خطبه جمعه، 27 خرداد ماه 1401

مطالب مهم خطبه اول: نعمت زندگی / خطر آسیب رساندن به زندگی / مجازات قتل / ضوابط قصاص / درمان پدیده قتل.

مطالب مهم خطبه دوم: رنجی که حد و مرزی نمی‌شناسد / حکومت، از توظیف تا تشکیل / منابع لبنان را حفظ کنید / تجاوز محکوم است.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

17 ذی‌القعده 1443 هـ برابر با 27 خرداد 1401 و 17/06/2022 م

چون زندگی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی است، اسلام نسبت به آسیب زدن به آن هشدار داده است

 

مطالب مهم خطبه اول: نعمت زندگی / خطر آسیب رساندن به زندگی / مجازات قتل / ضوابط قصاص / درمان پدیده قتل.

مطالب مهم خطبه دوم: رنجی که حد و مرزی نمی‌شناسد / حکومت، از توظیف تا تشکیل / منابع لبنان را حفظ کنید / تجاوز محکوم است.

 

خطبه دینی:

خداوند سبحانه و تعالى در کتاب عزیز خود می‌فرماید: «وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً» صدق الله العظيم.

 

نعمت زندگی

زندگی یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌هایی است که خداوند متعال به انسان ارزانی داشته است و انسان به وسیله آن به هدف وجودی خود در دنیا و به رضا و بهشت خداوند در آخرت می‌رسد. به همین دلیل خداوند متعال از انسان خواسته است که زندگی را حفظ کند و همه بدی‌ها و آسیب‌ها را از آن بازدارد و به او اجازه نداده است که به بهانه فقر و نیاز یا به دلیل فشارهای روحی و ناامیدی از زندگی یا برای نشان دادن موضعی به زندگی خود پایان دهد یا به آن آسیب بزند یا به مرگ ترحم‌آمیز متوسل شود، حتی برای کسی که پیر شده و قادر به حرکت نیست یا از بیماری صعب العلاج رنج می‌برد و امیدی به زندگی ندارد.

در هشدار الهی آمده است: «وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيماً * وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ عُدْوَاناً وَظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ نَاراً وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللهِ يَسِيراً».

در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است: «كانَ فيمَن قبلَكُم رجُلٌ بهِ جُرحٌ فَجَزِعَ فَأخَذَ سِكِّينا فَحَزَّ بها يَدَهُ فما رَقَأ الدمُ حتّى ماتَ، فقالَ اللّه ُ: بادَرَني عَبدي بنفسِهِ؟! قد حَرَّمتُ علَيهِ الجَنَّةَ؛ در زمان‌های پيش از شما، مردى جراحتى برداشت و از شدّت درد و بی‌تابی، كاردى برداشت و با آن دستش را قطع كرد و از شدّت خونريزى مُرد. پس خداوند فرمود: بنده‌ام، درگرفتن جان خود بر من پیش‌دستی كرد. پس بهشت را بر او حرام كردم.»

خداوند می‌خواهد که احترام به زندگی بر روابط انسان با دیگران حاکم باشد؛ بنابراین اجازه نداده است که به زندگی کسانی که با او در دایره وطن یا در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند، حتی اگر دین، مذهب و اندیشه متفاوتی داشته باشند، آسیبی وارد شود؛ مگر این که در قالب پاسخ به تجاوز یا جلوگیری از ظلم و فساد در زمین باشد و این حکم حتی در مورد جنینی که دوره زندگی او به اتمام نرسیده نیز جاری است؛ لذا حرام است که مادر به دلیل عدم تمایل به فرزند آوری یا به دلیل وضعیت بد اقتصادی یا تعداد زیاد فرزندان، جنین خود را سقط کند؛ حتی اگر پدر به این کار رضایت بدهد. بله! در یک مورد این کار ممکن است: اگر وضعیت به حدی خطرناک شود که جان مادر در معرض تهدید قرار گیرد، در این صورت از باب دفاع از نفس این کار جایز است.

 

خطر آسیب رساندن به زندگی

در مورد هشدار نسبت به ضرر رساندن به زندگی در قرآن کریم آمده است: «وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِداً فِيهَا وَغَضِبَ اللهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَاباً عَظِيماً».

در آیه دیگری خداوند متعال می‌فرماید: «مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً».

