خطبه جمعه، 17 شهریور ماه 1402

مطالب مهم خطبه اول: سالروز رحلت پیامبر رحمت / پاره‌ای از سفارش‌های رسول خدا(ص) / روش حکومت‌داری پیامبر / تجدید عهد با پیامبر.

مطالب مهم خطبه دوم: رنج شروع سال تحصیلی / ادامه خلأ در ریاست جمهوری / بحران آوارگان سوریه / عواقب درگیری‌ها / جمعیت میلیونی زائران حسینی.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

23 صفر 1445 برابر با 17 شهریور 1402 و 08/09/2023 م

برخی از توصیه‌های پیامبر خدا به مسلمانان

 

مطالب مهم خطبه اول: سالروز رحلت پیامبر رحمت / پاره‌ای از سفارش‌های رسول خدا(ص) / روش حکومت‌داری پیامبر / تجدید عهد با پیامبر.

مطالب مهم خطبه دوم: رنج شروع سال تحصیلی / ادامه خلأ در ریاست جمهوری / بحران آوارگان سوریه / عواقب درگیری‌ها / جمعیت میلیونی زائران حسینی.

 

خطبه اول:

خداوند سبحانه و تعالی در کتاب عزيز خود می‌فرماید: «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللهَ شَيْئاً وَسَيَجْزِي اللهُ الشَّاكِرِينَ» [آل عمران: 144] صدق الله العظيم.

 

سالروز رحلت پیامبر رحمت

بیست و هشتم ماه صفر، سالروز رحلت پیامبر رحمت و پیشوای خیر و نیکی، محمد بن عبدالله(ص) است، روزی که رسول خدا(ص) از دنیا رفت و اندوه، درد و غم در دل مؤمنان به جای گذاشت.

با فقدان او، مسلمانان کسی را از دست دادند که حلقه وصل آنان با وحی و اخبار آسمانی بود و آنان را از ظلمات جهل، عقب ماندگی و بندگی خارج کرد و به سوی نور علم، آگاهی و هدايت ايمان برد و برایشان بسان پدری مهربان، معلم و مربی بود. پیامبر خدا به رغم منزلت والا، جايگاه عظیم و مقام خود نزد پروردگار، برای مسلمانان آن گونه بود که خداوند درباره او فرموده است: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ الله لِنْتَ لَهُمْ» [آل عمران: 159] «وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ» [القلم: 4]. او جز خندان، متواضع و مهربان دیده نمی‌شد که با همه اعم از کوچک و بزرگ می‌نشست و خود را از آنان متمایز نمی‌دید. تا حدی که وقتی کسی به جایی وارد می‌شد که او در آنجا حضور داشت، می‌پرسد: محمد کدام یک از شماست؟ احوال اصحاب خود را می‌گرفت و اگر سه روز یکی از آنها را نمی‌دید، از او خبر می‌گرفت و اگر مریض بود به عیادتش می‌رفت و اگر گرفتار بود کمکش می‌کرد.

نگاهش را بین حاضران تقسیم می‌کرد و به حرف‌های هم‌صحبت خود خوب گوش می‌داد و روی خود را از کسی برنمی‌گردانید و از نشستن در حالی که دیگران به او خدمت کنند، متنفر بود و بسیار متواضع بود تا جایی که وقتی مردی نزد او آمد و لرزش او را فراگرفت، پیامبر(ص): "راحت باش ، من فرزند زنی قریش هستم که گوشت خشک شده می‌خورد."

از این رو اصحابش او را چنان دوست داشتند که جز محبت خدا نمی توانست با آن برابری کند. عشقی که  بر حب فرزند، پدر، مادر، زن و شوهر و حب مال مقدم بود. اصحاب طاقت جدایی از او را نداشتند و به محض اینکه یکی از اصحاب او را ترک می‌کرد، سریع به سوی او باز می‌گشت تا از فضل و دانش او بی‌بهره نماند. نقل شده است که یکی از اصحابش نزد آن حضرت آمد و به دلیل جدایی در آخرت، به خاطر مقام والای آن حضرت نزد خداوند، می‌گریست. این مرد آرام نشد اینکه رسول خدا(ص) به او بشارت داد: «فإنَّ المرء إنما يحشر يوم القيامة مع من أحبّ؛ انسان در روز قیامت با کسانی که دوستشان دارد، محشور می‌شود».

