می‌خواند. درست است که نماز می‌خواند و روزه می‌گیرد، اما الآن نور چشم‌هایش را می‌گیرم و او نابینا می‌شود. حالا گوش کن که بعد از این وضعیت، دعای او را بشنوی. موسی(ع) شنید که چنین دعا می‌کند: «رب متعتنی بهما حیث شئت و سلبتنی ایاهما حیث شئت لک الحمد و لک الشکر یا بار یا وصول؛ خدایا! تا خواسته بودی، بینا بودم؛ اکنون خواستی نابینا شدم. نعمت از تو و گرفتن نیز از توست؛ در هر حال شکرت می‌‌کنم، ای خداوند مهربان نعمت‌بخش.»

 

حسن ظن به خدا

عزیزان! با رضایت مطلق به قضای الهی، تسلیم بودن در برابر او، حسن ظنی به خدا و توکل به او با چشمان خود به زندگی ستم نخواهیم کرد و آن را همیشه درخشان خواهیم دید و هر قدر هم که شرایط سخت و پیچیده باشد، دلسرد یا ناامید نخواهیم شد. همیشه دعا خواهیم کرد: «اللَّهمَّ طَيِّبْ بِقَضَائِـكَ نَفْسِي، وَ وَسِّعْ بِمَـواقِعِ حُكْمِكَ صَدْرِي، وَهَبْ لِي الثِّقَةَ لأُقِرَّ مَعَهَا بِأَنَّ قَضَاءَكَ لَمْ يَجْرِ إلَّا بِالْخِيَرَةِ، وَاجْعَلْ شُكْرِي لَكَ عَلَى مَا زَوَيْتَ عَنّي أَوْفَرَ مِنْ شُكْرِي إيَّاكَ عَلَى مَا خَوَّلْتَنِي؛ خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و مرا به مقرّراتت دل‌خوش کن و سینه‌ام را به موارد فرمانت گشاده فرما و به من حالت اعتماد و اطمینان بخش؛ تا به وسیلۀ آن اقرار کنم که مقرّرات تو، جز به آنچه خیر است روان نشده؛ و شکرم را برای حضرتت نسبت به آنچه از من دور داشتی و عطایش را دریغ کردی، از شکرم بر آنچه به من عنایت فرمودی، افزون‌تر قرار ده.»

«اللَّهُمَّ مُنَّ عَلَيَّ بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ وَ اَلتَّفْوِيضِ إِلَيْكَ وَ اَلرِّضَا بِقَدَرِكَ وَ اَلتَّسْلِيمِ لِأَمْرِكَ حَتَّى لاَ أُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أَخَّرْتَ وَ لاَ تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ يَا رَبَّ اَلْعَالَمِينَ؛ بار خدايا! بر من منّت نه به توكّل بر خودت و واگذاردن كار به خودت و خشنودى به مقدرت و تسليم شدن به فرمانت تا دوست نداشته باشم تعجيل شود در آنچه تو پس اندازى و تأخير شود در آنچه تو بشتابى. يا رب العالمين.»

