خطبه جمعه، 2 اردیبهشت ماه 1401

مطالب مهم خطبه اول: موضع‌گیری‌هایی برای حق و عدالت / انسانیت علی(ع) / اخلاص و ارادت به علی(ع).

مطالب مهم خطبه دوم: وضعیت بحرانی / پول سپرده‌گذاران در خطر است / وضعیت امنیتی باید کنترل شود / دو اقدام محکوم / قهرمانی مردم فلسطین.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

21 رمضان 1443 هـ برابر با 2 اردیبهشت 1401 و 22/04/2022 م

در سالروز شهادت پیشوای حق و عدالت

 

مطالب مهم خطبه اول: موضع‌گیری‌هایی برای حق و عدالت / انسانیت علی(ع) / اخلاص و ارادت به علی(ع).

مطالب مهم خطبه دوم: وضعیت بحرانی / پول سپرده‌گذاران در خطر است / وضعیت امنیتی باید کنترل شود / دو اقدام محکوم / قهرمانی مردم فلسطین.

 

خطبه دینی:

در چنین روزی، در بیست و یکم ماه مبارک رمضان، مصیبت بزرگی بر مسلمانان وارد شد. آن‌ها امام خود را پیچیده‌ در کفن دیدند. همان امامی که زندگی‌شان را از علم، عمل، جهاد، عطا و بخشش پر کرد؛ او پدری مهربان و غاری محفوظ برایشان بود و حامل دغدغه‌ها، دردها، آمال و آرمان‌هایشان بود و علیرغم زخم عمیقی که ابن ملجم بر او وارد کرده بود تا آخرین نفس، همین گونه بود و از توصیه کردن به آن‌ها دست برنداشت و تشویقشان می‌کرد پیش از این که او را از دست بدهند، هر سؤالی دارند از او بپرسند. می‌فرمود: «سَلُوني قبلَ أن تَفْقِدوني؛ پيش از آن كه مرا از دست دهيد از من بپرسيد.» نمی‌خواست بدرود حیات بگوید، مگر اینکه وظیفه خود را در میان آن‌ها به طور کامل ایفا کرده باشد و مطمئن شود که مردم در زندگی دنیوی خود در مسیر خیر و خوبی قرار دارند و از سلامت دینی و اعتقادی برخوردارند.

اما غم و اندوهی که با شهادت امیرالمؤمنین علی(ع) سراسر امت اسلامی را فراگرفت، برای خود او چنین نبود؛ بلکه این روز برای او روز خوشبختی، آرامش و سرفرازی بود که پس از ضربه ابن ملجم به سرش آن را ابراز داشت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة؛ به خداى کعبه رستگار شدم.» او این سخن را در حالی گفت که تمام گذشته خود را مرور می‌کرد؛ از زمانی که به روی زندگی چشم باز کرد، هیچ کس جز خدا در زندگی او نبود، هدف او خدا بود، تمام کوشش او در زندگی برای خدا بود و در خانه خدا، در حالی که از سلامت دین خود مطمئن بود، بدرود حیات گفت.

عزیزان! ما امروز در این مناسبت غم‌انگیز و دردناک برای دل‌های عاشقان علی(ع) به مواردی می‌پردازیم که حکایت از جایگاه خداوند در زندگی این امام دارد و بیانگر انسانیت، عدالت محوری و اهتمام او به منافع، سرنوشت و اموال مردم است.

 

موضع‌گیری‌هایی برای حق و عدالت

مورد اول: پس از این علی(ع) عهده‌دار امر خلافت شد، گروهی از شیعیان و هواداران که نسبت به مخالفت رؤسای قبایل، رجال و صاحب منصبان علیه حکومت آن حضرت نگرانی داشتند، نزد او آمدند و پیشنهاد کردند که آن‌ها را از پروژه اصلاحی خود حذف کند و غرق پولشان کند. به او گفتند: چه مانعی دارد که اموال بیت المال را بیرون آورى و در میان رؤسا و اشراف تقسیم کنى و آن‌ها را بر ما برترى بخشى تا پایه‌های حکومتت محکم شود. پس از آن به برنامه تقسیم بالسویّه وعدالت در رعیت بازگردی؟ امام(ع) در آن روز فرمود: «أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَّ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ؛ آيا به من دستور مى‏دهید تا با ستم كردن در حق كسانى كه بر آنان حكومت دارم، پيروزى بجويم؟ به خدا سوگند! تا شب و روز مى‏آيد و مى‏رود و ستاره به دنبال ستاره حركت مى‏كند، دست به چنين كارى نمى‏زنم. اگر مال از خود من بود همه را در پرداخت كردن برابر مى‏داشتم تا چه رسد به اينكه مال، مال خداست.» سپس فرمود: «وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُه؛ به خدا قسم! اگر هفت اقليم را با آن چه زير آسمان‌هاست، به من دهند تا خدا را نافرماني کنم و پوست جويي را به ناحق از مورچه‌اي بگيرم، چنين نخواهم کرد.»

