خطبه جمعه، 3 تیر ماه 1401

مطالب مهم خطبه اول: عواقب طلاق / الگوهایی که باید به آنها اقتدا کنیم / سپاسگزاری و قدرشناسی / سپاسگزاری در سیره پیامبر خدا(ص) / وفاداری به مردم نیکوکار.

مطالب مهم خطبه دوم: رنج بدتر می شود / موانع پیش روی دولت / حفظ توانمندی ها / قدرت لبنان در مقابل دشمن / باید از مردم افغانستان حمایت کرد.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

24 ذی القعدة 1443هـ برابر با 3 تیر 1401 و 24/06/2022م

باید ارزش سپاسگزاری و قدرشناسی تقویت شود

 

مطالب مهم خطبه اول: عواقب طلاق / الگوهایی که باید به آنها اقتدا کنیم / سپاسگزاری و قدرشناسی / سپاسگزاری در سیره پیامبر خدا(ص) / وفاداری به مردم نیکوکار.

مطالب مهم خطبه دوم: رنج بدتر می شود / موانع پیش روی دولت / حفظ توانمندی ها / قدرت لبنان در مقابل دشمن / باید از مردم افغانستان حمایت کرد.

 

خطبه دینی:

خداوند متعال در کتاب عزیز خود می فرماید: «وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» [البقرة: 237] صدق الله العظيم.

 

عواقب طلاق

این آیه از جمله آیاتی است که در مورد طلاق صحبت می کند و خداوند متعال می خواهد با این آیات از عواقب ناشی از طلاق جلوگیری کند؛ زیرا طلاق غالباً منجر به قطع رابطه، کینه و دشمنی می شود که ممکن است این امر به زوجین ختم نشود و به خانواده، فرزندان و محیطی که در آن زندگی می کنند نیز گسترش یابد که ممکن است اثرات خطرناکی داشته باشد و این همان چیزی است که ما به طور فزاینده ای در واقعیت زندگی خود شاهد آن هستیم.

کافی است به واقعیت نگاه کنیم. می بینیم به محض وقوع طلاق، حریم ها دریده می شوند، رازها برملا می شوند و اسرار آشکار می شوند، گویا زوجین اصلاً با هم زندگی نکرده اند و در یک خانه حضور نداشتنه اند؛ بنابراین نه شوهر از خوبی های همسرش سخن می گوید و نه زن از خوبی های شوهرش صحبتی می کند.

آیه «وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» از زوجین می خواهد گذشته ای را که با هم زندگی کرده اند، نقشی را که هر یک در زندگی دیگری ایفا کرده اند و فداکاری های همدیگر را فراموش نکنند. به این امید که همه اینها فضای تنش و اختلاف را کاهش دهد و اگر منجر به بازگشت از طلاق هم نشود، شاید به تفاهم در مورد یافتن راه حل های متوازن برای مسئله حضانت، نگهداری، مهریه و... بینجامد، دیدگاه ها را به هم نزدیک کند و از رفتن به انتقام و بدخواهی جلوگیری کند.

 

الگوهایی که باید به آنها اقتدا کنیم

ممکن است برخی از مظاهر این آیه را در جوامع خود به صورت نمونه های مثبتی ببینیم که باید آنها را یادآوری کنیم. به این امید که دو طرف منازعه از آنها الگوبرداری کنند.

نمونه اول: شوهری است که پس از طلاق، همسر خود را در خانه ای که دارد همراه فرزندانش می گذارد و برای خود خانه دیگری اجازه می کند؛ خانه ای که شاید در همان ساختمان یا همان منطقه باشد و خرج او و فرزندانش را می دهد. انگار که هنوز هم با هم زن و شوهر هستند. همه اینها از باب فراموش نکردن گذشته ای است که با همسرش داشت و خوبی های او را انکار نمی کرد.

نمونه دوم: شوهری است که علیرغم اختلافی که پس از درخواست طلاق از سوی همسرش پیش آمده است، به دلیل مادر بودن و نیاز او به ماندن در کنار فرزندانش، از حق شرعی و قانونی خود در حضانت فرزندان می گذرد و به دلیل حق قانونی خود برای حضانت فرزندانش، از روی احساسات یا بدخواهی رفتار نمی کند.

نمونه سوم: زنی است که وقتی شوهرش را از پرداخت مهریه ناتوان می بیند، طلاقش مانع از آن نمی شود که از مهریه خود صرف نظر نکند و شوهرش را از پرداخت آن معاف ندارد.