آری، فقدان رسول خدا برای مسلمانان بسیار سخت بود، اما با وجود عظمت این مصیبت، اسلام ادامه یافت، تقویت شد و در تمام مناطق جهان گسترش یافت.

پیامبر خدا(ص) امت خود را بدون بیان آنچه که برای تکمیل راه اسلام لازم بود، از جمله دستورات مربوط به رابطه مسلمانان با یکدیگر، وظایفی که در انتظار آنهاست و هر آنچه از فتنه‌ها، گمراهی و انحرافی که ممکن است بعد از او پیش بیاید، رها نکرد. مخصوصاً سفارش او در مورد کسی که عهده‌دار ولایت امر امت می‌شود و به خوبی می‌تواند عهده‌دار به دوش کشیدن و حفظ ولایت بر امت شود که وی امیرالمؤمنین علی(ع) است.

امروز به همین مناسبت می‌خواهیم به برخی از آخرین وصایای آن حضرت بپردازیم. این وصایا حائز اهمیت هستند؛ زیرا بیانگر دغدغه‌های ذهنی رسول خدا(ص) در آخرین لحظات عمر شریف آن حضرت است که می‌خواست قبل از ترک زندگی، مردم را به آن توجه دهد.

 

پاره‌ای از سفارش‌های رسول خدا(ص)

توصیه اول: در ميان مردم ايستاد و فرمود: «أيُّها النّاسُ وَ اللّه ِ ما مِن شَيءٍ يُقَرِّبُكُم مِنَ الجَنَّةِ و يُباعِدُكُم مِنَ النّارِ إلاّ و قَد أمَرتُكُم بِهِ ، و ما مِن شَيءٍ يُقَرِّبُكُم مِنَ النّارِ و يُباعِدُكُم مِنَ الجَنَّةِ إلاّ و قَد نَهَيتُكُم عَنهُ؛ اى مردم! به خدا سوگند هيچ چيزى نيست كه شما را به بهشت نزديك و از آتش دوزخ دور گرداند، مگر اين كه شما را به آن فرمان دادم و هيچ چيزى نيست كه شما را به آتش دوزخ نزديك و از بهشت دور سازد، مگر اين كه شما را از آن باز داشتم.»، «إنَّ دِماءَكُم و أموالَكُم و أعراضَكُم علَيكُم حَرامٌ إلى أن تلقوا ربّكم؛ تا زمانی که  خداوند را ملاقات می‌کنید، همانا خون‌ها و اموال و اَعراض شما بر شما حرام(محترم) است.»، «لا ترجعوا بعدي كفّاراً يضربُ بعضُكم رقابَ بعض؛ بعد از من کافر نشوید که برخی از شما گردن برخی دیگر را بزند.»، «اَيُّـهَا النّـاسُ! اِنَّ رَبَّكُمْ واحِدٌ و اِنَّ اَباكُمْ واحِدٌ كُلُّـكُمْ لاِ?َمَ وَ آدَمُ مِنْ تُـرابٍ «اِنَّ اَكرَمَـكُمْ عِنْدَ اللّه ِ اَتْقيكُـمْ» وَ لَيْسَ لِعَرَبىٍّ عَلى عَجَمِىٍّ فَضْلٌ اِلاّ بِالتَّقْوى. ألا هل بلَّغت؟ اللَّهمَّ اشهد!. قالوا: نعم. قال فليبلِّغ الشَّاهدُ الغائب؛ اى مردم! پروردگارتان يكى است، پدرتان هم يكى است، همه شما از آدميد و آدم از خاك است. «گرامى‌ترين شما نزدخداوند، پرهيزكارترين شماست. عرب را بر عجم هيچ برترى نيست، مگر به تقوا. آیا مطلب را رساندم؟ خدایا گواه باش. گفتند: آری. فرمود: پس شاهد به غائب خبر دهد.»