او حاضر نشد به بهای از دست رفتن حقیقت، عدالت و منافع مردم، با کسی هر چقدر بزرگ هم باشد، سازش و معامله کند. حتی اگر این کار برای او مشکلات و تاوان داشته باشد. البته این روش برای او تاوان داشت و تعداد بسیاری از همین‌ها، او را ترک کردند و در برابر او قرار گرفتند. تا جایی که فرمود: «ما ترک لی الحقّ من صاحب؛ حق برایم همراهی باقی نگذاشت.»

مورد دوم: برخورد آن حضرت با مالک اشتر در اوج درگیری با معاویه است. مالک به او عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! تعدادمان کم شده است و شما می‌خواهید عدالت را در مورد آن‌ها اجرا کنید؟ اگر پول بدهی، مردم به تو روی می‌آورند و خیرخواه تو می‌شوند و محبتشان را جلب می‌کنی. آن حضرت به او فرمود: «أَمَّا مَا ذَکَرْتَ مِنْ عَمَلِنَا وَ سِیرَتِنَا بِالْعَدْلِ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوجَلَّ یَقُولُ: "مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ" وَ أَمَّا [أَنَا] مِنْ أَنْ أَکُونَ مُقَصِّراً فِیمَا ذَکَرْتَ أَخْوَف وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ مِنْ أَنَّ الْحَقَّ ثَقِيلٌ عَلَيْهِمْ فَفَارَقُوا بِذَلِكَ، فَقَدْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّهُمْ لَمْ يُفَارِقُونَا مِنْ جَوْرٍ وَ لَا لَجَئُوا إِذْ فَارَقُونَا إِلَى عِدْلٍ، وَ لَمْ يَلْتَمِسُوا إِلَّا دُنْيَا زَائِلَةً عَنْهُمْ كَانَ قَدْ فَارَقُوهَا، وَ لَيُسْأَلُنَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: أَ لِلدُّنْيَا أَرَادُوا أَمْ لِلَّهِ عَمِلُوا؟ امّا آنچه در مورد کردار و روش ما در عمل به عدالت [و رعایت تساوی میان مسلمانان] بیان داشتی [و گفتی این ‌کار باعث پراکنده شدن عدّه‌ای از اطراف من و پیوستن آن‌ها به معاویه شده] این فرمان خداوند عزّوجلّ است که می‌فرماید: مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَیْها وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ؛ [علاوه بر این] من از این جهت بیمناکم که در عمل به عدالت، [ناخواسته] کوتاهی کرده باشم؛ اما درباره اینکه گفتى پذیرش حق بر آنان سنگین است و به همین دلیل از ما جدا شدند، همانا خدا مى‏داند که آنان به خاطر ظلم و ستم از ما جدا نشدند و وقتى از ما جدا شدند به عدالت پناه نبردند. آن‌ها جز دنیایى که از دستشان گرفته شده، انگیزه‏اى نداشتند و با جدا شدن از ما در قیامت مورد بازخواست و مؤاخذه قرار خواهند گرفت و از آنان سؤال خواهد شد که آیا در پى دنیا بودند یا براى خدا کار کردند؟»

مالک اشتر به او گفت: «به خدا سوگند! راست می‌گویی ای امیرالمؤمنین!»

در منطق علی(ع) کسب آراء نباید به قیمت از دست رفتن حق و عدالت باشد.