ما نیاز داریم ارزش‌هایی را که خداوند مبنای زندگی زناشویی قرار داده تا زندگی بر اساس آنها بنا شود، تقویت کنیم. فرموده است: «وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ»(بقره: 228). خداوند می خواهد که با پایان یافتن زندگی زناشویی این ارزشها از بین نروند. چنانکه غالباً می بینیم، وقتی زندگی زناشویی تمام می شود، همه خوبیها و زیباییهای آن نیز به فراموشی سپرده می شود که آثار آن را در دادگاه های شرعی و رسمی می بینیم. خداوند در این باره می فرماید: «فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ» [البقرة: 229].

 

سپاسگزاری و قدرشناسی

آیه «وَلَا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ» گرچه در مورد طلاق وارد شده است، ولی به موضوع طلاق محدود نمی شود؛ بلکه اصلی کلی است که باید بر فرایند تعامل با همه کسانی که اثر مثبتی در زندگیمان به جای گذاشته اند، ولی به هر دلیل مجبور به متارکه شده ایم، حاکم باشد و فرقی ندارد که این متارکه بر اثر مرگ باشد یا نقل مکان به جای دیگر، چه از اقوام باشند یا همسایه، دوستان، معلمان، علما، کارگران و خدمتگزاران. نباید مهربانی و سخاوتشان را فراموش نکنیم و بکوشیم که خوبی هایشان را جبران کنیم؛ چه زنده باشند و چه بدرود زندگی گفته باشند. چون ما غالباً با گذشت زمان یا تغییر شرایط یا در صورت بروز اختلاف به کلی خوبی هایشان را فراموش می کنیم.

این از باب سپاسگزاری و پاسداشت خوبی هایی است که خداوند متعال بر بندگانش خود واجب کرده است. در حديث آمده است: «يقول الله تبارك وتعالى لعبدٍ من عبيده يوم القيامة: أشكرت فلاناً؟ فيقول: بل شكرتك يا ربّ، فيقول: لم تشكرني إذ لم تشكره؛ در روز قیامت خداوند متعال به یکی از بندگان خود می گوید: آیا از فلانی تشکر کردی؟ می گوید: خدایا! از تو تشکر کردم. خداوند می فرماید: اگر از او تشکر نکرده ای، از من نیز تشکر نکرده ای؟»

امام زين العابدين(ع) درباره روش جبران نیکی چنین می فرماید: «وَأمّا حَقُّ ذِي المَعْرُوفِ عَلَيكَ، فَأَنْ تَشْكُرَهُ وتَذْكُرَ مَعْرُوفَهُ وتَنْشُرَ لَهُ الْمَقَــالَةَ الْحَسَنَةَ، وَتُخلِصَ لَهُ الدُّعَاءَ فِيمَــــا بَينَكَ وبَيْنَ اللهِ سُبْحَانَهُ، فَإنَّكَ إذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ، كُنْتَ قَدْ شَكَرْتَهُ سِرًّا وَعَلانِيَـةً. ثُمَّ إنْ أَمْكَنَ مُكَافَأَتَهُ بالْفِعْلِ كَافَأتَهُ، وإلَّا كُنْتَ مُرْصِدًا لَهُ مُوطِّنًا نَفْسَكَ عَلَيْهَا؛ و اما حقّ كسى كه به تو نيكى مى كند اين است كه از او تشكر كنى و نيكيش را به زبان آورى و از وى به خوبى ياد كنى و ميان خود و خداوند عز و جل برايش خالصانه دعا كنى . اگر چنين كنى بي گمان پنهانى و آشكارا از او تشكر كرده باشى . وانگهى اگر روزى توانستى نيكى او را جبران كنى ، جبران كن ی نموده خوبیش را فراموش نکنی و خوبیش را منتشر نمائی و در حق او مخلصانه دعا کنی ؛ که اگر چنین نمودی؛ در ظاهر و پنهان شکر گزاری نموده ای و اگر میتوانی خوبی او را با خوبی جبران نما و چناچه او فعلا نیازمند  کمک نیست متـوجه و مراقب باش تا اگر مشکلی پیدا کرد فوراً برای رفع مشکلش اقدام نمائی».

 

سپاسگزاری در سیره پیامبر خدا(ص)

این رفتار در جای جای سیره پیامبر خدا(ص) دیده شده است. به طوری که شکرگزاری و قدردانی از بارزترین خصوصیات آن حضرت بود.