خداوند با ذکر قضیه اولین جنایتی که در روی زمین اتفاق افتاد و قابیل برادرش هابیل را به قتل رساند، به خطرناکی این کار اشاره کرده و فرموده است: «وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آَدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآَخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ * لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَيَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِي مَا أَنَا بِبَاسِطٍ يَدِيَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ إِنِّي أَخَافُ اللهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ * إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ».

روایات شریف نیز به این مطلب اشاره کرده‌اند. چنان‌که در حدیث آمده است: «لَزَوالُ الدُّنْيا جَميعا اَهْوَنُ عَلَى اللّه ِ مِنْ دَمٍ سُفِكَ بِغَيْرِ حَقٍّ؛ نابود شدنِ همه دنيا، اَهَميتش نزد خدا، كمتر از اين است كه خونى به ناحَق ريخته شود.»

در حديث دیگری آمده است: «لَا يَزَال المُؤْمِنُ في فُسْحَةٍ مِن دِينِهِ، ما لَمْ يُصِبْ دَمًا حَرَاماً؛ تا هنگامی‌که مؤمن دست و دامنش به ریختن خون حرامی آلوده نشده در دین‌داری خویش در فراخی و آسودگی است.»

در حدیث آمده است: «مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً أَثبَتَ اللَّهُ عَلَى قَاتِلِهِ جَمِیعَ الذُّنُوبِ وَ بَرَأَ المَقْتُولَ مِنهَا؛ هر کس مؤمنی را عمداً بکشد، خداوند همه گناهان مقتول را به پای قاتل ثبت می‌کند و می‌نویسد و مقتول را برئ الذمه می‌کند.»

 

مجازات قتل

آثار و پیامدهای قتل منحصر به عذاب اخروی نیست، گرچه برای بازداشتن کسی که قصد کشتن دارد یا به آن فکر می‌کند، کافی است. قرآن کریم به مجازاتی که انسان قاتل در دنیا باید بچشد، اشاره کرده است. مجازات کسی که فرد بی‌گناه را کشته است، کشتن خود اوست؛ بنابراین قاتل بدون در نظر گرفتن شأن و مقامش باید کشته شود تا کسی جرئت انجام این عمل شنیع را نکند. چنین قصاصی مطمئن‌ترین راه برای پیشگیری از وقوع جنایت در جامعه دانسته می‌شود؛ زیرا هر جایگزین دیگری راه حل نبوده و نخواهد بود.

خداوند متعال در این باره می‌فرماید: «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ». اگر چه کشتن قاتل، پایان دادن به زندگی یک انسان است؛ اما قرآن کریم آن را حیات دانسته است؛ زیرا زندگی جامعه در آن است؛ چون به رشد و ثبات آن کمک می‌کند و زندگی برای کسانی است که در آینده کشته می‌شدند. اگرچه قصاص عادلانه‌ای وجود ندارد، اما این قصاص، اگرچه به خانواده مقتول چیزی را که از دست داده‌اند، دوباره باز نمی‌گراند، اما خشم و عصبانیتشان را کاهش می‌دهد؛ چون اگر خشمشان فروکش نکند، ممکن است دست به انتقام‌جویی غیرمسئولانه بزنند.

 

ضوابط قصاص

اما قرآن کریم، ضمن دعوت به قصاص، می‌خواهد عوامل بروز قتل‌های خودسرانه و ترویج ذهنیت انتقام‌جویی را از بین ببرد.

از این رو خداوند متعال فرموده است: «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَاناً فَلَا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُوراً». قرآن در این آیه و آیات دیگر، ضوابط و محذوریت‌هایی را که در امر قصاص باید در نظر گرفته است، بیان کرده است.

شرط اول: قصاص در صورتی است که قتل عمدی و با اصرار و تصمیم قبلی باشد و در صورتی که قتل، سهوی یا برای دفع تجاوز در موضع دفاع از خود یا مقابله با فساد صورت گرفته باشد، قصاص وجود ندارد. خداوند در اشاره به این امر می‌فرماید: «وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا». مجازات این کار دادن دیه و کفاره است که دو ماه روزه گرفتن پیاپی است: «فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ» و «فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِينًا».

شرط دوم: در صورت عمدی بودن قتل، جایز نیست که در قتل و حتی در نحوه آن اسراف شود؛ زیرا قتل در مقابل قتل است و یک ضربه نباید با ضربات بیشتر تلافی شود. تنها کسی که باید مجازات شود، قاتل است نه افراد قبیله، بستگان، طایفه، مذهب یا حزب او یا هر کسی که با او ارتباطی دارد و این حکم بر اساس شخصیت، مقام و موقعیت مقتول تغییر نمی‌کند و این امر تطبیق این آیه شریفه قرآن است که می‌فرماید: «وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى».