مورد سوم: در سیره آمده است که روزی امام در بیت المال مسلمین بود که طلحه و زبیر نزد او آمدند و به اعتبار این که آن‌ها اولین کسانی بودند که با او بیعت کردند، سهم خود را از مناصب حکومتی از او خواستند. قبل از سخن گفتن، اولین کاری که امام(ع) انجام داد این بود که شمعی را که برای کارش استفاده می‌کرد، خاموش کرد و شمع دیگری روشن کرد و چون از او علت را پرسیدند، فرمود: شمع اول از بیت المال مسلمین بود. من قبول نمی‌کنم از آن شمع برای امری شخصی که شما برای آن نزدم آمده‌اید، استفاده کنم. شمع علی(ع) در امروز ما کجاست؟!

مورد چهارم: آمده است که روزی قنبر که از سوی امام علی(ع) در بیت المال مسلمین کار می‌کرد، نزد او آمد و عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! تو مردی هستی که طاقت هیچ چیزی را نداری؛ حال آن که خانواده شما نیز در این پول سهمی دارند و من برای شما گنجی را پنهان کرده‌ام. فرمود: کجاست؟ گفت: برو ببین چیست؟ راوی گوید: او را به خانه‌ای برد که در آن ظروفی پر از طلا و نقره بود. قنبر به او گفت: این را برای خانواده تو از بیت المال پس انداز کرده‌ام. حق توست. وقتی علی(ع) آن گنجینه را دید، به او فرمود: مادرت به عزایت بنشیند. می‌خواهی آتشی بزرگ وارد خانه من کنی؟ سپس شروع به وزن کردن و توزیع آن‌ها در میان مردم کرد. در اینجا از خود می‌پرسیم: ما در کجای منطق علی قرار داریم؟

آخرين مورد: نقل شده است هنگامی كه ابن ملجم ضربتى به او زد كه منجر به شهادتشان شد، على(ع) فرزندان عبدالمطلب را كه به یک معنا اهل بيت او بودند، صدا زد و به آن‌ها فرمود: «يَا بَنِي عَبْدِ الْـمُطَّلِبِ، لَا أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْـمُسْلِمِينَ خَوْضاً، تَقُولُونَ: قُتِلَ أَمِيرُالْـمُؤْمِنِينَ. أَلاَ لا تَقْتُلُنَّ بِي إِلَّا قَاتِلِي. انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ، فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ، وَلا يُمَثَّلُ بِالرَّجُلِ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ) يَقُولُ: إِيَّاكُمْ وَالْـمُثْلَةَ وَلَوْ بِالْكَلْبِ الْعَقُورِ؛ اى فرزندان عبد المطلب! نيابم شما را كه به بهانه كشته شدن من در خون مسلمانان فروافتید و گوييد: امیرالمؤمنین كشته شد! معلومتان باد كه فقط قاتلم بايد قصاص شود. ملاحظه نماييد هرگاه من از اين ضربت او از دنيا رفتم، تنها يک ضربت به او بزنيد و او را مثله نکنید كه من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم مى‏فرمود: از مثله كردن دورى كنيد، هر چند درباره سگ گاز گيرنده باشد.»

سپس به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: «بِحَقِّی عَلَیک فَأَطْعِمْهُ یا بُنَی مِمَّا تَأْکلُهُ وَ اسْقِهِ مِمَّا تَشْرَبُ وَ لَاتُقَیدْ لَهُ قَدَماً وَ لَاتَغُلَّ لَهُ یداً؛ به حقی که به عهده تو دارم سوگند! از غذایی که می‌خوری به او بخوران و از آن چه می‌نوشی، به او بنوشان و دست و پای او را در زنجیر مکن.» این چه عدالتی است و این چه اخلاقی است؟!

 

انسانیت علی(ع)

عزیزان! این موارد و بسیاری از موارد و سخنان دیگر به روشنی به انسانیت و عدالت علی(ع)، توجه به مصالح و سرنوشت مردم و ادای امانتی اشاره دارد در زمان تصدی خلافت مسلمین به او سپرده شد. راز همه این‌ها شخصی نیست بلکه بیان عملی معنویتی است که خداوند خواسته است علی(ع) داشته باشد. این همان چیزی است که خداوند متعال به آن اشاره کرده و می‌فرماید: «وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللهِ وَاللهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ» و به همین دلیل توانست با اطمینان کامل بگوید: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَة؛ به خداى کعبه رستگار شدم.» علی(ع) خود را به خدا فروخت و در این راه جان داد. جز در جایی که خدا خواست، حرکت نکرد و جز در زمانی که خواست خدا بود، متوقف نشد.