توصیه دوم: وقتی شنید که مسلمانان اعم از زن و مرد با شنیدن خبر نزدیک بودن اجل پیامبر خدا به گریه افتادند. پیامبر خدا در حالی که به علی(ع) و عمویش عباس تکیه داده بود وارد مسجد شد. ایستاد و خطاب به مردم چنین فرمود: «أیها الناس ، فماذا تستنكرون من موت نبیكم ؟ ألم ینع إلیكم نفسه وینع إلیكم أنفسكم ، أم هل خلّد أحد ممّن بعث قبلی فیمن بعثوا إلیه فأخلد فیكم؟ ألا إنّی لاحق بربّی ، وقد تركت فیكم ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا ، كتاب الله بین أظهركم تقرؤونه صباحاً ومساءً ، فیه ما تأتون وما تدعون ، فلا تنافسوا ولا تباغضوا ، وكونوا إخواناً كما أمركم الله ، ألا أوصیكم بعترتی أهل بیتی؛ امّا بعد، اى مردم! آیا مرگ پیامبر خود را خوش نمی‌دارید؟! آیا او، خبر مرگ خود و شما را برایتان نقل نكرده است؟! آیا پیامبران پیش از من، جاویدان زندگى كردند تا من نیز در میان شما جاویدان، زنده بمانم؟! آگاه باشید كه من به پروردگارم ملحق خواهم شد و در میان شما چیزى را باقى می‌گذارم كه اگر بدان تمسک جویید، گمراه نمی‌شوید؛ من كتاب خدا را كه نزد شماست، برایتان باقى می‌گذارم. شما این كتاب را صبح و شام تلاوت می‌کنید و اعمال و آرزوهاى خود را در آن می‌بینید. از این رو با هم به رقابت برنخیزید، به هم دیگر حسادت و دشمنى نورزید و همان گونه كه خداوند به شما فرمان داده است با هم برادر باشید. آگاه باشید كه پس از كتاب خدا، شما را به عترت و اهل بیت خود وصیت می‌کنم. تا روز قیامت هرگز از دور آن‌ها پراکنده نشوید.»

اما توصیه سوم: در حالی که سخت بیمار بود، فضل بن عباس نزد او آمد. حضرت به او فرمود: «این پارچه را سفت کن. او نیز آن را سفت کرد. این پارچه‌ای بود که وقتی درد شدید می‌شد، به سر می‌بست. سپس به او فرمود: «دستت را به من بده.» پس دست راستش را گرفت و برخاست تا وارد مسجد شد. پس از حمد و ثنای الهی فرمود: «معاشر النّاس، قد دنا منّی خفوقٌ من بین أظهركم وإنما أنا بشر، فأیما رجل كنت أصبت من عرضه شیئاً، فهذا عرضی فلیقتصّ، وأیما رجل كنت أصبت من بشره شیئاً، فهذا بَشَری فلیقتصّ، وأیما رجل كنت أصبت من ماله شیئاً، فهذا مالی فلیأخذ منه. واعلموا أنَّ أولاكم بي رجلٌ كان له من ذلك شيء، فأخذه أو حلّلني، فلقيت ربي وأنا محلّل لي، ولا یقولنّ أحد منكم إنّی أخاف العداوة والشَّحناء من رسول الله، ألا إنَّ العداوة والشّحناء لیستا من طبیعتی ولا من خلقی ومن غلبته نفسه على شيء، فليستعن بي حتى أدعو له؛ ای مردم! نزدیک است که از میان شما بروم. من نیز بشر هستم. پس هر کس به آبرویش لطمه زده‌ام، این آبروی من بیاید و تقاص کند و هر کس که به پوست او آسیبی زده‌ام، این پوست من. بیاید و تقاص کند و هر کس که به مال او آسیبی زده‌ام این مال من. بیاید و از من بگیرد. بدانید نزدیکترین شما به من کسی است که حقی بر من داشته باشد. پس آن را از من بگیرد و مرا حلال کند و من در حالی خدای خود را ملاقات کنم که چیزی بر ذمه‌ام نباشد. کسی نگوید که من از دشمنی و درشتی رسول خدا ترسیدم. آگاه باشید که دشمنی و درشتی از طبیعت و اخلاق من نیست  و هر کس که خواسته‌اش بر چیزی قرار گرفت، باید به من کمک کند تا برای او دعا کنم.»