تبلور این امر در رابطه ایشان با حضرت خدیجه(س) همسر اولشان دیده می می شود. او در زندگی و رسالت پیامبر خدا(ص) تأثیر به سزایی داشت و پس از رحلت ایشان پیامبر نیز مکرراً از خوبی های او یاد می کرد و به خاطر همین خوبی ها بسیار از او یاد می نمود. نقل شده است که وقتی شنید یکی از همسرانشان منکر خوبی ها و احسان خدیجه(س) شده و گفته است: "خداوند بهتر از او را به تو داده است." بسیار عصبانی شد و به او فرمود: «ما أبدَلَني اللهُ عزَّ وجلَّ خَيرًا منها؛ قد آمَنَتْ بي إذ كفَرَ بي الناسُ، وصدَّقَتْني إذ كذَّبَني الناسُ و واسَتْني بمالِها إذ حرَمَني الناس؛ خدا زنی بهتر از خدیجه به من نداد. هنگامی که مردم تکذیبم می‌کردند، او مرا تصدیق کرد و هنگامی که مردم مرا تحریم کردند، با ثروتش کمکم کرد.»

این امر در موضع گیری رسول خدا(ص) نیز نمایان بود. پس از این که قریش، پیامبر و بنی هاشم را به دلیل همراهی با آن حضرت تحریم و در شعب ابوطالب محاصره کردند و کار به جایی رسید که مردم که علف های زمین را می خوردند، مردی از قریش به نام ابوالبختری بن هشام از گروهی از قریش خواست که این تحریم را لغو کنند و به محاصره پایان دهند. در نتیجه موفق شد عده ای از بزرگان قریش را با خود همراه کند. به  همین دلیل در جنگ بدر وقتی ابوالبختری با لشکر مشرکان همراه شد، رسول خدا(ص) سفارش کرد: «هر کس با ابوالبختری بن هشام برخورد کرد، او را نکشد.» در نتیجه مسلمانان از کشتن او خودداری کردند.

همین قدر شناسی را درباره یکی دیگر از اصحاب به نام حاطب بن ابی بلطعه نیز می بینیم. او از مهاجرانی بود که در جنگ بدر شرکت داشت. در سیره آمده است که وقتی رسول خدا(ص) تصمیم گرفت مکه را فتح کند، به اصحاب توصیه کرد که موضوع را مخفی نگه دارند؛ زیرا می خواست با صلح وارد مکه شود نه جنگ؛ اما حاطب این راز را برای قریش فاش کرد و هنگامی که پیامبر(ص) از ماجرا آگاه شد، علت این کار را از او پرسید و او گفت: خانواده من در مکه هستند، ترسیدم که برایشان اتفاقی بیفتد و خواستم با قریش ارتباط داشته باشم تا آنها به خانواده ام آسیب نزنند. پس رسول خدا او را بخشید؛ زیرا او در جنگ بدر دلاورانه جنگیده بود.

 

وفاداری به مردم نیکوکار

عزیزان! ما نیاز مبرمی به تحکیم این ارزش در زندگی خود داریم. باید ولو اندک، خوبی های انسانهای نیکوکار را جبران کنیم و بدین ترتیب ایمان همراه با سپاسگزاری و قدرشناسی خود را نشان دهیم و محبت و دوستی را در جامعه عمیقتر کنیم؛ زیرا با نیکی، محبت در دل ها کاشته می شود و به واسطه آن می توانیم احساس خوبی را تقویت کنیم، حیطه آن را گسترش دهیم و حضور آن را تقویت کنیم.

خداوند به ما توفیق دهد آنچه را که ما را به آن فراخوانده است، عملی کنیم. فرموده است: «هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ« [الرّحمن: 60]. تا سپاسگزار کسانی باشیم که به ما خوبی کرده اند و در همگرایی و حتی بروز اختلاف، به آنها وفادار باشیم.

«رَبَّنَا آَتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآَخِرَةِ حَسَنَةً» [البقرة: 201]، «سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ * وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ * وَالْحَمْدُ للهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» [الصافات: 180 – 182].