او هرگز به منافع شخصی، خانوادگی و مذهبی فکر نمی‌کرد. او از برای حق و عدالت از همه حساب‌های دیگر، با این که می‌توانست به همه آن‌ها برسد، عبور کرد. می‌فرمود: «فَوَاللهِ مَا كَنَزْتُ مِنْ دُنْيَاكُمْ تِبْراً، وَلَا ادَّخَرْتُ مِنْ غَنَائِمِهَا وَفْراً، وَلَا أَعْدَدْتُ لِبَالِي ثَوْبِي طِمْراً؛ به خدا سوگند، از دنياى شما پاره زرى نیندوخته‌ام و از همه غنائم آن مالى ذخيره نکرده‌ام.»، «وَلَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَيْتُ الطَّرِيقَ إِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ، وَلُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ، وَنَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ، وَلَكِنْ هَيْهَاتَ أَنْ يَغْلِبَنِي هَوَايَ؛ اگر می‌خواستم هر آینه می‌توانستم به عسل مصفّا و مغز این گندم و بافته‌های ابریشم راه برم، اما چه بعید است كه هوای نفسم بر من غلبه كند.»

 

اخلاص و ارادت به علی(ع)

عزیزان! پایبندی به این اصول و مبانی برای علی(ع) بسیار گران تمام شد و او را به دشواری انداخت. به همین دلیل از ناحیه ناكثين و قاسطين و مارقين رنج دید. او همه مشکلات آن‌ها با خود را با یک جمله بیان کرد و مستقیماً خطاب به آن‌ها فرمود: «لَيْسَ أَمْرِي وَأَمْرُكُمْ وَاحِداً إِنِّي أُرِيدُكُمْ لِلَّهِ وَأَنْتُمْ تُرِيدُونَنِي لِأَنْفُسِكُمْ؛ كار من با شما يكى نيست. من شما را براى خدا می‌خواهم و شما مرا براى خود می‌خواهید.» علی ثابت و استوار ماند، تغییر نکرد و از طرح اصلاحی خود برای امت اسلامی عقب‌نشینی نکرد و پس از خود نیز به تداوم آن سفارش کرد.

پس ارادت ما به او تنها از راه ارادت و اخلاص ورزی به تمامی مفاهیمی است که او در زندگی خود عملی کرد و به خاطرشان شهید شد. این که هر قدر که برایمان هزینه داشته باشد، در برابر ظلم و فساد، به عدالت و اصلاح وفادار باشیم، درباره حق و عدالت با هیچ فاسد، ظالم و منحرفی معامله و مدارا نکنیم، همان‌طور که برای علی(ع) هزینه و دشواری داشت.

به این ترتیب سزاوار ولایت او و وابستگی به او خواهیم شد؛ چنانکه او می‌خواست و می‌فرمود: «أَلَا وَ إِنَّ لِكُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً یقْتَدِی بِهِ وَ یسْتَضِی‌ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَكُمْ قَدِ اكْتَفَی مِنْ دُنْیاهُ بِطِمْرَیهِ وَ مِنْ طُعْمِهِ بِقُرْصَیهِ. أَلَا وَ إِنَّكُمْ لاتَقْدِرُونَ عَلَی ذَلِكَ وَ لَكِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سَدَادٍ؛ معلومتان باشد كه هر مأمومی را امامی است كه به او اقتدا می‌كند و از نور علمش بهره می‌گیرد. آگاه باش امام شما از تمام دنیایش به دو جامه كهنه و از خوراكش به دو قرص نان قناعت نموده است. معلومتان باد كه شما تن دادن به چنین روشی را قدرت ندارید، ولی مرا با ورع و كوشش در عبادت و پاک‌دامنی و درستی یاری كنید.»

پس با او عهد می‌بندیم که از حرام بپرهیزیم، در اطاعت خدا کوشا باشیم، در اعتلای کلمة الله بکوشیم و برای رسیدن به مقام یا به دست آوردن فرصتی از فرصت‌های دنیوی از این کار دست نکشیم. به این ترتیب در هر موقعیتی که قرار بگیریم و در هر قدمی که برمی‌داریم، هوشیار و آگاه خواهیم بود.