خداوند نحوه اجرای قصاص را نیز مورد توجه قرار داده و می‌فرماید: «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ» و خداوند در اجرای قصاص اجازه شکنجه و مثله کردن را نمی‌دهد.

امام علی(ع) در برخورد با قاتلش ابن ملجم مثالی عملی از این امر را ارائه کرده است. آن حضرت پس از آنکه دانست ضربه‌ای که توسط شمشیر مسموم به او وارد شده است، جان شریفش را خواهد گرفت، آن گونه که در سیره آمده است، قبیله خود بنی عبدالمطلب را جمع کرد و به آنان فرمود: «يَا بَنِي عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ لاَ أُلْفِيَنَّكُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ اَلْمُسْلِمِينَ خَوْضاً تَقُولُونَ قُتِلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ قُتِلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ أَلاَ لاَ تَقْتُلُنَّ بِي إِلاَّ قَاتِلِي اُنْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هَذِهِ فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ وَ لاَ تُمَثِّلُوا بِالرَّجُلِ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ إِيَّاكُمْ وَ اَلْمُثْلَةَ وَ لَوْ بِالْكَلْبِ اَلْعَقُورِ؛ اى فرزندان عبدالمطلّب! مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد [و دست به كشتار بزنيد] و بگوييد، امير مؤمنان كشته شد، بدانيد جز كشنده من كسى ديگر نبايد كشته شود. درست بنگريد اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يك ضربت بزنيد و دست و پا و ديگر اعضاى او را مبريد، من از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: از بريدن اعضاى مرده بپرهيزيد، هر چند سگ ديوانه باشد».

شرط سوم: اجرای حکم قصاص را به هرج و مرج یا اجرای نامناسب نسپاریم؛ بنابراین لازم است که وضعیت و شرایط بروز جنایت به دقت مورد بررسی قرار گیرد؛ بنابراین قتل شخص توسط دیگری کفایت نمی‌کند که حاکم شرع به عمدی بودن قتل حکم کند. ممکن است قتل برای دفاع از خود یا رد تجاوز صورت گرفته باشد. تا زمانی که تمام شرایط عینی مربوط به قتل را بررسی نکرده است، نباید حکم خود را صادر کند.

شرط دیگری که قرآن کریم بدان توجه کرده است، باز نگه داشتن در رحمت و مغفرت است. دری که خداوند متعال می‌خواهد در کنار هر مجازاتی وجود داشته باشد؛ اما عفو باید با ولیّ مقتول باشد و زمانی که عفو موجب تداوم جنایت می‌شود، نباید اتفاق بیفتد. امام زین العابدین(ع) در این باره فرموده است: «وَ حَقُّ مَنْ سَاءَكَ أَنْ تَعْفُوَ عَنْهُ وَ إِنْ عَلِمْتَ أَنَّ اَلْعَفْوَ يَضُرُّ اِنْتَصَرْتَ؛ حقّ كسى كه به تو بدى كرده، اين است كه از او درگذرى؛ ولى اگر دانستى كه گذشت از او زیان‌بار است، انتقام بگير.» خداوند متعال نیز در اشاره به اصل عفو و بخشش می‌فرماید: «وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ».

این دیدگاه اسلام در برخورد با جنایت قتل است. اسلام با این نگاه پیشرفته با مفهوم کوچک شمردن قتل و بی‌اعتنایی به جان مردم مقابله می‌کند و از منطق جاهلی که به انتقام‌گیری طایفه‌ای و کور، بدون در نظر داشت موازین عدالت، رحمت و توجه به حرمت انسان و جامعه فرامی‌خواند، فاصله می‌گیرد.

 

درمان پدیده قتل

عزیزان! ما در جامعه دور و نزدیک خود شاهد بی‌اعتنایی آشکار به پدیده زندگی هستیم؛ به طوری که هر گونه اختلاف و تنشی با کشتن حل می‌شود؛ مخصوصاً زمانی که سلاح در دسترس مردم باشد. این امر ایجاب می‌کند که ریشه‌ها و عوامل این پدیده به صورت جدی حل شوند؛ اختلافات با تربیت معنوی و ایمانی و سازندگی اخلاقی، به سرعت حل و فصل شوند، مجازات بازدارنده که موجب ثبات و امنیت جامعه می‌شود، اجرا شود؛ تا هرج و مرج در جامعه گسترش نیابد و امکاناتی را که جامعه شدیداً نیاز دارد، از دست ندهد و موجب رنج بیشتر خانواده‌های مقتول نشود.