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به آن چه اميرالمؤمنين(ع) سفارش كرده است، توصیه می‌کنم: «احْذَرُوا عِبَادَ اللهِ الْمَوْتَ وَقُرْبَهُ، وَأَعِدُّوا لَهُ عُدَّتَهُ، فَإِنَّهُ يَأْتِي بِأَمْرٍ عَظِيم، وَخَطْبٍ جَلِيل، بِخَيْرٍ لاَ يَكُونُ مَعَهُ شَرٌّ أَبَداً، أَوْ شَرٍّ لاَ يَكُونُ مَعَهُ خَيْرٌ أَبَداً، فَمَنْ أَقْرَبُ إِلَى الْجَنَّةِ مِنْ عَامِلِهَا، وَمَنْ أَقْرَبُ إِلى النَّارِ مِنْ عَامِلِهَا وَأَنْتُمْ طُرَدَاءُ الْمَوْتِ، إِنْ أَقَمْتُمْ لَهُ أَخْذَكُمْ، وَإِنْ فَرَرْتُمْ مِنْهُ أَدْرَككُمْ، وَهُوَ أَلْزَمُ لَكُمْ مِنْ ظِلِّكُمْ، الْمَوْتُ مَعْقُودٌ بِنَوَاصِيكُمْ وَالدُّنْيَا تُطْوَى مِنْ خَلْفِكُمْ؛ اى بندگان خدا! از مرگ و نزديكى آن بترسيد و ساز و برگ آن مهيا داريد، زيرا مرگ كارى بزرگ و حادثه‌ای خطير را با خود آورد. مرگ يا هر چه می‌آورد خير است كه با آن شری همراه نيست يا شری است كه در آن از خير نشانى نيست. چه كسى به بهشت نزدیک‌تر از كسى است كه براى بهشت كار می‌کند و چه كسى به دوزخ نزدیک‌تر از كسى است كه براى دوزخ كار می‌کند؟ مرگ در پى شماست. اگر بايستيد، می‌گیردتان و اگر بگريزيد، باز هم به شما می‌رسد. از سایه‌هایتان به شما نزدیک‌تر است، مرگ بر پیشانی‌هایتان بسته است و دنيا از پشت سرتان چون بساطى پيچيده می‌شود.»

عزیزان! این فرمایش از ما می‌خواهد که برای مرگ آماده شویم، نه اینکه در حالت ترس از مرگ زندگی کنیم، بلکه آماده باشیم تا اگر برای مرگ فراخوانده شدیم، نگوییم: «رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ» [المؤمنون: 99 – 100]؛ بلکه مانند علی(ع) بگوییم: «به پروردگار کعبه سوگند که رستگار شدم.» به این ترتیب برای رویارویی با چالش‌ها آگاه‌تر و تواناتر خواهیم شد.

 

چه کسی نرخ دلار را دست‌کاری می‌کند؟!

از دست‌کاری وحشتناک و سریع قیمت دلار آمریکا آغاز می‌کنیم که با افزایش قیمت مواد غذایی، خدمات، دارو و سوخت همراه شده و رنج لبنانی‌ها را بیشتر و فقرشان را تشدید می‌کند. همه این‌ها رخ داده بدون این که نور امیدی برای رهایی لبنانی‌ها از این وضعیت تلخ و غم‌انگیز ظاهر شود؛ بلکه می‌ترسند به خاطر افزایش تنش سیاسی ناشی از اختلافات مستمر بین نیروهای سیاسی، روزهای آینده افزایش فروپاشی و رنج بیشتری برایشان به همراه داشته باشد. این اختلافات روز به روز بر سر مناصب، منافع و نفوذ و انتخابات آتی تشدید می‌شود که استفاده از خیابان برای تشدید درگیری با مخالفان و در صورت لزوم حتی متحدان تا چه رسد به خارجی‌ها، متأسفانه به مؤثرترین و کاربردی‌ترین سلاح برای جلب محبوبیت عمومی توسط نیروهای سیاسی تبدیل شده است.

میزان تأثیر این تنش بر اخلال در کار نهادها یا ناتوانی‌شان در ایفای نقش مورد نیاز برای درمان بحران‌های کشور یا افزایش نرخ دلار که از تشدید وضعیت سیاسی تغذیه کرده و ممکن است یکی از ابزارهای درگیری جاری باشد یا پیامدهایی که ممکن است در عرصه امنیتی رخ دهد، روشن است.

 

فراخوانی برای همبستگی اجتماعی

در مقابل این همه وخامت وضعیت لبنانی‌ها که قوت روزانه، دارو، هزینه‌های حمل‌ونقل و درمانشان را تهدید می‌کند، مجدداً شهروندان را به همبستگی و همکاری بیشتر برای مقابله با این فشارهای فزاینده فرامی‌خوانیم. این که از یکدیگر حمایت و پشتیبانی کنند، دست کمک به سوی دیگران دراز کنند و باعث افزایش فشارها و مشکلات نشوند. روی سخن ما با صاحبان سرمایه، شرکت‌ها، بازرگانان، صنعتگران و صاحبان حرفه و هر کسی که مردم به او نیاز دارند، است.