خدا تو را رحمت کند ای اباالحسن! در میان این قوم، تو اولین کسی بودی که اسلام آوردی، پاک‌ترینشان در ایمان بودی، قوی‌ترینشان در یقین بودی، خداترس‌ترینشان بودی، بیشتری سختی‌ها را تحمل کردی، بیشترین محافظت را رسول خدا داشتی، امین‌ترین فرد نسبت به اصحاب بودی، برترینشان در اخلاق بودی، ارجمندترین پیشینه را داشتی، نزدیک‌ترینشان به رسول خدا(ص) بودی، در سیرت، اخلاق، موضع‌گیری و رفتار شبیه‌ترین فرد به رسول خدا(ص) بودی. پس خداوند به خاطر اسلام، پیامبر و مسلمانان به تو اجر فراوان دهد.

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی نصیحت می‌کنم که علی(ع) پیش از ترک دنیا به فرزندش حسن(ع) توصیه کرد و فرمود: «أُوصِيكَ يَا حَسَنُ، وَ جَمِيعَ [أَهْلِ بَيْتِي] وَ وُلْدِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي هَذَا مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ بِتَقْوَى اَللَّهِ رَبِّكُمْ وَ لاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ "وَ اِعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اَللّٰهِ جَمِيعاً وَ لاٰ تَفَرَّقُوا"، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَقُولُ: صَلاَحُ ذَاتِ اَلْبَيْنِ خَيْرٌ مِنْ عَامَّةِ اَلصَّلاَةِ وَ اَلصِّيَامِ؛ اى حسن! تو و همه فرزندانم و خاندانم و همه مؤمنانى را كه اين نامه من به آن‌ها می‌رسد، سفارش می‌کنم به اينكه از پروردگارتان، خدا، پروا كنيد و جز در حال مسلمانى نميريد و همگى به ريسمان خداوند چنگ زنيد و پراكنده نشويد؛ زيرا من از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه می‌فرماید: با يكديگر در صلح و آشتى به سر بردن، برتر از همه نماز و روزه‌هاست.»

سپس فرمود: «اللَّهَ اللَّهَ فِي الْأَيْتَامِ فَلَا تُغِبُّوا أَفْوَاهَهُمْ وَ لَا يَضِيعُوا بِحَضْرَتِكُمْ وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي جِيرَانِكُمْ فَإِنَّهُمْ وَصِيَّةُ نَبِيِّكُمْ مَا زَالَ يُوصِي بِهِمْ حَتَّى ظَنَنَّا أَنَّهُ سَيُوَرِّثُهُمْ وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الْقُرْآنِ لَا يَسْبِقُكُمْ بِالْعَمَلِ بِهِ غَيْرُكُمْ وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الصَّلَاةِ فَإِنَّهَا عَمُودُ دِينِكُمْ وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي بَيْتِ رَبِّكُمْ لَا تُخَلُّوهُ مَا بَقِيتُمْ فَإِنَّهُ إِنْ تُرِكَ لَمْ تُنَاظَرُوا وَ اللَّهَ اللَّهَ فِي الْجِهَادِ بِأَمْوَالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَلْسِنَتِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَيْكُمْ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّقَاطُعَ لَا تَتْرُكُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ فَيُوَلَّى عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا يُسْتَجَابُ لَكُمْ؛ خدا را خدا را درباره يتيمان، نكند آنان گاهى سير و گاه گرسنه بمانند و حقوقشان ضايع گردد خدا را خدا را درباره همسايگان، حقوقشان را رعایت كنيد كه وصیت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شماست، همواره به خوش‌رفتاری با همسايگان سفارش می‌کرد تا آنجا كه گمان برديم براى آنان ارثى معيّن خواهد كرد. خدا را خدا را درباره قرآن، مبادا ديگران در عمل كردن به دستوراتش از شما پيشى گيرند. خدا را خدا را درباره نماز، چرا كه ستون دين شماست. خدا را خدا را درباره خانه خدا تا هستيد آن را خالى مگذاريد، زيرا اگر كعبه خلوت شود، مهلت داده نمی‌شوید. خدا را خدا را درباره جهاد با اموال و جان‌ها و زبان‌های خويش در راه خدا. بر شما باد به پيوستن با يكديگر و بخشش همديگر، مبادا از هم روى گردانيد و پيوند دوستى را از بين ببريد. امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد كه بدهاى شما بر شما مسلط می‌گردند، آنگاه هر چه خدا را بخوانيد جواب ندهد.»