نقش جامعه این است که مثل الآن از قاتل حمایت نکند، جنایتش را توجیه نکند یا آن را دست کم نگیرد.

خداوند ما را از شر قتل و قاتلان حفظ کند. از خدا می‌خواهیم که ما را از این شر حفظ کند که او اجابت کننده دعاست: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ».

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به آنچه خداوند متعال به ما امر فرموده است، توصیه می‌کنم. به ما فرموده است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللهَ مَعَ الصَّابِرِينَ». خداوند متعال از مؤمنان می‌خواهد که نسبت به زندگی خود آگاه باشند؛ چون زندگی همیشه آن طوری نیست که آن‌ها می‌خواهند.

چون در عرصه زندگی، ابتلائات و آزمایش‌هایی است که خداوند به روشنی به آن‌ها اشاره کرده و فرموده است: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ».

در عرصه زندگی چالش‌ها و دشواری‌هایی است که خداوند از آن‌ها سخن گفته و فرموده است: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».

از این رو خداوند متعال مؤمنان را به چنگ زدن به دو سلاحی که در مواجهه با دشواری‌ها و چالش‌های زندگی لازم است، دعوت می‌کند: اولین سلاح صبر، انسجام و عدم ضعف و فروپاشی در برابر چالش‌ها و امتحانات است و سلاح دیگر: توسل به درگاه خداوند با نماز، دعا و یادآوری تقوا و توشه گرفتن از سرچشمه قدرت و حاکمیت است.

خداوند به کسانی که به صبر و نماز چنگ زده‌اند، وعده داده است که آن‌ها را وانمی‌گذارد و نمی‌گذارد که در برابر زندگی تنها باشند، بلکه تأیید کننده، تقویت کننده، یاور و توانمند کننده آن‌ها برای مقابله با چالش‌ها خواهد بود.

 

رنجی که حد و مرزی نمی‌شناسد

از لبنان شروع می‌کنیم، جایی که رنج لبنانی‌ها در عرصه‌های اقتصادی، معیشتی و بهداشتی به دلیل افزایش قیمت کالاها، مواد غذایی، خدمات و قیمت سوخت ادامه دارد که دیگر حد و مرزی نمی‌شناسد. در موضوع بنزین یا گازوئیل و گاز اگر حمایت‌ها به طور کامل برداشته شود، باعث افزایش هزینه حمل و نقل و برق می‌شود. در همین شرایط کمبود بسیاری از داروهای ضروری برای درمان به ویژه برای درمان بیماری‌های صعب العلاج ادامه دارد؛ آن هم در شرایطی که بیمارستان‌ها به خاطر هزینه بالای نفت کوره که برای فعالیتشان ضروری هستند و افزایش مطالبات بیمارستان، توانایی شهروندان را برای تحمل هزینه‌های بالای درمان و توانایی بیمارستان‌ها برای ادامه کار را در معرض تهدید قرار داده است. این وضعیت به آموزش و پرورش نیز رسیده است؛ به نحوی که مدارس و دانشگاه‌ها را واداشته است که شهریه‌های خود را افزایش دهند تا بتوانند نیازهای روزافزون خود را، چه در زمینه آموزش و چه نیازمندی‌های آن تأمین کنند.

همه این‌ها در شرایطی است که بانک‌ها همچنان پول سپرده‌گذاران را در توقیف خود دارند و کاهش حقوق کارگران و کارمندان با وجود افزایش‌هایی که اخیراً تصویب ‌شده‌اند، همچنان ادامه دارد. حقوق‌هایی که حتی نمی‌توانند حداقل نیازهای را تأمین کنند. به طوری که لبنانی‌ها باید به فکر مهاجرت از این کشور باشند یا به کسانی که در خارج هستند، التماس کنند.

 

حکومت، از توظیف تا تشکیل

متأسفانه همه این‌ها در حالی جریان دارد که طیف سیاسی همچنان با کشور به گونه‌ای برخورد می‌کند که گویی همه چیز رو به راه است و لبنانی‌ها می‌توانند تحمل کنند؛ زیرا حکومتی که ایجاب می‌کرد به مجرد تشکیل پارلمان، تشکیل شود، بسیاری می‌گویند که اگر موظف هم شود، با توجه به رقابتی که بر سر سهمیه‌بندی وجود دارد، به ویژه در وزارت‌های مهم، تشکیل نخواهد شد. خصوصاً که در صورت عدم توافق بر سر رئیس‌جمهور جدید، ممکن است این دولت برای پر کردن خلأ ریاست جمهوری باقی بماند.