در اینجا از همه ابتکاراتی که در این زمینه در حال انجام است و از همه دستان نورانی که برای کمک و مساعدت یا کاهش رنج از داخل و خارج دراز می‌شوند، قدردانی می‌کنیم.

شرایط ایجاب می‌کند در برابر کسانی که از داخل و خارج با سرنوشت کشور بازی می‌کنند، بایستیم. همه وظیفه دارند که در برابر اینان بایستند نه این که از عرصه چالش فرار کنند.

 

توصیه به مسئولان

در عین حال مجدداً از کسانی که در مناصب و مسئولیت‌ها قرار دارند می‌خواهیم و به آن‌ها می‌گوییم: شما فرصت دارید تا کاستی‌های خود را جبران کنید، اشتباهات خود را اصلاح کنید و اعتماد لبنانی‌ها را به خودتان زنده کنید تا به آن‌ها ثابت کنید که شایسته رهبری و به دوش کشیدن مسئولیتشان هستید؛ با حرف‌ها و وعده‌های شیرین، خدمات، هدایا یا دامن زدن به غرایز طایفه‌ای و مذهبی نمی‌توانید محبت مردم را به دست آورید؛ زیرا مردمی که در آتش فساد، اسراف، سوء مدیریت و برنامه‌ریزی سوخته‌اند، تجارب شکست‌خورده را تکرار نخواهند کرد و خشمشان را نه در خیابان بلکه در صندوق‌های رأی که بهترین راه برای تحقق خواسته‌هایشان است، خالی خواهند کرد.

لبنانی‌ها به دنبال مسئولانی هستند که شریک نگرانی‌ها، دردها و رنج‌هایشان باشند و سخت و مسئولانه تلاش کنند تا آن‌ها را از این وضعیت تلخ و غم‌انگیز خارج کنند؛ پس وقت لبنانی‌ها را با درگیری‌ها و مچ‌گیری در سخنرانی یا خیابان که چشم و گوششان از این‌ها پر است و می‌دانند به خاطر آن‌ها نیست و گفتگو برای بی‌گناه جلوه دادن و به هم ریختن تصاویر یا گفتگوی بی‌نتیجه نگیرید. ما به دنبال گفتگویی هستیم که کشور را از این درد و رنج رها کند. باید تلاش کنیم تا همه موانعی را که هنوز در مقابل چنین گفتگویی قرار دارد، برداریم.

ماه‌ها و هفته‌های باقی‌مانده تا انتخابات فرصتی سرنوشت‌ساز برای شماست تا ثابت کنید که در مقام عمل و نه حرف، به صورت واقعی و نه وعده واهی، تغییر را آغاز کرده‌اید.

 

نفی گفتمان طرد و حذف

باز هم در چارچوب گفتمانی که متأسفانه روز به روز تشدید می‌شود، تأیید کنیم که مردم در این مرحله به گفتمانی منطقی، عینی و آرام‌بخش نیاز دارند که زخم‌هایشان را تسکین دهد، رنج‌ها را بکاهد و تنش‌هایشان را کاهش دهد؛ زیرا کشور با گفتمان طردی، حذفی و برتری‌جویی یا اتهام زنی‌های متقابل ساخته نمی‌شود.

ما می‌خواهیم که این کشور به عنوان نماد آزادی و بیان باقی بماند که لبنان مشخصه این آزادی است؛ اما همیشه می‌خواهیم این آزادی آگاهانه، مسئولیت‌پذیر و خردمندانه و بر اساس اصل سفارش شده توسط رسول خدا(ص) باشد که فرمود: «إِذَا هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ فَإِنْ كَانَ خَيْراً فَأَسْرِعْ إِلَيْهِ وَ إِنْ كَانَ شَرّاً فَانْتَهِ عَنْهُ؛ به تو سفارش می‌کنم هرگاه در کاری تصمیم گرفتی عاقبت آن را بنگر اگر پایانش خیر و نیکی است انجام بده و اگر گمراهی است از آن خودداری کن.»