مردی از اصحاب برخاست (ببینید که چگونه رسول خدا(ص) به یارانش می آموزد که به رغم آگاهی از جایگاه والای پیامبر، با آزادی کامل با او سخن بگویند) و عرض کرد: «ای پیامبر خدا! روزی از یکی از کوچه‌های مدینه می‌گذشتم. شما بر شتر سوار بودید. شتر از فرمان شما سرپیچی کرد و شما می‌خواستید با شلاق شتر را برانید، اما شلاق به بدن من خورد. پیامبر خدا فرمود: از روی عمد نبوده است. اما مرد گفت: اما قصاص دارد. پیامبر خدا فرمود: آیا قصاص می‌خواهی؟ مرد عرض کرد: آری! می‌خواهم همان طور که شما مرا زدید، من نیز شما را بزنم. پیامبر خدا بدن خود را برای او عریان کرد. مردم با حیرت به مردی نگاه می‌کردند که این چنین بر پیامبر جرئت یافته است. ولی مرد منظور دیگری داشت. مرد به سوی پیامبر رفت و بدن آن حضرت را بوسید و عرض کرد: از آتش جهنم به محل قصاص بدن پیامبر خدا پناه می‌برم. پیامبر خدا به او فرمود: آیا قصاص می‌کنی یا می‌بخشی؟ عرض کرد: می‌بخشم. در اینجا پیامبر خدا فرمود: خدایا! همان طور که او مرا بخشید، تو نیز او را ببخش.»

 

روش حکومت‌داری پیامبر

رسول خدا(ص) از این طریق می‌خواست یک روش حکومت‌داری برای حاکمان ترسیم و آن را با سه نکته تعریف کرد:

اولاً: تنها دغدغه‌اش این بود که دنیا را در حالی ترک کند که حقی از مردم بر ذمه‌اش باشد. شاید با گرفتن اموال یا تباه کردن زندگی یا آسیب رساندن به مقدرات مردم، به آنها ظلم کرده باشد. می‌خواست پروردگارش را در حالی ملاقات کند که هیچ کس حقی بر او نداشت باشد و در این باره آماده قصاص بود. چون اگر در دنیا قصاص اتفاق نیفتد که باید اتفاق بیفتد، زمانی اتفاق می‌افتد که مردم در برابر پروردگار جهانیان برمی‌خیزند که در آن عذاب سخت است.

در حدیث آمده است: «يَوْمُ اَلْمَظْلُومِ عَلَى اَلظَّالِمِ أَشَدُّ مِنْ يَوْمِ اَلظَّالِمِ عَلَى اَلْمَظْلُومِ؛ روز ستمدیده بر ستمكار سخت‌تر از روز ستمكار بر ستمدیده  است.»

ثانیاً : حاکم و هر کس که در مصدر مسئولیت است باید با مردم شفاف باشد و عملکرد خود را به مردم ارائه دهد و انتقادشان را بپذیرد. در منطق رسول خدا(ص) هیچ کس بالاتر از انتقاد یا قانون نیست، حتی اگر مقامش به اندازه مقام رسول خدا(ص) باشد و هیچ یک از مردم به این مقام نرسید. حضرت علی(ع) که شاگرد رسول خدا(ص) بود به عنوان حاکم مردم را به همین کار فرا می خواند: «فَلاَ تُكَلِّمُونِي بِمَا تُكَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ، وَلاَ تَتَحَفَّظُوا مِنِّي بِمَا يُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ، وَلاَ تُخَالِطُونِي بِالْمُصَانَعَةِ، وَلاَ تَظُنُّوا بِىَ اسْتِثْقَالا فِي حَقٍّ قِيلَ لِي، وَلاَ الْتمَاسَ إِعْظَام لِنَفْسِي، فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ يُقَالَ لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ يُعْرَضَ عَلَيْهِ، كَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَيْهِ. فَلاَ تَكُفُّوا عَنْ مَقَالَة بِحَقٍّ، أَوْ مَشْوَرَة بِعَدْل؛ آن‌سان كه با جباران سخن می‌گویند، با من سخن مگویید و از من پنهان مدارید آنچه را از مردم خشمگین به هنگام خشمشان پنهان می‌دارند. نیز به چاپلوسى و تملق با من آمیزش مكنید. و مپندارید كه گفتن حق بر من گران می‌آید. و نخواهم كه مرا بزرگ انگارید، زیرا هر كه شنیدن حق بر او گران آید، یا نتواند اندرز كسى را در باب عدالت بشنود، عمل كردن به حق و عدالت بر او دشوارتر است. پس با من از گفتن حق یا رأى زدن به عدل باز نایستید.»