این وصیت علی(ع) به ماست و توشه ما در این دنیاست، پس باید آن را حفظ و به آن عمل کنیم تا وفاداری و عشق واقعی خود را به این امام بزرگوار ثابت کنیم و برای رویارویی با چالش‌ها قوی‌تر شویم.

 

وضعیت بحرانی

از بحران جاری زندگی که لبنانی‌ها همچنان از عواقب و آثار فاجعه‌بار آن در همه سطوح رنج می‌برند، آغاز می‌کنیم. در حالی که به نظر نمی‌رسد روزهای آینده بهتر از گذشته باشد، بلکه شرایط سخت‌تر و تاریک‌تری را به لبنانی‌ها نوید می‌دهد.

 در همین زمان، می‌بینیم که طبقه سیاسی درگیر چیزهایی است که در رقابت‌های انتخاباتی اتفاق می‌افتند که در آن از عواطف طایفه‌ای و مذهبی، اتهامات متقابل یا شعارهای پوپولیستی مملو از وعده‌های غیرواقعی که پس از انتخابات و حتی پیش از آن، به زودی از بین خواهند رفت، استفاده می‌کنند.

در این شرایط بار دیگر از نیروهای سیاسی می‌خواهیم که در این مرحله به مسئولیت خود در قبال شهروندان خود عمل کنند. درست است که زمان انتخابات است، اما این به معنای توقف یا دور انداختن راه‌حل‌ها نیست. شایسته است به جای ناهماهنگی، برای چاره سازی یا کاهش تبعات بحران‌هایی که از نظر غذا، دارو، درمان، برق و... زندگی شهروندان را سخت و دشوار کرده است، این نیروها همکاری‌های بیشتری با هم داشته باشند؛ زیرا کشور منتظر نمی‌ماند و در این کشور انسان نمی‌تواند به تحمل این رنج ادامه دهد یا برای تأمین ساده‌ترین نیازهای زندگی خود، به درهای داخل یا خارج آویزان باشد.

همه نیروهای سیاسی باید بدانند که لبنانی‌ها رهبری، رأی و اعتماد خود را به کسانی نخواهند داد که به مصائب و رنج‌هایشان اهمیت نمی‌دهند یا برای درمان این دردها به اعطای هدایا، مساعدات، بسته‌های غذایی یا کمک‌هایی که جنبه تسکینی دارند، بسنده می‌کنند؛ بلکه به کسانی اقبال نشان خواهند داد که برای بحران‌هایی که کشور از آن‌ها رنج می‌برد و لبنانی‌ها در آتششان گرفتارند، راه‌حل ارائه می‌کنند.

 

پول سپرده‌گذاران در خطر است

در این راستا، به اعتراض سپرده‌گذارانی که پس از افشای طرح بهبود مالی که دولت به مجلس ارسال و در آن اعلام کرده است که سپرده‌گذاران باید زیان شصت میلیارد دلاری وارده به خزانه کشور را تحمل کنند، نگرانی بیشتری نسبت به سپرده‌های خود پیدا کرده‌اند، بپردازیم.

ضمن اینکه تأکید می‌کنیم با هر طرحی که به خروج کشور از بحران جاری کمک کند، موافق هستیم؛ اما این طرح نباید به ضرر سپرده‌گذاران تمام شود و در اینجا از دولت می‌خواهیم که در این طرح تجدید نظر کند و آنچه را که در چارچوب طرح بهبود مالی خود، تدوین کرده است، تأیید نکند.

همچنین از جناح‌های پارلمان نیز می‌خواهیم با کسانی که این مناصب را به آن‌ها سپرده‌اند، صادق باشند و تصمیمی نگیرند که به ضرر سپرده‌گذاران باشد. ما خواستار صدور قانون صریحی درباره الزام به بازگردان سپرده‌های مردم در بازه زمانی مشخصی که طولانی هم نباشد، هستیم؛ زیرا تحت هیچ شرایطی نباید سپرده‌گذاران زیان‌های خزانه دولت را متحمل شوند؛ بلکه عاملان رسیدن کشور به سراشیبی سقوط باید متحمل این زیان شوند.