 

خطبه سیاسی:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا! شما و خودم را به همان چیزی توصیه می کنم که لقمان حکیم به فرزندش سفارش کرد. فرمود: «يا بنيّ، أحثّك على ستّ خصال ليس منها خصلة إلَّا تقرّبك إلى رضوان الله تعالى وتباعدك من سخطه. أولاً: أن تعبد الله لا تشرك به شيئاً. ثانياً: الرّضا بقدر الله تعالى فيما أحببت أو كرهت. الثالث: أن تحب في الله وتبغض في الله. الرابع: تحبّ للناس ما تحبّ لنفسك. الخامس: كظم الغيظ والإحسان إلى من أساء إليك. السادس: ترك الهوى ومخالفة الردى؛ فرزندم! تو را به شش کار سفارش می کنم که تو را به رضای خدا نزدیک و از خشم او دور می کنند. اول: خدا را کن و برای او شریک قرار نده. ثانیاً: رضایت داشتن به حکم خداوند متعال در آنچه می پسندی یا نمی پسندی. سوم: دوست داشتن برای خدا و دشمنی برای خدا. چهارم: هر چیزی را که برای خود دوست داری، برای مردم دوست بداری. پنجم: فروخوردن خشم و احسان نسبت به کسی که به تو بدی کرده است. ششم: ترک شهوات و مخالفت با اعمال بد.»

ما نیاز مبرمی داریم که به این توصیه ها عمل کنیم. توصیه هایی که به وسیله آن رضای خدا را بدست می آوریم و در رویارویی با چالشها آگاهتر، مسئولیت پذیرتر و تواناتر می شویم.

 

رنج بدتر می شود

از درد و رنج لبنانی ها در عرصه های اقتصادی و معیشتی آغاز می کنیم؛ زیرا به نظر می رسد که رنج آنها در این زمینه ها توقف پذیر نیست، بلکه روز به روز بدتر می شود؛ زیرا لبنانی ها دیگر دغدغه ای برای تأمین مالی که اساسی ترین مایحتاج زندگیشان را تضمین می کند، ندارند؛ بلکه دغدغه شان ناتوانی در تأمین و دسترسی به این نیازمندیهاست و این را کسانی می بینند که امروز پشت در نانوایی صف می کشند تا یک بسته نان و نه بیشتر را تأمین کنند و قبل از آن در صفهای طولانی پشت در جایگاههای سوخت است صف می کشیدند و ممکن است دوباره به این وضعیت برگردند یا کسانی که در جستجوی دارو برای خود یا وابستگان خود پشت در داروخانه ها، بیمارستانها و مراکز بهداشتی له له می زنند یا کسانی که پزشکان مطمئنی برای درمان خود پیدا نمی کنند؛ چون پزشکان برای دستیابی به شرایط بهتر زندگی، تصمیم به ترک کشور گرفته اند یا بیمارستانی که دیگر هیچ مریضی را نمی پذیرد یا منتظر آمدن برق هستند تا نیاز خود را از آن برآورده کنند و غالباً نمی آید و حتی در کشور آب به دنبال آب هستند.

همه اینها در زمانی اتفاق می افتد که لبنانی‌ها نشانه‌ای از امید به پایان رنج‌هایشان را نمی ببینند، بلکه کسانی که عهده دار امور مالی یا سیاسی هستند به آنها نوید می دهند که رنجشان طولانی خواهد بود و به این زودی امیدی برای درمان این وضعیت وجود ندارد و کشور پس از اتمام بودجه‌ای که به دلیل سیاست‌های فساد، اتلاف و سوء مدیریت، لبنانی‌ها برای تأمین نیازهای خود به آن وابسته هستند، بیشتر به سمت فروپاشی می رود و آنها دیگر چیزی برای رفع نیازهای اولیه خود ندارند و ممکن است وضعیت به حدی برسد که از سروسامان دادن به امورشان نیز ناتوان شوند. بهترین دلیل همین بس که کارمندان بخش دولتی به دلیل حقوق کم اعتصاب کرده اند و در این زمینه ارتش و نیروهای امنیتی لبنان نیز در رنج و محرومیت قرار دارند و آنچه لبنانی ها در این زمینه از صندوق بین المللی پول انتظار دارند نیز بحران را حل نمی کند.

اما خارجیهایی که انتظار می رود به لبنان کمک کنند، همچنان به لبنان پشت کرده اند و جز در چارچوب شرایط خود به لبنان کمکی نمی کنند. شروطی که به انجام اصلاحات توسط دولت لبنان که متأسفانه تا کنون انجام نداده است، منحصر نمانده و به گزینه هایی تسری خواهد یافت که از لبنان می خواهند و شاید به ضرر آن باشند.