ثالثاً : در حالي كه سخت بيمار بود، بر لزوم یکسانی حرف و عمل حاكم و مسئول جامعه تأكيد كرد تا مصداق اين آيه نباشد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ * كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ الله أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ» [الصفّ: 2 -3].

 

تجدید عهد با پیامبر

در سالروز رحلت رسول خدا(ص) دل‌هایمان را روانه مضجع شریف رسول خدا(ص) کرده و به آن حضرت عرض می‌کنیم: «بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یا رَسُولَ اللَّهِ، لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ ینْقَطِعْ بِمَوْتِ غَیرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ؛ خَصَّصْتَ حَتَّى صِرْتَ مُسَلِّیاً عَمَّنْ سِوَاكَ، وَ عَمَّمْتَ حَتَّى صَارَ النَّاسُ فِیكَ سَوَاءً؛ وَ لَوْ لَا أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْجَزَعِ، لَأَنْفَدْنَا عَلَیكَ مَاءَ الشُّئُونِ وَ لَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا وَ الْكَمَدُ مُحَالِفاً، وَ قَلَّا لَكَ؛ پدر و مادرم فداى تو اى رسول خدا! با مرگ تو رشته‏اى برید كه در مرگ دیگران نبرید، با مرگ تو رشته پیامبرى و فرود آمدن پیام و اخبار آسمانى گسست، مصیبت تو، دیگر مصیبت دیدگان را به شكیبایى واداشت و همه را در مصیبت تو یكسان عزادار كرد، اگر به شكیبایى امر نمى‏كردى و از بى‏تابى نهى نمى‏فرمودى، آنقدر اشك مى‏ریختم تا اشكها تمام شود و این درد جانكاه همیشه در من مى‏ماند و اندوهم جاودانه مى‏شد، كه همه اینها در مصیبت تو ناچیز است.»

پس بیایید با او تجدید عهد کنیم که راه او را ادامه خواهیم داد و بدون تغییر و تبدیل، به آموزه های او عمل خواهیم کرد و تمام توان خود را برای رساندن صدای رسالت او تا دورترین به کار خواهیم گرفت تا پس از رحلت او، دچار عقبگرد نشویم.

دعای ما همان است که امام زین العابدین(ع) می فرمود: «اللّهُمّ فَارْفَعْهُ بِمَا كَدَحَ فِيكَ إِلَى الدّرَجَةِ الْعُلْيَا مِنْ جَنّتِكَ‏ حَتّى لَا يُسَاوَى فِي مَنْزِلَةٍ، وَ لَا يُكَافَأَ فِي مَرْتَبَةٍ، وَ لَا يُوَازِيَهُ لَدَيْكَ مَلَكٌ مُقَرّبٌ، وَ لَا نَبِيّ‏ٌ مُرْسَلٌ؛ خدايا پس به سبب زحمتي که براي تو کشيده؛ او را به بالاترين درجات بهشت برآورد، تا کسي در منزلت با او برابر نباشد و در مرتبت با او همسر نگردد و هيچ فرشته مقرّب و پيغمبر مرسل نزد تو با او به موازات برنيايد.»

 

خطبه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای بندگان خدا، به شما و خودم توصیه می کنم که به توصیه امام رضا(ع) به یکی از یارانش عمل کنیم: «أبلِغ عَنّي أولِيائِيَ السَّلامَ، وقُل لَهُم أن لا يَجعَلوا لِلشَّيطانِ عَلى أنفُسِهِم سَبيلاً ، ومُرهُم بِالصِّدقِ فِي الحَديثِ وأداءِ الأَمانَةِ ، ومُرهُم بِالسُّكوتِ ، وتَركِ الجِدالِ فيما لا يَعنيهِم ، وإقبالِ بَعضِهِم عَلى بَعضٍ ، وَالمُزاوَرَةِ ، فَإِنَّ ذلِكَ قُربَةٌ إلَيَّ . ولا يَشغِلوا أنفُسَهُم بِتَمزيقِ بَعضِهِم بَعضًا؛ دوستانم را از جانب من سلام برسان و به آنان بگو كه شيطان را به خود راه ندهند؛ و ايشان را به راستگويى و امانتدارى سفارش كن. به آنان توصيه كن كه خاموشى گزينند و بحث و جدلهاى بيهوده را رها كنند، به يكديگر روى آورند و به ديدن هم بروند؛ زيرا كه اين امور، باعث نزديك شدن به من مى شوند، خود را سرگرم تكه پاره كردن يكديگر نكنند.»