در عین حال خواستار تداوم فشارهای مسالمت آمیز مردمی سپرده‌گذاران هستیم تا در مقابل هر قانونی که به ضرر درآمد و عمر مردم تحت عنوان اجرای مطالبات صندوق بین المللی پول تمام شود، بایستند. اگر مطالبه باشد هیچ حقی ضایع نمی‌شود.

 

وضعیت امنیتی باید کنترل شود

در مورد وضعیت امنیتی کشور، می‌ترسیم با توجه به وخامت وضعیت اقتصادی، اوضاع امنیتی نیز بدتر شود. ما از تلاش‌های نیروهای امنیتی برای تعقیب کسانی که به جان، آزادی و مال مردم آسیب می‌زنند، قدردانی می‌کنیم. آن‌ها این اقدامات را علیرغم شرایط سختی که تجربه می‌کنند، انجام می‌دهند. در این زمینه می‌خواهیم همه نیروهای سیاسی فعال در میدان برای ایفای کامل وظایف خود، با همدیگر همکاری کنند و موانعی را که ممکن است آن‌ها را از ایفای این نقش خود بازدارند، برطرف کنند.

 

دو اقدام محکوم

به حادثه سوزاندن یک نسخه از قرآن کریم در سوئد می‌پردازیم که متأسفانه تحت حمایت پلیس سوئد و به بهانه آزادی بیان صورت گرفت، بدون این که عواقب این اقدام با توجه به واکنش‌هایی که در گذشته نسبت به آن رخ داد و ممکن است در حال یا آینده نیز رخ دهد، در نظر گرفته شود. حمله‌ای که احساسات همه مسلمانان را متأثر کرد.

ما این اقدام شرم‌آور را محکوم می‌کنیم و از دولت سوئد می‌خواهیم که به مسئولیت خود برای تصویب یک قانون قاطع برای جلوگیری از تعرض به مقدسات دینی عمل کند؛ زیرا بیم آن می‌رود کسانی که می‌خواهند به امنیت این کشور و همزیستی موجود در آن آسیب بزنند، وارد میدان شوند.

 در شرایطی که از مسلمانان می‌خواهیم نسبت به واکنش‌های خود آگاه باشند و به تحقق هدف عاملان پشت پرده این اقدام ناپسند، یعنی نشان دادن خطر اسلام و حضور مسلمانان در این کشور و سایر کشورها برای تثبیت فکر عدم امکان همزیستی با مسلمانان کمک نکنند.

نه چندان دور از این حادثه، تعدی گناه آلودی که ده‌ها شهید و مجروح به جای گذاشت، نمازگزاران را در شهر مزار شریف و در ماه مبارک رمضان هدف قرار داد. در عین حال که این اقدام جنایت‌کارانه را که حرمت این ماه مبارک و یکی از خانه‌های خدا را هتک کرد، محکوم می‌کنیم، خواستار تشریک مساعی همه مسلمانان، علما و مراجع تقلید هستیم تا در برابر ریخته شدن خون بی‌گناهان و این منطق تروریستی تکفیری بایستند و همین طور از دولت افغانستان می‌خواهیم بعد از تکرار حوادثی از این دست در گذشته، حداکثر تدابیر را برای جلوگیری از این گونه جنایات اتخاذ کند.

 

قهرمانی مردم فلسطین

در پایان به ایستادگی مستمر مردم فلسطین و روحیه قهرمانانه نگاهبانان مسجد الاقصی و زنانی که با سینه‌های خود در برابر ادوات صهیونیستی مقابله می‌کنند، درود می‌فرستیم و از ملت‌های عربی و اسلامی می‌خواهیم که در کنار مردم فلسطین بایستند، از این مردم حمایت و با تمام توان از آن‌ها پشتیبانی کنند تا مسجدالاقصی قبله اول مسلمانان و سومین حرم شریف، عزیز، آزاد و مظهر سربلندی و غرور و محکومیت همه عادی سازان روابط با دشمن و طرفداران تسلیم و ناتوانی، باقی بماند.