در این راستا مجدداً از جریان‌های سیاسی می‌خواهیم در امر تشکیل حکومتی که بتواند سنگینی بار این مرحله دشوار را به دوش بکشد، تسریع کنند و در این باره کوتاهی نکنند تا کشور دوباره وارد چرخه انتظار نشود که عواقب آن جدی‌تر از همیشه خواهد بود.

کسانی که صحنه سیاسی را در دست دارند، نباید منتظر راه حل‌هایی از خارج باشند؛ زیرا آنچه آن‌ها منتظرش هستند، با توجه به مشغله خارجی‌ها به بحران‌های خود و خروج لبنان از اولویت‌هایشان، به دست نمی‌آید.

 

منابع لبنان را حفظ کنید

به موضوع مذاکرات تعیین مرز که هفته گذشته انجام شد می‌پردازیم که پس از اقدام تحریک آمیز دشمن صهیونیستی مبنی بر آوردن کشتی برای استخراج نفت انجام شد، البته بدون این که توجه کند منطقه مورد نظر دشمن برای استخراج گاز، منطقه مورد مناقشه با لبنان است و دولت لبنان دیدگاه خود را در مورد موضوع مرزبندی ارائه و تأکید کرده است قبل از پایان یافتن این مذاکرات نباید استخراج گاز انجام شود.

در حالی که منتظر نتیجه این مذاکرات و پاسخ رژیم صهیونیستی به پیشنهاد دولت لبنان هستیم، مجدداً بر آنچه قبلاً گفته‌ایم تأکید می‌کنیم که لازم است لبنان مام مرزهای دریایی خود را حفظ کند و نسبت به حتی یک وجب آن مصالحه یا سازش نکند و تسلیم تهدیدها، ارعاب‌ها و جنگ روانی دشمن نشود یا تحت تأثیر نیاز لبنان به استفاده از منابع نفت و گاز فریب نخورد. در این امر اصل این است که لبنان ضعیف و دشمن صهیونیستی آن‌قدر قوی نیست که بتواند شرایط خود را بر لبنان تحمیل کند.

با توجه به بحران اقتصادی و مالی که لبنان در حال تجربه آن بوده و نیازمند کمک گرفتن از خارج از کشور است، ما از وسعت فشارهایی که ممکن است بر لبنان وارد شود به خوبی آگاهیم و به خوبی خطرات وارد شدن به جنگ را در این مرحله می دانیم. به دلیل عواقب و بارهای سنگین جنگ، هیچ کس جرئت وارد شدن به جنگ را ندارد؛ اما این امر مستلزم دادن امتیاز مجانی به دشمن، تحت تأثیر نیاز تا ترس از جنگ نیست. از سوی دیگر، دشمن نیز از جنگ هراس دارد و خواهان جنگ نیست؛ زیرا جنگ را آزموده است و خیلی خوب می‌داند که لبنانی‌ها ظلم اشغالگر را برنمی‌تابند و سیاست تحمیل شروط با زور را نمی‌پذیرند. همچنین پس از توافقی که بین دشمن و اروپا برای تأمین گاز به عنوان جایگزین گاز روسیه انجام شد، دشمن به گاز نیاز دارد تا به تعهدات خود عمل کند.

در آستانه مذاکرات، دوباره نسبت به سیاست تعلل در مذاکرات که قبلاً دشمن از آن سود ‌برد و باعث شد مرحله اکتشاف را به پایان برساند و به مرحله استخراج برسد، هشدار می‌دهیم. نباید به حقوق لبنان و لبنانی‌ها خدشه‌ای وارد شود و باید بر اساس حقوق بین‌الملل دریاها عمل شود.

 

تجاوز محکوم است

در خاتمه به تجاوزات صهیونیستی در فرودگاه بین‌المللی دمشق می‌پردازیم و ضمن محکوم کردن این تجاوز جدید، از سکوت در قبال آن عمیقاً اظهار تأسف می‌کنیم و خواستار موضع‌گیری یکپارچه عربی می‌شویم که حاکمیت و ثبات این کشور را تضمین کند و در مقابل هر کسی که بخواهد به امنیت و نقش آن لطمه بزند بایستد.