عزیزان، ما شدیداً محتاجیم که به این توصیه‌ها عمل کنیم و محبت خود را به این امام بزرگوار ابراز نماییم و به او وفادار باشیم؛ چرا که ولایت آن حضرت جز با عمل و تقوا به دست نمی‌آید. از خداوند می‌خواهیم که ما را در این امر یاری فرماید تا بتوانیم متحدتر، منسجم‌تر و تواناتر در برابر وسوسه‌های شیطان و نفس اماره خودمان عمل کنیم و بدین ترتیب بتوانیم با چالش ها مقابله نموده و آرزوهای خود را عملی بسازیم.

 

رنج شروع سال تحصیلی

از رنجی آغاز می‌کنیم که این روزها با شروع سال تحصیلی شاهد آن هستیم. بسیاری از والدین به دلیل شهریه‌های سنگین و گرانی کتاب و لوازم التحریز نمی‌توانند شرایط تحصیل فرزندان خود را در مدارس و دانشگاه ها فراهم کنند. در حالی که مدارس دولتی که پناهگاه این مردم است، درهایشان همچنان بسته است و بیم آن می‌رود که با تداوم اعتصاب معلمان پس از عمل نکردن دولت به تعهدات خود در قبال تأمین مطالبات برحق و حق زندگی آبرومندانه آنها، این مشکل نیز به درد و رنج معیشت و زندگی افزوده شود. در حالی که دولت مسئول در قبال شهروندان و حل بحران هایشان به ایفای نکردن نقش مطلوب در کاهش بار شهروندان و کمک به آنها برای غلبه بر این شرایط دشوار با تشدید کنترل بر تجار بزرگ بسنده نمی‌کند، بلکه در صورت تصویب بودجه در مجلس به بهانه تأمین منابع مالی خزانه با افزایش تصاعدی عوارض و مالیات شاهد افزایش رنج آنها خواهیم بود.

در اینجا مجدداً تأکید می‌کنیم که دولت حق دارد برای انجام مسئولیت خود مالیات و عوارض وضع کند، اما نه در این مرحله دشوار که شهروندان از تحمل بارهای سنگین کنونی عاجزند تا چه رسد به دو برابر شدن آن در آینده؟!

از این رو امیدواریم نمایندگان مردم در مجلس صدای مردم و حافظ منافع آنها باشند و از دولت بخواهند که برای تأمین هزینه های خود به سیاست دست درازی به جیب خالی لبنانی ها ادامه ندهد، بلکه به سمت کسانی برود که پول و سپرده‌های مردم را هدر دادند و پول‌های دزدیده و قاچاق شده را بازگردانند، منافذ اتلاف و فساد را ببندند و از سرمایه های دولتی به درستی استفاده کنند.

 

ادامه خلأ در ریاست جمهوری

متأسفانه همه این اتفاقات در حالی رخ می‌دهد که چرخ‌های نهادهای دولتی از چرخش بازمانده است و خلأ در ریاست جمهوری همچنان ادامه دارد و در انتظار روشن شدن مواضع احزاب در مورد گفتگوی مورد نظر رئیس مجلس است که همچنان بهترین راه برای انجام این انتخاب است. چون مشخص شده است که هیچ گروهی نمی‌تواند این انتخاب را به نفع خود رقم بزند یا اینکه یک طرف به نفع دیگران عقب نشینی کند. در حالی که به نظر می‌رسد مسیر تعیین شده از سوی هیئت فرانسوی برای گفت‌وگو فراهم نیست که اگر هم اتفاق بیفتد، جایگزینی برای گفتگوی داخلی نخواهد بود؛ زیرا هیچ راه‌حل خارجی جز از طریق گفتگوی داخلی وجود ندارد.