می ماند مسئله نفت و گازی که همه چیز منوط به آن شده است و در صورتی که وجود داشته باشد، به آسانی به دست نمی آید و اکنون نیز به نتیجه مذاکرات در حال انجام برای تعیین مرزهای دریایی محول شده که هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است و بیم آن می رود که با تعلل آمریکا و طمع صهیونیستها به این زودی ها نتیجه ندهد و اگر پس از امضای توافقنامه فنی برای انتقال گاز مصر به لبنان، راه حلی برای برق ظاهر شود، این اقدام علیرغم اهمیتی که دارد پاسخگوی نیاز لبنان به برق نخواهد بود و بستگی به شرایطی دارد که تا کنون محقق نشده است.

 

موانع پیش روی دولت

اما مورد دولت که باب اداره امور، حل مشکلات و چالش های پیش روی کشور است، اگرچه توظیف این دولت انجام شده است، اما بیم آن داریم با توجه به موانع و شروط مخالفی که در پیش رو آن قرار دارد، مسیر آن هموار نباشد و حتی اگر شرایط نیز برای آن فراهم شود، انتظار می رود در مدت کوتاه باقی مانده از دوره کنونی، چه از نظر بهبود اقتصادی و مالی و اصلاحات در سطح داخلی و چه مربوط به نحوه تعامل با خارج، نتواند نقش مطلوب خود را انجام دهد؛ هر چند دعا می کنیم لبنانی ها این امید خود را از دست ندهد و وقت باقیمانده را هدر ندهد؛ زیرا کشور توان از دست دادن زمان را ندارد.

از این رو به لبنانی ها عرض می کنیم: با کمال تأسف! در این مرحله جز اینکه با دستان خویش بر زخم های خود مرهم بگذارید و دست به دست هم دهید، همکاری کنید، همدردی کنید، از یکدیگر حمایت کنید و از یکدیگر حمایت کنید، چاره‌ای  ندارید.

در اینجا ما از همه ابتکاراتی که از لبنانی‌های داخل کشور می‌بینیم، علی‌رغم شرایطی که در آن قرار دارند، قدردانی می‌کنیم و این ابتکارها را از کسانی که در خارج از کشور هستند نیز می‌بینیم که نسبت به مردم و فرزندان خود بخیل نبوده و نخواهند بود و این روزها کانون امیدواری شده اند، تقدیر و تشکر کنیم.

 

حفظ توانمندی ها

در همین حال، از لبنانی‌ها می‌خواهیم که صدای اعتراض خود را در برابر همه کسانی که می‌خواهند توانایی‌های کشور را به هدر دهند یا کسانی که بر سر راه اصلاحات ایستاده‌اند، بلند کنند که تنها راه خروج کشور از بحران‌ها و اخلال در امنیت، ثبات و مراکز قدرت آن همین است.

مجدداً از سپرده گذاران درخواست می کنیم در مقابل کسانی که به دنبال ساکت کردن یا ناامید کردن آنها هستند و می خواهند در ازای مبلغ اندکی مردم از سپرده های خود دست بردارند، از مطالبه سپرده خود دست نکشند و همیشه به آنها می گوییم که اگر مطالبه باشد، هیچ حقی ضایع نخواهد شد.

 

قدرت لبنان در مقابل دشمن

به تهدیدهای رژیم صهیونیستی می رسیم که از سوی مقامات متعدد سیاسی و امنیتی آن را تکرار می‌شود. درخواست می کنیم که در برابر توطئه های دشمن اقدامات احتیاطی بیشتری صورت گیرد و برای مقابله با هرگونه ماجراجویی دشمن با تقویت وحدت در داخل کشور و بسیج عناصر قدرت در میان لبنانی ها، آمادگی همه جانبه ای ایجاد شود؛ البته ما این اظهارات را در چارچوب جنگ روانی دشمن صهیونیستی ارزیابی می کنیم تا لبنان در زمینه گاز یا موضوعات دیگر یا چیزهایی فراتر از آن به این رژیم امتیاز بدهد؛ زیرا لبنان با ارتش، مقاومت و آمادگی مردم آن برای قربانی کردن ارزشمندترین داشته های خود آن قدر توانایی دارد که اسباب عزت و آزادی کشور را فراهم کند.

 

باید از مردم افغانستان حمایت کرد

در خاتمه ما در کنار مردم فقیر افغانستان هستیم که این روزها از عواقب ناشی از زلزله ویرانگر که جان بسیاری از آنها را گرفت و خانه‌ها و مؤسسات را تخریب کرد، رنج می‌برند. آن هم در شرایطی که فاقد توانایی و امکانات کافی برای مقابله با این پیامدها هستند. از جهان عرب و دنیای اسلام و کل جهان می‌خواهیم که در این درد و رنج در کنار این مردم باشند و از هر طریق به آنها کمک کنند.