از این رو، مجدداً از نیروهای سیاسی که گفتگو را رد کرده یا اظهار نظر نکرده‌اند، می‌خواهیم که به جای استفاده از لفاظی‌های تنش‌زا و تحریک‌آمیز که باعث مرگ گفتگو می‌شود، از این فرصت استفاده کنند و به آن پاسخ مثبت دهند. چون مشخص شده است که جایگزین آن، هرج و مرج و ادامه یافتن فرسودگی و اختلال در نهادهای دولتی است و می‌تواند به سقوط در باتلاق ناامنی یا آماده شدن شرایط برای فدرالیسم و تجزیه بینجامد.

اگر کسانی نگران بیهودگی یا جدی نبودن گفتگو هستند، این به معنای عدم مشارکت نیست، بلکه خواستار مشارکت بیشتر در گفتگو هستند و در جلسات داخلی درباره آن صحبت می‌کنند و اگر در گذشته به دلیل برخی موقعیت‌ها و شرایط، گفتگو مؤثر نبود، به این معنا نیست که این موقعیت‌ها و شرایط اکنون نیز به همان شکل سابق است.

 

بحران آوارگان سوریه

در همین حال، با وجود تلاش ارتش و نیروهای امنیتی برای جلوگیری از تشدید دوباره بحران آوارگان سوریه، بحرانی دیگر در حال ظهور است که حاصل وخامت اوضاع اقتصادی کشور بوده و ریشه آن به تحریم اقتصادی تحمیلی برای تغییر دادن گزینه‌ها و ائتلاف‌ها و دراز نشدن دست یاری به سوی لبنان از سوی برادران عرب است. از این رو ضروری است که برای جلوگیری از عواقب خطرناک احتمالی، تلاش جدی برای مقابله با موج جدید آوارگان صورت گیرد. چون لبنان به طور فزاینده‌ای از بحران آوارگی فعلی رنج می‌برد. همچنین درخواست می‌کنیم که با همکاری نیروهای امنیتی و هماهنگی با دولت سوریه کنترل بر گذرگاه‌های مرزی تشدید شود. در همین زمانی که ما خواهان تلاش برای یافتن راه حلی هستیم که ثبات امنیتی را به کشور را بازگرداند و کمک کند تا راه حلی برای بحران شدید اقتصادی خود بیابد.

 

عواقب درگیری‌ها

همچنان در زمینه امنیت، نسبت به شروع دوباره درگیری ها در اردوگاه عین الحلوه هشدار دهیم که عواقب آن به داخل اردوگاه متوقف نخواهد شد، بلکه به اطراف آن رسید. در اینجا از علاقمندان به فلسطین می‌خواهیم که با جدیت و سرعت جلوی این خونریزی‌ها را بگیرند که باعث افزایش رنج فلسطینیان در داخل اردوگاه، آسیب رساندن به آرمان فلسطین و نیروهای زنده آن و رابطه اردوگاه با محیط اطراف آن می‌شود و رژیم صهیونیستی و دشمنان وطن و امت اسلامی از این درگیری سود می برند. دردآور این است که این درگیری در حالی رخ می‌دهد که مردم فلسطین در مقابل استکبار صهیونیستی و حملات شهرک نشینان، بزرگترین فداکاریها را انجام می‌دهند.

 

جمعیت میلیونی زائران حسینی

در خاتمه باید به اجتماع میلیونی زائران با همه تنوعات مذهبی، دینی و ملی‌شان در حرم حسینی بپردازیم. آنها از این طریق پایبندی خود را به اهداف امام حسین(ع) که به خاطر آن خون خود، یاران و اهل بیت خود را فدا کرد، نشان دادند. هدف آن حضرت مقابله با بی‌عدالتی، فساد و سودجویان از مقدرات دولت‌ها و ملت‌ها و انحرافات اخلاقی و دینی بود که طبیعتاً با توجه به ارزش‌ها و مفاهیمی که امام و یاران شهید او تجسم بخشیدند، بر وضعیت زائران تأثیر می‌گذارد.

در این زمینه، باید از تلاش‌های دولت و مردم در عراق، به غم شرایط دشواری که همچنان از آن رنج می برد و چالش‌هایی که در سطوح امنیتی و اقتصادی با آن مواجه است، برای ایجاد بهترین شرایط برای زائران، چه از نظر امنیتی و چه مهمان‌نوازی سخاوتمندانه‌ای که در طول این سفر از خود نشان دادند، قدردانی کنیم.